جنایتکار واقعی جنگ کیست؟

* اگر من و او، در قهوه خانه ای قدیمی، یکدیگر را دیده بودیم
شاید با هم می نشستیم، و نوشیدنی ای با هم میخوردیم
اما چون در جنگ مثل دو سرباز ساده، رو در رو هم قرار گرفتیم، به روی هم آتش گشودیم
من به او شلیک کردم و درجا او را کشتم، او را زدم و کشتم زیرا دشمن من بود
آری البته که او دشمن من بود، و این مثل روز روشن بود
اما…  او هم چون من شاید به اجبار، وارد ارتش شده بود
و حتی از سر بیکاری، وسایل زندگی اش را هم فروخته بود
جنگ چیز عجیب و غریبی است، به کسی شلیک میکنی
که اگر جایی قهوه خانه ای وجود داشت، او را به آنجا دعوت میکردی
یا با قدری پول به کمکش میرفتی…
Thomas Hardy

راستش این مطلب کمانگیر خیلی منو ناراحت میکنه. هم خود مطلب و هم برخی از کامنتاش. جدای از مقایسه نا صحیحی که بین جنگ ایران و عراق و ربطش به هلوکاست و کشتار یهودیان انجام داده، اون تیترش و ربطش به عکس مقبره شهدا و عنوان گذاری “سنگفرش ِ راه ِ نیمه کاره ی رسیدن به قدس از طریق کربلا” همه اینها باعث میشه عمیقا ناراحت بشم و تعجب کنم…
چیزی که میخوام بنویسم اصلا در حد جوابی برای اون پست نیست. صرفا یکسری درددل هست و اینکه میخوام فقط ناراحتی خودم رو از این بی انصافی ابراز کنم. مخاطب من فقط اون پست نیست، من خیلی دیدم کسانی که اینطور فکر می کنن.

* یکی از بزرگترین مشکلات ما توی قضاوتهامون دیدگاه سیاه و سفید و یا به قولی صفر و یک هست. خیلی به ندرت پیش میاد وقتی روی چیزی تعصب داریم همچین دیدگاهی رو کنار بذاریم.
واضحه طبق تمامی نوشته ها، کمانگیر با نظام جمهوری اسلامی مخالفه و همین باعث شده، برخی از مواقع هیچ نقطه قوتی رو نبینه و در تمامی موارد فکر کنه این ایران هست که مقصره، این نظام ایران هست که باگ داره. حتی متاسفانه توی جنگی که ۸ سال به ایران تحمیل شد و حتی فراموش شده که اصلا ایران شروع کننده جنگ نبوده، بلکه عراق بوده که جنگ رو آغاز کرده و ایران در حقیقت صرفا از خودش دفاع کرده!

* دادن لقب جنایتکاران جنگی به سربازهایی که رفتن از وطنشون دفاع کردن؟! به نظر شما اگه الان و یا هر زمان دیگه ای کسی به کشور شما حمله کنه و شما برای دفاع از خودتون برین با دشمن بجنگید (تاکید میکنم بجنگید) و طبیعی هست در این جنگ ممکنه چند نفر رو بکشید (زیرا نفس جنگ همینه و چیز کثیفی هم هست) شما جنایتکار محسوب میشید؟ یا اونی که حمله کرده و باعث شده شما از خودتون دفاع کنید؟
فکر می کنین کدوم سربازی وقتی موقع سربازیش میشه، آرزو داره جنگی بشه که مجبور بشه بره آدم بکشه یا نقاطی از بدن آدمهای دیگه رو مصدوم کنه؟! حتی اون سرباز آمریکایی هم رو اگه فرض کنیم، موقع رفتن به عراق یا افغانستان، با اکراه رفته و بعید میدونم چنین چیزی در سرش بوده باشه. اونی که فرمان جنگ صادر می کنه، اونی که تهدید میکنه، اونی که تفکر جنگ رو گسترش میده، اونه که جنایتکار واقعی جنگ هست، نه اونی که فرمان دفاع میده، نه اونی که دفاع میکنه نه حتی اونی که مجبوره برای فرار از مجازات بره بجنگه…

* نفس جنگ هست که کشتار آدمها رو در پی داره. همین که جنگ رخ میده عده ای اعزام میشن برای اینکه بکشن و ویران کنن، عده ای هم اعزام میشن برای اینکه دفاع کنن. توی این دفاع چاره ای نیست مگه اینکه اگه لازم باشه دشمن رو بکشید! شما اگه در جنگ نکشید، کشته می شید، اگه ساکت بنشینید، کشورتون اشغال میشه. کمانگیر نوشته آیت الله قلدر بود! این جمله رو واقعا نمیتونم توجیهش کنم! چه کسی جنگ رو شروع کرد؟ صدام قلدر بود یا امام خمینی؟ ایران به عراق حمله کرد یا عراق به ایران؟! اگه صدام حمله نمیکرد، امام فرمان دفاع و جهاد میداد؟ چاره چی بود پس؟ امام سکوت میکرد که صدام بیاد همه جا رو بمباران کنه و کل کشور رو ویرانتر کنه؟ یا بخشهایی از کشور رو تقدیم عراق میکردیم تا جنایتکار محسوب نشیم و صلح طلب لقب بگیریم؟

* کسی که از آدم کشی بدش میاد، باید دنبال مسبب بگرده، باید دنبال علت بگرده، نه اینکه معلول رو مقصر بدونه! خنده دار نیست که صدام حمله کرده، صدام جنگ رو شروع کرد، اونوقت اینجا نشستیم و امام و اون سربازان بی گناهی رو که رفتند جنگیدند، مقصر و جنایتکار جنگی میدونیم و با هیتلر مقایسه می کنیم؟! اگه توی اون متن اشاره ای به مهاجم و صدام شده بود، میشد گفت آری کمی منصفانه است ولی نکته جالب اینجاست که طرفی حمله کرده، و طبق همه قوانین بین المللی مهاجم محسوب میشه، اصلا اسمی ازش برده نشده؟!
من از شما می پرسم، از نظر شما جنایتکار جنگی به چه کسی اطلاق میشه؟!

* این کامنت رو هم خودم و واقعا ناراحت شدم:
«به نظر من بکار بردن کلمه “شهید” اصلا مناسب نیست و باید از کلمه “جانباز” استفاده کرد. زیرا کلمه شهید برای کسانی است که در راه خدا کشته میشوند و نه در راه انقلاب اسلامی»
میشه گفت نویسنده این کامنت شاید از همون آدمهایی هست که موقع جنگ خودشون رو جایی پنهان کردن و شایدم فرار کردن. چطور می تونیم به کسانی که برای همین مملکت جنگیدن اینطور برچسب بزنیم؟ در همه کشورهای دنیا، سربازی که برای وطنش میجنگه، سربازی که برای حفظ از مرزهای کشورش میجنگه و کشته میشه شهید محسوب میشه و خودش و خانواده اش کلی ارج و قرب میگیرن. اونوقت در مملکت ما همه چیز برعکسه. اون موقع که اکثر ماها بچه شیرخوار بودیم و شاید بعضی از ماها هنوز دنیا نیومده بودیم، جایی در این مملکت جنگ بیداد میکرد، خمپاره، توپ، تانک، تفنک و عده ای از اینها نترسیدن و رفتن جنگیدن تا تمامی مرزهای این کشور حفظ بشه، اینطور قضاوت کردن، بی انصافی نیست؟!

* دوست من هنوز هم وقتی اسم “مرتضی” رو میشنوه یاد برادر شهیدش می افته که بچه ۲ ساله اش رو بوسید و رفت که بجنگه و شهید شده، چطور می تونی همچین فردی رو جنایتکار بدونی و یا ذره ای از ارزشش کم کنی؟
همکلاسیم هیچ وقت پدرش رو ندید، زمانی که در شکم مادرش بود، پدرش که استاد دانشگاه هم بود، برای دفاع رفت و هنوزه هنوزم جسدش رو هم ندیدن و صرفا قبری براش کندن با اسم پدرش، شهید گمنام. هنوز هیچ خبری ازش ندارن، چطور می تونین ارج این آدم رو پائین بیارین؟ من و شما هیچ وقت همچین شهامتی داریم؟!

* جنگ چیز کثیفیه! وقتی اتفاق بیفته، چاره ای جز دفاع نداریم. داریم؟ چرا باید اتفاق بیفته؟ چرا باید از جنگ طرفداری کنیم؟ چرا باعث و بانیش رو نفرین نمی کنین؟! چرا انتظار دارین وقتی جنگی بشه، هیچکدوم از سران مملکت دستور دفاع ندن و ساکت بنشینیم که کشور رو تکه پاره کنن؟! واقعا نمی فهمم دلیل اینهمه دشمنی کور با وطنی که درش زاده شدین، رشد کردین، خانواده تون اونجان، دوستانتون، زادگاهتون، چطور می تونین اینطور قضاوت کنین؟ هیچکدوم از اینها براتون مهم نیست؟

مرتبط:
مواظب باشیم جنگ نشود تا مجبور به تن دادن به منطق‌اش نشویم!

* پانوشت مهم:
راستش من این مطلب رو دیروز نوشته بودم ولی جرات پابلیش نداشتم:( من اصلا توی این پست نمیخواستم به شخصیت کسی توهین بشه، لطفا شمام در کامنتها رعایت کنید. بحث من روی این مطلب خاص هست و نه شخصیت نویسنده.

۶۳ نظر

  1. پدرام ۱۳۸۷-۰۴-۲۹، ۳:۲۵ ب.ظ

    من که اولم . جنایتکار نیستم . حالا بخونم ببینم چی شده

  2. خانوم میم ۱۳۸۷-۰۴-۲۹، ۳:۳۲ ب.ظ

    زهرا جونم حرفت درست اما جنگ میتونست تو ۲سال اول وقتی خرمشهر آزاد شد و عراق پیشنهاد صلح داد تموم بشه اون وقت ما دیگه جانباز شیمیایی نداشتیم چون تمام بمباران های شیمیایی بعد از ۲سال اول بود وقتی عراق پیشنهاد صلح داد و ایران قبول نکرد.اینهمه آدم کشته شدن تو ۶سال آخر جنگ هیچی هم نصیب ایران نشد.

  3. زهرا ۱۳۸۷-۰۴-۲۹، ۳:۳۷ ب.ظ

    خانم میم
    حرف من اینه که اصلا چرا جنگ باید صورت بگیره؟ مهاجم محکومه
    حالا میخواد ۲ سال بجنگه یا ۸ سال
    چرا باید اصلا شروع بشه؟ پدیده جنگ از نظر من شومه

  4. سروش ۱۳۸۷-۰۴-۲۹، ۳:۴۲ ب.ظ

    با لینک مرتبطی که نوشتی کاملا موافقم

  5. سروش ۱۳۸۷-۰۴-۲۹، ۳:۴۳ ب.ظ

    من با این گزاره کلی که عراق شروع کننده ی جنگ بود مخالفم.
    به نظر من عراق شروع کننده ی یک جنگ دو ساله بود. بعد از اون هم ایران شروع کننده ی یک جنگ ۶ ساله بود.

