کاش آدمها، خودشون باشن

* من یه اخلاقی دارم که شاید از نظر خیلیا بد باشه ولی من دوستش دارم و اونم اینه که وقتی میبینم کسی به اعتقادات من و یا دیگران توهین میکنه، حالا هرچقدرم طرف آدم مهمی باشه و از نظر دیگران کاملا موجه باشه از چشم من می افته! یعنی نه اینکه باهاش قطع ارتباط کنم ولی هیچوقت دوست صمیمی ای رو هم باهاش برقرار نمی کنم.
از طرفی این نظر رو هم دارم که آدم نمیتونه توجه همه رو جلب کنه. میتونه یه آشنایی با دیگران برقرار کنه ولی حقیقتا هیچکس قادر نیست با همه طیف های اعتقادی دوستی صمیمی ای داشته باشه! یعنی مثلا کسی وجود نداره که بتونه نظر همه رو جلب کنه! و اساسا به نظر من نیازی هم به این کار نیست! وقتی کسی اصرار داره یعنی حتما یه جای کار لنگه!

* یه چیزیم داریم توی دوستی هامون به اسم وزن دوستی. یعنی اینکه تاثیر این رفاقت بیشتر روی چه کسی هست و به قول معروف کی داره کی رو دنبال خودش می کشه؟ از نظر من دوستی سالم و دو طرفه یعنی اینکه دو طرف بتونن همدیگه رو تعدیل کنن، نه اینکه یکطرفه باشه، یعنی فقط یه نفر، نفر دوم رو به دنبال خودش بکشه و سعی کنه تغییرش بده!

*یه چیز دیگه ای هم هست و اونم اینکه برخی از مذهبی های جامعه ما، منظورم اونایین که ظاهرشونم مذهبیه مثلا چادریها و یا اونهای که محاسن بلند دارن (الان منظورم به هیچ وجه همه شون نیست منظورم اونهایین که مجبورن به هر دلیلی حفظ ظاهر کنن به خصوص اگه طرف اعتقاداتش عمیق نباشه)  از اونجائی که میدونن الان دید غالب علیه اوناست (که اونم متاسفانه به خاطر برخی قوانین محدود کننده ست)، هی تلاش مضاعف و مذبوحانه ای می کنن برای اینکه نشون بدن، عقب مونده نیستن و مدرن فکر می کنن و اصلاح طلبن و متاسفانه اینطور میشه که از اونور بوم می افتن! در حالیکه همه ما میدونیم مدرن فکر کردن حالا چه تو سیاست چه اجتماع و چه دین، اساسا ربطی به پوشش نداره ولی وقتی طرف تو نوشته هاش تاکید بر این داره، یعنی اینکه لابد براش مهمه!

* اینهایی که گفتم هم تو دنیای واقعی نمود داره و هم توی دنیای مجازی! چند وقت پیش، در سالگرد یه حادثه ای، یه کاربری، یه مثلا لطفی به یه کاربر دیگه کرد، از اون به بعد تغییر رفتار کاربر دوم شروع شد! توی این مدت کاربر دوم تمام تلاشش رو کرده که شبیه کاربر اول بشه و یا توجه اون رو توی هر زمینه ای جلب کنه! حالا اون کاربر اول بی خیال دنیا و حتی دوستیش با کاربر اول داره به بی خداییش و توهیناش به خدا و وطن و در افشانیش توی همه زمینه ها میپردازه! کما فی السابق! اما نکته تاسف بار اون کاربر دوم هست که چشمش رو به روی اینها بسته و هر روز بیشتر داره به سمتی کشیده میشه که اون اولی براش برنامه چیده! و اتفاقا چقدرم به نفع کاربر اول هست که این دومی دیگه داره خود ساخته به اون سمت میره! اون کاربر اول در این زمینه خیلیم هوشمندانه عمل کرده! منظورم نوع انتخابش از کاربر دوم هست! چون همیشه بهترین راه اینه که کسی از درون خود یک نظامی شروع به انتقادهای چپکی بنی اسرائیلی ازش بکنه، به خصوص اگه از نظر ظاهری و تحصیل کردگی مورد تائید اون نظام هم باشه! و از طرفی پارتیش هم اونقدر کلفت باشه که خطری تهدیدش نکنه!

