۱۳۸۷-۰۳-۱۰
این وبلاگ نویسان بیسواد نیستند!!!
* من فکر میکردم به جای این مطلب قضیه تقلب در کنکور کارشناسی ارشد اون مطلب استاندارد دفع/کنترل رباتهای تحت وب میره توی دیدیش. چون برای اون بیشتر زحمت کشیده بودم. چرا هیشکی بهش توجه نکرد؟ من در عمرم یه مطلب جدی نوشته بودمها. اصلا من دیگه مطلب آی تی نمی نویسم. اسمایلی ناز و عشوه و خود لوس کنی:-)
* من گاهی اوقات همین طوری سریع یه چیزی مینویسم و از کنارش رد میشم. بعد میبینم تبدیل میشه به یه بحث جدی… نمیدونم مشکل از منه؟ نحوه بیان منه؟ و یا چیزی که میگم… و یا اینکه واقعا فوکوس روی نظرات من بیشتره؟!
خودم احتمال اول رو بیشتر قبول دارم. یعنی اینکه مشکل از منه… و گاهی اوقات فکر میکنم اگه همین مسئله رو کسی دیگه ای مطرح می کرد شاید برخورد دیگه ای باهاش میشد!
باور کنین به طور کلی فضای وبلاگستان داره به سمتی پیش میره که آخرش من تصمیم میگیرم در هیچ جا هیچی نگم و یا حرفی نزنم! چون خیلی ها (تاکید میکنم خیلیا) اصلا با شخص من مشکل دارند و از من خوششون نمیاد و بنابراین هرچی که من میگم فکر می کنن باید مخالفت کنند…
خیلی از مواقع شده که دلم میخواد جدی روی یک موضوعی بحث کنم اما به قدری فیدبکهای منفی روش زیاد میشه که تصمیم میگیرم از مواضع خودم کوتاه بیام و یه جورایی علیرغم میل باطنیم حق رو به فرد مقابل بدم!
* بگذریم!
* یه درددلی رو من امروز توی فرندفید نوشتم که:
جان من اینقدر ترجمه نکنید! کمی هم از خودتون بنویسید! بعضیا دیگه شورشو در آورن! بابا دیگه لایف هکر و تک کرانچ رو همه میخونن! شیرم حتی نمیخواد!باور کنید در حد یک جمله ساده نوشتم و واقعا فکر نمیکردم اینم همچین بازتابی داشته باشه!
الان دیدم که نسخه هفدهم یک مطلب نوشته با عنوان: و این وبلاگنویسان بیسواد!! و همین مسئله رو به چالش کشیده.
راستش من دلم میخواست واقعا روی این موضوع بحث بشه اما متاسفانه فضای بحث عوض شد و من کمی ترسیدم! میخواین باور کنید میخواین نکنید من واقعا ترسیدم و سعی کردم آخرش با شوخی و مثلا خنده بحث رو خاتمه اعلام کنم چون اصلا از دعواهای اینطوری خاطره خوشی ندارم به دلیل همون چیزی که در پاراگراف دوم همین پست نوشتم…
چیزی که من میخوام بگم اینه که من با نفس ترجمه مطالب آی تی مشکلی ندارم. واضحه که تعداد مطالبی که توی این سایتها درج میشه زیاده و همه نمیرسن بخونن مشکل من روی تعدد ترجمه های مشابه و تکراره اونه و نه نفس ترجمه! من حتی روی اینکه تمامی مطالب یک ویلاگ به نوعی فقط ترجمه باشه مشکل دارم. این نظر شخصی منه و اصلا قصد دادن حکمی چیزی رو ندارم…
من یه مطلبی رو هم چند روز پیش شیر کردم که یه وبلاگ نویس خارجی (من خیلی به وبلاگش علاقه دارم) از این مسئله به عنوان یک مسابقه یاد کرده بود و گفته بود انگار یه مسابقه داره بین اینا برگزار میشه و هر کی سعی میکنه تند تند بنویسه تا اینکه اولین نفر باشه! تداوم همیشگی این مسیر روش هوشمندی برای وبلاگ نویسی محسوب نمیشه و به قول جادی:
و
متاسفانه خیلی از وبلاگ های تکنولوژیک ما شبیه هم هستند و عملا اگر کسی مجموعهای از سایتهای مشهور انگلیسی را دنبال کند، اصولا به بخش عمدهای از وبلاگستان امروزی فارسی بی نیاز میشود.مسئله بعدی اینه که میگن تکراری نویسی اصلا چیز بدی نیست و اشاره کردن به برد پرسپولیس و انتخابات و این چیزا. که به نظر من این مقایسه هم غلطه. چون در مورد برد پرسپولیس و یا چه میدونم مسئله انتخابات اینطوری نیست که همه برن از یک منبع خاص و معروفی یه مطلبی رو بردارند و ترجمه کنن بلکه هرکی داره نظر شخصی خودش رو مینویسه! ممکن دسته بندی موضوعی برد پرسپولیس باشه اما هرکی داره از دیدگاه خودش مینویسه…
اینو مقایسه کنین با خبرهای جدید آی تی و برخی وبلاگ نویسان آی تی… اینکه من گفتم کسل کننده هستند هم هنوز روی حرف خودم هستم البته نه همه شون! تصور کنید که خیلی از این وبلاگها واقعا به درد قشر عظیمی از وبلاگ نویسها نمی خوردند!
نگاهی به آمار دیدیش و مشترکین فید بندازید این مسئله به خوبی معلوم میشه! اگه فایده ای داشت منطقا باید وبلاگهای غیر آی تی هم در این لیستها جایی می داشتند که متاسفانه ندارند… و اینجور جاها مکانی شده به عنوان جولانگاه آی تی نویسان که بین خودشون مسابقه دارند و …
* اینکه در پایان دلم میخواد بگم واقعا خیلی از وبلاگنویسان ما بی سواد نیستند! عدم علاقه به وب ۲ یا چه میدونم فید و مفاهیمی مثل باعث نمیشه کسی بیسواد و یا کم سواد محسوب بشه و اصلا درست نیست همچین برچسبهایی بزنیم.
خیلیا علاقه ای به این بحثها ندارند! خیلیا دلشون نمیخواد همه هم شکل و تکراری بشن و خیلیهام علاقه ای به وبلاگهای آی تی ندارند! به دلیل نوع اونها حجم زیاد مطالب تکنولوژیکی که به شیوه ای بیان شده که برای عموم قابل درک نیست.
لینکهای مرتبط:
۱- آقا اجازه! وبلاگستان دچار رکود شده؟
۲- وبلاگستان جدید وبلاگستان نچسب
* پی نوشت بی ربط:
یه وبلاگی بود من از مدتها پیش میخوندمش. مال یه دختر و پسر بود که نوشته بودن خیلی بهم علاقه دارن و این حرفا… جدیدا فهمیدم مطالب وبلاگ کمی سرد شده. امروز وفتم دیدم پسره نوشته داستان تموم شده و دیگه دختره نیست و حتی رفته بود یه وبلاگ جدید زده بود. نمیدونین چقدر دلم برای این موضوع گرفت… به همین سادگی نزدیک بود به خاطر اون پست خداحافظی بزنم زیر گریه![]()

