۱۳۸۷-۰۷-۱۳
به ضررر دخترهای شهرستانی
الان داشتم با خواهرم راجع به این طرح بومی سازی رشته های دانشگاهی حرف میزدم. همین طرحی که توش مجلس در دست بررسیه و میگه که دخترا فقط حق دارن، توی محل سکونت خودشون برن دانشگاه. به خواهرم گفتم وقتی کارنامه ها اومد، اگه همین رشته رو تو دانشگاه گیلان قبول شده باشی، حاضری انتقالی بگیری؟ با تحکم کامل گفت نه!
البته خوب خواهرم هنوز درست و حسابی دانشگاه نرفته و با دلتنگی ها و غریبی های زندگی توی یه شهر غریب آشنا نیست. من الان به عنوان یه زهرایی که اینطوری زندگی کردن و درس خوندن رو تجربه کردم معتقدم که این طرح، طرح خوبیه ولی به عنوان یه زهرای چند سال پیش که رتبه اش ۲ رقمی شده بود و عشق ساختن ربات و سخت افزار رو داشت و بهش گفته بودن بهترین اساتید سخت افزار توی دانشگاه تهران هستن، به نظرم اگه همچین طرحی اون موقع تصویب میشد، احتمالا طغیان میکردم! هرچند بعدها که تقسیم بندی سخت افزار و نرم افزار شد، از اونجائیکه تقاضا برای نرم افزار بیشتر بود، دانشگاه بر اساس معدل و رتبه کنکور و اینها اولویت بندی کرد و اسم منم همون اولای نرم افزار بود، منم اومدم گرایش نرم افزار!
خوب من از یه دلایلی قابل درک میدونم که چرا توی این طرح تاکید روی دخترهاست. برای اینکه واقعا دخترها عاطفی ترن! اصلا خود من سال اول دانشگاه هر وقت میرفتم شمال دیگه میل نداشتم برگردم و بارها دلم میخواست حتی انصراف بدم. اما با دعواهای مامانم هربار منصرف می شدم. واقعیتش اینه که برای دخترها، زندگی کردن و درس خوندن توی یه شهری که از خانواده شون دورن بی نهایت سخت و عذاب آوره، اینو منی میگم که واقعا این شرایط رو تحمل کردم و می کنم…
جدای از این حرفها این طرح اصلا زمانش الان نیست! مگه اینکه یه سری از مشکلات رفع بشه:
۱- سطح دانشگاههای شهرهای مختلف ما اختلافات فاحشی با هم دارن! از نظر امکانات، اساتید، کتابها و منابعی که تدریس میشن, نوع ارزشگذاری، امتحانات و … واقعا نمیشه از این نظر حتی مقایسه هم انجام داد! و چه اجباری هست که وقتی کسی اینهمه استعداد داره، نره یه جای بهتر درس بخونه؟ همین الان اگه کسی بخواد ادامه تحصیل بده، ناچاره باز بیاد از نو از بچه های دانشگاههای تهران جزوه و کتاب قرض بگیره! قبول دارین که منطقا امکانات دانشگاه زابل با پلی تکنیک یکی نیست؟! ضمن اینکه سوالات تحصیلات تکمیلی هم اغلب توسط اساتید دانشگاه های تهران انتخاب میشه.
۲- اصولا دانشگاههای شهرستانها همه رشته ها رو ندارن! برای مثال دانشگاه گیلان مهندسی کامپیوتر نداره! حالا اگه کسی قصد داشت این رشته رو بخونه، این طرح محدودش می کنه.
۳- از همه اینها بگذریم ما درس میخونیم برای اینکه یه کار خوب داشته باشیم! مدرک دانشگاههای شهرستان برای مراکز کاری دولتی و یا شرکتهای خصوصی بزرگ، خیلی معتبر نیست! اگه هم معتبر باشه، معدلشون به نسبت دانشگاههای مثل تهران و یا شریف در عددی کمتر از ۱ ضرب میشه! مثلا برای استخدام معدل دانشگاههایی مثل تهران و یا شریف بالای ۱۴-۱۵مهمه و باقی دانشگاهها بالای ۱۷!
با این تفاسیر و از اونجائیکه هم من و هم شما میدونیم این gap ای که بین دانشگاههای تهران و شهرستان هست، حالا حالاها پر نخواهد شد که هیچ، مدام این خلاء بیشترم میشه، نتیجه اینکه این طرح فقط به ضرر دخترهای شهرستانی هست و به نفع دخترهای تهرانی!
حالا من اصلا خدای نکرده دشمنی ای با دخترهای تهرانی ندارم ها! ولی خودتونو بذارین جای اون دختر شهرستانی که مثلا رتبه اش ۵۰ شده و باید استان خودش مثلا ایلام (یه استان محروم برای مثال) بمونه و با کمترین امکانات درس بخونه ولی اونوقت اون دختر خانم تهرانی با اینهمه امکاناتی که داره با رتبه مثلا ۸۰۰ بره دانشگاه تهران (خوب وقتی همچین طرحی باشه و دانشجوهای شهرستانی حذف بشن، خود به خود شانس تهرانی ها برای قبولی تو دانشگاههای برتر بیشتر میشه!)
اینه که به نظر شخصی من، علیرغم همه مزایای عاطفی و احساسی خوبی که پشت این طرح هست، به تبعیض ها و نارضایتی های وحشتناکی که می آفرینه، نمی ارزه!

