لیاقت دوست داشته شدن

Three years ago I had a wonderful career. I was getting movie offers. I had an Oscar. I had beautiful children. But there was something missing; I wasn’t loved.

A man came along and said, ‘Let me take you to Tennessee.’ There he told me, ‘You deserve to be loved. Let me love you.’ And I did.  So thank you, Keith

* متن سخنرانی زیبای نیکل کیدمن هنگام دریافت جایزه زن سال مجله گلامور جهت قدردانی از همسرش کیت اربان.

۴۲ نظر

  1. زهرا ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۱:۴۹ ب.ظ

    بدون شرح و اسمایلی رشک و حسااادت :دی

    جواب به این نظر

  2. پرستووو ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۱:۵۵ ب.ظ

    :) به پای هم پیر شن ;)

    جواب به این نظر

  3. زهرا ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۲:۰۵ ب.ظ

    ما که بخیل نیستیم ایشالا :دی

    جواب به این نظر

  4. میلاد ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۲:۰۹ ب.ظ

    ای بابا کیت آخرش شد همسر این نیکول کیدمن؟ :)) اسمایلی شاندیز

    جواب به این نظر

  5. Ghobious ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۲:۱۰ ب.ظ

    Good For her :)

    جواب به این نظر

  6. زهرا ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۲:۱۱ ب.ظ

    ها:دی =))
    منم تعجب میکنم چطوری اسم این مرد کیته :)))

    جواب به این نظر

  7. پور پدر ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۲:۱۴ ب.ظ

    به نیکول کیدمن دیگه پیدا بشه من دیگه بلدم چه کنم:D

    جواب به این نظر

  8. آناهیتا ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۲:۲۸ ب.ظ

    زهرا خیلی خوبه داشتن یه همدم

    جواب به این نظر

  9. shandiz ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۲:۳۰ ب.ظ

    میلاد می زنم تو چشمتا :)) اون تلفظش اندکی با Kate متفاوت هست اقای سوات

    جواب به این نظر

  10. مریم ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۳:۰۱ ب.ظ

    شاندیز :))))))))))))) بابا زهرا این اقای کیت خیلی معتاد و مفنگی و ایناس.این نیکولو جو گرفته این طوری حرف میزنه.تام کروز مرده به اون خوبی رو ول کرد رفت اینو گرفت ایشششششششش

    جواب به این نظر

  11. زهرا ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۳:۲۳ ب.ظ

    مریم نمیدونستم

    ولی من کاری به شوهر مفنگیش ندارم:دی همین احساسش برام قشنگ بود:) یعنی این سخنرانی و احساسی که داشته برام خاص بود:)

    جواب به این نظر

  12. هزاران نقطه ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۵:۱۸ ب.ظ

    خاک بر سر اون تام کروز کنن. همیشه تا نیکول رو می بینم هر چی فحش آبدار بلدم به این مردک میدم.

    جواب به این نظر

  13. رضا.ب ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۵:۲۴ ب.ظ

    البته این keith با اون kate فرق داره ها… ولی عشقولانه جالبناکی بود …

    جواب به این نظر

  14. راهنما ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۶:۰۸ ب.ظ

    سلام
    نمی‌دونم چی شده که این روزها از شناخت و دوستی و دوست داشتن و دوست داشته شدن صحبت می‌کنید. خیر باشه

    جواب به این نظر

  15. یک زن ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۶:۳۷ ب.ظ

    چرا این جوری نگاه می کنی؟اومده بودم آب بخورم بابا!

    جواب به این نظر

  16. حامد «آسمان نقره ای» ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۹:۲۲ ب.ظ

    مطمئنن اون موقع جو گیر شده بوده!
    در این مواقع در آستانه جدایی هم که باشن از این حرفا میزنن
    اما خوب دوستش داره معتاد بودن دلیل نمیشه که دوست نداشته باشه

    جواب به این نظر

  17. مسافر ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۱۰:۰۵ ب.ظ

    سلام.

    با بعضی از بخشهای پست “چقدر فردی را بشناسیم؟” خیلی زیاد موافقم. خصوصا اون جاهایی که گفتین بعضیها رو نباید بیشتر شناخت. کاری که خیلی اوقات منم انجام میدم.
    اگه بعضیها رو تا جایی شناختیم که مطمئن شدیم بیشتر از اون فایده ای نداره بهتره به شناسایی بیشتر اقدام نکنیم.

