<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: بکش اما روشنفکرم کن، کافه پیانو</title>
	<atom:link href="http://zahra-hb.com/1387/05/kill-but-enlightened-me-piano-cafeteria/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://zahra-hb.com/1387/05/kill-but-enlightened-me-piano-cafeteria/</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 12 Feb 2012 06:38:16 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/05/kill-but-enlightened-me-piano-cafeteria/comment-page-2/#comment-57603</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/?p=380#comment-57603</guid>
		<description>این کتاب رسما نشر چرندیاتی بیش نبود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این کتاب رسما نشر چرندیاتی بیش نبود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سارا</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/05/kill-but-enlightened-me-piano-cafeteria/comment-page-2/#comment-48007</link>
		<dc:creator>سارا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/?p=380#comment-48007</guid>
		<description>تقریبا نظر همه عزیزان خواننده رو خوندم اما می تونم بگم بعضی ها!! خیلی منصفانه قضاوت نکردند /اونچه که در وهله ی اول در خوانش یک رمان مهمه نگاه به داستان از منظر عناصر داستانه نه دقت شخصیت و کردار نویسنده در بیرون از کتابش/به هر حال بسیار لذت بردم هم از خواندن نظرات موافق و مخالف که خوب دلیلی بر موفقیت یک رمان  می تونه باشه واصلا جا یانکار نداره و هم از نثر گیرا  وجذاب آقای جعفری .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تقریبا نظر همه عزیزان خواننده رو خوندم اما می تونم بگم بعضی ها!! خیلی منصفانه قضاوت نکردند /اونچه که در وهله ی اول در خوانش یک رمان مهمه نگاه به داستان از منظر عناصر داستانه نه دقت شخصیت و کردار نویسنده در بیرون از کتابش/به هر حال بسیار لذت بردم هم از خواندن نظرات موافق و مخالف که خوب دلیلی بر موفقیت یک رمان  می تونه باشه واصلا جا یانکار نداره و هم از نثر گیرا  وجذاب آقای جعفری .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمدرضا وحیدزاده</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/05/kill-but-enlightened-me-piano-cafeteria/comment-page-2/#comment-47650</link>
		<dc:creator>محمدرضا وحیدزاده</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/?p=380#comment-47650</guid>
		<description>با بیشتر حرفات موافقم و از اینکه جماعت روشنفکر ما اینقدر اوسکولند که با همچین کتابی خودشون رو اینهمه سر کار گذاشتن کلی خندیدم. یعنی راستشو بخوای حال کردم که این جماعت اینقدر سر کارند. اما از یک چیز کتاب هم خوشم اومد که نمی‌تونم نگم. غیر از توصیف‌های خوبش که یک کپی بی‌ارزش از کار سالینجر بود و نه میشه تایید کرد و نه رد درغگویی راوی (به مخاطب) در بخش پایانی کتاب هم لذت بخش بود. ولی در کل ارزش اینهمه جنجال نداشت.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با بیشتر حرفات موافقم و از اینکه جماعت روشنفکر ما اینقدر اوسکولند که با همچین کتابی خودشون رو اینهمه سر کار گذاشتن کلی خندیدم. یعنی راستشو بخوای حال کردم که این جماعت اینقدر سر کارند. اما از یک چیز کتاب هم خوشم اومد که نمی‌تونم نگم. غیر از توصیف‌های خوبش که یک کپی بی‌ارزش از کار سالینجر بود و نه میشه تایید کرد و نه رد درغگویی راوی (به مخاطب) در بخش پایانی کتاب هم لذت بخش بود. ولی در کل ارزش اینهمه جنجال نداشت.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حدیث</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/05/kill-but-enlightened-me-piano-cafeteria/comment-page-2/#comment-43466</link>
		<dc:creator>حدیث</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/?p=380#comment-43466</guid>
		<description>زهرا من می خوام ازت تشکر کنم،چون با خوندن نقدت یه کم خیالم راحت شد که با اینکه این کتاب به چاپ 21ام رسیده،(البته خدا می دونه الان چندمیش اومده بیرون، من که 21 امیشو خریدم)هستن کسایی که می فهمن نباید می رسیده.
