۱۳۸۷-۰۵-۷
به نظرم مشکل کامنتها جدیه!
* فضای وبلاگستان و دنیای مجازی طوری شده که دیگه کسی جرات نمی کنه از اعتقاداتش بگه. از چیزهایی که براش به عنوان ارزش محسوب میشه… اصلا دیگه مهم نیست طرف چی میگه؟ بلکه مهمه که کی میگه! میدونین که هیچ کسی راحت اعتقادی رو به دست نمیاره (نظر من اینه) غیر از خرافات و مهملات، سایر اعتقادات انسانی چیزی نیست که فرد راحت بهشون رسیده باشه و راحت از دستشون بده.
الان فضای دنیای مجازی طوری هست که یا دیگه کسی رغبت نمی کنه از اعتقاداتش بنویسه، و یا اگه بنویسه اگه با بدترین فحشا و توهین ها مواجه نشه، بدون شک کاری می کنن که ناخودآگاه اون فرد به انزوا کشیده بشه… براحتی ازش اسم میبرن، بهش توهین می کنن، و خیلیام به اسم دموکراسی و آزادی و باکلاسی تحقیرش می کنن و احساس باحالی هم می کنن. خوب همه ما انسانیم و احساس داریم. حتی اگه فردی بخشی از این برخوردها رو ببینه و یا به گوشش برسه، متاثر میشه و ناخودآگاه احساس میکنه در جمع جایی نداره و همین یعنی انزوا یعنی سرکوب یعنی دیکتاتوری یعنی همون کاری که همون گروهی ازش می نالن. مگه یک فرد چقدر پتانسیل داره که مدام از خودش دفاع کنه؟! سوء تعابیر رو پاسخ بده و سعی کنه دیدگاههای منفی راجع به خودش رو عوض کنه؟ مخصوصا در فضایی که همه ساز مخالفت می زنن؟
جالب اینجاست بیشترین برخوردهای تند هم از طرف کسانی هست که داعیه آزادی بیان و دموکراسی و مفاهیم خود ساخته اینطوری دارن! نه خوب واضحه که این مفاهیم در اصل خودساخته نیستن، من فکر میکنم بشر و به خصوص بشر از نوع ایرانیش اونها رو Customize خودش کرده.
* میدونین توی دنیای واقعی چون ماها تعاملاتمون با دوستامون بیشتره اصلا اینطوری نیست. مثلا من خودم، از هر طیف و تیپی که فکرشو بکنین دوست دارم، با هم میریم بیرون، مهمونی، سرکار، ولی هیچ مشکلی باهم نداریم. اصلا بعضیاشون به هیچی اعتقاد ندارن ولی خیلی راحت باهم بحث می کنیم. اونا میدونن دیدگاه من از نظر سیاسی و یا اعتقادی چطوریه و منم میدونم اونا چطورین؟ منتها بازم رفتارامون با هم کاملا دوستانه است. توی دنیای مجازی به خاطر اینکه تراکنشهای اینطوری خیلی کم هست اینقدر بدبینی وجود داره.
* اصلا دلم نمیخواد این اصطلاح “ایرانی بازی در نیارید” رو بکار ببرم! ولی ناچارم بگم هنوزم فکر میکنم بسیاری از ما ایرانیها هنوز هم جنبه آزادی و دموکراسی رو نداریم! همون بهتر که زور بالای سرمون باشه! تو تا زمانی که تاب خوندن (و فقط خوندن) نظری رو مخالف با خودت نداری و به محض خوندن، اینقدر آمپرت میزنه بالا، چطور میتونی بگی طرفدار دموکراسی هستی؟ تا زمانی که با قضاوت منفی پیشفرض میری وبلاگی رو میخونی و نویسنده اش رو متهم می کنی… تو اصلا میدونی تعریف دموکراسی چیه؟ تو به چه حقی فکر میکنی حالا که شخصی مخالف تو هست، و دیدگاهش مثل تو نیست باید مسخره اش کنی، یا بهش فحش بدی؟
* هیچکس از اینکه مخالف داشته باشه خوشش نمیاد. ولی خوب اینم طبیعیه که همه با نوشته های آدم موافق نیستن. طبیعیه چون دیدگاههای افراد به زندگی با هم فرق می کنه. برخیا معتقدن، برخیام به هیچی اعتقادی ندارن، واضحه که وقتی پستی مینویسی ممکنه با یکی از این دو دسته در بیفتی! اما مشکل چیز دیگه ایه! اینکه مخالف فکر میکنه، فقط به خاطر اینکه چیزی رو خونده که باهاش موافق نیست، پس مجازه هر طور که دلش خواست با اون نوشته توی کامنتا برخورد کنه! بدتر از اون! من دیدم حتی دامنه کامنتا رو به وبلاگایی که داری باهاشون به اصطلاح بحث می کنی هم می کشونه و حتی برای دیگران هم تکلیف تعیین میکنه که با کی بحث کنن؟ به کی لینک بدن؟ به کی لینک ندن و چرا؟! عجیب نیست؟!
* وبلاگ حریم خصوصی محسوب نمیشه چون ماهیتا در یک محیط عمومی قرار میگیره، اما جز حریم شخصی فرد هست. درست مثل بازتاب ما در دنیای واقعی. اینکه من در اجتماع فعالیت می کنم، خصوصی محسوب نمیشه اما در همون اجتماع برای خودم حریم شخصی قائل هستم که انتظار دارم دیگران بهش احترام بذارن همین طوری که خودم باید این احترام رو برای دیگران قائل باشم.
