به خلوت خود و دیگران احترام بذارین

* خیلی جالبه:) موقع پابلیش این مطلب برق رفت. الان دیدم فیدم توی گوگل ریدر آپدیت شده ولی مطلب توی پست های Draft رفته بود. چطور همچین چیزی ممکنه؟ :O

* این چیزی که دارم مینویسم ربطی به چیزایی که قبلا نوشتم نداره! اسمایلی مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسه و این چیزا :D

* یکی از چیزهایی که همیشه توی مکانهای عمومی به نظرم عجیب و غیر قابل توضیح میاد همین ازواجی (منظورم طیف وسیعی از انواع ازدواج هست چه زن و شوهر ها و چه پارتنرها و چه دوست پسر و دوست دخترها) هستند که توی بغل همن و دارن لاو می ترکونن. حالا توی این مطلب قهوه تلخ (واضحه که همین مطلب باعث شده نطقم باز شه و برم روی منبر :D) گفته واسش عجیبه که یه چادری چرا اینکارو کرده؟ به نظر من اصلا چادری و غیر چادری و محاسن دار و بی محاسن و اینا نداره. بالاخره انواع مختلف پوشش ها در داشتن چیزی به نام دل، مشترک هستند خوب :D به نظرم نفس اینکار یه جوریه، اصلا قشنگ نیست!

یه چیزی داریم به اسم خلوت یا Privacy! خوب هر کسی مجازه توی خلوتش هرکاری دلش خواست بکنه، کسی هم حق نداره چیزی بگه. معنی این کارا توی اجتماع و جلوی جمع چیه؟ به نظر من خیلیم لوث میشه بخوان توی جمع از اینکارا بکنن! به خصوص اگه یه زن و شوهری بخوان این کارو در ملاء عام بکنن که اصلا مشمیز کننده س، اینا که دیگه جا و مکان و فرصتش رو دارن دیگه چرا؟! به خلوت خودتون و دیگران احترام بذارین. براش ارزش قائل باشید. نیازی نیست اون رو با اینهمه چشم نا آشنا سهیم کنید وگرنه دیگه معنیش خلوت نمیشه و حتی ممکنه باعث بشه ناخودآگاه و غیر مستقیم به افراد دیگه ای هم اجازه بدین، که خلوتتون رو نقض کنن. فکر نمی کنم این نقض حریم شخصی، اصلا چیز خوبی باشه!

یادمه یه بار توی مترو عجله داشتیم و با مریم پریدیم توی متروی آقایون! بعدش عجب صحنه ای دیدیم! یه دختر و پسره سرپا وایستاده بودن و کاملا همدیگه رو بغل کرده بودن (مصداق بارز دو روح در یک بدن شده بودن به مولا) و هر ۱ صدم ثانیه یه بار دختره گردن و گونه پسره رو میبوسید و بالعکس. بعد کل آدمام جذب این صحنه شده بودن و خوب طبیعیه آدم چشم داره نگاه میکنه! یه آقای تقریبا ۵۰ ساله ای با صدای بلند اعتراض کرد، دختره برگشت گفت: شما چشماتو ببند! جای دیگه رو نگاه کن خوب، نمی میری که!!! یا مثلا جلوی خوابگاه ما که دیگه اصلا هیچی! پر بود از صحنه های معاشقه ازواج محترم که انگار دیگه جای دیگه ای نداشتن! اصلا یکی از تفریحات دخترها این بود که وقتی هوا تاریک میشه، برن دم در خوابگاه ببینن کی با کیه و چیکار میکنه که بعدا بیان فیلمش کنن! از اون بدتر آخرین باری که من سینما رفتم و خوشبختانه هیچ وقت علاقه ای به سینما رفتن نداشتم مربوط به دو یا سه سال پیش بود (الان حتی فیلمشم یادم نیست)، توی اون سینما که اصلا صحنه ای دیدم که دیگه هیچیییییییییییی! مطمئنم همه مون توی تاکسی ها هم از این صحنه ها زیاد دیدیم! دیگه لازم نیست در مورد پارکها و جنگلا و پشت درختا چیزی بگم که؟ اونم جاهایی که یک خانواده با فرزندانشون میان! خوب بابا توی این مکان عمومی، دخترا و پسرای مجرد هستن، از همه بدتر بچه ها هستن که طبیعتا نباید توی این سنین این چیزا رو ببینین. مطمئنا خودتون بارها اینجور صحنه ها رو دیدین و شاید متاسف شدین.