* میدونین توی یه دوستی ساده به نظر من هیچ نیازی نیست طرفین هم اعتقاد و یا هم فکر باشن! خوبه شباهتهای فکری داشته باشن و این شباهتها این دوستی رو بیشتر تقویت می کنه! ولی وقتی این دوستی عمق پیدا می کنه، دیگه من نمیتونم با کسی که با چاپلوسی و سوء استفاده از من، به ساده ترین باور ها و اعتقادات من توهین میکنه دوست باشم و باهاش عشقولانه داشته باشم و لایک بزنم و تائیدش کنم نه؟! حالا چه اهمیتی داره مدام منو تائید میکنه و لینک میده و تحسین می کنه؟! من که نباید خودم رو به این لذتهای چیپ بفروشم! اتفاقی که داره می افته واقعا عجیبه! حالا کار به جائی رسیده که کاربر دوم دقیقا همونی شده که اولی میخواد یعنی انگار هیچ چیز مثبتی توی چیزی که هست رو نمی بینه! یه آدمی که مشخص نیست به کدوم طرف بنده؟! چی میخواد؟! اصولا جهان بینیش چی هست؟! بالاخره مذهبی هست یا فقط ظواهرش رو قبول داره؟! حالا کم کم به انکار خدا هم میرسه! مگه اینکه کسی بهش تلنگر بزنه هی فلانی کجا کجا؟! البته کاربر اول، کلا میخواد همه اینطور بشن و هر چیزی رو که میگه تائید کنن و راجع بهش حرف بزنن و …

* این دنیای مجازی هم شده عین دنیای واقعی! گاهی اوقات که وزن دوستی یکسان نیست و اساسا یکی احساس کمبود می کنه، مدام به طرف فرد دیگه ای کشیده میشه. تا حالا دقت کردین مثلا توی دوستی هامون احساس می کنیم، فلان دوستمون کم کم داره مدل حرف زدنش و ادا و اطوارهاش شبیه خودمون میشه؟ من توی اینجور مواقع کم کم از اون فرد فاصله میگیرم چون این احساس که یه نفر توی رابطه دوستی فکر کنه من از اون سر تر هستم، خیلی آزارم میده!

* همه اینها رو گفتم که بگم این چیزا منو ناراحت می کنه! چیزی که من دوست دارم اینه که آدمها خودشون باشن! به خودشون و باورهاشون مطمئن باشن! قرار نیست همه ما شبیه هم باشین و خط فکریمون شبیه هم باشه! استقلال و تفاوت دیدگاهها اساسا چیز خوبیه! و اون چیزیم که من دوست دارم افرادین که با وجود مخالفتهای دیگران، روی چیزی که به نتیجه رسیدن که درسته، اصرار بورزن و از بیانش ابایی نداشته باشن! و اگه روی صحت اعتقاداتشون مطمئن نیستن لطفا ظواهرش رو هم رعایت نکنن که بقیه به اشتباه بیفتن!

۳۱ نظر

  1. سعید ۱۳۸۷-۰۷-۱، ۱:۰۷ ب.ظ

    عالی بود…

  2. حجت ۱۳۸۷-۰۷-۱، ۱:۲۳ ب.ظ

    اصلا خودت فهمیدی چی گفتی ؟ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  3. حامد ۱۳۸۷-۰۷-۱، ۱:۴۵ ب.ظ

