تقابل بین سنت و مدرنیته!

* مدرن باشیم یا همون سنتی یا یه چیزی بین این دو؟! ای بابا:D

من فکر میکنم این مشکل اکثر ماها یعنی نسل به اصطلاح جدید باشه! البته به قول اون خبرنگار محترم روزنامه مرحوم شرق تو کنفرانس دین و مدرنیته که به شوخی میگفت البته نسل سوخته نسل قبلی ما هستن و بنابراین ما عملا میشیم نسل پدر.سوخته :دی =))

بین هم سن و سالای خودمون حتی من دیدم اونایی که از خونواده های خفن مذهبی و یا چه میدونم کاملا بی قید و بی اعتقاد هستن، باز هم دارن بین سنت و مدرنیته دست و پا میزنن! داشتم میگفتم مثلا تو دانشگاه نه بسیجی ها ما رو قبول داشتن نه انجمن اسلامی ای ها! نه کسی ماها رو برای پارتی رفتن و پایه پارتی بودن قبول داشت، نه برای مراسم مذهبی و دعا و نیایش و روضه خونی! نه چپی ها کاملا ما رو قبول داشتن نه راستی ها!

من باورم نمیشه یه نفر الان بیاد بگه که این تقلا رو برای خودش حل کرده! منظورم اینه که هی مدام بین انتخاب این دو تا گیر نکنه و یه جاهایی هی با خودش کلنجار نره! حتی مذهبی ترین دوستان منم یه جاهایی انتخاباشون سنتی نیست و یا چه میدونم اون لائیک هاشونم یه جاهایی دارن سنت رو انتخاب میکنن. خیلی از مواقع این انتخابها برمیگرده به تاریخچه زندگی ما، خونواده هامون، دوستامون و حوادثی که درش درگیر بودیم!

* تو همین وبلاگستان خودمون هم میتونیم نمادهاش رو ببینیم! به خصوص کسانی که سیاسی، اجتماعی و یا روزمره مینویسن (به هر حال اینا کسائین که بیشتر میشه راجع به دیدگاههاشون نظر داد تا تخصصی نویس ها) تو همین ها هم میشه راحت کسانی رو پیدا کرد که طرف نه میتونه به طور قطع با گذشته اش خداحافظی کنه و اون بخش سنتی وجودش رو بذاره کنار و نه اینکه میتونه مدرنیته رو کاملا بپذیره و یه جاهایی میبینه با بخش سنتیش درگیر میشه! اینه که هی بین نوشته هاش سوئیچ به یکی از این دو تا میشه…

* نمیگم اصلا وجود نداره، من دیدم تعداد کمی که یه طور های وضعیتشون رو پایدار کردن. منظورم اینه که یک تعادل منطقی بین این دو تا برقرار کردن (هر چند به طور ذاتی این ۲ تا با هم تعارض دارن) ولی از اونجایی که ذاتن سنت و مدرنیته متضاد همن (حداقل در ۹۰ درصد موارد) اینه که باز هم ابهامات زیادی به وجود میاد وقتی تو جامعه واقعی با کسی آشنا هستیم و باهاش سر و کار داریم و یا تو جامعه مجازی وقتی وبلاگی رو میخونیم.

* تازه هر روز درگیریهامون بین انتخاب بین اینکه کدوم باشیم، بیشتر میشه! واقعیتش اینه که همگون کردن و یا به عبارتی جمع بستن این دو تا واقعا کار سختیه و از عهده هرکسی بر نمیاد! تو رفتارهای اجتماعی مون، برخوردمون با تکنولوژی، محل کارمون، پروژه هامون، آدمهایی که به نوعی باهاشون درگیر هستیم حالا چه دنیای مجازی و چه دنیای واقعی و … تو همه اینا به نوعی این چالش به وجود میاد. از طرفی ما یه سری اعتقادات داریم و به یکسری عرفها معتقدیم و از طرفی واقعا جاهایی نمیشه از تکنولوژی و تجدد عقب موند…

* یا من فقط اینطوریم و دارم اشتباه می کنم؟! …

۵۵ نظر

  1. زهرا ۱۳۸۷-۰۹-۲۱، ۱:۰۶ ب.ظ

    من اشتباهی نظرات این مطلب رو بسته بودم شرمنده:(

    جواب به این نظر

  2. محمد ۱۳۸۷-۰۹-۲۱، ۲:۱۹ ب.ظ

    مثلا تو دانشگاه نه بسیجی ها ما رو قبول داشتن نه انجمن اسلامی ای ها! نه کسی ماها رو برای پارتی رفتن و پایه پارتی بودن قبول داشت، نه برای مراسم مذهبی و دعا و نیایش و روضه خونی! نه چپی ها کاملا ما رو قبول داشتن نه راستی ها!
    ————-
    در مورد پارتی رفتن شاید لازم باشه کسی شما روقبول داشته باشه اما برای مراسم مذهبی ودعا لازم هست که اگه انسان علاقه داشت بره تا ان شا ا… قبول در گاه حق واقع بشه و فکر نمی کنم لازم باشه که افرادی خودشان رو صاحب چنین مجالسی بدونن وحتما این جوری هم نیست.
    ——————-
    از طرفی ما یه سری اعتقادات داریم و به یکسری عرفها معتقدیم و از طرفی واقعا جاهایی نمیشه از تکنولوژی و تجدد عقب موند.
    —————-
    وقتی که پیامبر اکرم (ص) می فرمایند ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌”اطلبو العلم من المهد الی الحد”
    نمی دونم شما چه طور میگید بین اعتقاد به عرفها وتکنو لوژی وتجدد منافاتی وجود دارد
    شاید ارائه تفسیر غلط از سنت و توهمات کذائی باعث می شوند فکر کنیم باید یکی از این دو را انتخاب کنیم.

