۱۳۸۷-۰۹-۲۱
تقابل بین سنت و مدرنیته!
* مدرن باشیم یا همون سنتی یا یه چیزی بین این دو؟! ای بابا:D
من فکر میکنم این مشکل اکثر ماها یعنی نسل به اصطلاح جدید باشه! البته به قول اون خبرنگار محترم روزنامه مرحوم شرق تو کنفرانس دین و مدرنیته که به شوخی میگفت البته نسل سوخته نسل قبلی ما هستن و بنابراین ما عملا میشیم نسل پدر.سوخته :دی =))
بین هم سن و سالای خودمون حتی من دیدم اونایی که از خونواده های خفن مذهبی و یا چه میدونم کاملا بی قید و بی اعتقاد هستن، باز هم دارن بین سنت و مدرنیته دست و پا میزنن! داشتم میگفتم مثلا تو دانشگاه نه بسیجی ها ما رو قبول داشتن نه انجمن اسلامی ای ها! نه کسی ماها رو برای پارتی رفتن و پایه پارتی بودن قبول داشت، نه برای مراسم مذهبی و دعا و نیایش و روضه خونی! نه چپی ها کاملا ما رو قبول داشتن نه راستی ها!
من باورم نمیشه یه نفر الان بیاد بگه که این تقلا رو برای خودش حل کرده! منظورم اینه که هی مدام بین انتخاب این دو تا گیر نکنه و یه جاهایی هی با خودش کلنجار نره! حتی مذهبی ترین دوستان منم یه جاهایی انتخاباشون سنتی نیست و یا چه میدونم اون لائیک هاشونم یه جاهایی دارن سنت رو انتخاب میکنن. خیلی از مواقع این انتخابها برمیگرده به تاریخچه زندگی ما، خونواده هامون، دوستامون و حوادثی که درش درگیر بودیم!

* تو همین وبلاگستان خودمون هم میتونیم نمادهاش رو ببینیم! به خصوص کسانی که سیاسی، اجتماعی و یا روزمره مینویسن (به هر حال اینا کسائین که بیشتر میشه راجع به دیدگاههاشون نظر داد تا تخصصی نویس ها) تو همین ها هم میشه راحت کسانی رو پیدا کرد که طرف نه میتونه به طور قطع با گذشته اش خداحافظی کنه و اون بخش سنتی وجودش رو بذاره کنار و نه اینکه میتونه مدرنیته رو کاملا بپذیره و یه جاهایی میبینه با بخش سنتیش درگیر میشه! اینه که هی بین نوشته هاش سوئیچ به یکی از این دو تا میشه…
* نمیگم اصلا وجود نداره، من دیدم تعداد کمی که یه طور های وضعیتشون رو پایدار کردن. منظورم اینه که یک تعادل منطقی بین این دو تا برقرار کردن (هر چند به طور ذاتی این ۲ تا با هم تعارض دارن) ولی از اونجایی که ذاتن سنت و مدرنیته متضاد همن (حداقل در ۹۰ درصد موارد) اینه که باز هم ابهامات زیادی به وجود میاد وقتی تو جامعه واقعی با کسی آشنا هستیم و باهاش سر و کار داریم و یا تو جامعه مجازی وقتی وبلاگی رو میخونیم.
* تازه هر روز درگیریهامون بین انتخاب بین اینکه کدوم باشیم، بیشتر میشه! واقعیتش اینه که همگون کردن و یا به عبارتی جمع بستن این دو تا واقعا کار سختیه و از عهده هرکسی بر نمیاد! تو رفتارهای اجتماعی مون، برخوردمون با تکنولوژی، محل کارمون، پروژه هامون، آدمهایی که به نوعی باهاشون درگیر هستیم حالا چه دنیای مجازی و چه دنیای واقعی و … تو همه اینا به نوعی این چالش به وجود میاد. از طرفی ما یه سری اعتقادات داریم و به یکسری عرفها معتقدیم و از طرفی واقعا جاهایی نمیشه از تکنولوژی و تجدد عقب موند…
* یا من فقط اینطوریم و دارم اشتباه می کنم؟! …


زهرا Reply:
آذر ۲۱م, ۱۳۸۷ at ۲:۴۶ ب.ظ
در مورد بند اول منظورم اهل بودن یا نبودن نیست خواستم کلی بنویسم
ولی واقعا کسانی خودشون رو صاحب این مجالس میدونن و غیر خودی ها رو قبول ندارن که حالا موضوع این بحث نیست
جواب به این نظر
پیمان Reply:
آذر ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۱:۰۷ ب.ظ
۰۹۳۶۳۷۱۴۶۱۳
جواب به این نظر