یک خواب تهوع آور!

* یه سوال: چطوری اعراب میذارین روی حروف؟ منظورم فتحه و ضمه و کسره است؟ مرسی:دی

* دیشب یه خواب وحشتناک دیدم که هنوزم وقتی یادم میاد حالت تهوع میگیرم:دی
دیشب خواب دیدم که سر سفره عقد نشستم و دارن رو کله ام قند میسابن!! بدبختی اینکه دوماد کسی که بود که در حد تیم ملی انگلیس و بلکه حتی تیم ملی برزیل و بلکه ادغامی از این ۲ تیم منفورم از این آدم و مدل اینجور آدمها بدم میاد:D اه اه اه، تنها چیزی که از خوابم یادمه اینه که که من عروس شده بودم و خیلیم خوشگل و ناز شده بودم بعدشم این یارو هی نگام میکرد، هی می خندید. وای چه صحنه چندش آوری بود، بازم حالم بد شد
صبح زنگ زدم واسه تعبیر خواب زنگ زدم به مریم که معنیش چی میتونه باشه؟ برگشته میگه خنگه چرا  ناراحتی؟! باز برو خدا رو شکر کن که فهمیدی بالاخری یه روزی ازدواج می کنی و نمی ترشی!
خداییش اگه قراره با اینطور آدمی ازدواج کنم، من یکی ترجیح میدم در کمال عزت و افتخار بترشم !:دی
پانوشت: احساس میکنم روح یه نفر از دست من در عذابه! بدجوری نفرینم کرده حتما !:-D

* اندر مزایا و یا معایب خواهر بزرگ بودگی
این لیست دوستان گوگلی منو این بغل می بینین؟ یه عکسه خدا توشه. یعنی خوب هم عکسش خوبه و هم صاحب عکسش نازه. این عکسه رو میگم:

این آواتار خواهر کوچولوی عزیزمه. بعدش فکر میکنین یکی از کارهای من هر وقت که این لیست رو چک می کنم چیه؟ درست فهمیدین، هی پوزه و قیافه این گربهه رو ماچ میکنم و قربون صدقه اش میرم یعنی دقیقا این شکلیا میشم:  اونم به یاد آبجیم که دانشجوهه و اینجا نیست و یه مدتی هست ندیدمش. یعنی خدا شاهده دلم میخواد این مانیتور رو پاره کنم و برم توش که بغلش کنم و واقعنی قربون صدقه اش برم. مطمئنم همه اونایی که خواهر بزرگترن یه جورایی همین حس و دارن. وقتی خونه بودیم رابطه مون معمولی بودا مثل همه خواهر و برادرای دیگه الان که نیست و رفته درس بخونه، دلم براش یه ذره شده. خلاصه بدونین که اندازه خدا خوشحال میشم وقتی صفحه وبلاگمو میبینم و این گربهه که داره نگام میکنه. خود آبجیمم همین اندازه کیوته و دوست داشتنیه جوجوی من. اصلا این آواتاره رو که میبینم دل هی قنج (غنج؟) میره، دست خودم نیست.
انگار که وظیفه منه ازشون حمایت و یا دفاع کنم، یه طورهایی انگار حس مامانی دارم نسبت بهشون. (حتی با اینکه فقط ۱٫۵ سال از یکیشون بزرگترم) مثلا همش نگران سلامتی شونم. همش نگرانم که چی میخورن؟ با کیا دوست میشن؟ نکنه بلایی سرشون بیاد. با اینکه میدونم خیلی عاقل و خودساخته هستن اما دست خودم نیست. کافیه یه شب مثل اون شب یلدا بگن که تو خوابگاه تنها هستن اونوقته که از شدت نگرانی که خدایا نکنه فکرشون مشغول بشه، یا غصه بخورن دیوانه میشم:(