  6. خانوم میم ۱۳۸۷-۰۴-۲۹، ۳:۴۸ ب.ظ

    من خودم که خیلی به شهدا احساس دین می کنم

  7. خانوم میم ۱۳۸۷-۰۴-۲۹، ۳:۵۰ ب.ظ

    خب اینکه شروع کننده ی جنگ صدام بود که توش بحثی نیست.صدام هم که معلوم الحاله! توجیهی نمیشه واسش آورد! فکر کرده بود چون تازه انقلاب شده و مملکت هرج و مرجه از این اوضاع سوء استفاده کنه بیاد خرمشهر رو بگیره حالش رو ببره که کور خوند!

  8. محمدعلی ۱۳۸۷-۰۴-۲۹، ۴:۳۷ ب.ظ

    ارج دادن به خانواده شهدا و یاد شهدای جنگ ۸ ساله ایران وظیفه هر ایرانی است ، چرا که آنها برای ما جنگیدن ، اما آنها قربانی شدند ، قربانی سیاست های حکومت چرا که عراق حمله را شروع کرد و پس از بازپسگیری مناطق اشغال شده ادامه جنگ کاری اشتباه بوده و شهدای پس از آن ۱۹ ماه را میتوان قربانی سیاست دانست . مطلب آرش توهین آمیز نبوده شاید برداشت آن توهین آمیز به نظر رسیده ، اگر در مطلبش تصویر مزار شهدا را “سنگفرش ِ راه ِ نیمه کاره ی رسیدن به قدس از طریق کربلا” نامیده میتوان این نام را برداشتی از سخن آیت الله خمینی دانست که جنگ را نعمت دانست و میخواست با این جنگ به قدس برسد ! قصد دفاع از مطلب آرش ندارم اما در مطلب او هیچ چیز توهین کننده ای ندیدم ، در مطلبتان اشاره کردید که : ” کمانگیر با نظام جمهوری اسلامی مخالفه و همین باعث شده، برخی از مواقع هیچ نقطه قوتی رو نبینه ” اگر من نویسنده این مطلب بودم (مطلب آرش) از این مطلب اینگونه دفاع میکردم که سری به تاریخ و عاملان ادامه جنگ بزنید ! و چه شد که پس از ۸ سال جام زهر نوشیده شد !؟ شاید مطلب آرش این تصویر را در ذهن ایجاد میکند که منظور از جنایتکاران ، سربازانی هستند که شهید شدند اما برداشت شخصی بنده از آن مطلب این اطمینان را به من میدهد که منظور او سیاستمداران و ادامه دهندگان جنگ بوده .
    شاد باشید.

  9. یک فتحی ۱۳۸۷-۰۴-۲۹، ۴:۴۷ ب.ظ

    زهرا خانم نمی دانم چرا تا آدم می خواهد با نوشته شما موافقت کند یا نظرتان را به عنوان یک نظر مستقل بپذیرد یک حرفی می زنید که آدم را ناراحت می کند.

    شما به چه دلیلی و با چه منطقیدرباره یک نفر کامنت گذار که در یک وبلاگ دیگر هم کامنت گذاشته می گویید “میشه گفت نویسنده این کامنت از همون مفت خورهایی هست که موقع جنگ خودشون رو جایی پنهان کردن و شایدم فرار کردن.”
    این درست است که چون اینجا وبلاگ شماست درباره انسانهای دیگر هر جور دوست دارید حرف می زنید؟

    با کل حرفتان موافقم اما لحن حرف زدنتان بعضی جاها خیلی زننده می شود.

    موفق باشید

  10. خانوم میم ۱۳۸۷-۰۴-۲۹، ۴:۵۱ ب.ظ

    زهرا یه قسمتی از این پستت رو با رعایت حق کپی رایت گذاشتم تو وبلاگم

  11. محمدعلی ۱۳۸۷-۰۴-۲۹، ۴:۵۲ ب.ظ

    سلام
    موافقم. هرچند در ماجرای بمب های خوشه ای و پست بامدادی هم روشن بود که تفاوت عقیدتی که بین بامدادی (مثلا) و کمانگیر در تعریف از عنصر مخل دنیا وجود داره باعث این نوع جهت گیری میشه.
    یعنی خواه نا خواه آدم وقتی به یک جریان سمپاتی داشته باشه (و این همیشه چیز بدی نیست) یا نسبت به جریان دیگه نفرت، همه‌ی بدی ها رو از چشم اون می بینه.
    مثل دیدگاهی که همه ی مشکلات حال حاظر کشور ما را از چشم آمریکا می بینن.

    به همین دلیل (تفاوت ماهیت عقیدتی بین شما و کمانگیر) فکر می کنم اصلا برقراری چنین دیالوگی در این زمنیه بی فایده است.
    تا زمانی که یک سکوی مشترک برای حرکت پیدا کنید. و روی یک اصل به تفاهم برسید.

  12. زهرا ۱۳۸۷-۰۴-۲۹، ۴:۵۵ ب.ظ

    کجایند مردان بی ادعا؟ ….

  13. دل‌زده ۱۳۸۷-۰۴-۲۹، ۵:۰۱ ب.ظ

    مطلب جالبی نوشته‌اید. واقعا بعضی وقتها تبلیغات انوری ها آنقدر تاثیر می‌گذارند که بر سر شاخ بن می‌بریم.
    دوستانی که گفته اند صدام دوسال بعد پیشنهاد صلح داد،‌چقدر به این گفته خود ایمان دارند؟ چرا اصلا صدام از سلاح شیمیایی استفاده کرد؟ همین دوروز قبل یکی از جانبازان شیمیایی شهید شد. فکر می‌کردم که با هر نفس کشیدنش چه زجری می‌کشیده بنده خدا!
    به هر حال در جنگ حلول پخش نمی‌کنند.اگر صدام شعار فتح خرمشهر می‌داد ما باید سکوت می‌کردیم؟ اگر الان امریکا چهار طرف مارو گرفته و داره تهدیدمون میکنه باید ساکت بمونیم و ما از نظر تبلیغی کم بیاریم.
    خدا نکنه جنگ بشه ولی اگر واقعا جنگی اتفاق بیفتد، بر سر شاخ بن خواهیم برید؟؟؟

  14. زهرا ۱۳۸۷-۰۴-۲۹، ۵:۰۶ ب.ظ

    یک فتحی جان کاش به مضمون اون کامنت هم دقت می کردید و تفکر وحشتناکی که پشت اون کامنت هست
    من هر چه فکر کردم نمیتونم راجع به نویسنده اون کامنت دید مثبتی داشته باشم…

    تند بوده لحنم. شکی درش نیست. اما از روی ناراحتی زیاد بود همین…
    ویرایشش کردم…

  15. پدرام ۱۳۸۷-۰۴-۲۹، ۵:۰۹ ب.ظ

    واقعا, نهایت بی انصافی ست که شیر مردانی را که برای حفظ ایران از جان خود گذشتن را جنایتکار!!! بخوانیم .کسانی که تنها برایشان ایران معنا داشت .
    اما قبول کنیم که « سرخ جامگان » بابک خرم دین , رفتند , و جای خود را در لحظه ای دیگر از تاریخ , به « گارد سرخ » مائو سپردند . « سیه جامگان » ابومسلم , منزل را به «سیه پیراهنان » هیتلری , وا گذاشتند . « مرتضی » رفت و …

    _ من از « جنگ » نفرت دارم .
    _ و از صلح نیز !
    چون جنگ ها , همه ,
    بخاطر صلح بوده است .
    به این تاریخ پیر ,
    هر کجا نظاره کنی ,
    جنگ است و فتح و شکست ,
    همه با انگیزه ای از صلح !
    من از « جنگ » نفرت دارم ! :
    زیرا پسرم را از من گرفت -
    و شوهر زن همسایه را .
    من از « صلح ! » نفرت دارم -
    که خون های بسیار , بخاطر آن ریخته شد
    و هرگز خویشتن را نشان نداد !

    « شعر از الیزابت جنینگز »

    و اما برای اینکه خواسته ات را در ستاره ی یکی مونده به آخر پستت اجابت کنم :
    « ای خدا الهی باعث و بانیش را سوسک کنه » و …

  16. خانوم میم ۱۳۸۷-۰۴-۲۹، ۵:۱۴ ب.ظ

    دوست عزیز (دل زده) این مسئله که صدام پیشنهاد صلح رو داد که خب وجود داشته شما اگر نشنیدین دلیل نداره همه دروغ بگن. مثل این میمونه که بگین اینا که میگن صدام حمله کرد ‌چقدر به این گفته خود ایمان دارند؟! خب این تو تاریخ ثبت شده کسی هم شکی درش نداره کافیه یه سرچ تو اینترنت بکنین می فهمین. بعدش هم که شهدا و جانبارها که اجرشون محفوظه.فکر نکنم کسی تو اینکه ۲ سال اول جنگ ضرورت داشت شکی داشته باشه. اکثر بحث ها در مورد ۶ سال بعدشه.

