۱۳۸۷-۰۹-۲۰
خودش رو برای صبحانه خورد :)
* خوب من اینجور عکسها و لحظاتی که ثبت شدن رو میبینم، دلم میخواست ای کاش یه عکاس حرفه ای بودم:) البته این عکسه نمیدونم بیشتر به حرفه ای بودن عکاس برمیگرده و یا اینکه عکاسه حواس جمع و یا فرصت طلب بوده که این لحظات رو ثبت کنه.
* میگه سر صبحونه این پرنده کوچولو اومده توی بشقابم و داره به تخم مرغ املت شده نگاه میکنه و فکر میکنه که آیا خودش رو بخوره یا نه؟…

و سر انجام، خورد ….

* راستش عکاس من نبودم، ولی منبع رو یادم نیست یه وبلاگ انگلیسی بود:)


حامد «آسمان نقره ای» Reply:
آذر ۲۰م, ۱۳۸۷ at ۹:۳۶ ب.ظ
یاسمن خانوم میخواستم شام بخورم اشتهامو کور کردی!!! آخه این چه تصوراتیه…