۱۳۸۷-۰۸-۸
یک میلیون دختر از ازدواج محروم می شوند!
* الان داشتم کامنتهای مربوط به این خبر یک میلیون دختر، از بخت ازدواج محروم میشن رو میخوندم. انگار این آقایون همیشه مترصد فرصت هستن که بگن همیشه خانمها مقصرن:دی دیگه وقتی همچین لینک و همچین خبری هم باشه که فبها! خانما زیاده خواهن، خانما رو باید بیکار کرد، تعداد خانمایی که میرن دانشگاه باید کم شه، تا همه مشکلات حل بشه!
حالا من تقریبا همه کامنتا رو کپی کردم که یه کم در موردش بحث کنیم. به نظر شما واقعا دخترها تو این مورد مقصر هستن؟ منظورم کلا تو بالا رفتن سن ازدواج و حتی عدم ازدواج؟ یعنی همه و یا بخش اعظم تقصیرها گردن دخترهاست؟ یعنی مردها عوض نشدن؟ توقعات اونها فیکس مونده و فقط خانمها زیاده خواه شدن؟ آیا اصلا تعریف پیشرفت (یعنی تحصیل و اشتغال خانمها) اسمش زیاده خواهی هست؟!! اینم کامنتها و بعضا راهکارهای ملت درباره این معضل:
* ۱- از اشتغال خانم ها کم کنید و به اشتغال آقایان اضافه کنید. ۲- از سهمیه دانشگاه خانم ها کم کنید و به سهمیه آقایان اضافه کنید. قسمت اعظم مشکل حل می شود (؟؟!!)
* بابا ما هم که ازدواج کردیم آنقدر درگیر قسط و وامیم هنوز ۳۰سالمون بیشتر نیست قرص اعصاب و قرص چربی واینا باید بخوریم تازه ما خوباشونیم
* آقایان کمی هم به فکر مشکلات بعد از ازدواج باشند نه فقط اینکه ۲ نفر را به هم برسونند و بعدش خب که چی؟ با این وضعیت مسکن که باید هر ۲ نفر زن و مرد کار کنند تا بتوانند اجاره مسکن را پرداخت کنند، خوب چی بخورن – چی بپوشن – تفریح که فراموش، آقا ترا به خدا اینقدر شعار ندید گوش ما پر شده. من ۴۰ سالمه و نمیتونم ازدواج کنم چون با این حقوق کارمند ماهی ۳۰۰ هزار تومن به زور خرج خودم را تا آخر برج میدم
* باید طوری در مورد ازدواج برنامه ریزی کرد که منجر به طلاق نشود (؟؟!!)
* اگر خانمها کمی کمتر به مهریه گرفتن فکر کنند و از مهریه درخواستی کم کنند اقایون بیشتری برای ازدواج قدم بر میدارند.
* وقتی درجامعه ای هیچگونه تضمین شغلی ویا درآمدی برای جوانان اعم از دختر وپسر وجود ندارد با کدامین امید ازدواج نمایند شما چرا آمار جوانانیکه سن آنهابیش از ۲۶-۲۷سال است بر زبان نمی آورید
* من الان حدود سی و سه سال سن دارم و با وجود این که از بیست و پنج سالگی به صورت پارت تایم و…. یا وزارت کشاورزی سر و کار داشته ام – خیر سرم مهندس کشاورزی این مملکت هستم – از دار دنیا فقط یک پراید مدل ۸۰ دارم حالا دوستان که برای کار و ازدواج و … ما کار نمی کنند هیچ جدیدا برای بهبود شرایط امار هم که شده اصلا افراد هم سن و سال ما را جزء مجردین دم بخت – یا حداقل از دم بخت گذشته – هم حساب نمی کنند
* پیشنهاد میشود یک بررسی ملی در مورد ازدواجهای انجام شده در این سالها و معیارها و اولویتهای واقعی مدنظر همسران (بویژه آقایان) انجام شود تا مشخص گردد که چه درصد بالایی از دختران عفیف و پاکدامن و با تقوای خانواده های متوسط و پائین که جاذبه آنها ثروت و موقعیت پدر ومادر و… و یا عرضه های بی پروای جنسی و زیبائی ظاهری فوق العاده نبوده اند لیکن از نظر عفت، سلامت جسم و روح، اخلاق، تقید به مسائل مذهبی و… در کنار ظاهر معمولی و خانواده ای متدین و متوسط از فرصت اردواج باز مانده اند از این رو باید نگران نسل آینده بود که حاصل چنین ازدواجها و چنین پدران و مادرانی خواهند بود.
