۱۳۸۷-۱۰-۱۳
زردنویسی سیاسی در قبال غزه
* این فضای وبلاگستان فارسی واقعا داره متعفن میشه. باسواد یا بیسواد فرقی نداره! برای یه سریها دنیا به ۲ بخش جمهوری اسلامی و غیر جمهوری اسلامی تقسیم میشه، حاضرن از هر گندی دفاع کنن که طرف جمهوری اسلامی شناخته نشن! غیر از اونایی که نژادپرستن، میدونین مشکل اکثر اینهایی که دارن به خاطر حملات اسرائیل (که حتی سازمان ملل هم اسرائیل رو به نقض حقوق بشر محکوم کرده) دارن مردم فلسطین و حماس رو مقصر میدونن، چیه؟ مشکلشون با نظام جمهوری اسلامی و مشکلات داخلی هست!
اکثر اینها، کسانی هستن که به خاطر مشکلشون با جمهوری اسلامی، دارن در قبال فاجعه غزه سکوت می کنن و یا اینکه میندازن گردن حماس و معتقدن حماس باید ساکت بشه تا حملات متوقف بشه! غافل از اینکه اسرائیل علاوه بر تمام مواضع غیرنظامی ای که بمباران کرده اخیرا دانشگاه غزه رو مورد هدف قرار داده! یعنی من صدبار تا حالا این جمله رو تو بحثام با اینا تکرار کردم که بابا تو اصلا فکر کن جمهوری اسلامی ای روی کره زمین نیست، سعی کن آزاده باشی!
* واقعا تهوع آوره، یک جای دنیا قتل عام انسانی رخداده، یه عده دارن به دعواهای چپی و راستی خودشون فکر می کنن و استفاده ابزاری از این واقعه برای کوبیدن جمهوری اسلامی، حماس و یا حزب الله لنبان، بدون در نظر گرفتن درصد تقصیر هرکدوم. عقم میگیره از اینهایی که با اطلاع از تاریخ، دارن زرد نویسی سیاسی می کنن، غیر قابل تحملن.
یعنی بدبخته کسی که هنوز قادر نیست نوع تحلیل های چپکی اپوزوسیونیستی خودش رو در مورد مسائل داخلی کشور با مسائل سیاسی دنیا قاطی نکنه و ۴ تا مطلب ننویسه که فقط به درد امثال Political bitch های ثابت نخوره. جدی جدی بعضی از این وبلاگهای فارسی اساسی من رو یاد تلویزیونهای لس آنجلسی میندازن. نوع مطالبشون و تحلیلهاشون به قدری بی پایه و اساسه که آدم هنگ میکنه.
از طرفی نمیتونن بین مسائل ایران و دنیا تفکیک منطقی قائل بشن، از طرفی قادر نیستن نظر دوستان چپشون رو تامین نکنن از طرفی برای بیگناه نشون دادن خودشون و لابد عدم سکوت در برابر جنایات اسراییل ۴ تا جمله مبهم و ۲ پهلو هم تو متنا و لینکاشون نذارن که دیدی من محکوم کردم!
* تاسف باره. ذهن ما ایرانیها داره به شدت صفر و یکی عمل می کنه. الان یه سری میان کامنت میذارن که تبلیغات جمهوری اسلامی روت اثر گذاشته، جواب منم اینه که چرت و پرتهای فاکس نیوز روی شما اثر گذاشته، بعد ما داریم همدیگه رو با این بحثهای بیخود تیکه پاره میکنیم، اونوقت یه جای دنیا مرزها رو بستن و دارن آدم میکشن اونم با پیشرفته ترین سلاحها. کسی هم نمیتونه منکر بشه که اسرائیل چقدر در داشتن ابزار آدمکشی چه روی زمین چه هوا پیشرفته است.
مسخره است! تو این بازی بین قدرتمند و ضعیف عده ای دارن با سانسور استراتژی اسرائیل طرف قدرتمند رو میگیرن و یک گروه رو بین ضعیف محکوم می کنن که تو ساکت شو تا قدرتمند عصبانی نشه! اصلا تو مقصری که داری از خودت دفاع می کنی، تو باید تسلیم بشی، چرا قدرتمند جون رو ناراحت کردی که رو سر زن و بچه ات بمب بندازه!