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    در مورد بند اول منظورم اهل بودن یا نبودن نیست خواستم کلی بنویسم
    ولی واقعا کسانی خودشون رو صاحب این مجالس میدونن و غیر خودی ها رو قبول ندارن که حالا موضوع این بحث نیست

    جواب به این نظر

    پیمان Reply:

    ۰۹۳۶۳۷۱۴۶۱۳

    جواب به این نظر

  3. سعید ۱۳۸۷-۰۹-۲۱، ۳:۳۸ ب.ظ

    “کسانی خودشون رو صاحب این مجالس میدونن و غیر خودی ها رو قبول ندارن…”

    لطفا در این مورد بیشتر بنویس…

    جواب به این نظر

  4. سمیه ۱۳۸۷-۰۹-۲۱، ۳:۵۷ ب.ظ

    زهرا جان با توجه به مفهوم مدرنیته، اغلب ما ادمهای مدرنی هستیم. اون چیزی که تو ازش یاد می کنی تقابل نوع نگاه ما به مذهب یا به نوعی دینداری با عناصر دیگری از دنیای مدرنه. در واقع به نظر می رسه از بخش سنتی زندگی تنها دینداری گاهی وضعیتشو معلوم نمی کنه. اون هم به نظر می رسه با کمی شخصی تر شدن نگاه های دینی قابل حل باشه. البته خیلی سخته و فردیت ادمها رو گاهی دچار تناقض می کنه

    جواب به این نظر

  5. حمید ۱۳۸۷-۰۹-۲۱، ۴:۱۱ ب.ظ

    تو میتونی و همه میتونند عمرشون رو بدون روضه خوندن سپری کنند،ولی بدون استفاده از تکنولوژی میشی شبیه غار نشینها. حسابش رو بکن که یک هفته نتونی از کامپیوتر استفاده کنی،نه برق نه آب لوله کشی،نه ماشین،و نه هیچ وسیله دیگه ای.حالا این رو گسترشش بده به جامعه،اگر یه روز فقط و فقط توی بیمارستانها برق نباشه،یا تکنولوژیها و دم و دستگاههای پزشکی روز نباشه،چه اتفاقی میافته؟ ولی تمام عمر هم نماز جمعه ابلهانه برگزار نشه،هیچ اتفاقی نمیافته. تمام وجودشون رو این عقب موندگان قرن،یعنی آخوند و آیت الملا،مدیون همین افرادی هستند که بهشون میگند “کفار”.اگر مَردند و ادعاشون میشه،از دانش و تکنولوژیشون هم استفاده نکنند.ولی این گربه های کور،هم گوشت رو میدزدند و هم ظرف رو چپه میکنند و به اندازه یک بز هم توانایی و جربزه دست پس زدن به تکنولوژی و دانش و ره آوردهای “کفار” رو ندارند.در کل تمام مسلمونها مدیون اونها هستند. اگر اونها نبودند در حال حاضر مسلمون در غار زندگی میکرد.

    جواب به این نظر

    حجت الاسلام نیچه Reply:

    واقعا ریبا بیان کردین

    حقیقت هم همین است

    شما یک عمر برو نماز جمعه بعدش که چی؟

    چه نقطه روشنی توی زندگیت پدیدار میشه؟
    هیچ

    جواب به این نظر

    الهام Reply:

    حرفات عالی بود به وبلاگم سر بزن خوشحال میشم
    http://iloveyoumovafaghiyat.blogfa.com/نظر یادتان نرود

    جواب به این نظر

  6. دلسوز ۱۳۸۷-۰۹-۲۱، ۵:۲۰ ب.ظ

    نمیدونم چرا همیشه بحثهای که اینجا مطرح میشه آخرش به مسلمانان و کافران ختم میشه . اینکه کی بر کی برتری داره. در جواب آقایی که سعی دارد غربیها را بر شرقی ها یا کافران را بر مسلمانان برتری دهد باید عرض کنم لطفا اگر توانائیش را دارید یکسری بروید مالزی ببینید همین مسلمانانی که شما ازشون به همین سادگی میگذرید ضمن حفظ آئینشان چگونه از علم وتکنولوزی استفاده میکنند. در ثانی اگر از خود مخترعینی که باعث ایجاد این علوم شده اند حالا از هر فرقه و دینی که باشند سوال کنید هرگز دین خود را باعث برتری خود نمیدانند و اختراعشون را در جهت کمک به تمام بشریت وقف کرده اند. حالا شما هی بگرد سر کلاف را پیدا کن. مطمئن باش به هیچ جائی نمیرسی.

    جواب به این نظر

    حمید Reply:

    “ضمن حفظ آئینشان چگونه از علم وتکنولوزی استفاده میکنند.”
    ضمن حفظ آیینشون؟ نه ببم جان،ضمن حفظ یه قسمت کوچکی از آیینشون. اگر جامعه مسلمون حتی بخواد به ۳۰درصد اسلام عمل بکنه،باید با دنیای متمدن خداحافظی کنه.از همین روی هست که میبینیم ایران از عربستان متمدن تر هست،چون بسیار کمتر از اونجا بر احکام و قوانین و بکن نکنها و دستورات اسلام،وقعی میگذاره. در ضمن خود ما ایرانیها هم داریم از این تکنولوژیها استفاده میکنیم و بر منکرش لعنت.منم دقیقن گفتم که داریم استفاده میکنیم مگرمن گفتم که استفاده نمیکنیم؟ خب این از این که حرف من رو نقض نمیکرد و تایید هم میکرد. واین که گفتی “اگر از خود مخترعینی که باعث ایجاد…”بله اونها خودشون رو برتر نمیدونند،گرچه برتر هستند،چون خدماتی که حتی صد نفر از اونها به بشریت کردند،تمام یک میلیارد و چند صد میلیون مسلمون،یک درصد اونها،برای بشریت خدمتی انجام ندادند.ولی با وجود این خودشون رو برتر نمیدونند و با بزرگواری دانششون و دستاوردهاشون رو در اختیار افرادی که اونها رو در اندازه ی بول و غائط پایین میارند و نجس میدونند،و متکبرانه و تحقیر آمیز نسبت به اونها برخورد میکنند،قرار میدند.
    گفتی :”کافران را بر مسلمانان برتری دهد”
    فکر کنم اینجا هم منظورم رو از این “کفار”ی که ازشون نام بردم،متوجه نشدی.و فکر کردی که منظورم تنها همون افرادی هست که بیخدا و آسه ایست هستند. نه خیر ببم جان. آیت الملای اسلام به تمام پیروان ادیان غیر اسلام،میگه “کافر”.
    “غربیها را بر شرقی ها یا کافران را بر مسلمانان برتری دهد”
    ژاپن هم جزو شرق هست. در کل حرف برتری دادن نبود،چون دین باعث برتری نیست.و منم نگفتم دینشون رو باعث برتریشون میدونند و اصلن نگفتم که اونها خودشون رو برتر میدونند.بلکه برتری از خودشون و دانششون و خدماتشون هست. و از دید اسلام و اسرای اسلام به اونها نگاه کردم.
    ولی در عین حال بر عکس اونها که اینهمه برای بشریت سودمند بوده اند و هستند،دین مسلمونها(و اسرای این دین) که خیرشون به بشری نرسیده، به اونها تحقیر آمیز نگاه میکنند. در صورتی که مدیون اونها هم هستند.
    “حالا شما هی بگرد سر کلاف را پیدا کن. مطمئن باش به هیچ جائی نمیرسی.”
    حالا من نیاز ندارم بگردم سر یا ته کلاف رو پیدا کنم،سر و ته کلاف برام پیدابوده و هست. و قرار نیست به جایی برسم،به اونجایی که قرار بوده برسم،رسیدم،و اون هم چیزی نیست جز:”حقیقت”.

