گروههایی که نادیده گرفتن میشن

* در ادامه و یا راستای پست قبلی

* واژه دموکراسی به قدری اینروزها چیپ شده که استفاده اش نکنم سنگینتره! کلا من به یه عقیده ای رسیدم و اونم اینکه هر کی بیشتر تو جملاتش از دموکراسی و زنده باد مخالف من استفاده می کنه، به همون میزان در عمل عکس این رفتار میکنه. هی بارها از این دنیای مجازی ناامید شدم، بازم میشینم غر میزنم. گاهی اوقات چیزهایی پیش میاد که من فکر میکنم، آدم کوه هم که باشه بازم دلش میشکنه…
فکر میکنم یه طورهایی همه ما داریم دردی که از برخی قوانین اجباری این جامعه می کشیم و اسلامی که به غلط داره اجرا میشه و دیگه دل همه رو زده، رو تعمیم میدیم به دنیای مجازی! در حالیکه هی خودمون بارها گفتیم دنیای مجازی محدودیت های دنیای واقعی رو نداره و بهترین جا برای اینه که از هر قشر و طیفی با هم تعامل داشته باشیم و حرف بزنیم.

* از اونجائیکه جامعه ما به اصطلاح اسلامیه و به اصطلاح افرادش مذهبین و حاکمانی که برخی قوانین اجباری وضع می کنن، به اصطلاح مذهبین، باعث شده کلا دید ماها نسبت به افراد مذهبی بای دیفالت منفی باشه! هرچقدرم اون فرد سعی کنه مستقیم یا غیر مستقیم به ما بفهمونه خودشم از این وضعیت راضی نیست و به نظرش اسلام واقعی اینی نیست که داره اجرا میشه، بازم ما از افرادی که ظاهر و رفتارشون مذهبیه منزجریم! خیلیا این نوع برخوردها اصلا درشون نهادینه است، یعنی یه طورایی ذاتی موضع میگیرن!
مثلا همین حرکتهای جمعی توی سایتهای وب ۲ئی رو ببینین، یا اصلا مسابقه ها، فیس آفها و … گروههایی که نادیده گرفته میشن، یا سریع بلاک میشن معمولا همین مذهبیان! مگه اینکه طرف دینشون مخفی کنه و چیزی بروز نده! جالبه که دید اکثریت هم اینه که اینها تندروئن، در حالیکه تندرو آتئیست هم داریم که برعکس خیلیم محبوب میشه و تازه تندروی هاش به حساب باحالیش گذاشته میشه!
حالا اینکه خوبه، یعنی این دید که اونا رو فقط نادیده بگیریم، اکثرا فکر می کنن، اصلا آدمهای مذهبی هیچی بارشون نیست! حالا چه تو دنیای واقعی چه تو دنیای مجازی! چند شب پیش داشتم با یه نفر چت میکردم که ادعای سواد و روشنفکریش کل وبلاگستان رو گرفته، طرف طوری حرف میزد که مشخص بود، ذره ای برای اینکه فکر کنه چیزی به اسم درک و یا شعور در من هست وجود نداره، من احساس کردم تنها دلیلی که باعث شده این آدم که برای خودش غولی هست، اینطوری حرف بزنه همین طرز تفکر در مورد مذهبی هاست چون هیچ کانکشن دیگه ای با این بشر نداشتم که بخواد اونطوری ارزیابی کنه. انگار نه انگار که حالا طرف قبل از اینکه مذهبی باشه یا بی مذهب باشه، یا هر چیز دیگه، قبلش یه انسان هست.

* حالا شاید درست نبود که من پابلیکش کنم، کلا من سختمه که به نقاط ضعف خودم اقرار کنم، ولی همه اینها رو برای این گفتم که هنوزه هنوزه، کسانی که ادعاهای روشنفکری شون گوش عالم رو کرده، ولی توی بحثهای خصوصی شون، از همونهایی که اعتراض می کنن، به مراتب سنگدلترن. منتها یک چیزی داریم به اسم وجهه عمومی که عموما هم با نقش بازی کردن و مظلوم نمایی و خوردن نان به نرخ روز به دست میاد.