* میگه: تو خودت رو بیش از حد درگیر بحثهای جدی میکنی. یه مدت دست از هرچی بحث سیاسی اجتماعیه هست بکش، سعی کن بی خیال دنیا و دردهاش بشی، تو هرچقدر بنویسی، هرچقدر بحث کنی دنیا عوض نمیشه. تو زیادی داری روی مواضعی بحث میکنی که خریداری ندارن. الان نون تو بحثهای روشنفکریه و مد هم آدمهای روشنفکرن. تو انگار از این نسل نیستی، انگار چند سال دیرتر به دنیا اومدی… جنس دغدغه هات فرق میکنن.
میگه: آدم عجیبی هستی، گاهی اوقات به این نتیجه میرسم که تو آدم بسیار قوی ای هستی، از نظر روحی خیلی از سن و سالت بزرگتری، با مشکلاتی دست و پا زدی که کمتر کسی تو سن تو اینکارو کرده،  اگه موقعیتش باشه تبدیل به یه مبارز جدی تمام عیار میشی، گاهی اوقاتم فکر می کنم تو یک آدم بسیار لطیف و ظریف هستی که باید رو پیشونیش تابلو زد: خیلی بهش نزدیک نشید، این گل خیلی شکننده است.
میگه: همه اینها، همه این خشمها برای اینه که تو خودت و دنیای اطرافت رو دوست نداری… شکی ندارم تو خودت رو دوست نداری و از اینی که هستی راضی نیستی برای همین مدام داری با خودت میجنگی تا طور دیگه ای نشون بدی واین برای تو خیلی حیفه. تو فاکتورهای تاثیرگذاری زیادی روی آدمها داری، یعنی قدرت زیادی داری که روی آدمها تاثیر بذاری چه به لحاظ ظاهری چه به لحاظ ویژگیهای باطنی نفوذ و اینو خودت هم فهمیدی و میدونی، سعی کن ازش درست استفاده کنی.
میگه: تو احتیاج به کمک داری، ولی نه کمک “دیگری”، هیچکس نمیتونه بهت کمک کنه. خودت باید به خودت کمک کنی. تو باید خودت رو، همینی که هستی، دوست داشته باشی…

۳۹ نظر

  1. حضرت والا مامبوجامبو ۱۳۸۷-۱۰-۵، ۴:۵۲ ب.ظ

    برای اعراب گذاشتن باید شفیت رو بگیری و کلید های D یا S یا A رو فشار بدی ، یعنی

    کلمه رو ابتدا تایپ می کنی و بعد با انجام این کار اون اعراب روی کلمه قرار می گیره .

  2. مریم ۱۳۸۷-۱۰-۵، ۵:۳۷ ب.ظ

    زهرا خیلی خوابت باحال بود :)))))))))))))) ایشالا یه پسر خوب در حدتیم ملی آرژانتین دومادمون بشه خواهر جون :*

    فرید Reply:

    شما به فکر خودتی یا خواهرت

  3. گوش مروارید ۱۳۸۷-۱۰-۵، ۶:۲۶ ب.ظ

    چرا نمی شه کامنت گذاشت؟!!

  4. میثم ۱۳۸۷-۱۰-۵، ۶:۳۹ ب.ظ

    بنویس میگه شایدم زیادی خودتو تحویل گرفتی شاید اونا باید نگران تو باشند

  5. مسافر ۱۳۸۷-۱۰-۵، ۶:۴۲ ب.ظ

    سلام.

    خوابتون خیره ایشالا.
    مگه در حد تیم ملی برزیل بودن بده ؟

  6. رهگذر ۱۳۸۷-۱۰-۵، ۶:۵۶ ب.ظ

    تست

  7. میثم ۱۳۸۷-۱۰-۵، ۷:۰۹ ب.ظ

    ناراحت نشو
    ولی وقتی ازدواج کردی به خودت می گی بازم صد رحمت به همون خواب تحوع آور ;)

    فرید Reply:

    مرحبا

  8. خدیجه ۱۳۸۷-۱۰-۵، ۷:۳۰ ب.ظ

    عججججججججججب خواهری داری.بابا خیلی مثل اینکه دوستت داره؟

  9. روزبه ۱۳۸۷-۱۰-۵، ۷:۴۳ ب.ظ

    سلام . به نظر می رسید که شما منطقی و درست و حسابی می نویسید و دچار ابتذال نمی شوید ولی بنظر می رسد که یه هو _یک هو در کردید_ و با نگارش (خانم در تون بازه) و (یه هو در رفت) به حیطه ابتذال وارد شده اید و یه هو درتون را باز کردید و و یهو ول کردید ؟؟؟!!!! عجب !!! راستی در یک خانم باز باشد کجایش می شود؟؟؟!! تا حالا این رو تجربه کرده اید که درب تون باز باشد ؟؟!!!به پا کمتر در کنی که محیط زیست را الوده تر نکنی ؟؟!!!!!!!

    مهم نیس Reply:

    من پیشنهاد میکنم سایتشون به جرم ورود به عرصه ابتذال فیلتر بشه آقای صفار هرندی قاضی مرتضوی کجایین ؟؟

    Ashna Reply:

    Ma niz movafegam sayteshon
    filter beshe!!!!
    Vali na ghonah dare in dafae ro mibakhshimesh

    Ashna Reply:

    Baba to khodetam ke baz haman
    taabir mobtazal ro be kar bordi
    soti nade dige

    Nashenas Reply:

    Be rozbeh
    To ke khodetam ba haman harfa
    ro zadi
    !!!!!!!?

  10. روزبه ۱۳۸۷-۱۰-۵، ۷:۴۴ ب.ظ

    سلام . به نظر می رسید که شما منطقی و درست و حسابی می نویسید و دچار ابتذال نمی شوید ولی بنظر می رسد که یه هو _یک هو در کردید_ و با نگارش (خانم در تون بازه) و (یه هو در رفت) به حیطه ابتذال وارد شده اید و یه هو درتون را باز کردید و و یهو ول کردید ؟؟؟!!!! عجب !!! راستی در یک خانم باز باشد کجایش می شود؟؟؟!! تا حالا این رو تجربه کرده اید که درب تون باز باشد ؟؟!!!

  11. اینتر ۱۳۸۷-۱۰-۵، ۸:۵۲ ب.ظ

    ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
    من آخر نفهمیدم که قسمت اولیش خواب بود یا قسمت دومی ؟؟؟؟؟
    البته که دوتاییش شبیه خواب بود ولی فکر کنم دومی شبیه تر بود نه ؟

  12. kamrad ۱۳۸۷-۱۰-۵، ۹:۳۳ ب.ظ

    daghighan manam hamin hess ro nesbat be baradar kochiktaram daram!

  13. مادرانه ۱۳۸۷-۱۰-۵، ۹:۴۱ ب.ظ

    داشتن خواهری خوب، کم نعمتی نیست. ما که فعلا محرومیم از داشتنش البته توی دنیای واقعی!

  14. علی زالی ۱۳۸۷-۱۰-۶، ۱۲:۳۴ ق.ظ

    میگَن خواب زَن کَجه
    ولی دور از شوخی برای ِ و ُ و َ از traylayout استفاده کن
    http://prdownloads.sourceforge.net/farsitools/traylayout-1.2.zip
    کیبورد کامل فارسی

  15. حامد «آسمان نقره ای» ۱۳۸۷-۱۰-۶، ۱۲:۴۳ ق.ظ

    سلام
    در مورد خوابت خوب نظر خاصی ندارم.
    اما مسلما اونی که در حد تیم ملی برزیل و انگلیس باشه بلد نیست ستار بزنه* که شما ازش خوشت بیاد!
    من هم نسبت به خواهر کوچیکام همین حس رو دارم! داداش که نداریم

    ——-
    *رجوع شود به پست آرزوهای یک دختر متوهم!