    جواب به این نظر

    دلسوز Reply:

    حمید آقا میخوام یک سوال بکنم جدا جواب بده ببینم این همه دانشمند مسلمان ایرانی که در سرتاسر جهان به دنیا خدمت میکنند جزء چه گروهی حساب میشوندآیا مسلمانان فرهیخته متمدن محسوب میشن؟ علم نه زمان خاصی دارد نه جای خاصی. همه انسانها در رسیدن به درجات تعالی باید در کناریکدیگر باشند. برو تاریخ زندگی ابوعلی سینا را مطالعه کن. لابد اینرا قبول داری که هنوز بعد از گذشت قرنها کتابش مرجعی است برای علم پزشکی ابوعلی سینا کیست؟ مگریک ایرانی مسلمان نیست؟ یا ذکریای رازی و…. زندگینامه دکتر حسابی را بخوان ببین چه چیز را باعث پیشرفت خودش میدونه . ما هزاران نمونه از این بزرگان را داریم . البته من هم مسلمانی را به تعبیر صرف خواندن نماز و گرفتن روزه قبول ندارم ولی آنرا منافاتی با بدست آوردن علوم روز نمیدانم

    جواب به این نظر

    حمید Reply:

    حالا اومدی سراغ سینا؟(دکتر حسابی که خودش شاگرد انیشتین بود.خیلی هاصاحب علم هستند ولی زایندگان علم بسیار کمند،حرف سر زاینده دانش هست.دکتر حسابی صاحب دانش بود ولی نه چندان، زاینده دانش.البته نزد من هم ایشون محترم هستند)

    خب مگر کسی گفت در عالم اسلام هیچ بشری که در زمینه دانش صاحب مقام باشند وجودنداره،که حالا شما مدعی و شاکی شدی؟ بله وجود داشتند ولی حرف سر مقدار داشته هاست و مقدار عَرضه ها. حجم بسیار بسیار بزرگ دانش و اکتشافات و اختراعاتی رو که غیر مسلمانان به جهان و جهانیان عرضه کرده اند در برابر اون حجم از دانش و اکتشافات جامعه مسلمانان،بسیار بسیار بزرگ است. و همین اشخاص هم از دین و صاحبان دین ، چه ستمها که نکشیده اند.از دست کسانی که آخر مسلمان و اسلام شناسی و دینداری بوده اند.در کل میشه یکی از دلایل پسرفت و درجا زدن و عدم تولید دانش و دانشمند مولد دانش رو در ممالک اسلامی درطول تاریخ اسلام، وجود همین اسرای اسلام و دین برشمرد، که مغزشون جز قرآن و احادیث و روایات نبوی و غیره، چیزی بر نمیتافته و اگر احیانن معدود افرادی هم پیدا میشدند که میخواستند مغزشون رو به کار بندازند،یا از ترس این افراد منصرف میشده، یا بروزش نمیدادند،یا اگر بروز میدادند، مورد فشار و آزار و اذیت و لعن و نفرین و تکفیر اسرای دین قرار میگرفته اند. و این افراد،در راه پژوهشها و دانش زاییشون،به اسلام و دین تا اندازه ای بی تفاوت میشدند،وگرنه اگر میخواستند به اسلام وقعی بگذارند،میشدند شخصی مانند غزالی و خودشون خودشون رو برای گام نهادن در این عرصه ها تکفیر میکردند و خودشون، باز دارنده خودشون میشدند.برای نمونه رازی کاشف الکل معجزات پیامبران رو که به صراحت در قرآن اومده رو رد میکرد و اونها رو خدعه و فریب میدونست و به دستور علمای اسلام کتابهاش رو سوزوندند.یا ابن سینا،وجود جن رو که یک سوره در قرآن بهش اختصاص داده شده رو رد میکرد. برای دانش پژوهی و دانش گرایی و عقل گرایی،باید تا اندازه ای به دین پشت کرد،همونطور که این افراد این کار رو کردند.و دانش،ناقض قسمتهایی از گفته های دین و شخصیتهای مذهبی است.و خود متون اصلی دین هم چیزی از دانش برای انسان به ارمغان نمیاره.و هر کسی که زاینده علم هست،از هر دینی که باشه،این دانشش و اختراع و اکتشافش ربطی به دینش نداره،و دینش اون رو براش به ارمغان نیاورده. یعنی گفتن اینکه ابوعلی سینا مسلمان بود، این ابدا وجهه ای برای اسلام نیست.حتی اگر میخواست یک مسلمون واقعی و کامل و تمام و کمال مانند غزالی باشه، دیگه ابوعلی سینا نبود. یا انیشتین،برای نمونه یهودی بودنش، ابدن وجهه ای برای دینش به همراه نمیاره. چون این دین اسلام و یهودیت نبوده اند که این افراد رو سینا یا انیشتین کردند. ولی دانشمندان هر جامعه ای به جامعه خودشون ارزش میدند(منظور از جامعه،جامعه ای متشکل از تمام پیروان یک دین و آیین هست،برای نمونه جهان اسلام،یا جهان مسیحیت،یا یهودیت).یعنی وقتی در جامعه کم جمعیت یهودی (یهودیان جهان) چندین دانشمند بزرگ به جهان عرضه میشه،اینها میشند نمادهای برتری علمی جامعه یهودیت بر جهان اسلام.به حق میتوانند بگویند ما(جهان یهودیت) نسبت به مسلمانان برتری علمی بسیار بیشتری داریم و خدمات علمی و دانش آفرینی بسیار بیشتری نسبت به اونها به جهان عرضه داشته ایم. و وقتی جهان مسیحیت،تعداد بسیار زیادی دانشمند و مخترع و مکتشف و اختراع و اکتشاف و حجم بسیار بسیار بزرگی از دانش رو به جهانیان عرض میکنه،این میشه برتری علمی جامعه مسیحیت بر جهان اسلام.و میتواند به حق بگوید که جامعه ما(جهان مسیحیت) برتری بسیار چشمگیر علمی ،نسبت به مسلمانان بر جهان داریم. و خدماتی که جهان مسیحیت به جهان و جهانیان عرضه داشته،نسبت به جهان اسلام شما، مانند کوهی در برابر پشته ای خاک است و فایده و سود رسانی ما برای جهانیان بسیار بیشتر از جامعه اسلام هست.
    در کل هر کسی که قدمی در راه زایش دانش بر میداره،قابل تقدیر هست از هر دین و آیینی باشه یا اصلن بی دین باشه.هیچ فرقی نمیکنه و باید سپاسگذار بود،نه مانند گربه کوری،گوشت رو طرف بدزده و صورت دهنده گوشت رو زخمی هم بکنه. یا بهش توهین بکنه یا بر اون ،با وجود برتری اون،تکبر بورزه،یا تحقیر آمیز باهاش برخورد کنه.
    بگذارید در پایان چند تا از افاضات اسلام شناسان و شیفتگان عمیق اسلام رو در مورد ابن سینا بگذارم:
    غزالی آخر علمای اسلام زمان خودش بوده ،ابن سینا رو تکفیر میکنه.
    یا شهاب الدین سهروردی میاد و کتابهای سینا رو “عِقاب(عذاب)” مینامه و اونها رو نابود میکنه و در این کارش به روایات و احادیث متوسل میشه.
    سنایی میگه:” کان نجات و کان شفا کارباب سنت جسته اند* بوعلی سینا ندارد در نجات و در شفا”
    مولوی میگه:” وانکه او آن نور را بینا بود* شرح او کی کار بوسینا بود؟”
    ” درون سینه چون عیسی، نگاری بی پدر صورت* که ماند چون خری بر یخ ز فهمش بوعلی سینا”