* ای بابا چقدر سخت می گیرید! ازدواج اینقدرا هم سخت نیست که! دو سه هزار سکه برای مهریه می خواد و بیست سی میلیون تومن پول برای مراسم و یه آپارتمان متری سه چهار میلیون تومن و یه ماشین ارزون وطنی ده پونزده میلیون تومنی. سر جمع پونصد میلیون تومن نمی شه!
* اگر دختر و پسر، هر دو برای داشتن زندگی ساده اما ایده آل تلاش کنند، بیشتر مشکلات حل خواهد شد. اما متاسفانه خانمها فکر میکنند که این وظیفه آقایان است. اگر هر دو با هم کار کنند (با وجود شرایط بد کاری) و برای ارتقا هم تلاش کنند، مشکلی پیش نخواهد آمد. دختر خانمها به فکر خانه ای مثل خانه پدری نباشند و سختی ها را تحمل کنند. در مقابل آقایان هم زود از سختی ها خسته نشوند و آنها نیز تحمل نمایند.
* ازماست که برماست! وقتی خود دخترخانم ها اینو انتخاب کرده اند، خوب تقصی بقیه چیه؟ اونا حاضرند که همیشه مجرد بمونند ولی ازخودشون ذره ای نگذرند. جالبه که الان اونا به خاطر اشتغال کسب درآمد کاملاً مستقل شده اند ولی تازه وارد یک بحران وخلا روحی به نام کمبود محبت واحساس وعشق وعاطفه شده اند که دیگه اینارو باپول نمی شه خرید… این نتیجه همان خودخواهی و منیت های دخترخانم های عزیزه که متأسفانه روز به روز به تعدادشون افزوده می شه…
* تاوقتی که ازدواج برای خانم ها یعنی ۲شیفت کاری و حداقل انجام ۸۰درصد امورمنزل و ازدواج برای آقایان یعنی فقط دستپخت مامان جون به دستپخت خانم تبدیل میشه و متاسفانه آقایان انجام امورمنزل رابرای خود عیب و عار میدانند معلومه خانمی که دستش توجیبش رفت به این راحتی تن به ازدواج نمی ده.
* بنظر من که خودم در سن ۲۵ سالگی شخصی رو برای ازدواج سراغ ندارم سه مشکل اساسی در راه ازدواج در جامعه ما وجود دارد:
۱-توقع بیش از حد و خیالاتی بودن خانومها در کنار عدم توانایی تامین زندگی برای آقایون.
۲-فرهنگ پایین و مشکلات ایجاد ارتباط برای افراد مجرد.
۳-عدم وجود یک پایگاه اطلاعاتی در کشور
* یه مشکل هم از آقایونه که در انتخاب همسر فقط به ظواهر اهمیت می دهند: خانواده پولدار و بخصوص دختر خوشگل. الان در جامعه ما دختران بالای سی سال زیادی زندگی می کنند که با وجود نجابت، عفاف، تحصیلات و حتی موقعیت خوب خانوادگی و … مجرد مانده اند چون زیبا نیستند. شما می دانید کمبودهای عاطفی چه بر سر این دختران پاکدامن می آورد؟
* پدر و مادرای ما که با عشق و علاقه زیاد به هم ازدواج کردند بعضی وقتا کم میارن چه برسه به ما که برای تراز کردن آمار ازدواج کشور باید ازدواج کنیم!!
* توقعات را باید منطقی کرد. برخی با مهریه کلان که در ابتدا به داماد تحمیل می کنند نگاه سوداگرانه دارند و بخش عمده ای که منجر به طلاق می شود از همین گروه است. در ثانی به بانکها و یا … مراجعه کنید اکثریت کارکنان خانم ها هستند و جوانان در خیابان ها پرسه می زنند، تعادل اجتماعی بهم خورده است. اشکال در سیاست ها و راهبردهایی است که در جامعه وجود دارد و هر روز دامنه آن گسترده تر می شود.


علی Reply:
شهریور ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۰۸ ب.ظ
خفه شو