منو با دوست دخترت اشتباه گرفتی :P

* این وبلاگ اینقدر الکی گنده شده و اسمش توی جاهای عجیب و غریب اومده. راستش آپدیت کردن برام سخت شده! یعنی دیگه واقعا نوشتن مثل سابقه یعنی همون سبک روزمره نویسی واسم سخت شده. از طرفی تصور اینکه کیا اینجا رو میخونن، بازم نوشتن رو برام سختتر می کنه. اینو برای کسانی نوشتم که ایمیل میزنن و میگن کجائی؟ چند روزیه ازت خبری نیست. در حقیقت خبر هست ولی من جرات نوشتن رو از دست دادم. حالا سعی می کنم باز روزمره نویستی کنم:دی

* این پسر همسایه ما رو یادتونه که در موردش نوشته بودم؟ چند هفته پیش داشتم با داداشم حرف میزدم که دیدم یه سوالاتی ازم پرسه که عجیبن! یه سری سوالات راجع به اینکه چرا دخترا راحت خر میشن؟ و چرا اگه کسی یه ذره بهشون محبت کنه بهش دل میبازن و این حرفا. از اونجائیکه این داداشم کلا سرش شلوغه و مطمئنم حالا حالاها زن نمیگیره مشکوک شدم و قضیه رو ازش پرسیدم تا اینکه گفت با رضا (همون پسر همسایه مذکور) حرف زده! این آقا رضا وسط حرفاش به داداشم گفته که دخترا راحت خر میشن و ایشون موفق شده با ۸۰ درصد دخترای دانشکده نه تنها دوست بشه بلکه از هر کدوم سرویسهای دلخواهی رو هم بگیره! ایشون فرمودن که از اون دختر قرتی های دانشکده که با یه سلام میپرن بغل آدم گرفته تا دخترهای چادری و دستکش پوش، با همه مدل دوست شده و هر نوع رابطه دلخواهی که خواسته سر فرصت ازشون گرفته! از نظر این آقا رضا کلا دختری در دنیا وجود نداره که مخلش قابل تیلیت کردن نباشه، فقط تیلیت کردن مخ هرکدوم نیاز به زبان، حرفها، سیاست و روش خاصی داره! حتی به داداشم گفته که با نامزد و حتی زن بعضی از دوستاشم رابطه داشته و بعضا داره!!!

این حرفا باعث شد خیلی حرصم بگیره. به داداشم گفتم مطمئن باش که اولا نصفشو چاخان میکنه، دوما این احتمالا گیر چند تا آدم درست و حسابی نیفتاده که حالشو جا بیارن تا اینطوری راجع به دختر و زن مردم حرف نزنه! این ماجرا همین جوری توی ذهنم بود و هر وقت این پسره رو میدیدم حسابی حرص میخوردم (طبقه پائین ما می شینن).
یادتونه اون موقع که داداشم بیخبر رفته بود ماموریت؟ همون موقع این پسره دو سه باری گفت که میره کلانتری ها و بیمارستانها رو میگرده و ازم شمارمو میخواست که بهم خبر بده! منم اون موقع بهانه آوردم که اصلا موبایلم بدهی داره و قطعه و شماره اون یکی داداشم رو دادم. چند بارم که داشتم با خواهرش حرف میزدم و جک میگفتیم و می خندیدیم، این خودشو مینداخت وسط که شماره تو بده من کلی SMS باحال دارم (آره جون عمه ات). منم هربار یه بهونه ای می آوردم. یه چند باری هم جلوی من هی به دخترای شهرستانی بد و بیراه میگفت و مثلا تحقیرم می کرد (خوب اینم یه حربه است دیگه!) تا اینکه داداشم این ماجرا فتواهای آقا رو در مورد دخترا بیان کرد به سرم زد که یه سرکاری درست و حسابی براش جور کنم