* باور کنین همه مذهبیا اونطوری که شما فکر می کنین نیستن. من با خیلی هاشون ارتباط دارم و باهاشون حرف میزنم، اکثرا از جوی که علیه شون هست ناراحتن. من همیشه در جواب درددلهاشون، بهشون میگم حالا مهم نیست که برای فلان برنامه کسی شما رو دعوت نکرد، یا مهم نیست که خیلیا بدون شناخت شما رو بلاک کردن، یا خیلی مهم نیست که براحتی تیکه میپرونن، مهم نیست اکثرا به صورت پیشرفت شعور شما رو ایگنور می کنن، در حالیکه ته دل خودم اینه که همیشه واقعا نمیشه نیمه پر لیوان رو دید. واقعا نمیدونم یه روزی تو دنیا میاد که وقتی یه مسلمونی یه غلطی میکنه به پای همه مسلمونا گذاشته نشه؟ وقتی یه یهودی جنایت میکنه، علیه همه یهودی ها موضع گرفته نشه؟ وقتی یه بی دین یه اشتباهی میکنه، همه رو با یه چوب نزنن؟ نمیدونم… این جریانات خیلی منو ناراحت میکنه خیلی. به خصوص وقتی میبینم یکی که مثلا از نسل خودمون هست و تو همین مملکت هم تحصیل کرده، تو جایگاه شغلی ای هم هست که منطقا باید دین و مذهب و شغل آدمها براش فرقی نداشته باشن (وگرنه واقعا تو کارش خلل ایجاد میشه) وقتی دیدگاهش اینقدر خرد کننده باشه، دیگه از بقیه آدمها چه انتظاری میشه داشت؟

* تا یادم نرفته اینم بگم که الان برای خیلیا اینطوری مد شده و یا بهشون الهام شده که راه و روش مدرنیته و باکلاس به نظر رسیدن اینه که کلا آشکارا با مذهب (حالا از هر نوعی) و وجود خدا مخالفت کنی و آدمهای مذهبی رو هم بکوبی که چه بهتر، دیگه خیلییییی باکلاس و منورالفکری!

۱۵ نظر

  1. محمد صاد ۱۳۸۷-۰۸-۲۴، ۵:۲۷ ب.ظ

    چه خوب،با ادعا هم میشه کرد حالا اگر کردنی گوش عالم هم باشد باشد فقط باشد چیزی برای کردن…

  2. niki ۱۳۸۷-۰۸-۲۴، ۵:۲۸ ب.ظ

    zahra jan omidvaram faghat ye zahmat bekeshi harfaye mano farsi benevisi
    bebin man ozv hich goroh va daste weblogi nistam hichka ro nemishnasam ghasdam ham hichi nist saram ham to kare khodame az jame mazhabion majazi ham chand kesi ro nemishnasam khanevadam ham etefaghan adamhaye mazhabi hastand ama man az mazhabia farar mikonam?chera?chon tajrobe man az zendegi dar khabgah mahale kar famil neshon dade mazhabion hamishe fekr mikonand digaran eshtebah mikonand va ta vaghti gir miarand mikhand andishehaye khodeshon ro be zor to saret konand va age ghbaul nakoni va age ona adamhaye khaili be ghole tu bahali bashand va be ein khatre posht bet nakonand badan har chi pish biad mikhand sarzaneshet konand ke bale chon to mese ma nisti ein bala saret omad ya geroni shod ya……mazhabion ma motasefane ye aye ghoarn ro nemikhand ke ke farmdo har aks be dine khodesh…khaili az zanhaye mazhabi deleshon ham baraye kesi nasokhte ke mosalmonehs konand balke bishtar chon mibinand khodeshon mahdodand va zanaye dige azadand deleshon mihad hame ro mese khodeshon konand baz dar ein mored ham tajrobehaye vaghee ziadi daram pas man fekr mikonam bazi vaghat bad nist age kesi ignor mishe bebine baraye chi hast ?hamishe ham eib ro dar digaran nabine bazi vaghta khodesho varesi kone bebine chera hame azesh faraiand.
    bad einam ke gofti eslam vaghe dar keshvar ejra nemishe jon azizet nagu age eslma vaghee ejra beshe ke dige vaz az ein badtar mishe fekreshon kon masalan tu bayad zane mardi beshi ke 3 ta zane dige ham dare??behtare begim eslam i ke ba sharayet hazer montabegh bashe kama ein ke khode eslam ham ein ejaze ro ro eb sovar varevayat mokhtalef dade hala asan kari be ein chiza nadaram ama khastam begam dar tamom zendegim einghad ke ein mazhabion ba dekahlatah va ershadateshon bicharam kardand hichkas nakard baraye hamin ba ein ke be ghole tu midonam khailishonam khaili bahaland ama azeshon farariam be kahatere tajarebam
    einam begam bebin hamin afshin ghotbi ro bebin ke bala ham behs link dadi khodaesh adame jenteli bod onghad bazi sarehs ovordand onghad harf be dahansehs sakhtand name dandand besh amtalk goftand haghesh ro nahagh kardand ke dige onam ghat zade ma to iran jodaye az mazhab ye akhlaghi ham darim ke khob mitunim faze asabi hamo hack konim va bar fana bedim
    movafagh bashi

