این وبلاگ نویسان بیسواد نیستند!

* من فکر میکردم به جای این مطلب قضیه تقلب در کنکور کارشناسی ارشد اون مطلب استاندارد دفع/کنترل رباتهای تحت وب میره توی دیدیش. چون برای اون بیشتر زحمت کشیده بودم. چرا هیشکی بهش توجه نکرد؟ من در عمرم یه مطلب جدی نوشته بودمها. اصلا من دیگه مطلب آی تی نمی نویسم. اسمایلی ناز و عشوه و خود لوس کنی:-)

* من گاهی اوقات همین طوری سریع یه چیزی مینویسم و از کنارش رد میشم. بعد میبینم تبدیل میشه به یه بحث جدی… نمیدونم مشکل از منه؟ نحوه بیان منه؟ و یا چیزی که میگم… و یا اینکه واقعا فوکوس روی نظرات من بیشتره؟!
خودم احتمال اول رو بیشتر قبول دارم. یعنی اینکه مشکل از منه… و گاهی اوقات فکر میکنم اگه همین مسئله رو کسی دیگه ای مطرح می کرد شاید برخورد دیگه ای باهاش میشد!
باور کنین به طور کلی فضای وبلاگستان داره به سمتی پیش میره که آخرش من تصمیم میگیرم در هیچ جا هیچی نگم و یا حرفی نزنم! چون خیلی ها (تاکید میکنم خیلیا) اصلا با شخص من مشکل دارند و از من خوششون نمیاد و بنابراین هرچی که من میگم فکر می کنن باید مخالفت کنند…
خیلی از مواقع شده که دلم میخواد جدی روی یک موضوعی بحث کنم اما به قدری فیدبکهای منفی روش زیاد میشه که تصمیم میگیرم از مواضع خودم کوتاه بیام و یه جورایی علیرغم میل باطنیم حق رو به فرد مقابل بدم!

همین دیگه من تصمیم گرفتم از این به بعد یه همچین چیزی رو رعایت کنم:
دارم سعی ام رو می کنم که انقد صاف و ساده تو این وبلاگ ننویسم. دلم می خواد از صنایع ادبی مثل استعاره، تشبیه، چند لایه نویسی، لاپوشانی و … استفاده کنم.

* بگذریم!

* یه درددلی رو من امروز توی فرندفید نوشتم که:

جان من اینقدر ترجمه نکنید! کمی هم از خودتون بنویسید! بعضیا دیگه شورشو در آورن! بابا دیگه لایف هکر و تک کرانچ رو همه میخونن! شیرم حتی نمیخواد!

باور کنید در حد یک جمله ساده نوشتم و واقعا فکر نمیکردم اینم همچین بازتابی داشته باشه!
الان دیدم که نسخه هفدهم یک مطلب نوشته با عنوان: و این وبلاگ‌نویسان بی‌سواد!! و همین مسئله رو به چالش کشیده.
راستش من دلم میخواست واقعا روی این موضوع بحث بشه اما متاسفانه فضای بحث عوض شد و من کمی ترسیدم! میخواین باور کنید میخواین نکنید من واقعا ترسیدم و سعی کردم آخرش با شوخی و مثلا خنده بحث رو خاتمه اعلام کنم چون اصلا از دعواهای اینطوری خاطره خوشی ندارم به دلیل همون چیزی که در پاراگراف دوم همین پست نوشتم…

چیزی که من میخوام بگم اینه که من با نفس ترجمه مطالب آی تی مشکلی ندارم. واضحه که تعداد مطالبی که توی این سایتها درج میشه زیاده و همه نمیرسن بخونن مشکل من روی تعدد ترجمه های مشابه و تکراره اونه و نه نفس ترجمه! من حتی روی اینکه تمامی مطالب یک ویلاگ به نوعی فقط ترجمه باشه مشکل دارم. این نظر شخصی منه و اصلا قصد دادن حکمی چیزی رو ندارم…
من یه مطلبی رو هم چند روز پیش شیر کردم که یه وبلاگ نویس خارجی (من خیلی به وبلاگش علاقه دارم) از این مسئله به عنوان یک مسابقه یاد کرده بود و گفته بود انگار یه مسابقه داره بین اینا برگزار میشه و هر کی سعی میکنه تند تند بنویسه تا اینکه اولین نفر باشه! تداوم همیشگی این مسیر روش هوشمندی برای وبلاگ نویسی محسوب نمیشه و به قول جادی:

انسانی با دیدگاه خاص می‌تواند یک وبلاگ ارزشمند داشته باشد.. وبلاگ موفق (مثل اکثر وبلاگ های موفق ایرانی) لازم نیست حتما حجم زیادی ترجمه داشته باشد. این وبلاگ تقریبا همیشه از خودش می‌نویسند…

و

متاسفانه خیلی از وبلاگ های تکنولوژیک ما شبیه هم هستند و عملا اگر کسی مجموعه‌ای از سایت‌های مشهور انگلیسی را دنبال کند، اصولا به بخش عمده‌ای از وبلاگستان امروزی فارسی بی نیاز می‌شود.

مسئله بعدی اینه که میگن تکراری نویسی اصلا چیز بدی نیست و اشاره کردن به برد پرسپولیس و انتخابات و این چیزا. که به نظر من این مقایسه هم غلطه. چون در مورد برد پرسپولیس و یا چه میدونم مسئله انتخابات اینطوری نیست که همه برن از یک منبع خاص و معروفی یه مطلبی رو بردارند و ترجمه کنن بلکه هرکی داره نظر شخصی خودش رو مینویسه! ممکن دسته بندی موضوعی برد پرسپولیس باشه اما هرکی داره از دیدگاه خودش مینویسه…
اینو مقایسه کنین با خبرهای جدید آی تی و برخی وبلاگ نویسان آی تی… اینکه من گفتم کسل کننده هستند هم هنوز روی حرف خودم هستم البته نه همه شون! تصور کنید که خیلی از این وبلاگها واقعا به درد قشر عظیمی از وبلاگ نویسها نمی خوردند!
نگاهی به آمار دیدیش و مشترکین فید بندازید این مسئله به خوبی معلوم میشه! اگه فایده ای داشت منطقا باید وبلاگهای غیر آی تی هم در این لیستها جایی می داشتند که متاسفانه ندارند… و اینجور جاها مکانی شده به عنوان جولانگاه آی تی نویسان که بین خودشون مسابقه دارند و …

* اینکه در پایان دلم میخواد بگم واقعا خیلی از وبلاگنویسان ما بی سواد نیستند! عدم علاقه به وب ۲ یا چه میدونم فید و مفاهیمی مثل باعث نمیشه کسی بیسواد و یا کم سواد محسوب بشه و اصلا درست نیست همچین برچسبهایی بزنیم.
خیلیا علاقه ای به این بحثها ندارند! خیلیا دلشون نمیخواد همه هم شکل و تکراری بشن و خیلیهام علاقه ای به وبلاگهای آی تی ندارند! به دلیل نوع اونها حجم زیاد مطالب تکنولوژیکی که به شیوه ای بیان شده که برای عموم قابل درک نیست.

لینکهای مرتبط:
۱- آقا اجازه! وبلاگستان دچار رکود شده؟
۲- وبلاگستان جدید وبلاگستان نچسب

* پی نوشت بی ربط:
یه وبلاگی بود من از مدتها پیش میخوندمش. مال یه دختر و پسر بود که نوشته بودن خیلی بهم علاقه دارن و این حرفا… جدیدا فهمیدم مطالب وبلاگ کمی سرد شده. امروز وفتم دیدم پسره نوشته داستان تموم شده و دیگه دختره نیست و حتی رفته بود یه وبلاگ جدید زده بود. نمیدونین چقدر دلم برای این موضوع گرفت… به همین سادگی نزدیک بود به خاطر اون پست خداحافظی بزنم زیر گریه

