آیا تقلب علمی به سیاست ربط دارد؟!

* امروز تو رادیو یه آقایی که اسمشو یادم نیست داشت ماجرای تقلب مقاله ای خانم معصومه ابتکار رو ماست مالی میکرد. (توضیح تقلب به طور خلاصه) اگه بدونین چقدر حرصم گرفت وقتی که گفت این یک روال طبیعی هست که اکثر اساتید  به عنوان تکلیف درسی از دانشجوهاشون میخوان در یک زمینه ای تحقیق علمی بکنن تا سواد دانشجو بالاتر بره!
این آقای محترم یادشون رفته که در این مملکت فراوانند اساتیدی که کتابهایی نوشتن که خودشون ترجمه نکردن، مقالاتی نوشتن که خودشون روش کار نکردن و … یعنی اینطور بوده که برخی از اساتید به عنوان تکالیف درسی کارها و تحقیقات خودشون رو میدن به دانشجو و بعد بدون اینکه از دانشجوی بدبخت اسمی ببرن، به نام خودشون تموم می کنن! اصلا خنده داره برخی از کتابها رو که میخونی ادبیات فصول مختلف کتاب با هم فرق داره و تابلوئه که افراد مختلفی ترجمه اش کردن و استاد محترم هم فرصت ویرایش نداشتن و یکراست داده به ناشر!

* جالبه که بدونین خانم ابتکار در توضیح این شباهت ۸۵ درصدی مقاله تقلبی شون با مقاله اصلی، فرمودن که همه کارها رو خودشون کردن و یک دانشجویی فقط زحمت تایپ و اینها رو برعهده داشته، برای همین بنده اسمشون رو توی مقاله نیاوردم! و بعد در جای دیگه ای فرمودن که این دانشجو اصلا  تحقیقات لازم رو انجام نداده و بنابراین ادعایی نداشته! یعنی به عبارتی ایشون تحقیق و خلاصه نمایی و همه چی رو انجام دادن و الانم چون تقلب رو شده اون دانشجو بدبخت بوده که فقط تایپ کرده و بنابراین منبع رو هم لابد جا انداخته! سوال اینجاست که اون دانشجوی بیچاره از ترس نمره اش اصولا قادر به ادعایی هم بوده؟! تازه اگر دانشجوی دودری نبوده باشن که آخر ترمی صرفا برای خودشیرینی مقاله ای تقدیم استاد نموده باشن که نمره بگیرن!

* اما در این بین و حین سیاسی کردن این مسئله از طرف اصول گرایان جالب توجه تره! چون خانم معصومه ابتکار جز اعضای رده بالای حزب اصلاح طلبان تشریف دارند. مثلا به این تیتر رجا نیوز توجه کنین و اینکه توی متن به وضوح/شایدم عمدی آوردن که خانم ابتکار “معاون رییس جمهور در دولت اصلاحات”! البته که منطقا بین تقلب این خانم و بدنام شدن اصلاح طلبان ربطی وجود نداره ولی من از یه جهتی برای سیاسی کردن این قضیه به اصول گرایان حق میدم ها! چطور قضیه مدال طلا گرفتن ساعی افتخاری برای اصلاح طلبان بود و اصلاح طلبان محترم به طرز خنده داری مدال ساعی رو تبریک میگفتن و تازه یادشون اومده بود که ساعی تو شورای شهر هست و باعث افتخار حزبش شده و حرف های چندش آور اینطوری سر یک مدال ورزشی ملی! یعنی چطور اینها مدال گرفتن ساعی رو میتونستن سیاسی و به نفع خودشون کنن به جهت اینکه جز حزبشون بوده ولی تقلب علمی و آشکار خانم ابتکار یه مسئله شخصیه و به اصلاح طلبان مربوط نیست؟!

* البته این چیزها فقط توی ایران نیست ها! یعنی چسبوندن گند شخصی اعضای حزب به کل دودمان حزب! این عکس بالا رو نگاه کنین! خیلیا به خاطر این عکس و یا عکسهای اینطوری میگن که بچه های خانواده سارا پالین تربیت خانوادگی ندارن و همین عکسه یعنی واکنش بچگانه این کوچولوهه یه سری بهانه ای شد برای اینکه برخیا بگن ادعای بسیاری از اعضای درجه یک حزب جمهوری خواه مبنی بر دفاع از خانواده و تربیت خانوادگی و مذهب و اینها کشکه! کلا، اینکه هرجا بری آسمان همین رنگه:دی

