آنها هشت نفر بودند…

* آنها هشت نفر بودند. احتمالن هر کدامشان از یک جای ایران، از خانواده هایی متوسط و پایین که حتی عموجان گروهبانی هم نداشتند توی بساط فامیل که پارتیشان شود برای نرفتن به پاسگاه مرزی سیستان و بلوچستان. شاید شبها می نشستند به حرف زدن، یکی از روستایش میگفته، آن یکی از دختر عمویش که دلش را برده، دیگری در مورد تجربه صکثی که هرگز نداشته خالی بندی میکرده… هشت نفر بودند توی یک پاسگاه مرزی نزدیک کشور دوست و برادر پاکستان! یک شب مثل همه شب های خدا، آمدند، گرفتند، بردند و کشتند شان به همین سادگی…
به همین سادگی هشت نفر از بی پناه ترین بچه های این مملکت را کشتند و هیچکس غمگین نشد و سر تا ته این وبلاگستان عظیم پارسی که برای پل نیومن خودش را جر داد یک خط ننوشت از هشت سرباز صفری که بخاطر هیچ، آن آدمخوار رذل، ریگی، سرشان را برید. آنها هشت نفر بودند که حالا دیگر نیستند، به همین راحتی، به همین تلخی…

* متن رو بدون سانسور از اینجا کپی کردم… خیلی حالم بد شد خیلی خیلی زیاد :((

پانوشت: یاد بحثهای بیهوده ی اینجا و همین طور اینجا، سر همین گروهک افتادم. میگم که چیزی که ارزش نداره، انگار جان آدمهاست. دلم برای این سربازهای غریب میسوزه. برای مرگ وحشتناکی که داشتن، برای لحظات آخر عمرشون که به سختی گذشته… برای تمام ترس و وحشتی که توی آخرین لحظات زندگیشون تحمل کردن، برای خانواده های داغدارشون… برای همه… اصلا هیچی، هر چی بنویسم اونا زنده نمیشن، هیچی عوض نمیشه. وحشتناکه:(
الان این متن خیلی حالم رو بد کرده:(

۱۶ نظر

  1. هزاران نقطه ۱۳۸۷-۰۷-۱۵، ۱۲:۵۰ ب.ظ

    وقتی جان بی ارزش شد…

  2. خانمه ۱۳۸۷-۰۷-۱۵، ۱:۲۵ ب.ظ

    واقعا همه کشته شدن به این بی سر و صدایی؟؟؟

  3. میرزا ۱۳۸۷-۰۷-۱۵، ۱:۲۷ ب.ظ

    واسه نجات یک قاتل از قصاص تو همین فضای مجازی چه کمپینایی که راه نمی افته. چون طرف یا پولدار یا کسایی رو می شناسه. ولی این بدبختا چون کسی رو نداشتن بی سر و صدا کشته شدن. واقعاً دنیای بی عدالت و ظالمی داریم ما.

  4. صندوقک ۱۳۸۷-۰۷-۱۵، ۱:۵۱ ب.ظ

    روزانه هزاران نفر می میرند بدون اینکه برای آنهایی که می توانند کاری بکنند اهمیت داشته باشد این مهم است.

  5. رهگذر ۱۳۸۷-۰۷-۱۵، ۲:۰۸ ب.ظ

    بله به همین سادگی. به همین سادگی متأثر شدیم و به همون سادگی هم از کنارش گذشتیم.

    یا اِلـهی وَسَیِّدی وَرَبّی، اَتُراکَ مُعَذِّبی بِنارِکَ بَعْدَ تَوْحیدِکَ وَبَعْدَ مَا انْطَوى عَلَیْهِ قَلْبی مِنْ مَعْرِفَتِکَ وَلَهِجَ بِهِ لِسانی مِنْ ذِکْرِکَ، وَاعْتَقَدَهُ ضَمیری مِنْ حُبِّکَ، وَبَعْدَ صِدْقِ اعْتِرافی وَدُعائی خاضِعاً لِرُبُوبِیَّتِکَ
    هَیْهاتَ اَنْتَ اَکْرَمُ مِنْ اَنْ تُضَیِّعَ مَنْ رَبَّیْتَهُ اَوْ تُبْعِدَ مَنْ اَدْنَیْتَهُ اَوْ تُشَرِّدَ مَنْ اوَیْتَهُ اَوْ تُسَلِّمَ اِلَى الْبَلاءِ مَنْ کَفَیْتَهُ وَرَحِمْتَهُ

  6. yasaman ۱۳۸۷-۰۷-۱۵، ۲:۲۴ ب.ظ

    دلتنگ میشه ادم از این که جون ادمها چقدر بی ارزش شده…

  7. الی ۱۳۸۷-۰۷-۱۵، ۳:۵۶ ب.ظ

    چقدر دلم سوخت … حالم بدشد

  8. امیر ۱۳۸۷-۰۷-۱۵، ۴:۰۷ ب.ظ

    ممنون بابت لینک

  9. مریم ۱۳۸۷-۰۷-۱۵، ۴:۲۹ ب.ظ

    چه انتظارهایی داری زهرا جون!
    اینها وقتی برای مرگ کسی پست میذارن که بتونن در جهت اهداف سیاسی ازش استفاده کنن وگرنه فکر می کنی حضراتی که واسه یعقوب مهرنهاد پست گذاشتن ناراحت کشته شدنش بودن؟ نه می خواستن ازش به عنوان وسیله واسه هدفی که دارن استفاده کنن. این که خیلی واضحه!