۴۱ نظر

  1. شبستان ۱۳۸۷-۰۳-۱۰، ۸:۲۵ ب.ظ

  2. a-sh ۱۳۸۷-۰۳-۱۰، ۸:۵۳ ب.ظ

    زهرا خانم سلام..وبلاگهای آی تی رو ول کن..اینو ببین :)….

    http://www.ardal.blogfa.com/post-101.aspx

    جواب به این نظر

  3. فانی ۱۳۸۷-۰۳-۱۰، ۸:۵۵ ب.ظ

    سلام

    دوم!

    حالا این نوشته جز کدومه؟
    سریع نوشتید و از کنارش رد شدید…؟

    اسمایلی چشمک

    جواب به این نظر

  4. مهران ۱۳۸۷-۰۳-۱۰، ۹:۰۵ ب.ظ

    فک کنم منظور دکتر(و تا حدودی من) از بی‌سواد٬ نه بی‌سوادی در دنیای واقعی بود. منظور بی‌سوادی توی بحث وب دو بوده و هست. وگرنه من یا مزیدی قصد جسارت به کسایی رو نداشتیم. (:

    جواب به این نظر

  5. شبستان ۱۳۸۷-۰۳-۱۰، ۹:۱۴ ب.ظ

    * بحث با جدل همراهه هر چند که عده‌ای فرق جدل رو با دعوا و فحش نمیفهمن!
    ** این موضوع که مطالب تکراریست رو هم موافقم. البته همونطور که گفتید در بعضی موارد تکراری بودن لازمه. مثلا آموزش بعضی از مسایل، هر چی تکرار بشه، باعث میشه کیفیت مطلب بره بالاتر.
    فکر میکنم این‌ها ناشی از این مطالعه کم ایرانی‌ها باشه. شاید هم نادیده گرفتن استعداد. خیلی‌ها فکر میکنن کسی که خوب مینویسه احتمالا مادرزادی اینطوری بوده و ما استعداد نداریم. یک مثال نقض هم مثلا خودم! من طنز خیلی مزخرفی مینویسم، ولی به درک! یکروز بالاخره خوب میشه که!

