این حجم از تنفر

* من الان هر واکنشی نشون بدم بی فایده است چون خیلی دیره و در ضمن اصلا صدای من به گوش کسی نخواهد رسید و از اون بدتر اینکه تجربه به من ثابت کرده این جماعت مردانگی و شهامت تکذیب و عذرخواهی تو وجودشون نیست و این حجم از تنفر رو با هیچ چیز نمیشه پاک کرد.

* یعنی نامرده کسی که حرفی برای گفتن داره و از خودش مایه نمیذاره، و از اون بدتر کسیه که بدون اینکه تحقیق کنه، میره کسی رو تخریب میکنه و از اینها بدتر اونهایین که منتظر یک بهانه ان تا هیزم یه دعوایی که پایه و اساسش معلوم نیست رو زیاد می کنن، حالم از این جماعت نامرد بهم میخوره که منتظرن تقی به توقی بخوره که عقده هاشون رو خالی کنن. این اولین بار نیست که عین این اتفاق می افته و من نمیدونم چرا این زوم روی من هست؟ و چقدر یه نفر میتونه بی وجدان باشه و من حالم دیگه داره رسما بهم میخوره چون نه تکذیب من فایده ای داره، نه انکار من، نه تائید من، نه اصلا هیچی.
برای من خنده داره که بعضی از این ملت هنوزم فکر میکنن، اگه من حرفی برای گفتن داشته باشم، روم نشه بیام بگم، یا حرفی که زدم رو تائید کنم، یا نیام چیز به این مهمی رو تو وبلاگم بنویسم.

* من هرچی فکر میکنم که چی باعث میشه یه نفر از یه نفر دیگه اینقدر متنفر بشه رو درک نمیکنم! من تو دنیای واقعی علیرغم ظلم آشکار یه سری آدمها اینقدر نمیتونم از یکی متنفر بشم، چه برسه به دنیای مجازی و ۴ تا نوشته، اونم بدون اینکه من هیچ نوع کانکشن مستقیمی با اون فرد داشته باشم!
خوبه! از این به بعد هر کدوم میریم از طرف همدیگه کامنت میذاریم، ایمیل میزنیم، IP جعل می کنیم، متن مینویسیم، هویتش رو Spoof می کنیم… نه من ناراحت نمیشم، ببینم کی سنگ رو سنگ بند میشه، و این حجم از تنفر میخوابه و فراموش میشه؟!
تمام ناراحتیم از اینه که نمیتونم این جریان رو کنترل کنم و از اون بدتر اینکه یه بار دو بار نیست که؟ من چقدر میتونم از خودم دفاع کنم و هی بخوام خودم رو اثبات کنم؟ اصلا چرا فقط من؟!

* نمیدونم کار یک نفره یا چند نفر، اما هرکی هستی معلومه منو خوب میشناسی و در این هیچ شکی ندارم که تمام جیک و پیک زندگیمم میدونی، اینکه از چی استفاده میکنم، از کجا استفاده می کنم، علایقم چیه؟ از چی بدم میاد، با چی کانکت میشم، چطوری؟ کجاها میرم و با کیا در ارتباطم، ارتباطم چطوریه و …
ولی عجیبه که از روحیه من خبر نداری، من شکی ندارم که طی یک جریان خدایی، یه روزی این ظلم به خودت برمیگرده، تو زندگی من از این اتفاقات زیاد افتاده که کسی حق من رو خورده و بعدا فهمیدم زندگیش از هم پاشیده، نه اینکه خوشحال بشم نه، فقط دلم میخواد بدونی هیچکس با نامردی و تخریب به جایی نرسیده، تو هم نخواهی رسید فقط موفق میشی تنفر بیشتر یک عده ثابت رو به جون من بخری که اینم چیز تازه ای نیست!

