۱۳۸۷-۰۷-۱
کاش آدمها، خودشون باشن
* من یه اخلاقی دارم که شاید از نظر خیلیا بد باشه ولی من دوستش دارم و اونم اینه که وقتی میبینم کسی به اعتقادات من و یا دیگران توهین میکنه، حالا هرچقدرم طرف آدم مهمی باشه و از نظر دیگران کاملا موجه باشه از چشم من می افته! یعنی نه اینکه باهاش قطع ارتباط کنم ولی هیچوقت دوست صمیمی ای رو هم باهاش برقرار نمی کنم.
از طرفی این نظر رو هم دارم که آدم نمیتونه توجه همه رو جلب کنه. میتونه یه آشنایی با دیگران برقرار کنه ولی حقیقتا هیچکس قادر نیست با همه طیف های اعتقادی دوستی صمیمی ای داشته باشه! یعنی مثلا کسی وجود نداره که بتونه نظر همه رو جلب کنه! و اساسا به نظر من نیازی هم به این کار نیست! وقتی کسی اصرار داره یعنی حتما یه جای کار لنگه!
* یه چیزیم داریم توی دوستی هامون به اسم وزن دوستی. یعنی اینکه تاثیر این رفاقت بیشتر روی چه کسی هست و به قول معروف کی داره کی رو دنبال خودش می کشه؟ از نظر من دوستی سالم و دو طرفه یعنی اینکه دو طرف بتونن همدیگه رو تعدیل کنن، نه اینکه یکطرفه باشه، یعنی فقط یه نفر، نفر دوم رو به دنبال خودش بکشه و سعی کنه تغییرش بده!
*یه چیز دیگه ای هم هست و اونم اینکه برخی از مذهبی های جامعه ما، منظورم اونایین که ظاهرشونم مذهبیه مثلا چادریها و یا اونهای که محاسن بلند دارن (الان منظورم به هیچ وجه همه شون نیست منظورم اونهایین که مجبورن به هر دلیلی حفظ ظاهر کنن به خصوص اگه طرف اعتقاداتش عمیق نباشه) از اونجائی که میدونن الان دید غالب علیه اوناست (که اونم متاسفانه به خاطر برخی قوانین محدود کننده ست)، هی تلاش مضاعف و مذبوحانه ای می کنن برای اینکه نشون بدن، عقب مونده نیستن و مدرن فکر می کنن و اصلاح طلبن و متاسفانه اینطور میشه که از اونور بوم می افتن! در حالیکه همه ما میدونیم مدرن فکر کردن حالا چه تو سیاست چه اجتماع و چه دین، اساسا ربطی به پوشش نداره ولی وقتی طرف تو نوشته هاش تاکید بر این داره، یعنی اینکه لابد براش مهمه!
* اینهایی که گفتم هم تو دنیای واقعی نمود داره و هم توی دنیای مجازی! چند وقت پیش، در سالگرد یه حادثه ای، یه کاربری، یه مثلا لطفی به یه کاربر دیگه کرد، از اون به بعد تغییر رفتار کاربر دوم شروع شد! توی این مدت کاربر دوم تمام تلاشش رو کرده که شبیه کاربر اول بشه و یا توجه اون رو توی هر زمینه ای جلب کنه! حالا اون کاربر اول بی خیال دنیا و حتی دوستیش با کاربر اول داره به بی خداییش و توهیناش به خدا و وطن و در افشانیش توی همه زمینه ها میپردازه! کما فی السابق! اما نکته تاسف بار اون کاربر دوم هست که چشمش رو به روی اینها بسته و هر روز بیشتر داره به سمتی کشیده میشه که اون اولی براش برنامه چیده! و اتفاقا چقدرم به نفع کاربر اول هست که این دومی دیگه داره خود ساخته به اون سمت میره! اون کاربر اول در این زمینه خیلیم هوشمندانه عمل کرده! منظورم نوع انتخابش از کاربر دوم هست! چون همیشه بهترین راه اینه که کسی از درون خود یک نظامی شروع به انتقادهای چپکی بنی اسرائیلی ازش بکنه، به خصوص اگه از نظر ظاهری و تحصیل کردگی مورد تائید اون نظام هم باشه! و از طرفی پارتیش هم اونقدر کلفت باشه که خطری تهدیدش نکنه!
* میدونین توی یه دوستی ساده به نظر من هیچ نیازی نیست طرفین هم اعتقاد و یا هم فکر باشن! خوبه شباهتهای فکری داشته باشن و این شباهتها این دوستی رو بیشتر تقویت می کنه! ولی وقتی این دوستی عمق پیدا می کنه، دیگه من نمیتونم با کسی که با چاپلوسی و سوء استفاده از من، به ساده ترین باور ها و اعتقادات من توهین میکنه دوست باشم و باهاش عشقولانه داشته باشم و لایک بزنم و تائیدش کنم نه؟! حالا چه اهمیتی داره مدام منو تائید میکنه و لینک میده و تحسین می کنه؟! من که نباید خودم رو به این لذتهای چیپ بفروشم! اتفاقی که داره می افته واقعا عجیبه! حالا کار به جائی رسیده که کاربر دوم دقیقا همونی شده که اولی میخواد یعنی انگار هیچ چیز مثبتی توی چیزی که هست رو نمی بینه! یه آدمی که مشخص نیست به کدوم طرف بنده؟! چی میخواد؟! اصولا جهان بینیش چی هست؟! بالاخره مذهبی هست یا فقط ظواهرش رو قبول داره؟! حالا کم کم به انکار خدا هم میرسه! مگه اینکه کسی بهش تلنگر بزنه هی فلانی کجا کجا؟! البته کاربر اول، کلا میخواد همه اینطور بشن و هر چیزی رو که میگه تائید کنن و راجع بهش حرف بزنن و …
* این دنیای مجازی هم شده عین دنیای واقعی! گاهی اوقات که وزن دوستی یکسان نیست و اساسا یکی احساس کمبود می کنه، مدام به طرف فرد دیگه ای کشیده میشه. تا حالا دقت کردین مثلا توی دوستی هامون احساس می کنیم، فلان دوستمون کم کم داره مدل حرف زدنش و ادا و اطوارهاش شبیه خودمون میشه؟ من توی اینجور مواقع کم کم از اون فرد فاصله میگیرم چون این احساس که یه نفر توی رابطه دوستی فکر کنه من از اون سر تر هستم، خیلی آزارم میده!
* همه اینها رو گفتم که بگم این چیزا منو ناراحت می کنه! چیزی که من دوست دارم اینه که آدمها خودشون باشن! به خودشون و باورهاشون مطمئن باشن! قرار نیست همه ما شبیه هم باشین و خط فکریمون شبیه هم باشه! استقلال و تفاوت دیدگاهها اساسا چیز خوبیه! و اون چیزیم که من دوست دارم افرادین که با وجود مخالفتهای دیگران، روی چیزی که به نتیجه رسیدن که درسته، اصرار بورزن و از بیانش ابایی نداشته باشن! و اگه روی صحت اعتقاداتشون مطمئن نیستن لطفا ظواهرش رو هم رعایت نکنن که بقیه به اشتباه بیفتن!