نمیدونم منظورشون چیه؟ محدودیت مکان دارن؟ خانواده هاشون مخالفن؟ جای دیگه ای ندارن؟! احساس باحالی می کنن؟ و یا اینکه نمیتونن خودشونو کنترل کنن؟ احتمال دیگه ای الان در حال حاضر به ذهن من نمیرسه اما خوب توی همه اینا یه مشکلی هست خوب! هیچ کدوم از این کارا جاش توی اجتماع و جلوی چشم ملت نیست. من به شخصه اینطور مواقع از هر دوشون حالم بد میشه! حداقل اگه نمیتونن خودشون رو کنترل کنن اصلا برن یه جای خلوت تر تر!

* نامه ای سرگشاده برای پسرها؟! (هم خنده داره و هم تاسف آور)

متن نامه سرگشاده!:

” مخاطب پسرها: خدا ریشه بی پولی رو بخشکونه که این همه دختر بی شوهر نمونن و همچنین بلاتکلیفی و بی کاری. حالا بیا یه کاریش می کنیم.
به خدا غیرت داشتن چیز خوبیه. چرا شما مردها و پسرها به دخترهای جوون که می رسین متلک های زشت میگین. دوست خوبم، با غیرت، مرد ایرونی، دیگر این کار رو نکن.”

به نظر شما برای شرح این عکس چی باید نوشت؟ به ذهن من که خداییش هیچی نمی رسه:-))

۳۳ نظر

  1. اول ۱۳۸۷-۰۵-۱۴، ۹:۴۸ ب.ظ

    اول

    نامبر بیر …

  2. باران ۱۳۸۷-۰۵-۱۴، ۹:۵۹ ب.ظ

    اوهوم.دقیقا این کار به این دلیل زشته که عقده ای بودن طرف رو نشون میده.من از این جور دخترا زیاد میشناسم.تو خانواده کمبود دارن،بعد تا یه پسر میبینن فکر میکنن شاهزاده ی رویاهاشون رو دیدن و عاشقش میشن.در واقع عشق که نه.یه جور کمبود رو میخوان جبران کنن

  3. Elham ۱۳۸۷-۰۵-۱۴، ۱۰:۵۱ ب.ظ

    به نظر من ابراز عشق در مکان عمومی نه تنها بد نیست بلکه نشانه تابو شکنی و شجاعت طرفین است .چرا از دیدن عشق ورزی دو آدم به هم احساس خوبی نداریم؟ همه چیز بسته به دید افراد داره. متاسفانه از بس در ایران مردم با دید بسته بار می ایند باید حق داد البته که عکس العمل خوبی نشان ندهند.

  4. محمد جواد شکری ۱۳۸۷-۰۵-۱۴، ۱۱:۰۶ ب.ظ

    از پایه و اساس قبول ندارم! اگه دو نفر همدیگه رو بغل کنن به من و شما توهین میشه؟؟؟

  5. زهرا ۱۳۸۷-۰۵-۱۴، ۱۱:۱۱ ب.ظ

    بحث بغل کردن نیست! نه دو نفر میتونن همدیگه رو بغل کنن! کسی مانع اینکار نمیشه ولی نه وسط مترو و خیابون و تاکسی و غیره و ذلک.

    در ضمن مشکل این متن اصلا بغل کردن طرفین نبود! مراحل بعدترشه!!!
    چرا باید به من توهین بشه؟ در وهله اول به خودشون توهین میشه.