    جواب به این نظر

  6. علیرضا ۱۳۸۷-۰۳-۱۰، ۹:۴۰ ب.ظ

    ۱- به اون مطلبت لینک داده بودم.
    ۲-
    الف – دست اول نبودن مطلب در وبلاگستان فارسی چیزی نیست که تنها منحصر به وبلاگ‌های آی‌تی باشد، وبلاگی با محتوای سیاسی که عکسی را از یک خبرگزاری ایرانی برمی‌دارد و حاشیه‌ای برایش می‌نویسد، با تفسیر شما، غیراوریجینال می‌نویسد. همچنین تکرار مکرر یک خبر سیاسی اجتماعی در وبلاگستان بدون تحلیل مستقل یا بررسی زاویه‌ای جدید از آن، باز هم غیراوریجینال‌نویسی است.
    چرا در مورد ده‌ها وبلاگ ادبی که بارها موضوعات تکراری را به سادگی کپی‌پیست منتشر می‌کنند، چیز نمی‌نویسی!؟ یا از وبلاگ‌های دانلود؟ آنها حتی زحمت ترجمه را هم نمی‌شکند.
    ب- یک مقاله مشهوری منتشر شده در مورد روزنامه‌نگارهای شهروند که مطلب جالبی دارد، در این مقاله اشاره شده که حتی کامنت گذاشتن و گزینش خبرهای جالب وب، مرتبه‌ای از محتواسازی هستند.
    ج- من هم مثل شما دوست دارم، مطالب وبلاگم کاملا اوریجینال و دست اول باشد. اما ببینید با چه دشواری‌های روبرو هستم:
    - در زمینه آی‌تی این کار برای یک وبلاگ ایرانی غیرممکن است، وبلاگ‌های مشهور خارجی به طور مستقیم رانت اطلاعاتی دارند.
    - شخصی‌نویسی و روزانه‌نویسی هم دردسرهای خاص خود را دارد که حتما خودت تجربه کرده‌ای.
    - با این همه می‌توانم محتوای دست اول در خیلی موضوعات مثلا پزشکی داشته باشم، مطالبی تلفیقی از تجربه، خاطرات، منابع کاغذی و … هستن ، ولی نوشتن این مطالب بسیار وقت‌گیر هستند و غالبا بی‌اجر می‌مانند.
    د- فکر نمی‌کنی حتی ترجمه خام مطالب وبلاگ‌های خارجی، توانسته هزاران نفر را با چیزهای تازه‌ای آشنا کند. فکر نمی‌کنی اگر همین وبلاگرهای غیر اوریجینال نبودن، الان کسر ناچیزی از کاربرهای ایرانی می دانستند فید چیست یا فایرفاکس چه برتری هایی دارد، یا اشتراک عکس و ویدئو در جهان امروز چه جایگاهی پیدا کرده است. آیا مثلا وبلاگرهای سیاسی توانسته‌اند، خوانندگان خود را با ده‌ها مفهوم تخصصی سیاسی یا اندیشه سیاسی آشنا کنند. آیا وبلاگرهای روزمره تواسته‌اند، چالشی را حل کنند یا خود کانون چالش بوده‌اند؟!!
    ه- بر خلاف عقیده تو وبلاگ‌های آی تی ما شبیه هم نیستند، ما قانون نانوشته‌ای داریم به این صورت که اگر وبلاگی توانسته باشد، خیلی خوب یک موضوع روز را بنویسد، بقیه دوباره آن مطلب را تکرار نمی‌کنند و به لینک دادن به آن اکتفا می‌کنند. منظورم وبلاگ‌های آی تی درجه یک و مشهور ماست و گرنه صدها وبلاگر آی‌تی کپی‌پیست کار هم داریم.
    علایق ما هم تفاوت زیادی با هم دارد.
    وو- هستند کسانی که هدفشان از مرور وبلاگ‌های فارسی، خواندن خلاصه‌ای از تحولات روز جهان است، نه مثلا روزانه‌نویسی‌ها، شاید از دید آنها روزانه‌نویسی‌ها و روتین‌نویسی ها کسل کننده باشد!
    ز- مشتاقم من را با وبلاگ‌هایی آشنا کنی که مثلا در مورد مذهب، ورزش، سینما، تئاتر، سیاست، فلسفه و اندیشه، پزشکی مطالب دست اول نگارشی می‌نویسند. آیا می‌توانی در هر کدام از این رده‌ها چند وبلاگر خالص غیرژورنالیست معرفی کنی که وبلاگشان کپی‌پیستی نباشد و تکرار مکررات نباشد؟
    ح- راستش من همیشه آرزو دارم چند وبلاگ تمام ترجمه‌ای سیاسی در وبلاگستان بود که ده‌های مطلب جالب سیاسی روز را ترجمه کنند. آرزوی بزرگ‌تر من این بود که چند وبلاگ پزشکی تمام ترجمه‌ای می‌داشتیم که بتوانند کسری از ده‌ها خبر مهم پزشکی روز را ترجمه کنند.
    ایام عزت مستدام!

    جواب به این نظر

  7. زهرا ۱۳۸۷-۰۳-۱۰، ۹:۵۰ ب.ظ

    دکتر چند تا موضوع وجود دارد:
    اول اینکه حکم وبلاگهای دیگر منظورم انواعی هست که نام بردید اندازه حجم وبلاگهای آی تی نیستند و اینقدر چشم گیر نیستند.

    ضمن اینکه باید قبول کنیم حجم مطالب آی تی که کلا تولید می شوند خیلی بیشتر از انواع ادبی، سیاسی و یا پزشکی هستند

    مسئله دوم اینکه:
    من بازم تاکید میکنم من با نفس ترجمه مطالب انتخابی و یا بروز مشکلی ندارم یعنی هیچ کس مشکلی ندارد . مسئله تعدد ترجمه های تکراری از منابع مشخصیه که معلوم هستند.