  16. مهم نیس ۱۳۸۷-۱۰-۶، ۱:۳۹ ق.ظ

    آخه دختر چرا اینقدر چرند می نویسی منظورم در مورد مطلب دوم سوم …
    مطلب اولت هم نشون میده شوهر میخوای دیگه شوهر این دوره زمونه پیدا نمیشه از آخوندها سوال کن چرا
    چونکه ۳۰ ساله روی کشورمون مدیریت فقهی سلطنت میکنه اقتصادمون سیاستمون فرهنگمون به گند کشیده شده کدوم پسر پیدا میشه جرات ازدواج داشته باشه

  17. مهم نیس ۱۳۸۷-۱۰-۶، ۱:۴۲ ق.ظ

    تکبیر !!!!

  18. 48 ۱۳۸۷-۱۰-۶، ۲:۰۷ ق.ظ

    نمی دانم این سوال اول را واقعاً پرسیدی یا قصد دیگری داشته ای … با این حال ، فقط کافی است دکمه ی شیفت را با حروف Q , W , E , R, T , A , S, D, F, G, Y امتحان کنی … بسته به نوع فارسی ساز و یا فون مورد استفاده ممکن است کمی متغییر باشند … علامت های جالب دیگری هم در این میان خواهی دید
    شادزی روزافزون … پیروزباشی و بهروز

  19. حسینی ۱۳۸۷-۱۰-۶، ۳:۰۰ ق.ظ

    سلام. کم کم زدی تو خط دخترانگی نوشتن و … شاید لازم باشه نمی دونم. به هر حال خوابت تعبیر درست و حسابی پیدا کناد!

  20. علی افشار ۱۳۸۷-۱۰-۶، ۳:۵۹ ق.ظ

    می ترسم .
    دارم دیوونه می شم .

  21. آقا امین ۱۳۸۷-۱۰-۶، ۴:۰۷ ق.ظ

    مسالتن !
    حالا آبجی هی میگه و می گه و میگه ، نتیجه چیه؟ جواب شما چیه در برابرش! درسته غلطه ؟
    شادباشی زهرا جان

  22. حجت ۱۳۸۷-۱۰-۶، ۴:۴۰ ق.ظ

    سلام
    خوب دوستت راست گفته! تو این دوران بی شوهری از خداتم باشه!;)

  23. حجت ۱۳۸۷-۱۰-۶، ۴:۴۲ ق.ظ

    در ضمن! سرور تمام تیم های جهان برزیل و تو اروپا هم انگلیس!

  24. DESERTER ۱۳۸۷-۱۰-۶، ۹:۱۱ ق.ظ

    انگار نه تنها بدت نمیاد بلکه علاقه هم داری یه عده باشن که ازت متنفر باشند .. حتی اگه واقعا نباشن دوست داری فرض کنی هستند … شاید این مورد تنفر واقع شدن خیلی به کارت میاد

  25. mostafa anybody ۱۳۸۷-۱۰-۶، ۱:۳۴ ب.ظ

    اما خب شاید گاهی اتفاق بیفته که حالا تو تنهایی گریه کنی و از خدا گله… شده تو تنهایی ات هی به خودت بزنی که آخه چرا این جوری شد
    به کوچه ی بن بستی برسی که نه را ه فرار از بالا نه از پایین داشته باشی ، که تنها راه این باشه که تونلی بکنی غافل از اینکه از یه کوچه ی بن بست دیگه سر در می آری
    تا حالا شده بری تو خونه ی قلبت و اونو یه قفل محکم بزنی و خودتو حبس کنی که تنها باشی و فقط خودت چون بعضی وقتا جایی برای تنها شدن نداری
    شده تا حالا آرزوی گهواره ات رو کنی و گهواره ای درکار نباشه تا گریه کنی آنوقت به فکر کسی ، دوستی هستی که روی شونه هاش یا حداقل براش گریه کنی تا خودتو خالی کنی
    شده تا حالا حرف های خصوصی با خودت داشته باشی و حتی به خودتم نگی
    شده تا حالا به دنبال فرصت کوچکی باشی و برای خودت فراهم کنی و یکی به زور ازت بگیره
    شده تا حالا عاشق کسی بشی و نتونی بگی
    شده تا حالا خدا رو تو خواب دیده باشی و هزار حرف های نگفته ات رو به اون بگی ، ببینم اصلاً خواب می بینی
    شده زیر بارون بمونی و انوقت درک می کنی خانه بدوشی رو ، شده تا حالا شب تو خیابون مونده باشی و هزار تا گرگ منتظر و تو دعا می کنی آدم پاک قلبی بیاد و برسی خونه تا خدا رو شکر کنی
    شده… شده که به جای ترانه ها و آهنگ های دیگران صدای خودتو بشنوی – خب مصطفی گاهی اوقات نوشته هاشو روی بادبادک پاره شده ایی که باد آورده می نویسه و با صدا و نجوای شعرها و نوشته هاش به همون باد می ده تا نجوا ی آرومشو به خدا و آسمون برسونه