  6. محمد ۱۳۸۷-۰۵-۱۴، ۱۱:۱۷ ب.ظ

    در مورد عشق بازی و اینها … توی مکان های عمومی مخالفم . من خودم به شخصه خوشم نمیاد که جلوی چشم مردم باشه و فرهنگ یجوری جا افتاده که مردم تحمل دیدن این صحنه هارو ندارن . منم روم نمیشه حتی اگر طرف مقابلم براش فرقی نداشته باشه. توی مترو واقعا ضایع ست جلوی اینهمه چشم و توی اون خفگی ! البته شایدم اونایی که جلوی جمع و دور چشم جمع براشون فرقی نداره ، یکمی با فرهنگتر هستن و مثل غربی ها فکر میکنن . در کل اگر لذتی هست دو نفری خیلی بیشتر خواهد بود تا ۱۰۰ نفری‌! ( جلوی مردم )

  7. aram ۱۳۸۷-۰۵-۱۴، ۱۱:۱۸ ب.ظ

    Zahra jan, hadeghal az lahaze loghati privacy yani tavanayie fard ya gorooh dar entekhabe anche dar morede khodeshan nemikhanad ba digaran dar miyan begozarand. banabarin agar man kasi ra ke doost daram jelooye shoma bebosam momken ast ke ba tarife shoma amre khossosiyi ra dar morede khodam ashkar karde basham ama be harime khosoosiye shoma vared nashodeam chon dar hich dade ya mozoe khosooosi dar morede shoma dekhalat nakardeam. etefaghan shoma ke be khodetan hagh midahid dar rabeteye bande ba doostam dekhalat bokonid va in hagh ra az ma begirid dar hale zire pa gozashtan harime khosoosiye ma hastid.

    kalamei ke shayad mitavani inja be kar bebari “Obscenity” mibashad ke taghriban be maniye raftarist ke be noee tohin be akhalaghiate pazirofteh shodeye ejtema dar rabete ba ravabete sexual mibashad. ke albate mitooni hads be zani ke kheyli be zaman va farhang marboot mishavad. banabarin age in raftar ra dar jameye ma ziyad mibini shayad be in manast ke to bayad dar tarifet tajdide nazar koni!

  8. میم بنام ۱۳۸۷-۰۵-۱۴، ۱۱:۴۱ ب.ظ

    دقیقا امروز بعد از ظهر من با یکی از این صحنه ها مواجه شدم(یه دختر و پسر تقریبا کم سن و سال بودند که خب موقع خداحافظی لب گرفتند !) پیش خودم فکر کردم راجع بهش می تونم بنویسم تو ویلاگم, خواستم مقایسه ای بین این نوع روابط و رابطه علی آقای فتاح و مهتاب (من او, رضا امیر خانی) داشته باشم. وقتی این پستت رو دیدم غافلگیر شدم.

    دلایلی که باعث میشه یه جوون دست به انجام این کار ها بزنه از نظر من اینهاست :

    ۱: خود نمایی. غیرت مردها دیگه ته کشیده انگار, وقتی دختر و پسر لباسشون رو همرنگ و ست هم می کنند و میان بیرون, به این معنی هست که من دست دوستم|همسرم رو گرفتم اومدم بیرون تا ست لباسمون رو نشون بدم. یعنی ما با هم هستید توجه کنید ملت ! این زنه منه که روسریش زرده و پیراهن من هم زرده ! اول به خانم بنده نگاه کنید و بعد به من !

    ۲:عقده گشایی. خیلی از پسر ها هستند که توی این روابط دچار شهوتی شدند که هیچ چیز جلو دارشون نیست. وقتی پای حرفاشون میشینی می شنوی که : امروز۲ تا مخ زدم ببینی کف میکنی…! , دختره رو فلان کارش کردم… , برام فلان چیز رو هدیه گرفته , عاشقم شده زنگ میزنه گریه میکنه… !
    و مواردی از این دست و اگه مخاطب حرفاشون مثل خودشون باشه بهشون جواب میده که این که چیزی نیست من مخ فلانی رو تو سه سوت زدم , با فلانی ..داشتم , دختره رو پیچوندم و…

    به لحاظ روانشناختی این آدم ها دچار عقده های فروخورده ای در کودکی و نوجوانی هستند که حالا به این شکل بروزش می دند. ریشه رو باید تو خانواده پیدا کرد. من خیلی دیدم خانواده های این آدم ها خودشون اهل روابط آزاد و این چیز ها نیستند اما تربیت غلطی که داشتند و محدودیتی و یا آزادی بیش از حدی که دادن باعث شده بچه ها اینطوری عقده ای بار بیاند.
    .
    .
    .
    مث که دارم زیاد می نویسم, کلی ادامه داشت از حوصله اینجا خارجه. خودش یه پست شد به جای کامنت, می خواستم تو وبلاگ خودم بنویسم که قسمت کامنت دونی تو شد.