    عبدالرحمن جامی:
    “نور دل از سینه سینا مجوی*روشنی از دیده بینا بجوی
    جانب کفر است اشارات او*باعث خوف است بشارات او
    فکر شفایش همه بیماری است*میل نجاتش،ز گرفتاری است
    دست بکش از شفای او که دستور شقاست*پای یک سو نه،ز قانونش،که کانون شر است”

    شیخ بهایی میگه:
    تا کی ز شفا ،شفا طلبی؟*وز کاسه زهر دوا طلبی
    و…

    جواب به این نظر

    محمد Reply:

    غزالی آخر علمای اسلام زمان خودش بوده ،ابن سینا رو تکفیر میکنه.
    یا شهاب الدین سهروردی میاد و کتابهای سینا رو “عِقاب(عذاب)” مینامه و اونها رو نابود میکنه و در این کارش به روایات و احادیث متوسل میشه.
    سنایی میگه:” کان نجات و کان شفا کارباب سنت جسته اند* بوعلی سینا ندارد در نجات و در شفا”
    مولوی میگه:” وانکه او آن نور را بینا بود* شرح او کی کار بوسینا بود؟”
    ” درون سینه چون عیسی، نگاری بی پدر صورت* که ماند چون خری بر یخ ز فهمش بوعلی سینا”

    عبدالرحمن جامی:
    “نور دل از سینه سینا مجوی*روشنی از دیده بینا بجوی
    جانب کفر است اشارات او*باعث خوف است بشارات او
    فکر شفایش همه بیماری است*میل نجاتش،ز گرفتاری است
    دست بکش از شفای او که دستور شقاست*پای یک سو نه،ز قانونش،که کانون شر است”

    شیخ بهایی میگه:
    تا کی ز شفا ،شفا طلبی؟*وز کاسه زهر دوا طلبی
    و…
    —————————————————–

    ضمن تشکر از مطالب بسیار ارزشمندی!!!!!که در اختیارمان گذاشتید میشه به ما بگی
    شما که سطحی به مسائل نگاه نمی کنی منبع مطالب چی هست شاید اگه منبعی غیر از “چرندیات اقا حمید” داشت که احتمالا قصد چاپش را هم داری ما هم به صراط
    مستقیم “اقا حمید”امدیم

    جواب به این نظر

    محمد Reply:

    “ولی با وجود این خودشون رو برتر نمیدونند و با بزرگواری دانششون و دستاوردهاشون رو در اختیار افرادی که اونها رو در اندازه ی بول و غائط پایین میارند و نجس میدونند،و متکبرانه و تحقیر آمیز نسبت به اونها برخورد میکنند،قرار میدند.”
    این اظهارات شما در کامنت بالایی است اما نخیر اقای حمید انها ضمن به یغما بردن اثار علمی وفرهنگی ما حتی با ابزارهایی همانند تحریم وفشار اقتصادی چشم هیچ گونه پیشرفت ما را ندارند نمونه اش همین است است که خودشان با داشتن صدها کلاهک هسته ای به ایران اجازه نمی دهند حتی به تولید سوخت هسته ای که فن اوری ان حاصل زحمت دانشمندان کشور خودمان است وصرفا کاربردی صلح امیز دارد بپردازیم بحثهای شما بحثهای صد من یک غاز میباشد بیخود خود را خسته نکید

    جواب به این نظر

    حمید Reply:

    سطحی نبایدبا مسایل برخورد کرد. نمیخواستم جواب بدم.
    ببم جان انگار زیادی مسحور صدا و سیما و بوقهای جمهوری اسلامی شدی.
    “خودشان با داشتن صدها کلاهک هسته ای به ایران اجازه نمی دهند”
    این رو اومدی و گذاشتی پای بخل اونها؟مگر پاکستان مسلمان نیست که بمب اتم هم داره؟مشکل از اونها نیست،مشکل از همین جرثومه های فتنه است
    “فن اوری ان حاصل زحمت دانشمندان کشور خودمان است”
    میتونی بگی که این دانش و فن آوری رو کی زاییدند؟صاحب اصلی این دانش و فن آوری چه کسانی بودند؟بفرمایید کپی کردند،نفرمایید مال خودمان است.
    حرف اونها سر این هست که چه رژیمی میخواد از این استفاده کنه،و استفاده از اون دانش و توانایی توسط اون حکومت و دولت،چه خطراتی رو ممکن هست گریبان گیر جامعه جهانی بکنه.پس حق دارند که احتیاط کنند تا بعد دست تغابن بر زانوشون نزنند.
    “بحثهای شما بحثهای صد من یک غاز میباشد”
    ناراحت نشو،ناراحتی و عصبانیت چاره کار نیست و چیزی رو عوض نمیکنه و چیزی رو هم حل نمیکنه. :)

    جواب به این نظر

    الی Reply:

    مالزی؟اونا به دین عمل می کنن؟پس اون همه دیسکو و اون ادمهای لخت و پتی رو کجای اسلام تایید کرده؟شما هیچ وقت شهر های ساحلیش رفتی ببینی واسه اروپا یی و امریکا یی ها چه درست کردن و چه فسق و فجوری اونجا میشه؟فکر می کنی اگه یه خورده رنگ و لعاب داره این کشور واسه چیه؟کشورشونو باز گذاشتن تا خارجی ها بیان و برن.رسما مشروبات الکلی می فروشند..این کشور کجاش اسلامیه من نمی دونم.ما به کجا رسیدیم که مالزی شده کعبه آمال.