۵۰ نظر

  1. رخصت ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۱۰:۰۶ ق.ظ

    با سلام
    متصل خون میخورد تیغی که صاحب جوهراست مایه اصل و نصب در گردش دوران زراست
    ناکسی گر برکسی بالانشیند ننگ نیست روی دریا خس نشیند قهر دریا گوهراست
    دود گر بالانشیند کسرشان شعله نیست جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالا تراست
    کره اسب از نجابت در تعاقب میرود کره خر از خریت پیش پیش مادراست
    شعربالا را نوشتم تا منزلت نویسنده و قداست آنرا بیان کنم . از هجمه دیگران نهراسید که همیشه و در همه جا این موارد وجود دارد. سخنی از مولا علی نقل میکنم تا شاید مرحمی باشد برای شما: اگر دیدی دشمنانت زیاد شده اند بدان به هدفت نزدیک شده ای . اگر دیدی باتو مخالفت میکنند بدان و آکاه باش که منافق نیستی و….
    رخصت

  2. راما ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۱۰:۱۶ ق.ظ

    چی شده ؟
    کی اعصابتو اینقدر خورد کرده
    یه ذره واضح تر توضیح بده
    نگرانت شدم

    LIFE Reply:

    hichi.yeki vase qoran va dine eslam nazar dade zahra kam ovorde sansur karde

    ناشناس Reply:

    زهرا معلومه راجع به دین اسلام هیچی نمی دونه.
    چون اگه می دونست تو پست قبلی دفاع می کرد و نظرش رو می گفت نه اینکه بیاد و نظرات دیگران رو پاک کنه. این یعنی توهین به شعور مخاطب.

    لیلی Reply:

    شما که این همه می دونی باید این رو هم بدونی که توهین کردن تو این دین گناهه

    علی Reply:

    من یه نظری توی پست قبلی داده بودم که متاسفانه این خانم زهرا اچ.بی اونرو سانسور کردند. خانم زهرا اچ.بی تنها چیزی که می تونم بگم اینه که برات متاسفم!
    همه چیز مطابق میل ما نیست! این رو درک کن.

    مرگ بر سانسور
    مرگ بر سانسور
    مرگ بر سانسور
    مرگ بر سانسور
    مرگ بر سانسور
    مرگ بر سانسور
    مرگ بر سانسور
    مرگ بر سانسور

    کسی که نمی تونه نظر یه آدم رو تحمل کنه باید بره عروسک بازی کنه نه اینکه بیاد وبلاگ بنویسه.

    زهرا Reply:

    ببین آقای محترم
    من مسئول نظراتی هستم که اینجا درج میشه
    و یکبار هم نزدیک بود به خاطرش برام پرونده تشکیل بشه!

    پس من حق دارم نظری رو که داره مستقیما به مقدسات توهین میکنه رو حذف کنم!
    شرمنده ولی چیزی به اسم آزادی بیان وجود نداره

    در ضمن نیازی نداره شما هی با یه آی پی و اسمهای مختلف بیای نظر بدی
    به نظرم کار جالبی نیست! مگه اینکه تصادفا چند نفر همزمان هی همدیگه رو تایید کنین
    موفق باشی

    symphony Reply:

    Oh, u r still an idiot

    حمید Reply:

    چرا با نام خودتون کامنت نمیگذارید.این کار درستی نیست که میاید و با نامهای مختلف یا با عنوان ناشناس کامنت میگذارید. گرچه از روی ادبیات نوشتاری بعضی کامنتها میشه تا حدودی تشخیص داد که نویسنده اون کامنت پیشتر با چه نامی کامنت میگذاشته و حالا نامش رو عوض کرده.
    ——————
    زهرا جان از من که ناراحت نیستی که؟امیدوارم که اینطور نباشه. اگر میبینی احیانن کامنتهایی که توی دو تا پست قبلی گذاشتم به هر دلیلی نمیخوای که باشندشون، میتونی پاکشون کنی. گرچه حرفی توشون نزدم که به کسی بر بخوره. ولی در این مملکت متاسفانه آزادی بیان،در سطح پایینش هم وجود نداره. به هر حال اختیار با توست و وبلاگ توست.
    —————–
    در مورد این پستت هم باید بگم که تاسف برانگیز هست.

    زهرا Reply:

    با سلام ببخشید می تونم بدونم مشکلتون چیه و چرا اینقدر شاکی هستید آب و برقتون قطع شده یا مثل مردم جاهای دیگه پول مالیات چند برابر حقوقتون رو ندارید بدید قصد مسخره کردن رو ندارم بد متوجه نشید ولی خیلی شاکی هستید و به این بیچاره گیر دادید .