  9. مریم ۱۳۸۷-۰۵-۱۴، ۱۱:۴۸ ب.ظ

    آدم بعضی وقتا یه چیزایی میبینه فک می کنه داره فیلم اون مدلی میبینه!به نظرم به خاطر نداشتن جا و مکان مناسب انسان شاهد چنین صحنه هاییه.خه نمی گن حالا شاید یه بچه ای چیزی این صحنه های خفن رو ببینه چه سوالاتی ممکنه براش پیش بیاد.ملاحظه که نمی کنن

  10. امین ثابتی ۱۳۸۷-۰۵-۱۵، ۱۲:۲۱ ق.ظ

    به نظر من این دید ایرانی است! والا تا جایی که من می‌دونم در جاهای دیگه‌ی دنیا از این خبرا نیست چون ما ندید بدیدیم عین گاو می‌شینیم و نگاه می‌کنیم. ملت چشم دارند و ملت دهن هم دارند. پس اگر فحش هم بدی چون دهن دارن مشکلی نیست!
    این دلیل از همان دلیل‌هایی است که باعث می‌شود من باز هم از نوشته‌های تو شک کنم و فکر کنم مانند حسین درخشان دچار دگراندیشی احمدی‌نژادیسم شده‌ای!

  11. . ۱۳۸۷-۰۵-۱۵، ۱۲:۲۷ ق.ظ

    البته که موافق نیستم :)

  12. میم بنام ۱۳۸۷-۰۵-۱۵، ۱:۵۵ ق.ظ

    آقا یا خانم لادن نوشته خلایق هر چه لایق !
    .
    .
    خب بعضی از آدم ها مطلب می نویسند و استدلال می کنند و نظراتشون رو بدون توهین بیان می کنند چون لیاقتش رو دارند, سوادش رو هم دارند….بعضی ها هم فحش می دن ! چون هیچی ندارند…لیاقتشون همینه…
    درست گفتی که خلایق هر چه لایق !

  13. ناشناس ۱۳۸۷-۰۵-۱۵، ۲:۲۸ ق.ظ

    تجربه به من بارها نشون داده همه کسانی که این طور اظهار نظر ها رو می کنند وقتی در گیر یک رابطه با یک نفر می شن و میرن توی فاز احساس خودشون هم همین رفتار ها رو انجام میدن. مذهبی و چادری و مهندس ودکتر و کم سن و.. نداره .با احترام به نویسنده و همه دوستان موافق با ایشون این حرفها ریشه اش در اینه که ما همه به رابطه نیاز داریم و وقتی خودمون محرومیم و صحنه عاشقانه ای رو می بینیم حسادت می کنیم.
    دلم می خواست اضافه کنم که منظور من در حد دستای هم رو گرفتن و بغل کردن و هر چیزی حد داره و خیلی چیز ها می بینم که حال منو بهم می زنه و این چرندیات ولی این نظر فقط مربوط به من میشه و من خودم رعایت می کنم. حق ندارم برای بقیه نسخه بپیچم.
    عنوان پست خیلی قشنگه، به خلوت هم احترام بگذاریم. دو نفری که گوشه یک پارک یا پشت یک درخت خلوت کردن هم قابل احترامند. سرک کشیدن و قضاوت کردن در موردشون نشانه اخلاق نیست. همون حس قدیمی فضولی و خاله زنک بازیه.
    یاد بگیریم بیشتر هم رو تحمل کنیم. خیلی بیشتر از اینکه بوسیدن یک زوج پریشونمون کنه.