    زهرا خانم من با یک سری از نظرات شما در پست‌های قبلی موافقم ولی این پست… ظاهرا سعی کردین اسمی نبرین ولی همه می‌ دونن منظورت از کاربر اول و دوم کیه و می‌دونن که شما چندی قبل با همین کاربر اول یک بحث وبلاگی شدید داشتین. دلیل نوشتن این پست هم اینه که کاربر دوم تو جدیدترین پستش بحثی راه انداخته که کاربر اول اونو به جد تایید کرده. حالا چون شما با کاربر اول مشکل دارین باید باعث بشه که این چنین کاربر دوم را با کلماتتون مورد نوازش قرار بدین؟! ممکنه من و شما در این مورد موضوع پست نظر دیگه‌ای داشته باشیم خب می تونیم خیلی راحت با گذاشتن کامنت یا در وبلاگمون نظرمون در مورد اون موضوع بگیم. ولی این که سعی کنیم در مورد شخصیت دیگران به همین راحتی اظهار نظر کنیم اصلا درست نیست. کمی نوشتتون منو یاد نوشته‌های کیهان انداخت!

  4. مریم ۱۳۸۷-۰۷-۱، ۱:۴۶ ب.ظ

    چی بگم…..من که نفهمیدم منظورت به چیه اما به یه نتیجه ای رسیدم.آدم برای اینکه بهتر فکر کنه و بهتر بتون رو مسائل تحلیلشه بگه باید از اون محیط(که خودتم می دونی) بیاد بیرون. باهات موافقم که ادم تحته یک جو خاص قرار میگیره و ممکنه چیزایی بگه که تا دو روز پیش شنیدنشم براش عذاب آور بوده.می فهمم چی میگی چون متاسفانه خودمم خیلی از این جور پیش قضاوت ها در موردم شده.به قوله خودت دیگه دلم با افرادی که به توهین به اعتقاداتم می کنن نیست.احساس می کنم بحث باهاشون بی فایده است چون گوششونو گرفتن و فقط دارن حرف های خودشونو میزنن(حرف که چه عرض کنم توهین های خودشونو می کنن). دلیل اینکه دیگه نمیام اف اف هم به خاطر همینه :(

  5. مریم ۱۳۸۷-۰۷-۱، ۱:۵۵ ب.ظ

    این پست زهرا راروس رو دیدی؟با آدم های دسته دوم اصن نمی تونم ارتباط بر قرار کنم http://raoros.wordpress.com/2008/06/11/lets-talk/

  6. زهرا ۱۳۸۷-۰۷-۱، ۲:۳۱ ب.ظ

    مرسی مریم جان برای یاد آوری به موقع اون پست:) من اون پست زهرا رو اتفاقا خیلی دوست دارم قربونت:)

  7. مسافر ۱۳۸۷-۰۷-۱، ۲:۵۸ ب.ظ

    سلام. ما که نفهمیدیم مخصوصا اونجاهایی که صحبت از کابر اول و کاربر دوم شد. خیلی تخصصی نوشتین فقط اونایی که از ماجرا باخبرن میفهمن.
    خدا رو شکر که این ماجرای دنیای مجازی فقط دو تا کاربر داشت.

  8. مسافر ۱۳۸۷-۰۷-۱، ۴:۲۰ ب.ظ

    سلام پدرام. نمیدونم این نوشته منو میخونی یا نه. امیدوارم بیهوده ننوشته باشم.

    در مورد مهندسی معکوس کردن جرثقیلهای سقفی گفتین. به نظرتون الان توی ایران همه جرثقیلهای سقفی، دروازه ای با مهندسی معکوس ساخته میشه؟ اگه یک کارخانه یک جرثقیل با ابعاد ساختمان خودش بخواد بازم باید حتما مدل خارجیش وجود داشته باشه؟ به نظرم این حرفتون زیاد منطقی نیست. منظورم اینه که الان توی ایران کارهای طراحی و ساخت جرثقیل انجام میشه. نه که از ایده های خارجی استفاده نشه.

    این دوستم توی طراحی چنین سازه هایی کار می کرد. سفارش میومد که یک جرثقیل با ابعاد فلان با توناژ بهمان میخوان. هنر این آدم طراحی این سازه و محاسبه پایداری اون بوده.