* حالا حداقل انتظار میرفت تقلب که به این تابلوئی هست خانم ابتکار به جای اینکه بگن از قلم افتاده که منبعی رو ذکر کنن (هر چند این اندازه از تقلب [به عکس پائین صفحه دقت کنین] و عوض کردن ۴ تا کلمه ربطی به چیزی که میگن نداره) ای کاش از جامعه علمی عذرخواهی می کردن!
و در پایان اینکه دلم نمیاد بدجنسی نکنم و بگم که اگه به خاطر نمره بوده اون دانشجوهه هرکی بوده، خوب کرده حال همچین استادی رو گرفته و تقلب کرده:D

۲۶ نظر

  1. حمید ۱۳۸۷-۰۷-۲۳، ۱۰:۳۵ ب.ظ

    اون پاراگراف آخری رو کشکی گذاشتی،که یه متلکی هم به آمریکا گفته باشی ها؟کلک.

    جواب به این نظر

  2. پدرام ۱۳۸۷-۰۷-۲۳، ۱۰:۵۹ ب.ظ

    به قول سعدی :
    گدائی به در خانه ی صاحب نعمتی رفت , زمستان بود و نیمه شب و هوا سرد , در زد , جوابش را ندادند , و سگ ها به طرفش حمله بردند , و او در می رفت , که دید هجوم آوردند , رفت تکه سنگی بردارد به آنها بزند , دید سنگ به زمین یخ بسته ! فریاد زد عجب زمانه ای سگ ها را رهانیده اند و سنگ را بسته اند !
    وقتی قدرت و امکان دفاع , پرسش و پاسخ نباشد هر مسئولی ابتکاری برای حقه بازی و خر خود را روندن بکار می بندد . به قول شاملو : روزگار غریبی ست , نازنین . اینگونه است که سه یا چهار طبقه به معنای اعم گاه در یک طبقه به معنای اخص قرار می گیرند و آن طبقه ی حاکم است و سایرین رعیت هایی در خدمت این اربابان تا جایی که زحمت دکتر و مهندس و غیره شدن این اربابان را به دوش بکشند .

    جواب به این نظر

  3. چشم شیدا ۱۳۸۷-۰۷-۲۳، ۱۱:۴۹ ب.ظ

    ما یه همایشی داریم برگزار میکنیم از شرایط ارسال مقاله اینه که یه استاد تعهد حق کپی رایت رو قبول کنه !

    جواب به این نظر

  4. ©Mersoft® ۱۳۸۷-۰۷-۲۴، ۱۲:۳۶ ق.ظ

    خنک آن قمار بازی که بباخت آنچه بودش/بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
    سلام!
    خیلی وقت بود می خواستم توی تنها وبلاگی که قدیما نظر می دادم نظر بدم ولی روم نمی شد. همیشه اینجارو می خونم اخیرا رفت آمد به قزوین باعث شده وقت نکنم نظر بدم , ببخش
    تا بعد

    جواب به این نظر

  5. سروش ۱۳۸۷-۰۷-۲۴، ۱:۰۳ ق.ظ

    اسم حسین درخشان در بلاگ رولینگت بد جوری خودنمایی میکنه

    جواب به این نظر

  6. پرویز ۱۳۸۷-۰۷-۲۴، ۱:۰۹ ق.ظ

    درود بر شما دوست گرامی
    وبلاگ پرویز برگ سبزیست
    تقدیم به شما عزیز شامل:
    شعر،اخلاق،طنز،نقد و……….
    همچنین پیرامون : پیامبر اسلام
    ، بهرام مشیری ، دکتر سروش
    شریعتی،حافظ ،فردوسی و …
    _____________________
    منتظر حضور و نظر شما هستم

    جواب به این نظر

  7. نگار سلیمانی ۱۳۸۷-۰۷-۲۴، ۸:۲۰ ق.ظ

    زهرا جان
    چه کار خوبی کردی در تالار فردوسی خودتو آفتابی نکردی! شب خوبی بود و اتفاقاً به خوبی از شما یاد شد. اغلب بچه ها وبلاگ پرمحتوایت را می شناختند و در باره آن صحبت می کردند.
    موفق باشی.