  3. سلمان ۱۳۸۷-۰۸-۲۴، ۶:۴۶ ب.ظ

    با سلام؛
    اگر بخواهیم واقع بین باشیم انفصال بین مذهبیون و غیر مذهبیون کاملا طبیعی و منطقی است. یک فرد مذهبی فرجام گرا بوده و معتقد به آخرت است. درحالیکه یک فرد غیرمذهبی یک انسان دنیا گراست. این تفاوت جهان بینی به تفاوت ایدئولوژی می انجامد. لذا مذهبیون و غیرمذهبیون دارای مرزبندی کاملا مشخصی هستند. در واقع اگر این مرزبندی را با مرز جغرافیایی مقایسه کنیم، مرز جغرافیایی یک مرز نسبی و مجازی است در حالی که مرز اعتقادی مرز مطلق و واقعی می باشد. لذا منطقا افراد مذهبی و غیرمذهبی باید از هم فاصله گیرند. اینکه یکی مذهبی ایرانی انتظار داشته باشد که با یک غیرمذهبی(به معنی واقعی کلمه) صمیمیت و دوستی عمیقی داشته باشد غیر واقع بینانه است. از نظر اعتقادی نیز اگر نگاهی به قرآن بیاندازیم انسانها را برمبنای اعتقاداتشان دسته بندی می کند نه بر اساس ملیت، نژاد و …. حتی قرآن می فرماید که مومنان نباید هیچ یک از نزدیک ترین افراد خانواده خود را بدوستی بگیرند تا چه برسد که هموطن و …. اما اینکه یک مذهبی چه موضعی و انتظاری نسبت به برخورد غیرمذهبیون دارد بر می گردد به اینکه چقدر به آیین خود باور دارد و در آن عمیق است. و انتظار غیر مذهبیون از مذهبیون نیز همینطور.

  4. سلمان ۱۳۸۷-۰۸-۲۴، ۷:۰۹ ب.ظ

    زهرا خانم؛
    این دو گروه دارای تفاوت و تضاد مبانی هستند. لذا هر کدام از طرفین که عمیقا به مبانی مورد نظرش باور داشته باشد راهی نخواهد داشت جز اینکه ضد خودش را به چالش بکشد. البته این که چه اخلاقی را در پیش می گیرد مساله دیگری است. اما همین قدر بگویم که یک مذهبی نمی تواند از روشهای غیر اخلاقی استفاده کند چونکه در غیر آن دیگر مذهبی عمیق نیست. اما یک غیر مذهبی هر طور دلش خواست می تواند رفتار کند چون برای او مطلقی وجود ندارد. او هر بد اخلاقی را ممکن است که مجاز شمارد. نتیجه اینکه در یک همچنین موقعیتی فرد مذهبی مظلوم واقع می شود ولو که در اوج عزت نیز باشد.
    یا علی

  5. محمد ۱۳۸۷-۰۸-۲۴، ۷:۲۱ ب.ظ

    معمولا نگاهها در قالبهای خاص شکل می گیره. آدما دیگه حاضر نیستند از اون قالب بیرون بیاند. اصلا بدون اون عینک نمی تونند ببینند. برای همینه که من ترجیح می دم سعی نکنم کسی رو متقاعد کنم. فکر کنم این بهترین راهه. فقط باید نظرتو بگی و راحت رد بشی. این آدماند که یا از قبل تصمیمشونو گرفتند و فقط در حقیقت دارند به یک آهنگ گوش میکنند و یا پیش خودشون راجع به حرفت تحلیل میکنند و تصمیم می گیرند البته در همون قالب فکریشون. کمند آدمایی که هنوز ذهنشون قالب نداشته باشه. فقط باید دید، مدارا کرد و گذشت.