پریشب داداشم نبود. دیدم همین آقا رضا پشت دره و آش آورده. منم گفتم صبر کنید! رفتم مانتو و شال و کلا لباس رسمی پوشیدم و اومدم دم در! تا منو دید خندید و گفت: اوه چه خبره زهرا خانم! مگه ما غریبه ایم که لباس بیرون پوشیدی؟ من شنیدم دخترای رشتی خیلی اوپن هستن!!! انگار که نشنیده باشم گفتم: از مامانتون به خاطر آش تشکر کنین! گفت: مامان چون میدونه تو آش دوغ دوست داری، گفتم برات زیاد بریزه! گفتم مرسی و آش رو گرفتم و خواستم شب به خیر بگم که گفت: جدیدا آنتن دهی همراه اول تو این منطقه خیلی کم نشده؟ گفتم نه! خوبه. با حالت خیلی جدی گفت: ولی اصلا شماره من اینجا نمیگیره! هرکدوم از دوستام که همراه اول دارن و زنگ میزنن یا میگن خط تو خطه یا در دسترس نیستم. نگرانم واسه شمارم مشکلی پیش اومده باشه. خواهرامم ایرانسل دارن با اونا مشکلی نداره، فقط همراه اول نمیگیره. بی زحمت یه میس کال میندازی تست کنم؟ با خودم گفتم خدایا چیکار کنم؟ یادم اومد که داداشم اون روز گوشیشو جا گذاشته بود (تازه موبایل خریده اکثرا جا میذاره). اومدم تو و گوشی داداشم رو برداشتم و دوباره اومدم دم در! دیدم داره میخنده، گفت: حالا در رو برای چی بستی؟ من که بدون اجازه خودت نمی اومدم تو!!! (خداییش این در بستن کالا غیر ارادی بود ولی خدا رو شکر)، یه میس کال بهش زدم و همون لحظه هم گرفت. خیلی جدی تشکر کرد و رفت.

۴شنبه داشتم میرفتم سرکار که دیدم تو حیاط داره اول صبحی با موبایلش مخ میزنه، تا منو دید گفت: دیشب چرا اینقدر عصبانی جواب SMS دادی؟ گفتم ببخشید عجله دارم باید به سرویس برسم منو نمیگی، تا برم سر کار و برگردم خونه دل تو دلم نبود که این برای داداشم چی فرستاده. وقتی اومدم خونه داداشم رفته بود دوش بگیره، پریدم گوشیشو برداشتم دیدم سه تا SMS فرستاده:
- اولی: یه جک از این جک رشتی های بی ناموسی بود
- دومی: رضا هستم. این پائین خوابم نمیبره! حوصله ام سر رفته، بیداری؟
- سومی: نمیدونم امشب چرا اینقدر حالم بده، دلم میخواد با یکی درددل کنم، زنگ بزنم؟
- جواب داداشم این وسط باحالتر بود: مرتیکه … (سانسور) منو با دوست دخترت اشتباه گرفتی، من خودم سیبیلم داداش
- چهارمین SMS: بلا جلوی من جدی بازی در میاری، اینطوری جواب SMSم رو میدی؟ سیبیلاتو کجا قایم میکنی؟
امروز دیدم SMSهاشون قطع شده بود. توی کالها رفتم دیدم همون شماره ساعت ۱۲ ظهر، به داداشم زنگ زده و کال دیوریشن ۴ ثانیه بود

۷۲ نظر

  1. دانشطلب ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۷:۱۵ ق.ظ

  2. منیژه ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۷:۲۶ ق.ظ

    بابا خوب حالشو گرفتی.
    ولی اگه اون حرفو زده در مورد خانوم ها میشه برعکسش رو هم گفت . یعنی مردها رو هم راحت میشه خر کرد. ولی حیا خانوم ها اجازه نمیده.

  3. مستانه ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۷:۳۱ ق.ظ

    موافقم با منیژه
    اینجور پسرا فکر می کنن کین؟
    ما یه همکلاسی پسر داشتیم که میگفت با نصف دخترای کلاس خوابیده و قیمتشون رو میدونه

    منم بهش گفتم که فلان دختر کلاشو می شناسی؟ میگه با یه عشوه خرکی میتونه هر مردی رو با هر موقعیتی تور کنه حالا خواه زن دار خواه بی زن
    کلی بهش برخورده بود و سر این موضوع با من کل کل میکرد
    حالا مردا کلی باید فسفر بسوزونن تا زنی رو بدست بیارن عوضش یه زن هر چقدرم زشت باشه با یه آرایش مشتی و یه ناز و عشوه ریختن میتونه کل دین و ایمون طرف رو بر باد بده
    پس برد با زنهاست

  4. مستانه ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۷:۳۲ ق.ظ

    در مورد ننوشتن و اینا یه زمانی خواب بزرگ هم چنین چیزی نوشته بود بعد از پستهای شکایت از کردان نوشته بود که عادی نوشتن یا به شیوه سابق نوشتن واسش سخته

    سعی کن بهش فکر نکنی که کیا میخوننت اینطوری بخوای فکر کنی باید قید نوشتن رو بزنی خواهر

  5. سیدعلی ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۷:۴۹ ق.ظ

    تصور لحظات فرستادن اس ام اس اش خواب رو از سرم پروند، :)

  6. داریوش کبیر ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۸:۰۸ ق.ظ

    چه تسلطی!