    در مورد matlab گفتین. اشتباه نگیرین اون نیومد یک برنامه کاربردی همه منظوره بنویسه که بخواد کارهای طراحی رو با اون انجام بده. این برنامه کارهای محاسباتی مربوط به محاسبه پایداری سازه رو با اون انجام میداد. کاری که کرده بود این بوده که این برنامه یک سری ورودی میگرفت بعد محاسباتی انجام میداد و در نهایت مشخصات یک سازه رو پیشنهاد میداد که با توجه به ورودیها از اون سازه انتظار میره. میگفت با این برنامه همه کارهای تکراری مربوط به محاسبات رو انجام میداد.

    در مورد پویایی علمی کشور گفتین، صحبت سر اینه که اگه حقوق منحصر به فردی میخوای نباید کاری داشته باشی که همه ملت اون کار رو بلدن. اگه اون شخص نوآوری کرده یعنی اینکه در اون زمان اون شخص نسبت به دیگران متفاوته بنابراین میتونه حقوق بالاتری داشته باشه.

    من قطعا نمی خوام به دوستان وعده صد من یه غاز بدم. دارم میگم اگه توی دانشگاه سعی کردن به کار آینده فکر کنن و براش وقت بذارن و تخصص اون کار رو یاد بگیرن مطمئن باشن که براشون کار هست زیاد هم هست. اگه فقط خواستن ۱۴۰ واحد درسی پاس کنن انتظار کار یا لااقل کار خوب نداشته باشن چرا که مثل این افراد تا بخوای تو اجتماع مون زیاد هست که حاضرن با حقوق کمتر اون کار رو انجام بدن.

    از دوستم پرسیدم چه شرکتهایی بودن گفته فیروزا، فسان و آرین که خودش توی آرین کار میکرد. زنگ زدم بهش باخبر شدم یه سالی هست که برای خودش شرکت زده و کار میکنه.

    اگه کسی باور داشته باشه که موفق نمیشه من هم میگم قطعا موفق نمیشه. قدم اول برای موفق شدن باور داشتنه.

  9. پدرام ۱۳۸۷-۰۷-۱، ۴:۴۹ ب.ظ

    خطاب به مسافر :
    سلام عزیز . نه مطمئن باش بیهوده ننوشتی . اگه یه نفر باشه که همه کامنت های اینجا را می خونه منم .
    خیلی خیلی شرمنده شدم که اینقدر به زحمت افتادی . اما به دوستت سلام من را برسون و اگه جنبه شوخی داره بهش بگو عاقلان دانند ! اگر هم نه هیچی نگو و فقط سلام برسون .
    با قسمت دوم صحبتهات هم موافقم و همون حرفهای منه فقط در صنعت حداقل مکانیکی ایران حرفه یا صنعت یا کار با نرم افزاری که ۲ سال در انحصار فردی باشد نداریم .
    زنده باشی .

  10. مسافر ۱۳۸۷-۰۷-۱، ۵:۴۱ ب.ظ

    سلام پدرام. :)

    میشناسیش ؟ :)

    من کی گفتم که ۲ سال در انحصار داره؟ بگو میشناسیش یا نه؟

    منو چطور ؟ خواهشا بیشتر از خودت بگو.

  11. پدرام ۱۳۸۷-۰۷-۱، ۶:۱۵ ب.ظ

    سلام عرض کردم مسافر خوب .
    التماس دعا .
    الان افطاره وقت ندارم از خودم بگم .