  10. کاوه گیــــلانی (لابدان) ۱۳۸۷-۰۷-۱۵، ۴:۵۷ ب.ظ

  11. امین ۱۳۸۷-۰۷-۱۵، ۴:۵۸ ب.ظ

    هزاران نفر میمیرن ولی این ۸ نفر و ۸نفر های بسیاری به خاطر کوتاهی و اهمیت ندادن

    مسئولان میمیرن . ولی یه نفر که تو فلسطین از دماغش خون میاد احساس مسئولیت

    میکنن. کنفرانس میزارن !!!

  12. ناشناس ۱۳۸۷-۰۷-۱۵، ۵:۳۱ ب.ظ

  13. امید ۱۳۸۷-۰۷-۱۶، ۱:۵۲ ق.ظ

    ادمها میانو میرن و هیچ کس توجه نمیکنه جز اونی که چشم به راهش بود..
    چه بده رفتن
    چه بده تنها موندن

  14. میترا ۱۳۸۷-۰۷-۱۶، ۲:۰۴ ق.ظ

    سلام
    دشمنت شرمنده باشد
    نوشته من و اشاره ام به آن پستت را به عنوان یک تذکر دوستانه بپذیر. چون من که نمی شناسمت باتو پدرکشتگی هم ندارم فقط برداشتی که از مطلبت داشتم را منعکس کردم و حرف دل خودم و میلیونها نفر مثل خودم را بازگو کردم. همیشه از دوستانم خواسته ام که اگر حرفی می زنم که ناخواسته باعث رنجش کسی می شود بهم تذکر دهند چون دو روزه دنیا نمی ارزد که دل کسی را بشکنم انهم دل کسی که به من بدی نکرده است.
    به جملات خودت نگاه کن و فرض کن مبتلا به چاقی هستی و بعد ببین چه حالی می شوی:
    «یعنی من موندم اگه این مانتو و چادر نبود، این خانمها اینهمه چربی اضافی رو کجا قایم میکردن؟!! تازه اینم در نظر بگیرین که بعضیاشون به قدری اعتماد به نفسشون زیاده که در حالیکه پشتشون سه لایه چربی زده و شیکمشون ۴ لایه چربی اضافی داره، بازم یه مانتو تنگ میپوشن و میان خیابون!!!»
    «من که دیگه هر وقت استخر میرم، دیگه قسمت جکوزی و سونای بخارش رو نمیرم! چون معمولا پره از زنهای خیلی چاقی که واسه خودشون نشستن و دارن غیبت می کنن!!! »
    « تصور کنین یه خانم خیلی چاقی که بازوهاش رو انداخته بیرون!!! یا مثلا با اونهمه چربی دور کمرش، لباسش از پشت بازه!!!»
    زنان چاق هم مثل زنان دیگر دوست دارند لباس شیک و مد روز بپوشند از اینکه یک عمر لباسهای گشاد و بی ریخت بپوشند خسته می شوند دلشان می خواهد زیبا به نظر برسند و دیگران به جز اندام چاقشان به زیباییهای زنانه اشان هم بنگرند. این خیلی طبیعی ست و به این معنا نیست که آنها متوجه اندام نامتناسبشان نیستند فقط سعی می کنند چشمشان را روی این قضیه ببندند و دلشان را خوش کنند. همانطور که گفتم رژیم گرفتن و لاغر کردن واقعا!!! طاقت فرساست و هر کسی از عهده اش بر نمی آید. تا (دور از جان) به این درد مبتلا نباشی نمی فهمی من چه می گویم.نکته آخر اینکه خیلی از کسانی که الان اندام متناسبی دارند نمی دانند که خطر چاقی در کمین آنها هم هست چون اغلب ما از علم تغذیه چیزی نمی دانیم از میزان نیاز بدنمان به غذا ، کالری غذاهایی که می خوریم و غذاهای مفید و مضر اطلاعی نداریم به همین دلیل یکباره به خودمان می آییم و می بینیم چاق شده ایم و از خودمان متنفر می شویم. پس پیشگیری بهتر از درمان است.
    ببخشید که این کامنت اینقدر طولانی شد.
    موفق باشی

  15. ناشناس ۱۳۸۷-۰۷-۱۶، ۷:۱۳ ق.ظ

    سلام. باید اون کسانی ناراحت بشن و شب خوابشون نبره که هیچ اقدامی برای آزادیشون نکردن و فکر نکنم حتی ککشون هم گزیده میشد! شاید بهتر بود پسر یکی از مسئولین حتی محلی هم بینشون میبود!!!!

  16. Ghobious ۱۳۸۷-۰۷-۱۸، ۱۱:۵۹ ب.ظ

    کلمه کلمه که میخوندم مو به تنم سیخ میشد :( برای این بازتاب نداشتن، برای این همه بی اعتنایی، برای این مرگ در وطنی که کم از غربت نداشت براشون… هر چی بنویسی اونا زنده نمیشن ولی با همین چند خط تلنگر که میتونی بزنی… جز اشکی که رو صورت دارم، چی میتونم بگم :((

نظر شما