این ورودی های بیچاره دانشگاه

* آدم تا توی متن اجتماع نره از درد مردم خبردار نمیشه… منظورم از اجتماع ثابت کاریه که اکثر ماها می کنیم یعنی با افراد ثابتی طرف هستیم. مثلا صبحا سوار سرویس میشیم، میریم سرکار، عصر هم سوار سرویس میشیم و برمیگردیم خونه. فوقش ممکنه از سرویس جا بمونیم سوار تاکسی بشیم و یا اینکه یه ماموریت کاری بریم، ۴ تا آدم جدید ببینیم. آخر هفته ها میریم مهمونی پیش دوستامون. باقی ساعات شبانه روز که بیکار هستیم، میریم پای اینترنت که این آخری هم خیلی تعامل محسوب نمیشه، چون با آدمهایی طرفیم که اونا رو نمی بینیم و فقط تایپ میکنیم… اینه که خیلی کم با آدمهای جدید، ایده های جدید، دردهای آدمها، نوع مشکلاتشون و غصه هاشون آشنا میشیم.

* دیروز برای ثبت نام خواهرم باهاش رفته بودم دانشگاهشون. برای منی که توی یه اجتماع ثابت هستم، این تجربه بعد از مدتها، هم جدید بود، هم خیلی دردناک. وقتی به چیزهایی که دیدم فکر میکنم، حالم بد میشه. اکثر بچه های ورودی امسال از رشته و دانشگاهی که قبول شده بودن راضی نبودن. با اینکه مثلا امسال طرح بومی در اولویت بوده، با این حال بازم خیلی از بچه ها شهرهای دور قبول شدن که اصلا راضی نیستن. از طرفی اکثرشون ناچارا باید ثبت نام میکردن. چون اگه ثبت نام نکنن انصراف از تحصیل محسوب میشه و در سیستم روزانه اینکار یعنی از دست دادن ۲ سال فرصت کنکور دادن… چون نه تنها امسال بلکه سال دیگه هم محروم میشن…

* از همه بدتر وضعیت دانشگاههای شهرستان هست. برای امثال ماهایی که تازه درسمون تموم شده و تازه کار محسوب میشیم، بدو بدو کردنهامون رو برای پیدا کردن یه کار با شرایط (حداقل) خوب یادمونه، یادمون هست که وقتی دنبال کار میگردی چقدر این مدرک لعنتی و معدلش مهمه! حالا درسته که وقتی به وزیر دیپلمه کشور میرسن، مدرک میشه کاغذپاره! ولی برای امثال ماها این تنها نقطه قوت برای پیدا کردن کار هست! مثلا بخشی از قوانینی که من ازش مطلع هستم اینه که متاسفانه مدرک دانشگاههای شهرهای دور برای خیلی از مراکز دولتی چندان ارزشی نداره مگه اینکه معدل دانشجو بالای ۱۷ باشه! و خودتون تصور کنین اون دانشجوی بیچاره ای رو که دور از خانواده توی یه شهر غریب اونم توی سن ۱۸ سالگی داره زندگی می کنه و باید خودش رو با اون محیط و فرهنگ و آدمهای جدید و خوابگاه و مشکلات اقتصادی و … سازگار کنه و تازه معدلشم باید الف بشه!