قرار نیست ما با همه موافق باشیم، اما مهمه بهشون احترام بذاریم. مهمه با احترام و با حفظ حریم شخصی برای دیگران حرف بزنیم، و کامنت بذاریم! من میتونم با دیدگاهی مخالف باشم و به شیوه ای بیانش کنم اما این شیوه نباید به هیچوجه مستقیم یا غیر مستقیم شخصیت اون فرد رو زیر سوال ببره! من میتونم بگم با این متن و یا این حریان مخالفم. با اعتقادات و یا آموخته های من سازگار نیست، نمیتونم به این بهانه اسم نویسنده وبلاگ رو ببرم و هرچی دلم خواست به نویسنده اش بگم! اصلا ارزشش رو نداره به خاطر یک نوشته دهنم رو به فحاشی باز کنم و در وهله اول خودم رو ضایع کنم.
* آیا کسی حق داره کامنت من رو سانسور کنه؟ و یا ویرایش کنه؟!
بله! داره! و من به شخصه این حق رو به هر وبلاگنویسی میدم که از کامنت من ناراحت شده باشه! که کامنت من رو به کل حذف کنه! و یا اگه حاوی فحشی بود که خوشش نیومد ویرایشش کنه! طرف انسانه! وبلاگ هم حریم شخصیش هست. به هر دلیلی شاید اصلا دوست نداره من وبلاگش رو هم بخونم چه برسه به کامنت گذاشتن اونم از نوع فحاشی! طبیعیه که سانسورش کنه.
چرا من باید هر روز برم وبلاگی رو بخونم که روی اعصاب منه و هر روز هم بهش فحش بدم؟! طبیعیه دیدن وبلاگهایی که هم عقیده با من نیستن و اجتناب ناپذیره که مطالبی رو بخونیم و شاخ در بیاریم ولی خوب who cares؟!
وقتی مطلبی من رو ناراحت میکنه چند راه داره. یا میتونم کامنت بذارم و بگم برداشتت ناصحیح غیر منطقی غیر معقوله! مخالفم و یا هر چیز دیگه ای. یا اینکه وقتی میبینم بحث طولانی میشه برم توی وبلاگ خودم یه پستی بزنم که من با این جریان سازی اینطور عقیده به این دلیل مخالفم. من کاری به دلایل مطرح شده ندارم اما میگم روش مودبانه تری از فحش یا توهین به طرف هست.
* خیلی از مواقع توی بحثایی که تو فضای مجازی پیش بیاد، طرف به جای اینکه راجع به اون مطلب و یا اون کتگوری خاص صحبت کنه، مستقیم میره سراغ شخص نویسنده! و زیر سوال بردن شخصیتش! بابا جان وبلاگ یک رسانه شخصی هست، هیچکس به خاطر وبلاگنویسی پول نمیگیره! هیچکس به خاطر وبلاگنویسی نفعی در دنیای واقعی بهش نمیرسه! که اگه میرسید ماها اینقدر خودمون رو نمی کشتیم که هویت مجازیمون مخفی بمونه که راحت بنویسیم! پس لطفا توهین رو ول کنیم! نگاه کنیم ببین اصل مطلب چی گفته و نویسنده هدفش از بیان اون مطلب چی بوده و راجع به اینها صحبت کنیم!
یک چیز دیگه ای هم هست. وبلاگ یک محیط استاتیک هست! خیلی از بحثهایی که توش نوشته میشه اونقدر داینامیک نیست که بشه به صورت آنلاین از تمامی دیدگاههای نویسنده خبردار شد! مگه اینکه نویسنده از صبح تا شب پای کامنتهاش باشه که این هم عملا کار ناممکنی هست!
ما همیشه فقط از یک بخش دیدگاه نویسنده خبر داریم! ولی اکثر بخش دوم رو هم خودمون نتیجه میگیریم! اگه کسی نوشت آمریکا حق دخالت و یا جنگ رو در ایران (و یا هر کشور دیگه ای) نداره، معنیش این نیست که با تمامی اعمالی که در این کشور انجام میشه موافق باشه! و یا به قول شما مزدور باشه! اگه کسی نوشت با حجاب موافقه معنیش این نیست که چه میدونم با گشت ارشاد و یا سانسور یا سرکوب یا فیلترینگ یا هر چیز دیگه ای موافق باشه! اگه یه نفر گفت آمار دانلود فایرفاکس مشکوکه، معنیش این نیست که به کل ایران و ایرانیها توهین کنه. ای کاش عکس اینها هم صادق بود! یعنی برای مثال، اگه کسی نوشت با کارای گشت ارشاد مخالفه معنیش این نباشه که به زور بخواد حتی از سر کسی نمیخواد حجاب رو برداره!
اگه به من باشه میگم هر کسی میتونه با هرچیزی مخالف باشه. ولی نحوه مخالفت و یا انتقادش مهمه. باید منصفانه و بدون توهین و یا فحش باشه تا بشه بحث کرد. در غیر اینصورت اون مخالفت فاقد ارزش هست!
* انگیزه من برای نوشتن این متن، این پست بامدادی بود: آزادی بیان یا خشونت کلامی؟ جالب اینجاست که در یکی از کامنتهای همین پستش، باز هم یک نفر کامنتی حاوی چند تا توهین گذاشته که بامدادی یک پست جدید گذاشتن با عنوان: نگذارید این صدا خاموش شود، گذاشته…

