مدل روابط در دنیای وب ۲٫۰!

* تنهایی یعنی تنها استفاده هایی که از گوشیت بکنی، استفاده به عنوان دوربین عکاسی و یا MP3 Player باشه :دی

* یه چیزی: جدی جدی این راننده تاکسی هایی که بو میدن زن ندارن؟! خیلیاشون انگار ۴ ماه به ۴ ماه میرن حموم! وارد تاکسی که میشی، کل تاکسی بو میده! یعنی کدوم زنی تحمل اینهمه بو رو داره؟! یا شایدم عادت کردن؟! ولی مگه میشه؟ خب این نقطه ضعف شریکتونه که بو میده! اگه خودش بویاییش ضعیفه باید بهش تذکر بدین که بابام جان بوت آزار دهنده است، برو حموم:دی

* میگما احمدی نژاد در نوع خودش موجود جالبیه، از این جهت که هم موافقینش متعصبن و هم مخالفینش! با هیچکدوم از این ۲ تا گروه نمیشه درست و حسابی بحث کرد! خیلی از موافقینش حتی با عدم استیضاح کردان و چه میدونم رای آوردن محصولی هم به بهانه حمایت از کابینه دولت نهم موافقن، خیلی از مخالفینشم با کوچیکترین دفاعی از احمدی نژاد سر تا پای تو رو به فحش میکشن حتی اگه با دلیل و مدرک هم براشون بگی که ای بابا حالا واقعنی فلانجا، فلان حرفش بد ترجمه شده و یا تحریف شده! منظورم اینه که هردو گروه به نحوی روش تعصب دارن!

* مدل روابط در دنیای وب ۲٫۰ئی:
لایک بزن تا واست لایک بزنن، کامنت بذار تا واست کامنت بذارن، لینک کن تا بهت لینک بدن، شر کن تا شرت کنن!
یعنی کلا از این حالت خارج نیست مگر معدود کاربرانی که خیلی به اینجور روابط اعتنایی نمی کنن و خودشون رو درگیر این روابط وبلاگی و دنیای مجازی ای نکردن! حتی این ادا و اطوارا بین کسانی که منطقا به گزینه های بالا احتیاج ندارن هم دیده میشه! اگه هم یه مدت مبادرت به اعمال فوق نپردازی، کم کم از یادها میری:دی

* ولی خوب یه عده هم جالبن! اینایی که واقعا به این دنیای مجازی و مافیها دل خوش کردن و از این طریق برای خودشون اعتبار و دوستانی کسب کردن و بعدش حلقه تشکیل دادن و بین خودهاشون خوشن و بامزه تر اینکه خیلی خیلی اینجا رو جدی گرفتن! حالا نمیشه واقعا از تاثیر دنیای مجازی چشم پوشی کرد، ولی اینایی که بیش از حد دلبسته ان، همیشه برای من موجودات عجیبی بودن! نه اینکه حالا خیلی بد باشه ها، ولی از این خنده ام میگیره که یه عده از اینها دیگه خیلی احساس خدایی می کنن و کلا هرنوع وبلاگ و یا طرز تفکری که خارج از حلقه خودشون باشه رو چیپ، روزمره، غیر قابل تحمل و امثالهم میدونن و تازه تعیین تکلیف هم می کنن که کدوم محتوا بهتره؟

* این پاراگراف بالایی جدا و واقعا مخاطب خاص ندارد(!) ولی خوب ادامه ندم بهتره، تجربه به من ثابت کرده، من قدرت اینکه دو پهلو حرف بزنم رو ندارم:دی یعنی هم غیر مستقیم منظورم رو برسونم و هم نرسونم:دی به نظرم دو پهلو حرف زدن واقعا هنره!

* نه الان واقعا میخوام بدونم کدومتون همون دقت کردین که من به جای مافیا از حلقه استفاده کردم؟:-)) ولی این مافیا اون مافیا اینا نیست! اون مافیا هم کلمه اش خز شده و هم گیر دادن بهش :دی

* یکی نیست بگه دختر جان تو مگه قرار نیست سراسر امروز رو بری ماموریت؟ خوب پاشو برو دیگه :دی

۱۵ نظر

  1. صندوقک ۱۳۸۷-۰۹-۲، ۹:۴۰ ق.ظ

    در مورد لایک بزن لایک بگیر با اینکه سعی می کنم خودم اینطوری نباشم اما گاهی نمیشه فرض بارها برای یک نفر لایک می زنی نظر میدی و اون هیچ وقت این کار رو نمیکنه حتی نظر منفی نمیده کلا انگار تو وجود نداری خب آدم یواش یواش سرد میشه اما از طرف دیگه وقتی باکس دیگری کامنت های بیشتری رد و بدل میشه ناخود آگاه یک دوستی مجازی در ذهن آدم شکل می گیره :) فکر کنم میشد یک پست بنویسم اینقدر حرف زدم.

  2. آوانگاشت ۱۳۸۷-۰۹-۲، ۱۰:۰۵ ق.ظ

    به نظرم حرکت خوب همونه که وقتی نظرت نمیاد نظر ندی و قص علی هذا!
    مجبور نیستی که!

  3. یک زن ۱۳۸۷-۰۹-۲، ۱۰:۴۲ ق.ظ

    در مورد احمدی نژاد شدیدا موافقم.می دونی من همین طور اون نفرت اولیه ام داره فرت و فرت به علاقه تبدیل میشه،نمی دونم چرا!