  7. شیخ محمود ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۸:۱۱ ق.ظ

    سلام زری خانوم. (البته میدونم تا حالا کسی بهت زری نگفته)
    ولی راستش من هم دارم به یقین میرسم که وبلاگت خیلی روزمره و سطح پایین شده. هنوز تو حال و هوای بچگی هستی و خیلی هم ناراحت شدم از اینکه اینقدر فوضول بودی (البته ببخشین ها) که به خودت اجازه دادی بری و محتویات موبایل برادرت رو بخونی. من اگه ببینمش حتما شکایتت رو میکنم البته شاید هم بهش زنگ بزنم بگم این نکته رو هم به لیست بدی خانومها اضافه کن که خیلی فوضول هم تشریف دارن. إن شاء الله خدا از سر تقصیرات همه ما بگذره.

  8. noghteh sare khat ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۸:۱۳ ق.ظ

    salam zahra jonam
    to vaghean shomali hasti?pas alan koli baham moshtarekat darim

  9. مهدی بوترابی ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۸:۳۴ ق.ظ

    جالب بود

  10. انی ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۱۰:۱۳ ق.ظ

    فکر کردم راضی به کری که گفتم هستید اما ظاهرا نه
    اوکی

  11. emin ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۱۰:۱۸ ق.ظ

    =))))))))) خیلی خوشم اومد…. ولی خدایی پسره چه حرفه ای عمل کرده!! من باور میکنم که واقعا خیلی ها رو تور کرده… ولی تو هم بد جور جلوش در اومدی…

  12. مهدی ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۱۰:۲۸ ق.ظ

    خیلی جالب بود.اما بگم پسر با روشایی که به کار میبرد احتمالا فقط با دخترای اسکل به هم ریخته بود و صد در صد از اون پسراست که دانشگاه جلو بقیه پسرا لال میشه آخه همه اسکلش میکنن.ودخترای زیادی هم هستن که این پسر عاشقشونه.
    خوش باشی فکر نکن خیلی زرنگی یارو خیلی اسکل بود.

  13. پدرام ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۱۱:۱۷ ق.ظ

    معادله واکنش شیمیایی این پست می شود :
    Rt + Ha ————> Rg
    به بیان دیگر
    رضا تلیتی + همراه اول _________> رضا گاگولیتی

  14. ناشناس ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۱۱:۲۵ ق.ظ

    به صورت کلی ممنوم از کاری که کردی بعضی از ما پسر ها رو باید یه جوری نشوند سر جاشون
    و به صورت عام اگه خواستی بری یه جا دیگه بنویسی به کسی نگو ! ولی نامردیهاگه نگی

    ممنون که میذاری ناشناس بمونم

  15. حجت ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۱۱:۳۷ ق.ظ

    ببین
    این پسره مطمئنا چاخان کرده :-)
    ولی تو هم یکمی پیازداغشون زیاد کردی ها ;-)

    اینقده بدم میاد از اینجور پسرها . :-(

  16. وحید ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۱۱:۵۱ ق.ظ

    سلام

    خیلی باحال بود . قیافه یارو اون موقع دیدنی بوده :دی خیلی حال کردم این بچه پررو رو حالشو گرفتین

  17. Ali Afshar ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۱۲:۰۱ ب.ظ

    بنده آنی که در بند آنی

  18. خبرنگارافتخاری نیویورک تایمز ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۱۲:۵۶ ب.ظ

    :)))))
    چه طوری شماره داداشتو نداشته؟! مگه باهاش دوست نبوده؟!
    اما خیلی بانمک بود. بیچاره چه قدر ضایع شده!:)))))))))

  19. وحید ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۱:۲۱ ب.ظ

    این لینک ویکتور خارا خیلی جالب بود قابل توجه بعضی ها”وبلاگ از قلب کویر”که وطن دوستی رو فراموش کرده اند و حتا عیب می دونن . آهنگ ” Ni Chicha ni Limoná” خیلی جالب است . به محتوایش توجه کنید . تا الان ۲۰ بار گوش کردم

  20. مسافر ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۲:۱۹ ب.ظ

    بابا حرفه ای.