  17. samano ۱۳۸۷-۰۴-۲۹، ۵:۴۵ ب.ظ

    سلام
    ببین دختر خوب من شدیدا به یه فیلتر شکن و همچنین راهنما برای نصب و کار کردن باهاش نیاز دارم پلیز کمکم کن به حرمت روزها و شبهایی که اومدم اینجا رو خوندم ولینکت کردم

  18. میرکا ۱۳۸۷-۰۴-۲۹، ۵:۵۲ ب.ظ

    سخته که راجع به دوستان کامنت داد ، هم تو و هم کمانگیر و هم بامدادی از دوستان خوب این دنیای مجازی هستید ، مخصوصا بامدادی و کمانگیر که مدیونشان هم هستم
    ولی خارج از دایره دوستی به نظر من هم تو و هم کمانگیر جهت دار مینویسید
    گاهی اوقات حرفهای کمانگیر را صرفاً بدین جهت قبول ندارم که اعتقاد دارم نباید وجهه ایران را در فضای خارج ایران خراب کرد ، حتی بر این باور هستم که میتوان کمی هم به طرف مثبت آنگراندیسمان کرد تا کمی خاک جلوی سیل ویرانگر تبلیغات سوء جهانی بریزیم
    ولی برعکس کمانگیر تو از آن طرف بام افتاده ای ، آنهم طرفی که نه تنها محبوب نیست بلکه تا حدودی منفور هم هست و از همه بدتر زهرا جان ، آنقدر روغن داغ احساست در نوشتن زیاد میشود که استدلالت را ضعیف میکند ، بماند که شاید همین طعم دخترانگی وبلاگت را مثل عروسکش شیرین کرده است
    تا آنجا که خوانده ام ، بامدادی و هزاران نقطه از معدود کسانی هستند که در این وبلاگستان تا حد امکان بی طرفانه و مستدل مینویسند

  19. خودم ۱۳۸۷-۰۴-۲۹، ۶:۴۵ ب.ظ

    سلام
    در مورد جنگ نوشتن کار ساده ای نیست چون به نظر من “جنگ” منطق نداره و در مورد بی منطقی نوشتن ،خیلی سخته!
    به نظر من مهم نیست که جنگ رو کی شروع میکنه بلکه مهم اینه که کی شرایط شروع یک جنگ رو فراهم میکنه و بلکه مهمتر از اون اینه که کی اونو ادامه میده و از ادامه اش سود میبره؟
    اگر بطور خاص در مورد جنگ ایران و عراق صحبت کنیم شاید سوالهای من واضحتر باشند.شاید سن شما آنقدر نباشد که که تمامی سالهای جنگ را به خاطر بیاورید ولی من و تمامی هم نسلان من بخوبی آن سالها را به خاطر میاوریم.
    هنوز تصویر آن شعار معروف از ……..که در بزرگراه مدرس و زیر یکی پلها نوشته شده بود را به خاطر دارم:
    “جنگ چیز خوبی است،انسان را از خمودگی در می آورد”
    حیف شد که بعد از جنگ زود پاکش کردند و گرنه نسل شما هم فلسفه جنگ را بهتر میفهید ……

  20. بهاره ۱۳۸۷-۰۴-۲۹، ۹:۰۲ ب.ظ

    من فکر نمی کنم که کمانگیر یا دارنده ی ایده ای مانند او، می خواسته وطن و دوست و صلح و شهید رو زیر سوال ببره. شما این حرف ها رو درست نمی شنوید. بگذار نظر خودم رو بگم : من برای همه ی شهدا احترام قائل ام. برای وطن ام ارزش قائل ام و براش تلاش می کنم. در محیط اطرافم تاثیر گذارم و منفعل نیستم. جنگ رو به عنوان یک راه حل نمی پذیرم. دنبال مقصر کردن کسی هم نیستم. به نظر من رهبران جنگ ایران، جنایتکار جنگی اند که باید در محاکم بین المللی به اتهام جرم علیه انسانیت محاکمه ی عادلانه شوند. درست همانند هر جنگ افروز دیگری در هر جای دنیا. ما جنگ رو شروع نکردیم. اما شک داری که ما در سرنوشت جنگ و طولانی شدن اش نقش داشتیم؟؟ شک داری که سران مملکت به چیزهایی مانند مردم و وطن فکر نمی کنند؟؟ بحث من دینی نیست. حرف من سر مسئولیت پذیری است.

  21. خاطره ۱۳۸۷-۰۴-۲۹، ۱۰:۱۵ ب.ظ

    با نصف بیشتر حرف هات موافقم
    کسانی که اون موقع رفتن ….اکثرشون آدمهایی بودن که ما جوونهای حالا نمیتونیم باشیم

    من همه چیز رو قبول دارم شهید بودنشون رو دفاع از کشورشون…و اجبار به جنگ

    اما جنگ ما نباید ۸ سال طول میکشید همه این رو میدونیم! بعد از آزاد شدن خرمشهر دیگه ایران ادامه دهنده جنگ بود دیگه جنگ تحمیلی نبود! بعد از اون چرا؟!

  22. محمد ۱۳۸۷-۰۴-۲۹، ۱۰:۱۹ ب.ظ

    شهدا یدون شک ارزش بسیار زیادی دارند و محترم اند ولی به نظر من هم مخاطب کمانگیر سران وقت جمهوری اسلامی هستند و شخص امام خمینی که با قربانی کردن شهدا راه قدس رو سنگفرش کرد..پست کمانگیر هم قطعا قصد هیچ توهینی به شهدا رو نداشته

  23. پیچک سر به هوا ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۴:۴۴ ق.ظ

    سلام

    نوشته تون سرشار از احساسات بود. نمی خوام بگم این چیز بدی یه؛ فقط می خوام این نکته شو برجسته کنم که تو این پست،احساسات قوی ای خرج کردین. با حوصله و تأمل مطالعه ش کردم. ضمن احترام به کلیت پست تون،باهاش موافق م،گرچه به فرمایش آقای فتحی هم حق می دم.

    کامنت های هم سایه های وبلاگی رو که ملاحظه می کردم مطلبی به ذهن م رسید که تقاضا می کنم کسانی که این جور ادعایی رو با این صراحت و تأکید مطرح می کنن،تو این زمینه راه نمایی م کنن؛

    برام واقعن سؤاله و ممنون می شم اگه کسی در این زمینه اطلاعاتی به م بده و راه نمایی م کنه:

    چه سند و مدرکی هست که حکومت بعث عراق پس از فتح خرمشهر تقاضای صلح داشته؟؟ کسی از شما دوستان هست که راه نمایی م کنه و لینک تصویر یا متن سندی رو معرفی کنه تو این زمینه؟
    کسی سندی از هر روزنامۀ بین المللی که سراغ دارین،یا هر کتاب و رفرنس منتشر شده،یا هر مرجع بین المللی می تونه معرفی کنه که بعد از فتح خرمشهر،عراق یا عربستان یا هر کشور عربی و غیر عربی،رسمن پیش نهاد صلحی رو مطرح کرده باشه و حکومت ایران اون پیش نهاد رو رد کرده باشه؟؟؟

    یعنی بعد از این همه سال،یه سند بین المللی نیست که یه مرجع اروپایی یا امریکایی یا حتا عربی منتشرش کرده باشه مبنی بر این که بعد از فتح خرمشهر عراق پیش نهاد صلح داده،و از خاک ایران عقب نشینی کرده و درخواست حضور نیروهای صلح سازمان ملل رو علام کرده؟؟

  24. پیچک سر به هوا ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۴:۴۸ ق.ظ

    تا جایی که من اطلاع دارم،وقتی خرمشهر فتح شد هنوز قسمت هایی از غرب ایران عزیز (به خصوص بخش های عمده ای از خاک استان ایلام و استان های هم جوار) هنوز در تصرف ارتش عراق بود.

    این حرف و ادعا رو بارها و بارها شنیدم که پس از فتح خرمشهر حکومت ایران پیش نهاد صلح کشورهای عربی و به خصوص عربستان،و پیش نهاد غرامت شونو رد کرده. اما تا حالا حتا یه صفحه از یه روزنامۀ عربی،اقدام به منتشر کردن اون نامه یا سند یا هرچی دیگه نکردن،کردن؟ شما چیزی سراغ دارید؟؟؟

    ممنون می شم اگه هر کدوم از هم سایه های وبلاگستان که در این زمینه اطلاعاتی داره،لطف کنه و سندی از هر کدوم از مراجع آکادمیک و غیر آکادمیک بین المللی معرفی کنه و راه نمایی م کنه…

    از نویسندۀ وبلاگ
    خانوم زهرا
    عذر می خوام که علی رغم میل شون،این جور سؤالی رو مطرح کردم. خدا می دونه که برام واقعن سؤاله و راهی برای رسیدن به حقیقت پیدا نکردم این سال ها. و فقط موضع گیری و حرف شنیدم،همین!

    حرف خالی هم باد هواست. اگه به حرف باشه که هرکی می تونه هر ادعایی بکنه بدون سند و مدعا.

  25. فائزه ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۷:۲۱ ق.ظ

    سلام زهرا جون.
    وسط این همه بحث های جدی و کمی هم خطرناک بنده اومدم بابت تبریک تولدت تشکر کنم.
    مرسی عزیزم:)
    بامحبتی خانمی من :x

  26. فائزه ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۷:۲۲ ق.ظ

    واییییییییییییییییییییییی چرا :ایکس من این شکلی شد؟
    همیشه اسمایلی قلب بود که؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    خوب بی خیال :دی

    قلب و بوسسسسسسسسسسسسسس

  27. مریم ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۷:۳۵ ق.ظ

    با حرفات موافقم.فقط منم همونیکه یک فتحی گفت رو تایید می کنم.ییهو یه چی میگی همه پست میره زیره سوال

  28. حامد ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۸:۰۱ ق.ظ

    اینقدر جمیع اضداد تو نظرات هست که من گاهی پیش خودم فکر می کنم اگه همه مارو کنار هم جمع کنند یه نقطه مشترک توی ما پیدا نخواهد شد، اما چرا هست همین کلماتی که الان دارم می نویسم و نمونه نوشتاری زبان بلیغ و شیرین فارسیه، همین غم ها و دردهایی که وقتی یه گوشه مملکتمون سر بر میداره و زوغ زوغ میکنه همگیمون بدون اینکه پاشیم بریم اونجا، از همین راهه دور و با کامنت گذاشتن دغدغمون رو بروز میدیم، همین که وقتی زهرا میاد یه پست می نویسه و البته امثال زهرا و اونوقت سیل کامنت هاست که سرازیر میشه… این درد مشترکه
    جنگ اسمشم کثیفه، خواه خواسته و خواه ناخواسته، خواه تحمیل و خواه دفاع
    جنگ ارزش نیست!!!!!
    منم مثه همه شما با جنگ، خونریزی، نسل کشی و هر چیزی که جان آدمیان و در معنای وسیع تر جان جاندارانی رو تهدید کنه و بگیره به شدت مخالفم و جلوش وامیستم…
    اما یه چیز دیگه هم هست، جنگ ایران و عراق و خاطراتی که جز تلخی چیزی به همراه نداشت
    جنگی که با همه تلخی هاش گذشت و حالا ما داریم چیزی رو نقد میکنیم که نه دیدیم و نه چشیدیم
    کی گفته اونایی که از جونشون مایه گذاشتن برای رسیدن به هدفشون، هدفشون رسیدن به قدس بود از راه کربلا، ولو امام خمینی چنین حرفی زده باشه؟!!!
    چرا به خودمون مراجعه نمی کنیم؟واقعاً شما تو اقوامتون کسی که زخم خورده جنگ باشه ندارین؟خوب برین از خود کسایی که طعم گس جنگ رو چشیدن بپرسین، هیچ کدوم نمیگن ما می خواستیم قدس رو بگیریم، هیچ کدوم نمی گین ما می خواستیم اینقدر بجنگیم که شهید (یا به قول کمانگیر کشته در راه هدف و وطن و خدا) بشیم.
    برین سر خاک شهدا تا بچشین، تا بو کنین، تا طعم خون و خاک رو مزه مزه کنین…
    به خدا آدم عرفانی، رومانتیک، رویاییه عشق نظامی نیستم که از کامنت های قبلیم می تونین بفهمین، اما من اینو چشیدم…
    من هنوز غم جنگ ۸ ساله رو سینم سنگینی می کنه، اما به همه اونایی که اینجا کامنتی گذاشتن و شاید کامنت من رو هم بخونن و زیر لب یا علناً فحشی هم بدن می گم که، نمک به زخم نریزین که به خدا حرمت داره و گرچه میدونم همه دارن از سر دلسوزی می نویسن و میگن، اما اینا نباید با روزمرگی های ما قاطی بشه، نمیگم اشتباه نکردیم، نمیگم نباید صلح رو می پذیرفتیم ولو با خفت، اما الان دیگه برا پیش کشیدن این حرفا دیره…