    زهرا Reply:

    البته متن بالا مربوط به منه زهرا(بهار سبز) یه موقع اشتباه نشه

    لیلی Reply:

    خب هر نظامی برای حفظ حاکمیتش نیاز به کنترل داره

  3. بهزاد ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۱۰:۱۷ ق.ظ

    سلام من یه سوال داشتم که فکر کنم شما جوابشو بدونین البته ربطی به مطلب امروز نداره من میخواستم بدونم چطور میشه MP3آهنگهایی رو که با باز شدن سایتها یا وبلاگها خونده میشه دانلود کنیم ممنون از شما

  4. پریناز ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۱۰:۲۶ ق.ظ

    چقدر عصبانی و خشمگین. اما من که متوجه نشدم چی انقدر عصبانی و ناراحتت کرده. میشه واضح تر توضیحشو بدی.

  5. زهرا ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۱۰:۲۹ ق.ظ

    سلام
    ناز نفست راست گفتی که هر کی بد دیگران رو بخواد به خودش بر می گرده دنیا، دنیای عمل و عکس العمله موفق باشی راستی دایره دوستان ور یادت نره این افراد در اون دایره آخریه هم نیستند. زهرا. ( بهارسبز)

  6. فریمهر ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۱۰:۴۴ ق.ظ

    بخش خوبی از یادداشتی در وبلاگ شما, در مجله موفقیت چاپ شده..
    فکر کردم شاید این خبر موجب تغییر روحیه بشه…

    زهرا Reply:

    سلام میشه بگین کدوم بخش؟ و کدوم شماره؟ مرسی:)

    فریمهر Reply:

    سلام. شماره جدید مجله که مربوط به نیمه دوم آذر می شه. یه صفحه هست که گزیده از وبلاگ ها می نویسه. اونی رو نوشته که مربوط به نزدیک شدن به آدمها بوده.

  7. خدیجه ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۱۰:۴۷ ق.ظ

    چی شده زهرا؟؟؟؟کسی بهت توهین کرده؟؟؟تو رو خدا به من میل بده بگو چی شده؟؟

  8. زهرا ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۱۱:۱۳ ق.ظ

    میدونم که این قسمت برای نظراته ولی از شما می خوام اگه امکان داره یه سری به میلهاتون بزنید .ممنون

    زهرا Reply:

    سلام وقتت به خیر به اون آدرسی که دادی نامه دادم امیدوارم یه سری بزنی من زهرا (بهار سبز ) هستم که متاسفانه اون آقا فکر کرده که نوشته من متعلق به شماست واقعا خنده داره .

  9. حجت الاسلام نیچه ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۱۱:۲۰ ق.ظ

    یعنی ما توی نت و وبلاگ هم نمی تونیم بدون استرس و حاشیه و مسدل جانبی دیگه ش راحت باشیم

    این مسائلی که شما گفتید از کسانی برمیاد که عقده ای هستن و کمبود دارن

    وگرنه نت که جای این مباحث و مسائل نیست

  10. مریم ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۱۱:۳۶ ق.ظ

    چرا؟:( چی شده باز ؟ میگم زهرا فقط یه چیزی:از آن نترس که های و هوی دارد از آن بترس که سر به زیر دارد.مطمئن باش اینی که داره کرم میریزه یکیه که اصن رو نمیکنه با تو دشمنی داره.مطمئن باش

  11. hotbluex ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۱۱:۳۹ ق.ظ

    با لینک چطوری ؟ هرچند هنوز زیادی ننوشتم

  12. ریحانه ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۱۲:۲۵ ب.ظ

    زهرا جان خودت می دونی ماجرا چیه، ما که در جریان نیستیم!
    اما هر چی هست زیاد عصبانیت کرده… نگران نباش، دقیقا همون جور که گفتی کسی از آزاری که به دیگران می رسونه جون سالم به در نمی بره

  13. تنهای تنها ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۱۲:۳۷ ب.ظ

    دوستان من می دونم این زهرا خانم چرا اینقدر ناراحته. قضیه مربوط به کامنت های پست قبلی هست . اما زهرا خانم شما که اینقدر ادعای مردونگی دارید چرا اون کامنت ها رو سانسور کردی ؟من که تونستم قبل از سانسور شدن بخونم اما تو مثل اینکه نمی تونی تحمل کنی!

