وبلاگستان جناحی، وبلاگستان مرده

* بخش اول:

* وقتی یک وبلاگنویس روزمره نویس مدت چند هفته است از خودش نمینویسه، وقتی علیرغم تمام دغدغه های اصلیش گیر میده به مطالبی مثل برنامه نویسی و مذهب، یا چه میدونم هک اخلاقی و یا لا میره تو فضا و مینویسه تولد تلسکوپ هابل یعنی واقعا حالش بده و داره چیزی رو سانسور می کنه!
از اون بدتر اینکه وقتی یه مطلب انتقادی هم مینویسه مجبوره همش سربسته بنویسه و کلی گویی کنه و جرات نداشته باشه به مطلب و یا نویسنده ای اشاره کنه، طوریکه بشه هزار جور برداشت ازش کرد… اینجاست که به طور حتم میشه نتیجه گرفت این وبلاگ نویس در اثر زخمهایی که توسط اون افراد خورده، مدام داره خودش رو خفه می کنه. به عبارت دیگه او یک وبلاگنویس مرده است.

* وبلاگنویس زنده وبلاگنویسی هست که از اکثریت نترسه و با شجاعت کامل دقیقا به مطالبی که آزارش میده لینک بده و انتقاد کنه! که البته در اینصورت فضای سالم میطلبه، میدونین چی میگم؟ وقتی وبلاگستان در دست یک عده ای باشه و خودشون رو سردمدار بدونن و گروه تشکیل بدن و مدام از همدیگه طرفداری و تقویت کنن، هرکی هم با مطالبشون مخالف باشه، تمسخر و سرکوب کنن، دیگه مجالی برای اعتراض نمیمونه! اعتراض مساوی با اینه که یکیشون یه مطلب توهین آمیز (ولو واهی) علیه تو بنویسه و بقیه هم در اولین فرصت خوشمزه اش کنن و شرش کنن و علیه تو کامنت بنویسن و دسته جمعی لذت ببرن!

* وبلاگستان جناحی، وبلاگستانی که فقط نوع خاصی از مطالب و وبلاگها مدام به چشم خواننده میخوره، وبلاگستان مرده است! حالا هرچقدر که خواستید همدیگه رو تائید کنید و بگین حق با خودی هاتون هست و قربان همدیگه برین و خوشحال باشید که چقدر حق دارین. مطمئن باشید بالاخره یه روزی حرفا و شعارها و طرفداریهاتون عین این تلویزیونهای لس آنجلسی تکراری و حال بهم زن میشه و دقیقا نتیجه عکس میده.
اینه که من کلا ناامید شدم و یکسری جماعت رو به طور کلی ایگنور کردم که در آرامش باشم هرچند بازم از نیش و کنایه زدن دستبردار نیستند!

۴۳ نظر

  1. ----- ۱۳۸۷-۱۰-۲۰، ۷:۲۳ ب.ظ

    چه عجب اینجا خلوته!!!
    فکر کنم ملت هنوز از حال و هوای حسین هالیدی در نیومدند.
    همشهری زیاد خودتو ناراحت نکن، اینقدر غصه ملت نخور!
    تعجب میکنم شما با این روحیات انحصارطلبانه بازم حرف از آزادی و عدالت و مرام می زنید. بابا بی خیال. احتمالا دنبال دموکراسی اسلامی هستید :)

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    روحیه انحصار طلبانه؟ :))
    کدوم همشهری؟ شما کجایی هستی؟ :دی

    جواب به این نظر

  2. دلسوخته ۱۳۸۷-۱۰-۲۰، ۷:۴۴ ب.ظ

    سلام
    مرده آن نیست که چوبش بزنند جم نخورد مرده آنست که نامش به نکوئی نبرند. اگر میبینید که در اقلیت قرار گرفته اید مطمئن باشید که برحقید. این یک مسئله تاریخی است . زیاد دلنگران تنهائیتان نباشید. به نظر من ۲۰نفر که همدل باشند بهتر از ۱۰۰ نفرکه بیدل باشند.خدایا مارا همدل بنما

    جواب به این نظر

  3. ملجه ۱۳۸۷-۱۰-۲۰، ۷:۴۴ ب.ظ

    سلام

    از این آقا/خانمی که اولین نظرو دادن خیلی دلخورم، چون هیچ کس حق نداره با امام حسین (ع) شوخی کنه!!!!

