به این آدم نمیشه به سادگی دلداری داد

* سه سالی از من بزرگتره. دلم خیلی براش سوخت وقتی پرید تو بغل من و اونطور زار می زد. برای خود منم نصیحت کردنش سخت بود:
- میگه: آخه تو که در جریانی، خیلی منو دوست داشت. چطور میتونه منو پس بزنه و بگه به درد هم نمیخوریم؟!
- میگم: آره در جریانم. بهت خیلی ابراز علاقه میکرد، اما تو تنها کسی نبودی که اون همزمان داشت بهش ابراز علاقه میکرد…
- میگه: داری اشتباه می کنی زهرا. اون خیلی منو دوست داشت. نمیدونی چیا بهم میگفت که… چطور میتونه کسی دیگه ای رو هم اینقدر دوست داشته باشه؟

- میگم: خوب بعضی آدما اینجورین. از این به بعد هر وقت کسی بهت ابراز علاقه کرد و یا سعی کرد بهت نشون بده تو رو دوست داره، یه کم در موردش تحقیق کن. همون اول باور نکن. ببین فقط داره به تو ابراز عشق می کنه یا کلا رفتارش با همه دوستانه و از روی علاقه و عشقه. بعضیا کلا به خیلیا عشق می ورزن، حالا عمدی و یا غیر عمدی براش مهم نیست که یکی ممکنه از این رفتارش تعبیر به یک علاقه و یا عشق خاص و منحصر به فرد بکنه. از این به بعد حواست رو جمع کن و ببین توی زندگی این فرد کس/کسان دیگری هم هستن یا نه؟ هر وقت طرف تکلیفش رو با روابط دیگه اش بدونه و حد و مرز اونا با تو مشخص باشه، اونوقت بهش اعتماد کن. تو به کسی اعتماد کردی که با خیلیا خوشه و دلشم نمیخواد که حالا حالاها از اونها جدا بشه، تو هم یکی هستی مثل بقیه… از طرفی روی این مسئله حساسی، پس بهتر بود از اول وارد این رابطه نمی شدی. چنین فردی تا خودش نخواد نمیتونه عوض بشه…

* بعدش خودمم میدونم اینها مرهم دردی که الان می کشه نیست، یعنی شوکی که بهش وارد شه، این لحظات وحشتناکی که داره به خاطر فهمیدن این خیانت تحمل می کنه و … خوب مسلمه که دلداری من فایده ای نداره و من میدونم حرفای کلیشه ای که دارم میزنم در حال حاضر این دختر رو آروم نمی کنه…

* همین دیگه. این بود انشای من درباره دیروز و اینکه هر وقت آدم سرکار نمیره، لزوما بهش خوش نمیگذره و اتفاقاتی براش پیش میاد که ممکنه دردهاشو تازه کنه و مجبور بشه تو یه روز سرد پائیزی دقیقا ۶ ساعت همراه دوستش راه بره، بدون اینکه حرفی بزنن و فرصت داشته باشه به این فکر کنه پاهاش خسته شدن و سعی کنه خودش رو بذاره جای اون و درکش کنه وقتی که میبینه هر وقت حواسش نیست دوباره ماهیچه های صورت دوستش منقبض میشه و اشک از چشماش در میاد و …

* تازه دیشب هم پیشش بودم، موقعی که خوابش برد، همش با خودم فکر میکردم: مطمئنم درختهای پارک لاله هیچوقت گریه های این دختر رو یادشون نمیره… هیچوقت یادشون نمیره که یه روزی یه دختر خیلی پریشونی اومد اینجاها نشست و پیش دوستش تا میتونست زار زد و هی تکرار میکرد: وای زهرا چرا من؟ باورم نمیشه…

* و … خب میمونه یه سوال: آدمهایی که خیانت می کنن، هیچوقت به پشت سرشون نگاه می کنن؟ به اینکه چه اتفاقی ممکنه برای طرف مقابل بیفته و اینکه چی می کشه؟! …

۵۷ نظر

  1. رهگذر ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۸:۳۳ ب.ظ

    سلام.

    داستانیو بگم در مورد خودم شاید برای خیلیا جالب باشه.

    یادم نمیره سال آخر دوره لیسانس با دختری آشنا شدم

    جواب به این نظر

  2. امید ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۸:۴۶ ب.ظ

    امان از شما خانها ——

    جواب به این نظر

  3. رهگذر ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۸:۵۶ ب.ظ

    (اشتباها ثبت رو زدم که کامنت اول ثبت شد)

    سلام.

    داستانیو بگم در مورد خودم شاید برای خیلیا جالب باشه.

    یادم نمیره سال آخر دوره لیسانس با دختری آشنا شدم. روز دوم آشناییمون بهش گفتم من نمیخوام این رابطه رو ادامه بدم. میگفتم این رابطه ممکنه وابستگی بیاره و از اونجا که من تا یک ماه از اینجا(دانشگاه) میرم ممکنه این وابستگی برایمون مشکل ایجاد کنه. اگه بگم گریه و زاری کرد شاید کسی باورش نشه.