  12. مداد رنگی ۱۳۸۷-۰۷-۱، ۸:۱۲ ب.ظ

    سلام زهرا جان

    تقریبا توی اکثر نوشته های تو آدم این حس “جانا سخن از زبان ما می گویی” رو داره

    کاش می شد با احترام به عقایدی که مخالف ما هم هستن،روابطمون رو ادامه بدیم.
    یعنی بدون اینکه سعی کنیم طرف رو هرجور شده مجاب کنیم تا عقیده ما رو قبول کنه، یه رابطه دو طرفه دوستانه رو که لزوما هم لازم نیست که خیلی صمیمی و عمیق هم باشه ، حفظ کنیم

  13. سمیه ۱۳۸۷-۰۷-۱، ۱۰:۰۰ ب.ظ

    زهرا جان فکر می کنم این بار تند رفتی. دوست دارم باهات درباره آنچه نوشتی بحث کنم. شفاف ننوشته بودی. خواهشم اینه همونطور که من فهمیدم موضوع رو شفاف کن، اونوقت بحث می کنیم بانو

  14. داود. ۱۳۸۷-۰۷-۱، ۱۰:۳۳ ب.ظ

    خوب نیست آدم تا آخر عمرش در لجن دست و پا بزنه. تو که هیچ ارزسی برای خودت قائل هستی ممکنه این نظر رو داشته باشی و در لجن جمهوری اسلامی دست و پا بزنی ولی دیگران اینگونه نیستند.

  15. حجت ۱۳۸۷-۰۷-۱، ۱۱:۲۷ ب.ظ

    سلام
    میبینم که نظر من این دفعه تایید شده :-)
    من تازه متوچه منظورت درباره کاربر اول و کاربر دوم شدم . حالا چون خودت مستقیما نام نبردی از هر دو کاربر من هم اسمی نمیبرم. ولی فکرمیکنم در مورد کاربر دوم کمی تند رفتی و عجولانه قضاوت کردی. من تا اونجایی که ایشون رو میشناسم خط فکریش همین بوده که هست و فکر هم نمیکنم برای خوشایند کسی مطلبی بنویسه. در ضمن اینقدر هم حرف عجیبی نزده حالا که اینهمه واکنش داشته.

  16. Ali fkr ۱۳۸۷-۰۷-۲، ۲:۲۰ ق.ظ

    بدون تعارف میگم که دیگه داشتم از خوندن نوشته های وبلاگت پشیمون میشدم :)
    اما این پستت رو تقریبا نوش کردم

  17. کتایون ۱۳۸۷-۰۷-۲، ۲:۲۶ ق.ظ

    تازه دوزاریم افتاده که کیو میگی

    همون ۲ نفری که اغلب تو فرند فید پای نوشته های همدیگه دل و غلوه رد و بدل می کنن

    اون خانمه که معرف حضوره. یه چادری بدبخت که میخواد خودشو مدرن نشون بده منتها خوب بلد نیست از طرفی باید چادرشو رو سرش نگهداره از طرفی باید توجه فلان آقا و بیسار اقا و فلان رسانه خارجی و فلان تایتل رو تو بالاترین جلب کنه

    مشکل درد شهرته زهرا خانم
    جدی نگیر

    در پایان دختر تو هنوز بچه ای. سعی کن با اینجور آدمها در نیفتی همون خانمی که میگی همه اعضای خانواده اش اطلاعاتین. مطلعی که ممکنه چقدر برات بد بشه حواستو جمع کن بچه جان

    بزرگ که شدی می فهمی سیاست یعنی چی و نباید خودتو قاطی این بازیا کنی

  18. داوود ۱۳۸۷-۰۷-۲، ۲:۳۶ ق.ظ

    بی شعور عوضی
    چقدر از نظام مقدس ج . ا پول میگیری برای نوشتن این اراجیف
    مطمئنم سرویس حقوقی خوبی بهت میدن
    مزدور احمق

  19. شیروا ۱۳۸۷-۰۷-۲، ۳:۳۰ ق.ظ

    کلیت حرف درسته اما مصداق‌ها. معتقدم بی‌انصافی کردی.