    به نظرم اینکه آقا رضا گفته زیادی هم بیراه نبوده. نمیشه گفته همه دخترا اینطورین ولی متاسفانه حرف رضا در مورد بسیاری از دخترا مصداق داره.
    البته نه اینکه پسرا هم از این قضیه مبرا باشن. کافیه یه دختر با ظاهر نسبتا زیبا براشون برنامه بچینه. اونوقت میبینین مخ اونا هم به راحتی تیلیت! میشه.

    به نظرم شاید کم دختری پیدا بشه که نخواد توی زندگیش به کسی تکیه کنه و ذاتا دوست دارن یکی ازشون حمایت کنه. به نظرم یکی از دلایل اصلی ازدواج هم شاید این نیاز باشه. بنابراین شاید خودشون هم بدشون نیاد که یکی که قابلشون هست بیاد مخشون رو تیلیت کنه. (این نظر شخصی منه که به نظر بعضیها ممکنه اصلا درست نباشه).

  21. mohammadreza ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۳:۳۳ ب.ظ

    این حرفی که زده اصلا بی راه نیست …حتی درمورد متاهلاش ….
    حتی اگه مخ زنی هم بلد نباشی تنها راه چارش زمانه … کافیه یه مدت زمانی رو صرف اون طرف کنی تا بالاخره جلوت وا بده .. حالا این بسته به هنر شما پسرای عزیز داره و صد البته سختگیری و مقاومت و وفاداری طرف مقابل به نامزد یا طرفش ….
    شما کافیه یه ماه ادای یک دوست رو در بیاری … مخ خیالیا رو می تونی بزنی …
    نه ..چند ماه بیشتر زمان صرف کن .. حتی متاهل هاشم کم کم به تو فکر می کنه و بعد یه مدت وا می ده …. این یه قانونه ….
    فقط یکم هنرم می خواد …

    حالا این قضیه درمورد مردا کلا برعکسه .. یعنی اصلا نیازی نیست زیاد خدتونو خسته کنید ..کافیه یکم تیپ بزنید و بخواید … تقریبا ۹۰% مردا پایه هستن ….
    برای بقیشونم یه کم هنر و البته زمان نیازه ….بازم می گم که بسته به ظرفیت نفر مقابل زمان صرف شده برای رسیدن به هدف می تونه زیاد یا کم باشه

  22. mohammadreza ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۳:۳۶ ب.ظ

    راستی باحال حاشو گرفتی

  23. تست ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۳:۵۵ ب.ظ

    تست احمق

  24. حجت ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۳:۵۸ ب.ظ

    چرا هر وقت حرف از ازدواج میشه همه میگن دخترها نیاز دارن به کسی تکیه کنند . چرا کسی نمیگه پسرها هم به همون اندازه نیاز دارند تا به کسی (در اینجا دختری) تکیه کنند . به هر حال هر دو نیاز دارن به همدیگه هم پسر به دختر و هم دختر به پسر. پسرها هم به همون اندازه نیاز دارند تا در زندگی یکی رو داشته باشن تا بتونن بهش اعتماد کنند .

    تکبیییییییییییییررررررر :-)

  25. رضا.روزگار ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۴:۰۵ ب.ظ

    بسیار بامزه و دلپذیر بود. خدا هوای آدم ها را دارد. یک چیزی؛ اگر من بجای شما بودم، همانطور که خودتان گفتید به پرخواننده تر شدن وبلاگ بیشتر توجه می کردم و مطالب و ادبیات مورد استفاده را بر این اساس تنظیم می کردم… موفق باشید

  26. صبورا ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۴:۰۸ ب.ظ

    عجب ادم سمجیه !!!!