    هر چی ما گفتیم اثر نکرد. اشتباه کردم و تاکید میکنم که اشتباه کردم که تصمیم گرفتیم این رابطه تلفنی ساده رو برای یک ماه ادامه بدیم یکی دو بار هم همدیگرو دیدم. نتیجه چی شد؟ من بعد یک ماه از دانشگاه ترخیص شدم و رفتم. با توجه به اطلاعاتی ازم داشت تلفن خونمونو بدست آورد و در نهایت تلفن خوابگاهمو توی مقطع بعدی… . ولی خوب میدونست که رابطمون ادامه دار نیست و بالاخره تموم میشه. با این حال رابطه ما بیش از ۴ سال ادامه داشت که بیش از ۵۰ بار با هم دعوامون شده بود سر اینکه که من میخواستم رابطموم شه ولی اون نمیخواست. من از اونجا که نمیخواستم بهش ضربه روحی وارد بشه نمیتونستم یکطرفه رابطه رو تمومش کنم.

    برای جدا شدنمون اون هیچوقت بهم نمیگفت که من خیانت کردم (میگفت خوب تو از همون روز اولش گفتی که رابطه ما تموم شدنیه. اون من بودم که مصر به ادامه دادنش بودم) ولی برام جالبه که دیگران بدون اینکه از ماجرا باخبر باشن میگن که من خیانت کردم. که این برای من خیلی سخته.

    دوست دارم نظر دوستان رو بدونم آیا خیانت کردم یا نه؟ ممنون میشم.

    جواب به این نظر

    دوست Reply:

    سلام

    دوست داشتم که می گفت در رولبط دختر و پسر کنترل با پسرهاست
    خودتم می دونی که اگه می خواستی این رابطه ادامه پیدا نکنه می تونستی تمومش کنی. اما نکردی.اون که ارده ای نداشت.تو هم نداشتی؟
    نمیدونم خیانته یا نه اما تو خودتو و اونو گول زدی.

    جواب به این نظر

    حامد «آسمان نقره ای» Reply:

    دقیقا با نظرتون مواففم اصل مطلب رو گفتی.

    جواب به این نظر

    رهگذر Reply:

    سلام.

    نمیگم بی تقصیرم. ولی بوده که مدتی با هم هیچ ارتباطی نداشتیم ولی هر بار مجددا اون شروع کرده و نه من. ببینید شده که من گفتم که نامزد کردم و همه چی تموم شه (دو بار اینکارو کردم) ولی هیچ وقت فراموش نمیکنم تا صبح گریه پایه تلفن داشته گریه میکرده منم آخرش نمیتونستم دوام بیارم میگفتم دروغ گفتم. خبری نبوده.

    باور کنین اینقدر هم که فکر میکنین ساده نبوده. آره مقصرم شکی ندارم. ولی آیا خیانت کردم؟ هیچ وقت حرفی نزدم که به ادامه دار بودن رابطمون فکر کنه.

    جواب به این نظر

  4. حامد «آسمان نقره ای» ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۱۰:۵۲ ب.ظ

    سلام.
    زهرا خانوم نمیدونم به این آدما چی بگم.

    خوب برای من هم قبلنا پیش اومده. یه خانومی به من علاقمند شده بود. اون تهرانی و من شهرستانی به خاطر موقعیتم و قیافم که میگفت شبیه هری پاتره! من از اول هم نمیخواستم شروع کنم اما انقد واسطه و روانشناس این وسط در مورد روحیه این دختر ۱۵ ساله برام حرف زدن که مجبور شدم قبول کنم. رابطه ای که بیشترش از طریق ایمیل بود!

    یه بار که برای بار دوم اومده بود منو ببینه انقد گریه کرد که اشک من هم حسابی درومد. برای چی؟ برای حس و حال اون دختر معصوم و این مشکل که رابطه اون با من با اختلاف سنی ۸ ساله اصلا منطقی نبود. گذشت تا من خودم یکطرفه رابطه رو قطع کردم. حالا یعنی باید بگید من هم خائن هستم؟

    جواب به این نظر

  5. حامد «آسمان نقره ای» ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۱۰:۵۵ ب.ظ

    ادامه :
    در این مورد هم بگم که حتی یک بار هم بهش ابراز علاقه نکرده بودم. و رابطه کاملا یک طرفه بود.
    اما یه روانشناس که البته فامیل اونا هم بود میگفت جواب رد دادن به علاقه اون در این سن ممکنه عاقبت خوشی براش نداشته باشه و ممکنه راه زندگیش رو عوض کنه. پس باهاش یه دوستی ساده داشته باش تا فکر کنه که فقط مال اونی.

    هنوز هم نگرانم که بر هم زدن این رابطه آیا ضربه ای بهش زده یا نه؟

    —————

    زهرا خانوم یه سوال : این پلاگین آجاکس کامنتینگ کدومشونه؟ من هرکدوم رو تست میکنم یه مشکلی دارن اما مال شما خدا رو شکر کارش خیلی درسته.

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    راستش نمیدونم کدومه؟
    این افزونهه که مال جواب به کامنتاست فقط یک گزینه برای پاسخ داشت که آیا آژاکس رو فعال کنم یا نه؟
    منم قبول کردم:)

    جواب به این نظر

    ........ Reply:

    شما پسرا واقعا از خودوتون باید خجالت بکشید…. به دخترا ابراز علاقه می کنید و بعد که اون وابسته شد و دلتون رو زد می گید که از اول مایل به ادامه ی رابطه نبودید….واقعا که رو رو برم ……

    جواب به این نظر

  6. حامد «آسمان نقره ای» ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۱۱:۳۹ ب.ظ

    راستی فقط آقایون اینطوری نیستن. مطلب وبلاگم رو که دیدید اینبار یه خانوم بوده که دوست من رو تنها گذاشته. کلا از این دست آدما تو جامعه ما زیاد پیدا میشه.

