۱۳۸۷-۰۴-۱۶
نگرانی درباره جنگ…
* اصلا دلم نمیخواست راجع به جنگ و این چیزا بنویسم چون از صمیم قلب دعا میکنم همه چیز در حد یک جنگ سرد باقی بمونه و بس! ولی بعضی مطالب رو که آدم میخونه واقعا متعجب میشه. تصور کنید کسانی که تا همین چند وقت پیش می گفتن آمریکا کشور صلح دوستی هست و اینهمه سازمان و ارگان و بودجه واسه ایجاد دموکراسی(!) توی کشور های دیگه و به خصوص ایران اختصاص میده و همین هایی که میگفتن اسرائیل برخلاف تصور شماها کشور مظلوم و بدبختی هست، حالا که گزینه جنگ از طرف آمریکا و اسرائیل جدی شده، میگن خوب چرا ایران کوتاه نمیاد؟
* من واقعا دلم میخواد به این سوال من صادقانه جواب بدید:
به نظر شما اگه ایران توی این ماجرایی که از طرف غرب شروع شده، کوتاه بیاد قضیه حله؟! مثلا بریم در بوشهر و نطنز رو تخته کنیم؟ اصلا چطوره بریم صنایع موشک سازی همت رو هم تعطیل کنیم؟! چطوره؟ در اون صورت آمریکا و اسرائیل دست از زورگوییشون بر میدارن؟! یعنی مطمئنین با این کارا دیگه آمریکا و اسرائیل بیکار میشینن؟!!
* ناراحتی من بیشتر از این طرز تفکره که خیلیا ناخودآگاه سلطه آمریکا رو بر دنیا پذیرفتن و به نظر اونها اینطور میاد که خوب نمیشه که آمریکا کوتاه بیاد، پس بقیه کشورا بهتره کوتاه بیان و هرچی اونها میگن گوش کنن! مشکل من با این بخش قضیه است که میگم چرا همش آمریکا باید برای بقیه کشورا تعیین تکلیف کنه که کی انرژی هسته ای داشته باشه؟ کی نداشته باشه؟ کی بمب بسازه؟ کی سلاح داشته باشه، کی از کی نفت بخره، کی لوله گاز رو ار کجا رد کنه؟ کی فلان قرارداد رو ببنده و … اصلا به آمریکا چه مربوطه چه کشوری داره چیکار میکنه که تا یه چیزی با منافعش در تضاده شروع می کنه به تحریم و تهدید و متاسفانه خیلی از کشورام از ترس باهاش همراهی می کنن؟
* توجه کنید که هیچ کدوم از پاراگراف های بالا به معنای دفاع از برخی جملات احمدی نژاد نیست. من اصلا به احمدی نژاد رای ندادم برخی از کاراش مورد تائید من نیست! مثلا یه مثال میزنم چند روز پیش توی یه دونه از فروم های خارجی بحث برسر جنگ علیه ایران بود و مجبور شدیم با یکسری از اونا بحث کنیم. در نهایت همه چیز به خوبی و خوشی تموم شد الا اینکه چند نفرشون به این گیر داده بودند که چرا رییس جمهور شما گفته “اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود” البته اون بابا می گفت اسراییل باید از روی نقشه دنیا پاک شود:-) این جمله به نظرم قابل دفاع نبود حداقل توی این اوضاعی نابسامانی که الان هستیم.
من به عنوان یک آدم عادی میتونم توی خونه ام یا جمع دوستانم یا تو وبلاگم بگم اسرائیل باید از بین بره ولی وقتی حکم ریاست جمهوری یک کشوری رو دارم اعلام این جمله در هر جایی میتونه خطرناک باشه و ممکنه یه نوع شبهه در مورد تهدید نظامی محسوب بشه حتی!
تنها دفاعی که در برابر این حرف داشتیم این بود که عزیز دل برادر مگه شما به بوش رای دادی؟ مگه همه کارها و حرفهای بوش مورد تائید شما و یا ملت آمریکاست؟ خوب در همه کشورها سیستم مشابهی وجود داره و اینا.
من به شخصه سیستم خاتمی رو در این زمینه ها بیشتر می پسندیدم. در زمان خاتمی ما بیشترین پیشرفتها رو در زمینه انرژی هسته ای داشتیم ولی اینقدر توی بوق و کرنا نبود قضیه! ضمن اینکه دیپلماسی خارجی خاتمی صلح دوستانه و مبتنی بر مذاکره بود. از طرفی ظاهرا تعلیق سازی و اینام داشتیم (یعنی در ظاهر)
* به نظر من وقتی کسی میگه جنگ رو جدی بگیریم، منظورش لزوما این نیست که شمام بیاین تهدید کنین و جملاتی رو بگین که اوضاع آشفته تر بشه. فکر میکنم توی این شرایط امنیت ملی از همه چیز مهمتر باشه. از اون مهمتر شفاف سازی دیپلماسی خارجی ما باشه. شاید توضیح برخی موارد. جدی گرفتن مذاکرات. گفتگوی شفاف و مواردی نظیر این…
* همین دیگه. به خدا ما ملت ایران گناه داریم. موندم برای چه بقیه کشورها اینقدر راحت ما رو تهدید می کنن؟! یا وقتی کسی تهدید و یا تحریم میکنه سریع باهاش همراهی می کنن؟
واضحه که این پست یه نوشته احساسیه بیشتر. چون وقتی خبرا رو میخونم بیشتر از پیش میترسم. اشتباه کردم رفتم مشترک چند تا فید خبری داخلی و خارجی شدم. هی خبرای مربوط به جنگ و تهدید نظامی اسرائیل و آمریکا میاد جلوی چشمم هی ناراحت میشم هی آدم عصبی و نگران میشه…
الان داشتم با یکی از همکلاسی هام که الان آمریکاست چت میکردم طفلی کلی نگران شده بود. حتی میگفت یه شایعاتی مبنی بر بمباران اتمی ایران هم شنیده!
خدا به خیر بگذرونه…