    بارها شده من توی وبلاگهای آی تی مطالبی از سایتهای جدید ببینم و استفاده کنم اما اینکه به صورت مداوم مسابقه ای راه بیفته که کی مطلب مثلا گوگل ریدر رو سریعتر ترجمه کنه و یا چه میدونم همه به طور مشخص فلان مطلب لایف هکر رو در یک روز بذارن وبلاگشون اصلا ایده خوبی نیست…

    هیچ کس با تنوع مطالب مخالف نیست. اگه به قول شما کسی مطلبی نوشت و یا ترجمه کرد و باقی بهش لینک دادند که مسئله ای نیست… اما متاسفانه اینطور نیست…

    من با نفس اطلاع رسانی مشکلی ندارم. با تشابه مطالب و تکراری بودن اونها مشکلی دارم. هیچ کس بدش نمیاد وقتی گوگل ریدر رو باز کنه با مطالب متنوعی مواجه باشه نه اینکه به طور مشخصی اکثرا گیر داده باشن به فلان مطلب تک کرانچ…

    جواب به این نظر

  8. علیرضا ۱۳۸۷-۰۳-۱۰، ۹:۵۳ ب.ظ

    اسرار ما بعد البیانیه: دقت کنید اهم مطالب بیانیه این است:
    - به ترجمه و انتخاب هوشمندانه مطالب از بین صدها خبر روزانه هم می‌شود، محتواسازی گفت.
    - ترجمه ارزشمند است: حالا می‌خواهد هنری باشد، سیاسی یا ورزشی یا آی‌تی …
    - چرا گیر فقط به وبلاگ‌های آی‌تی. وبلاگ‌های دسته‌های دیگر به مراتب غیراورجینال‌نویس‌تر هستند.
    - دشواری و عدم صرف منطقی اوریجینال‌نویسی به خاطر نبود مشوق‌ در وبلاگستان ایران

    جواب به این نظر

  9. زهرا ۱۳۸۷-۰۳-۱۰، ۹:۵۶ ب.ظ

    :))
    - انتخاب هوشمندانه باید از بین منابع هوشمندانه صورت بگیرد و نه تکراری و در دسترس عموم
    - کسی با این جمله مخالفتی ندارد و در متن هم اشاره شده است!!!
    - چون حجم مطالب تولیدی آی تی زیاد است و همین طور آی تی نویسان چشم گیرتر هستن در همه جا در صدر هستند!!
    - همواره اینطوری نیست. مسئله به وقت گذاشتن بر میگردد. روشی که انتخاب شده یعنی ترجمه روش آسانی است!!
    :دی

    جواب به این نظر

  10. علیرضا ۱۳۸۷-۰۳-۱۰، ۹:۵۸ ب.ظ

    ملت اینجا کامنت می زارن یا خودشون وبلاگ می نویسن ؟ چه جوریاس ؟؟
    پی اس :‌من ریاضیاتم مشکل داره این پست رو دفعه سومه که می نویسم

    جواب به این نظر

  11. قارقارک ۱۳۸۷-۰۳-۱۰، ۱۰:۲۰ ب.ظ

    ما از جامعه پزشکی حمایت میکنیم حرف و نظرشان منطقی و مورد احترام است.
    ما وبلاگ لایف هکر را فقط میشناسیم که آن هم زبان نمیدانیم

    جواب به این نظر

  12. زهرا ۱۳۸۷-۰۳-۱۰، ۱۰:۲۴ ب.ظ

    تابلوئه که این بالایی هم آمپول زنه:))))))))