    خانومم میگفت یکی از همکلاسی هاش رو دیده که با ۵ تا پسر همزمان دوست بوده و به بهونه های الکی هرچند وقت یک بار باهاشون به هم میزده. هرچند که رابطه دوست دختر و پسری درست نیست اما به نظرتون این درسته که همزمان به چند نفر دوست باشی و به همه هم ابراز علاقه کنی؟

    یاد اون جمله شکسپر افتادم که البته قبلا هم تو وبلاگ خودم نوشته بودمش :

    “خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی … خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری … خیانت میتواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد…”

    جواب به این نظر

  7. mohammad ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۱۱:۴۲ ب.ظ

    سلام
    وبلاگ قشنگ و پرمحتوایی دارین.
    به ما هم سر بزن.
    موفق باشید.

    جواب به این نظر

  8. پور پدر ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۱۱:۴۳ ب.ظ

    دو حالت داره یا میدونه یا نه
    اگه میدونه که یا نامرده و هیچ خیالش نیست یا مرده و خودشم عذاب وجدان میگیره ولی یه مدت بگذره میشه همون نامرد
    یا نمیدونه که در این صورت داره واسه خودش می چره!

    جواب به این نظر

  9. پدرام ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۱۱:۵۷ ب.ظ

    « خلاصه ی نامه عاشقانه شماره یازده نیما یوشیج » :
    عزیزم .
    می نویسی با دوازده دختر دوست هستم ؟ به من بگو در سینه ام دوازده قلب وجود دارد؟
    کدام هوس بازی می تواند در میان محبت های شدید دوام پیدا کند ؟ انسان آب را می ماند وقتی حواسش مثل جرعه های این مایع لطیف جمع شده به یک جا سوق پیدا می کند .
    عالیه ! باور نمی کنی آن گل تو باشی ؟ مختار هستی ! به تو اختیار داده شده است کوه بزرگ را از جا بکنی . چرا از متزلزل کردن یک قلب کوچک عاجز باشی ؟
    تصدیق می کنم چیزی از قلب کم بهاتر نیست و من تو را با قلبم خریده ام . حال مرا سرزنش می کنی زیرا نتوانسته ای از روی قلب من این خطوط را که خطوط یک سکه ی به نام تو ترسیم شده است , بخوانی . چطور ممکن است در حالتی که خودت دعوی اعتبار می کنی من اعتبار نداشته باشم , زیرا من سکه ای هستم که وجود تو اعتبار می یابم .
    به تو بگویم چه چیز باعث بدگمانی به من شده است : محبت . برای اینکه تو را دوست می دارم ! با وجود اینکه خواستم دوستی ام را مخفی بدارم آن را آشکار می کنم . شخص محتاج است دوستش را بشناسد , زیرا می خواهد به او اطمینان کند .

    ولی « فروغ » می گوید :
    ای زن که دلی پر از صفا داری
    از مرد وفا مجو , مجو , هرگز
    او معنی عشق را نمی داند
    راز دل خود به او مگو هرگز

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    این نامه خیلی زیبا بود مرسی:دی

    جواب به این نظر

  10. پزشک78 ۱۳۸۷-۰۹-۱۸، ۱:۵۴ ق.ظ

    کلا تو اینجور روابط دید خانمها و آقایون باهم فرق میکنه
    بنا به روایات! آقایون اکثرا قصدشون از دوستی دوره ایه، حالا یا یه هفته یا ۴سال! خانمها معمولا از روز دوم قصدشون تداوم رابطه تا ابده!
    متاسفانه اکثر این روابط فقط یه جور ماجراجوییه، الان پسرهای برای اینکه اثبات کنن عرضه دارن میرن دنبال دوستی و خانمها هم برای اینکه ثابت کنن به روز هستن و متحجر نیستن از خیلی خطوط قرمز میگذرن تا فرد رو برای خودشون نگه دارن اما…..
    حکایت خیلی تلخیه
    این هم یکی از شکافهای بزرگ فرهنگی جامعه ماست، متاسفانه بیشترین صدمه رو هم خانمها می بینن
    برای دوستتون عمیقا متاسفم اما فکر می کنم ساده انگاری خودش و استفاده نکردن از مشورت دیگران و یا بزرگترها باعث این قضیه شده

    جواب به این نظر

    دوست Reply:

    جناب پزشک من یک سوال دارم گفتم از پزشک بپرسم شاید بهتر بداند و همین طور زهرا و بقیه حضار : یک سوال بزرگ سالهاست ذهنم را مشغول کرده شما فرمودید: آقایون اکثرا قصدشون از دوستی دوره ایه، حالا یا یه هفته یا ۴سال! خانمها معمولا از روز دوم قصدشون تداوم رابطه تا ابده!
    این علامت سوالی که شما آخر جملاتان گذاشته اید نشان دهنده تعجب برانگیز بودن قسمت مربوط به خانمها از دیدگاه آقایون . خوب من به شما می گویم که قسمت مربوط به آقایون جمله هم از دیدگاه خانمها بسیار عجیبه و علامت سوال داره . شاید این نشان از درک متفاوت و آفرینش متفاوت باشه .
    حالا یک سوال، شنیده ام که هر احساسی که در آدمیزاد است خداوند پاسخی برایش در بیرون گذاشته است . خوب مردها می گویند به این عشق احتیاجی ندارند . ولی زنها که احتیاج دارند جوابش را باید از کجا بیاورند ؟ مردها که پاسخ عشق آنها را نمی دهند . پس این احتیاج به دوست داشتن و دوست داشته شدن در کجا نمود وقعی پیدا می کند ؟ مگر هر چه در وجود انسان است در بیرون نمود ندارد . شاید اگر زنها جایگاه واقعی احساسشان را پیدا کنند دست از سر مردها بردارند و مردها هم به آرزوی دیرینه شان برسند . پس لطفاً خود آقایان هم در رسیدن به جواب این سوال خانمها را یاری کنند .

