۱۳۸۷-۰۵-۱۵
با مخالفت کورکورانه با اعدام مخالفم
* کاش اخلاقمان به سیاست آلوده نمی شد. این شعار در ضمن شیک بودن، خیلی انسانیه. اما کاش بهش عمل می کردیم.
* به این پست کمانگیر دقت کنید و به این نوشته بر ساحل سلامت. در وهله اول هر کسی این مطلب رو بخونه و یا عکس و جملات نوشته شده رو نگاه کنه، فکر می کنه جمهوری اسلامی دیگه داره رسمن و بدون هیچ دلیلی آدم می کشه. دارم شک میکنم اگه هیتلر الان زنده بود و به هر دلیلی در ایران کاری میکرد که اعدامش میکردن، عده ای صداشون در می اومد که آی کسی ظالمانه کشته شد، چرا؟ چون جمهوری اسلامی حکم رو اجرا کرده. من قبلا هم نوشته بودم بازهم میگم دیدگاه اکثریت ماها سیاه و سفید و یا صفر و یک هست. او با جمهوری اسلامی مخالف است، بنابراین هرکاری که جمهوری اسلامی می کند، حتی مجازات یک قاتل، باز هم کار بدی می کند.
* متاسفانه هر کس این مطلب رو بخونه فکر میکنه یه روزنامه نگار، همین طوری بی دلیل فقط به خاطر اینکه روزنامه نگار و یا عضو انجمن صدای عدالت بوده، اعدام شده! چیزی که شاید عمدا پررنگ نشده عضویت و ارتباط همین آقای روزنامه نگار در گروهک تروریستی جندالله بوده.
پسر عموی من دوره سربازیش رو در سیستان و بلوچستان گذرونده. یعنی چند داستان از این گروهک شرور و آدم کشیهاش و مزاحمت هایی که برای مردم بیگناه اون منطقه و امنیت اونجا درست کردن، تعریف کرده باشه خوبه؟! برای آشنایی با این گروه به عکسهای این پست دقت کنین (هشدار اگه حالتون بد میشه، نگاه نکنین، من خیلی حالم بد شد) راه دور نریم، نتایج سرچ گوگل رو ببینید.
* نگاهی قیافه های ملتمس و درمانده این سربازان بیگناه بکنین:( اینها هموطنان ما هستند. این عکس چند دقیقه قبل از کشتن این سربازان گرفته شده، بدست همین گروه جندالله! این آقا که شما صرفا روزنامه نگار می نامینش، با همین گروه مرتبط بوده! این سربازها گناهی نداشتن، رفته بودند سربازی، از بخت بدشان افتادن سیستان. بهشون گفته بودن چون منطقه محرومین دوران سربازیتان کوتاه تره، زود بر میگردید، اما هیچوقت برنگشتن و بدست همین گروهک کشته شدن. چرا کسی فکری به حال خانواده اینها نمی کنه؟ تازه مشخص نیست سر باقی گروگانها چه بلایی میاد؟!