* تازه وضعیت خوابگاه! ای خدا! اکثر این دانشگاههای به اصطلاح دولتی خیلی شیک توی همون دفترچه خیالشون رو راحت می کنن و مینویسن تعهدی در قبال دادن خوابگاه ندارن! حالا تصور کنین اون خونواده بیچاره ای رو که (توی این مملکت اوضاع اقتصادی اصلا مناسب نیست) بچه اش یه شهر دیگه قبول شده، باید بره براش خونه هم اجاره کنه! حالا بیاد کدوم خونواده رو راضی کنه که یه دختر و یا پسر مجرد تنهایی اونجا خونه اجاره کنه؟!!! یا اینکه مثلا نوشتن خوابگاه میدیم ولی وقتی میری ثبت نام (مثل همین دانشگاه خواهرمون) میگن که ما فقط یکسال خوابگاه میدیم! در حالیکه در دفترچه این مورد قید نشده بود!
تازه من خیلی خیلی دلم برای بعضی ها سوخت. اونجا که رفتیم فرمودن که برای خوابگاه باید ۱۴۲,۵۰۰ تومن پرداخت کنیم. حالا شاید از نظر خیلی از ماها این مقدار اصلا پولی نباشه ولی یه خانومی طفلک داشت از غصه دق میکرد که نمیدونم چطوری به دخترم بگم الان پول همرام نیست. میگفت که اهوازی هستن و شوهرش کارگره روزمزده:( و حالا دوباره باید اینهمه راه رو کرایه بدن برگردن. از طرفی میگفت دلش خوش بوده که دخترش دانشگاه دولتی قبول شده نمیدونست اینقدر هزینه براش داره.
راستش خیلی دلم سوخت خیلی. هی با خودم میگفتم یعنی چند نفر از این بابا و مامانای خسته ای که الان اینجا هستن این مشکل رو دارن؟ کی به داد اینها میرسه؟ بیچاره ها چقدر باید جلوی بچه هاشون خجالت بکشن. به هر حال نمیشه که به بچش بگه نرو دانشگاه :(
دلم برای بیشتر ورودیهای امسال میسوزه. فکر نکنن که ماها خبر نداریم و نمی بینیم… خودم رو که میذارم جای اونا، واقعا غصه ام میگیره… توی این مملکت خیلی چیزها بستگی به همین مدرک تحصیلی داره، و من حق میدم که نگران باشن. نمیدونم تا جایی که من شنیدم، قراره موقع تکمیل ظرفیت، بازم همه میتونن از نو تعیین رشته کنن، امیدوارم واقعا یه اصلاحی تو دید تبعیض آمیز و نادرست سازمان سنجش، وزارت علوم و وزارت آموزش و پرورش صورت بگیره که اینطوری با آینده این دوستامون شوخی نکنن!

۳۸ نظر

  1. ناشناس ۱۳۸۷-۰۶-۲۵، ۳:۵۶ ب.ظ

    salam,midonid ke google earth ham az name “persian gulf” estefade karde ham name gholabie”arabian gulf”.midonid ke dar addresse internetie: http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html be in mozo eteraz shod.ta emroz 15 septemer-25 shahrivar 901025 nafardar in eteraz sherkat kardan.gofte mishod agar 1 million nafar eteraz koan google dar siasatesh taghir ijad mikone.ama chizi ke baraye bande jaleb bood ine ke bana be amare motabare ITC dar iran nazdike 8 million karbare intrnet vojod dare be ezafe iranihaye kharej az keshvar ke shayad 2 million karbar ham beyne ona bashe ama hanooz dar eteraz be “google earth” bad az chand mah hanoz 1 million eteraz nakardan!!,benazare shoma in neshangare chie?,khoda negahdar.

    جواب به این نظر

  2. reza hariri ۱۳۸۷-۰۶-۲۵، ۴:۳۴ ب.ظ

    خدا بهشون رحم کنه.خوب الان ما سال بالایی هستیم!!

    جواب به این نظر

  3. reza hariri ۱۳۸۷-۰۶-۲۵، ۴:۳۵ ب.ظ

    زهرا تبادل لینک می کنی؟ این آخر تابستونی یه حالی به ولاگ ما بده .جون می نه نگو! منتظر جوابتم.البته نه هم بگی ناراحت نمی شم.کاش می شد این کامنت رو خصوصیبنویسم نره رو ایر.

    موفق باشی

    جواب به این نظر

  4. kamrad ۱۳۸۷-۰۶-۲۵، ۴:۵۱ ب.ظ

    وقتی هیچ چی سر جای خودش نباشه همینه دیگه :(
    دانشگاه دولتی! اینجوری باشه وای بحال بقیه

    جواب به این نظر

  5. ناشناس ۱۳۸۷-۰۶-۲۵، ۴:۵۴ ب.ظ

    یک تعداد از اونایی که از شهرستان میان تهران فکر می کنن مثلا” تو دانشگاه های تهران خبریه یا آش دهن سوزیه واسه همین اصلا” واسشون مهم نیست دور از خانواده و با یه سری افرادی که نمی شناسن هم اتاقی بشن. به نظر من فرق چندان بین دانشگاه ها نیست.
    بعدش هم زمان انتخاب رشته توی دفترچه دانشگاه هایی که خوابگاه ارائه نمی کنن می نویسن و اعلام می کنن که این دانشگاه خوابگاه نمی ده و مسئولیتی هم نداره و وقتی از قبل یک نفر می دونه یک دانشگاه خوابگاه بهش نمی ده و باز هم همون دانشگاه رو میزنه و قبول میشه بعدش نباید مدعی شه که من خوابگاه میخوام! چون از قبل شرایط رو میدونسته.
    معدل بالا هم تو دانشگاه واقعا” معضلیه.
    امیدوارم همه ی کنکوری ها موفق شن.