    جواب به این نظر

    پزشک78 Reply:

    البته جمله من حکم کلی نبود. بلکه معطوف به اون دسته از آقایون و خانمها بود که دنبال فریند بازی و اینا هستن.علامت تعجب رو هم برای هر دو جمله آقایون و خانمها آوردم :)
    اتفاقا طبق تحقیقات آقایون بعد از گردن نهادن به عشق، در صورت فقدان (فوت یا جدایی) خیلی دچار تزلزل روحی میشن
    مشکل تو ورود به قضیه و رویکرد این افراد هست. همه عشق رو قبول دارند اما آقایون دیرتر به این باور میرسن و خانمها هم خیلی زود. همونطور که عرض کردم این شکاف فرهنگی در نسل جدید بین طرز نگرش خانمها و آقایونه که مشکل سازه
    علت هم به کم تجربگی اجتماعی خانمها بر میگرده. بدون قصد توهین یا تبعیض، باید بگم خانمها چند دهه نیست که وارد روابط اجتماعی کشور ما شدن و در نتیجه تجربه این جنس و مشاورانشون خیلی کمتره.اکثرا احساس میکنن حالا دیگه همه چی حله و خانمها راحت میتونن طبق اراده خودشون زندگی کنن. من مخالف این حق نیستم اما نه جامعه ما هنوز به اونجا رسیده و نه خود خانمهای جامعه ما و طبیعتا نه آقایون
    البته آقایون هم عادت ندارن که بهشون ابراز علاقه بشه چون تا چند سال پیش این مسائل جزو خطوط قرمز بودند، در نتیجه اینها هم اعتماد نمی کنن. به هرحال هر دو طرف باید معقول فکر کنن و نه رمانتیک

    جواب به این نظر

    پزشک78 Reply:

    البته اینها در مورد اون دسته خاص از افراد بود و هیچ وقت قصد دادن حکم کلی رو ندارم

    جواب به این نظر

    دوست Reply:

    با تشکر فراوان از جناب پزشک ، هر چند هنوز هم ابهامات زیادی وجود دارد …

    جواب به این نظر

  11. دانشجو زنده است ۱۳۸۷-۰۹-۱۸، ۳:۲۷ ق.ظ

    هم دانشگاهی ما بخاطر ضرب و شتم مامورین در تجمع دیروز دانشگاه تهران بی هوش شده

    انتقامش رو به موقع از حکومت و از اراذل و اوباش حکومتی و از آخوندهای ریا کار و از طلبه های عقب افتاده و از توجیه کنندگان حکومت خواهیم گرفت :

    http://www.autnews.us/archives/1387,09,00014614

    http://www.farsnews.net/imgrep.php?nn=8709171564

    http://www.tabnak.ir/pages/?cid=28373

    ما از ۳ چیز متنفریم :
    ۱٫ استبداد
    ۲٫ استبداد
    ۳٫ استبداد

    جواب به این نظر

    علی Reply:

    دوستان عزیز به حرف های این زهرا گوش ندهید که جز دروغ و حرف های کودکانه هیچی نیست.
    بعد از آن کامنت جنجالی من در دو پست قبلی ، فورا دو تا پست نوشت که ماجرا تموم بشه.
    اما این رو نمی دونه که هیچ گاه حقیقت رو نمی تونه مخفی کنه.
    سانسور کردن هیچ هنری نیست.
    چرا از حکومتی که حتی به خود تو هم رحم نمی کند حمایت می کنی؟
    چرا حقیقت را پنهان می کنی؟
    با این کارها چی رو می خواهی ثابت کنی؟
    شما اگر خیلی عرضه داشتید جواب سوالات من را می دادید.
    مرگ بر سانسور
    مرگ بر سانسور
    مرگ بر سانسور
    مرگ بر سانسور
    مرگ بر این حکومت ظالم
    نفرین بر این دین دروغی
    مرگ بر آدم هایی مثل این زهرا که که همیشه سعی می کنند ماه را پشت ابر نگه دارند.
    واقعا دلم به حال شما آدم های نادان می سوزه که سرتون رو کردید زیر برف.
    امیدوارم یه روزی تقاص بی مسئولیتی تون رو پس بدید.
    زهرا اچ.بی برات متاسفم.

    جواب به این نظر

  12. الهام ۱۳۸۷-۰۹-۱۸، ۱۰:۱۴ ق.ظ

    راجع به اون رابطه نمی تونم نظری بدم ولی یه نظری برای شما دارم. پیشنهاد می کنم توی اینجور مواقع طرفتونو نصیحت نکنید و فقط سعی کنید یه آغوش آروم مهربون باشید براش تا براتون گریه کنه و آروم بشه و فقط به حرفاش گوش کنید…. بالاخره هر کسی فرصت برای تحلیل جریان پیدا می کنه ولی اولش آدم باید برای ناراحتی هاش اشک بریزه به هر حال….