دقیقاً حرفایی رو زدی که من موقع خوندن کتاب به خودم می گفتم. 
این یارو واقعاً پیش خودش چی فکر کرده؟اینکه چون 4تافیلم مث غریزه ی اصلی رو دیده،باید بیاد یه رمان بنویسه که اطلاعات نداشته شو به رخ بقیه بکشه؟
مردک تو چطور به خودت اجازه میدی اینقدر راحت به شون پن توهین کنی؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>زهرا من می خوام ازت تشکر کنم،چون با خوندن نقدت یه کم خیالم راحت شد که با اینکه این کتاب به چاپ ۲۱ام رسیده،(البته خدا می دونه الان چندمیش اومده بیرون، من که ۲۱ امیشو خریدم)هستن کسایی که می فهمن نباید می رسیده.<br />
دقیقاً حرفایی رو زدی که من موقع خوندن کتاب به خودم می گفتم.<br />
این یارو واقعاً پیش خودش چی فکر کرده؟اینکه چون ۴تافیلم مث غریزه ی اصلی رو دیده،باید بیاد یه رمان بنویسه که اطلاعات نداشته شو به رخ بقیه بکشه؟<br />
مردک تو چطور به خودت اجازه میدی اینقدر راحت به شون پن توهین کنی؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: هستی</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/05/kill-but-enlightened-me-piano-cafeteria/comment-page-2/#comment-36206</link>
		<dc:creator>هستی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/?p=380#comment-36206</guid>
		<description>فکر می کنم خیلی به خودت مغروری زهرا خانم. من کتابو خوندم. گرچه از بعضی قسمتهایی که صفورا حضور داشت حرصم می گرفت. گرچه بعضی بخشها رو کشدار می دیدم و گاهی کلماتی که میشد برای عموم مطرح نشه.. اما باید آقای جعفری رو تحسین کرد که چنین جراتی داره. تو سالهای اخیر کدوم نویسنده ای تونسته تا این حد مخاطب جلب کنه؟ شما با این انتقادات غرض ورزانه ات که به قول یکی از نظرات قبلی بیشتر بوی حسادت و مطرح کردن خود ! را داره اعتبارت رو زیر سوال بردی..

چرا؟ چون کسی از زیر و بم یک اثر ادبی می تونه ایراد بگیره و نقد کنه که خودش حداقل یک نوشته ادبی داشته باشه. اون افرادی رو که به واسطه یک وبلاگ خوشون رو منتقد و .. می دونن به حساب نیار .. وقتی ارزش پیدا می کنی که خداقل یک مجله یا نشریه معتبر چاپی نوشته شما رو دارای ارزش چاپ بدونه وگرنه با عرض معذرت هر کسی می تونه ده دقیقه ای وبلاگ بزنه و خودشو واجد شرایط نقد بدونه. 

در ضمن شما با این کلماتی که نوشتی فکر نمی کنی داری با این سن کم به شعور خیلی از خوانندگان این کتاب که هم از نظر سنی و هم تجربه و شاید هم عقل از تو بالاتر باشن توهین می کنی؟ 

راستش من یه زمانی نوشته هاتو می خوندم و لذت می بردم. اما مدتی است که بدجوری جو زده شدی .. وجود 50 کامنت برای هر پستت دلیل نمیشه که خیلی به خودت مغرور بشی.. بهتره تو همون موضوعات عامی و روزمره خودت سیر کنی و ادای روشنفکرها و ... رو در نیاری.. 