    جواب به این نظر

  6. مریم ۱۳۸۷-۰۶-۲۵، ۵:۳۱ ب.ظ

    وا! ناشناس چیه؟!!!
    زهرا این بالایی من بودم یادم رفته بود اسمم رو بنویسم گویا =)) =))

    جواب به این نظر

  7. سروش ۱۳۸۷-۰۶-۲۵، ۵:۵۴ ب.ظ

    هیییی…. روزگاااار

    جواب به این نظر

  8. پیروز ۱۳۸۷-۰۶-۲۵، ۶:۱۳ ب.ظ

    هر سال دریغ از پارسال !

    جواب به این نظر

  9. سعید ۱۳۸۷-۰۶-۲۵، ۶:۲۶ ب.ظ

    اینکه دلمون برای دیگران بسوزه(اگرچه با حسن نیت) خیلی حالت خوبی نداره…

    جواب به این نظر

  10. پدرام ۱۳۸۷-۰۶-۲۵، ۶:۴۳ ب.ظ

    اعتماد ملی: به دنبال برگزاری مراسم خاک سپاری حادثه دیدگان ساختمان سعادت آباد، دادستان عمومی و انقلاب تهران سعید مرتضوی گفت:
    بیشتر جان باختگان حادثه ساختمان فروریخته در سعادت آباد، دانشجویانی بوده اند که برای تامین هزینه های تحصیل، در ساختمان کار می کرده اند. روزنامه اعتماد ملی ۱۶/۴/۸۷ صفحه ۱۴

    جواب به این نظر

  11. رضا.روزگار ۱۳۸۷-۰۶-۲۵، ۹:۳۶ ب.ظ

    tnx god we`ve got rid of such problems!

    جواب به این نظر

  12. baran ۱۳۸۷-۰۶-۲۵، ۹:۳۸ ب.ظ

    آن کبوتر که لب بام شما پر زد و رفت دل من بود که آمد به شما سر زد و رفت

    جواب به این نظر

  13. baran ۱۳۸۷-۰۶-۲۵، ۹:۳۹ ب.ظ

    چرا غم ها نمی دانند که من سلطان غمهایم بیا ای دوست با من باش که من تنهای تنهایم

    جواب به این نظر

  14. مسافر ۱۳۸۷-۰۶-۲۶، ۱:۴۲ ق.ظ

    از درس و کار گفتین.
    به نظرم خوبه که این غربیها زیاد ما ایرانیها رو نمیشناسن وگرنه جهان سوم که خیلی خوبه، به ایران میگفتن جهان دهم، صدم، نمیدونم شایدم هزارم.

    به نظرم مشکل اصلی از فرهنگ خودمونه. میریم دانشگاه فقط واسه اینکه ملت نگن فلانی بیسواده، فلانی نتونسته دانشگاه قبول بشه. همش واسه دهن مردم تلاش میکنیم، بعدش انتظار داریم همه چی درست بشه و ایران بشه کشور گل و بلبل.
    مجبوریم به خاطر مردم رشته ای رو انتخاب کنیم که هیچ علاقه ای به اون نداریم و یا آینده شغلی خوبی نداره. چهار سال از بهترین دوران عمرمون رو با نهایت بیهودگی به هدر میدیم. نه زمان تحصیل به شغل آینده فکر میکنیم که لااقل توی دانشگاه در زمان بیکاریمون کاری واسه شغل آینده کرده باشیم.
    خودمون به خوبی میدونیم دانشگاه های ایران برای آماده سازی افراد برای کار اصلا مناسب نیستند و فقط هنر شب امتحانی پاس کردن درسها رو خوب یاد میگیرم. خیلی هم دلخوشیم که فلان درسها رو فقط تو شب امتحان خوندیمو نمره مون خوب شد.
    بعدش وقتی فارغ التحصیل میشیم انتظار داریم کار هم پیدا بشه. آخه چی بلدیم که بخوایم با اون کار کنیم!؟