  6. kamrad ۱۳۸۷-۰۸-۲۴، ۷:۴۲ ب.ظ

    شایدمشکل بیشتر از این بابت پیش میاد که حکومت بر پایه مذهب خشکی بنا شده که با مخالفانش به عدالت رفتار نمیکنه. وقتی یک لا مذهب حقوق مساوی با مذهبی نداره چه انتظاری جز این شرایط میشه داشت.
    مثلا اینجا که همه جور آدمی هست تا کنون هیچ توهینی بابت مذهبم نشنیدم هیچ بلکه در بعضی مواقع احترام هم دیدم. مثلا در ایام ماه رمضان همکارانم سعی میکردن جلوی من چیزی نخورند. این احترام ربطی به دین نداره بلکه کسانی که دیندارند مقیدترن به این امر. ولی شما تفاوت این بحث رو بین این کشور وکشور ما رو به وضوح میتونید ببینید. چرا اینطوره؟
    اگه یک لامذهب به خاطر لامذهبیش بی احترامی میبینه چه انتظاری از لامذهب میشه داشت؟

  7. یک زن ۱۳۸۷-۰۸-۲۴، ۸:۱۹ ب.ظ

    ۱)ببین به طور کلی جدا” چرا در چالش های عمیق هزاره ی سوم و با توجه به بحران سوخت های فسیلی و بحران مالی غرب و نظریه ی عدم قطعیت هایزنبرگ و ترافیک شدید تهران و پارک دانشجو،جدا چرا؟ها؟!!

    ۲)توی آرشیوت نوشته بودی زود رنجی.ببین من یه آدم حسابی می شناختم که می گفت دو جور آدم زود ناراحت می شن و دلشون میشکنه:
    اولیاء خدا و انسان های ضعیف.تو که ضعیف نیستی؟!!

  8. مرتضی شهیدی ۱۳۸۷-۰۸-۲۴، ۸:۴۱ ب.ظ

    به نام خدا
    با سلام
    می خواستم از شما یک سؤال بپرسم: آیا از شما تصویری در رسانه ها و یا سایت ها چاپ شده ؟ من می تونم او نو ببینم
    بعد از جشنواره دیجیتال چیزی ننوشته بودید اونجا بودید ؟

  9. پدرام ۱۳۸۷-۰۸-۲۴، ۱۱:۲۲ ب.ظ

    عده ای کم از ماها مذهبی هستیم و عده ی کمی هم دموکراسی خواه و همه ی اختلافات و دعواهامون به خاطر اینه که اکثرمون نه مذهبی هستیم و نه دموکراسی خواه .

    گفته اید : «واژه دموکراسی به قدری اینروزها چیپ شده که استفاده اش نکنم سنگینتره! » من آرزوی این روز را میکنم که استفاده «لفظی محض» از این واژه به قصد خود بزرگتر نشان دادن و انسان فرهیخته بودنمون , چیپ بشه و « عملا » هر کدوم از ما برای شخصیت و افکار خودمون و جامعه مون ازش استفاده کنیم و اینجور نباشه که به قول شما :
    «کلا من به یه عقیده ای رسیدم و اونم اینکه هر کی بیشتر تو جملاتش از دموکراسی و زنده باد مخالف من استفاده می کنه، به همون میزان در عمل عکس این رفتار میکنه.» پس به نظر من هنوز آنروز نرسیده پس اجازه بدین اونقدر بار لفظی این واژه دموکراسی رو چیپ کنیم که بر بار معنا و مفهومش هم اندک اندک فکر کنیم و به یک ملکه ذهن تبدیلش کنیم .مثل روزهای اول مدرسه که تنها به ظاهر حروف الفبا توجه داشتیم و اونقدر الف و ب نوشتیم که ظاهرش و پز دادنش از بین رفت و ملکه ی ذهنمون شد و باهاشون بعدها کلمه و حرف و کم کم جمله ساختیم و به ظاهر الف و ب دیگه توجه نداشتیم .

  10. سعید ۱۳۸۷-۰۸-۲۵، ۱۲:۴۷ ق.ظ

    حرفهای خوبی می زنی ها!
    ولی وقتی می خوای یه بحث “جدی” رو بنویسی خیلی خودمونی ننویس …یه جورر ادبیات “خاله زنکانه” رو القا می کنه و باعث میشه که خواننده نویسنده رو سطحی و کم مایه فرض کنه…یه کمی رسمی تر و مختصر تر…همین!