  27. ابک ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۴:۲۵ ب.ظ

    آخ من هم امروز تازه فهمیدم که یک ماه تمام سر کار بودم.
    جریان از اونجا شروع شد که حدود یک ماه پیش یک اس ام اس عشقی برام رسید.
    گفتم حتما اشتباهی شده.
    یکی دیگه … و بعد از اینکه اس ام اس زدم که شاد اشتباه گرفتی معلوم شد که نه
    از اون جایی که هیچ وقت به هیچ دختری شماره ندادم با این فرض که یکی از دوستام داره سر کارم میذاره شروع کردم باهاش اس ام اس بازی به این امید که بفهمم کیه

    خلاصه هر کسی رو که به فکرم میرسید با جوابهایی که میگرفتم یکی یکی حذف کردم تا تموم شد

    چون نتیجه ای نگرفتم شروع کردم گوشی دوستامو میگرفتم ببینم اون شماره توش هست یا نه

    دیروز دیدم توی گوشی یکی از دوستام به اسم آدم برفی سیو شده بود
    ازش پرسیدم این کیه
    اون نامردم که قبلا با همین شماره سر کار رفته بود گفت یکی از دخترای فامیلشونه

    امروز براش اس ام اس دادم که من میشناسمت
    بعد از چند تا اس ام اس گفتم اگه فهمیده باشم جایزم اینه که باید یک شاخه گل بدی به همون که شمارمو از گوشیش بلند کردی

    خلاصه گفت زنگ بزن زنگ که زدم اون یکی دوستم بود
    سر تا پام یخ کرد
    به عمرم این جوری رکب نخورده بودم
    حمید نامرد
    ممد نامرد
    ایرانسل نامرد …

    (مینیمال نویس و کامنت به این بلندی نوبره والا)

  28. رویا ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۵:۵۵ ب.ظ

    سلام زهرا جون ، من همین امروز وبلاگتو دیدمو خیلی خوشم اومد مخصوصا از یکی از پست ها به نام بیچاره اسلام و مسلمونا
    کاملا باهات موافقم
    راستی یه سایت اسراییلی هست که توش عکس اعدام متجاوزان به یه دختر را گذاشته و بعدشم نوشته که اینا به خاطر گناه هم جنس بازی دارن اعدام میشن!!!!
    خیلی بد روزگاری شده و من از دخترایی مثل شما که آگاه و بیدارن واقعا خوشم میاد و بهت افتخار میکنم که اینقدر باحال هستی!!
    اینم لینک اون سایته
    http://www.zionism-israel.com/Israel_Human_Rights.htm

  29. ش ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۶:۰۵ ب.ظ

    خیلی باحال بود!
    ای ول!

  30. توتیــــــا ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۷:۴۸ ب.ظ

    بابا دمت گرم! خیلی خوب حالشو گرفتی :))

  31. محمدصالح ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۷:۵۰ ب.ظ

    خیلی جالب بود. خدا خیرتان بدهد!

  32. kamrad ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۷:۵۴ ب.ظ

    :)) ajab

  33. مسیحا ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۸:۰۰ ب.ظ

    سلام. زهرا خانم عجب مصائبی دارید شما!!! خدا کمکتان باشد.

  34. نوید ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۸:۰۳ ب.ظ

    خیلی با مزه بود.

  35. Mehran ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۸:۲۹ ب.ظ

    Nice! hahaha

  36. سپیده ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۸:۴۴ ب.ظ

    خیلی خوب حالشو گرفتی
    آفرین زهرا جون

  37. رضا ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۹:۵۹ ب.ظ

    حیف نون اسم منو هم داشته دی

    ولی کلا من فکر می کنم هرکی پی دختره احتمالا بیکاره

    تخصصی : //

    پرینت (البته ادم یکی رو دوست داشته باشه (خوب بد نیست ) );

    این یه تیکه بالا رو کلاس گزاشتم راستش (یعنی من برنامه نویس تحت وبم )(الکی) ;

    من به اینجور ادما میخندم پیشنهاد می کنم شما هم بخندید بهش (تو روش نه ها) !!!

    البته شکی نیست که یک سری دخترا هم هستن که باعث می شن اعتماد به نفس این جور پسرا بره بالا (اینو نباید می گفتم راز مردانه بود اخه دی )

  38. عرفان ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۱۰:۳۳ ب.ظ

    آفرین!

  39. مریم ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۱۰:۴۶ ب.ظ

    :)))))))))) خیلی باحال بود زهرا خندیدم کلی :))))) از دسته تو…ولی خدائیش این پسرا که همش این مدلین این طوری هم در مورده دخترا فکر می نن.مطمئن باش همش پیش خودش فکر می کرده مخه تو رو هم زده که خوب ضایع شد :)))))))

  40. دنیای اس ام اس ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۱۰:۵۸ ب.ظ

    عالی بود یعنی ببخشید حرف نداشت .
    اگه مایل به تبادل لینک هستی بعد از لینک کردن منو خبر کن تا منم شما رو به اسم در خواستی لینک کنم
    با تشکر حجت

  41. راجر ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۱۱:۴۹ ب.ظ

    البته خب اون حرفشو که تقریبن درس زده …
    البته کلن هر چی هس زیر سر این دختراس و دود از کنده ی اوناس که بلند میشه…

    تازه حالا چه خالیندی کرده باشه چه نکرده باشه… فک نکن که خیلی حالشو گرفتی…. تو یکی هستی .. حالا یدونش تیرش به سنگ خورده … نگران نباش انقده هستن که جبران کنن….