    من تحصیلم تو رشته برق بوده، یادم میاد یکی از استادامون میگفت اگه کسی کار بلد باشه امکان نداره بیکار بمونه. واقعا راست میگفت. میگفت شما برین در زمینه نرم افزارهای برق مهارت پیدا کنین اگه جایی کار پیدا نکردین بیاین پیشم من با حقوق خوب استخدامتون میکنم.
    جالب اینجاست که توی شرکتهای خصوصی ایران اصلا به مدرکتون کار ندارن، فقط به تخصص شما در زمینه کاری اهمیت میدن و حقوقتون به اینه که چقدر کارا باشین. ولی در سیستمهای دولتی بطور میانگین مدرک حرف اول رو میزنه و نه کار بلد بودن.

    من خودم نزدیک سه سال جایی کار میکنم هیچم از من مدرک تحصیلی نخواستن. ولی خدا رو شکر در زمینه کاریم سعی کردم تخصص لازم رو یاد بگیرم و به خاطر این مهارتم از چندین جای مختلف به من پیشنهاد کار شده و نه به خاطر مدرک تحصیلیم.

    یه آشنایی داریم که مکانیک علم و صنعت خونده. چند وقت تو تهران دنبال کار میگشت اما از اونجا که با نرم افزارهای مکانیک زیاد آشنا نبود کاری براش پیدا نشد آخرش رفت توی کار غیر مرتبط با درسش. در عوض یکی دیگه از دوستام که اون هم مکانیک خونده بود و نرم افزارهای مکانیک رو خوب وارد بود از چندین جای مختلف پیشنهاد کار با حقوق بالا داشت.

    جواب به این نظر

  15. shadi ۱۳۸۷-۰۶-۲۶، ۳:۰۱ ق.ظ

    Hala khoda be dade ma ke mikhaym 2 sale dige konkor bedim berese rasti baraye rafe fozoliye on hayi ke sms midan ya zang mizanan man shadi 16 sale az mashhad hastam va mikham ba ye good boy dost besham dar sorate tamayol be man zang bezanin 09352220873

    جواب به این نظر

  16. پریسا ۱۳۸۷-۰۶-۲۶، ۳:۱۱ ق.ظ

    سلام زهرا جان.
    خوبی عزیزم. نماز و روزتون قبول.
    چند مدتیه که قابل نمیدونین و به وبلاگ خودتون “زنانه” سر نمی زنین.
    به روزیم و منتظر حضور سبز شما..
    http://www.zanaane.persianblog.ir

    جواب به این نظر

  17. حامد ۱۳۸۷-۰۶-۲۶، ۷:۳۱ ق.ظ

    واقعا درک میکنم. اینجا دانشجوهای بدبختی رو میبینم که به علت اینکه وسع مالی خانوادشون خوب نیست مجبورن خونه چند نفری و البته بدون امکانات بگیرن.

    شما فکرشو بکن یه اتاق ۱۲ متری رو میدن به ۵ نفر ۱۵۰هزار تومن. یه زیرزمینی نمور یدونه لامپ ۱۰۰ داره صاحبخونه همش غر میزنه حتی جای خواب هم درست ندارن. اونوقت درس هم میخوان بخونن. تو این فضای کم حتی یه حموم هم نیست که بتونن برن. زمستونا چون گازکشی نداره از سرما میلرزن و با اینهمه صاحبخونه فقط به فکر اینه که پولشو سر موقع بدن. اینا از اون قشری که شما گفتی فقیرترن.واقعا تاسف داره..

    (راستی من رو که یادت هست؟ آسمان نقره ای ، شاید به این زودی ها برگشتم.)

