خلاء یک دوست رازدار

* در زندگی دردهایی هست که به هیچکس نمی تونی بگی… در زندگی دردهایی هست که فقط مال خودته، خودت باید بکشی، خودت باید تحملشون کنی، خودت باید از پسشون بر بیایی… یا نه اگه نتونستی بربیای که فقط باید بسوزی و بسازی… اینها دردهایین که به هیچکس نمیتونی بگی… حتی اگه بگی کاملشون رو نمی گی…
«در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را در انزوا آهسته می خورد و می تراشد. این دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد. صادق هدایت – بوف کور»
دیروز نیم ساعت تو آینه به صورت خودم نگاه کردم، احساس کردم صورتم خیلی شکسته، محو و بی‌روح شده. به قدری محو بود که خودم رو نمی‌شناختم…

* ضربه های بزرگ هی دارن عین پتک روی زندگی من فرود میان، بعد خوب من اینهمه سال، اینهمه حرف رو دلم مونده… دلم خیلی برای آیلار تنگ شده.. جز اون دسته آدمها بود که من بهش اعتماد کامل داشتم و الان این روزها به شدت دوباره بهش احتیاج دارم… ولی خوب نیست، بعد از اینکه درسمون تموم شد، آیلار رفته تبریز و خب تلفنی هم که نمیشه درددل کرد… همه مزه درددل کردن، اونم از نوعی که روی دلم من سنگینی میکنه و داره منو از پا در میاره، اینطوریه که آیلار الان اینجا باشه و بعد روبروی من بشینه و وقتی من زار میزنم گوش کنه و بعدش بگه “می فهمم چی میگی”، “میدونم شرایط خیلی سختیه”، “منم اگه جات بودم همین قدر حالم بد بود…”
و بعد محکم بغلم کنه و با دست راستش آروم به شونه هام ضربه بزنه و بگه “تو تا همین جاشم خیلی قوی هستی که تونستی تحمل کنی، گریه کن زهرا، گریه کن تا سبک بشی…”
خوبی آیلار به اینه که از نوع دوستانی هست که خیلی میشه بهشون اعتماد کرد، به طوری که بتونی همه رازهاتو بهش بگی و مطمئن باشی تو دلش دفن میکنه و هیچوقت از اونا برای کوچک کردنت استفاده نکنه… بعد من این روزها خلاء یک شخصی مثل آیلار رو به شدت احساس میکنم…

* خب آدم ممکنه دوستان زیادی داشته باشه، آشناهای زیادی برای معاشرت، بحث، مهمونی، ولی این نوع دوست خیلی کم توشون پیدا میشه…

* هی دلم میخواد فریاد بزنم نمیشه… همیشه به آدمهایی که خیلی راحت و متواضع درددل هاشون رو میگن و میگن که الان چشونه حسودیم میشه… من هیچوقت این قابلیت رو نداشتم که عین بچه آدم به یک نفر اعتماد کنم و بهش بگم الان چه مرگمه که اینطوری دارم از هم می پاشم؟

۵۴ نظر

  1. آناهیتا ۱۳۸۷-۰۸-۲۰، ۳:۰۷ ب.ظ

    زهرا شعار نمیدم اما درهای دلت و رازهاتو به خدا بگو برای اون زار بزن…هیچکس مثل خدا رازدار نیست…

  2. آناهیتا ۱۳۸۷-۰۸-۲۰، ۳:۰۸ ب.ظ

    زهرا شعار نمیدم اما رازهاتو به خدا بگو برای خدا زار بزن…هیچکس از خدا رازدار تر نیست

  3. Reza ۱۳۸۷-۰۸-۲۰، ۳:۱۱ ب.ظ

    شاید باورت نشه ولی هیچکسی مثل من الان نمی فهمه که چی می گی.چون خودم دقیقآ توی این موقعتم و کاری نمی تونم بکنم