* یک چیز دیگه ای هم که برای من جالبه سکوت داعیه داران گفتگوی تمدنها و یا صلح جهانی هست! مثلا خانم شیرین عبادی هنوزه هنوزم یک کلمه حرف نزدن. حالا کاری ندارم چند روز دیگه و یا طبق معمول وقتی از بحبوحه خارج شدیم ایشون هم مثل خیلی از چپی های چهار تا جمله ۲ پهلو در محکومیت خواهد گفت، برای من جالبه که این خانم چه چیزی برای از دست دادن داره که سکوت کرده؟! اگه یه زن جوون بود من میگفتم آره هنوز خیالپردازه و لابد میخواد جایزه های بیشتری از حقوق بشر رو درو کنه، مسئله اینجاست که ایشون سن و سالش هم بالاست! یعنی چی میشه از اون شهرتش استفاده کنه، اقلا یکبار هم که شده طرف اینور رو بگیره! با اینکه میدونه حرفاش بازتاب جهانی خواهد داشت، چرا سکوت کرده؟! خیلی دلم میخواد این بابا رو ببینم و یه بار باهاش حرف بزنم! شاید به قول مطرود حقوق بشر فقط مال باکلاسهاست!
* و در آخر اینکه ۲ نفر پای مطلب: ارتجاع و بربریت غیر قابل تحمل در وبلاگستان فارسی بامدادی حرف دلم رو زده بودند:
۱- امیر.ی: متاسفم از بسیاری که این روزها نه از دریچه تنگ صدا و سیما و یا شبکه های دست چندم لس آنجلسی و صدای آمریکا و … که از اطلاعات نسبتا آزاد در اینترنت برخوردارند و باز مواضع شان به همان میزان ارتجاعی است که مواضع کسی مثل منوشه امیر که از صدای آمریکا انتقاد می کرد که چرا فیلم های زخمی های غیرنظامی را نشان می دهد در حالی که تعداد کمی غیرنظامی کشته و زخمی شده اند !! در عجب ام از کسانی که اصلا می شمارند کشته و زخمی ها را، و به عدد می گویند ” ۴۰۰ نفر که چیزی نیست … تازه فلان درصدش هم نظامی های حماس بوده اند”. بامدادی جان در عجب ام از این همه ارتجاع و ای کاش از سر ناآگاهی باشد که شاید درمان پذیر باشد، می ترسم از سر آگاهی باشد و از سر نژادپرستی کور ابلهانه پان ایرانیست های از گور برگشته …
۲- سمیرا آلمان: من چند سال پیش با یک آمریکایی چت می کردم درباره موضوعات ایران و مسائل هسته ای نکته ای که بین ما رد و بدل شد این بود که اونا فقط به اخبار رسانه های خودشون می پردازند و رسانه ای که حرف دیگری رو بزند رو نمی شناختند خوب وقتی که صبح تا شب حقیقت اشغال فلسطین که به بهانه ظلم هیتلر و اروپایی ها به یهودیان انجام شده رو نادیده بگیرند شما هم باشید فکر می کنید که صاحب اصلی این سرزمین اسرائیلی ها بودند و این فلسطینی های بیچاره و مظلوم که هیچ امکاناتی در برابر حمایت های قدرت های اروپایی و آمریکایی از اسرائیل ندارند اشغالگرند در واقع کار رسانه ای اونا باعث شده که الان مساله وارونه شده و مظلوم رو اشغالگر و تروریست و … معرفی می کنند و اسرائیلی رو که هر روز آدم می کشد رو به عنوان کسی که دارد از حق خودش دفاع می کند به مردم می شناسونند.
آیا اگر کسی ایران رو اشغال کند و مردم ایران بخواهند برای دفاع از خودشون بجنگند کدوم مقصرند مردم ایران یا نیروی اشغالگر؟
الان جای مظلوم و ظالم کاملا عوض شده و رسانه ها خیلی خیلی به این مساله دامن می زنند، واقعا جنگ برای آزادی وطن تروریسمه ؟ یا نسل کشی یک ملت برای به چنگ در آوردن سرزمینش؟
دوستانی هم که از صلح حرف زدند بروند و تاریخ فلسطین رو بخونند و ببینند که این صلح هایی که می گویند باج سبیل و ذلت بوده یا صلح بعدش نظر بدن که الان فلسطینی ها ضد صلح دارن کار می کنند.


