۱۳۸۷-۰۴-۴
روز مادر/زن/دختر مبارک
* امروز روز ما دخترا هم هست ها 
هرچند به روز مادر و یا روز زن مبارکه ولی دلیل نمیشه تبریک خشک و خالی بهمون نگین 
* وای من االان خیلی ناامید شدم. تا این ساعت که الان ۸:۲۰ دقیقه صبح روز زن هست، هنوز هیشکی بهم تبریک نگفته حتی در حد اس ام اس و آفلاین و ایمیل! این یعنی چی؟ حتی همکارامونم به روز خودشون نیاوردن
تو سرویسم که البته من خواب بودم. تا رسیدیم سمیه منو بیدار کرد. نفهمیدم کسی بهم تبریک گفت یا نه؟ :دی
بازم صد رحمت به سالهای قبل که بانک پارسیان و چه میدونم بانک سامان ۴ تا اس ام اس تبلیغاتی می فرستادن و توش یه تبریکی چیزی میگفتن من دلم خوش بود. امسال اس ام اس گرون شده اونام بی وفا شدن 

* اگه خواستین هدیه هم بخرین خوب بخرین کار خوبی می کنین
من خیلی اشتهام زیاد نیست. فقط یک شاخه گل رز صورتی بخرین و باهاش یه لپتاپ مک بوک ایر رو که جدیدا هوس کردم بفرستین. اگه وسعتون نرسید اشکالی نداره من به یه ۲۰۶ صورتی ساده هم راضی هستم. مرسی. منتظرم 
* الان داشتم مطلب پارسالم رو به مناسبت روز زن/مادر میخوندم این شعر پایینی رو توش دیدم خیلی خوشم اومد. راستش یادم نیست شاعرش کیه و یا منبع شعر کجا بوده اما واقعا زیباست:
وقتیکه من بزرگ شدم، شاید، معمار شوم
آنگاه، تمامی جهان را همچون بامی
بر فراز دستان تو، ستون خواهم کرد
□
وقتیکه من بزرگ شدم، شاید، پزشک شوم
آنگاه، با عطر تو نوشدارویی خواهم ساخت
بر تمام دردهای جهان
و آنگاه به سلامتی شان، با لب های تو
بر گونه های شادی تمام کودکان جهان، بوسه خواهم زد
□
وقتیکه من بزرگ شدم، شاید
یکروز با چتر گیسوان تو
از آسمان آرزوهایت
پروازی کنم بر آستان زمین
[زمینی که پای تو آنرا نگه داشته است ]
و آنگاه، خواهم دوید تا مرزهای درونت
و در پنهانترین گوشه های جنگل سبز آغوش تو، پنهان خواهم شد
□
اکنون را که نام نهادی فصل کاشت
فردا که من بزرگ شدم، در زمان برداشت
مادرم، به تو قول می دهم
من تو را دوست خواهم داشت…


امیر Reply:
خرداد ۱۲م, ۱۳۸۹ at ۱:۴۲ ب.ظ
سلا م خسته نباشی
من روز زن وروز مادر به شما وتمام با نوان تبر یک می گویم
روز ت مبارک
امیدوارم روز خوبی را سپری کنی
حروف عشق را معناست زهرا
جهان را منشأ میناست زهرا
نمی گیرد خزان باغ علی
که رود سبز اعطیناست زهرا
برایت شاد ترین لحظه ها ودقایق را ارزومندم
موفق باشی
محمد حسن Reply:
خرداد ۱۲م, ۱۳۸۹ at ۵:۴۷ ب.ظ
خیلی نامت زشت بود.))
ناشناس Reply:
خرداد ۱۳م, ۱۳۸۹ at ۷:۲۶ ب.ظ
خیلی هم خوب بود….
سعید Reply:
خرداد ۱۲م, ۱۳۸۹ at ۵:۵۷ ب.ظ
راستشو بخوای من از وقتی که تو رو توی خیابون دیدم عاشقت شدم و وقتی توسط یکی از دوستام فهمیدم وبلاگ داری با خودم گفتم تو رو در جریان بذارم.
خاطره ی عزیزم بامن ازدواج می کنی؟؟؟
سعید Reply:
خرداد ۱۲م, ۱۳۸۹ at ۵:۵۹ ب.ظ
جواب منو ندادی آره یا نه؟؟؟