    جواب به این نظر

  18. گوریل فهیم ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۱۰:۱۵ ب.ظ

    جالب بود.

    جواب به این نظر

  19. حمید ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۱۱:۰۵ ب.ظ

    بابا خیلی پرت بازی در آورده.(اون لینکی که با عنوان توسعه از راه …. اون بالا گذاشتی رو منظورم هست)
    خیلی خلاصه بگم اون کشورهایی که نام برده هم،تا زمانی که دست کلیسا رو از کشور و کشورداری کوتاه نکرده بودند،روزگارشون سیاه بود.
    اومده و یک کشور سکولار رو بررسی کرده.خب مشخص هست که در این کشور سکولار،دین توانایی دخالت در امور کشور و کشورداری و ایجاد مانع در راه پیشرفت و … رو نداره…
    ——-
    تو هم از اون پرت تری، که اومدی و جفنگیاتش رو توی وبلاگت گذاشتی.

    جواب به این نظر

  20. دکتر مثبت ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۱۱:۲۴ ب.ظ

    سلام
    ایشالا خوشبخت بشن ما که بخیل نیستیم(:
    راستی از اینکه مطلب مارو قابل دونستیو تو لینکدونی گذاشتی متشکریییم

    امضا
    دکتر مثبت

    جواب به این نظر

  21. ارکیده ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۱۱:۴۴ ب.ظ

    سلام زهرا جان
    من می خواستم که بعد از نوشتن منبع اون رو هم که وب شما باشه ذکر کنم منتها اینترنتم قطع شد.
    الان هم که نت درست شد همین کار رو می کنم .

    جواب به این نظر

  22. امید ۱۳۸۷-۰۸-۲۳، ۶:۲۰ ق.ظ

    سلام حالا این که نوشتی یعنی چه(به قول شیر فرهاد)
    با این مطلب به روزم که”آیا عاشقی بیمار است” بهم سر بزن

    جواب به این نظر

  23. علی9ساله ۱۳۸۷-۰۸-۲۳، ۸:۲۰ ق.ظ

    به منم سر بزنید

    جواب به این نظر

    سریشنا Reply:

    اسمت چیه عزیزم

    جواب به این نظر

  24. مهدی ۱۳۸۷-۰۸-۲۳، ۹:۰۸ ق.ظ

    حرفهاش هم مثل خودش قشنگه

    جواب به این نظر

  25. حمید ۱۳۸۷-۰۸-۲۳، ۱۱:۰۰ ق.ظ

    خیلییییییییییییی قشنگ بود!!!

    جواب به این نظر

  26. انا ۱۳۸۷-۰۸-۲۳، ۱:۰۴ ب.ظ

    وا ی من کاملا درک میکنم خداوند خیلی چیزا به من داده بود۰( الان خیلیا شو ندارم)
    یک دختر زیبا و طناز بهم داده ولی چی بگم از خدا که نمیشه گله کردیک هیولائی بنام شوهر نصیبم کرد که اصلا نمیفهمه عشق یعنی چی ولی این نیاز تو هیچ شرایطی از بین نمیره یعنی میمیری برای بچت دوستاتو خانوادتو دوست داری ولی تا چشمت میفته به یک زوج عاشق تا تو وبلاگا میخونی که چقدر بعضی زوجها عاشقن اول برای پایداری عشقشون دعا میکنه خدا نکرده چشم نخورن بعدش واسه بی عشقیت حسرت یک حسرت جانکاه………………….

    جواب به این نظر

  27. آرام ۱۳۸۷-۰۸-۲۳، ۲:۱۵ ب.ظ

    :) کامنت ها فقط اسم نیکول و کیت را دیده اند. ببخشید ولی مهم ترین قسمت این پست جملات پاراگراف دوم بود. کلمات Deserve, Love و Thank you که در انگلیسی بار معنایی زیادی دارند. خیلی سنگین اند و شوخی نیست.
    There he told me, ‘You deserve to be loved. Let me love you.’ And I did. So thank you, Keith

