چقدر فردی را بشناسیم؟

* بعضی از آدمها رو باید کامل شناخت… اینا آدمهایین که دلت میخواد بحثهای صمیمی و یا عاطفی باهاشون داشته باشی… اینها یا آدمهایی هستن از جنس خودت و یا آدمهایین که پتانسیل بالایی برای بحث دارن، یعنی کسانین که میشه ساعتها باهاشون حرف زد و از صمیمت و صداقت بین حرفاشون لذت برد. اینا کسانین که به شخصیتت احترام میذارن که این احترام در درجه اول ناشی از احترام به خودشونه، کسانین که هرچه بیشتر میشناسی شون بیشتر از اونها خوشت میاد، از تواضع شون، از وسعت دیدشون، از آگاهی بالاشون، از استقلال فکری شون و از خودساختگی شون…
وقتی همچین آدمی رو پیدا کردیم بهتره تمام اون غرور اولیه که در مواجهه با بیگانه ها داریم، کنار بذاریم، بهشون پیشنهاد دوستی بدیم، همچین آدمی ارزشش رو داره که بیشتر بهش نزدیک بشیم.

* بعضی از آدمها رو اصلا نباید شناخت. هیچ طوری نمیشه باهاشون بحث کرد، یعنی بشناسی هم فایده نداره، اکثرا اینطور آدمها راه بحث کردن رو میبندن. بهتره هیچ نوع بحث صمیمی و یا غیر صمیمی باهاشون نکنی، اینطور آدمها فقط بین خودشون راحتن و عموما ارتباطشون با دنیای بیرون از خودشون خیلی ناچیزه.
از اینجور آدمها با حفظ حریم، باید فاصله قانونی رو رعایت کرد…

* اما بعضی از آدمها رو از یه حدی بیشتر نشناسی بهتره. هرچقدر که بیشتر می شناسی شون، بیشتر اون تصورات ذهنیت در مورد اونها بهم میریزه. برای اینجور آدمها بهتره محدوده بذاری، فراتر از اون محدوده شناخت نری، چون اگه بری در درجه اول خودت سرخورده میشی، بهتره بذاری اون تصوری که میخوان ارائه ش بدن، همون باشن… اگه بیشتر بشناسی، بیشتر سعی کنی معماهای اون آدم رو حل کنی، وقتی در نهایت میخوای پازل های شخصیتی این آدم رو کنار هم بذاری، موجود عجیبی از کار در میاد که نمی دونی چطوری باهاش تا کنی؟ اینجور آدمها فقط به درد بحثهای غیر صمیمی و غیر عاطفی میخورن، مثلا آدمی که اطلاعات علمیش توی یک فیلد خاص و یا اطلاعات سیاسی یا سینماییش خوبه و برای بحثهای اینطوری مفید هست.
اگه اینجور آدمها رو پیدا کردیم، به هیچ وجه اجازه ندیم که بحثهای غیر صمیمی رو به بحثهای احساسی بکشونن، همچین آدمهایی پتانسیل لازم برای همچین بحثهایی رو ندارن، اقلا با مای نوعی ندارن و ممکنه برای فرد دیگه ای خیلیم عالی باشن یا اصلا از نوع اول باشن. سعی نکنیم وارد جزئیات شناختشون بشیم، همین یه تصور کلی که فلانی تحصیلکرده است و فلانجا مینویسه و عده زیادی قبولش دارن کافیه. خوب واضحه که یک آدمی که وجهه اجتماعی مناسب و موفق داره، لزوما فرد مناسبی برای یک ارتباط صمیمی با شمای نوعی نیست و ممکنه به محض اینکه وارد این وادی بشین، چاره ای جز حرص خوردن و ملغمه شنیدن و گیج شدن نداشته باشین، اصلا وارد زندگی خصوصیش هم نشید و اجازه هم ندیم از زندگی خصوصی شما بپرسه. اینجور آدمها شما رو متحیر می کنن، بعد آفت اصلی دیدگاهشون یعنی نگاه از بالا، خود مهم پنداری، خود باکلاس-باسواد و بی نظیر پنداری هم مزید بر علت هست که بای دیفالت شما رو ابله فرض کنند، بدین ترتیب وقتی از یک مکالمه جدی خارج میشین، مباحثه تون به شدت ناسالم میشه و طبیعیه که اون فرد اصلا ککش هم نگزه و این شما هستین که تحقیر و عصبانی میشین و هرچی هم میگین دلتون خنک نمیشه، سوء استفاده که شاخ و دم نداره!
پس یادمون باشه با اینجور آدمها “فقط” میشه بهترین بحثای علمی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی کرد صرفن!