موفق باشی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>فکر می کنم خیلی به خودت مغروری زهرا خانم. من کتابو خوندم. گرچه از بعضی قسمتهایی که صفورا حضور داشت حرصم می گرفت. گرچه بعضی بخشها رو کشدار می دیدم و گاهی کلماتی که میشد برای عموم مطرح نشه.. اما باید آقای جعفری رو تحسین کرد که چنین جراتی داره. تو سالهای اخیر کدوم نویسنده ای تونسته تا این حد مخاطب جلب کنه؟ شما با این انتقادات غرض ورزانه ات که به قول یکی از نظرات قبلی بیشتر بوی حسادت و مطرح کردن خود ! را داره اعتبارت رو زیر سوال بردی..</p>
<p>چرا؟ چون کسی از زیر و بم یک اثر ادبی می تونه ایراد بگیره و نقد کنه که خودش حداقل یک نوشته ادبی داشته باشه. اون افرادی رو که به واسطه یک وبلاگ خوشون رو منتقد و .. می دونن به حساب نیار .. وقتی ارزش پیدا می کنی که خداقل یک مجله یا نشریه معتبر چاپی نوشته شما رو دارای ارزش چاپ بدونه وگرنه با عرض معذرت هر کسی می تونه ده دقیقه ای وبلاگ بزنه و خودشو واجد شرایط نقد بدونه. </p>
<p>در ضمن شما با این کلماتی که نوشتی فکر نمی کنی داری با این سن کم به شعور خیلی از خوانندگان این کتاب که هم از نظر سنی و هم تجربه و شاید هم عقل از تو بالاتر باشن توهین می کنی؟ </p>
<p>راستش من یه زمانی نوشته هاتو می خوندم و لذت می بردم. اما مدتی است که بدجوری جو زده شدی .. وجود ۵۰ کامنت برای هر پستت دلیل نمیشه که خیلی به خودت مغرور بشی.. بهتره تو همون موضوعات عامی و روزمره خودت سیر کنی و ادای روشنفکرها و &#8230; رو در نیاری.. </p>
<p>موفق باشی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/05/kill-but-enlightened-me-piano-cafeteria/comment-page-1/#comment-35965</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/?p=380#comment-35965</guid>
		<description>با سلام و احترام به شما.دوست عزیز وقتی یک نویسنده مینویسه برای مردم مینویسه اصلا هنرمند لفضی نیست که در صورت لزوم به یک نفر بدهند.مثلا وقتی شما رشته فنی مهندسی میخوانید به شما میگویند مهندس حالا خوب و بدش دیگر به خودتان بستگی داره.اما یک هنرمند را هنرمند خطاب میکنیم نه بخاطر مدرک اوست.نه تفکراتش.بلکه فقط بخاطر نوشته ها و یا آثار هنریش است و معیار درست هم استقبال مردم است،وقتی یک کتاب به چاپ 10 میرسد پس حرفی برای گفتن داشته برای مردم و فقط همین مهم است.البته شما در وبلاگ خود کاملا آزادید،پس کمی به این نکات گفته شده توجه کنید..با تشکر.یا علی...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام و احترام به شما.دوست عزیز وقتی یک نویسنده مینویسه برای مردم مینویسه اصلا هنرمند لفضی نیست که در صورت لزوم به یک نفر بدهند.مثلا وقتی شما رشته فنی مهندسی میخوانید به شما میگویند مهندس حالا خوب و بدش دیگر به خودتان بستگی داره.اما یک هنرمند را هنرمند خطاب میکنیم نه بخاطر مدرک اوست.نه تفکراتش.بلکه فقط بخاطر نوشته ها و یا آثار هنریش است و معیار درست هم استقبال مردم است،وقتی یک کتاب به چاپ ۱۰ میرسد پس حرفی برای گفتن داشته برای مردم و فقط همین مهم است.البته شما در وبلاگ خود کاملا آزادید،پس کمی به این نکات گفته شده توجه کنید..با تشکر.یا علی&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: عمران</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/05/kill-but-enlightened-me-piano-cafeteria/comment-page-1/#comment-33578</link>
		<dc:creator>عمران</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/?p=380#comment-33578</guid>
		<description>سلام دوست عزیز
کمی هم مثل بقیه فکر کنید. مثل بقیه زندگی کنید. و مثل بقیه از زندگی و داستان زندگی مردم حظ کنید!
زندگی ما همه اش داستانه
و داستان هایی هم که این جوری هستند داستان زندگی اند...
نه حاصل تخیل یک نویسنده!
شما داستان ها و رمان های خارجی رو حتما خوندین
و نوشته های پائولو کوییلو ، جبران خلیل جبران و .... هم خوندین.
حالا کدام دسته از این نویسنده ها رو می کوبین.
دوست عزیز!