    به خوندن دست نوشته هام دعوتتون میکنم…

  26. ازوپ ۱۳۸۷-۱۰-۶، ۳:۲۸ ب.ظ

    دموکراسی دینی مال نسل های بعده ؟ یعنی دغدغه ی جهانی مکتبی سال ها بعد تغییر صورت میده به دموکراسی دینی ( پیتزای قرمه سبزی ! ) ؟ … و زهرا احتمالا متعلق به اون نسله !!!
    ای بابا ! پس ما مو میبینیم و تو پیچش مو ! عجب ! عجب !
    حقیقتا هم پیتزای قرمه سبزی ( روشن فکر دینی / دموکرات دینی ) طبخ نمودن بس دشوارتر از پیتزا و لازانیای معمول ( روشن فکر مکتبی / فرمال ) هست !!!

  27. Maryam ۱۳۸۷-۱۰-۷، ۷:۱۲ ب.ظ

    زهرا داشتن شوهر چه در حد تیم ملی برزیل یا انگلستان یا حتی ایران چندش آور است چون شوهر یه موجود خود خواه مغرور خشن شکم پرست لجباز شلخته چندش و زمخت و بدون احساس است پس تو بخاطر نداشتن شوهر و ترشیدگی افتخار کن

    sina Reply:

    همه مردا بد نیستند حتما کسی بهتون خیانت کرده ولی قبول کنید که بعضی از زنهاهم بی وفا هستند

    سینا Reply:

    خواهش می کنم به همه مردا توهین نکن اگه کسی بهت خیانت کرده همه مقصر نیستن

    فرید Reply:

    خانوم ها هم افرادی ولخرج نازنازی مغرور رژیییییییییییییییم رمانتیک آی کیو و ….

  28. سینا ۱۳۸۷-۱۰-۹، ۱۱:۲۷ ب.ظ

    تست می کنیم

  29. فرید ۱۳۸۷-۱۰-۱۱، ۱۰:۳۲ ق.ظ

    بدبخت اون کسی که داماد خونوادتون و مخصوصا شما بشه
    خدا بهش صبر بده
    ولی کلا فراموش کن خواب خانوما چپه
    حالا حالاها تو خونه پدر بزرگوارتون ماندنی هستید…

  30. نارگل ۱۳۸۷-۱۰-۱۶، ۵:۴۲ ب.ظ

    در دوران تین ایجری پوست سر من چرب بود( و حالا به همت دکلره و رنگ مو از خشکی مثل سیم ظرفشویی می‌مونه). خلاصه که اون وقتا تا دو روز نمی‌رفتم حموم موهام بوی چربی می‌گرفت. در همون زمانا خواهر بزرگتر من شهرستان دانشجو بود. بعدها بهم گفت دوست هم اتاقی خوابگاهش هم سرش چرب بوده و بوی چربی می‌داده و خواهرم هر وقت دلش برای من تنگ می‌شده می‌رفته و عمیقا سر دوستش رو بو می‌کرده. ( درحالیکه شاید تا قبل از اون از همچین بویی حالت تهوع بهش دست می‌داده :D )
    خواهرهای بزرگتر موجودات گل و بی نظیری هستند. همون حس مسؤولیت تو رو من در قبال برادر کوچیکترم دارم.