    جواب به این نظر

  13. علی ۱۳۸۷-۰۹-۱۸، ۱۰:۳۷ ق.ظ

    دوباره خاک بر سر من از دست شما دخترای احمق (بلا نسبت خانم اچ بی و خیلیا چون میدونم ۲ سال پیش تو یه سایت که شما دختر هوشیاری هستی و به راحتی دوست خیابانی و اینجوری نخواهی داشت)
    یادته یه روزی تو همین وبلاگ در مورد یکی از دوستات نوشته بودی که با نامزدش قبل از عقد رابطه داشتن و خلاصه بعد از اینکه اون آقای نامرد کیفاشو کرد ، دختره بیچاره رو ول کرد و تو هی راهنماییش کرده بودی که این جور ارتباطا کار درستی نیست. چقدر من بیچاره زجر بکشم از دست شما دخترا . یادته تو اون سایت من هی داشتم می گفتم که ما آقایون بدون استثنا هممون بازیگرهای بسیار حرفه ای هستیم که خودمون هم نمی دونیم . برای رسیدن به خواستمون حاضریم سالها نقش بازی کنیم و یه دختر بیچاره ای که به ما با تمام عشق و احساسش نزدیک میشه نمی تونه از پس ما بر بیاد و ما رو شناسایی کنه و به خاطر اخلاصش ، عفتش رو در طبق اخلاص تقدیم ما میکنه . یادته گفتم که راه چاره اینه که جریان زندگی رو باید با بابایی که دیگه احساسی نیست و سبیلش از اون آقا کلفت تره و سرد و گرم چشیده اس و دیگه اون آقا نمی تونه سر کارش بزاره ، جلو برد . یادته چقدر از همین دخترای احمق تو اون سایت ، با من کلنجار می رفتن که باباها و داداشهای ما مثل ما فکر نمی کنن و همش دنبال پول اینا هستند و به عشق ما توجه نمی کنند . پس تحویل بگیرید ، ای دخترای احمقی که مرگ رو فقط برای همسایه می بینین .

    اون روز اگر چه نظر شما رو قبول نداشتم (شما دوستی خیابانی رو رد کرده بودین ، ولی دوستی با همکار و اینا رو به قصد ازدواج مجاز می دونستین که اگر چه بی خطر نیست، در محیط کار من این اتفاق افتاد که یه دختر فوق خفن توسط یکی از همکارا سر کار رفت ) ولی باز نظر شما بسیار بهتر از بقیه بود . امیدوارم یه روزی همه دخترای مملکت ما عقل بیاد تو سرشون و بفهمن هر چی ما آقایون از عشق می گیم فقط برای سر کار گذاشتن اوناست. به امید آن روز ، تا دیگر این قدر عفت بر باد رفته نداشته باشیم
    افیششششششششش دلم خنک شد.
    ولی به خدا من قصد توهین به هیچ کسی را ندارم ، فقط از دست اونایی که راه رو اشتباه میرن و گول می خورن، عصبانی ام.

    جواب به این نظر

    سحرm Reply:

    آقل علی حرف دیگه ای نداشتین تو دل مل دخترای بیچاره خالی کنین ، درسته دخترا ساده ان البته نه خیلی ساده باید یگم خیلی زود باورن ولی خوشم اومد حقیقتو گفتی که شما پسرا هیچ موقع عاشق نمیشین و فقط چوخان می کنین

    جواب به این نظر

  14. خدیجه ۱۳۸۷-۰۹-۱۸، ۱۱:۲۸ ق.ظ

    به نظر من اگر هر کسی این تفکر رو داشت که اگه من این بلا رو سر این و اون میارم،یه روزی ممکنه که بخاطر عقوبتش به سر خودم بیاد،دیگه هیچ کس به دیگری لطمه وارد نمی کرد.

    جواب به این نظر

    سحرm Reply:

    دلت خوشه تو هم اصلا انسان بی رحم ترین موجود روی زمینه مگه می شه خدیجه جان ؟

    جواب به این نظر

  15. خدیجه ۱۳۸۷-۰۹-۱۸، ۱۱:۴۸ ق.ظ

    راستی توی قرآن نوشته که خدا برای یک مرد دو قلب قرار نداده.به خدا دارم راست می گم.حیف که اسم سوره یادم نیست،وگرنه حتما می گفتم که شما هم برید و نگاه کنید و بخونید وپند بگیرید.

    جواب به این نظر

    سحرm Reply:

    مگه زنا دو تا قلب دارن ، که مردا ندارن آخه این دیگه چه حرفیه ؟

    جواب به این نظر

  16. مهدی ۱۳۸۷-۰۹-۱۸، ۱۲:۴۳ ب.ظ

    چه خاطرات آشنایی
    چه اتفاق آشنایی
    چقدر دردم می گیره یادم می آد چی کشیدم تو جریان مشابه

    جواب به این نظر

  17. کیمیاگر ۱۳۸۷-۰۹-۱۸، ۴:۳۰ ب.ظ

    عشق . . .
    علاقه . . .
    روزمرگی. . .
    خیانت. . .
    تنفر. . . .
    اینا جزئی از زندگی شده . . .
    باید چاره ای اندیشید . . .
    در انتظار آن روزیم . . .