    در ضمن، متاسفام که می شنوم که حالتون بده زهرا خانم. انشاء الله زود خوب شید.

    جواب به این نظر

  4. وب - آ - ورد ۱۳۸۷-۱۰-۲۰، ۷:۴۹ ب.ظ

    وب -
    آ – ورد

    جواب به این نظر

  5. آزاده ۱۳۸۷-۱۰-۲۰، ۷:۵۵ ب.ظ

    اگه انقدر ناراحتی خب ننویس، انقدر چس ناله نداره دیگه

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    اگه همونی باشی که من فکر میکنم اشکالی نداره که اینقدر مودبی
    روز به خیر!

    جواب به این نظر

    Marjan Reply:

    چه مودب!!

    جواب به این نظر

  6. m4ndm ۱۳۸۷-۱۰-۲۰، ۸:۰۳ ب.ظ

    زهرا اینو از ته دلم درک میکنم ( بوس)
    خوشمزه شد

    جواب به این نظر

  7. اشکان ۱۳۸۷-۱۰-۲۰، ۸:۳۲ ب.ظ

    بنویس… بی خودسانسوری… اما نظرات را بردار… و به ایمیل‌های ناشناس جواب نده.
    جدی این‌ها را گفتم. آدم هر عقیده‌ای داشته باشد بهترین وضعیت برای آن عقاید این است که بی‌خودسانسوری و فشار بیان شوند.
    البته من با عقاید شما کم و بیش آشنا هستم اما فکر می‌کنم (یا بهتر بگویم می‌بینم) اکثریت هیچ‌وقت یک موجودیت ثابت ندارد و همیشه سیال است. یعنی نمی‌شود گفت همیشه فلان‌جور آدم‌ها اکثریت دارند. درضمن می‌دانم سخت است اما کمی با همدلی به آدم‌های مهاجم و هویت‌های پرخاشگر نگاه کن. همیشه کسی که زخمی می‌زند زخمی هم خورده. و فکر می‌کنم همه‌ی آدم‌ها هم زخم می‌زنند. کمتر و بیشتر دارد اما عدم ندارد!
    درضمن بسیاری از افراد مذهبی را در زندگی و همین وبلاگ‌ها می‌شناسم که نمی‌شود بهشان گفت بالای چشمشان ابروست و چنان محیط بسته‌ای برای خودشان و هرکه با آن‌ها معاشرت کند درست می‌کنند که نفس‌تنگی می‌گیرم.
    خلاصه اینکه این آدم‌ها از هر دو سو فراوان‌اند. کم‌اند آدم‌هایی که روحیه‌ی پرخاش به مخالف فکری خود نداشته باشند. به خصوص در ایران درهم ریخته‌ی امروز.
    موفق و سلامت و آزاد باشی
    یا حق

    جواب به این نظر

  8. mosafer kuchulu ۱۳۸۷-۱۰-۲۰، ۸:۵۷ ب.ظ

    fekr mikardim chon madaretun pishetn umade neminvisin :) ziad be fekre janaho in harfa nabashin, har kesi kare khodesho mikone, mage shoma vase khatere dele digaran minvisin? be ghole molana mah feshanad nooro sag o’ o’ konad… motmaen bashin ke kheilia tahsineun mikonan ke ru aghideye khodetun ostavar vastadin, hata hame unaee ke bado birah migan :D va albate ino ham gabul konim ke hameye ma hatman ye iradati ham darim :) movafagh bashi

