۱۳۸۷-۰۴-۲۹
فایرفاکس را آپدیت کنید
* اگه از مرورگر فایرفاکس استفاده می کنین حتما آپدیتش کنید. یعنی برین اینجا و نسخه ۳/۰/۱ اش رو دانلود و نصب کنید. دیروز (۱۷ جولای) موزیلا برای نسخه جدید فایرفاکس، آپدیتی رو عرضه کرده. چون در نسخه ۳/۰ این مرورگر (هم برای ویندوز و هم مک) ۳ تا آسیب پذیری امنیتی پیدا شده. جالب اینجاست که هر ۳ این آسیب پذیری ها طوری هستند که باعث کرش فایرفاکس میشند.
حقیقتش بخوام توضیح بدم که این آسیب پذیری ها چی هستند؟ اونوقت ممکنه برخی از غیرکامپیوتریها متوجه نشن و حتی پست الکی شلوغ بشه. فقط در حالت کلی بگم که این ۳ تا آسیب پذیری از نوع “بحرانی” هستند چون باعث میشن مهاجم از طریق اونها بتونه کد دلخواهش رو روی سیستم قربانی اجرا کنه. مثلا تصور کنین یه هکری موفق بشه از طریق این آسیب پذیری ها سیستم شما رو در اختیار بگیره و نرم افزارهای دلخواه خودش رو روی سیستم شما نصب کنه.
البته نسخه ۳ فایرفاکس، مشکلات دیگه ای هم داشته که در اینجا لیست شده اند. اینجا هم به فارسی موارد اصلاحی گفته شده.

اینهم عین جملاتی که خود موزیلا از کاربرانش خواسته:
اکیدا توصیه می کنیم که همه کاربران فایرفاکس، مرورگرشان را به آخرین نسخه ارتقا دهند. اگر در حال حاضر از نسخه ۳ استفاده می کنید، بین ۲۴ تا ۴۸ ساعت آینده، پیغامی مبنی بر بروزرسانی فایرفاکس دریافت می کنید. همچنین می توانید از طریق منوی Help و با انتخاب گزینه Check for Updates این بروزرسانی را انجام دهید.
* اونهایی که میخوان از جزئیات آسیب پذیری مطلع بشن، میتونن لینکهای زیر رو بخونن:
MFSA 2008-36 Crash with malformed GIF file on Mac OS X
MFSA 2008-35 Command-line URLs launch multiple tabs when Firefox not running
MFSA 2008-34 Remote code execution by overflowing CSS reference counter
* پی نوشت:
از بین همه پست هایی که درباره فوت خسرو شکیبایی نوشته شدن من از این یکی بیشتر از همه خوشم اومد. چون دقیقا صحنه اش رو یادم اومد و وقتی داشتم پست رو میخوندم ناخودآگاه با صدای خودش و احساس غم انگیز خودش تون اون لحظه می خوندمش:
گاه حادثه ای تمام باورهایت را به هم می ریزد و تو مجبوری به خودت فرصتی بدهی. فرصتی برای یافتن، جستن و پیدا کردن چیزی که خودت نمی دانی چیست اما به یقین وقتی آن را یافتی می فهمی که آن همان چیزیست که از دست داده ای و یا چیزی که به آن نیازمندی. آن چیز یک باور است، باوری سبز در دلت و تا آن موقع احساس می کنی که آواره ای . . .*
*واگویه ای از رضای خانه سبز وقتی که بی عاطفه اش در قبرستان قدم می زد…