  4. do4 ۱۳۸۷-۰۸-۲۰، ۳:۲۸ ب.ظ

    سلام
    وقتایی هست که ادم می فهمه طرف چی میگه ولی نمی خواد بفهمه ، من می فهمم چی میگی ، ولی نمی خوام بفهمم ، نمی خوام بفهمم یعنی نمی خوام باور کنم ، چون می دونم نمی تونم کمکی کنم ، می فهمم چی میگی و نمی خوام بفهمم چون زهرا اچ بی همیشه نشون داده که پر خنده ست ، شاده ، حاشیه نویسه ، و چه و چه و چه
    اینکه روی دیگه زندگیشو و شاید رویی که بیشتر ادم ها نگه می دارن واسه خودشون به خاطر نداشتن همدرد (همین چیزی که الان شما نوشتی) رو نشون داده ، یعنی یحتمل واقعا نمیتونسته دیگه تو دلش نگه داره یعنی یحتمل پر شده ، لبریز شده ، اونقدر لبریز که به اینجا رسیده ، میدونم جای ایلار ٍ شما نیستم ولی کاش می شد بگم :
    گریه کن زهرا…

    ببخشید منو

  5. صندوقک ۱۳۸۷-۰۸-۲۰، ۳:۳۳ ب.ظ

    بنویس هرجا راحتی بنویس خیلی کمک می کنه

  6. حامد «آسمان نقره ای» ۱۳۸۷-۰۸-۲۰، ۳:۳۷ ب.ظ

    سلام.
    کاملا حالت رو درک میکنم. میدونم خودم هم الان یه راز و یه مشکل تو زندگیم دارم که جدا از اهمیتش فکرش مثل خوره داره جون مرو میگیره و هیچ دوست صمیمیی هم ندارم که بتونم بهش بگم. بگذریم که خودم همیشه برای دیگران سنگ صبور بودم و شاید یه چیزی مثل دوست شما آیلار، اما حالا خودم نیاز دارم که یکی حرفمو گوش کنه و کسی نیست.

  7. محمد ۱۳۸۷-۰۸-۲۰، ۳:۳۸ ب.ظ

    آیا زخم؟ آیا خوره؟ آیا انزوا؟ آیا صادق کور؟
    آیا من اشتباهی اینجا کامنت گذاشتم؟…

  8. مژگان ۱۳۸۷-۰۸-۲۰، ۴:۳۹ ب.ظ

    باورت میشه من درده تورو ۲ برابر دارم. حداقل تو با آیلار راحت حرف میزنی ولی من با هیچ کسی راحت نیستم. واسه همین شب که میشه، وقتی همه جا ساکته و تاریک با خدا حرف میزنم. مثل یه دوست. باهاش می خندم. باهاش گریه می کنم. باورت میشه حتی بعضی وقتها دعوا می کنم. بعد سبک می شم. سبک سبک. قشنگ حس می کنم که آروم می شم. سنگینی دستهاشو دور شونهام حس می کنم. باور نمی کنی؟ امتحان کن

  9. مسافر ۱۳۸۷-۰۸-۲۰، ۵:۲۵ ب.ظ

    سلام امشب یه فال از دیوان حافظ شیرازی گرفتم و وبلاگ تو و دوستمو باز کردم جالبه واسه دوتاتون خوبه
    نوش کن جام شراب یک منی تا بدان بیخ غم از دل برکنی
    دل گشاده دار چون جام شراب سر گرفته چند چون خم دنی
    چون ز جام بیخودی رطلی کشی کم زنی از خویشتن لاف منی
    سنگسان شو در قدم نی همچو آب جمله رنگ آمیزی و تردامنی
    دل به می دربند تا مردانه وار گردن سالوس و تقوا بشکنی
    خیز و جهدی کن چو حافظ تا مگر خویشتن در پای معشوق افکنی

  10. سعید ۱۳۸۷-۰۸-۲۰، ۶:۰۱ ب.ظ

    وقتی این “خلاء” جزو همان زخمهای می شود که نمی توان به کسی اظهار کرد…

  11. kamrad ۱۳۸۷-۰۸-۲۰، ۶:۱۰ ب.ظ

    mashala hame moshkeleshon mesle shomast!

  12. مداد رنگی ۱۳۸۷-۰۸-۲۰، ۶:۲۸ ب.ظ

    من که دیگه عادت کردم به نبود چنین آدمی!!….