  29. علی ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۸:۵۴ ق.ظ

    زهرا خانوم خدا بهت صبر بده
    بحث کردن در مورد اینجور چیزا برای بعضی ها آب در هاون کوبیدنه.
    گرچه با تمام مطالبتون موافق نیستم ولی بخاطر اینکه حرف دلتون رو بدون ترس و یا محافظه کار بازی می زنید ممنونم

  30. صبا ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۸:۵۶ ق.ظ

    سلام

    جنگ هر چی که بوده با تمام بدبختیهاش تموم شده و شهدا سالهاست به فراموشی سپرده شدن اونایی که مفقود الاثر شدن حتی اسمی هم ازشون برده نشده …ولی سالهاست که به اسم شهدا و اسرا و جانبازان در جهت رسیدن به مقاصد شومشون استفاده می کنن…. دیگه حناشون پیش مردم رنگی نداره … خودت هم میدونی خیلیها از با سوئ استفاده از این بندگان خدا به کجاها که نرسیدن

  31. Amir ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۱۱:۰۶ ق.ظ

    من متوجه ایراد اون کامنت و عصبانیت شما از اون کامنت گزار نمی شم؟ جانباز به نظر شما بر چسب هست؟ فکر میکنم کسی که در راه دفاع از وطنش کشته میشه یک قهرمان هست حتی بالا تر از کسی که در راه خدا!!! جانباز هم صفت درخوری هست.شما که از جنگ متنفر هستید و جانباز رو در برابر شهید بر چسب میدونید به مجروحان جنگی چه صفت در خوری میدین؟پس من هم به عزیزانی که برای دفاع از کشورمون جانشون رو باختند شهید (کشته در راه خدا ) نمی گم . چون راه خدا نبود راهی بود که از نیمه به دست سیاسانی افتاد که جوانان ایران را به کشتن دادند.

  32. سرگیجه ها ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۱۱:۱۲ ق.ظ

    سلام
    موفق باشید
    جنایت را ان ها کردند که کاری کردند که جسارت کند کسی و این چنین بگوید
    همین!

  33. محمد ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۱۱:۱۹ ق.ظ

    زهرا جان این مسئله رو مد نظر داشته باش که اگر دولت ایران امپراطور دنیا بود و از نظر نظامی حرف اول رو میزد تا الان نصف دنیا رو تسخیر کرده بود .
    چطور‌؟! ” یا دنیا باید مسلمان شود و یا دنیا رو میترکونیم !! ” همین الانش هم ایران سعی زیادی داره که حداقل اسرائیل رو منفجر کنه و الی آخر . در کل این قدرت برتر بودن و … خیلی تاثیر میزاره توی زور گویی و جنگ افروزی .
    * چرا وقتی ما میتونیم بیخیال یه مسئله ای مثل ” غنی سازی اورانیوم ” که انشالله فقط برای تولید برق خواهد بود ! باید این همه اصرار داشته باشیم چون فلانی داره پس ما هم باید داشته باشیم ؟ وقتی این همه تحریم میکنن و حالا هم که تحدید جنگ راه انداختن دیگه باید کوتاه اومد . درست میگم ؟

    * شما انرژی هسته ای رو به صلح و آرامش میدید ؟! ببینید آمریکا همیشه دنبال بهانه ای بوده که مارو منفجر کنه و در اینکه منفجر میشیم شکی نیست . پس چه بهتر که بهش بهونه ندیم ؟! درست میگم ؟ خواهشا جواب این سوالات رو بدید .

  34. روژ ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۱۱:۳۵ ق.ظ

    به پیچک سر به هوا:
    فرض کنیم حرف شما درست و هیچ پیشنهاد صلح رسمی ای به ایران نشده بعد از آزاد شدن خاک ایران (که شک دارم). این به این معنیه که ایران هم باید می رفت به خاک عراق تجاوز می کرده؟ مگه جنگ دفاعی نبود؟ نکنه الان می خواین بگین حمله هم یه جور دفاعه و از این جور…؟
    خودمون رو که نباید و نمی تونیم گول بزنیم. چرا ایران بعد از هشت سال با وجود اون همه تلفات، اون شیمیایی ها، اون مردم و نظامیان بیچاره ای که زجر شیمیایی رو کشیدن، اون همه کشته، اون همه اسیر، اون خسارات مادی و… و… نتونست ادعای غرامت کنه؟ چرا هیچ کس نمی تونه این موضوع رو پیگیری کنه؟ فکر می کنید به خاطر دلسوزی برای عراقه؟ یا این شانتاژها و توهم توطئه که نمی ذارن پیگیری بشه و…؟ یا نه، به سادگی و فقط به خاطر اینکه در بخش مهمی از این جنگ خود ایران هم متهم بود؟ دیگه بابا خود گول زدن تا چه حد؟ ایران وقتی خاکش آزاد شد می تونست با برگ برنده وارد مذاکره بشه و جنگ رو تموم کنه، ادعای غرامت هم داشته باشه، هیچ کس هم شیمیایی نشه، کشته ها و تلفات مادی و از اون مهمتر انسانی به این حد نرسه، اما بعد طوری شد که حتی پذیرش صلح هم نوشیدن جام زهر شد!

  35. شمسی ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۱۲:۱۱ ب.ظ

    من از جنگ بدم میاد
    چون تمام دوران کودکیم بخاطر کار پدرم مجبور بودیم که آبادان باشیم توی جنگ گذشت. کابوس بچه گی من صدام بود. اینا درک میکنی! ما ساکن آبادان بودیم ولی تا سال ۶۴ همه ساکنین اونجا را بیرون کردند.
    از جنگ بدم میاد چون خیلی چیزها را نابود کرد خونمون شهرمون خیلی از پسرای فامیل. اونای که از جنگ برگشتند دیگه اون ادم اول نبودند
    از جنگ بدم میاد چونن دائی و عمویم را گرفت و خیلی از جوانهایی که اون موقع برای شهرشون کشته شدند
    ولی از امثالی مثل تو بیشتر بدم میاد
    شماهای که تاحالا صدای رد شدن ترکش از کنار گوشت را حس نکردی
    شمائی که آوارگی و بی خانه بودن را ندونستی و نمیدونی چیه
    شمائی که با طرفداری بیمنطق شایدم بخاطر منافع و یا شاید بخاطر افکار احمقانه اتون باعث میشید که کسی نفهمه چرا این جنگی که باید همون اوایلش تموم بشه تا ۸ سال ادامه پیدا کنه. اگه صدام مقصر بوده اون خمینی و بقیه دولتی بیشتر مقصر بودن.
    و شما بیشتر از اونا که بیدلیل از جنگ دفاع میکنید.
    تو هنوز نمیدونی معنی مرگ از دست دادن و نابود شدن چیه

  36. سها ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۱۲:۲۲ ب.ظ

    ای بابا این چه برداشتی هست آخه؟؟؟ دیگه هممون می دونیم که این جنگ ۲ ساله باید تموم می شد. توی ۲ سال اولش هم هیچ شکی نیست باید برای دفاع از ایران (دقت بفرمایید گفتم ایران) می جنگیدیم اما ۶ سال بقیه واقعا جنگ تحمیلی بود اون هم نه از طرف صدام که از طرف حکومت ما. نه که فکر کنی برای عربها ناراحتم نه من برای اون شهیدایی ناراحتم که توی اون ۶ سال مردن. در واقع اونها قربانی شدن.اونها دیگه دلیل جنگ برای وطن رو نداشتن اونها قربانی سیاست های حکومت شدن!

    این چه عادتی هست تو داری؟؟؟؟ یعنی چی این جوری در مورد کامنت یکی دیگه توی وبلاگ یکی دیگه نظر می دی؟؟؟ مفت خور؟؟؟؟؟؟ تو خودت تو جنگ چه نقشی داشتی؟؟؟ خونوادت چه نقشی داشتن؟؟؟؟ به خاطر شهادت مرتضی برادر دوستت یا پدر اون یکی دوستت تو خودت رو سهیم می دونی در جنگ و بقیه رو مفت خور حساب می کنی؟؟؟؟ اگه جنگ بشه تو حاضری داداشت بره بجنگه؟؟؟ اصلا پاش برسه خودت می جنگی؟؟؟ آره من هم همش با خودم می گم من برای کشورم هر کاری می کنم اما به کسایی که فرار می کنن نمی گم مفت خور چون هنوز خودم کاری نکردم. اگر رفتم و شهید شدم اون وقت حق دارم به بقیه ایراد بگیرم و ادعا کنم که من فرار نکردم !!!! بفیه مفت خور بودن و فرار کردن !!!

    یه چیز دیگه متاسفانه شما از تاریخ و سیاست زیاد چیزی نمی دونی و اطلاعاتت فقط در حد کتاب های دینی و تاریخ دوره ی مدرسه هست وگرنه قضیه ی ۲ سال و ۶ سال و خیلی چیزهای دیگه رو می دونستی و این جوری با غرور نمی گفتی “ایران به عراق حمله کرد یا عراق به ایران؟! اگه صدام حمله نمیکرد، امام فرمان دفاع و جهاد میداد؟” و گاهی به این فکر می کردی که کسایی که فرمان می دن خودشون و کس و کارشون هم مشمول فرمانبرداری می شن ! مثل چمران که خودش هم رفت جنگید نه مثل کسایی که فقط فرمان دادن !!! معلومه که اگه کسی اطلاعاتش فقط چیزایی باشه که توی تلویزیون ملی می گن باید دید مثبتی به حومت داشته باشه. منظورم اصلا حسن ماهواره نیست منظورم اینه که هر چی بهمون گفتن باور نکنیم.

  37. سها ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۱۲:۲۵ ب.ظ

    ببین نظر شمسی رو . به نظر من درست می گه . از دور خیلی حماسی و غرور آفرینه اما اگه توی جنگ درگیر باشی دیگه این جوری نظر نمی دی

  38. سحر ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۱۲:۴۸ ب.ظ

    راستش من یک کار خیلی مهم دارم زهرا جون باهات ولی حالا که بحث داغه اینجا با ای میل مزاحمت می شم.