کسی نمی خواد شما رو &quot;فحش&quot; بده!!! چرا این جوری فکر می کنین آخه؟؟
اگه کمی تو واقعیت زندگی کنین برای سلامتی تون بهتره
موفق باشین</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دوست عزیز<br />
کمی هم مثل بقیه فکر کنید. مثل بقیه زندگی کنید. و مثل بقیه از زندگی و داستان زندگی مردم حظ کنید!<br />
زندگی ما همه اش داستانه<br />
و داستان هایی هم که این جوری هستند داستان زندگی اند&#8230;<br />
نه حاصل تخیل یک نویسنده!<br />
شما داستان ها و رمان های خارجی رو حتما خوندین<br />
و نوشته های پائولو کوییلو ، جبران خلیل جبران و &#8230;. هم خوندین.<br />
حالا کدام دسته از این نویسنده ها رو می کوبین.<br />
دوست عزیز!<br />
کسی نمی خواد شما رو &#8220;فحش&#8221; بده!!! چرا این جوری فکر می کنین آخه؟؟<br />
اگه کمی تو واقعیت زندگی کنین برای سلامتی تون بهتره<br />
موفق باشین</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/05/kill-but-enlightened-me-piano-cafeteria/comment-page-1/#comment-32429</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/?p=380#comment-32429</guid>
		<description>تازه تما فضاسازی هاش رو از کافه کنج برداشته فک می کنه از پشت کوه اومدیم اون صحنه نماز خوندن دوست روشنفکر در کافه که دیگه شیونه......
چی پیش خودش فک میکنه مردیکه احمق....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تازه تما فضاسازی هاش رو از کافه کنج برداشته فک می کنه از پشت کوه اومدیم اون صحنه نماز خوندن دوست روشنفکر در کافه که دیگه شیونه&#8230;&#8230;<br />
چی پیش خودش فک میکنه مردیکه احمق&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/05/kill-but-enlightened-me-piano-cafeteria/comment-page-1/#comment-32428</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/?p=380#comment-32428</guid>
		<description>واقعاً از بخش محاوره پدر و پسر لذت... بردم داشتم عق می زدم از این لوکیشن فیلمفارسی فعلاً رو صفحه 80 گیر کردم هرچی زور می زنی دلت نمی خواد بیشتر از این ا...کل شی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>واقعاً از بخش محاوره پدر و پسر لذت&#8230; بردم داشتم عق می زدم از این لوکیشن فیلمفارسی فعلاً رو صفحه ۸۰ گیر کردم هرچی زور می زنی دلت نمی خواد بیشتر از این ا&#8230;کل شی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: غزال</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/05/kill-but-enlightened-me-piano-cafeteria/comment-page-1/#comment-31104</link>
		<dc:creator>غزال</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/?p=380#comment-31104</guid>
		<description>من کتاب رو خوندم...برای من هم اینهمه بلوا عجیبه.مشکل من با این کتاب روان نبودن متن اون بود.کلی طول کشید که تمومش کنم با اینکه کم حجم بود.متن دچار سکته هایی است که اجازه نمی ده خواننده درگیر داستان بشه.مثل آدمی که الفبا رو خوب بلد نباشه، جملات را تکه تکه می خوندم .
گرچه کتابخون حرفه ای هستم اما خودمو در جایگاه نقد نویسندگی قرار نمی دم.اما بازهم میگم این کتاب اولین کتابی بود که اصلا پیش نمی رفت نه به خاطر موضوع بلکه نحوه تحریرش راحت نبود.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من کتاب رو خوندم&#8230;برای من هم اینهمه بلوا عجیبه.مشکل من با این کتاب روان نبودن متن اون بود.کلی طول کشید که تمومش کنم با اینکه کم حجم بود.متن دچار سکته هایی است که اجازه نمی ده خواننده درگیر داستان بشه.مثل آدمی که الفبا رو خوب بلد نباشه، جملات را تکه تکه می خوندم .<br />
گرچه کتابخون حرفه ای هستم اما خودمو در جایگاه نقد نویسندگی قرار نمی دم.اما بازهم میگم این کتاب اولین کتابی بود که اصلا پیش نمی رفت نه به خاطر موضوع بلکه نحوه تحریرش راحت نبود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

