۱۳۸۷-۰۷-۲۶
معضلی به نام ناز کردن!
* من یه بخشی رو اضافه کردم به اسم دخترونه که هدفم بیشتر اینه که درددل های خودم رو توش بنویسم، عمرا بتونم بدون سانسور بنویسم ولی سعیمو میکنم که چیزایی که تو دلم باد کرده رو بنویسم. فقط اینکه اونایی که مطالب جدی منو اینجا اونجا خوندن، لطفا قضاوت جدی نکنن چون به هر حال اونم یه بخشی از شخصیت من هست:دی
* ناز کردن:
یکی از چیزهایی که همیشه دلم میخواست در موردش بنویسم این صفت ناز کردن هست. یعنی این خاصیت که آدم دوست داره همیشه ناز کنه و بقیه هم نازشو بکشن. منظورم از این بقیه عشقولانه نیس ها! منظورم هرکسی هست اعم از دوستان، خانواده، همکاران، آدمای بیربط و …
میدونم این تعریفی که نوشتم خیلی شبهه انگیزناکه ولی باور کنین من اصلا دختر لوسی نیستم! خداییشا من جدی از بقیه خانمها میپرسم چون هرزچندگاهی برام تبدیل به یک معضل لاینحل میشه و اذیتم میکنه: شماهام اینطوری هستین که هرچند وقت یه بار میرین تو مدی که همش دلتون میخواد ناز کنین و لابد بقیه عالم و آدم مامورن که از شما خوششن بیاد و نازتون رو بکشن؟ میدونم که خیلی مسخره و غیر واقعی هست ها و در عالم واقعیت هیچوقت اینطوری نمیشه اما خوب این یه خواسته قلبی هست:(
حالا درباره این پاراگراف و پائینیش امروز با دوستم مینا حرف میزدم اون میگفت به یک چیز دیگه ربط داره تو پست بعدی مینویسم…

* لوپ لجبازی:
من به شخصه هم میتونم طوری رفتار کنم که یه فرشته بیگناه معصوم و مظلوم و مامانی جلوه کنم و هم اینکه یک هیولای غیر قابل تحمل! هردوی اینهام دست خودم هست و آگاهانه هست و حتی میدونم که الان بقیه فکر می کنن من یه هیولام ولی مانع از عمل و یا حرفم نمیشه! این دو تا صفت متضاد دقیقا بستگی به رفتار طرف مقابل تو برخوردهای اول داره. یعنی اگه مثلا فرد مقابل من آدم متواضعی باشه، به طور حتم رفتار من خیلی متواضعانه و معصومانه خواهد بود ولی خدا نکنه از اول احساس کنم طرف آدم مغرور هست و داره از بالا به من نگاه می کنه! اونوقته که اون روی هیولای کله شقی من زنده میشه و شروع به نیش زدن میکنه:دی
اینو نوشتم که بگم خدا نکنه کسی مثلا تحویلم نگیره و به اصطلاح ناز من رو نکشه و من بیفتم تو لوپ لجبازی، عمرا اگه این عرضه رو داشتم باشم که یه بار کوتاه بیام! حتی اگه به ضرر من باشه، یعنی به ازای اون اصرار و یا لجبازی مسخره چیز با ارزشی رو از دست بدم:(
تازه اصلا خدا نکنه مثلا یکی از دوستای نزدیکم کاری کنه که میدونه من خوشم نمیاد! مثلا میگم x دوست منه و y دشمن من! x هم میدونه که من میونه ام با y اصلا خوب نیست ولی بره y رو تحویل بگیره! به قدری ناراحت میشم و x براحتی از چشم من برای همیشه می افته که انگار x مجبوره رفتارشون رو با من تنظیم کنه! یعنی خودم میدونم روابط x به خودش مربوطه ها ولی اکشن من برعکسه! ولی خوب این ناز کردنه …:دی
* عکس رو از اینجا برداشتم:)


پژمان Reply:
مهر ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۱:۲۵ ب.ظ
خیلی گاگولی