  39. یک فتحی ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۱:۰۴ ب.ظ

    ممنون زهرا خانم.
    همانطوری که عرض کردم با فحوای کلامتون موافق بودم اما اون یک جمله و اون یک عبارت خاص باعث می شود که بحث منحرف بشود و کسی که صحبتتان را قبول دارد دچار مشکل بشود.

    در هر حال ضمن اینکه کامنت اون جناب رو تائید نمی کنم، از شما به خاطر وقتی که برای ویرایش گذاشتید تشکر می کنم.

    از پدوستان عزیزم پیچک سر به هوا و مریم خانم که تائید کردند ممنونم.

  40. بوذر منتظرالقائم وبلاگ پاسداران ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۱:۵۸ ب.ظ

    بسم الله . سر تا سر کامنت هایی که دارن مثلا جواب زهرا رو می دن می خونی دو تا چیز بیشتر نمی بینی و زیر گروههای همون دو تا چیز.

    الف : آرش کمانیگر به شهدا توهین نکرده .ببخشین اگه یکی از شماها داداشاتون یا باباتون یا بچه هاتون شهید شده بود و یکی می اومد به روز شهید بگه روز جنایتکاران احساس احترام بهتون دست می داد یا توهین ؟
    ب : صدام بعد از بازپس گیری خرمشهر رسما وعلنا درخواست صلح همه جانبه کرد !

    عجب ! صدام پس از فتح خرمشهر پیشنهاد صلح داد؟ چه وقت ؟ کو سندش ؟ اینکه یک کشور بیاد به نمایندگی از یک کشور دیگه که خودش با همون هم دسته بره به کشور طرف مقابل اونهم کاملا غیر رسمی و تو لابیهای سیاسی بگه که آقا ، این فلانی میگه حالا یه آتش بس کنیم، این میشه سند و دلیل کافی برای توقف دفاع ؟!! ای خدا از این تفکرات با مزه ! صدام ابتدای جنگ با سه لشکر پیاده به خرمشهر حمله کرد اما پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ - قطعنامه ای که آمریکا اجرایی شدن آن را تضمین کرده بود ! - با ۱۲ لشکر مکانیزه به خرمشهر حمله کرد ( در کنار حمله ایذایی بی شرفانه منافقین خلق که با اشاره صدام همان روز از مرز قصرشیرین وارد شده بودند ! ) خیلی با مزه اید ! الله اکبر. اصلا شما ها یک ذره در مورد دفاع مقدس مطالعه کرده اید؟ انگار که فقط از کشور ایران فقط خرمشهر اشغال بوده ! ۵ هزار کیلومتر مربع دیگر از خاک کشورمان در اشغال صدام بود پس از فتح خرمشهر. اونوقت در حالیکه متجاوز را هنوز تا خاک خودش هم عقب نبرده ایم بگوییم آتش بس ! آنهم بدون هیچ تضمین بین المللی ؟ الله اکبر. همین فردای اون کار نمی اومدید به نظام انگ خیانت بزنید ؟ میگه از شهدا نامی برد نشده ! از شهدا هم که بخوایم نام ببریم به بهانه عجیب “سوء استفاده سیاسی” جلوگیری می کنید ! انگار که اگر نام شهید بیاید اتوماتیک احزاب ضد شهید رسوا می شوند و حقیقتا که بردن نام شهید تاثیر سیاسی دارد !

  41. vivavida ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۲:۴۹ ب.ظ

    زهرا جان ما مسئول تفکرات مردم نیستیم که بخوایم بابت هر کلمه ای که می گن( حتی توی کامنتدونی یه نفر دیگه ) حرص بخوریم و بهشون گیر. شاید بهتر باشه حتی در صورتیکه نظرمون با کسی مخالفه نظرمون رو فقط در حد نظر بیان کنیم چون نوشته های بقیه هم در حد نظرات شخصی خودشونه .

  42. پیچک سر به هوا ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۳:۳۸ ب.ظ

    عرض سلام دوباره

    از خانوم زهرا اجازه می گیرم و به کامنت خانوم «روژ» پاسخ مختصری می دم:

    اولن بعد از فتح خرمشهر،کسی پیش نهاد رسمی صلح نداد؛ اگه غیر از اینه،سند و مدرکی معرفی کنید و لینک شو این جا برای عموم بذارید تا از ظلمات گم راهی به در آییم!!!

    در ثانی،وقتی خرمشهر فتح شد،هنوز بخشی از خاک میهن عزیزمون در تصرف ارتش عراق بود. پس صلح معنایی نداشت وقتی متجاوز هنوز تو خاک توه و تدارک تجاوز بیش تر می بینه…

    سوم این که من وکیل مدافع رژیم نیستم که این جور حمله می کنید؛ من فقط سؤالی برام پیش اومده،که جوابی هم نگرفتم. بقیۀ هم سایه های وبلاگی هم فقط هوار می کشن که جنگ دو سال اول ش دفاع بوده بقیه ش جنایت بوده. در حالی که هیچ کدوم حتا یه سند برای ارائه معرفی نمی کنن. یعنی تو این همه سازمان های تحقیقاتی و استراتژیک بین المللی که سالانه کلی سند و تحلیل و تفسیر منتشر می کنن و لابد قبول داریم که هیچ کدوم شونم جیره خور رژیم ایران نیستن،یه سند و مدرک پیدا نمی شه که بشه به ش لینک داد و معرفی ش کرد تا روشن بشیم؟؟؟!!!!

    به صرف این که یه مطلب رو همین جوری روی هوا هزار بار هم بگن،درستی و صحت اون مطلبو می رسونه؟!

    بحث بنده این جا غرامت و دفاع از جکومت ایران یا هر چیز دیگه نیست؛ گرچه دربارۀ اونا هم مطلب دارم و می شه درباره ش تبادل نظر کرد.
    اما عرض من ناظر به این همه کامنت هم سایه ها بود که همه شون تأکید کردن که دو سال اول دفاع بوده و شیش سال بعدش تجاوز؛ حرف می اینه دزد قلدری اومده ناغافل تو حریم خصوصی خونه ت،مال تو غارت کرده و ناموس تو کتک زده،اون وخ تو سر می رسی و می بینی دزده خونه تو داره غارت می کنه و ناموس تو کتک می زنه،می افتی دنبال ش،اگه جون داشته باشی تا اون سر دنیا هم می دویی دنبال ش تا حق شو کف دس ش بذاری یا این که تا دم در حیاط تون می ری و بعدش جیــــــــــــزه؟؟!!!

  43. محمدرضا ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۳:۵۰ ب.ظ

    دوست عزیز من فقط نظرم رو در مورد کلمه شهادت گفتم. ولی برداشتی که شما از حرف من داشتی واقعا تعجب برانگیز بود.
    من قصد نداشتم که این موضوع رو بگم ولی به خاطر اینکه صفات ترسو بودن و غیرت نداشتن را به من چسباندید آنرا می گویم.
    من متولد سال ۶۴ هستم و باطبع اگر هم می خواستم، نمی تونستم در جنگ شرکت کنم. ولی از بخت خوب یا شاید بد ما، پدرم ۳ سال (۶۵-۶۸) در جبهه بود و ماحصل آن جانبازی ۳۰% اش بود. من خودم به شخص_ تا حالا سر هیچ کسی منت نذاشتم که پدر من رفته و جنگیده ولی پدران شما ترسو بوده اند و نجنگیدند.
    من معتقدم که هر کسی طرز تفکر و عقیده خودش را دارد. شاید خود من حتی اگر شرایط سنی را نیز داشتم باز هم به جبهه نمی رفتم. ما همگی انسان هستیم و حق زندگی داریم. این دلیل نمیشود که حالا که من در ایران متولد شدم و ایرانی هستم، مدام دغدغه فکر و زبانم جنگ و شهید و جانباز و انقلاب و … باشد. مگر پدر من و بقیه جانبازان، به فرمان من به جبهه رفته اند که حال که جنگ تمام شده، بایستی مدام به یادشان باشم و گرامیشان بدارم. قصدم توهین به هیچ کس نیست ولی شاید دلم نخواهد که از جانبازان حمایت کنم. این جرم است؟
    من دوست ندارم که از پدرم در ظاهر حمایت کنند و او را محترم شمرند ولی در عمل…
    من دوست ندارم که دیگران فکر کنند ما به خاطر جانباز بودن پدرم هیچ مشکلی نداریم و پولمون از پارو بالا می رود و دولت هم از ما حمایت میکند.
    من دوست ندارم دیگران به چشم یک آدم سودجو به ما نگاه کنند و ما را آدم های مفت خور بدونند.
    من شاید بعضی وقت ها پدرم را نیز برای اینکارش سرزنش کردم که چرا برای هیچ، جون خودش را کف دستش گذاشت. آخر برای که؟ برای یک جمعیت آخوندی که کارشون فقط تشویق و ترغیب مردم برای رفتن جلوی توپ و تانک بود ولی خودشون چی؟
    جنگ مدت هاست که تمام شده ولی آثار آن هنوز هم در زندگی ما و تمام کسانی که با این مسئله درگیر بودند، دیده میشود.
    تعجب میکنم از کسانی که دست به شعارشان خوب است و کلی شعر و شعار در وصف جانبازان میدند ولی حاضر نیستند حتی برای یک روز هم جای آنها باشند.
    ببخشید که زیاد شد ولی باید میگفتم. الان که این متن رو مینوشتم یاد فیلم “اخراجی ها” افتادم که اون نقش داش عباس در جواب … گفت:”خوب اگر خدا قسمت کنه، من هم میرم جبهه”.

  44. ناشناس ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۶:۰۴ ب.ظ

    خطاب به ابوذر منتظر القائم وبلاگ پاسداران :
    گفته بودی:
    عجب ! صدام پس از فتح خرمشهر پیشنهاد صلح داد؟ {چه وقت} ؟ {کو سندش }؟ اینکه یک کشور بیاد به نمایندگی از یک کشور دیگه که خودش با همون هم دسته بره به کشور طرف مقابل اونهم {کاملا غیر رسمی }و {تو لابیهای سیاسی} بگه که آقا ، این فلانی میگه حالا یه آتش بس کنیم، این میشه سند و دلیل کافی برای {توقف دفاع }؟!!