    جواب به این نظر

  8. عادل ۱۳۸۷-۰۷-۲۴، ۸:۲۴ ق.ظ

    سلام … تبریک ما رو هم از بابت برتر شدنتان پذیرا باشید …

    جواب به این نظر

  9. زهره ۱۳۸۷-۰۷-۲۴، ۸:۵۸ ق.ظ

    هر کسی تحصیلات تکمیلی رو گذونده باشه به همچین اساتیدی بر خورده! ما اساتیدی داشتیم که رسما و عملا اینکارو میکرد و کلی منت هم سر ما میذاشت که همین که من حرکتی در شما ایجاد کردم و شما رو وادار به پژوهش و مقاله نویسی کردم از سرتون زیادیه و تازه در قبال کاری که کردین نمره می گیرین پس مفتکی نبوده!! حالا یکی نبود بگه آخه تو هم مفتکی چیزی به ما یاد ندادی و تو هم داری حقوق هیات علمی میگیری !!! البته بگما استادهای بی ادعا و استاد به معنای واقعی کلمه هم کم نداشتیم که حتی براشون مهم نبود اسمشون رو پای مقالات منتج از پایان نامه بنویسیم یا نه.

    جواب به این نظر

  10. مریم - صندوقک ۱۳۸۷-۰۷-۲۴، ۱۰:۵۷ ق.ظ

    کلا نباید تقلب می کرده که کرده

    جواب به این نظر

  11. ازوپ ۱۳۸۷-۰۷-۲۴، ۱۱:۳۷ ق.ظ

    شما تقریبا یکی از جنسیت انگارترین افرادی هستی که در عمرم وبلاگشونو خوندم !!!!
    عجب عبارتی : (( قبل از هر چیز من یک دخترم ! ))
    یعنی شما جدا از اون دسته افرادی هستی که ماهیت ، اولویت و خلاصه همه چیزشون به نحوی وابسته به جنسیتشونه !
    البته این داستان ، داستانی کاملا ایرانی است
    تنها یک مشکل کوچولو دارد ، من این جنسیت انگاری را زیاد دوست نمی دارم !
    همیشه مرد و زن را دو جنس متفاوت اما با قابلیت های یکسان دیده ام و در زمره احساسات تحمیلی توسط خدای دولت ها همیشه ادراکم لک زده اساسی …

    جواب به این نظر

  12. زهرا ۱۳۸۷-۰۷-۲۴، ۱۲:۳۷ ب.ظ

    ازوپ:
    من متوجه وابستگی به جنسیت نشدم
    منظورتون چی بود ؟! الان توی این پست چی بود که این نتیجه رو گرفتید؟

    جواب به این نظر

  13. راهنما ۱۳۸۷-۰۷-۲۴، ۲:۲۰ ب.ظ

    سلام
    یا تورم روی اعداد تاثیر گذاشته؛
    یا به اسم مالیات چیزی ازش کسر می‌شه؛
    یا سواد من نم کشیده که نمی‌دونم حاصل جمع ۴ با ۳ چند میشه؛ قبل از انقلاب که ۷ می‌شد!
    یا این که ماشین حساب پست “یک راز بزرگ” خراب شده که هر چی سعی می‌کنم پیام بذارم می‌گه اشتباه حساب کردی :)

    جواب به این نظر

  14. سمانه ۱۳۸۷-۰۷-۲۴، ۳:۲۱ ب.ظ

    وای ما هم تو دانشکده هنرهای زیبا یه دونه از این استادا داریم که با همین ترجمه های دانشجویی بی جیره مواجب و حتی بی نام و نشون! ۵۰۰ تا کتاب ترجمه کرده و اخیرا هم به مقام پروفسوری نایل آمده!
    جالب اینه که تو دانشکده فنی هم واحد داره ولی هیشکی آدم حسابش نمی کنه اونجا.
    (اونایی که باید بشناسن میشناسن)

    جواب به این نظر

  15. سپیده ۱۳۸۷-۰۷-۲۴، ۶:۳۲ ب.ظ

    سلام
    انتخابتو تبریک میگم واقعا حقت بود ……کاش می رفتی به جشن
    درباره این مطلبت هم چه جراتی داشته اون دانشجو دمش گرم….

    جواب به این نظر

  16. ناشناس ۱۳۸۷-۰۷-۲۴، ۶:۳۹ ب.ظ

    یک نمونه :
    آقای جعفر نژاد قمی که کلی کتاب کامپیوتری در رابطه با برنامه نویسی و … چاپ کرده و در بازار فراوان یافت می شه و اسم خودش هم گذاشته مولف! و مهندس ، مدرک زبان انگلیسی داره و متن کتابهاش رو از روی کتابهای خارجی می دزده و می ده به دانشجوهاش ترجمه کنند. باید حتما تا حالا اسمش رو شنیده باشید.

    جواب به این نظر

  17. M ۱۳۸۷-۰۷-۲۴، ۶:۴۲ ب.ظ

    یک نمونه :
    آقای جعفر نژاد قمی که کلی کتاب کامپیوتری در رابطه با برنامه نویسی و … چاپ کرده و در بازار فراوان یافت می شه و اسم خودش هم گذاشته مولف! و مهندس ، مدرک زبان انگلیسی داره و متن کتابهاش رو از روی کتابهای خارجی می دزده و می ده به دانشجوهاش ترجمه کنند. باید حتما تا حالا اسمش رو شنیده باشید .