    جواب به این نظر

    الی Reply:

    ببخشید.این جوابیه دلسوز بود.

    جواب به این نظر

    دلسوز Reply:

    کی گفت که مالزی کعبه آماله. چرا شما همه چیز را به همه جمع تعمیم میدهید. اتفاقا اگر در چنین مکانی توانستی برشئوناتی که پذیرفته ای باقی بمانی هنر کرده ای . در ثانی از قدیم گفته اند هر مسجدی در کنارش سرویس بهداشتی هم دارد. اونجایی که شما اشاره کردید را درست کردند برای افرادی که دنبال اونجور مسائل هستند.

    جواب به این نظر

    حامد «آسمان نقره ای» Reply:

    شما درست میگی.
    البته اینجا بحث دین و سیاست نیست
    اما گاهی اوقات تدابیر احمقانه ای که بر مبنای دین اعمال میشه، مردم رو از مدرنیته دور و به سنت گرایی (البته سنت ۱۴۰۰ سال پیش) وادار میکنه.

    با اینکه این دوتا هیچ ربطی به هم ندارن.

    مالزی رو دوستمون مثال زده بودن (که این روزا داره جای دبی رو تو تبلیغات میگیره!) درسته مالزی پیشرفت زیادی داشته و این پیشرفت یه مقداریش برای اینه که مسلمون کار خودش رو میکنه و غیر مسلمون هم کار خودش.
    مثل کشور ما به مسائل سطحی اهمیت نمیدن که نصف سرمایه گذاری برای کنترل بدحجابی و چادر سر کردن مردم بشه.

    اصلا خود پیامبر هم نگفته که به زور مردم رو مسلمون کنید
    این مسائل خیلی خنده داره.
    وقتی تو کشور ما همش به فکر این چیزا هستن، خانواده هایی که یه مقدار از بقیه مذهبی ترن، فکر می کنن که با سنتی بودن و اجتناب از مدرنیته و منع جونا میتونن اونها رو هم پایبندتر به مسائل دینی کنن.

    نمیگم که هم جا اینطوریه اما موارد خیلی زیادی هستن که دقیقا همین تفکر رو دارن.

    یکی از اصول پیشرفت جامعه آزادی تفکر و عمل برای مردم هست. (نمیگم اینجا هم دیسکو تاسیس کنن و حجاب رو آزاد کنن ناسلامتی مسلمون هستیم) اما محدودیت ایجاد کردن خودش باعث تحجر و عقب افتادگی مردم میشه.

    جواب به این نظر

    حمید Reply:

    حامد جان
    تمام کامنتت رو خوب گفتی،غیر از اینجا که اومدی و کامنتت رو یه مقداری خراب کردی.
    اینجا:(نمیگم اینجا هم دیسکو تاسیس کنن و حجاب رو آزاد کنن ناسلامتی مسلمون هستیم)
    تمام کشورهای عربی هم مسلمونند،ولی حق اختیار رو هم برای همون فرد مسلمون قائل شدند.ولی در ایران میبینیم که علاوه بر اجبار حجاب بر مسلمون، غیر مسلمون و حتی توریست و حتی یک مقام خارجی زن که به کشور میاد باید جبر قرون وسطایی جمهوری اسلامی رو بر خودش اعمال کنه. و همچنین در اون کشورها مکانهای برای عیش و نوش و رقص و خوشی چه برای مسلمون و چه غیر مسلمونش فراهم کرده اند. ولی در مملکت ایران،متاسفانه به دلیل اینکه حکومت به زور میخواد ظاهر جامعه رو به اصطلاح خودش و خیال خودش اسلامی جلوه بده، و مردم رو مقید به ایدئولوژی خودش که قسمتیش همون دین و خواسته هاش هست،جلوه بده،میاد و اقدام به اعمال اجباری ِ خواسته ها و پسندیات و تمایلاتش که برخاسته از ایدئولوژیش هست، بر مردم میکنه. و همچنین برعکسش،مردم رو از آنچه رو که خودش نمیپسندند و تمایلی به انجامش ندارد و در ایدئولوژیش جایی ندارد،محروم و قدغن میکنه. خب مشخصه که نه تنها در باطن،که در ظاهر هم ورشکستگی ایدئولوژیش به شدت در جامعه نمایان هست و بعضی وقتها خیلی شدیدتر خودش رو نشون هم میده و چیزهایی رو میشه، شگفت آور. مثلن یهو رو میشه که در شهر روضه و روزه و منار و منبر و گنبد و مسجد و چادر سیاه و عمامه سفید،یعنی شهر قم، چی شده؟دهها نفر بر اثر مصرف مشروبات الکلی مسموم، مردند!! و دهها نفر دیگه هم مشکلات جسمی دیگه ای براشون پیش اومده ……نمیخوام بیشتر در این مورد حرف بزنم . در مورد حجاب بطور مفصل توی وبلگم حرف زدم،البته اینها رو داخلش ننوشتم.

    جواب به این نظر

    الی Reply:

    پس چرا تو ایران این سرویس های بهداشتی ارائه نمیشه ؟

    جواب به این نظر

  7. حجت الاسلام نیچه ۱۳۸۷-۰۹-۲۱، ۷:۲۲ ب.ظ

    نه در مسجد گذارندم که رندی
    نه در میخانه کین خمار خامست

    میان مسجد و میخانه راهیست
    غریبم عاشقم ان ره کدامست

    اینا همش تعارضات و تناقضاتی است که از طریق عقل ما بهش پی می بریم

    مثلا دعای کمیل و زیارت عاشورا یا همین دعای عرفه ای که دو روز پیش بود عرف و اعتقاد میگه خوبه

    ولی عقل میگه اینا همش چرندیاته
    و همیشه عقلم را حاکم کردم نه هیچ چیز دیگر را ختی اگر قران خلاف عقلم را گفته باشد

    با نظر حمید هم کاملا موافقم واقعا زیبا گفت

    در قرن ۲۱ که نمیشه ا عرف و اعتقادات قرن ۱۵ زندگی کرد

    من هیچ کدومشون رو رد نمی کنم ولی هر کدومشون یه حد و مرزی داره نباید زیاده روی کرد چون عواقبش بده