    کلماتی را که در کامنتت بود و من در آکولاد قرار دادم را برات توضیح میدهم :
    *{ چه وقت } ؟ —–> جواب : ۲۱ تیر ۱۳۶۱
    *{ کو سندش } ؟ —–> جواب : قطعنامه ۵۱۴ شورای امنیت .
    * { کاملا غیر رسمی } و { تو لابیهای سیاسی } —->جواب : این قطعنامه که دومین قطعنامه شورای امنیت از مجموع ۷ قطعنامه منتشره این شورا درباره جنگ بود، زمانی به تصویب رسید که ۲ سال از جنگ می‌گذشت و در این مدت نیروهای ایران محاصره آبادان را شکسته (عملیات ثامن الائمه ـ آذر ۱۳۶۰) سایتهای استراتژیک منطقه دزفول و اراضی اشغالی منطقه شوش را آزاد کرده (عملیات فتح المبین ـ بهمن ۱۳۶۰) و خرمشهر را از نیروهای عراقی باز پس گرفته بودند. (عملیات بیت المقدس ـ خرداد ۱۳۶۱). حالا اگه تو میگی « شورای امنیت » {کاملا غیر رسمی } و { لابی سیاسیه } , باشه .
    *{ توقف دفاع } —–> جواب : «روزنامه رسالت ۵/۳/۸۷ صفحه ۱۹ » گفتگو با امیر سرتیپ ۲ عزت ا… غفور زاده . ایشان رئیس دفتر پژوهش و مطالعات راهبردی نیروی زمینی ارتش هست و میگه : پس از نبرد خرمشهر، ورق جنگ به سمت ایران برگشت. نیروهای ایرانی که تا قبل از آن بیشتر« مدافع »بودند، پس از این حادثه، «برتری تهاجمی» را برعهده گرفتند.

    واما گفته بودی : {قطعنامه ۵۹۸ - قطعنامه ای که آمریکا اجرایی شدن آن را تضمین کرده بود ! } —–>جواب :قطعنامه ۵۱۴ به درخواست امریکا و اردن، هنگامی به تصویب رسید که عراق به دلیل شکست‌های پی در پی ضربات سیاسی و روانی مهمی را متحمل شده بود و آمریکا اجرایی شدن آن را تضمین کرده بود . پس از این نظر قطعنامه ۵۹۸ با ۵۱۴ تفاوتی نداشت .

    واما مفادی از قطعنامه ۵۱۴ شورای امنیت را هم بخوان :
    طعنامه شماره ۵۱۴ (۱۹۸۲)

    «شورای امنیت‌، با بررسی مجدد موضوع تحت عنوان «وضعیت مابین ایران و عراق‌» با نگرانی عمیق در مورد ادامه مناقشه میان دو کشور که منجر به خسارات سنگین انسانی و مادی گردیده و صلح و امنیت را در معرض خطر قرار داده است‌.

    با یادآوری مفاد مادة ۲ منشور ملل متحد و یادآوری این که لازمه استقرار صلح و امنیت در منطقه رعایت کامل این مفاد است‌.

    با یادآوری ماده ۲۴ منشور که به موجب آن مسئولیت اولیه حفظ صلح و امنیت بین‌المللی به عهده شورای امنیت واگذار گردیده است‌

    با یادآوری قطعنامه ۴۷۶ (۱۹۸۰) که به اتفاق آرأ در ۲۸ سپتامبر ۱۹۸۰ تصویب شد و نیز بیانیه مورخ ۵ نوامبر ۱۹۸۰ (۱۴۲۴۴ S/) رئیس شورا.

    با درنظر گرفتن کوشش هایی که مخصوصاً دبیرکل سازمان ملل متحد و نماینده او و نیز جنبش کشورهای غیرمتعهد و سازمان کنفرانس اسلامی درجهت میانجی‌گری مبذول داشته‌اند.

    ۱ـ خواستار آتش بس و خاتمة فوری کلیة عملیات نظامی است‌.

    ۲ـ علاوه برآن خواستار عقب کشیدن نیروها به مرزهای شناخته شده بین المللی است‌.

    ۳ـ تصمیم می‌گیرد که گروهی از ناظران سازمان ملل متحد را به منظور بررسی‌، تائید و نظارت بر آتش بس و عقب نشینی اعزام دارد و از دبیرکل می‌خواهد که گزارش خود را در مورد ترتیباتی که بدین منظور مورد نیاز است به شورای امنیت تسلیم نماید.

    ۴ـ مصرانه می‌خواهد که کوشش‌های میانجی‌گرانه به نحو هماهنگ شده از طریق دبیرکل به منظور نیل به حل جامع اختلاف به نحو عادلانه و شرافتمندانه که مورد قبول هر دو طرف در زمینه کلیه مسائل مهم براساس اصول منشور ملل متحد من جمله احترام به حاکمیت‌، استقلال‌، تمامیت ارضی و عدم مداخله در امور داخلی کشورها باشد ادامه یابد.

    ۵ـ از همه کشورهای دیگر درخواست می‌نماید که از هر اقدامی که می‌تواند به ادامه اختلافات دامن زند خودداری ورزند و اجرای قطعنامه حاضر را تسهیل کنند.

    ۶ـ «از دبیرکل تقاضا می‌نماید که ظرف سه ماه در مورد اجرای این قطعنامه گزارش خود را تسلیم نماید.»

    دیگه لقمه را برات جویدم . اگه می تونی قورتش بده .

  45. پدرام ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۶:۰۸ ب.ظ

    خطاب به ابوذر منتظر القائم وبلاگ پاسداران :
    گفته بودی:
    عجب ! صدام پس از فتح خرمشهر پیشنهاد صلح داد؟ {چه وقت} ؟ {کو سندش }؟ اینکه یک کشور بیاد به نمایندگی از یک کشور دیگه که خودش با همون هم دسته بره به کشور طرف مقابل اونهم {کاملا غیر رسمی }و {تو لابیهای سیاسی} بگه که آقا ، این فلانی میگه حالا یه آتش بس کنیم، این میشه سند و دلیل کافی برای {توقف دفاع }؟!!

    کلماتی را که در کامنتت بود و من در آکولاد قرار دادم را برات توضیح میدهم :
    *{ چه وقت } ؟ —–> جواب : ۲۱ تیر ۱۳۶۱
    *{ کو سندش } ؟ —–> جواب : قطعنامه ۵۱۴ شورای امنیت .
    * { کاملا غیر رسمی } و { تو لابیهای سیاسی } —->جواب : این قطعنامه که دومین قطعنامه شورای امنیت از مجموع ۷ قطعنامه منتشره این شورا درباره جنگ بود، زمانی به تصویب رسید که ۲ سال از جنگ می‌گذشت و در این مدت نیروهای ایران محاصره آبادان را شکسته (عملیات ثامن الائمه ـ آذر ۱۳۶۰) سایتهای استراتژیک منطقه دزفول و اراضی اشغالی منطقه شوش را آزاد کرده (عملیات فتح المبین ـ بهمن ۱۳۶۰) و خرمشهر را از نیروهای عراقی باز پس گرفته بودند. (عملیات بیت المقدس ـ خرداد ۱۳۶۱). حالا اگه تو میگی « شورای امنیت » {کاملا غیر رسمی } و { لابی سیاسیه } , باشه .
    *{ توقف دفاع } —–> جواب : «روزنامه رسالت ۵/۳/۸۷ صفحه ۱۹ » گفتگو با امیر سرتیپ ۲ عزت ا… غفور زاده . ایشان رئیس دفتر پژوهش و مطالعات راهبردی نیروی زمینی ارتش هست و میگه : پس از نبرد خرمشهر، ورق جنگ به سمت ایران برگشت. نیروهای ایرانی که تا قبل از آن بیشتر« مدافع »بودند، پس از این حادثه، «برتری تهاجمی» را برعهده گرفتند.

    واما گفته بودی : {قطعنامه ۵۹۸ - قطعنامه ای که آمریکا اجرایی شدن آن را تضمین کرده بود ! } —–>جواب :قطعنامه ۵۱۴ به درخواست امریکا و اردن، هنگامی به تصویب رسید که عراق به دلیل شکست‌های پی در پی ضربات سیاسی و روانی مهمی را متحمل شده بود و آمریکا اجرایی شدن آن را تضمین کرده بود . پس از این نظر قطعنامه ۵۹۸ با ۵۱۴ تفاوتی نداشت .

    واما مفادی از قطعنامه ۵۱۴ شورای امنیت را هم بخوان :
    طعنامه شماره ۵۱۴ (۱۹۸۲)

    «شورای امنیت‌، با بررسی مجدد موضوع تحت عنوان «وضعیت مابین ایران و عراق‌» با نگرانی عمیق در مورد ادامه مناقشه میان دو کشور که منجر به خسارات سنگین انسانی و مادی گردیده و صلح و امنیت را در معرض خطر قرار داده است‌.

    با یادآوری مفاد مادة ۲ منشور ملل متحد و یادآوری این که لازمه استقرار صلح و امنیت در منطقه رعایت کامل این مفاد است‌.

    با یادآوری ماده ۲۴ منشور که به موجب آن مسئولیت اولیه حفظ صلح و امنیت بین‌المللی به عهده شورای امنیت واگذار گردیده است‌

    با یادآوری قطعنامه ۴۷۶ (۱۹۸۰) که به اتفاق آرأ در ۲۸ سپتامبر ۱۹۸۰ تصویب شد و نیز بیانیه مورخ ۵ نوامبر ۱۹۸۰ (۱۴۲۴۴ S/) رئیس شورا.

    با درنظر گرفتن کوشش هایی که مخصوصاً دبیرکل سازمان ملل متحد و نماینده او و نیز جنبش کشورهای غیرمتعهد و سازمان کنفرانس اسلامی درجهت میانجی‌گری مبذول داشته‌اند.

    ۱ـ خواستار آتش بس و خاتمة فوری کلیة عملیات نظامی است‌.

    ۲ـ علاوه برآن خواستار عقب کشیدن نیروها به مرزهای شناخته شده بین المللی است‌.

    ۳ـ تصمیم می‌گیرد که گروهی از ناظران سازمان ملل متحد را به منظور بررسی‌، تائید و نظارت بر آتش بس و عقب نشینی اعزام دارد و از دبیرکل می‌خواهد که گزارش خود را در مورد ترتیباتی که بدین منظور مورد نیاز است به شورای امنیت تسلیم نماید.

    ۴ـ مصرانه می‌خواهد که کوشش‌های میانجی‌گرانه به نحو هماهنگ شده از طریق دبیرکل به منظور نیل به حل جامع اختلاف به نحو عادلانه و شرافتمندانه که مورد قبول هر دو طرف در زمینه کلیه مسائل مهم براساس اصول منشور ملل متحد من جمله احترام به حاکمیت‌، استقلال‌، تمامیت ارضی و عدم مداخله در امور داخلی کشورها باشد ادامه یابد.