امیر Reply:
دی ۲۲م, ۱۳۸۷ at ۷:۴۴ ب.ظ
ا سلام و عرض ادب برخی از تاملات خودم را پیرامون واقعه غزه و فلسطین خدمتتان
عرض می کنم.چند نکته مذهبی:
۱-اسراییلی ها به فرمان خدا صاحبان اصلی فلسطین هستند و این موضوع علاوه بر تورات در قران کریم هم به روشنی تبیین شده .قصه از این قرار بود که موسی بنی اسراییل را از مصر به صحرای سینا کوچ داد .همان قصه معروف غرق شدن فرعون و فرار بنی اسراییل.وبعد بنی اسراییل در خواست سرزمین کردند از خدا زیرا صحرای سینا بیابان بی اب و علف و غیر قابل سکونت بود.خدا گفت که من فلسطین را که سرزمین ابادی است برای شما قرار دادم.گفتند:در انجا قومی ساکنند.خدا گفت با انها بجنگید و بیرونشان کنید و من شمارا در این جنگ یاری می دهم.به موسی که پیام خدارا برای انها می اورد گفتند:اذهب انت وربک :تو و خدایت بروید و انها را بیرون کنید و ما بعد از شما می اییم.خدا به موسی گفت این قوم بنی اسراییل به بردگی عادت کردند.انها را رها کن ولی از فرزندان انها مردانی شجاع پدید می ایند که فلسطین را به دست خواهند اورد.بعد از ۴۰ سال نسلی از بنی اسراییل که در صحرا زندگی کرده بودند به جنگ فلسطینی ها رفتند و با ابتکار داوود در کشتن فرمانده فلسطین با فلاخن فلسطین به تصرف اسراییلی ها در امد و وعده خدا محقق شد.اسراییلی ها نزدیک پانصد سال در انجا حاکم بودند و حکام انها از جمله حضرت سلیمان است که معبد سلیمان را بنا کرد.بعد عرب ها به سرکردگی بخت النصر به انجا حمله کرده و تصرفش کردند.کوروش به بخت النصر حمله کرده اورا شکست داد و اسراییلی ها به فلسطین بر گشتند و عده ای هم به ایران امده و این جا ساکن شدن. .بیشتر در شهر اصفهان که ۹ نفر از انبیا انها هم اکنون در تخت پولاد اصفهان دفنند و زیارت می شوند.و همچنین شهرهای دیگر چون شوش و تویسرکان.خدا از حمله بخت النصر به فلسطین در قران به عنوان عذابی به خاطر گناهان بنی اسراییل یاد کرده است و حمله دومی که قبل از اسلام به دست مسیحی هایی انجام شد که بهانه حمله شان را کشته شدن عیسی توسط بنی اسراییل قرار دادند.در حالی که عیسی تنها یکی از پیامبران بنی اسراییل بود و ادعای دین جدیدی نداشت ولی چیزی به نام مسیحیت پس از مر گش به وجود امد.و خدا این دو حمله را عذاب خودش دانسته و در قران به انها می گوید اگر باز هم گناه کنید باز عده ای را مامور می کنم به سرزمینتان فلسطین حمله کنندو عبارت سرزمین موعود هم تعبیر خداوند در تورات و قران است.
۲-بیشتر عربها سنی هستند و ما شیعه ها اولا با انها برادریم و مشکل خاصی الا در قصه خلافت و امامت و برخی فروعات فقهی نداریم.ولی تیره ای از انها که اغز قضا همان عرب های ساکن فلسطینند سنی ناصبی اند.یعنی گروهی که معتقد به کفر و فساد علی بن ابیطالب و فاطمه زهرا و فرزندانشانند.و جزئ واجبات نمازشان لعن علی و فاطمه سلام الله علیهما است.واین فرقه از نظر فقه شیعه واجب القتلند و در روایات مکرر ظهور امام زمان تصریح شده که امام زمان بعد از ظهور با انها به جنگ برخاسته و کوچک و بزرگ انها را می کشد انقدر که خون انها زمین را می پوشاند و در جواب اعتراض فرماندهان خراسانی خود به کشتار بی حساب انها قصه شهادت فاطمه زهرا را یااد اور میشودو ….
۳-چند دهه پیش انگلیسی ها از سرزمین های تحت استعمار خویش بیرون رفتند و این زمین ها را به شکلی تقسیم کردند که در هر گوشه ای اختلافی باقی ماند .عرب ها که خود را حاکم بلا فصل خاورمیانه می دانند به حاکمی یهودی ها بر اسراییل و حاکمیت ایران بر خلیج و خوزستان اعتراض کرده و تا الان هم پایش ایستاده و این زمین ها را از مصر تا خراسان ملک تاریخی خود می دانند و یهود و مجوس که ما ایرانی ها باشیم را دشمنان خود تعریف می کنند.
