۱۳۸۷-۰۸-۲۴
گروههایی که نادیده گرفتن میشن
* در ادامه و یا راستای پست قبلی
* واژه دموکراسی به قدری اینروزها چیپ شده که استفاده اش نکنم سنگینتره! کلا من به یه عقیده ای رسیدم و اونم اینکه هر کی بیشتر تو جملاتش از دموکراسی و زنده باد مخالف من استفاده می کنه، به همون میزان در عمل عکس این رفتار میکنه. هی بارها از این دنیای مجازی ناامید شدم، بازم میشینم غر میزنم. گاهی اوقات چیزهایی پیش میاد که من فکر میکنم، آدم کوه هم که باشه بازم دلش میشکنه…
فکر میکنم یه طورهایی همه ما داریم دردی که از برخی قوانین اجباری این جامعه می کشیم و اسلامی که به غلط داره اجرا میشه و دیگه دل همه رو زده، رو تعمیم میدیم به دنیای مجازی! در حالیکه هی خودمون بارها گفتیم دنیای مجازی محدودیت های دنیای واقعی رو نداره و بهترین جا برای اینه که از هر قشر و طیفی با هم تعامل داشته باشیم و حرف بزنیم.
* از اونجائیکه جامعه ما به اصطلاح اسلامیه و به اصطلاح افرادش مذهبین و حاکمانی که برخی قوانین اجباری وضع می کنن، به اصطلاح مذهبین، باعث شده کلا دید ماها نسبت به افراد مذهبی بای دیفالت منفی باشه! هرچقدرم اون فرد سعی کنه مستقیم یا غیر مستقیم به ما بفهمونه خودشم از این وضعیت راضی نیست و به نظرش اسلام واقعی اینی نیست که داره اجرا میشه، بازم ما از افرادی که ظاهر و رفتارشون مذهبیه منزجریم! خیلیا این نوع برخوردها اصلا درشون نهادینه است، یعنی یه طورایی ذاتی موضع میگیرن!
مثلا همین حرکتهای جمعی توی سایتهای وب ۲ئی رو ببینین، یا اصلا مسابقه ها، فیس آفها و … گروههایی که نادیده گرفته میشن، یا سریع بلاک میشن معمولا همین مذهبیان! مگه اینکه طرف دینشون مخفی کنه و چیزی بروز نده! جالبه که دید اکثریت هم اینه که اینها تندروئن، در حالیکه تندرو آتئیست هم داریم که برعکس خیلیم محبوب میشه و تازه تندروی هاش به حساب باحالیش گذاشته میشه!
حالا اینکه خوبه، یعنی این دید که اونا رو فقط نادیده بگیریم، اکثرا فکر می کنن، اصلا آدمهای مذهبی هیچی بارشون نیست! حالا چه تو دنیای واقعی چه تو دنیای مجازی! چند شب پیش داشتم با یه نفر چت میکردم که ادعای سواد و روشنفکریش کل وبلاگستان رو گرفته، طرف طوری حرف میزد که مشخص بود، ذره ای برای اینکه فکر کنه چیزی به اسم درک و یا شعور در من هست وجود نداره، من احساس کردم تنها دلیلی که باعث شده این آدم که برای خودش غولی هست، اینطوری حرف بزنه همین طرز تفکر در مورد مذهبی هاست چون هیچ کانکشن دیگه ای با این بشر نداشتم که بخواد اونطوری ارزیابی کنه. انگار نه انگار که حالا طرف قبل از اینکه مذهبی باشه یا بی مذهب باشه، یا هر چیز دیگه، قبلش یه انسان هست.
* حالا شاید درست نبود که من پابلیکش کنم، کلا من سختمه که به نقاط ضعف خودم اقرار کنم، ولی همه اینها رو برای این گفتم که هنوزه هنوزه، کسانی که ادعاهای روشنفکری شون گوش عالم رو کرده، ولی توی بحثهای خصوصی شون، از همونهایی که اعتراض می کنن، به مراتب سنگدلترن. منتها یک چیزی داریم به اسم وجهه عمومی که عموما هم با نقش بازی کردن و مظلوم نمایی و خوردن نان به نرخ روز به دست میاد.
* باور کنین همه مذهبیا اونطوری که شما فکر می کنین نیستن. من با خیلی هاشون ارتباط دارم و باهاشون حرف میزنم، اکثرا از جوی که علیه شون هست ناراحتن. من همیشه در جواب درددلهاشون، بهشون میگم حالا مهم نیست که برای فلان برنامه کسی شما رو دعوت نکرد، یا مهم نیست که خیلیا بدون شناخت شما رو بلاک کردن، یا خیلی مهم نیست که براحتی تیکه میپرونن، مهم نیست اکثرا به صورت پیشرفت شعور شما رو ایگنور می کنن، در حالیکه ته دل خودم اینه که همیشه واقعا نمیشه نیمه پر لیوان رو دید. واقعا نمیدونم یه روزی تو دنیا میاد که وقتی یه مسلمونی یه غلطی میکنه به پای همه مسلمونا گذاشته نشه؟ وقتی یه یهودی جنایت میکنه، علیه همه یهودی ها موضع گرفته نشه؟ وقتی یه بی دین یه اشتباهی میکنه، همه رو با یه چوب نزنن؟ نمیدونم… این جریانات خیلی منو ناراحت میکنه خیلی. به خصوص وقتی میبینم یکی که مثلا از نسل خودمون هست و تو همین مملکت هم تحصیل کرده، تو جایگاه شغلی ای هم هست که منطقا باید دین و مذهب و شغل آدمها براش فرقی نداشته باشن (وگرنه واقعا تو کارش خلل ایجاد میشه) وقتی دیدگاهش اینقدر خرد کننده باشه، دیگه از بقیه آدمها چه انتظاری میشه داشت؟
* تا یادم نرفته اینم بگم که الان برای خیلیا اینطوری مد شده و یا بهشون الهام شده که راه و روش مدرنیته و باکلاس به نظر رسیدن اینه که کلا آشکارا با مذهب (حالا از هر نوعی) و وجود خدا مخالفت کنی و آدمهای مذهبی رو هم بکوبی که چه بهتر، دیگه خیلییییی باکلاس و منورالفکری!