    ۵ـ از همه کشورهای دیگر درخواست می‌نماید که از هر اقدامی که می‌تواند به ادامه اختلافات دامن زند خودداری ورزند و اجرای قطعنامه حاضر را تسهیل کنند.

    ۶ـ «از دبیرکل تقاضا می‌نماید که ظرف سه ماه در مورد اجرای این قطعنامه گزارش خود را تسلیم نماید.»

    دیگه لقمه را برات جویدم . اگه می تونی قورتش بده .
    دوبار برات کامنت گذاشتم یکبار در قالب ناشناس یکبار در قالب باشناس که کامنت هر کدوم را دوست داری قورت بدی

  46. ناشناس ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۶:۲۲ ب.ظ

    بسم الله .

    من در مورد صدام پرسیدم از سازمام ملل سند می آری ؟ :)) خیلی باحال بود. حالا اینا رو بخون :

    ۱- ارتش صدام پس از از دست دادن حجم بزرگی از نیروهای نظامی در انتهای جنگ با حجمی تقریبا یه سه برابر روز اول جنگ در میدان حاضر بود. پس درک اینکه با چه کسی قرار بود صلح شود روشن شد. ۲- تمام آنچه که به آن اشاره شد در پاسخ به موضوع طرح صلح مورد ادعای عربستان و ادعای وی در تامین خسارات جنگ بود. در حالیکه عربستان خود یک طرف جنگ و تامین کننده و پشتیبان مالی صدام بود. ۳- همانطور که در قطعنامه مورد اشاره شما دیده می شود هیچ اشاره ای به تجاوز و تخصط از مقررات سازمان ملل در حمله نظامی به یک کشور عضو سازمان ملل متحد نشده و تنها از یک “وضعیت” ! نام می برد. خوب حالا این وضعیت چیست ؟ الله اعلم !
    ۴- در این قطعنامه اصلا مشخص نیست که متجاوز کیست . بر این اساس اینکه مرز کجاست و چه کسی باید به کجا برگردد هم بی معنا می شود. اصلا تو این قطعنامه معلوم هست کی به کجا تجاوز کرده و باید به کجا برگردد ؟ ۵- در این قطعنامه با حفظ ابهام پیرامون تجاوز گر و مسئولیتهای او طبق مقررات بین المللی از طرفین ترک مخاصمه و آتش بس خواسته شده است. معنای عملی آن باقی ماندن صدام در خاک ایران و قدرتمند شدن او در چانه زنی بعد از آن است. ۶- صدام پس از قطعنامه ۵۹۸ هم کماکان در موضوع اروند رود با ایران چانه می زد لیکن روزهای نزدیک به حمله اش به کویت در این موضوع با ایران توافق کرد. حالا این درحالیست که رسما از سوی سازمان ملل در قطعنامه ۵۹۸ به عنوان متجاوز شناخته می شد. حالا با وضعیت این قطعنامه اگر در مورد تهران با ما چانه نمیزد خیلی منصف می بود ! آنهم صدامی که آبادان را عبادان و خرمشهر را محمره نام گذاشته بود و قبل از کویت آبادان را استان آخر عراق نامیده بود. ۷- آنچه که ما قبل از این گفتیم در مورد قطعنامه های سازمان ملل نبود در مورد صلح خواهی صدام بود. هنوز هم سندی از صلح خواهی صدام اینجا ارائه نشده . روشن است که پس از هر پیروزی ای فرد مغبون بدنبال فرصت برای تجدید قوا باشد. آنهم با کمترین امتیاز دادن . حالا باید به او فرصت داد ؟ کسی هست که یادش برود در جنگ شش روزه اعراب واسرائیل نتیجه قبول کردن آتش بس با اسرائیل - در حالیکه اعراب سد بارلو را هم در هم شکسته بودند - چه شد ؟ ۸- هنوز هم مشخص نشد که آیا تمامی سرزمین ایران از لوث وجود دشمن پاک شده بود یا نه ۹- هنوز هم مشخص نشد که از نظر کارشناسان نظامی هرنوع توقف عملیات کاری علمی و عاقلانه بود یا نه ! .

  47. پدرام ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۷:۰۹ ب.ظ

    خطاب به ابوذر منتظرالقائم وبلاگ پاسداران یا بسم الله:
    تو گفتی {بدون هیچ تضمین بین المللی ؟ الله اکبر.} نکنه فراموشی داری ؟
    در قطعنامه ۵۹۸ صدام به عنوان آغاز گر جنگ و متخاصم شناخته نشد بلکه چند سال بعد توسط ریئس وقت «سازمان ملل» در آخرین روزهایی که در این سمت بود در ۱۸ /۹ / ۱۳۷۰ و این در حالی بود که در تاریخ ۲۷/۴ /۱۳۶۷ قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران پذیرفته شد .
    نکنه فرقه «سازمان ملل» و «شورای امنیت »و وظیفه هر کدوم را نمی دونی ؟
    خیلی اطلاعات عمومیت پایینه یا خودت را میزنی به کوچه علی چپ . فکر می کنم از اونایی هستی که مکتب نرفته برنا باشن .
    نوش جون قورتش بده

  48. Aka ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۷:۲۱ ب.ظ

    خوبی این نوشته اینه که آدم مطمئن میشه که اگه جنگی بازم رخ بده ، به ۱ ماه نمیکشه چه برسه به هشت سال !
    یه مملکت جوون غیورر داریم بابا !

  49. Shahin Maham ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۷:۲۵ ب.ظ

    امام شما هم اگه به اندازه صدام جنایتکار نبود ولی آدمهای بیگناه زیادی را کشت. این همه جوان یا نوجوان سر قساوت قلب خمینی و صدام کشته شدند. البته امام شمام عارف بود و جوانهای مردمو عارفانه میکشت.

  50. علی ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۸:۳۸ ب.ظ

    آه……….

  51. nasim ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۹:۰۲ ب.ظ

    shahide gomnam be shahidi migoftan ke jasadedesh bood vali esm o address nadasht…shahide mafghod ol asar be shahidi migoftan ke peikaresh peida nashode bood..babaye dooste shoma mafghod ol asar boode na gomnam..

  52. روژ ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۱۰:۰۹ ب.ظ

    به پیچک سر به راه:
    اولاً من که همون اول نوشتم فرض کنید اصلاً هیچ پیشنهاد رسمی صلحی نبوده، فقط درنهایت اعلام آمادگی از طرف یک کشور واسطه بوده، خوب این اصلاً توجیه ای برای ادامه جنگ و شروع “اشغال گری”ه؟ یا اینکه این طرف می تونه قضیه صلح رو با حفظ منافع و از طریق بین المللی دنبال کنه؟ یک واقعیت آشکار و عریانی هست و اون هم اینه که ایران در اون سال ها می خواست به هر قیمتی جنگ رو ادامه بده، چون فکر می کرد در بهترین حالت راهی که شروعش نکرده داره به نفعش تموم می شه و می تونه خاک یک کشور دیگه (قسمت های استراتژیک و مهمش رو) بگیره.
    دوماً وقتی خرمشهر و بیشتر نقاط ایران آزاد شد، اگر طرف مقابل پای میز مذاکره اومد مسلمه که اولین شرط آزاد شدن نقاط هرچند کوچک باقیمانده است. و یا حتی می تونه پیش شرط مذاکره آزاد شدن سانتیمتر به سانتیمتر اون خاک باشه. این که دیگه مساله پیچیده ای نیست.
    مثال دزد خیلی مثال خوبی بود اتفاقاً. من اگر دزد بیاد خونه ام و به اموالم یا نزدیکانم (نه ناموس که برام خیلی عجیبه هنوز آدم ها رو به عنوان مایملک و ناموس و اینجور چیزها خطاب می کنید) آسیب رسوند، تا اونجایی که می تونم دفاع می کنم، اما وقتی رسیدم دم در مسلماً راه خونه اون رو در پیش نمی گیرم که من هم برم دزدی و آسیب رساندن به نزدیکانش (دقیقاً کاری که ایران کرد)، تحویل قانون می دم و غرامتم و مجازات اون رو از یک مرجع قانونی طلب می کنم (کاری که ایران نکرد).
    بعد هم ایران چه دفاعی از قربانیان این جنگ کرد؟ چند نفرتون یادتون بود هفت تیر سردشت بمباران شیمیایی شد؟ یا بیست و هفت اسفند حلبچه؟ یا…؟ چقدر تو تلویزیون و روزنامه ها و… از اینها شنیدین یا خوندین؟ کی می دونه مردم سردشت چی می کشن همین الانشم؟ درصد جانبازیشون رو حتی نمی دن چه برسه به حمایت های دیگه. شهر خودشون که هیچ امکاناتی نیست، وقتی هم می یان تهران نه جایی برای موندن هست، نه امکانات درمانی و دارویی. همش عصبیت، رنج، رنج، رنج.. اونوقت کی، کی (key) و کجا از حقوق اینها دفاع کرد؟ اصلاً کسی یادش موند؟ یا این آدم ها همه ابزار بودند؟ که کمبود سلاح های جنگی ایران رو جبران کردند؟ و حالا هم فعلاً کارکردشون تموم شده؟

  53. پیچک سر به هوا ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۱۰:۵۵ ب.ظ

    به پدرام

    سلام

    پدرام عزیز متشکرم که حوصله به خرج دادی و نکاتی از قطعنامه ۵۱۴ رو مطرح کردی؛ گرچه اون قطعنامه حواشی ای داشته و می شه پیرامون ش به بحث و جدل نشست، ولی من شخصن این اشاره ت برام سؤالاتی رو به وجود آورد که کنج کاوانه پی گیر پاسخ شون م.

    گاهی باید قدری زمان بگذره تا به حدی از انصاف و اشراف رسید تا بشه دربارۀ یه اتفاق تاریخی موضع گیری جامعی داشت…

    قصد دارم مدتی موضع گیری ها و اظهار نقدهایی که پیرامون این قطعنامه مطرح شده رو مطالعه کنم…

    لازم دونستم در این باره از وقتی که صرف کردی تشکر کنم

  54. روژ ۱۳۸۷-۰۴-۳۰، ۱۱:۱۱ ب.ظ

    ببخشید با عجله نوشتم، منظورم پیچک سر به هوا بود.

  55. زهرا ۱۳۸۷-۰۴-۳۱، ۱۲:۰۷ ق.ظ

    به حجت:
    چه طرز تفکر کودکانه ای!

    بابام جان یه دور برو چند تا کتاب بخون. مقاله بخون. خبر بخون. ببین کی جنگ رو شروع کرد و روی خرمشهر که جنابعالی با چه رویی داری در موردش صحبت میکنی بمب انداخت

    یاد بگیر راجع به چیزی که اطلاع نداری حرف نزنی

  56. زهرا ۱۳۸۷-۰۴-۳۱، ۱۲:۰۹ ق.ظ

    خنده داره این نوع حماقت!
    ملت اکشن رو فراموش کردن دارن ری اکشن رو زیر سوال میبرن!