  13. ناشناس ۱۳۸۷-۰۸-۲۰، ۶:۳۷ ب.ظ

    من , خانم مهندس زهرا اچ بی رو خوشبخت ترین وبلاگ نویس عالم می دونم . چون خدا اونقدر دوستش داشته که روح و قلبی شایسته ی غم وغصه رو نصیبش کرده تا لبخندش بیش از پیش دوست داشتنی و محبوب همگان بشه .
    ببین ارزش لبخندهات و شادیهات چقدر زیاد بوده که خدا این همه غم وغصه را در وجودت مهیا کرده تا مثه ستون , لبخندت را بالا ببرن . غم وغصه ها ناچیزترین شون هم « ناچیز » نیستن , اگه غیر این بود , خدا حتما برای اچ بی که اینقدر واسش عزیزه و در این مدت عمر در کنکورهای مختلف زندگی کمکش کرده تا قبول بشه , نمی خواست .
    شادی بی وجود غم مثه پرسپولیسه بی وجود استقلال . اگه استقلال نبود تا ما ۶ تا بهش بزنیم چه ارزشی داشت پرسپولیس و پرسپولیسی بودن ؟ p:)
    در زندگی همه ما موقعی می رسه که بهمون الهام میشه اگه مایوس بشیم تباه میشیم و اگه فقط در پی دیدن بخشهای تاریک زندگیمون باشیم به مرحله ی خودکشی می رسیم .
    شادی و خنده قشنگتر از غصه و گریه اس ولی یادتون باشه گل سرخ هم قشنگتر و دوست داشتنی تر از کلم هستش , ولی سوپ گل سرخ بهتر و دوست داشتنی تر از سوپ کلم نیست و شاید اصلا قابل خوردن نباشه . پس بلند بگو : « خدا زیباست و اچ بی رو دوست داره . »
    یادت باشه ماهم در عوض اینهمه چیزی که از وبلاگت آموختیم , دعات میکنیم .

  14. پدرام ۱۳۸۷-۰۸-۲۰، ۶:۳۸ ب.ظ

    من , خانم مهندس زهرا اچ بی رو خوشبخت ترین وبلاگ نویس عالم می دونم . چون خدا اونقدر دوستش داشته که روح و قلبی شایسته ی غم وغصه رو نصیبش کرده تا لبخندش بیش از پیش دوست داشتنی و محبوب همگان بشه .
    ببین ارزش لبخندهات و شادیهات چقدر زیاد بوده که خدا این همه غم وغصه را در وجودت مهیا کرده تا مثه ستون , لبخندت را بالا ببرن . غم وغصه ها ناچیزترین شون هم « ناچیز » نیستن , اگه غیر این بود , خدا حتما برای اچ بی که اینقدر واسش عزیزه و در این مدت عمر در کنکورهای مختلف زندگی کمکش کرده تا قبول بشه , نمی خواست .
    شادی بی وجود غم مثه پرسپولیسه بی وجود استقلال . اگه استقلال نبود تا ما ۶ تا بهش بزنیم چه ارزشی داشت پرسپولیس و پرسپولیسی بودن ؟ p:)
    در زندگی همه ما موقعی می رسه که بهمون الهام میشه اگه مایوس بشیم تباه میشیم و اگه فقط در پی دیدن بخشهای تاریک زندگیمون باشیم به مرحله ی خودکشی می رسیم .
    شادی و خنده قشنگتر از غصه و گریه اس ولی یادتون باشه گل سرخ هم قشنگتر و دوست داشتنی تر از کلم هستش , ولی سوپ گل سرخ بهتر و دوست داشتنی تر از سوپ کلم نیست و شاید اصلا قابل خوردن نباشه . پس بلند بگو : « خدا زیباست و اچ بی رو دوست داره . »
    یادت باشه ماهم در عوض اینهمه چیزی که از وبلاگت آموختیم , دعات میکنیم .

  15. میم ۱۳۸۷-۰۸-۲۰، ۶:۵۵ ب.ظ

    منم دلم ایلار می خواد. اخه منم کلی حرف دارم

  16. حمید ۱۳۸۷-۰۸-۲۰، ۷:۰۵ ب.ظ

    راستی دهن نجست رو آب کشیدی وقتی میخواستی نام صادق هدایت رو بیاری؟مرتجع تو چه کارت به صادق هدایت؟
    تو باید بشینی همون کتابهایی مثل حلیه المتقین مجلسی رو بخونی. :))