    جواب به این نظر

    سینا Reply:

    لطفاَ انگلیسی تایپ نکنید تا بشه راحت خوندش و وقت تلف نشه

    جواب به این نظر

  9. شب بلند زمستانی ۱۳۸۷-۱۰-۲۰، ۹:۱۶ ب.ظ

    سلام غصه نخور مردم تحمل حرف حق و ندارن تو به کارت ادامه و بده و نا امید نشو وبلاگ قشنگی داری من بی اجازه لینکت کردم به من سر بزن و اگه قابل دونستی و دوست داشتی من و هم لینک کن امیدوارم هر روز موفقتر از دیروز باشی و نوشته هات شجاعانه تر و محکمتر بشه

    جواب به این نظر

  10. پریناز ۱۳۸۷-۱۰-۲۰، ۹:۳۳ ب.ظ

    می دونی چیه زهرا؟! واقعا دارم اینو می گم! خیلی به حرف های دیگران اهمیت میدی و خودت رو واسه خاطر حرف های صد من یه غاز دیگران ناراحت می کنی! زهرا ما داریم زندگی می کنیم تو دنیایی که خیلی خیلی کوتاه! پس دیگه فکر می کنم نباید به خودت فرصت ناراحتی و اعصاب خورد شدن رو بدی! حالا دیگه چه برسه به اینکه بخوای خودت رو ناراحت و درگیر دنیای مجازی کنی!
    زهرا عزیز بیا و حرف دلت رو بنویس! دور از هر نوع ترس برای برداشت بد مردم از حرفات.

    جواب به این نظر

  11. sahar.m ۱۳۸۷-۱۰-۲۰، ۹:۳۳ ب.ظ

    خیلی ها بی جنبه اند ادامه بده
    من هم اپم خواستی وقت کردی بیا

    جواب به این نظر

  12. kamrad ۱۳۸۷-۱۰-۲۰، ۱۰:۰۲ ب.ظ

    به نظر من مشکل اصلی اینه که شما عقاید آدمهارو رو بیشتر از حدش، بهشون توجه میکنین!
    شما الان از یک عده صحبت میکنین که به قول شما وبلاگستان دستشونه! ولی من و خیلیهای دیگه که اینجارو میخونند ! از این جریان بیخبرند یا اینکه براشون مهم نیست اصلا!
    شاید تو جهان واقعی سخت بشه بیخیال شد! ولی خوبی جهان مجازی به اینه که شما محدودیت جهان واقعی رو نداشته باشی وگرنه چه فایده ای داره!

    جواب به این نظر

  13. مستانه ۱۳۸۷-۱۰-۲۰، ۱۰:۰۸ ب.ظ

    زندگی رو خیلی به خودت سخت می گیری و لاجرم و بر اساس یه سری از قوانین جاری توی جهان زندگی هم خیلی بهت سخت می گیره.

    و این مشکلیه که دقیقا خودت برای خودت ایجاد می کنی. نه هیچ کس دیگه…

    جواب به این نظر

  14. آرش ۱۳۸۷-۱۰-۲۰، ۱۰:۵۴ ب.ظ

  15. علی ۱۳۸۷-۱۰-۲۰، ۱۱:۴۵ ب.ظ

    نظر اولی خیلی باحال بود ، دمت گرم. ولی من اسمشو گذاشتم حسین کارناوال توهین به امام حسین نیستا منظورم نوع عزاداریه

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    به نظر من تیپ قیافه مهم نیست. مهم نیتشون هست! یعنی چیزی که تو قلبشونه مهمتر از نوع لباسشونه و الخ !:)

    جواب به این نظر

    jeune Reply:

    پیدا کردن دوست دختر و «گتینگ لِید» نیتشونه خانوم جان. تقصیر حکومت و ایدئولوژی تمامیت خواهی است که سرخ و سفید و زرد و بنفش را «وادار» به «حضور» می کند. جوان ۲۱-۲۲ ساله ی خوش گذران را اگر «به زور» عرف و قانون و چوب از رقصیدن در دیسکو و شادنوشی در بار محروم بکنید می آید در مجلس عزاداری سید و سالار شهیدان پسر/دختر بازی…

    جواب به این نظر

  16. علی ۱۳۸۷-۱۰-۲۰، ۱۱:۵۷ ب.ظ

    دلسوخته جان، میبینم متخصص امور تاریخی هم که شدین. بهتر بود جواب من رو درباره تفسیر مکارم شیرازی بدین و دیگه این که نه ۲۰ نفر همدل ارزش داره نه ۱۰۰ نفر بیدل!!!
    .مهم اونه که مطالبمون اونقدر سطح پایین نباشه که فقط یه عده بچه که تو عمرشون چهار تا کتاب درست حسابی نخوندن و برداشتشون از دین در حد مطهری وشریعتیه از وبلاگش تعریف کنند

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    همین که شما فکر میکنی عقل کل هستی و چه میدونم ۴ تا بچه اینطور و اونطور هستن یعنی اینکه استدلالت (که البته بیشتر به بچه بازی میمونه) از پایه لنگ میزنه
    هر وقت یه لیوان آب سرد خوردی بیا اینجا بحث کن!
    بعید میدونم با این شیوه بتونی به جایی برسی ضمن اینکه شما حق توهین به کسانی چون مطهری و شریعتی رو نداری!

    جواب به این نظر

    سپیده Reply:

    واقعا متاسفم که هنوز یاد نگرفتیم اگه کسی حرفی مخالف نظرمون زد،سریع با چند تا بد و بیراه و برچسب های کافری و ملحدی و الخ ، جوابشو ندیم !!!

    جواب به این نظر

    سینا Reply:

    خیلی ممنون متاسفم از صحبت ۴ تا آدم بی سواد واحمق اینا از صهیونیست ها وبعضی از اعراب بیشتر به اسلام ضربه می زنند اسم«علی» برازنده همه کس نیست

    جواب به این نظر

    علی Reply:

    من خودم رو از توی وحشی مسلمان تر میدونم من به جای این که فریب وازه های مثل صهیونیست و این جور مسائل رو که فقط به درد اهداف حکومت میخوره رو بخورم از خدا میخوام حقیقت رو به من نشون بده و در راه حقیقت جهاد کنم

    جواب به این نظر

  17. علی ۱۳۸۷-۱۰-۲۱، ۱۲:۱۳ ق.ظ

    زهرا خانم استدلال پس بیا اینو استدلال کن :قسم می خورم هیچ دوست ندارم با احساسات پاک مذهبی افراد بازی کنم ولی وبلاگت به حدی حالم رو به هم زد که مجبور شدم این عقیدم رو زیر پا بگذارم
    زهرا جان برو قرآن رو باز کن آیه ۳۲ سوره نسا اون جایی که میگه اگر دیدید یا همین که احساس کردید همسرانتان با شما مخالفت میکنن آنها را بزنید و وقتی که از حرف خود برگشتند دیگر آنها را نزنید زیرا خدا بزرگوار (الان قرآن جلوم نیست هر چی یادم بود نوشتم ولی در کل خیلی با این چیزی که نوشتم فرق نداره)
    حالا بد نیست یه سر به تفسیر نمونه آیت الله مکارم شیرازی بزنی: روانشناسان در مطالعات خود دریافتند که بعضی از زنان بیماری مازوخیزم (خود آزاری) دارن که در واقع دوست دارن کتک بخورن( تفسیر نمونه هم حالا جلوم نیست ولی این یکی رو مطمئن باش که چندان از چیزی که نوشتم محترمانه تر نیست) با این که این بیماری ربطی به جنست نداره جناب مکارم هیچ توضیحی نمیده که اگر یک مرد بیماری خود آزاری داشت تکلیف چی میشه !! یا اگه زن بیماری سادیسم داشت تکلیف چیه!!
    در ضمن بدون که من هم امام حسین رو دوست دارم و به هیچ وجه خودم رو کافر نمیدونم
    اینو پریروز هم نوشته بودم ولی جواب نداده بودی راستی یه آب سرد هم خوردم