    ولی کلن به هر حال هر چی هس تخصیر این دختراس

  42. ساناز ۱۳۸۷-۰۷-۶، ۱۲:۲۷ ق.ظ

    سلام
    بنظر من همش دروغ بافی. چون خیلی از موارد که توی این داستان بود باهم همخوانی ندارند!

  43. سروش ۱۳۸۷-۰۷-۶، ۱:۴۰ ق.ظ

    کلا آدم وسوسه میشه حال این دخترای نامرد رو بگیره

  44. persian boy ۱۳۸۷-۰۷-۶، ۲:۴۶ ق.ظ

    salam.matlabe jalebi bood.khobie ghalamet ine ke adamo jazb mikone.khondanie.man dar morede in matlab yekami harf daram ke omidvaram bekhoni.bebin in ke pesare che bode ya nabode doroste yejori bode ke manam age dokhtar bodam haminjor bahash raftar mikardam.man khodam azslan az on tip pesari ke to dastanet bood nistam na dost dokhtar dashtam na daram vali man kolan ye enteghad azat daram onam ine ke masaelo tak bodi negah mikoni.negahet be masale mohandesie.negahe olom ensani ya jameshenakhti nadariin moshkele irane hata rais jomhoresh mohandese!!! begzarim in masale ke gofti sandrom moshkelate ejtemaie irane.ravabete dokhtar pesar marize!!chera.be banazare man fesharaye ejtemai ve mahdodiathaye ejtemai be ezafe oghdehaye fardi monjar be in raftarha az janebe pesara mishe.jaleb injast ke kasi be injor masael ahamiat nemide.aksare commentha in bood ke damet garm khob zadi to dahanesh ama kasi nemikhad rishe yabi kone oon pesare hamsaye che margeshe.adam yade harfe agent smith dar matrix miofte ke ensanha mese ye virosan,asan adamizad ye bimarie!!!to ye ketabe osho khondam ke 9 mah baraye tavalode adam kame ama chon ensan mojode 2past na 4pa tahamole negahdarie bacharo nadare ine ke bache adamizad zodtar nedonya miad va kolan az hamon ebteda ye mojode asabie!!!.benazaram pesare irani harise dokhtare va dokhtare irani ye mojode sadistie degar azare!!!.that´s all.

  45. mohammad ۱۳۸۷-۰۷-۶، ۳:۰۶ ق.ظ

    salam zahra khanom
    man mohammadam va 17 salame
    matalebe shoma ro mikhonam
    khastam komakam konid aghe mishe
    tazegia az ye dokhtar khanomi khosham omade
    vali nemidonam chetori halish konam
    khastam be onvane ye bozorgtar rahnamayim konid
    ke chetori kari konam azam khoshesh biad
    mamnon misham aghe rahnamayi konid

  46. محمد ۱۳۸۷-۰۷-۶، ۵:۴۹ ق.ظ

    ههههههه… ایول کلی خندیدم. حالم از این آدمایی که کل عقل و هواسشون تو فلانجاشونه بهم میخوره! حسابی ادبش کردی!:دی

  47. nasimvand@yaho.com ۱۳۸۷-۰۷-۶، ۷:۴۷ ق.ظ

    تخیلات جالبی داری
    خیلی جالبه که فکر میکنی این داستان سراییهات واقعی جلوه میکنه

  48. امیرطلا ۱۳۸۷-۰۷-۶، ۹:۱۴ ق.ظ

    فکر کنم با برخورد با شما یه تجدید نظر کلی در مورد آوار و ارقامش بکنه، این آقای پسر همسایه! :)