  14. مریم ۱۳۸۷-۰۵-۱۵، ۳:۲۰ ق.ظ

    دمت گرم

  15. حمید ۱۳۸۷-۰۵-۱۵، ۶:۲۷ ق.ظ

    شما کارتون خیلی درسته! از صحنه ها میبینید بگین کجاست مکانشون ما همببینیم! من تا حالا ندیدم:(((

  16. نیک نگار ۱۳۸۷-۰۵-۱۵، ۷:۱۰ ق.ظ

    Privacy همون چیزیه که باید جلوی شما رو از فضولی کردن در امور خصوصی مردم بگیره … Privacy به معنی خلوت نیست دوست عزیز! چون وبلاگت رو دوست دارم و از برخی نوشته هات استفاده میکنم اینبار میخوام برای جبران، معنی دقیق کلمه رو به شما بگم:
    The state or condition of being free from being observed or disturbed by other people

    امیدوارم قانع شده باشید …

  17. Ahmadreza JP ۱۳۸۷-۰۵-۱۵، ۷:۲۹ ق.ظ

    خیلیاشون به این دلیله که جایی جز خیابون ندارن برا این کارا،ناچار میشن.چیز دیگه هم براشون مهم نیست…بازم به فرهنگ از دست رفتمون برمیگرده

  18. مهدی ۱۳۸۷-۰۵-۱۵، ۹:۲۰ ق.ظ

    چون برای بلاگتون احترام قائلم نظر می دم: من هم موافق نیستم
    درست یک دفعه من هم به یکی از دوستام که دختر بود گفتم که حالم بد میشه از این هایی مه تو خیابون عشقولانه دست هم را می گیرن و اینکه خودم احتمالش کم هست که این کار را بکنم ولی ۱- privacy به این معنا نیست ۲- من یا شما می تونیم اون جوری که خودمون ذوست داریم تا جایی که به حریم دیگران وارد نشدیم عمل کنیم ولی حق نداریم برای دیگران نسخه بپیچیم ۳- تازه این که خوشم نمی یاد به خاطره این هست که رفتارشون، احساس مالکیت را بهم القا می کرد ولی اون مدل رفتار ها مثل… را تا حالا ندیدم که بدونم چه احساسی بهم دست می ده هر چند که هر احساسی هم بهم دست بده باز هم هیچ حقی تدارم
    و در آخر حس نمی کنین که این که تو ابران زندگی می کنین بر نوشتتون و احساستون اثر داشته، القائات جامعه، از پیش زشت دونستن بعضی چیزها و تابوها؟

  19. REZA ۱۳۸۷-۰۵-۱۵، ۹:۲۹ ق.ظ

    همه جور کاربرد نظر رو دیده بودیم بجر داستان نویسی در نظر شما

  20. لادن ۱۳۸۷-۰۵-۱۵، ۹:۴۹ ق.ظ

    به میم به نام :
    جانا سخن از زبان ما می گویی یعنی حرف منو قرقره می ک*ن*ی به خودم تحویل می دی آفرین فقط تابلو ن* ک*ن دیگه که از پشت کوه اومدی آخه یعنی واقعا تو نمی دونی لادن اسم دختر یا پسر ؟
    امثال تو آدمان که هرکی هرچی گفت عین گوسفند سرشون را ت* ک*و*ن میدن و بع م*ی*ک*ن*ن که آبجی خانم هایی مثل زهرا پر رو می شند بقیه را احمق حساب می ک* ن*ن*د این چرت و پرتا را تحویل شون م*د*ن دیگه .
    آبجی خانم آمپر ش*ه*و*ت*ش زده بوده بالا ک*س*ی نبوده آرومش ک*ن*ه از خودش خاطره در ک*ر*د*ه که دختر و پسر وسط مترو چون دو روح در یک بدن همدیگه رو بغل ک*ر*د*ه می بوسیدند دروغ که تیغ نداره باید بافت . آخه دختر کوچولو ما خودمون تو این تهران زندگی م*ی*ک*ن*ی*م کمتر خالی ببند هرچند بی مالیاته .
    دقیقا مثله اون آخوند ک*ر*د*ه که بالای منبر گفته بود بچه اگه رو فرش ادرار کرد فرش نجسه و باید اون قسمتش را برید و زنش که پای منبر بوده بود وقتی رفته بود خونه دیده بود بچش رو فرش ادرار کرده برداشته بود فرش را بریده بود آخونده که اومدخونه و دید فرش بریدس گفته بود چرا زنش توضیح که د*ا*د_ آخوند گفت بابا برای مردم گفتم نه برای خودمون . یکی اگه رژ لب بزنه یا مو مش ک*ن*ه اخه ولی خودش که یه دختر تنها از شما بلند شده اومده تهرون معلوم نیست چیکار می ک*ن*ه طوری نیست و خوبه .
    امثال تو تحصیلک*ر*ده نما هستند که وجه دانشگاه را از بین بردن که بعضا خانواده ها نمی ذارند دخترشون بره شهرستون دیگه برا تحصیل . پیش خودش بدبخت می گه تو این خوابگاهها چه خبره .
    کم چاخان ک*ن لاشی .