۴-قصه فلسطین یه قصه قومی بین یهودی ها و عربهاست. یهودی ها فرزندان اسحاق پسر ابراهیم و عرب ها فرزندان اسماعیل پسر ابراهیم هستند. ابراهیم پدر هر دو قوم است ولی مادر اسماعیل هاجر و مادر اسحق سارا بود که با هم دعوا می کردند و ابراهیم که با سارا ساکن فلسطین بود هاجر را به عربستان فرستاد تا این دو زن از هم دور بوده و به هم حسادت نکنند.اختلاف سارا و هاجر ادامه پیدا کرد و فرزندان انها در طول تاریخ با هم به دشمنی پرداختند که نمونه های ان در زمان پیامبر اسلام فتح خیبرو قتل عام یهودی ها توسط ایشان است و کشتاری که یهودی در دهه ۶۰ از فلسطینی ها به تلاف کشتار خیبر انجام دادند.هیولای صهیونیسم جهانی ساخته و پرداخته ذهن عرب ها بر ای روشن نگه داشتن اتش کینه شان از یهودی هاست.
۵-جالبه بدانید روسای سیاسی و فرهنگی اسراییل همه ایرانی هستند که بعد از انقلاب از ایرا رفته و در اسراییل ساکن شدند.
۶-واماغزه. در سیبر تحولات فلسطین عرب ها که قیم فلسطینی ها هستند مشغول صلح و سازش بودند که ایران حماس را وارد معادلات ان خطه کرد تا بتواند به عربها و غربی ها فشار اورد تا قدرت ایران را بپذیرند و اینقدر به نظام جمهوری اسلامی ایران گیر ندهند.اقای خامنه ای در یک تحلیل خصوصی برای سپاه می گفت:من بارها به دوستان گفته ام امروز جبهه ما در برابر غربی ها فلسطین است. اگر ان جبهه را بستند ما باید در تهران با انها بجنگیم.تحلیل ایشان درست است .زیرا جمهوری اسلامی دارای دو دشمن تعریف شده است.خطر نزدیک عرب ها هستند که از اخرین جنگمان با انها هنوز همه چیز مانده از اسیر و شهید و جانباز و خرابی ها و….ومثل ان.عربها مدعی خلیج و خوزستانند و برای دستیابی به ان به هر راهی متوسل می شوند.صدام یک استثنا نبود عربها همه صدام هستند به شرط شرایط صدام در سال ۵۹٫ولی تز صدام فعلا شکست خورده است.صدام می گفت :راه قدس از تهران می گذرد.وبا وجود تهران تصرف فلسطین بی فایده است. این جمله را امام به انها برگرداند که راه قدس از کربلا می گذرد.عربها ما را هنوز مجوس به معنای اتش پرست می دانند و صدام جنگ خودش با ایران را اتمام قادسیه نام نهاده بود.قادسیه جنگی است در زمان عمر که به اشغال ایران توسط عربها انجامید.دشمن بعدی طبق تعریف سران نظام ایران غربی ها هستند که ایران در صدد است جنگ خودش با اعراب و غربی ها را در فلسطین انجام دهد تا هزینه اش را در کشور خودمان نپردازیم واینهمه تبلیغات برای غزه فقط در جهت توجیه مردم برای هزینه های جنگ با ان دو کشور است.اکنون فلسطین دو دولت دارد :دولت غزه که حماس است و دسنت ایران در ان منطقه است و دولت محمود عباس در کرانه با ختری و جنگ اخیر بیشتر جنگ ایران و عربها است و اسراییل و فلسطین ابزار جنگ هستند.
۷-استراتژی اقای خامنه ای و همفکرانش شکننده ترین و پرهزینه ترین راه دفاع از ایران و نظام است. در حالیکه استراتژی حکومت پهلوی عاقلانه تر ین شکل ان بود ولی سران نظام چشمشان از خیانت غربی ها به حکومت پهلوی ترسیده واز بیم تکرار ان حاضرند ملت بدبخت را زجرکش کنند ولی ریسک کمتری برای ادامه حکومت متحمل شوند .چه به فرموده امام راحل حفظ نظام در راس همه واجبات است.البته اقای رفسنجانی هم به شخصه استراتژی عاقلانه تر دورتر از پهلوی و نزدیک تر به خامنه ای داشت که موفق به اجرایش نشد.
۸-کلام اخر اینکه احساسات را در مسایل سیاسی داخل نکن.اشتباه است.در ایران در تمام ۳۶۵روز سال روزی ۸۰ نفر در اثر بی کفایتی مدیران میان اهن و خاک تکه تکه می شوندو این یک قلم جنس است.مگر در چچن روزانه صدها نفر توسط روسیه قتل عام نشد.شما چیزی شنیدین؟چچنی ها تا صدسال پیش ایرانی بودند و شیعه هم بودند.واقعا تر کیب دین و سیاست چه ها که نمی کند؟یا چند صد نفری که در همین ایام محرم توسط استشهادیون سنی در حین عزاداری امام حسین ع تکه و پاره شدند. جاشون کجای این اخبار جمهوری اسلامی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جواب به این نظر