    جواب به این نظر

  13. ahmadi ۱۳۸۷-۰۳-۱۰، ۱۱:۰۷ ب.ظ

    salam
    shoma zyad hers nakhorid dorost mishe

    جواب به این نظر

  14. پدرام ۱۳۸۷-۰۳-۱۰، ۱۱:۱۹ ب.ظ

    در مورد موضوع اصلی :
    از قدیم گفتن علما : کپی برابر اصل نیست . اما یه شاعری هم گفته :
    می کند « صورت » تفاوت ورنه پیش اهل معنی
    هست یکسان « یای نستعلیق » با « یای شکسته » !
    مطلب پی نوشت بی ربط , نمی دونم چی داشت که منم دلم گرفت فکر کنم به خاطر بی ربط بودنش بود شایدم به خاطر با ربط بودنش ! بی خودی یاد این شعر زنده یاد فروغ افتادم گفتم اینجا بنویسمش :
    - روز یا شب ؟
    - نه , ای دوست غروبی ابدیست
    با دو کبوتر در باد
    چون دو تابوت سپید

    وصداهائی از دور , از آن دشت غریب ,
    بی ثبات و سرگردان همچون حرکت باد
    - سخنی باید گفت
    سخنی باید گفت

    دل من می خواهد با ظلمت جفت شود
    سخنی باید گفت
    چه فراموشی سنگینی
    سیبی از شاخه فرو می افتد

    جواب به این نظر

  15. ´°●¤◦( دزیره )◦¤●°` ۱۳۸۷-۰۳-۱۰، ۱۱:۴۲ ب.ظ

    اتفاقا من همین صاف و ساده نوشتنت رو خیلی دوست دارم و واسه همینم همیشه میام و می خونم

    به بقیه چیکار داری خواهر کار خودتو بکن :دی

    راستی راجع به ارشد به نظر منم خیلی بعیده!! والا من که یه دونه از دوستام هم توی اون سالن نبودن چه برسه انقد نزدیک باشن که بتونیم تقلب کنیم!
    ولی اگه واقعا تقلب کرده باشن حق شونه محروم بشن!!

    جواب به این نظر

  16. فائزه ۱۳۸۷-۰۳-۱۱، ۷:۳۱ ق.ظ

    زهرا غصه میخورم ها!
    مگه من تو پست قبلیت که کامنت گذاشتم بابت پست استاندارد دفع/کنترل رباتهای تحت وب ازت تشکر نکردم اون وقت میگی هیشکی!!! تحویل نگرفته؟
    یعنی من هیشکی ام؟ (اسمایلی غم و غصه و بی توجهی و دپرسی و قدم در راه خودکشی!!!)

    بعدم با این حال که تو من را دوست نداری!(:دی) اما بهت میگم بی خیال باش و حرص حرف بی منطق را نخور.