  21. صندوقک ۱۳۸۷-۰۵-۱۵، ۱۲:۰۳ ب.ظ

    مشکل در نوع فرهنگ جامعه، خانواده و… تقابلش شاید با آنچه در دل است.

  22. ... ۱۳۸۷-۰۵-۱۵، ۱۲:۴۴ ب.ظ

    اقا لادن اینایی که گفتی درست اما یه چیز می خوام بگم خودت با این کارا موافقی؟یعنی دوست داری جلوی چشم مردم با یکی …..کنی؟البته من هم موافقم که الان به این شوری هم نیست که زهرا نوشته اما خب هر کاری جایی برا خودش داره و جای …. توی خیابونا نیست

  23. sadegh ۱۳۸۷-۰۵-۱۵، ۱:۲۵ ب.ظ

    salam.

  24. میم بنام ۱۳۸۷-۰۵-۱۵، ۱:۳۰ ب.ظ

    از میم به لادن
    با توهین هایی که به زهرا و من کردی کاری ندارم, چون خلایق هر چه لایق و در حدی نیستی که من بخوام جوابت رو بدم. اما دو نکته رو باید بهت بگم.
    گفتم آقا یا خانم لادن برای مطمئن نیستم خانم باشی, این طرز حرف زدن بهت نمیاد اما در مورد تهران و مترو ! من هم بار ها شاهد این صحنه ها بودم نگو که وجود نداره.
    در مورد خانواده ها هی که نمی ذارند دخترشون بره شهرستان ایراد از خودشونه…چون می دونند چطوری تربیت کردند دخترشون رو اما اگه کسی از دخترش مطمئن باشه دیگه براش فرقی نمی کنه دختره چقدر دور باشه…چون مطمئن هست دخترش اهل خلاف نیست.
    دیگه پاسخی برات ندارم. خوش باش

  25. محمدرضا ۱۳۸۷-۰۵-۱۵، ۹:۱۳ ب.ظ

    اصلا موافق نیستم. اگر سیاستمدارها هم مثل شما فکر نمیکردند الان این وضع نبود که وقتی دونفر که همدیگر رو دوست دارند، یه حرکتی میکنند شصت جفت چشم خیره خیره وایسند به نگاه کردن.
    کسایی که وایمیسند به نگاه کردند به نظر من دو دسته هستند. دسته اول کسایی که حسودیشون میشه و دسته دوم کسایی که ندیدند از این چیزها و میخواند یاد بگیرند.
    اتفاقا کسایی که وایمیسند مردم رو بر و بر نگاه میکنند دارند به خلوت خصوصی دو نفر تجاوز میکنند.
    منظورت از اینکه “برند یه جای دیگه اینکارها رو بکنند” چیه؟ مثلا کجا برند؟ برند خونه پسره یا خونه دختره؟ اونقت اگه کسی بفهمه یا یکی از این همسایه های فضول گزارش بده تکلیف اون پسر و دختر چی میشه با این قوانین ۱۴۰۰ سال پیش کشور؟
    من ترجیح میدم تو خیابون عشقم رو ببوسم تا اینکه بروم تو خونه. چون حداقلش اینه که حرفهای دیگه ایی نمیتونند برامون در بیارند.
    واقعا این بدبختی نیست که توی یک مملکت دو نفر نتونند همدیگر رو ببوسند فقط به خاطر طرزفکر آدم های عهد کالسکه ایی چون شما؟