  17. حمید ۱۳۸۷-۰۸-۲۰، ۷:۰۶ ب.ظ

    به عبارت درست تر
    حلیه الابلهین

  18. یک زن ۱۳۸۷-۰۸-۲۰، ۹:۱۰ ب.ظ

    به حمید:
    شاید فرق آدم هایی مثل زهرا با تو این باشه که تو فقط میری زرتی چارتا بوف کور و ساسان دختر پروین می خونی و بعد هم فکر می کنی الان خیلی روشنفکری مثلا.بعد برای این که باورت بشه روشن فکری و پست مدرن! میای به این و اون فحش می دی که آآآآآآآآآآآآآی ملت! این متحجر عقب مونده ی سنت گرای تخته سیاه آتیش زن(با عرض معذرت از رهرا-هرچی این یارو نگفته بود رو هم ما گفتیم!!)جلوی پیشرفت مارو گرفته.نذارید!
    نه.خدایی تو اصلا می دونی حلیة المتقین در چه موردیه؟تو اصلا می دونی …
    اه اه اه.ول کن بابا.
    /
    می گم کاش یه ظوری می شد ورود این جور آدم ها رو ممنوع کرد.طرف اومده میگه حالم خوب نیست بعد اون وقت این میاد از کل مطلب یه صادق هدایتش رو میبینه.همین دیگه.اصلا تا ۴تا صادق هدایت می خونن میان سرچ می کنن توی گوگل هرجا از صادق هدایت چیزی هست یه چیزی می پرونن.این ربطی نداره با هدایت وشریعتی و مطهری و کانت و نویسنده ی خاصی ها.این آدم ها هرچی بخونن همونو سرچ می کنن!
    :دی!
    صلوات بفرستید.

  19. یک زن ۱۳۸۷-۰۸-۲۰، ۹:۱۹ ب.ظ

    Eeeeeeeeeeeeeeeeeeeee این نظر بالاییش رو نخونده بودم:
    “دشمنی با دشمن ملت ایران،مساویست با دوستی با ملت ایران”.دیگه تو واقعا همون ۴تا کتاب رو هم نخوندیا.البته این فکر نکنم به مطالعه ربط داشته باشه ها،شعورت پایینه.
    این استدلالت در مجامع سیاسی توسط سیاسیون به صورت یک جک تعریف میشه.البته منظورم سیاسیون مستبد ایرانی(؟) نیست.همون آمریکایی ها و اروپایی ها هم هکذا.
    در مورد ایران و رژیمش هم:
    داداش! جون من یواش!
    اگه مردشی انقلاب کن!
    اگه نیستی و نمی تونی تحمل کنی از ایران برو.
    اگه عرضه ی اونم نداری پس خفه شو!

    /من بی ادب نیستما فقط با ادب هم نیستم!اینارو هم گفتم فک نکنی میای این جا هرچی میگی و میری و کسی کاری بهت نداره.البته تو بیشتر دوس داری ملت تحویلت بگیرن و جوابت رو بدن و من این رو می دونم.

    /درست شو پسر جان.دیر زمانیست برای ادم شدن.

  20. سپیده ۱۳۸۷-۰۸-۲۰، ۱۰:۵۷ ب.ظ

    زهرا جون چی شده؟؟
    دارم کم کم نگرانت میشماااا

  21. دل‌زده ۱۳۸۷-۰۸-۲۰، ۱۱:۳۵ ب.ظ

    دردها رو آدم نگهداره برای خودش بهتره.

  22. علی ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۱۲:۰۴ ق.ظ

    سلام،

    زهرا، این روزا چته؟

  23. سید مصطفی ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۱۲:۲۸ ق.ظ

    سلام،

    یه وقتا تو کلاس آدم می خواست یه چیزی بپرسه، روش نمشد. بعد اگه یکی راجع به همون مطلب سوال می کرد، آدم کلی حال می کرد و دعا به جون اون بابا!

    این پست رو که خودنم، یه دعایی برا نویسندش کردم!!