  20. کریمی ۱۳۸۷-۰۷-۲، ۳:۳۵ ق.ظ

    سلام
    جنگ تحمیلی دشمن و دفاع مقدس ما
    http://www.fasleagahi.com/?p=87
    یاعلی ع

  21. سروش ۱۳۸۷-۰۷-۲، ۳:۵۵ ق.ظ

    اگه بتونی یه خرده ذهنت رو از اینی که هستی منسجم تر کنی موفق تر خواهی بود

  22. bebin ۱۳۸۷-۰۷-۲، ۳:۵۹ ق.ظ

    ‫آیا دینی که حقوق دیگران را پایمال میکند شایسته بی احترامی نیست؟ مثلا:

    ‫یک. مرد ۶/۱ از اموال زن خود را به ارث میبرد. زن فقط ۸/۱. در ضمن این ۸/۱ هواییه. یعنی زن از بنای ساختمان ارث میبرد، نه از خود ملک.
    ‫دو. زن باید همه خواسته های جنسی شوهرش را تا آخر عمر بپذیرد، چه بخواهد چه نخواهد. ولی مرد میتواند همسرش را طلاق دهد.
    ‫سه. اگر یک مرد زنی را بکشد، خانواده زن فقط با پرداخت دیه میتواند مرد را قصاص کند. اگر یک زن به شوهرش که مجبور است تا آخر عمر با او زندگی کند، خیانت کند سنگسار میشود.

    ‫احترام باید متقابل باشه!
    ‫در ضمن کار دین از بی احترامی گذشته. به سنگسار و شلاق رسیده. احترام بخوره تو سرش!
    ‫من نمیدونم تو احساساتی هستی راجع به دین یا اینکه واقعا فکر میکنی دین حرف حسابی میزنه؟
    ‫از خواب بیدار شو.

  23. آزاده ۱۳۸۷-۰۷-۲، ۶:۴۴ ق.ظ

    دوست عزیز، نمیدونم چطور میشود با این قطعیت راجع به دو آدم که فقط از دریچه دنیای مجازی میشناسیشون قضاوت کنی. و در ضمن از نظر من پافشاری روی یک عقیده لزوما نکته مثبتی نیست.

  24. الهام ۱۳۸۷-۰۷-۲، ۹:۲۹ ق.ظ

    خیلی کودکانه نوشتی!!

  25. مسلم ۱۳۸۷-۰۷-۲، ۱۰:۴۵ ق.ظ

    من قبلا اینو تجربه کردم و میدونم چی میگید، این مساله اگرچه ممکنه برای بعضی عجیب یا مثلا مسخره باشه اما اونقدرها مهم نیست که بخاطرش یه رابطه قطع بشه. یا حق

  26. مستانه ۱۳۸۷-۰۷-۲، ۱۰:۵۳ ق.ظ

    زهرا جان باز هم مثل همیشه خیلی راحت راجع به دیگران قضاوت کردی.
    مهم نیست که ما می فهمیم اون دو نفری که تو راجع بهشون حرف زدی چه کسانی هستند یا نمی فهمیم. مهم اینه که تو خیلی راحت به خودت اجازه می دی دیگران رو قضاوت کنی در حالیکه مومنان واقعی این کار رو نمی کنند و قضاوت رو واگذار می کنند به خدا.
    حضرت علی توی یه خطبه از نهج البلاغه خصوصیات دوستانش رو گفته و اتفاقا یکی از این خصوصیات اینکه که دوستان من قضاوت نمی کنند.
    اگه دوست داشتی خلاصه این خطبه رو اینجا بخون

    http://baadbadak.blogsky.com/1387/07/02/post-190/

    امیدوارم موفق باشی.

  27. amin ۱۳۸۷-۰۷-۲، ۵:۰۸ ب.ظ

    نوشتی «از نظر من دوستی سالم و دو طرفه یعنی اینکه دو طرف بتونن همدیگه رو تعدیل کنن، نه اینکه یکطرفه باشه، یعنی فقط یه نفر، نفر دوم رو به دنبال خودش بکشه و سعی کنه تغییرش بده!»
    با شناختی که ازت پیدا کردم،میتونم بگم به این حرفت حتی ذره ای اعتقاد نداری. :)
    با نظر آزاده و مستانه هم موافقم.