  26. orm ۱۳۸۷-۰۵-۱۵، ۱۰:۲۴ ب.ظ

    محدودیت مکان دارن؟?????

    yani shak dari??? maloome ke daran
    moshkele to ine ke be ghole khodet ta sale akhare daneshgah nemidoonesti bache chejoori be donya miad azizam!!!
    vagar na ke to ham mifahmidi ke mahdoodiat daran, albate ke daran, vase haminam oghdei mishan, to negah nakon age doost nadari
    koja ye in sahne ha moshmaez konandast????
    boro doctor khanoom koochooloo

  27. شبلی ۱۳۸۷-۰۵-۱۵، ۱۱:۳۹ ب.ظ

    سلام زهرا جان
    من با “نیک نگار” و بخش هایی از نظر “ناشناس” موافقم. از طرف دیگه فکر میکنم یک احتمال دیگه هم ممکنه وجود داشته باشه: شاید این قبیل رفتارها اعتراضی باشه که جوانها درمقابل توقع افراد سنت گرا نشون میدن. نمیشه انتظار داشت جوانهایی که از نسل دیگری هستند همچنان براساس فرمولهای رفتاری از پیش تعیین شده مذهب و سنت رفتار کنند. متآسفانه در جوامع سنتی- مذهبی هر رفتاری که یک سر سوزن از رفتارهای جاافتاده فاصله داشته باشه تکفیر میشه. هر آدمی علاوه بر پیوستگی به جمع، هویت فردی خودش رو داره و در خیلی مواقع رفتار فردی با رفتار جمعی همخوانی نداره. به نظر من درست نیست توقع داشته باشیم همه مثل ما فکر و رفتار کنن.

  28. وارطان ۱۳۸۷-۰۵-۱۷، ۸:۰۹ ق.ظ

    چقدر باحال نوشتی. راست می‌گی باید این دختر پسرها رو بگیرن اعدام کنن تا درس عبرتی باشه واسه بقیه. گناه از این بزرگتر که دو نفر همدیگر رو ببوسن. اونم وسط خیابون. (خیلی باحالی به خدا)
    درمورد اون قسمت هم که «بچه‌ها می‌بینن» باید بگم، بازم حق با شماست. بچه که نباید چنین چیزایی رو ببینه. چون بچه‌ای که چنین چیزایی رو ببینه و ازشون سر دربیاره یعنی بزرگ شده، یعنی دقیقا تو اون سنیه که باید به شدت کنترل بشه. انقدر شدید که زیر فشار اون بترکه و آخرش بشه یکی مثل اونهایی که می‌گن دختر و پسر نباید با هم رابطه داشته باشند. (یعنی انگاری بهتره پسرها با پسرها و دخترها با دخترها رابطه عاشقانه داشته باشند)

  29. ali ۱۳۸۷-۰۵-۱۸، ۱۱:۳۲ ق.ظ

    فکر می کنم ک+ست شپش گذاشته عقده ای بدبخت!

  30. امیر ۱۳۸۷-۰۵-۱۸، ۱۲:۱۳ ب.ظ

    تو بمب عقده ای دختر

  31. amirahmadi ۱۳۸۷-۰۵-۱۸، ۱۱:۳۷ ب.ظ

    عقب مانده جان چشمت کور

  32. amirahmadi ۱۳۸۷-۰۵-۱۸، ۱۱:۳۸ ب.ظ

    این زهرا جون لجنیه واسه خودش! از اون لجنهای عقب مانده ذهنی که فکر می کنه چون با دوپینگ بنیاد شهید لیسانس گرفته نابغه ست

  33. میثم ۱۳۸۷-۰۵-۱۹، ۶:۵۱ ب.ظ

    من با نظرتون موافقم.
    اما در مورد دوستانی که با نظر نویسنده مخالفن: می تونند مخالفت کنند و دلیل هم بیارورند(یا نیاورند!)، ولی به نظرم حق توهین و … ندارند. بحث می تواند خیلی منطقی و آرام باشد و در آخر هم ممکن است(به احتمال زیاد) دو طرف قانع نشوند. به نظرم توهین همان زمانی اتفاق می افتد که منطق رفته است پی کارش.
    یا حق

نظر شما