    جواب به این نظر

    اندیشه Reply:

    سلام، من نمی دونم تو یه چیزی گفتی که یه چیزی گفته باشی و مخالفتی کرده باشی یا واقعا سوال کردی و جوابشو می خوای. اگه مورد اوله که هیچی ولی اگه مورد دومه:
    اولا من مطمئنم از این محترمانه تر بود
    ثانیا من در این مورد کتابهای زیادی خوندم چون دخترم و این مقوله برام مهم بوده، مساله ی درصد بیشتر خودآزاری در زن ها رو هم اولین بار در کتاب جنس دوم خوندم (در جلد اولش مفصل روی این قضیه بحث کرده، یک عالم نمونه آورده، الآن حوصله ندارم برم صفحه شو پیدا کنم) و من براساس آمار ها و تجربیات واقعی افراد قبولش کردم. دقت کن که من مساله توهین آمیزی رو قبول نکردم بلکه زیادتر بودن میانگین یک مشکل روانی رو در عموم دختر ها نسبت به عموم پسر ها قبول کردم. (همون طور که بیماری های روانی دیگری هم هستند که در پسر ها بیشتر از دختر ها دیده شدند.) شاید مشکل کشور ما اینه که این مسائل درش زیادی تبو ست و افراد هیچ اطلاعی از چنین چیزهایی ندارند و وقتی چنین چیزهایی رو می شنوند فکر می کنند مجتهد از خودش درآورده.
    سوم این که بهت پیش نهاد می کنم که مسائل زنان رو از دید زنان نگاه کنی نه خودت.چیزی که به نظر تو مسخره ست ممکنه به نظر یک زن کاملا طبیعی باشه.
    چهارم: من نمی دونم ولی مطمئنم که اگر بپذیریم قرآن از نزد خداست می تونیم بپذیریم که حرف بیخودی توش زده نشده.
    پ ن : ورژن جدید مسلمانی ایمان آوردن همراه با رد قسمت هایی از قرآنه؟

    جواب به این نظر

    علی Reply:

    ۱ یعنی با فرض اینکه بیماری خود آزاری در زنان بیشتره ما حق داریم همسرمون رو بزنیم توجه کن مسئله خود آزاری این موضوع در تفسیر آیه اومده نه در خود آیه. پس کرامت آدمی چی میشه.
    ۲من آیه قرآن رو رد نکردم من به عقلم رجوع کردم دیدم نه این تفسیر اخلاقیه نه اون آیه مربوط به این دوره زمونه است مطمئن باش جناب مکارم جوابش رو اون دنیا به خاطر همچین تفسیری میده
    ۳ یکبار دیگه میگم کفر واقعی نادیده گرفتن حقیقته بنابراین کسانی که با دل پاک قبل از ظهور پیامبری بت میپرستیدند کافر نیستند حالا اگر به نظر شما جناب مکارم حقیقت رو گفته و سروش کفر ، باشه هر جور راحتین

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    ۱٫به نظر من حقیقت و کفر دوتا نهایت هستند و حرفایی که افراد می زنند بین این دوتاست و بسته به این که به حرفشون به کدوم نزدیکتره حقیقت یا کفر تلقی می شه. بنابراین من ادعا نمی کنم که مکارم حقیقت کامل رو گفته یا سروش کفر مطلق، بلکه ادعا می کنم که اون چیزی که مکارم گفته رو اگر بی طرفانه نگاه کنیم می بینیم که با حقیقت ناسازگار نیست، و اون چیزی رو که سروش گفته وقتی نگاه می کنیم می بینیم که با واقعیتهایی تناقض داره.