    جواب به این نظر

  18. مهدی ف. ۱۳۸۷-۰۹-۱۸، ۵:۳۶ ب.ظ

    با درود . مطالب وبلاگتان بسیار شیرین و دلنشین است.موفق باشید

    جواب به این نظر

  19. خازده ۱۳۸۷-۰۹-۱۸، ۶:۳۷ ب.ظ

    تعداد کسایی که لذت عشق و دوست داشتن واقعی رو میچشن خیلی کمه ، این روزها هوس ، پول و مقام = دوست داشتن

    عشق یعنی تا ابد آبی شدن

    عشق یعنی لحظه ای بارانی و

    لحظه ای شفاف و مهتابی شدن

    عشق یعنی لذت یک آرزو

    عشق یعنی یک بلای ماندگار

    عشق یعنی هدیه ای از آسمان

    عشق یعنی یک صفای سازگار

    عشق یعنی با وجود زندگی دور از آداب مردم زیستن

    عشق یعنی لحظه ای خندیدن و

    سال ها اشک ندامت ریختن

    عشق یعنی زنگ تکرار نگاه

    عشق یعنی لحظه ای زیبا شدن

    عشق یعنی قطره بودن سوختن

    عشق یعنی راهی دریا شدن

    هر چه هست این عشق صد ها قلب صاف

    با حضورش ‌آبی و بی کینه است

    عشق یعنی سبز بودن تا ابد

    عشق رنگ نقره آینه است

    تو گل گلدان قلب من شدی

    عشق شد یک برگ از گلدان تو

    در بهار آرزوها می دهد

    میوه های عاطفه چشمان تو

    چشمهایم باز بارانی شدند

    قلبم اما گشت دریای ز عشق

    دل گذشت از کوچه های خاطره

    روح شد مضمون و معنایی ز عشق

    باید از آرامش دل ها گذشت

    شادمان چون لحظه دیدار شد

    بهترین تسکین دل این جمله است

    باید از پیوند تو سرشار شد

    جواب به این نظر

  20. اناهیتا ۱۳۸۷-۰۹-۱۸، ۸:۱۴ ب.ظ

    “اگر روزی بهت خیانت شد، بدون که قیمتت خیلی بالاست.”
    این که ادمها قبل از ازدواج چطور باهم اشنا بشن قضیه خیلی خیلی مهمیه و جالب اینکه اکثر کشورهای اروپایی تازه دارن به این نتیجه میرسن که ازدواج سنتی تیپ ما یک روش مناسب برای انتخاب همسره ولی به قول دکتر هلاکویی هیچ تضمینی وجود نداره که یک زن و شوهر تا اخر عمر کنار هم بمونند و به هم خیانت نکنند.
    مهم اینه که اگر روزی بهت خیانت شد،البته بدون اینکه تقصیری داشته باشی نه این تیپ حوادثی که بالا ذکر شد، دنیا به آخر نمیرسه. قلبت میشکنه درست، ولی همون طور با فوت عزیزترین کسانت مثل پدر و مادر دنیا به آخر نمی رسه، با رفتن یک ادم خائن از زندگی تو مسلما نباید هیچ اتفاقی بیوفته. غیر از اینکه تو بزرگتر بشی و پخته تر و قیمت خودت دستت بیاد.
    نکته دیگه اینکه در چند متن دیدم اقایون نوشته بودند که با اصرار و گریه فراوان خانمها مجبور به ماندن شدند چرا خودشان یا ما را گول میزنند؟ هر زمانی که میخواستند اون خانم را ترک کنند مسلما دلی شکسته میشد ولی وقتی رابطه ادامه دار باشد این شکست بسیار سنگین ترو عمیق تر میشه و مشکلی حل نمیشه. درثانی لعنت بر مردی که ادعا کنه از رابطه با یک دختر هرچقدر هم که دوستش نداشته باشه، لذت نمیبره. چون دروغ محضه

    جواب به این نظر

    رهگذر Reply:

    سلام.

    من از اون جمله پسرهایی بودم که واقعا مایل به ادامه دادن رابطه نبودم. اگه بخوام شما رو گول بزنم قطعا نمیام اینطوری ماجرا رو بیان کنم میتونم طوری بیان کنم که حق رو به من بدین.

    اگه با کسی دوست شدین که رابطه دوستیتون سر یک اشتباه شکل گرفته و اگه نخواین این رابطه رو ادامه بدین بهتره اولش برین با یک مشاور خوب مشورت کنین. در جوابتون میدونین مشاور (روانشناس) چی میگه؟ میگه سعی نکن یکدفعه و یکجانبه رابطه رو قطع کنی میگه سعی کن با رفتارت کم کم بهش کم توجهی کنی تا اون بفهمه که شما شخص ایده آل اون نیستین.

    جواب به این نظر

  21. سجاد ۱۳۸۷-۰۹-۱۸، ۸:۳۷ ب.ظ

    شما دختر ها خیلی خیلی نادون هستید. نمی دونم اشکال از منه یا از شما!
    من عاشق هر دختری شدم. هر کاری کردم منو پس زد. و تمامی نیروی عشقم رو سوزوند
    و هر بار خواستم از هر دختری سوء استفاده کنم. منو به خودش راه داد!
    چرا دنیا اینجوریه؟!
    وقتی راست می گی و صادق هستی و عشقت رو ابراز می کنی دخترهای نادون تورو پس می زنند ولی وقتی دروغ می گی( چیزی که دوست دارند بهشون می دی) گولشون میزینی با اینکه ته دلشون می دونند تسلیم تو هستند.
    از اینکه تا حالا با هیچ دختری نبودم پشیمون نیستم ولی الان از این داره حالم به هم می خوره که چرا وقتی که گفتم دوستت دارم نفهمید و نفهمید و رفت!