* چرا من باید از این آقایی که اعدام شده دفاع کنم؟! به خاطر اینکه روزنامه نگار بوده؟ خوب میتونست شغلش هر چیزی باشه! معمولا کسی که با یک گروه تروریستی خشن کار میکنه، خیلی خوب بلده وجهه اجتماعیش رو مناسب کنه که دیر بهش شک بشه، چرا روزنامه نگار؟ میتونست معلم باشه، میتونست یه آدم خیر باشه، میتونست بقال باشه! فرقی به حال ماجرا میکنه؟ کسی که عضو القاعده باشه مثلا فرقی میکنه شغل اجتماعیش چی هست؟ بله اعدام حکم واقعا خشنی هست، اما سوال مهم اینه: آیا فرد معدوم یک فرد بی گناه و نا خشنی بوده؟! آیا گروه جندالله گروه بی آزاریه و کاری به کار کسی نداره؟
سوال چرا نباید دادگاه علنی برگزار میشد؟ جواب چرا باید در این شرایط علنی برگزار می شد؟ هنوزم گروگانهای زیادی دست این گروهک هستند که اکثرشان جز همین سربازهای بیگناه هستند. چرا باید اطلاعاتی که از این آدم استخراج شده، توی این شرایط عمومی میشده. جدا خطور کردن چنین پاسخی اینقدر پیچیده است که متنی رو فدای تیتر کنیم؟
* من موضع خودم رو صریح روشن میکنم. من با اعدام مخالفم چه از اون نوعش که داره در ایران انجام میشه (طناب دار) و چه از اون نوع که در چین و یا آمریکا و یا هرجای دیگه دنیا، انجام میشه (صندلی الکتریکی مسموم کردن اتاق مجازات و …) فقط به خاطر اینکه چرا باید وجود داشته باشه؟ چرا باید یک انسان کارش به جایی بکشه که آدم بکشه که اعدام بشه؟
* اما با مخالفت یکسویه با اعدام هم مخالفم. موقع گرفتن جان آدمها باید که دست و دلمان بلرزد. اما آیا همون آدم موقع کشتن آدم دیگری دست و دلش لرزیده؟! موقعی که ۳۰ بار چاقو رو بر بدن کسی فرو کرده؟ من از شما میپرسم خانم توحیدلو، فردی که شما میگین سر یک جنون آنی آدم کشته، از کجا معلوم مجددا بتونه جنونش رو کنترل کنه؟ این جنون باید خیلی خطرناک باشه که منجر به قتل وحشیانه یک انسان شده نه؟
کسی که ماده مخدر رو پخش کرده و هزاران خانواده رو از هم پاشیده، سرپرست خانواده هایی رو معتاد و بدبخت کرده طوریکه زن خانواده مجبور شده بره تن فروشی کنه تا درآمدی در بیاره؟ شما که دیگه جامعه شناس هستید و با این دردها آشنا هستید چرا؟
* واقعا اینقدر سخته خودمون رو جای خانواده قربانیان یک حادثه بذاریم؟ خیلی سخته حال مادر، خواهر و یا برادری رو درک کنیم که عزیزش رو با بیرحمانه ترین شیوه ها کشتن؟ جسدشون رو له کردن؟ و یا حال دخترها و زنها و دختربچه هایی که بهشون تجاوز شده و تا زمانی که زنده هستن، نمیتونن اون خاطره لعنتی رو فراموش کنن؟ میدونین برای یک زن، کابوس تجاوز از مرگ هم وحشتناکتره؟!
* چیکار کنیم؟ بگذاریم قاتل و یا متجاوز آزادنه در جامعه بگرده؟ من با اعدام حقیقتا مخالفم اما به نظرم جایگزین مناسبی هم براش وجود نداره. شما میگین چیکار کنیم؟
* روشنفکران اونم از نوع ایرانیش علاقه بسیار زیادی به شعار دادن دارند. به شعارهایی که هرزچندگاهی خودشان هم نقضشون می کنند. من هر چی گشتم اون مطلب کمانگیر رو پیدا نکردم که انتقاد کرده بودن که چرا از عکس زنان و کودکان سوء استفاده جنگی میشه. به اسم ابتذال در جنگ. اما متاسفانه خود آقای کمانگیر بارها و بارها این مورد رو نقض کردند، چه در عکسهایی که از جنگ می گذارن و چه خبرها و تیترهای اینطوری. این اسمش استفاده ابزاری از تیتر هست. شاید حتی زردنویسی سیاسی!
* نه تنها کمانگیر! ممکنه من و یا شما هم نقض کنیم. انسان جایزالخطاست. در اکثر موارد فقط به منافع خودش می اندیشه! چرا باید دلش به حال اون سربازها و یا خانواده شون بسوزه؟
بله بله. کاش اخلاقمان به سیاست آلوده نمی شد! کاش در همه جا و همه وقت عملا و حقیقتا به این شعار عمل می کردیم نه صرفا در جایی که به نفع ما بود! چقدر تلخ…