    ۲٫من در مورد اون آیه نظری ندادم گفتم که نمی دونم، ولی اگر خدا می گوید مشکلتان را با زدنی که آسیبی نمی رساند حل کنید، لابد این بهترین راه حل این مشکله، و همچین راه حلی با عقل ناسازگار نیست، گرچه ممکن است با غرور مردان ناسازگار باشد و به همین دلیل این آیه برایشان مایه ی شک است. اگر این آیه برای زنان شک برانگیز است به نظر من به این دلیل است که نمی خواهند چنین چیزی صریحا به مردان گفته شود. (و به عبارتی پررو شوند!) و گرنه فکر می کنم وقتی آنها به درون خود مراجعه کنند با این آیه مشکلی نخواهند داشت. چنین چیزی رو ممکنه شما درک نکنید همون طور که من مسائل درونی مردان را درک نمی کنم.

    ۳٫خوشحالم که شما آیات قرآن را رد نمی کنید.

    جواب به این نظر

    اندیشه Reply:

    پست قبلی رو من فرستادم ، یادم رفت اسم بذارم.

    جواب به این نظر

    سمیرا Reply:

    کسایی که حالشون از یک وبلاگ بهم می خوره مجبور نیستن بیان بخوننش . ساده اندیش کسیه که فکر میکنه با دو تا کامنت تونسته حقانیت تفکر خودش رو اثبات کنه و یک تفکر دیگه رو کامل ببره زیر سوال. آدم هایی مثل علی بهتره برن عقده هاشونو تو وبلاگ های هم فکرشون خالی کنن یا برن توی بالاترین زیر لینک های ضدمذهبی با خیال راحت هرچی دلشون خواست فحش و بد و بیراه به دین بدن و حال کنن.

    جواب به این نظر

    لعیا Reply:

    با سلام و خسته نباشید فقط می خواستم یه مطلبی رو بگم اولا به اون کسی که مطلب در مورد سوره نسا نوشته نباید خرده بگیرید چون به احتمال قوی ایشون از یه جایی یه چیزهایی شنیده ولی کامل متوجه مطلب نشده من خودم در مورد اون مطلب خیلی خوندم(تفسیر المیزان- نمونه- اثنی عشری- شش مجتهد- القول فی الارش و …)
    درک همچین مطلبی کمی سخته نوشته شده که کتک زده بشه البته نه به اون معنی که در ذهن همه س ملایم و فقط در حدی که نارضایتی نشون داده بشه ولی این کتک ردن در همه موارد مجاز نیست فقط در صورتی که خانم ناشزه باشه و این ناشزه بودن هم معانی متفاوتی داره که در این مطلب انجام عمل نامشروع در مورد زنان شوهردار هستش در ضمن مراحلی داره ابتداتوصیه شده که اخم و ناراحتی بدون تذکر زبانی باشه بعد تذکر زبانی در صورت تکرار جدا کردن بستر زن و شوهر در انتها در صورتی که و در صورتی که هیچ یک از این راه حل ها کارساز نبود تنبیه بدنی گفته شده در ضمن در ایه بعدش توضیح داده شده که البته گذشت و بخشودن بهتره یه مطلب دیگه هم هست که بعضی از این راه حل ها فقط در بازه زمانی خاصیاعتبار عمل داره. در ضمن احکام ثانویه ای هم هست که در همه موارد می تونه بنا به مناسبت زمانی ایجاد و عمل بشه نوشتن همه اینها دلیل بر این نیست که در همه زمانها و همه شرایط باید به اونها عمل بشه مثلا در قران هست که حتما باید در صورتی که به مسلمانها(یا هر مظلومی با هر دینی) ظلم بشه باید اعتراض کرد و در صورت لزوم باید (دقت کنید باید یعنی واجب کفایی نیست)جهاد کرد در صورتی که بنا به مصلحت هایی همه مجتهد های کشورمون اعلام کردند که لزومی به رفتن به فلسطین و زه و سایر جاهایی که فاجعه انسانی در اونجا به علت کشتارها رخ میده نیست. ثانیا مدت زیادی نیست که مطالبتون رو می خونم ولی در این مدت کوتاه خیلی خوشم اومده یه حرفی هم خطاب به همه دارم زیاد به برابری دیه و ارث اهمیت ندین من خودم هم یه خانم هستم ولی زیاد به این چیزها اهمیت نمی دم شاید خیلی از احکام دین هم به نظر بیشترمون بی مورد یا حتی نا عادلانه بیاد ولی بازهم برام مهم نیست مهم اینه که من وح و روانم در ارامش باشه با خدای خودم راحت باشم و خدای من هم از من راضی باشه فقط به این فکر می کنم که به اهدافم برسم حالا یا با ارث برابر با مردها یا نصف اونها چه فرقی می کنه وقتی من خودم سرنوشت موفق شدن و نشدنم را تعیین می کنم
    از همه تون ممنونم حتی مخالفانم چون باعث می شن بیشتر کر کنم و تحقیق کنم و در ضمت ایده های جدیدی بهم می دن