    جواب به این نظر

    سحرm Reply:

    آقا سجاد دخترا نادون نیستند بلکه یه روحیه ای لطیف دارن که حتی همجنساشون نمی تونن اونا رو درک کنن البته نه همشون ، ولی اگه توهین نباشه باید بگم شما پسرا اصلا احساس ندارین شایدم داشته باشین و ما دخترا نمی تونیم درک کنیم . اشکال نه از شماست نه از ما دخترا بلکه از این مملکت داغون و بی احساسیه که برامون درست کردند ، مملکتی که آدماش همه کمبود محبت دارن حتی اونایی که با خدا هستن

    جواب به این نظر

  22. اناهیتا ۱۳۸۷-۰۹-۱۸، ۸:۳۸ ب.ظ

    راستی یک چیزی را یادم رفت بگم. گاهی اوقات خیلی زودتر از خیانت ما دخترا علائم و هشدارهای این اتفاق را می بینیم ولی چشمامون را روی واقعیت می بندیم و اونقدر ادامه میدیم تا همون ادمی که اصلا ارزش تف انداختن توی روش را هم نداره با کمال وقاحت بیاد بگه” ما رفتیم….خدافظ”

    جواب به این نظر

  23. ریحانه ۱۳۸۷-۰۹-۱۸، ۸:۵۲ ب.ظ

    من فکر میکنم این آدمها حتی به این فکر نمی کنند که اگه یکی این کار رو با خودشون بکنه چه حال و روزی پیدا می کنند… بدتر این که این جور آدمها به پست هم نمی خورند و بلا می شن به جون اون آدمهایی که فقط از این جور اتفاقا لطمه می خورن بدون این که به کسی لطمه بزنن

    جواب به این نظر

  24. amir ۱۳۸۷-۰۹-۱۸، ۹:۲۱ ب.ظ

    salam
    khobin
    man taze ba siteton ashena shodam bahale
    age khasty be webloge man ham sar bezan
    dostani ham ke mikhan be webloge man sar bezanan addressesh ine
    http://www.allkind.blogfa.com
    age omadin nazar yadeton nare

    جواب به این نظر

  25. amir ۱۳۸۷-۰۹-۱۸، ۹:۲۱ ب.ظ

    khosh hal misham ke ba ham tabadol link dashte bashim

    جواب به این نظر

  26. مهدی ۱۳۸۷-۰۹-۱۸، ۹:۲۷ ب.ظ

    با اجازت تو طرلان ازت یاد کردم

    جواب به این نظر

  27. Virus ۱۳۸۷-۰۹-۱۹، ۱۲:۳۴ ق.ظ

    (از تو عبور می کنم) // اگر تمام خاک زمین باشی // تنها مشتی از تو کافی است // برای آنکه تا ابد // بپرستمت. // از میان صور فلکی // چشم های تو // تنها نوری است که می شناسم. // تنت به بزرگی ماه // و کلامت خورشیدی کامل // و قلبت آتشی است. // برهنه پای // از تو عبور می کنم // و تنگ می بوسمت // ای سرزمین من! (پابلو نرودا)

    جواب به این نظر

  28. Virus ۱۳۸۷-۰۹-۱۹، ۱۲:۳۵ ق.ظ

    باز خوش به حالش که یه دوستی مثل تو داشت که بره پیشش و گریه و زاری کنه … ولی اگه کسی رو نداشته باشه که باهاش حرف بزنه ………

    جواب به این نظر

  29. مریم ۱۳۸۷-۰۹-۱۹، ۲:۲۷ ق.ظ

    من در ۱۸ سالگی با اصرار و ابراز عشق بیش از حد یه پسر راضی به ارتباط باهاش شدم.من به پسرها خیلی بدبین بودم چون می دیدم که چطور اطرافیانمو سر کار میذارن و همیشه دوستامو می کردم ..با تحقیق و دقت زیاد عشق و وفاداری این پسر بهم ثابت شد..از اول حرف از ازدواج می زد و من جدی نمی گرفتم ..از ماه دهم ازش خواستم جدا بشیم چون احساس می کردم باهاش خوشحال نیستم و از آینده می ترسیدم ولی اونقدر اصرار و گریه کرد که دلم براش سوخت..الان ۵ ساله که با هم رابطه داریم ومن همه کاری برای قطع رابطه کردم.. اونقدر باهاش بداخلاقم که بعضی مواقع خودم هم خودمو نمی شناسم.. من مجبورم ادامه بدم شاید تا پای ازدواج چون به قول خودش برای نرفتن من با همه چیز کنار اومده و همه کاری کرده و می کنه ..می گه حتی همینجور بودنتم بهتر از نبودنته…
    من فکر می کنم اکثر پسرها در هیچ موردی نمی تونن تعادل برقرار کنن…من از توجه زیاد و حساسیت بیش از حد اون نسبت به خودم خسته شدم و دخترهایی هم هستن که ازبی توجهی و بی وفایی پسرها ناراحتن..