    جواب به این نظر

  18. کیمیاگر ۱۳۸۷-۰۶-۲۶، ۱۰:۲۲ ق.ظ

    دیروز شنیدی تو اخبار چی گفت؟ رئیس کمیسیون آموزش مجلس می گفت که سازمان سنجش همه کاراش رو خوب انجام داده ولی قانون بومی گزینی مشکل داره!
    ورداشتن اومدن یه قانون رو بدون اطلاع بچه ها تصویب کردن بعد اجراش کردن حالا می گن قانون مشکل داره. خب مشکل داره که داره به من چه مربوطه؟ پس حق من تو این وسط چی میشه؟ یک سال تمام زحماتم به باد رفت تو این یه سال همش صبح تا شب تو خونه داشتم درس می خوندم تفریح هم نداشتم بعد هم آخرش مردود

    جواب به این نظر

  19. ییلاق ذهن ۱۳۸۷-۰۶-۲۶، ۱:۱۹ ب.ظ

    واقعا چه اسفبار چقدر دلم برای این خانومه که از اهواز اومده بود سوخت :( :(

    جواب به این نظر

  20. پدرام ۱۳۸۷-۰۶-۲۶، ۱:۳۷ ب.ظ

    خطاب به مسافر :
    دروووووود.
    میشه به این دوست مکانیکیت که در شهر پیشنهادات زیادی داشته بگی چند نمونه از این پیشنهادات را برای تو بگه و تو به من بگی که کجا بوده و کی .
    من که چندتا نرم افزار پیرامون رشته ام را خوب به قول تو واردم و معدلم هم بد نبوده که نه حقوق بالایی دارم و نه پیشنهادی با حقوق بالا p:)
    احتمالا یا خاطره ات در مورد استادتون و دوستت مال زمان دایی جان ناپلئون بوده یا حقوق بالا را بد توجیه شدی .

    جواب به این نظر

  21. AMIR ۱۳۸۷-۰۶-۲۶، ۳:۰۶ ب.ظ

    اینقدر غصه این و اونو نخور پیر میشی دیگه شوور گیرت نمیاد بابا کی ما رو دعوت میکنی زود باش چروکیده شدی مامان بزرگ

    جواب به این نظر

  22. مسافر ۱۳۸۷-۰۶-۲۶، ۱۱:۲۳ ب.ظ

    این دوستم در زمینه طراحی جرثقیلهای سقفی کار کرده بود. از این جرثقیلهایی که تو سوله ها و کارخانه ها از اونا برای جابجایی قطعات سنگین استفاده میشه. اون واقعا در زمینه کاریش وارد بود و حتی برنامه هایی هم نوشته تا کارهای محاسباتی رو براش انجام بدند. از دوستای عمرانیش کمک میخواست تا اونو در زمینه طراحی و محاسبات سازه کمک کنند. حتی از من که برق خونده بودم از موتورهای بالابر اون سوال میپرسید. انتظار دارین اون پیشنهاد کار نداشته باشه؟ از چندین شرکت که در زمینه جرثقیلهای سقفی کار میکردن به اون کار پیشنهاد شده بود. پروژه هایی که انجام میداد برای بنادر و کارخانه ها بود.

    شاید منظورم رو نتونستم خوب بیان کنم. منظورم از مهارت در نرم افزارها، بلد بودن کارکردن با منوها نبود. من رشته ام مکانیک نیست ولی در زمینه الکترونیک میتونم با اطمینان بالا بگم توی تهران کمتر کسی هست(که به نظرم کسی نیست) که در زمینه VHDL و FPGA (برای پردازش سیگنال) کار کرده باشه و توی اون مهارت داشته باشه، ولی براش کار نباشه. که در این زمینه کاری حقوقشم بد نیست مطمئنم اگه به کارتون خوب وارد باشین در ماه بین ۱٫۵ تا ۲٫۵ میلیون تومن هم حقوق میگیرین(اگه از پاداشها هم بگذریم). به نظرم با توجه به میانگین درآمد عموم مردم، چنین حقوقی کم نیست.

    ببینین من نمیخوام از وضعیت نابسامان سیستم اقتصادی کشورمون دفاع کنم، اون خیلی نا منظم و بهم ریخته ست این حرفها رو هم از این جهت نمیگم که بخوام خودم رو گول بزنم. دارم احساسم رو از وضعیت کاری ایران میگم. اگه کار بلد باشی برات کار هست زیاد هم هست. اگه کار بلد نباشی مجبوری از زمین و زمان ایراد بگیری که چرا دوران ناپلئون به دنیا نیومدی درحالی که خیلی از افرادِ هم عصرِ تو، زمان ناپلئون زندگی میکردن.