* تو این پاراگراف آخر بیشتر خواستم بگم که در مورد اکثر ماها این صحت داره که آواز دهل از دور خوش است، ولی برای بعضی ها بیشتر صحت داره. یعنی اکثر ماها اینطوری هستیم که از دور آدمهای جذابی هستیم و همین ماها اگه یک نفر از نزدیک مدتی با ما باشه، و یا اینکه ۴ تا بحث درست و حسابی با ما بکنه، ممکنه این تصورش کاملا بهم بریزه. در دنیای مجازی به علت اینکه نویسنده ها رو نمی بینیم، این مورد خیلی خیلی بیشتر هم نمود داره.
توجه کنین که در هر حال فرد مقابل مهمه، آدم نوع سوم در جایی که منافع مادیش ایجاب میکنه، حاضره هر نوع خوش خدمتی ای بکنه، مشکل زمانی پیش میاد که طرف بحثش یک فرد بیطرف و یا مخالف نظراتش هست. نکته دیگه اینکه این آدم زرنگه، اگه شما رو تحریک به یک بحث تند کرد، این خودش نیست که مقصره، بلکه بنابر پیشفرض قبلی شما نه تنها احمق هستید، بلکه همواره مقصر نیز هستید! بنابراین اگه همچین صفاتی رو مدام شنیدین خیلی اعتماد به نفستون رو از دست ندید :دی

۱۰ نظر

  1. امید ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۶:۳۱ ب.ظ

    چون اینترنت اکثر آی اس پی ها مشکل داره
    اینطور که از حرفات و ۲ تا پست قبلیت میشه برداشت کرد اینه که شما همین چند وقت با یکی از این ادمهای نوع سوم در گیر بودی در حالی که دنبال ادمهای دسته اول میگشتی

    به نظر من ۱۰۰ درصد افراد جزو گروه سوم هستند همیشه از دور قابل تحمل ترند

  2. سامان ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۷:۲۶ ب.ظ

    خیلی ببخشیدا ، خیلی آدمها در یک فیلد خاصی تخصص دارن جوری درباره افراد سوم نوشتی که انگار هر کسی که توی فیلد علمی تخصصی داره = شخصیت بی عاطفه !! شخصیت تک بعدی !!!

    داری بد تحلیل میکنی این تقسیم بندی خودش تک بعدیه

  3. سامان ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۷:۳۰ ب.ظ

    خیلی ببخشیدا ، خیلی آدمها در یک فیلد خاصی تخصص دارن جوری درباره افراد سوم نوشتی که انگار هر کسی که توی فیلد علمی تخصصی داره = شخصیت بی عاطفه !! شخصیت تک بعدی !!!

    داری بد تحلیل میکنی این تقسیم بندی خودش تک بعدیه …….
    بای بای

  4. kamrad ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۸:۰۹ ب.ظ

    mozoe jalebi ro matrah kardin!

    vaghan haminjore ke migin. baste be vijegihaye adamha va khode adam bayad rabateh mahdod besheh ta paydar bemoneh. vagarna zood az beyn mireh.