  24. ایرانی ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۱:۵۷ ق.ظ

    خانم ( یک زن ) خود شما خیلی با ادبی ؟

    من از حمید دفاع نمیکنم اما از تو هم دفاع نمیکنم ، حمید اگه تند رفت تو بیشتر از حمید تند رفتی

    زهرای جوان کلا کسی درد شخصی داره نیماد در وبلاگ داد و هوار راه بندازه به نظرم دردهای خیلی شخصی رو حفظ کن در میان دوستان خودت نه در وبلاگ عمومی
    این نظر من بود و ممکنه اشتباه باشه البته میشه انتظار داشت یک زن دوباره اوج نزاکتش رو نشون بده و جواب بنده رو با نزاکتی مثال زدنی !! بده

  25. ایرانی ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۲:۱۱ ق.ظ

    راستی این رو هم بدون آب کشیدن دهان که حمید به زهرا توصیه کرد اصلا در مرام اهل اسلام اهانت نیست بلکه ثواب هم داره میگی نه ؟

    بپرس از فقهای عالیقدرت که ۴۰ سال پیش وقتی آخوندی فلسفه درس میداد بعضی فقها از کوزه آخونده آب نمیخوردند مبادا نجس بشن !!
    بپرس همین الان آقایان فتوا دارند که دست دادن با کافر نجسه !!! تا چه برسه مسلمونی بخواد به کتاب یک کافر استناد کنه و از جملاتش استفاده !!!!!

    لابد اونهم باید دهنش رو بشوره !!!!
    من هم مثل حمید همین توصیه رو به زهرا میکنم

  26. ایرانی ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۲:۱۹ ق.ظ

    اگه عرضه ی اونم نداری پس خفه شو!

    این جمله بالایی مال تو هستش ؟

    به به الان دیدمش چشمم روشن ( یک زن ) خانم ادبیاتش حرف نداره آدم رو یاد دخترای خیابونی میندازه که فکر میکنم اسمشون ف. ا . ح . ش . ه هستش

    چشممان روشن

    دخترک مراقب حرف زدنت باش با دستای همین جوانها حکومت فاشیستی و کثیف اسلامی رو به قبرستان تاریخ جهل و نادانی میفرستیم فقط ۱۰ سال دیگه به ایران نگاه کن البته حق امثال تو که احتمالا پدرانشون سر در آخور حکومت دارن و از اونجا ارتزاق میکنند در دادگاه های ملی روشن خواهد شد

  27. امید ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۶:۵۱ ق.ظ

    سلام با این مطلب به روزم خوشحال میشم بهم سر بزن
    “زندگیش را به باد میدهد ولی ذره ذره”

  28. حامد «آسمان نقره ای» ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۷:۳۶ ق.ظ

    اینجا شده محیط دعوا! خوش به حال خودم که اصلا به سیاست کار ندارم!
    زهرا جان تو هم وقتشه یه جارو به اینجا بکشی/

  29. حامد «آسمان نقره ای» ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۷:۳۷ ق.ظ

    در ضمن این شمارنده ای که از wordpress گذاشتی به علت فیلتر بودن باعث شده سایتت برای خیلیا بالا نیاد.

  30. حامد «آسمان نقره ای» ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۷:۳۸ ق.ظ

    مثل من میتونی از statpress تو سایتت استفاده کنی. wp.com برای نصف ملت فیلتر شده حالا نمیدونم چرا!

  31. زهرا ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۸:۰۶ ق.ظ

    حامد آسمان نقره ای:
    کدوم شمارنده وردپرس؟ کجا فیلتره؟

  32. مریم ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۱۱:۱۲ ق.ظ

    می فهمم چی میگی زهرا جون.راستش با آناهیتا خیلی موافقم.خدابهترین شنونده است برای هر آدمی.دیگه همون حضرت علی شم کسی نداشت تا همه حرفاشو بهش بزنه. حرفاشو به چاه می زد :( به هر حال آدم ها با همین چیز ها ساخته میشن.با اینکه همه چیو رو ببینن و حرف نزنن و دلشونوبزرگ کنن.زهرا جونم دلت رو بزرگ کن.

  33. یک زن ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۱۲:۰۹ ب.ظ

    اه من اصلن حرف نزنم بهتره.دعوا راه میوفته.اصلا تابلو نیست این ایرانیه حمیده ها به طرز مشکوکی!
    ولی در کل خبر نداری بیچاره.فلکه ی نفت توی خونه ی ماس.یعنی بابام هر وقت اراده کنه می بندتش!
    /زهرا جان شما هم ببخش.من کلا ذاتا آدم آرومی نیستم.دعوا شد دیگه شرمنده.

  34. یک زن ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۱۲:۱۲ ب.ظ

    راستی ایرانی (حمید سابق)،تو حیفی.اگه یه خورده عقل داشتیا،نمی شد روت قیمت گذاشت!

