هیچکس دلش احترام زورکی نمیخواد!

* من دلم میخواست زودتر از این در مورد این ۲ تا مینوشتم اما واقعیتش فضای دنیای مجازی برام آزار دهنده شده… یه زمانی خیلی وبلاگم رو دوست داشتم اما الان اینجا فقط باعث استرس بیشتر من میشه و بس…

* اولین موضوعی که دلم میخواست بنویسم، بامدادی و اردوان نوشت در موردش کامل نوشتن و من فقط برام سواله که چرا آدمهایی که اینقدر حقوق بشر و نفی آدم کشی رو به رخ من می کشیدن، در این مورد چیزی ننوشتن؟ یعنی جان ۹۰ نفر در برابر یک نفر اینقدر بی ارزشه؟ چطور وقتی طرف آدم کشی ایران باشه، حتی اگه یک نفر مرده باشه، تمام وبلاگستان و رسانه های خارجی بسیج میشن و یادشون میاد حقوق بشری ضایع شده، ولی حالا که جان ۹۰ نفر گرفته شده و قتل عام شدن، کسی از این مفاهیم دم نمیزنه؟ چرا؟! چون طرف معامله آمریکاست؟ یا دلیل دیگه ای داره؟ مهم نیست! گفتم که این مفاهیم دستکاری شده و فرمالیته هستن و هنوز هم بر خلاف همه شعارهایی که همه مون میدیم، اخلاقمون کاملا و دقیقا با سیاست آغشته شده! چیزی که اینجا مهم نیست جان آدمهاست… آمریکا ادعا کرده که اشتباهی آدم کشته، اشتباهی به مردم یک روستا که برای مراسم چهلم یکی از بزرگان روستاشون جمع شده بودن، شلیک کرده، اونم از نزدیک! همونطور که چند سال پیش هم اشتباهی یک هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی رو هدف گرفت. همه اینها اشتباهی هست و شما کمتر کسی رو میبینین که این چیزهای اشتباهی رو ببینه و یا دلش بخواد منعکس بشه.
می بینید؟ اصولا حقوق بشر مهم نیست. در واقع حقوق همه بشر ها مهم نیست. صرفا و تنها حقوق بشرهایی مهمه که براتون نفعی دارن. دفاع از اونها نفع سیاسی و ایدئولیژیکی براتون داره. نه صرفا حقوق بشر…

* این مسئله دوم یه درددل شخصیه. میدونین من تو دنیای واقعی دوستان زیادی دارم. شاید برای اینکه هیچوقت روی نوع فردی که باهاش دوست میشم خیلی حساسیت ندارم. اصولا من علاقه زیادی به رفتارهای آدمای مختلف دارم واسه همین، افراد زیادی هم با من دوست میشن. بین دوستا و آشناهای من از هر طیفی که دلتون بخواد آدم هست، هر طوری که فکر کنین. یه سری دوستان من اصلا کسانی هستند که لائیک محسوب میشن و اصلا در بند واجبات و یا مستحبات دینی نیستن، یه سریشونم خیلی مذهبی ان و حتی عضو بسیج هستن و بعضیاشون چادری ان و بعضیاشونم حتی نقاب هم میزنن. بعضیاشونم مثل خودمون مسلمان معمولی هستن. راستش تا به حال من با هیچکدوم از اینا به مشکل اعتقادی برنخوردم. چرا که همه مون همدیگه رو میشناسیم، هیستوری زندگی همدیگه رو میدونیم و میدونیم موقعیت اجتماعی مون چیه؟ چطور آدمی هستیم و …
اما توی دنیای مجازی وقتی من همچین پستی مینویسم: چرا اکثرا چادریها رو تحقیر می کنن (که از وبلاگ یه خانم چادری کپی کرده بودم که خیلی دلم براش سوخته بود و دلم میخواست تعداد بیشتری حرفاشو بخونن) و این پست دلم برای خانمای ترکیه میسوزه، مجبور میشم بیش از نصف کامنتا رو سانسور کنم چون حاوی فحش هستن. چون کامنتگذار محترم صرفا با خوندن تایتل منو محکوم کرده و خودش رو قابل دونسته که فحش بنویسه!