    جواب به این نظر

  18. ازوپ ۱۳۸۷-۰۷-۲۴، ۶:۴۴ ب.ظ

    صحبتم راجع به پست قبلی جایی برای دل خودم بود …
    گرچه صحبتم تنها مربوط به این پست نبود و کلا احساس شخصیم نسبت به شخص تو بود با خوندن بسیاری از پست هات ! همین

    جواب به این نظر

  19. شیخ حقگو ۱۳۸۷-۰۷-۲۴، ۸:۰۵ ب.ظ

    ۱/ راستش جریان رو هنوز پیگیر ی نکردیم که ببینیم جریان از چه قراره
    ۲/ این اصولگراها برن مدارک تقلبیشونو اصلاح کنن حالا احتمالا این مقاله چیز چندان مهمی در مقابل مدرک دکترای افتخاری نخواهد بود قطعا.
    ۳/ در مبارزات غیر سالم همچین چیرایی هست یه چیزی به نام تخریب.
    تمام انسانهای دنیا جاه طلبن و برای رسیدن به قدرت هر کاری میکنن. ایرانی و امریکایی هم نداره ولی توی افراد مختلف نوع تلاشها میتونه متفاوت باشه
    ۴/ واقعا انسان باید خیلی بزرگ و با مناعت طبع باشه که در مواقع اشتباه عذر خواهی کنه که این برای خیلیا اصلا اسون نیست.
    موفق باشی.

    جواب به این نظر

  20. امید ۱۳۸۷-۰۷-۲۴، ۸:۰۹ ب.ظ

    میگم کلی تو پست قبلی راجع به نوع پوششت گفتی که مثلا بگی چادری نیستی . تا اونا که میان وبلاگت رو میخونن از مطالبت استنباط نکنن که چادری هستی !!!!!!!!!!
    یعنی چادری ها اینقدر بدن دی…..

    جواب به این نظر

  21. شیخ حقگو ۱۳۸۷-۰۷-۲۴، ۸:۱۲ ب.ظ

    این اقا پدرام هم حکایتی رو که گفته اند از سعدی است اشتباهه.
    اصلش اینکه یه شاعری برای چاپلوسی یه شعر در باره امیر دزدان میگه که یه پاداشی چیزی بهش بدن و اونم لختش میکنه توی سرمای زمستون و ولش میکنه و بقیه حکایت درسته. (: دی

    جواب به این نظر

  22. زهرا ۱۳۸۷-۰۷-۲۴، ۸:۲۶ ب.ظ

    ای بابا
    به امید:
    من کی گفتم چادری ها بدن یا مانتویی ها خوبن و یا بالعکس؟!! اصلا تو پست قبلی من سرچ کردم کلمه چادر نبود

    آیا؟!

    جواب به این نظر

  23. پدرام ۱۳۸۷-۰۷-۲۵، ۳:۲۰ ب.ظ

    خطاب به شیخ حق گو :
    در پست بعدی می تونی ببینی در کجا می تونی بفهمی حکایت اشتباه نیست .

    جواب به این نظر

  24. ali ۱۳۸۷-۰۸-۲، ۷:۱۹ ب.ظ

    کردان چی؟

    جواب به این نظر

  25. ناشناس ۱۳۸۸-۰۳-۲۸، ۹:۴۹ ب.ظ

    آمار اعلام شده در شبکه خبر در ساعات اولیه به گونه ایست که مجموع رای ۴ کاندید در یک ساعت از کل آرای اعلام شده بیشتر می شود در ساعت بعد مساوی و در ساعت بعد کمتر
    همچنین آراء محسن رضایی در آخرین خبر از ساعات قبلی کمتر اعلام شد
    اگر کسی فیلم آنرا در اختیار دارا آنرا تکثیر کرده تا دروغگویان رسوا شوند.

    جواب به این نظر

  26. ناشناس ۱۳۸۸-۰۳-۲۸، ۹:۵۲ ب.ظ

    درضمن شبکه ۲ در بخش ویژه خبری پیامک مردم رو به شماره ۳۰۰۰۲۲۳۰ می خونن.فکر کنم ؟آقایون خوابن .یکی بهشون بگه که سیستم SMS قطعه!!!!!!!!!!!!!همه کاراشون همینطوریه؟

    جواب به این نظر

نظر شما