  49. مریم ۱۳۸۷-۰۷-۶، ۱:۳۱ ب.ظ

    سلام

    بیچاره اقا رضا حالا دچار افسردگی می شه بیچاره هر کاری را می کنه تا دخترا بهش شماره بدن ولی دخترا نمی دن چون دخترا نمی دن به قول روانشناسان که تو جزوه های دانشگاهی ما بودند برای اینکه دیونه نشه(اقا رضا) سیستم ایمنی بدنش میاد تو تخیلات اقا رضا دختر های می سازه که زود خر می شن ( روانشناس جزوه ما می گفت هر کسی که تو دنیای واقعی نمی تونه به چیزی که مورد خواسته اشه برسه تو دنیای خیلی خودش برای خودش دنیایی مورد علاقه خودش را می سازه این یک راه دفاعی بدن است.)
    تو را خدا زهرا خانم شمارتون را بهشون بدین که خون پسر مردم می افته گردنتون ها

  50. ژوبین ۱۳۸۷-۰۷-۶، ۷:۰۹ ب.ظ

    سلام
    این مطلب را با اجازه از سه منظر نگاه کنم :
    ۱-روانشاسی :
    این فرد ( منظور آقا پسر ) دچار اختلال هایپو مانیا است . (۱۰۰% داستانهای جنسی و رابطه های دوستانه این افراد تخیلی است ) . این افراد در بین هم دانشگاهی خود به عنوان شخصیت لوده و مشنگ معروفند و کلا دخترها از این پسرها دوری می کنند .البته بزرگان ممکن است ایشان را در گروه شخصیت های منفعل -تهاجمی هم قرار دهند .
    ۲- شخصیتی:
    ببین زهرا خانم ، شما باید در طول زندگی جوری رفتار کنید که اگر کسی به شما لگد زد پاهایش درد بگیرد نه آنکه شما را جابجا کند . ( تفاوت لگد زدن به کوه و قلوه سنگ را مدنظر قرار دهید ).
    ۳- اجتماعی :
    ادامه رفتار نادیده گرفتن این قرد باعث تحقیر ایشان خواهد شد . من به عنوان یم مشاور توصیه می کنم در کمال جدیت با این فرد رفتار کنید حتی سرکار هم نگذارید ایشان را
    ۴- شاید باور نکنید ولی واقعیت دارد این افراد قابل ترحم هستند . زیرا هیچکس نمی داند که کمبود اعتماد به نفس و خود کوچک بینی ( بر خلاف خالی بندی های احساسی این افراد) از این افراد موجودات قابل ترحم و سست اراده می سازد .
    ممنون

  51. مهرداد ۱۳۸۷-۰۷-۶، ۷:۲۵ ب.ظ

    :))

  52. nasimi ۱۳۸۷-۰۷-۶، ۹:۱۸ ب.ظ

    با سلام زهرا خانوم..یه moshkeli بین ما پیش اومده ´که اگه قبول زحمت بکنی‌ و ما رو به جواب moshakhasi برسنید ممنون میشیم…حالا سوال اینه….همسر من فرزند پسر بالغی از ازدواج قبلی‌ خود دارد..من می‌دونم که این پسر، پسرخاندهٔ من حساب میشود و به من محرم است..ولی‌ maadaram که ساکن ایران هست و می‌خواد چند وقتی‌ رو پیش ما بگزرن به این موضوع شک داره که آیا این پسر به اینشون هم مهرمند یا خیر ..اگه خودتون جواب درستشو میدنید که چه بهتر از اما اگر نه آیا براتون امکان داره قبول زحمت بکنید و از مراجع بپرسید؟؟بازم ممنون و مچکریم…نماز و تاتتون قبول

  53. esi ۱۳۸۷-۰۷-۷، ۲:۲۲ ق.ظ

  54. لیلی ۱۳۸۷-۰۷-۷، ۸:۱۹ ق.ظ

    اوه اوه این پسره چی بکشه از دست شما.
    ولی باید مراقب خودت باشی که شاید بخواد انتقام بگیره

  55. مجید ۱۳۸۷-۰۷-۷، ۱۱:۲۰ ق.ظ

    سلام زهرا خانم این وبلاگتونم حسابی مشتریمون کرده. اوایل که خیلی دوست داشتم بیشتر باهات آشنا شم اما دیدم نمیخوای جواب بدیدیگه مزاحم نشدم. فقط خواستم بگه اگه احیاناً هنرمند نیستی و از این بابت گاهی دلت میگیره، ناراحت نباش چون تو هنر وبلاگ نویسی واقعاً استادی.
    دست مریزاد.