  11. ladan ۱۳۸۷-۰۸-۲۵، ۹:۵۹ ق.ظ

    خیلی اسون نیست که با کسی که عقاید تعصبی داره حالا از هر نوعش رابطه دوستی برقرار کرد، من دوستی دارم که خیلی مذهبی و متعصب است. گاهی واقعا نمی دونم چه جوابی بهش بدم و یا چطوری باهاش حرف بزنم مثلا وقتی اوضاع سیاسی یا اجتماعی جامعه رو میبینه میگه امام زمان باید ظهور کنه که درست بشه، من نمی گم به وجود امام زمان یا هر مصلح دیگری باید اعتقاد داشت یا نداشت اما خداوند به ما انسانها عقل و شعور داده که مشکلات رو حل کنیم و دنبال راه حل مناسب باشیم نه اینکه دعا کنیم معجزه اتفاق بافته همه چیزدرست بشه! به نظر من اگه همه چیز با معجزه درست بشه اونقدرها هم ارزَش نداره. بعد هم از آنجا که آدمها در این جامعه بر طبق لیاقتشون درجه بندی نمی شن و مردم می بینن که بعضی ها به خاطر اعتقادات یا تظاهر به اعتقادات مذهبی جایی هستن که لیاقتش روندارن این مطلب رو به مذهب ربط میدن و یه جورایی لجشون می گیره. مادرم تعریف می کرد که تو دانشگاه زمان قبل از انقلاب اون از معدود دخترهایی بوده که حجاب داشته و دوست صمیمی اش هم مینیژوپ می پوشیده اما همونقدر که پسرهای کلاسشون به مادرم احترام می ذاشتن و حتی احترام خیلی زیادی برای کسانی که اعتقادات مذهبی داشتن قائل بودن به اون دوستش هم احترام می ذاشتن و فکر نمی کردن که چون اون اینطوری لباس می پوشه پس حتما منظوری داره و دختر سالمی نیست اما متاسفانه امروز فضا خیلی عجیب یعنی هر طرفی باشی آرامش نداری!

  12. saeedsharif ۱۳۸۷-۰۸-۲۵، ۲:۰۱ ب.ظ

    کلی گویی نکنید لطفا

  13. احسان ۱۳۸۷-۰۸-۲۵، ۶:۱۳ ب.ظ

    با نظر سلمان موافقم

  14. حسین ۱۳۸۷-۰۸-۲۵، ۹:۳۲ ب.ظ

    برای کسی که پستهای تا این حد سطحی و بی محتوا می نویسه بهترین راه هم همینه که با اسم اصلی ظاهر نشه …اینطوری خیالش راحته که حداقل هویت و شخصیت اصلیش با این چرندیاتی که می نویسه زیر سوال نمیره…
    جملاتی مانند : <> یا مثلا :<> واقعا محشره !!!
    نمیدونم واقعا کی شما رو به این توهم انداخته که خوب می نویسید؟…کسی مثل شما واقعا مجبور نیست در زمینه هایی که حرفی برای گفتن ندارد مطلب بنویسد…در مورد همان آی تی بنویسید لطفا….کی گفته حتما باید تحلیل اجتماعی و سیاسی بنویسید که شما هم می آیید و هر چند وقت یکبار از این درفشانیها می کنید…بهتر نیست هر کسی حد خودش را بداند؟؟….وقتی انسان در زمینه ای حرفی برای گفتن نداشته باشد می شود مثل شما که برای جلب توجه، دائم به پر و پای بعضی مفاهیم و اندیشه هایی که خودش راهی به آنها نمی یابد می پیچد…دائم سعی میکند افراد بزرگتر از خود را تخطئه کند و … لطفا نگویید وبلاگ خودم است و نخوانید و از این حرفها که اصلا این ژستها به شما نمی آید… کسی که عادت کرده دائم به این و آن توهین کند و مفاهیم مورد توجه بخش عمده ای از نخبگان فکری و سیاسی جامعه را با استدلالهای بی محتوا و توخالی (به خیال خود)زیر سوال ببرد دیگر نمی تواند از وبلاگ شخصی حرف بزند…راستی خیلی خوشحالید که از طرف مجمع وبلاگ نویسان مسلمان مورد توجه واقع شده اید؟؟ اگر همین طوری ادامه بدید احتمالا باز هم بیشتر مورد توجه واقع میشید…فقط مواظب باشید فاصله ایمنی را رعایت کنید و جلویشان ظاهر نشوید چون احتمالا به خاطر حجابتان شما را ارشاد خواهند کرد…همون اسم زهرا اچ بی بهتره…حداقل اینطوری آدم خودش خیال میکنه خیلی شخصیت مهم و گمنامیه !!!

  15. حسین ۱۳۸۷-۰۸-۲۵، ۹:۳۷ ب.ظ

    اون جمله ای(نقل قول) که حذف شد این بود :…اکثرا فکر می کنن، اصلا آدمهای مذهبی هیچی بارشون نیست!…..و این : هر کی بیشتر تو جملاتش از دموکراسی و زنده باد مخالف من استفاده می کنه، به همون میزان در عمل عکس این رفتار میکنه…