  5. سعید شریف ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۸:۴۹ ب.ظ

    بحث کلی ای بود

  6. ایرانی ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۱۱:۰۵ ب.ظ

    اگه کسی میگه من در مورد خبر مربوط به خودکشی دختر ۱۱ ساله ای که به لطف قوانین مسخره اسلامی مجبور شد با مرد ۳۵ ساله ازدواج کنه این لینک رو بخونه حداقل مریم حسین خواه خانم موجهیه و یک دختر واقعی ایرانی

    http://www.maryam-blog.com/2008/09/post_65.html

  7. مداد آبی ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۱۱:۴۱ ب.ظ

    good job!
    totally agree with you Zahra

  8. پدرام ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۱۲:۰۱ ق.ظ

    در حالی که در حد تیم بارسلون خوابم میاد دارم این کامنت را می نویسم . اگه اشتباه تایپی شد ببخشید . نمی دونم درست تونستم از این پست برداشت کنم یا نه . اما چیزی که برداشت کردم رو کامنت میذارم . قبل از هر چیز یه شعری در وصف گروه اول , که فک میکنم افراد قرارگرفته در این گروه برای من از شخصیت حقیقی گرفته تا مجازی رو شامل میشه :
    « این صدای پا که می آید ز دور
    افکند بر هستیم یکباره شور
    میشناسم , این صدای پای اوست ,
    طرز ره پیمودن زیبای اوست »
    ین صدای پا , صدای پای افراد گروه اوله که شاعر هم گفته .
    شاید تشخیص و قراردادن افراد در گروه اول خیلی راحت تر از قرار دادن افراد در گروه دوم و سوم باشه . یعنی تشخیص اینکه شخص x رو در گروه دوم یا سوم قرار بدیم . خیلی وقتها سخته چون برای گروه دوم « اصلا » و گروه سوم « تا حدی » شناخت لازمه . شلید دلیلش اینه که اون دایره ای که در چند پست قبل هم بهش اشاره کردین رو خوب رعایت نمی کنم . نمی دونم ولی تا حالا به مشکلی در این زمینه بر نخوردم .
    اما شایدم این عدم شناخت یا « ناشناسی» در دنیای مجازی و کلا زندگی اجتماعی باعث میشه و اجازه و فرصت میده که کمتر پاره ای از مسائل اخلاقی رو رعایت بکنیم و شاید اصلا همین ناشناسی موجب میشه که برای جبران خلا روحی به دنیای مجازی روی بیاریم و سعی کنیم در گروه سوم قرار بگیریم . در این شرایط روح های حساس در اطراف خود , بیوفایی , عدم صفا و صمیمیت , چاپلوسی , تزویر و ریا کاری رو بیش از هر جای دیگه , احساس می کنند .
    خب شب خوش . خواب های خوب ببینین .

  9. پزشک78 ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۱۲:۲۷ ق.ظ

    یه قسمت مطلبت برام جالب بود…اینکه آواز دهل و ارتباط با اون دنیای مجازی
    راستش حداقل تو ایران احساس میکنم که ارتباطهای فکر یا شبکه ای مجازی یه جور واکنش جبرانیه، در حقیقت علیرغم اینکه این شبکه ها یه نوع تکنولوژی روز و یه آینده تو دنیای وبه اما احساس خوشایندی در مورد اون ندارم
    احساس میکنم اینترنت غار تنهایی یه قشر خاص از جامعه شده و این اصلا خوب نیست چون اونا رو کاملا از بدنه جامعه جدا میکنه

  10. خواننده بی سروصدا ۱۳۸۷-۰۸-۲۴، ۱۲:۴۶ ب.ظ

    من مرتب وبلاگ شما رو پیگیری میکنم.فکر میکنم به مسائل جامعه شناسی و روانشناسی از نوع بومی و صحیح و غیربازاریش علاقه دارید.پیشنهاد میکنم گهگاهی به این سایت مجله “سپیده دانایی” که توسط دکتر گلزاری از روانشناسان مطرح تلویزیون اداره میشه سر بزنید.مطالب جالب و علمی و غیربازاری در مورد روابط بین انسانها و مسائل مختلف اجتماعی رو به خوبی پوشش میده.امیدوارم براتون مفید باشه.مخصوصا شماره آخرش که مطالبی در بحث “پیوندجویی” داره.برای من که فوق العاده جذاب بود.
    http://www.sepidehdanaei.com/

    در ضمن از موضع گیری های شخصی و اغلب منصفانه شما در برخورد با مسائل سیاسی اجتماعی خوشم اومد.موفق باشید و ادامه بدید.