    جواب به این نظر

  18. آرش ۱۳۸۷-۱۰-۲۱، ۱۲:۱۳ ق.ظ

    این “زخم” و “درد” های شما ما رو کشته است.

    جواب به این نظر

  19. علی ۱۳۸۷-۱۰-۲۱، ۱۲:۱۹ ق.ظ

    این هم قبلا نوشته بودم ولی کسی جوابی بهش نداده بود: در چنین حکومتی که پایه واساسش روی نظرات امثال آقای مکارم شکل گرفته نمیشه انتظار برابری دیه برابری ارث یا حتی ورزشگاه رفتن خانم ها رو داشت در مورد اون آیه هم باید بگم این آیه بخوبی تاثیر پذیری کلام قرآن به مکان و زمان رو نشون میده
    و تنها راه تفسیر این آیات هم پناه بردن به نظریات دکتر سروش هست چون ایشون حداقل همیشه دنبال حقیقت(فراموش نکنید که خدا همون حقیقته) بوده نه مثل جناب مکارم … در ضمن یه نصیحت برادرانه ، دنبال تفسیر دیگر آخوند ها از این آیه نباشید چون بیشتر نا امید می شین
    من به هر کی که به نظرم میخواد من وامثال من رو خر فرض بکنه و با تفاسیر عجیب و غریبش از دین جلوی تنفس آزاد من و هموطنانم رو بگیره توهین میکنم

    جواب به این نظر

    پدرام Reply:

    علی جان .
    چون دیدم گویا تفسیر قرآن برای شما اهمیت دارد اینها را برایتان آوردم .
    تفسیر آیه ای که شما منظورتان هست از کتاب تفسیر قرآن نوشته میر محمد کریم حسینی موسوی اینگونه است :
    « زنانی که علامت نافرمانی و عصیان از آنها ناشی شده و از عدم اطاعت آنها ترسیدید , در آنصورت آنها را موعظه کنید , اگر به موعظه پیروی نکردند , با آنها همخوابگی را ترک کنید اگر پیروی نکردند آنها را بزنید اگر به شما پیروی کردند چه بهتر , دیگر برای آنها بهانه جوئی نکنید , تا آنها را اذیت کنید . »
    در ادامه می گوید در صورت عدم پیروی به حکم رجوع کنید و غیره که موضوع بحث ما نیست در ضمن خدمتت عرض کنم در باب « زدن » ذکر شده از تفسیرهای قرآن :
    ۱- آیت الله طالقانی ۲- آیت الله مرعشی نجفی ۳- آیت الله سیستانی ۴- مهدی بازرگان
    که این زدن به قسمی باید باشد که از بدن آنها خون خارج نشود و سیاه و کبود نشود و استخوانش نشکند .
    می توانید شماره دفتر مکارم را هم بگیرید و در مورد نحوه زدن از او هم سئوال بفرمایید .