    اینو می خوام صادقانه به دخترها بگم که توروخدا خودتونو درگیر این جور روابط نکنید..در بهترین حالت هم مشکلات خیلی زیادند که جز ناراحتی و ضربه و تجربه بد هیچ چیزی در پی ندارن

    جواب به این نظر

  30. مریم ۱۳۸۷-۰۹-۱۹، ۲:۲۹ ق.ظ

    “نصیحت” جا افتاد…”دوستامو نصیحت می کردم “

    جواب به این نظر

  31. if.coo.ir ۱۳۸۷-۰۹-۱۹، ۵:۳۹ ق.ظ

    راه را اشتباه می رویم و بعد غضه می خوریم که چرا…

    جواب به این نظر

  32. حامد «آسمان نقره ای» ۱۳۸۷-۰۹-۱۹، ۹:۴۷ ق.ظ

    عشق گناه و اشتباه نیست.
    چه عشق های پاکی بودن که فقط به علت اینکه یکی از طرفین فکر میکرده ممکنه اون یکی قصد سو استفاده داشته باشه از بین رفتن و فنا شدن.

    همه پسرا هم این طرز فکر رو ندارن. اشتباه نکنین.

    جواب به این نظر

  33. کفتار ۱۳۸۷-۰۹-۱۹، ۱۰:۱۲ ق.ظ

    پسرها یک مشت هوس باز هستند که در خشکی یافت می شوند.

    جواب به این نظر

  34. maryam ۱۳۸۷-۰۹-۱۹، ۱۱:۴۵ ق.ظ

    اگه قرار بود که به فکر باشن و دل نگران کسی که ولش می کنن که اصلا نمی رفتن…
    اکثر پسرها حتی اگه عاشق باشن و حتی اگه حرف خیانت در بین نباشه هم خیلی راحت اگه منطقشون یا شرایطشون بگه تموم کن رابطه رو تموم میکنند و اصلا طرف مقابلشون رو نمی بینن …….

    جواب به این نظر

  35. دلسوز ۱۳۸۷-۰۹-۱۹، ۷:۳۹ ب.ظ

    اکنون که تورا عزم سفر هست خدا پشت و پناهت… جز هجر تو دردی دگرم نیست
    یک روز به دیدار تو در خانه رویای تو ایم … بی یاد نگاهت ثمرم نیست
    بگذار و بگذر . ببین ودل مبند

    جواب به این نظر

  36. حامد «آسمان نقره ای» ۱۳۸۷-۰۹-۱۹، ۹:۱۷ ب.ظ

    انگار مشاعرست!
    من اهل شعر نیستم
    بعدی “ت” بده بیاد!

    جواب به این نظر

  37. علی ۱۳۸۷-۰۹-۲۰، ۸:۲۸ ق.ظ

    اشکالی نداره زهرا خانم. کامنت منو حذف کردی! ولی اینو بدون که بین این همه کامنت، فقط کامنت حق بود که تلخ بوده و حذف شده.

    مهم نیست که اون نظرات اینجا باشه یا نه .
    اون حرفایی که من زدم حقیقتیه که هست. بالا بری پایین بیای همینه که هست. با هر روشی هم که بیان بشه تلخه.

    اصلا یه کلیپ صوتی برات می فرستم تا خودتون اونو گوش بدین و شاید یه خورده از حقیقت رو بگیرین .

    امیدوارم موفق باشی.

    جواب به این نظر

  38. مریم ۱۳۸۷-۰۹-۲۰، ۳:۲۷ ب.ظ

    سلام
    اولین باری است که مطالبتونو میخونم. ممنونم. خیلی جالب بود.

    جواب به این نظر

  39. afshin ۱۳۸۷-۰۹-۲۲، ۹:۳۵ ب.ظ

    faghat midoonam in bala too 22 salegi saram oomad be khatere narahati haye oon mogham az khodam motanaferam

    جواب به این نظر

  40. سحرm ۱۳۸۷-۱۰-۲۷، ۵:۲۲ ب.ظ

    میشه منم سرگذشت تلخمو بنویسم براتون

    جواب به این نظر

  41. سحرm ۱۳۸۷-۱۰-۲۷، ۵:۳۶ ب.ظ

    بخونین سحر دلشکسته بخونین
    من سحرم دختری دل شکسته که قراره چند وقت دیگه اونی که دوسش دارم تنهام بزاره ، البته بهش حق می دم چون پسرا یه جورین که خوشگلی خیلی براشون مهمه من زشت نیستم ولی در حد متوسطم ، با این وجود بازم من لایق نبودم که عشقشو نگه دارم شایدم از نظر شما این یه عشق نباشه ولی من عقیده ام اینه که آدم وقتی یکی رو دوست می داره عاشقش می شه و عشق به وجود می آد ، می دونین من خیلی دوسش دارم حتی بیشتر از مامان و بابام اصلا دوست داشتنش تا و قدر نداره . من حاظرم هر کاری واسش انجام بدم ، خیلی ها می دونن که من عاشقشم و برای رسیدنمون دارن دعا می کنن اما شاعر می گه :تا که از جانب معشوق نباشد کششی / کوشش عاشق بیچاره چه سود. می دونم یه روز تنهام می زاره ولی باور کنین دیگه خیلی دیر شده چون اگه نداشته باشمش می میرم ، برام دعا کنین چون اگه بره سحر دیگه واسه همیشه می ره پیش خدا با تموم آدما قهر می کنه ، نگین که بی خیالش بشم چون میمیرم . خواهش می کنم منو باور کنین .
    دعا یادتون نره …. التماس دارم

    جواب به این نظر

نظر شما