    جواب به این نظر

  23. مسافر ۱۳۸۷-۰۶-۲۶، ۱۱:۲۵ ب.ظ

    بین ۵٫۱ تا ۵٫۲ میلیون تومن

    جواب به این نظر

  24. حامد ۱۳۸۷-۰۶-۲۷، ۱۲:۴۷ ق.ظ

    مسافر عزیز دقیقا با نظرت موافقم

    جواب به این نظر

  25. شیرازی ۱۳۸۷-۰۶-۲۷، ۸:۵۵ ق.ظ

    اصلا درس میخونید واسه چی؟ به کجا میخواهید برسید؟ تازه بعد از اتمام درس میبینی کار هم نیست
    راستی چرا باید اعداد پایین را جمع کنم؟ خیلی کار سختیه ۱+۲ چند میشه؟

    جواب به این نظر

  26. داریوش کبیر ۱۳۸۷-۰۶-۲۷، ۱۰:۰۰ ق.ظ

    من دوران دانشگاه رو میذارم دوران سیاه جوونیم و دقیقا همین طور که گفتی در شهرستان باید دوری رو تحمل میکردم تنهایی زندگی میکردم یا پی جمع نشینی خونه دانشجویی رو با عمل و سیگار به تنم می مالیدم و با همه اینها معدل بالا هم با وجود بومی های پاچه خوار اونجا بگیرم.
    وای خداروشکر الان اون دوران سیاه تموم شده و حاظرم با همین روزهای تقریبا روتین و یکجور کنار بیام ( اوج ماجرا تو سفرهای بغداد ! کیف کن هیجان رو )
    راستش از پول در آوردن هم خسته شدم کاره تکراری و یکنواختیه !

    جواب به این نظر

  27. پدرام ۱۳۸۷-۰۶-۲۷، ۱۱:۱۲ ق.ظ

    خطاب به مسافر :
    پروژه درس طراحی اجزا ۱ ما در مورد جرثقیل های سقفی دروازه ای بود که بدون احتیاج به نوشتن برنامه پیرامون این موضوع به کمک Etabs وsap2000 عملیات تحلیلی و به کمک FMEA تجزیه و اصلاح خطرات را انجام می دادیم.
    من پرسیدم میشه از این دوستت که در شهر پیشنهادات زیادی داشته بپرسی این پیشنهادات کی و کجا بوده تا به من بگی .ممنونم که با توجه به توضیحاتت پیرامون دوستت و نوشتن برنامه توسط او برای انجام کارهای محاسباتی خیلی خوب برای من روشن کردی که کارهای دوستت مربوط به همون دوره دایی جان ناپلئون بوده که ایشون برای محاسبات حتی به یک نرم افزار MATLAB هم دسترسی نداشته بودند . خوشحالم که حدسم درست بود P:)
    فقط یه چیزی منظورت از حقوق بالا ۱/۵ تا ۲/۵ ملیون بود یا ۵/۱ تا ۵/۲ ملیون . بین دو کامنتت تفاوت بود .
    در ضمن من کی گفتم که برای من کار نیست یا اصلا برای فارغ التحصیل رشته مکانیک کار نیست چه کار بلد باشه چه نباشه . همونطور که من نگفتم تو خودت را گول میزنی و قصد دفاع از سیستم اقتصادی را داری .
    ممنون که جواب سئوالم را دادی اما حس کردم کمی ناراحت شدی . من فقط یه سئوال پرسیدم که جواب دادی اگه به زحمت افتادی شرمنده .

    جواب به این نظر

  28. صندوقک ۱۳۸۷-۰۶-۲۷، ۱۱:۵۳ ق.ظ

    از ما که گذشت خدا به داد این بچه ها برسد

    جواب به این نظر

  29. یک زن ۱۳۸۷-۰۶-۲۷، ۱:۳۴ ب.ظ

    حالا آبجی کجا قبول شده؟!

    جواب به این نظر

  30. دریا ۱۳۸۷-۰۶-۲۷، ۳:۰۱ ب.ظ

    سلام
    من افتخار میکنم به وجود خانمهای فعالی مثل شما
    آفرین

    جواب به این نظر

  31. مسافر ۱۳۸۷-۰۶-۲۷، ۳:۰۷ ب.ظ

    سلام پدرام. خوبی؟

    من ناراحت نشدم ولی فکر کنم شما یه کم دلخور شدین منو ببخشین.