    هرچه عقل بگوید

    من که پشیمون نیستم

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    با سلام شما گفته بودی (همیشه عقلم را حاکم کردم نه هیچ چیز دیگر را حتی اگر قران خلاف عقلم را گفته باشد) فکر می کنید عقل رو چه کسی به شما داده ،از نوشته شما این طور به نظر می رسه که شما به یکی بودن وجودی که بخشنده عقل به شما است و فرستنده قرآن اعتقاد نداری که فکر نمی کنم این طور باشه چون همون خدایی که عقل را به شما داد ، می دونه که عقل کاملا نمی تونه برخی مسائل رو تجزیه و تحلیل کنه برای راهنماییتون کتابهای آسمانی و پیامبران رو فرستاده و البته باید بگم که عملکردهای اشتباه برخی باعث نمی شه که ما اون رو به حساب دین بگذاریم لطفا بگید چرا با اون همه پیشرفت این قدر اسلام گرایی در همون کشورهای پیشرفته غربی با سرعت در حال پیشرفت هست ؟
    این رو هم باید باید بگم که شاید این اعتقادها باز به نظر شخصیتون برمیگرده که دین اسلام رو آخرین و مکملترین دین (دین =آیین زندگی ) نمی دونید . ولی باز حس می کنم یه احساسی در درونتون هست که نمی خواهید کاملا از دین و عقیده جدا بشید.شاید بر سر چگونگی اعمال این دین اختلاف نظر باشه اما این مسئله نباید در دین اشکال وارد کنه.

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    زهرا(بهار سبز) لطفا بفرمایید چرا همون طور که در نوشته قبلیم اشاره کردم اسلام گرایی به این سرعت در کشورهای پیشرفته غرب در حال گسترشه ؟

    جواب به این نظر

    jeune Reply:

    به همان دلایلی که مثلا لاادری گری و مسیحیت و زرتشتی گری در ایران روبه افزایش هستند و تا چند سال دیگر(اگر دولت فخیمه سر کار بماند)، عده نامسلمان بر مسلمان در ایران خواهد چربید.

    به اسلام گرویدن ِ «اروپایی» مجموعه ای است از دلایلی مثل : یک مُد ِ مبتذل + پیروی از پائین تنه(امکان ناپذیر بودن ازدواج مثلا مسیحی ِ فرانسوی با «گوشت ِ واقعا خوشمزه ی ِ» الجزایری ِ مسلمان بدون تغییر مذهب) + فرار از زندگی ِ روزمره و ملال آور در یک دموکراسی ِ راکد + تبدیل شدن به نوعی آلترناتیو بر علیه میل جمعی و تذلذ از این طریق و غیره…

    جواب به این نظر

  8. حجت الاسلام نیچه ۱۳۸۷-۰۹-۲۱، ۷:۲۶ ب.ظ

    در قرن ۲۱ که نمیشه با عرف و اعتقادات قرن ۱۵ زندگی کرد

    در کل باید بگم همیشه افراط و تفریط به ضرر انسان بوده

    تعادل و حریم نگه داشتن هر چیزی بهترین کاره

    من خودم هم موقعیتی مشابه شما داشتم توی دوران تحصیل

    جواب به این نظر

  9. بهنام ۱۳۸۷-۰۹-۲۱، ۷:۲۹ ب.ظ

    سلام زهرا. برای صحبت از انتخاب بین سنت و مدرنیته باید اول دونست که اولا سنت چیه و ثانیا مدرنیته چیه. در مورد سنت جواب مشخص هست: سنت مرام مادر و پدرهایمان هست بنابراین هیچ ابهامی در تعریف اون نیست. اما برای من مشخص نیست منظور شما از مدرنیته چی هست. میشه مشخص کنید منظورتون چیست؟ مثلا از کجا میتوان تشخیص داد فلان رفتار مدرن هست یا نه؟

    ارادتمند
    بهنام

    جواب به این نظر

  10. پدرام ۱۳۸۷-۰۹-۲۱، ۸:۲۰ ب.ظ

    شریعتی کتاب « تمدن و تجدد و الیناسیون » :
    « جامعه های موزائیک » یعنی چه ؟ یعنی مثل موزائیک , که صدها ذره سنگ ریزه رنگین دارد به رنگهای مختلف , به شکلهای مختلف که همه در یک قالب پرس شده اند , اما چه شکلی را این ها به وجود آورده اند ؟ هیچ شکلی .
    … ما بدون اینکه بدانیم در این جامعه چه چیز باید بسازیم و بدون اینکه قبلا تصمیمی داشته باشیم که جامعه خودمان را با طرز تفکر خودمان به چه شکل باید درآوریم و بر اساس این نقشه ای که قبلا داریم مصالحی را از خودمان یا از دیگران بگیریم و در آن ساختمان به کار بریم , بدون این طرح مصالح مختلف از اطراف را روی هم ریخته ایم . توی این مصالح از اروپائی هست , بومی هست , اسلامی هست , از گذشته هست , از حال هم هست اما همین جور روی هم ریخته , بی شکل , بی قواره و یک جامعه ی متجدد بی شکل و بی هدف درست شده …. پیدا شدن تمدن موزائیکی در کشورهای غیراروپائی یا به تعبیر من جامعه های « شتر گاو پلنگی » که هیچ شکل خاصی ندارد ….
    … یکی وارد آبادیی شد و دید اهالی همه خودشان را دائم می خارند ! تعجب کرد . رفت جلو کافه ای نشست و شروع کرد به تماشای این مردم خارشی ! یکباره دید مردم دورش حلقه زدند و عده ای مامور بخشداری و بهداری و ملا و خان ده آمده اند که بگیرند و ببرندش بیمارستان ! به اینها خبر داده بودند که یک مریضی آمده به آبادی , که اصلا خودش را نمی خارد . مرض نخاریدن گرفته است .