    جواب به این نظر

  28. سعید شریف ۱۳۸۷-۰۸-۲۳، ۵:۳۳ ب.ظ

    عزیز دل این احساساتی که بعضی ها توی مراسم رسمی ابرازش می کنن یه نموره رنگ فرمالیته گرفته , زیاد جدی نگیریدش
    ولی گذشته از این که مطمئنم احساس نیکول نسبت به کیت اینقدرا غلیظ نیست و صرفا واسه اینه که بگه که من اشتباه نکردم که از تام جدا شدم و الان زندگی بهتری دارم , این احساس دوست داشتن و دوست داشته شدن خیلی قشنگه
    و من شدیدا به دنبال دوست داشته شدن هستم
    تو رو خدا یکی بیاد خودش رو به من بشناسونه تا من باهاش ازدواج کنم . شرم و حیای ذاتی مانع می شه من به دنبال کسی باشم در ضمن از این که مامانه بیاد و دنبال دختر بگرده برام هم بدم می یاد در نتیجه شدیدا خلا دوست داشته شدن پیدا کردم ( احوالات یک پسر ترشیده )
    ;-)
    *-)

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    مگه چند سالته؟

    جواب به این نظر

  29. محمد ۱۳۸۷-۰۸-۲۳، ۸:۴۵ ب.ظ

    اولین بار سایتتو دیدم. خیلی جذاب و پر طرفداره. شاد باشی.

    جواب به این نظر

  30. باران ۱۳۸۷-۰۸-۲۳، ۱۱:۴۴ ب.ظ

    سلام . خیلی وبلاگ نویسیو دوست دارم ولی هنوز قورباغه شو قورت ندادم !!!! تحسینتون میکنم .

    جواب به این نظر

  31. مهدی ۱۳۸۷-۰۸-۲۴، ۱:۳۷ ق.ظ

    سلام
    وبلاگ جالبی دارین
    موفق باشید

    جواب به این نظر

  32. خرچنگ زاده ۱۳۸۷-۰۸-۲۴، ۱۲:۵۹ ب.ظ

    جسارتا دوست داشته شدن کمی ثقیل نیست!؟
    مورد علاقه واقع شدن چه طوره؟ :)

    جواب به این نظر

  33. حسین شرفی ۱۳۸۷-۰۸-۲۵، ۱۲:۰۹ ب.ظ

    چه جملات زیبایی… آدمی مث کیدمن بیاد و اینقدر ساده از عشق بگه عجیبه . نمی دونم . شاید ما ایرانی ها اینقدر عادت کردیم این موضوع رو خفه کنیم که دیگه شنیدن این موضوعات برامون عجیب به نظر میاد.

    جواب به این نظر

  34. امید ۱۳۸۷-۰۸-۲۸، ۱۰:۴۳ ب.ظ

    سلام با این مطلب به روزم
    “تا هرزه نشم قبول نمیشم”

    جواب به این نظر

  35. غریبه ۱۳۸۷-۰۸-۳۰، ۱۰:۴۷ ب.ظ

    شب بخیر .زهرا یه سوال فنی دارم جواب بده . این عکسی که بالای صفحست مربوط به چند سالگیته .هنوز کلاتو داری

    جواب به این نظر

  36. عشق ۱۳۸۷-۰۹-۱۸، ۱۰:۳۳ ق.ظ

    عشق همیشه پایداره.

    جواب به این نظر

    تنهای تنها Reply:

    اینا یشقا یه چیزی اما عشق ای این دوره زمونه چی

    جواب به این نظر

  37. آمه تیس ۱۳۸۷-۱۰-۱۱، ۱۰:۴۳ ب.ظ

    نظری ندارم درغ می گه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    جواب به این نظر

  38. کا مرونزی ۱۳۸۸-۰۱-۲۲، ۱۲:۴۵ ب.ظ

    خودمو عشقه

    جواب به این نظر

  39. دل پر غصه ۱۳۸۸-۰۴-۳۰، ۱۰:۱۱ ق.ظ

    نمیدونم چرا گاهی وقتی حاضری برای یکی بمیری اون نمیفهمه نمیدونم چرا وقتی به شوهرم میگم به جون من راست میگی خیلی راحت میگه آره در حالیکه دروغ میگه نمیدونم چرا حتما برای اینکه شوهرم حقیقت رو بگه باید بگم جون مامانت راست میگی نمیدونم چرا شوهرم راحت چند روز تعطیلی رو با دوستش میره مسافرت و برای اینکه بفهمم حالش خوبه باید خودم بهش زنگ بزنم، نمیدونم چرا وقتی به شوهرم میگم منو دوست داری خیلی راحت میگه خودت رو آره ولی شوهر داریت رو نه شما میدونید؟ یعنی میشه منم یه روز حرفهای نیکل را تو دلم زمزمه کنم اگه دلیلش رو میدونه راهنماییم کنه

    جواب به این نظر

نظر شما