    حتما از دوستم می پرسم و جوابش رو به شما میگم در مورد زمانش که میتونم بگم حدود دو سال پیش بود.

    اتفاقا اگه اشتباه نکنم برنامه ایشون هم توی محیط matlab بود.
    نکته اینکه به نظرم برنامه نویسی توی matlab دلیل مدرن بودن نیست همانطور که برنامه نویسی با ابزارهای برنامه نویسی دیگه، دلیل معاصر بودن با دایی ناپلئون.

    شما نگفتین که من قصد دفاع از سیستم اقتصادی دارم و همینطور نگفتین که من قصد گولوندن! خودم رو دارم ولی از حرفاتون چنین برداشت میشه اگه چنین پیشنهاداتی به دوستم شده جایی تردید داره. یا زمان دایی ناپلئون بوده یا حقوق بالایی هم نبوده. من خواستم بگم حرفام صادقانه بود. همین.

    من میگم سیستم ایراد داره خیلی هم ایراد داره، خیلی. ولی اینطور نیست که ما هم بی تقصیر باشیم.

    شما میگین به کارتون واردین ولی حقوقتون زیاد نیست. شاید اختلاف منو شما در مفهوم کار بلد بودن و مفهوم حقوق بالا باشه.

    اگه کسی کاری بلده که هرکس دیگه ای با کمترین تلاش میتونه او تخصص رو یاد بگیره نباید انتظار حقوق خوب رو داشته باشه. چرا که در اونوقت همه ملت میرن سریع اون کار رو یاد میگیرن و کاربلد زیاد پیدا میشه اونوقت رئیس شرکت برای اون کار مجبور نیست که حتما از شما استفاده کنه، بلکه میتونه از افراد دیگه کمک بگیره که حقوق کمتری میخوان.
    به نظرم اگه کسی حقوق منحصر به فردی میخواد باید کار منحصر به فردی هم بلد باشه.

    جواب به این نظر

  32. پدرام ۱۳۸۷-۰۶-۲۷، ۵:۰۹ ب.ظ

    خطاب به مسافر :
    درووود . من خوبم. تو خوبی ؟

    ببین عزیز ما اومدیم در این محیط که برامون فراهم شده از هم چیز یاد بگیریم . نه اومدیم با هم دعوا کنیم نه چیز دیگه ای .

    دوست من ! در رشته مکانیک برای ساخت دستگاههایی که قبلا تولید شده مثل همین جرثقیل سقفی که ساخت بلغارستان است از مهندسی معکوس reverse engineering
    استفاده میشه و احتیاجی اصلا و ابدا به برنامه نویسی نیست . و اگر کسی این کار رو بکنه تو گویی آب در هاون می کوبه .
    من اصلا نگفتم حرفهای شما صادقانه نیست و نه می خواستم چنین برداشتی بکنید. من در حد چند کامنت در گذشته به صادقانه بودن شما و حرفاتون ایمان پیدا کرده ام .
    ببین نرم افزار matlab در رشته مکانیک را اگر بخواهیم با سایر نرم افزار های کاربردی این رشته مقایسه کنیم همچون تیم زمین خاکی یارغوز آباد می مونه در مقابل تیم بارسلون . و حتما اسم نرم افزار را اشتباه می گویید.
    من میگم شاید در این وبلاگ یه بنده خدایی مثلا از رشته ریاضی باشه که بخواد کنکور بده . ما نباید به عنوان فارغ التحصیلان رشته برق یا مکانیک یا …. اطلاعات بی ربط بهش بدیم و وعده صد من یه غاز در مورد کار آیندش و حقوقش .

    بر عکس نظر شما اتفاقا زیبایی و نبض پویای علمی و صنعتی هر کشوری در همینه که کسی کاری را بلد باشه و اشخاص دیگه ای با تلاش بتونن تخصص او رو یاد بگیرند و انتظار حقوق خوب رو داشته باشن. و رئیس شرکت هم برای اون کار مجبور نباشه که حتما از شما استفاده کنه، بلکه بتونه از افراد دیگه کمک بگیره که حقوق کمتری میخوان و اون شخص اول برای عقب نمودن از قافله در کارش نو آوری ایجاد کنه و افراد دیگه را بازهم به دنبال خودش بکشونه و خودش را به رئیس تحمیل کنه.
    دوست من ! امروزه هیچ کاری انحصاری نیست و اگر باشه زودگذر و موقتیه و اگر شما میگید دو سال هست که دوستتون این کار را در انحصار داره که حقوق منحصر به فرد میگیره بازهم برای من سئوالی که جوابش را میدونم چیه ایجاد میکنه .