    جواب به این نظر

  11. noora ۱۳۸۷-۰۹-۲۱، ۹:۲۸ ب.ظ

    راستش من فکر میکنم همه ی اینا به خاطر اینه که هیچ چیز مطلق نیست…یه جورایی همه چیز نسبیه… حتی اگر در تئوری هم طلق باشه ولی واقعا نسبیه..مدرنیته نسبیه چون در عمل به قول تو نشون میده که نمیتونه مطلق باشه وونمود های عملیش توی زندگی کسانی که بهش اعتقاد دارن ناقصه .در مقابل سنت هم دیگه نمیتونه وجود ۱۰۰ درصد توی زنگی کسایی که میخوان و ادعا میکنن که سنتی هستند و سنتی بودن رو بد نمیدونند داشته باشه…
    در عمل به نظر من همه چیز نسبیه … به خاطر همینه که همه بین سنت و مدرنیته موندیم

    جواب به این نظر

  12. noora ۱۳۸۷-۰۹-۲۱، ۹:۳۳ ب.ظ

    منظورم از این که گفتم “” حتی اگر در تئوری هم طلق باشه ولی واقعا نسبیه”" یعنی این که اگر در تئوری نسبی باشه ، وقتی که اون تئوری میخواد به مرحله ی عمل برسه باز هم نسبی میشه

    جواب به این نظر

  13. فرزام ۱۳۸۷-۰۹-۲۱، ۹:۵۱ ب.ظ

    موضوع خوبی برای بحث انتخاب شده اما متن به بی راهه رفته است. چنین موضوعی پیش از هرچیز باید در چهارچوب نظری و فلسفی مورد بحث قرار گیرد. حتی مساله تنها به تقابل مدرنیسم با سنت برنمی گردد و در این بین می توان ساختار مدرنیسم را به تنهایی به بحث گذاشت. ساختاری که می کوشد برای همه انسانها نسخه ای آماده برای زندگی عرضه کند و موفقیت ها و ارزش ها از پیش در این ساختار تعریف شده اند که این با ماهیت انسانی در تضاد است. نتیجه هم این می شود که می بینیم؛ امروز با میلیارها انسانی مواجه هستیم که علی رغم در اختیار داشتن وسایل ارتباطی مدرن از تلفن تا اینترنت و ماهواره و موبایل و…هر روز تنها و تنهاتر می شوند. فیلم بابل نمایش بسیار خوبی از این تنهایی و دور افتادگی انسانهاست.
    بابل یک فیلم محض است، یعنی قصه روایت نمی کند و درعوض برای مخاطب این فرصت را به وجود می آورد که در فرصت تماشای فیلم از بالا به خود و زندگی انسانی امروز نگاه کند. در این فیلم به خوبی نشان داده شده که انسان امروز علی رغم در اختیار داشتن اینهمه ابزار مدرن از برقراری ارتباط با یکدیگر عاجز مانده اند؛ حتی ساده ترین معنای را دیگر نمی شود انتقال داد و همه به نوعی لال شده اند.
    نقد مدرنیسم در این مجال نمی گنجد و در حوزه های مختلفی باید در موردش بحث کرد، حتی تقابل مدرنیسم و طبیعت که باعث شده طبیعت هم به شکل صنعتی به انسان عرضه شود و همین است که در دنیای پیشرفته امروز پاسخی برای ابتدایی ترین نیازهای بشر وجود ندارد.

    جواب به این نظر

  14. میثم دوستی. پسری از نسل فردا. ۱۳۸۷-۰۹-۲۱، ۱۰:۳۷ ب.ظ

    سلام. اینجا چه خبره ؟؟؟

    شوخی کردم. همیشه میانه رو باشید. وگرنه از یه طرف پل میفتید!!

    سنت های درست رو انتخاب کنید و از مدرنهای غلط هم فرار کنید.

    هرچیزی خوبش خوبه.
    پیش ما بیا..
    راستی آدرستو از تو مجله موفقیت یافتم.
    موفق باشی
    منتظرتم

    جواب به این نظر

  15. عیسی ۱۳۸۷-۰۹-۲۱، ۱۰:۵۷ ب.ظ

    سلام دختر خوب . خودت را در بند نکن و ازاد شو از دیواره های بسته ذهن. خداوند نوری است که از قدیم تا حال و تا اینده امتداد دارد و زندگی مدرنت را با این نور روشن بدار. والسلام

    جواب به این نظر

  16. میرزا ۱۳۸۷-۰۹-۲۲، ۱۲:۱۶ ق.ظ

    این از مشخصات جوامع در حال گذار هست که هنوز پایگاههای سنت تو جامعه در برابر مدرنیته مقاومت می کنند. جامعه ما هم یک جامعه در حال گذاره. تو این حالت منظور از مدرنیته تکنولوژی و فن آوری نیست بلکه نوع نگاه و تعامل با دنیا و انسانهاست که آیا مبنای عمل سنت و مذهب قدیمی و یا آموزه ها و ارزش های جدید بوجود آمده. به عنوان مثال نوع نگاه به زن می تونه محل مناسبی برای چالش بین سنت و مدرنیته باشه. یا ارزش ها و سلسله مراتب سنتی موجود در خانواده و جامعه و مرجح بودن جمع به فرد در مقابل فردگرایی مدرنیته. در عین حال همه چیز نسبی و هیچ وقت نمیشه یک فرد به طور کامل مدرن یا بطور کامل سنتی باشه

    جواب به این نظر

  17. پزشک78 ۱۳۸۷-۰۹-۲۲، ۱:۰۶ ق.ظ

    فکر میکنم اگه تعریف سنتی و مدرن رو واضح کنیم بهتره…شاید بگین خب واضحه! اما مساله اینه که ما سنت رو بعنوان چیزی که مربوط به پدرانمون هست فبول میکنیم و مدرنیته رو بعنوان چیزی که از خارج اومده. اما چیزی که از خارج اومده قسمتیش مدرنیته هست و قسمتیش سنتهای اون جامعه مبدا. مثلا روز ولنتاین یا هالووین شاید برای ما مدرن باشه اما اونجا شاید سنته .
    مشکل وقتی پیدا میشه که ما کورکورانه از سنت یا مدرنیته دنباله روی کنیم. وگرنه اگه با تفکر جلو بریم مشکلات کمتره. مثلا همین مد ها مدرن حساب میشن اما بیشتر یه جور سنت جدیدن.
    بحث خیلی گسترده ست. فقط به همین قضیه ارائه تعریف اکتفا می کنم

    جواب به این نظر

  18. مریم ۱۳۸۷-۰۹-۲۲، ۲:۵۱ ق.ظ

    حرفهات رو کاملا” قبول دارم.

    جواب به این نظر

  19. مریم ۱۳۸۷-۰۹-۲۲، ۱۱:۲۰ ق.ظ

    تا تعریف تون از سنت و مدرنیته چی باشه. بعضی ها علاقه دارن سنت را مساوی دین جا بندازن و کرسی و قرمه سبزی و آبگوشت را به تفکر دینی نسبت بدن و علم و تکنولوژی را معادل مدرنیته. این تقسیم بندی به نظر من خیلی غلطه.