  28. حکیمه ۱۳۸۷-۰۷-۲، ۸:۳۵ ب.ظ

    با عرض سلام خدمت زهرا خانم گل.نماز و روزت قبول. بنده هم اون کاربر دوم رو از نزدیک میشناسم. مطمئنم که هم یه آدم عاقل و منطقی هست و هم صداقت لازم رو تو حرفها و نوشته هاش داره. راستش رو بخوای ناراحت شدم در موردش اینطور قضاوت کردی. بدت نیاد ها ولی حتی یک سطر از نوشته هات رو هم درموردش قبول ندارم. نا منصفانه بود. تا اونجایی هم که میشناسمش خوب تونسته ظاهر و باطن مذهب رو با هم جمع کنه. تا به حال هم توهینی به ارزشهای من و تو نکرده تو نوشته هاش. هر چی بوده قابل تامل بوده.
    مبحث تکراری “تفاوت تخریب با انتقاد” رو هم حتما خودت بهتر از من میدونی. منتظر یک انتقاد منصفانه از شما هستیم. البته نه در مورد شخصیت طرف (چون به من خواننده ربطی نداره). همون چیزهایی که فکر میکنی به ارزشهات توهین شده همون ها رو توضیح بده تو وبلاگت. منطقی و به دور از احساس.

  29. ماندگار ۱۳۸۷-۰۷-۳، ۸:۰۷ ب.ظ

    هرچی سعی میکنم نمی تونم شما و امثال شما رو درک کنم.
    همه نوع آدمی رو دیدم و ولی وقتی به شما میرسم نمی تونم

    اینکه شما هر حرفی مخالف با خودتون رو توهین میدونید
    اینکه شما فکر میکنید در ایدئولوژی شما نقصی نیست

    بخدا که من هیچ توهینی ندیدم.

  30. دانشطلب ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۷:۱۲ ق.ظ

  31. محسن ۱۳۸۷-۰۷-۵، ۸:۱۹ ق.ظ

    سلام .خودت میگی دنیای مجازی یعنی جایی که جا برا خود آدما نیست یعنی محلی که فقط جای کلماتی که مینویسی - دقیقا” مینویسی نه میگی - یعنی اگرم بخوای عینیش کنی حداکثر یه کیبوردیو میتونی مالک اون ایده بدونی که تایپش کرده که بی ربطه اما اگه این دنیا رو تجلی آیه ای بدونی که بشارت میده به بنده هایی که گفته هارو میشنون و بهترینشو انتخاب میکنن اولا” قبول میکنی که آفرین به مبدع مسلمون اینترنت و دوم کاربر اول و دوم رو واقعا” کاربر اول و دوم میدونی که یکیش تو گفت اونیکی چیزی دیده که بنظرش بهتر از ایده خودشه و چون بالغه و مسول تربیت خودش تو دید وعقیدش تاثیر داشته حالا خوشت بیاد یا بدت اگه حرفت حسابه بنویس که اگه از دل صافی اومده اثر داره اما گه نه به دل خودت رجوع کن و اعتقادت شاید خیلی درست نرفتی اگه هم عقلت و دلت هردو تاییدت کردن هم که راه خودتو برو اما با اینهمه تعصب که تو داری و پیشداوری بعیده ادب تازه ای پیشه کنی که مردی میخواد راستش کسایی هم که تو نظراتشون تاییدت کردن هم بنظر بیشتر همفکرات میان بنابر این احتمالا” اونام تایید تو رو تایید نظر خودشون بدونن اصراری ندارم شماها رو تحلیل کنم یا در موردتون قضاوت کنم اما اینجای دنیای مجازو جای خوبی دیدم ایده خودم رو بدم . نماز و روزتون قبول

نظر شما