  14. ملجه ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۱:۲۵ ب.ظ

    سلام

    فقط می تونم اینو بگم که بعضی ها از روی حسادت نسبت به کسی همواره تمایل به آزار رسوندن و تخریب طرف مقابلشونو دارن!

    اگه چنین اتفاقی براتون میوفته می تونید از این مطمئن باشید که چیز خوبی در وجودتون هست که باعث حسادت دیگران می شه :)

  15. مسافر ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۲:۰۸ ب.ظ

    سلام.

    خوبی؟ چی شده؟
    چرا اینقدر با ابهام صحبت میکنی, بگو چی شده دیگه.

  16. نسترن ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۲:۴۳ ب.ظ

    وبلاگ خیلی خوبی داری
    فقط مشکلش اینه که دشمنات بهش حسودی میکنن
    نگران نباش
    تو کار خودتو بکن
    در ضمن این وبلاگ مال تو هست
    و کاملا حق داری اگه نظراتو حذف یا سانسور میکنی

  17. خدیجه ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۲:۵۴ ب.ظ

    به نظر من اگه یه آدم از یه اعتقاداتی که دیگران دارن خوشش نیاد یا اگه اونها رو قبول نداره،دلیلی نداره که هی اون باورها رو مسخره کنه یا آدمهای پیرو اون اعتقاد رو بکوبونه.چون با اینکارش داره عقلانیت خودش رو زیر سوال می بره.همه می دونیم که آدمها فکرهای مختلف و اعتقادات مخصوص به خودشون رو دارن؛و به نظر من مسخره کردن این باورها دور از شخصیت و غیر انسانیه.حالا چه بدتر از اینکه مسخره کنیم و اگه طرف جواب نداد،بگیم اون کم آورده.دیگه واقعا باید برای اون آدم متاسف شد.

  18. دوست ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۳:۳۸ ب.ظ

    گیس وگیس کشی در وبلاگستان

  19. niki ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۴:۲۱ ب.ظ

    زهراجان اگه دلت می خواد اینقدر جنجالی نشی و همچیت کنترل نشه اولا نباید از اول با اسم واقعی می نوشتی حالا اینکارو کردی اوکی من درک میکنم تو کارمند دولتی و ممکنه واقعا ته دلت با بعضی چیزها مخالف و یا موافق باشی که نتونی اینجا برملا کنی (به دلیل مسائل کاری) اینم از دید من قابل درکه اما بهتر نیست اگه واقعا نمیخوای درگیر بشی دنبال مسائل بودار نری .منظورم همین مسائلی هست که هر از گاهی پیش میاد
    اگه واقعا مذهبی هستی و پشتوانت قوی هست می تونی به اونایی که میاند آیه ها را بد تفسیر میکنند توضیح بدی اشکال کارشون درچیه؟اگه هم واقعا اطلاعاتت در این مورد اندازه یک مباحثه نیست اندازه ایمان شخصی خودته پس در وب لاگت از دیگران ایراد نگیر تا دیگران هم بت گیر ندند.این حرفهایی که در ادامه میگم فقط خطاب به تو نیست ماها هممون حتی خود من یک ایراد داریم که همش در حال ایراد گرفتن از دیگرانیم اما تا یکی از ما ایرادی میگیره یا نقطه ضعفمون رو بمون یادآوری میکنه از هم می پاشیم عصبانی میشیم بهتر کمی صبورتر بشیم اگه میخواهیم با سنگ نزنند خونمون رو خراب کنند خودمون هم نزنیم خونه دیگران رو خراب کنیم بابا جان بپذیریم در این دنیا خدا که آفریدگار است اجازه تولد همه نوع موجود و با هر نوع عقیده و نظری رو داده ماها چه کاره ایم که میخوایم نقش منجی و ….
    روبازی کنیم
    خود تو هم زهرا جان یک کم شیطونی قبول کن بعضی وقتها آی پی بازدید کنندگانت رو رد یابی میکنی؟میخوای بدونی چه سایتهایی رو دیدند چیکار کردند وبعضی وقتها با متلک هم حرفهایی رو می زنی که به بعضی خیلی برمیخوره و ظرفیت همه هم یکی نیست…حالا جریان چی بود؟..دی

  20. صندوقک ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۴:۳۳ ب.ظ

    زهرا جان آدم مشکل دار در دنیای واقعی اگر وارد دنیای مجازی هم بشه بازهم مشکل دار است . چاره ای هم نیست باید ساخت.