    جواب به این نظر

  20. حامد «آسمان نقره ای» ۱۳۸۷-۰۹-۲۲، ۱۲:۰۲ ب.ظ

    سلام.
    بحث خیلی بجا و البته گسترده ای رو مطرح کردید.
    الان وقت کافی برای نوشتن ندارم.
    اما من هم مثل اون تعداد که گفتید سعی کردم تعادل رو برقرار کنم و البته موفق هم شدم.
    نمیشه گفت که باید صرفا سنتی بود یا مدرن هر کدوم به جای خودشون

    جواب به این نظر

  21. پدرام ۱۳۸۷-۰۹-۲۲، ۲:۳۱ ب.ظ

    درود بر مدیریت وبلاگ .
    با نصب سیستم جدید کامنت گذاری در وبلاگتون , واقعا کامنت گذاشتن سخت شده .
    باید عرض کنم حدود ۱۵ دقیقه صبر کردم تا بالاخره بعد از چندین بار خارج شدن از صفحه تونستم همه ی کامنت ها را ببینم . خیلی طول میکشه تا به طور کامل آپ بشه .
    درضمن من اصلا خوشم نیومد از این نحوه کامنت گذاشتن , پیشتر بالای صفحه اگه لازم به جواب دادن به شخصی بودیم می نوشتیم « خطاب به فلانی » و جواب می دادیم و در عین حال دقیقتر و بهتر می تونستیم همه ی کامنت ها و نظرها را بخونیم و نظرات جدید را دنبال کنیم. اینجوری سخت شده و وقت گیر و بیشتر دنبال این هستیم ببینیم کی جواب کی را چی داده تا اینکه ببینیم کی در مورد موضوع بحث چی گفته .
    این نظر شخصی منه و قطعا مصلحت خویش خسروان دانند .

    جواب به این نظر

    حامد «آسمان نقره ای» Reply:

    احتمالا مرورگر شما مشکلی داره وگرنه این سیستم های ajax به سریع بودن معروف هستن.

    راستی من هم با موضوعی مربوط به عقده حقارت آپدیت کردم. شما هم یه بار برای ما نظرت رو بگو.

    جواب به این نظر

  22. حامد «آسمان نقره ای» ۱۳۸۷-۰۹-۲۲، ۳:۱۴ ب.ظ

    راستی من آخرش نفهمیدم چه کلماتی رو نباید بنویسم که نوشتم در انتظار تایید قرار نگیره؟

    جواب به این نظر

  23. یاسمن ۱۳۸۷-۰۹-۲۲، ۶:۲۰ ب.ظ

    اره راست میگی…

    جواب به این نظر

  24. خاطره ۱۳۸۷-۰۹-۲۲، ۷:۱۷ ب.ظ

    نه فکر کنم همه آدمهایی مثل من و شما یه جورایی با این مساله درگیریم
    اینکه بخوایم اعتقادات مذهبی خودمون رو نگه داریم و مدرن هم باشیم
    مذهبی مدرن

    واقعیت اینه که تعادل رو باید حفظ کرد
    همه سنت ها بد نیست همه مدرن ها هم خوب نیست

    جواب به این نظر

  25. حمید ۱۳۸۷-۰۹-۲۳، ۱:۲۹ ق.ظ

    این موضوع زیاد بحث شده در نهایت هم به نتیجه ای نرسیده . تعریف هر فرد نسبت به سنت و مدرنیته متفاوت هست و هر فرد بر اساس برداشت خودش از این دو موضوع ابراز عقیده میکنه . در کل همیشه سنت با مدرنیته برخورد نداره پس در این موارد مشکلی نیست در سایر موارد هم فرد باید با تکیه بر عقل و مصلحت خودش کار کنه . نباید زیاد خود رو درگیر این مبحث کنید چون دچار دوگانگی اجتماعی می شید !

    جواب به این نظر

  26. هلندی سرگردان ۱۳۸۷-۰۹-۲۳، ۵:۱۷ ق.ظ

    یه جایی تو کتاب “بیوتن” امیرخانی نوشته اگه انسان شرقی بخواد یه روزی مثله گرگور سامسا مسخ بشه می شه دوتا سوسک مدرن و سنتی!منم باهاش موافقم!

    جواب به این نظر

  27. جواد ۱۳۸۷-۰۹-۲۳، ۷:۲۸ ق.ظ

    سلام
    اتفاقا من هم هر وقت مطالب وبلاگ شما رو می خوندم به همین نکته در مورد شما فکر می کردم!
    این مطلب در مورد خود شما هم کاملا صادقه! یعنی یه مطلبتون اینوری و پست بعدی اون طرفی! حالا سیاسی یا اجتماعی یا … فرقی نمی کنه!
    شاید خاکستری بودن خیلی هم بد نباشه!

    جواب به این نظر

  28. کوزه ۱۳۸۷-۰۹-۲۳، ۷:۵۰ ق.ظ

    وبلاگ خیلی جالبی داری.همیشه سر میزنم بهت…

    جواب به این نظر

  29. maryambanoo ۱۳۸۷-۰۹-۲۳، ۱:۲۸ ب.ظ

    برای اینکه تعریف مشخصی از هیچکدومش در عمل نیست و برای همین طرف برای خودش تز زتدگی درست میکنه و قرار نیست از یک موضوضع تعریف شده خاص پیروی کنه

    جواب به این نظر

  30. مهدیه ۱۳۸۷-۰۹-۲۳، ۱:۴۹ ب.ظ

    خیلی خوب می نویسی . دوست دارم بنویسم چند بار هم سعی کردم اما لا مسسسسب(لا مذهب ) تا می شینم پای کامپیوتر مغزم کلا پاک می شه هنگ می کنم دیگه بالا نمی آم . تموم حرفام مونده اون ته تها. وقتی نوشتهات و می خونم میبینم نزدیکمی و حال می کنم

    جواب به این نظر

  31. مهدی ۱۳۸۷-۰۹-۲۳، ۳:۱۹ ب.ظ

    من که خیلی فهمیدم چی می‌گی
    منم تو دانشگاه همینطوری بودم
    نمی شه انکارش کرد

    جواب به این نظر

  32. kamrad ۱۳۸۷-۰۹-۲۳، ۶:۵۲ ب.ظ

    تولدتون مبارک
    امیدوارم همیشه شاد و پیروز باشید.

    جواب به این نظر

  33. فرهاد ۱۳۸۷-۰۹-۲۷، ۱۲:۰۲ ب.ظ

  34. نادی ۱۳۸۷-۰۹-۲۷، ۳:۲۸ ب.ظ

    هر چی عقل آدم حکم کنه همونه .سنت ومدرنیته هم نداریم.

    جواب به این نظر

  35. بامزی ۱۳۸۷-۱۰-۱، ۶:۰۱ ب.ظ

    بجای فشار آوردن به اون مخ فندقیت و مذخرف نوشتن برو یکم کتاب بخون!

    جواب به این نظر

نظر شما