* من به شخصه به عنوان یک دختر مسلمان که طبیعتا حجاب رو هم قبول دارم، همونقدر که با بی حجابی اجباری در این پست، مخالفت کردم، همونقدر هم با حجاب اجباری مخالفم! باور کنین منه دختر مسلمان نوعی، اصلا دلم نمیخواد به خاطر حفظ دینم و یا احترام زورکی به من، تو و یا هر کسی دیگه ای رو در مذیقه (؟!) بذارن! انتظار هم ندارم تو بهم احترام بذاری! فقط دلم نمیخواد تحقیرم کنی! همین… واضحه که منظورم از حجاب، لزوما چادر نیست، امکان سوء استفاده در هر پوششی هست، پس چیزی به اسم حجاب برتر نداریم. از نظر من محدوده حجاب مهمه که هر کسی بنا به سلیقه و پسند شخصیش، پوششی رو انتخاب میکنه. حالا یکی با چادر راحته و یکی هم با مانتو یه زن مسلمان دیگه هم که توی مالزی و یا لبنان هست و پوشش در اونجا راحتتره، با بلوز و شلوار و روسری! واقعیتش اینه که به نظر من ضربه ای که حجاب اجباری، به با حجابها و حتی خود حجاب زده، رو هیچ چیز دیگه نمیتونسته بزنه. حتی معتقدم، ضربه ای که گشت ارشاد، به نظام جمهوری اسلامی زده رو هیچ چیز دیگه ای نمیتونسته بزنه! استفاده از زور، جز ایجاد مخالفت زیاد، هیچ نتیجه ای رو در بر نداره و حتی نباید به نتایج کوتاه مدت اجباریش دلخوش کرد! مثلا به کامنت دوست خوبم زهرا المورو در کامنتای منیره نگاه کنین. باید خیلی دلش پر بوده باشه که اینو نوشته و من درکش می کنم… الان اوضاع مملکت ما طوری شده که بد حجابها، با حجابها رو قبول ندارن و اونا رو تحقیر میکنن، از طرفی با حجابها هم بی حجابها رو قبول ندارن و اونا رو مقصر میدونن! منم به شخصه دلم میخواد شمای نوعی در انتخاب پوششت آزاد باشی، اما این قانون رو فلان خانم باحجاب نذاشته که تا یه پست در مدح حجاب در وبلاگش مینویسه حضرت عالی به خودت اجازه میدی تحقیرش کنی و یا بهش فحش بدی! این حجاب رو دینش براش مشخص کرده و مطمئن باش اگه روزی حکومت تغییر کنه، اون خانم بازهم حجابش سرجاش هست چون حجاب برای زن مسلمان یک انتخاب آگاهانه است. طوریکه حتی مجبور میشه به خاطر حفظش از دانشگاه محبوبش هم دست بکشه (البته اگه تو مثل رضاخان مجبورش نکنی کشف حجاب کنه! میدونین که ما ایرانیها به ندرت حالت میانه داریم و همیشه از یه ور بوم می افتیم!)
ممکنه دوستان مذهبی الان شاکی بشن که اینطوری جامعه به فساد کشیده میشه و این حرفا! راستش همین الان هم فساد پنهان بسیار زیادی توی این جامعه هست! اقلا توی اون حالت مشخص میشه کی به کی هست! دوما اینکه چطور اون زن مسلمان برای اینکه دین خودش و یا کسی دیگه به خطر نیفته خودش رو ملزم به استفاده از چادر و نقاب و دستکش در گرما و سرما میکنه و هزارجور تحقیر رو به جون میخره، اما مرد مسلمان باید همینجوری آزاد بگرده؟! بهتره برادران مسلمان هم کمی روی ایمانشون تمرکز کنن!

* راه گسترش حجاب در یک جامعه مسلمان، باور کنین زور و اجبار نیست! برخی از قوانین ما طوری هست که به جای احترام، فقط برای یک عده دیگه عصبانیت و عقده ایجاد میکنه! مثلا من نمی فهمم اون قانون ممنوعیت نشستن خانمای مانتویی در سه ردیف جلویی تالار وحدت برای چی بود؟! البته من نمیدونم این قانون از کی گذاشته شده؟ ما چند وقت پیش رفتیم، بلیط مهمان هم داشتیم، توی ردیف دوم هم نشستیم و کسی چیزی به ما نگفت، نمیدونم این قانون راستکیه و الان داره اجرا میشه یا نه؟ اما اگه این قانون راستکی باشه، به نظر شما هدف قانونگذار از این قانون عجیب چی بوده؟! احترام به چادری ها؟ بی احترامی به مانتویی ها؟ و یا اینکه تشویق مانتویی ها به چادری شدن؟! به نظر شما با وضع چنین قانونهایی میشه به هیچ کدوم از اینها رسید؟! برادر من تو اگه میخوای حجاب رو ترویج بدی این راهش نیست! با محدودیت و سختگیری و بزن بزن و پرونده سازی، صرفا خشم و عصبانیت یک عده ای رو به جای میخری و بس و حتی بیخودی این دو گروه بدحجاب و با حجاب رو میندازی به جون هم!
یادتونه چند وقت پیش یهو مانتوهای خیلی کوتاه و تنگ مد شده بود؟ دقیقا همون موقع که اون مد داشت فراگیر میشه، یه سری مانتوهای بلند چین چین دار مد شد و اتفاقا اکثرا رفتن خریدن، چون هم طرحش زیبا بود و هم اینکه دختر پسند و به طور کلی جوان پسند بود. جایی که میشه با طرح های فرهنگی، یه کاری رو انجام داد، چرا زور؟! شما اگه میخوای حجاب رو ترویج کنی، باور کنین با زور نمیشه! اصلا الان دوره ای هست که زورگویی دقیقا واکنش عکس داره! به همین دلیل، قدرتهای بزرگ غربی شیوه های نوین فروپاشی حکومت ها رو مخفیانه راه انداختن و اسمشم گذاشتن براندازی نرم! چرا؟ چون الان دیگه زور جواب نمیده!

۱ نظر

  1. زهرا ۱۳۸۷-۰۶-۲۲، ۵:۴۰ ب.ظ

    ئه من الان اسمم رو اینجا دیدم وردپرس خبر داد :P البته گفتنی ها رو که تو پست منیره گفتم ;)

نظر شما