  4. یک مرد ، به توان 2 ۱۳۸۷-۰۹-۲، ۱۰:۵۹ ق.ظ

    راننده تاکسی تر و تمیز و اتو کشیده هم داریم زیاد هم داریم. اینو اولش گفتم که برسم به این. خیلی از آدمها ، از نظر نظم و پرستیژ کاری به صورت عام ، وقتی وارد یک کار خاص مثل رانندگی میشن ، فقط ۲۰ درصد افول میکنند و همون نظم و وجدان کاری رو رعایت میکنند. اما آدمهایی با نظم و وجدان کاری متوسط ، وقتی درگیر کاری مثل رانندگی میشن ، با وجود تمام مشخصات و سختیهایی که اینکار داره ، نتیجه همینی میشه که میگی. شاید بی علاقگی و پایین بودن شانیت اجتماعی این شغل باعث شده که بعضی چیزها مثل نظافت ، عفت کلام ، روی باز و … برای راننده ها بی اهمیت بشه.
    البته انصافن بعضی از این بوها به مسافرها هم بر میرده. یه وقتهایی هم که دیگه ماشین بو میگیره و دیگه هیچ کاریش نمیشه کرد.

  5. سایموند ۱۳۸۷-۰۹-۲، ۱۱:۲۷ ق.ظ

    سلام
    بار دیگر توفیق الهی نصیب من شد و این بار عازم سفر حج هستم.
    فرض است که در این راه بی بازگشت، با حلالیت طلبی از دوستان، بار خود را سبک تر کنم.
    حلالم کنید و دعا

  6. فرناز ۱۳۸۷-۰۹-۲، ۱۲:۰۳ ب.ظ

    زهرا جون ،بابت تسلیت ممنونم
    لطف کردی

  7. راهنما ۱۳۸۷-۰۹-۲، ۴:۵۲ ب.ظ

    سلام
    نکته‌ای که درباره مخالف و موافق احمدی نژاد گفتید درسته. اما به نظر، این اختصاصی به شخص ایشون نداره، و مربوط به خلق و خوی ماست. انگار آستانه تحمل مردم در بعضی از زمینه‌ها کم شده. انگار ادب فراموش شده. انگار فحش دادن و غیبت و تهمت مستحب، بلکه واجب شده. آیکون خنده
    این طور وقتها به یاد “کیف انگلیسی” و جمله آقای “پیراسته” – پدر مستانه – می‌افتم که “نماینده‌های ما حتی تحمل کوچکترین انتقاد رو ندارند. در حالی که گاهی اوقات باید انتقادها رو بشنوند و لبخند بزنند”. قریب به این مضمون رو با فریاد، خطاب به “شازده” می‌گفت.
    غذای سیاست، بی نمک اخلاق، کاممون رو تلخ کرده. (یک لینک گذاشتم)

    ” این پاراگراف بالایی جدا و واقعا مخاطب خاص ندارد …”
    دوست عزیز! جمله دو پهلوی بی مخاطب، مثل تیر بی هدفه، که بالاخره به یکی برمی‌خوره.

  8. مهم نیست ۱۳۸۷-۰۹-۲، ۶:۰۳ ب.ظ

    میدونم که خودت حسابی توی دیگ وب دو جوشیدی.

    لایک بزن تا واست لایک بزنن، کامنت بذار تا واست کامنت بذارن، لینک کن تا بهت لینک بدن، شر کن تا شرت کنن!

    دوست داری من رو ببینی؟

  9. الناز ۱۳۸۷-۰۹-۲، ۸:۳۴ ب.ظ

    واقعا ایول دارید شما بیکار هستید و همش می نویسید یا تو وبلاگ دیگران می رید و نظر می دید ولی ای کاش می اومدید و تو وبلاگ من هم نظر میدادید .

  10. الناز ۱۳۸۷-۰۹-۲، ۸:۳۵ ب.ظ

    شما خودتون شاهکار وبلاگ نویسی هستید می دونید در طول روز چند ساعت وقتتون رو اینجا می گذرونید .

  11. الناز ۱۳۸۷-۰۹-۲، ۸:۳۹ ب.ظ

    در مورد نظافت هر آدمی باید بگم به خدا من این حامد رو می گیرم به زور لباس از تنش در میارم که بشورم که پیش همکارهاش بو نده و تمیز باشه آدم مگه چقده مقاومت داری اخه بالاخره خسته میشی و میگی بذار ببینم خودش می فهمه باید تمیز باشه و بو نده .
    نه به خدا اگه ولش کنی ۳ ماه با همون لباس ها غذا می خوره و می خوابه و دوباره میره سر کار . « حامد آسمان نقره ای »
    اگه بیاد بخونه حتما امشب یه دعوا راه می ندازه به خاطر این نوشته . برام مهم نیست چون خودش کمی باید در مورد نظافت فکر کنه .

  12. غ ۱۳۸۷-۰۹-۵، ۱۱:۱۹ ق.ظ

    فثق۴۸مث۴ف
    ۷

  13. غ ۱۳۸۷-۰۹-۵، ۱۱:۱۹ ق.ظ

    فثق۴۸مث۴ف
    ۷

  14. غ ۱۳۸۷-۰۹-۵، ۱۱:۱۹ ق.ظ

    فثق۴۸مث۴ف
    ۷

  15. solitude ۱۳۸۷-۰۹-۵، ۱۱:۴۹ ب.ظ

    نمی دونم کی می شود ما( منظورم ایرانی هاست) همه چیو با هم قاطی نکنیم !
    خب عزیز من اگه اون راننده تاکسی عطر اسکادا می زد شغل شریفش نمی شد مسافرکشی و دیگه که امثال من وتو رو سوار تاکسیش نمی کرد ! بعد نمی خواد غصه ی خانمشو بخوری اونم بوی پیاز و بادمجون ترشی میده ! علف باید به دهن بزی بنشینه !
    بعد اگه خیلی ناراحتی می تونی آزانس بگیری اونم پزو ۴۰۵تا دیگه بوی نا به هنجار نیاد !