    جواب به این نظر

  33. سپیده ۱۳۸۷-۰۶-۲۷، ۹:۲۶ ب.ظ

    از سیستم آموزشی کشور نگو که وضع بد خرابههههههه

    جواب به این نظر

  34. shifteh ۱۳۸۷-۰۶-۲۷، ۱۰:۵۱ ب.ظ

    salam.manam hameye un moshkelati ro ke gofti dashtam o daram.manam emsal voroodi jadid hastam
    age biay obe webloge man sar bezani va matalebamo bekhooni motavaje mishi.man hamashoono unja neveshtam,
    felan

    جواب به این نظر

  35. باران ۱۳۸۷-۰۶-۲۸، ۹:۲۴ ق.ظ

    سلام. مرسی از کامنتتون. راستش با این پستتون داشتم به این فکر می کردم که اگه من خوابگاه نداشتم اون چند سال، چیکار باید می کردم؟ اون زمانی هم که با همسرم به عنوان یه زوج دانشجو دربدر دنبال خوابگاه بودیم و جواب سربالا می شنیدیم، خوب یادمه. صاحبخونه مون داشت بیرونمون می کرد و دانشگاه هم به قولش عمل نمی کرد. ۵۰۰ میلیون حق پیمانکار رو نداده بودن و اون هم خوابگاه رو تحویل نمی داد ….. خدا خودش به این بچه های طفلکی کهبا کلی آرزو میان دانشگاه کمک کنه….

    جواب به این نظر

  36. لیلی ۱۳۸۷-۰۶-۲۸، ۹:۵۴ ب.ظ

    خواهر من هم معماری تهران قبول شده.
    هنوز بهشون خوابگاه ندادن.
    وقتی برای ثبت نام رفتیم کسای با رتبه کشوری ۱۰۰و۲۰۰۰ و حتی ۳۰۰۰ از تهران قبول شده بودن. در صورتی که خواهر من ۱۷۰ منطقه ۲ و ۴۰۰ کشوری و برق قبول نشده.

    جواب به این نظر

  37. nima ۱۳۸۷-۰۶-۲۹، ۲:۳۳ ق.ظ

    sazman sanjesho doost daram. yeki az elmitarin va ba hesab ketab tarin sazmanhaye in mamlekate bedoone shak va karesham roo hesab ketabe. eterazayiham ke shode hame kashke. moteassefane ma mellati hastim ke zood javgir mishim. hala har javi bashe. hame migankhatami khoobe. hame migan ahmadi nejad bade. ali dayi ele sazman sanjesh bele. hala begoo chera az koja koja didi chetori boode ke intori shode.hich. maghz tatil. hame migan dige. vaghti hame migan zeshte ma mokhalefat konim bi kelase. zeshte begi man nemidoonam. man sar dar nemiyaram man nemifahmam celase kar miyad payeen.

    alhamdolellah harsal too konkoor 5 % sherkat konandeha be hagheshoon miresan, haghe 95 % baghiye ham zaye mishe. emsalam mese ghabl. afzayesh zarfiyati ke sanjesh dadam faghat bara ine ke javve adamaye javgiro kam kone vagarna anchenan farghi nemikone.
    kasi ke pool dare hagheshe az emkanat behtari estefade kone. kasi ke pool nadare hagh nadare. ye chize kamelan tabee ba manteghiye. shoma ham shayad be soorate nazari bahash mokhalef bashi, vali dar amal tebghe hamin harf raftar mikoni.

    جواب به این نظر

  38. مجید ۱۳۸۷-۰۶-۳۰، ۸:۵۶ ق.ظ

    وقتی روزهای اول دانشگام یادم میاد تنم میلرزه. ۱ ماه دربدری تو کوی دانشگاه هر شب از این اتاق به اون اتاق. یه شهرستانی آکبند ۱۸ ساله . خدایا چه روزهای سختی بود !

    جواب به این نظر

نظر شما