  35. saeedsharif ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۱:۱۴ ب.ظ

    منم به شدت دارم از این خلاء رنج می برم
    همدردیم زهرا
    درکت میکنم

  36. حمید ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۱:۳۰ ب.ظ

    ایرانی هستم ولی اون بزرگواری که با نام “ایرانی” کامنت گذاشت نیستم. البته ایشون حرفهای خوبی زدند.

    مرسی “ایرانی” جان

  37. حامد «آسمان نقره ای» ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۱:۳۷ ب.ظ

    ببخشید زهرا جان این کد رو گفتم :‌

    st_go({blog:’3630092′,v:’ext’,post:’962′});
    var load_cmc = function(){linktracker_init(3630092,962,2);};
    if ( typeof addLoadEvent != ‘undefined’ ) addLoadEvent(load_cmc);
    else load_cmc();

    برای نصف مملکت سایتی که اسکریپت رو ازش میگیره فیلتره. توی قسمت فوتر گذاشتیدش.
    به همین علت فیلتر بودن سایتتون باز نمیشه و قالب هم لود نخواهد شد.

  38. حامد «آسمان نقره ای» ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۱:۳۹ ب.ظ

    نمیدونم چرا اینجوری شد! این کار این کدهای phpیه!

    اسکریپت شمارنده تو فیال footer.php رو میگم. به جای استفاده از این اسکریپت از افزونه statpress استفاده کنید.
    من که دارم عذاب میکشم برای باز کردن این صفحه.

  39. حامد «آسمان نقره ای» ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۱:۴۰ ب.ظ

    این سایت رو میگم فیلتره :‌
    http://stats.wordpress.com/e-200846.js

  40. هاله ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۱:۴۲ ب.ظ

    همذات پنداری شدید! منم

  41. حمید ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۱:۴۶ ب.ظ

    و در مورد این پستت هم بگم که یه جورایی درست میگی :(
    من واقعیتش دوستی ندارم(یکی دارم اونهم توی شهر خودم نیست. یکی از شهرهای استان خوزستان هست)
    و این خیلی زجر آور هست. نبود دوستی که بتونی باهاش درد دل کنی و حرف بزنی و از مشکلتت براش بگی و … نعمت بزرگی هست.
    وقتی آدم با دوستی که باهاش صمیمی هست،حرف میزنه، بعدش(من که اینطورم) احساس میکنه انرژی گرفته. شادابی رو احساس میکنه. به ویژه افرادی که خیلی حرف دارند و نیاز به یک گوش شنوا برای شنیدنشون.
    ——-
    زهرا کوچولو ازم ناراحت نباش چون کار بدی هست. :دی
    یه سوال خصوصی:طرفی رو که ناراحتت کرده میبخشی یا کینه ای هستی؟امیدوارم که ببخشی.چون کینه ای بودن هم باز کار بدی هست.
    و اگر این دوتا کار بد رو انجام بدی،میشی همون فحش معروف “دوتا بدی”.

  42. آرش طباطبائی ۱۳۸۷-۰۸-۲۱، ۱:۵۵ ب.ظ

    سلام
    شاید وقت آن رسیده باشد که نیمه دومت را پیدا کنی … تو که از وجناتت بر می آد مذهبی باشی… خب دستورات مذهب رو گوش کن! آدم خوب زیاده …
    توکل هم چیز خوبیه
    الان نگی چقدر کلیشه!
    یا حق!

  43. نسیم ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۱۲:۳۱ ق.ظ

    سلام زهرا جون ما مشهدی ها وقتی دلمون میگیره میریم حرم چون حداقل یه زیارت میکنیم هم درد دل تو هم برو یه جایی که هم آرامش داشته باشی هم سبک بشی

  44. ond[i ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۱۱:۲۴ ق.ظ

    می دونم چی می گی.چون مدتهاست که اینجوری شدی.فقط گاهی اوقات چون طاقتت تموم می شه به زبون میاری.حتی خنده هاتم داره تلخ می شه.من نگران تنهاییتم.تنهاییه تو تنهاییه زینب تنهاییه معصومه تنهاییه فاطمه تنهاییه حمیده تنهاییه حنیفه تنهاییه خواهر عیسی فلاح بویه(یادته کی رو می گم) تنهاییه… .اما گاهی اوقات صبر خیلی سختتر از اون چیزیه که ما انتظار داریم ولی باز هم باید صبر کرد و امیدوار بود.