    جواب به این نظر

    سعید Reply:

    احسنت

    جواب به این نظر

  20. علی ۱۳۸۷-۱۰-۲۱، ۳:۰۰ ب.ظ

    خب خیالم راحت شد پس همین که خون جاری نشه یا استخونی نشکنه کافیه !!
    ۱ راست میگی من خودم رو مسلمون تر از شما میدونم چون قبلا مثل شما بودم ۲ من قرآن رو مسخره نمی کردم کاش این رو میفهمیدی ۳ برداشت سطحی کسانی که به این وبلاگ می اومدن باعث شد من این مطالب رو بنویسم چون میخواستم نشون بدم شمایی که ادعای دین وایمون میکنید هنوز خیلی چیزها از دین نمیدونین ۴ من اگه بشنوم یکی میگه ۱۰ تا یهودی داره دنیا رو میچرخونه اینقدر ناراحت و عصبانی نمیشم که ببینم یه جوون داره کتابهای شریعتی ومطهری رو میخونه چون اولی حرفش هر چقدر هم مسخره باشه واسه همین دوره زمونه است نه مثل حرفهای مطهری واسه یکی دو نسل پیش
    ۵ فاش میگویم واز گفته خود دلشادم بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم

    جواب به این نظر

    پدرام Reply:

    نه علی کافی نیست .
    باید سیاه و کبود هم نشه . مگه کامل نخوندی !! :)))
    تو هم خیلی چیزها در مورد سروش نمی دونی . منم دلم واسه تو میسوزه .
    چیزی در مورد انقلاب فرهنگی در دانشگاهها و تعطیلی دانشگاه شنیدی ؟
    عامل و مسبب این سخن « ما هر چه میکشیم از این دانشگاه است » را می شناسی ؟
    برو بخون عاملش را بشناس و بعد برو رابطه این فرد با مطهری و شریعتی را تحقیق کن .
    و بعد برو هر چی دلت خواست به شریعتی و غیره فحش بده .
    فقط درست بخون .
    سوء تفاهم نشه ها آآقای سروش انسان محترم و اندیشمندیست ولی تو هم نمی شناسیش .

    جواب به این نظر

    علی Reply:

    پدرام جان یعنی تو واقعا تصور می کنی من از ماجرا ی انقلاب فرهنگی و عواملش چیزی نمی دونم مگه میشد سال قبل تو این کشور بود و سر و صداهای سروش و زیبا کلام رو نشنید. سروش دیگه سروش ۵۷ نیست تو هم اینو خوب میدونی همون طور که شریعتی الان اگه زنده بود دیگه شریعتی ۵۵ نبود در اون صورت منم می رفتم کتاب شریعتی رو میخوندم

    جواب به این نظر

    سمیرا Reply:

    کسایی که حالشون از یک وبلاگ بهم می خوره مجبور نیستن بیان بخوننش . ساده اندیش کسیه که فکر میکنه با دو تا کامنت تونسته حقانیت تفکر خودش رو اثبات کنه و یک تفکر دیگه رو کامل ببره زیر سوال. آدم هایی مثل علی بهتره برن عقده هاشونو تو وبلاگ های هم فکرشون خالی کنن یا برن توی بالاترین زیر لینک های ضدمذهبی با خیال راحت هرچی دلشون خواست فحش و بد و بیراه به دین بدن و حال کنن…

    جواب به این نظر

  21. کاوه گیــــلانی (لابدان) ۱۳۸۷-۱۰-۲۱، ۳:۲۴ ب.ظ

    همیشه همه ما بدون اینکه بدونیم عضو یک جناح یا بهتر بگم یک اندیشه خاص هستیم

    جواب به این نظر

    سینا Reply:

    باید طرفدار حق بود

    جواب به این نظر

نظر شما