  21. امیرمسعود ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۴:۳۶ ب.ظ

    خداییش نه با شما زیاد آشنایی دارم نه با امین ثابتی.از جریان هم اطلاع کافی ندارم.اما تا جایی که فهمیدم یه همچین مسئله‌ای توی وبلاگستان واقعاً شرم‌آوره.و چرا مخفی کاری؟ من حق رو بیشتر به شما میدم.نه کامل،چون فقط توی وبلاگ شما و امین ثابتی مطالبتون رو خوندم و چندان در جریان نیستم.
    من یه مطلب توی وبلاگم نوشتم که در مورد وضعیت اتحاد بین وبلاگ‌نویس‌های ایرانی بود.اما واقعاً اون موقع فکر هم نمیکردم وضع اینقدر خراب باشه! جوابیه‌ی آقای امین ثابتی با ۱۳ بندی که داشت فقط تلافی‌جویانه به نظر می‌رسید.من چندان در جریان نیستم هیچ مشکلی هم با امین ثابتی ندارم و اصلا نمیشناسمش.اما اینکه بعداً دلیل حمایت از شما رو زن بودن شما بیان کنه کار درستی نبود.شاید شما بین خانوم‌های وبلاگستان حامیان زیاد‌تری داشتین.طبیعی هم هست.اما این دلیل نمیشه که تنها دلیل این حمایت،زن بودن خانم زهرا اچ بی باشه.
    از طرفی من با شما موافقم.عجیبه که وبلاگستان به کسته شدن این سربازان دور از خانه که با مظلومیت تمام کشته شدن هیچ واکنشی نشون نمیده.
    من نمیدونم این وضعیت افتضاحی که بین ما مردم ایران هست و حالا میشه به وضوح حتی توی فضای وبلاگی دید تا کی قراره ادامه پیدا کنه.طاقت حرف‌های همدیگه رو نداریم.جبهه میگیریم و توهین می‌کنیم.

  22. مشفق ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۵:۱۲ ب.ظ

    با سلام
    خوب “بازی اشکنک داره سر شکستنک داره”
    وقتی وارد یک بازی میشی باید قاعده بازی را بلد باشی تا احتمالا سرت کمتر بشکنه اما اگر هم سرت شکست زیاد بی تابی نکنی اما توصیه ما اینه که وارد سیاست نشو واگر شدی تحمل جوانب ان را هم داشته باش

  23. ناشناس ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۵:۱۶ ب.ظ

    به شدت مخالفم با کسانی که به حاشیه می پردازند از شما هم زهرا خانم انتظار می رود کامنت کلیه کسانی را که به حاشیه می پردازند پاک کنی

  24. اسماعیل ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۵:۳۰ ب.ظ

    زهرا قوی باش :) بی خیال باش :) اصلا به نظر من نباید جواب میدادی/ اون نوشته ی حقیر اصلا ارزش جواب دادن نداشت/ نبایدواکنش نشون میدادی / جواب ابلهان چیست؟

  25. kamrad ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۵:۴۰ ب.ظ

    ! متاسفم:( چقدر این موضوع باید تکرار بشه!؟

  26. سروش ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۷:۰۰ ب.ظ

    همونطور که بعضی از دوستان هم اشاره کردند یکی از مهمترین دلایل این تنفر به خاطر سانسوره. البته اگه این کامنت رو هم سانسور نکنی

    سحر افشار Reply:

    با من دوست می شی

  27. DESERTER ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۸:۰۴ ب.ظ

    من همیشه با IP خودم میام حضرت عقل کل … انقدر جنم داشتم که برعکس تو وقتی می دونم سانسور می شم باز هم بیام و با ای پی خودم کامنت بذارم … و من تو این زمینه منحصر به فرد هم نیستم .. پس خیلی به توهمت درباره آی پی جعل کردن مخالفینت دل خوش نکن . با این فرض مسخره (حتی اگه بعضی وقت ها درست از آب دربیاد) تعداد مخالفینت رو نمی تونی کم کنی.
    این مرثیه نامه رو نوشتی اندفعه که یه سری بیان لی لی به لالات بذارن .. دوز خود برتر بینی خونت کم شده بود .. خواستی رفعش کنی. خوب اینم یه جور عقده است دیگه .. مثل بقیه عقده هایی که همه دارن. زیاد نمیشه بابتش سرزنشت کرد. نیازه دیگه.
    همه ما از سانسور متنفریم، بنابراین از سانسور چی هم متنفر خواهیم بود .. پس تا زمانی که (مثل قلدران باتوم به دست و عمامه به سر امروز) فکر می کنی آزادی بیان وجود نداره یا نباید وجود داشته باشه شاهد این تنفر خواهی بود.

    زهرا Reply:

    با سلام فقط می خواستم بگم اگر با کسی مثلا همون عمامه به سرها مشکل داری یا کارهای اونها رو قبول ندارید دلیل نمی شه که دین رو زیر سؤال ببرید اگر هم درباره مسائل اعتقادی سؤال و ابهامی دارید می شه یه بحث و بررسی دسته جمعی نسبت به این موضوع داشته باشیم و واقعا همه استفاده کنن .زهرا ( بهار سبز )

  28. زهرا ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۸:۵۹ ب.ظ

    زهرا بخدا خیلی اعصاب داری! وبلاگ نویسی که برای تو همش دردسره به چه درد میخوره؟ نمی گم گفتن حرف حق بده، معلومه که خوبه، اما این ماجرای پیدا شدن انواع و اقسام آدم بدخواه برا تو یه پروسه طولانی بوده که حالا به اینجا رسیده. من اون کامنت رو خوندم حدس زدم کار تو نباشه، چون خیلی توهین امیز بود، به نظر من یه مدتی دور وبلاگ نویسی سیاسی مذهبی یا شرکت تو این بحث ها رو خط بکش، حیفه تو نیست وقت و ذهنت واسه این چیزا هدر میره؟

  29. سمانه ۱۳۸۷-۰۹-۱۸، ۱۲:۱۳ ق.ظ

    زهرا جون بهت پیشنهاد می کنم کامنتاتو نخونی !خلاص!

    به نظر من تو صداقت شگفت انگیزی داری و واست مهم نیست بهت بگن امل یا طرفدار نظام یا هر چیز دیگه.

    آدمی که جاذبه و دافعه رو با هم نداشته باشه می شه نون به نرخ روز خور.ریاکار.

    که به نظرم تو نیستی. خوشحال باش

  30. لیلی ۱۳۸۷-۰۹-۱۸، ۱۱:۵۸ ق.ظ

    واقعا خدا به شما صبر بده.
    شما هرجور مطلب بنویسی مخالف براش زیاده.
    بعضی از آدم ها هم به جای مخالفت کردن هرچی فحش بلدن می دن و فکر می کنن با توهین به طرف اون رو ناامید می کنن.
    شما ناراحت نشو.اینجا وبلاگ شماست و حق دارین براش تصمیم بگیرین کسی هم که مخالف باشه مجبور نیست بیاد اینجا رو بخونه.

  31. یکی از همین آرش‌ها ۱۳۸۷-۰۹-۱۸، ۳:۱۵ ب.ظ

    سلام زهراجون

    این حرفات به کنار، خودت همه چیزو گفتی. فقط من آخر نوشتةت موندم تو کف اون

    تگِ “خشم زهرا”ت !! خیلی حال کردم. ای جان! :))

    سحر افشار Reply:

    دوست می شی

  32. سحر افشار ۱۳۸۷-۱۲-۲۹، ۱۲:۵۴ ق.ظ

    چرا همتون اعصاباتون خورد است

  33. asal banoooooo ۱۳۸۹-۰۱-۲۳، ۶:۳۳ ب.ظ

    متاسفم که………………

  34. فرهاد ۱۳۸۹-۰۱-۲۷، ۱۰:۴۹ ق.ظ

    با سلام
    خواهشمندم نام شاعر و کتاب کره اسب از نجابت در تعاقب می رودرا به من مرحمت فرمایید. چون به شدیداً به دنبال آن هستم.
    از لطف عالی سپاسگزارم