  45. خدیجه ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۱۱:۴۶ ق.ظ

    می دونم که چی می گی.خیلی وقته که اینجوری شدی.فقط وقتی که طاقتت تموم می شه به زبون میاری.درکت می کنم خیلی هم زیاد چون می شناسمت.می دونم که حتما یه چیزی شده یا یه چیزی یادت اومده که اینجوری نوشتی.بهر حال این جمله همیشه تلخ یادت باشه :تو باید صبور باشی.تنهایی رو فقط تو نداری زینب و معصومه و فاطمه و حمیده و حنیفه و حتی بیشتر از همتون خواهر فلاح بویه هم داره.پس تنها نیستی.مثل تو هستن.اگه برای اونا دعا کنی به خودت برمی گرده.دوست دارم خیلی زیاد.

  46. انسان خاکی ۱۳۸۷-۰۸-۲۳، ۱:۰۹ ب.ظ

    به سلام
    به نظر من هم در درجه اول با خدایت راز و نیاز کن
    ولی اگه واقعا نیاز به راه حل داری یا اینکه کسی باهات حرف بزنه باید از اطرافیانت رو یکی انتخاب کنی . همین آدمهایی که هر روز می بینیشون و شناخت کاملا خوبی بهشون داری

  47. جعفر ۱۳۸۷-۰۹-۱۴، ۳:۵۶ ب.ظ

    سلام فقط به خدا و خودت اطمینان کن در بیشتر کارها از خانوادت کمک بگیر

  48. امیر ۱۳۸۷-۰۹-۱۷، ۴:۲۶ ب.ظ

    سلام من هم یه دوست مخوام کمک کنید

  49. مرتضی ۱۳۸۷-۰۹-۲۵، ۱۱:۳۶ ق.ظ

    منم بعضی اوقات دلم میگیر و میخوام گرگه کنم و همه بهم گله مکنن چون آدم شوخ طبعی هستم ولی باور کن در اوقاتی که دلت مگیره خدا بهترین سرپناه امتحان کن

  50. زهرا ۱۳۸۸-۰۶-۲۱، ۵:۴۳ ب.ظ

    سلام اسم منم زهراست منم عاشق یه پسری شدم به اسم پدرام اونم منو دوست داره

    زهراجان واست آرزوی موفقیت میکنم

  51. زهرا ۱۳۸۸-۰۶-۲۱، ۵:۴۷ ب.ظ

    زهراجان منم بهت توصیه می کنم که فقط خدارو رازدار خودت بدونی و حتی به دوتا

    چشمای خودتم اطمینان نکن راستی تو بچه تهرانی اگه خواستی به من پی ام بده منو اد کن

    اسم ای دیم :asal_4hero

    منتظرتم

  52. یکی مثل همه ۱۳۸۸-۰۶-۲۴، ۱۲:۳۷ ب.ظ

    اینو همیشه تکرار کنید : رب شرح لی صدری و یسر لی امری وحلل عقدتا من لسانی یفقهوا قولی … خداوندا سینه ای گشاده ده …و کارم را آسان گردان ..عقده از زبانم بردار تا حرفم را بفهمند …….
    در ضمن وبلاگتون هم قشنگه .
    شاد ، پیروز و دلارام باشید.

  53. محمد ۱۳۸۸-۰۷-۹، ۸:۴۳ ب.ظ

    فقط خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا
    اگر ازش خواستی بهت نمی دهد باور به صلاح خودت
    منبهش اصرار کردم بول یک ماشین فراهم شد ولی بعدش تصادف الان ۱۵سال خونه نشینی

  54. چکاوک ۱۳۸۹-۰۳-۸، ۷:۳۷ ق.ظ

    زهرا جان راست میگی گاهی وقتها آدم به یکی نیازدازه تا حرف دلشو بزنه ولی متعصفانه دردنیای مدرن امروزی آدمها هم عوض شدن درهرصورت من آمادگی اینو دارم که گاهی درخدمتتون باشم البته من جنوبیمو ایده دوستیمون باشما تهرانیها یا…فرق میکنه ولی میتونم رازدار خوبی باشم البته از راه دور.امیدوارم مشکلت حل شه.باتشکر چکاوک(ابراهیم)