  56. ناشناس(G=10) ۱۳۸۷-۰۷-۷، ۱۱:۲۲ ق.ظ

    سلام
    دلم واسه همه تنگ شده بود
    مخصوصاً بعضیا

  57. پدرام ۱۳۸۷-۰۷-۷، ۱۱:۵۱ ق.ظ

    به به مریم g=10 گل .
    ماهم خیلی خیلی دلمون برات تنگ شده خانم .
    مشرف فرمودید ما را با کامنتتون .
    گفتم حتما مسافرتید . خوش اومدی .

  58. امیر ۱۳۸۷-۰۷-۷، ۱:۱۱ ب.ظ

    نمی دونم چی بگم

  59. samano ۱۳۸۷-۰۷-۷، ۱:۵۷ ب.ظ

    هاهاهاهاهاهاهاهاهاها

  60. میثم ۱۳۸۷-۰۷-۷، ۲:۱۴ ب.ظ

    مجله مشق آفتاب می‌خواهد یک ویژه‌نامه درباره وبلاگ و حواشی آن منتشر کند. در نظرم بود اگر شما هم مطلبی بنویسید، خیلی خوب است. اگر جوابتان مثبت بود، اطلاع دهید تا درباره جزئیات حرف بزنیم.
    ——–
    امیدوارم پیامم لابه‌لای این همه کامنت گم نشود.( بگو ماشاالله)

  61. علیرضا ۱۳۸۷-۰۷-۷، ۲:۱۹ ب.ظ

    :))

  62. عادل رحیمی ۱۳۸۷-۰۷-۷، ۴:۱۹ ب.ظ

    با سلام وبلاگ جالبی داری مخصوصا همین پست واقعا خیلی جلب حالشو گرفتی خواستم تا انتها بخونم ولی وقت نداشتم
    در ضمن من هم یک وبلاگ کوچک دارم اگر مایلید تبادل لینک کنیم من را با نام P30street لینک کرده و بعد به من خبر بدهید تا من هم شما را لینک کنم….

  63. حمید ۱۳۸۷-۰۷-۷، ۴:۲۸ ب.ظ

    تخیل هم تخیلات قدیم.

  64. Ahmadi ۱۳۸۷-۰۷-۷، ۴:۵۴ ب.ظ

  65. قاسمی ۱۳۸۷-۰۷-۷، ۵:۱۴ ب.ظ

    جالب بود :))

  66. AMIR ۱۳۸۷-۰۷-۷، ۹:۴۳ ب.ظ

    ای ول من خودم پسرم ولی باید اعتراف کنم خیلی از مردای متاهل شدن وجتی بچه هم دارن ولی تو محیط کار چشمشون دنبال کسای دیگه است واقعا برا همچین مردایی متاسفم وهمینطور واسه خانمهایی که میدونن ماحرا چیه ولی بازم پا میدن

  67. مریم ۱۳۸۷-۰۷-۷، ۱۱:۴۳ ب.ظ

    اقا پدرام با من بودین؟!!!
    باورم نمی شه شماره تون را می دین

  68. Hamid ۱۳۸۷-۰۷-۸، ۸:۳۸ ق.ظ

    خاک تو سر خرت

  69. پدرام ۱۳۸۷-۰۷-۸، ۹:۵۲ ق.ظ

    به مریم :
    به همین راحتی که از کسی شماره نمی گیرند . اول یه کاسه آش دوغ واسه من بیارین(البته بعد از افطار) تا بعد من هم یه شماره توپ روی گوشیتون میس کنم .
    در ضمن من با مریمی با پسوند g=10 حرف زدم نه با شما .

  70. پدرام ۱۳۸۷-۰۷-۸، ۹:۵۸ ق.ظ

    به مریم :
    فکر کنم کامنت Hamid به شما بوده :)

  71. شراب تلخ ۱۳۸۷-۰۷-۹، ۳:۳۱ ق.ظ

    یعنی دستت درست ! حالی ازش گرفتی اساسی! به احترامت باید تمام قد ایستاد . خیلی خوشحالم تو این مملکت دختر های واقعا دختر پیدا میشن من اسمش و گذاشتم ماده شیر خشمگین که براس دفاع از حریم خودش همه کار می کنه .

  72. باتانم ۱۳۸۷-۰۸-۲۹، ۱۲:۰۰ ق.ظ

    به قول یه یارو
    دوست بد نباش بدیتو نخواستم
    عجب زمونه ای شده
    موفق باشی
    یهو دلم گرفت باز )):

نظر شما