    مثل اینکه یکی حمله کنه به مزرعه شما و با هزار تا سلاح و زور و اسلحه بخواد از چنگتون در بیاره و بعد شما بشینی دفاع کنی
    اونوقت کسی بیاد بگه تو بد دفاع کردی. چرا دفاع کردی؟ چرا بیکار ننشستی!

    وای! اصلا باورم نمیشه. کوته فکری سطحی نگری تا چه حد؟!!!!

  57. Amir ۱۳۸۷-۰۴-۳۱، ۱۲:۵۲ ق.ظ

    زهرا خانم مثال شما ادامه هم داره، اما بعد از اینکه حمله کننده به مزرعه رو بیرون کردی و بعد از دفاع به جنگ ادامه بدهی چه؟

  58. سرباز ۱۳۸۷-۰۵-۱، ۱:۰۵ ق.ظ

    خمینی و صدام ۲ جنایتکاری بودند که میدانستند برای چی میجنگند . ولی ما سربازها علت دشمنی دو ملت را نمیدانستیم ……سرباز قدیمی ۴۴ ساله

  59. محمدرضا ۱۳۸۷-۰۵-۱، ۱:۲۲ ق.ظ

    تمام دوستانی که قبول ندارند که ایران می توانست در سال ۶۱ جنگ را تمام کند، این متن را بخوانند.
    محس رضایی در مورد جنگ و پذیرش قطعنامه گفته:”سال دوم، ورق برمی‌گردد و ایران شروع می‌‌کند؛ نخست آبادان را آزاد می‌‌کند، بعد بستان و سوسنگرد و به ترتیب، فتح‌الفتوح و بیت‌المقدس تا این‌که به مرز می‌رسد.
    سال‌های سوم و چهارم، ایران وارد خاک عراق می‌شود و نخست با عملیات رمضان از سمت بصره پیشروی می‌کند و بعد جزایر خیبر را می‌گیرد و سپس در مناطق غرب کشور در عملیات «مسلم‌بن عقیل» در شهر مندلی عراق مسلط می‌شود و عملیاتی هم در شمال غرب انجام می‌دهد؛‌ از مریوان و ارتفاعات سلیمانیه می‌‌گذرد و بخش‌هایی از استان سلیمانیه را می‌گیرد… همین‌طور دیگر پیشروی‌های ایران ادامه پیدا می‌کند تا این که می‌رسیم به عملیات فاو و پس از آن، شلمچه را می‌گیریم…”
    لینک کامل مطلب: http://www.tabnak.ir/pages/?cid=14099

    اگه ایران قصدش فقط دفاع بود، پس چرا طبق به گفته ی محسن رضایی، ۶ سال به عراق حمله کرد؟!

  60. من ۱۳۸۷-۰۵-۱، ۱:۳۹ ق.ظ

    من با شما موافقم
    باید این رو هم بگم که اگر امام خمینی بعد از ۲ سال جنگ رو تموم نکرد به این دلیل بود که بسیاری از متخصصان جنگ در اون زمان بر این عقیده بودند که عراق قصد تقویت خودش را دارد و می خواهد دوباره پس از یک تجدید نفس حمله کند. به همین جهت هیچ آدم عاقلی وقتی می دونه که دشمنش که بهش حمله کرده و بسیاری از اعضای خانوادش رو کشته پشت دیوار خونش داره خودش رو آماده می کنه که بهش دوباره سخت تر حمله کنه، آروم نمی شینه خصوصا اینکه داغ عزیزانش رو هم داره که به سبب تجاوز اون دشمن کشته شدن. این صرفا یک استراتژی جنگیه. هر کس امام خمینی رو می شناسه می دونه که چقدر این مرد به رزمنده ها عشق داشت و مطمئنا بیشتر از مایی که دلمون میاد بهشون بعد شهادت این نسبت ها رو بدیم اونها رو دوست داشت و برای جونشون ارزش قائل بود.

  61. محمدرضا ۱۳۸۷-۰۵-۱، ۱:۵۷ ق.ظ

    ببخشید که دوباره کامنت میذارم.
    دوستان اون مطلبی که در کامنت قبلی لینکش رو بهتون دادم حتما بخونید. اگر هم حوصله ندارید، من مهمترین قسمت هایش را اینجا براتون میذارم:

    *”سال دوم، ورق برمی‌گردد و ایران شروع می‌‌کند؛ نخست آبادان را آزاد می‌‌کند، بعد بستان و سوسنگرد و به ترتیب، فتح‌الفتوح و بیت‌المقدس تا این‌که به مرز می‌رسد.
    سال‌های سوم و چهارم، ایران وارد خاک عراق می‌شود و نخست با عملیات رمضان از سمت بصره پیشروی می‌کند و بعد جزایر خیبر را می‌گیرد و سپس در مناطق غرب کشور در عملیات «مسلم‌بن عقیل» در شهر مندلی عراق مسلط می‌شود و عملیاتی هم در شمال غرب انجام می‌دهد؛‌ از مریوان و ارتفاعات سلیمانیه می‌‌گذرد و بخش‌هایی از استان سلیمانیه را می‌گیرد… همین‌طور دیگر پیشروی‌های ایران ادامه پیدا می‌کند تا این که می‌رسیم به عملیات فاو و پس از آن، شلمچه را می‌گیریم”

    *”اواخر جنگ ایران موفق شد بخش زیادی از استان سلیمانیه عراق را تصرف کند. ایران در سال آخر جنگ، یعنی زمانی که قطعنامه ۵۹۸ صادر شد، به نتیجه رسیده بود دیگر نمی‌تواند در جبهه‌های جنوب کاری بکند”

    *”در جنوب به بن‌بست رسیده بودیم و راه پیشروی به سوی بصره و جنوب عراق قطع شده بود؛ بنابراین، کرکوک، سومین شهر نفت‌خیز عراق، مورد توجه قرار گرفت و جبهه جدیدی را باز کردیم تا نگذاریم جنگ با بن‌بست روبه‌رو شود، اما از همان هنگام پیدا بود که با توجه به مقاومت قدرت‌های بین‌الملل، آنها نمی‌گذارند این پیشروی‌های ایران ادامه پیدا کند”

    *”همه این عوامل دست به دست هم داده بود و ارتش عراق، تحرکاتی را پس از هفت سال از شروع جنگ آغاز کرد. هفته‌های اول پیشروی کرد، اما بعد به انفعال افتاد. ابتدا حالت فعال گرفت و مناطقی از ایران را هم که ما گرفته بودیم، از ما پس گرفت؛ یعنی فاو، جزایر خیبر و شلمچه.در مناطق غربی ارتفاعاتی که ما تصرف کرده بودیم و در عملیات «مسلم بن عقیل» پیرامون قصرشیرین اینها را گرفت و به مرز رسید”

    *”دلیل پذیرش قطعنامه ۵۹۸ همان پیش‌بینی یک سال پیش بود که وضع جبهه‌های جنگ به زودی تغییر خواهد کرد. اتفاق هم افتاد و همه هم دیدند؛ بنابراین، مسئولان کشور خدمت امام رفتند و از ایشان تقاضا کردند که شما قطعنامه ۵۹۸ را بپذیرید، اما امام زیر بار نرفتند. از اوایل تیر ماه تا پایان آن، حوادث دیگری رخ داد و ارتش عراق تمام نقاط مرز را گرفت و امام پس از این‌که نامه مسئولان کشور و نامه‌های فرماندهان سپاه و ارتش را دیدند، به ویژه نامه فرمانده سپاه را، همه اینها را کنار هم گذاشتند و فرمودند: من تصمیم می‌گیرم قطعنامه ۵۹۸ را بپذیرم”

    *”وقتی امام قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت، بسیار مظلومانه و صادقانه با ملت ایران صحبت کرد؛ یعنی توضیح داد که من تا همین دیروز معتقد بودم جنگ را باید ادامه بدهیم. من جام زهر می‌نوشم و این قطعنامه ۵۹۸ را می‌پذیرم. آمد صادقانه با ملت ایران صحبت کرد و آبروی خودش را هم در مسائل بین‌الملل در طبق اخلاص گذاشت؛ چرا؟ چون قطعنامه ۵۹۸ اگر هم قرار بود پذیرفته شود، باید یک سال پیش و در اوج پیروزی‌های ایران پذیرفته می‌شد.”

    *”ایران زمانی قطعنامه ۵۹۸ را می‌پذیرفت که آن سرزمین‌هایی که از موضع قدرت گرفته بود و باعث صدور قطعنامه ۵۹۸ شده بود، دیگر در دستش نبود؛
    اگر هم قصد انهدام صدام را داشتیم، چون می‌دانستیم او یک عنصر نامطلوب و جنایتکار است که دستش به هر کسی برسد آنها را از بین می‌برد؛ ایران باشد، کویت باشد، عربستان باشد، هر کسی که می‌خواهد باشد.”

    **به نظر شما اگر کسی بدون هیچگونه اطلاعاتی در مورد جنگ ایران-عراق این مطالب را بخواند، آیا تصور میکند که ایران فقط یک کشور دفاع کننده و حامی اتمام جنگ بوده است و یا اینکه سیاست های مرزگشایی و جنگ طلبانه داشته است؟

  62. ناشناس ۱۳۸۷-۰۵-۲، ۹:۰۷ ب.ظ

    من یک رزمنده دفاع مقدس متولد سال ۴۲ هستم و چندین بار به جبهه رفتم و در عملیات های فتح المبین/والفجر ۳ و۴ /کربلای یک /وکر بلای ۵ که از همه خطرناکتر بود شرکت داشتم/من از زمان اولی که رفتم جبهه با خودم عهد بستم که در دفاع از کشور شریک باشم/الان هم که دارم به سن پیری می رسم از عملکرد خوم راضی هستم وفکر می کنم اگر باز هم در این موقعیت قرار بگیرم باز هم همین راه را خواهم رفت/روزی که در دشت عباس حوالی اندیمشک یورش تانک های عراقی را دیدم /ایقدر به غیرتم به عنوان یک ایرانی بر خورد که حد نداشت/آنها در خاک ما بودند/روی جاده های آسفالته ما حرکت می کردند/آتش گرفتم/ایرانی غیرت دارد /ترس در حریم ایرانی راه ندارد/من به روح شهدای ۸ سال دفاع مقدس درود می فرستم /زهرا خانم هم خوب نوشته بود

  63. فردین ۱۳۸۷-۰۵-۴، ۱۱:۵۷ ب.ظ

    مالک دنیا امریکا هستش دورود به عمو جرجی
    (بوش)

نظر شما