    جواب به این نظر

  17. مریم ۱۳۸۷-۰۳-۱۱، ۷:۵۳ ق.ظ

    خوب من با همه اون چیزایی که دکتر مجیدی گفت موافقم.حالا که من این وسط نه آی تی می نویسم نه کاره ای بیدم اما خیلی دوست دارم نظرمو به عنوان یه آدمی که مدت هاست داره مطالب همین آی تی نویس ها رو دنبال می کنه بگم.اول از همه واقعن خوشحال میشم یه مطلب رو که چند تا وبلاگ نویس تکرار کردن رو به من هم نشون بدی.من واقعن چنین چیزی ندیدم.شاید همگی به یه موضوع پرداختن اما واقعن هر کدوم سعی کردن به یه جنبه اون موضوع بپردازن.دوم اینکه تو کامنتمم گفتم بر فرض که چنین مطالبی تکراری باشن وقتی این مطالب چندین دفعه تکرار بشه باعث میشه جوه خوبی به وجود بیاد برای استفاده از این سرویس ها.من نمی دونم چرا بعضی ها در مقابل چنین جوی مقاومت می کنن.سوم در مورد ترجمه گفتی.لاقل من یکی چنین چیزی که تو میگی ندیدم.زهرا واقعن خودت یه بار سعی کن یه سرویس اینترنتی رو تو وبلاگت معرفی کنی یا اصلن یه مطلب علمی رو از روی یه متن انگلیسی بنویسی.محاله ممکنه به لینک ها و کامنت های اون مطلب سر نزنی و اون ها رو هم ترجمه نکنی.اگر دقت کنی بیشتر آی تی نویس ها برای هر مطلبشون لاقل دو سه تا منبع ذکر می کنن.و همون طور که دکتر مجیدی هم گفت این کار فقط ترجمه ۴ تا خط نیست.خلاقیت برای انتخاب موضوع و اینکه چه جوری نوشته بشه تا مخاطب رو جذب کنه و خیلی فاکتور های دیگه هم برای نوشتن یه مطلب در نظر گرفته بشه.پس دقت کن که اینکه بیای بدون توجه به این چیزا بگی ملت فقط بلدن ۴ تا مطلبو صاف ترجمه کنن و بذارن تو وبلاگشون و همشم تکراریه و …. خیلی خیلی بی انصافی کردی و کار تو هم کمتر از توهین به یه عده نیست.این رو هم اضافه کنم به جرات می تونم بگم وبلاگستان فارسی مدیون همین آی تی نویس ها و همین ترجمه های تکراری شونه.اگر همین ۴ تا ترجمه هم نبود ما می خواستیم مثلن این چیزا رو تو دانشگاهامون یاد بگیریم وقتی استادامون ته سواده اینترنتشیون استفاده از ایمیله؟!من فکر می کنم اگر تو راه حله بهتری برای آشنا کردن ملت به سرویس های اینترنتی سراغ داری اون راه حل رو ارائه بدی وگرنه زیر سوال بردن و زدن زیر همه چیز کار خیلی ساده ایه و همه هم می تونن این کارو بکنن.

    جواب به این نظر

  18. یک فتحی ۱۳۸۷-۰۳-۱۱، ۸:۱۳ ق.ظ

    زهرا خانم سلام. من هم بیام یک خورده دفاع کنم :)

    سوالی که برای من مطرح است این است که به صرف اینکه می فرمائید “چون حجم مطالب تولیدی آی تی زیاد است و همین طور آی تی نویسان چشم گیرتر هستن در همه جا در صدر هستند!! ” می شود گفت هر انتقادی به این گروه وارد است؟

    سوالات فرعی: چون حجم مطالب تولیدی آی تی زیاد است پس می شود به آنها ایرادی این چنین وارد کرد؟ معیار شما برای حجم مطالب بالا چیه؟ آیا نه این است که شما وبلاگهایی که می بینید آی تی نویس هستند و گذرتون به وبلاگهای مثلا سیاسی نمی افتد؟ فکر نمی کنید شما مثلا اگر یک سیاسی نویس بودید آن وقت می گفتید وبلاگهای سیاسی بیشترند! به هیچ عنوان نه می شود و نه اجازه داریم در بحثی از یک مقداری که خودمان می بینیم به عنوان واقعیت استباط کنیم.

    و همین طور آی تی نویسان چشم گیرتر هستن در همه جا در صدر هستند یعنی چون همه چشمگیر تر هستند می شود به جای انتقاد از یک سیستم رایج بین همه آن را به آی تی نویسان تعمیم داد.

    این سوالات من درباره بحثی بود که چرا آی تی نویسان؟

    در ثانی. این که دو وبلاگ آی تی دو مطلب یکسان را از یک جا ترجمه کنند که ساعتهاست دارید توی بوق و کنید طبق اصل نانوشته ای که دکتر گفت یک حرکت نامناسب است که هیچ وبلاگ نویسی دوست ندارد مرتکبش بشود. بعضی از اوقات این کار اتفاق می افتد اما اصلا چهره خوبی ندارد. این رو مثال می زنم چون فکر می کنم بدتون نیاد شما بحثش رو پیش بکشید:
    به مطلب انقلاب گوگل ریدری نگاه کنید. من و دکتر مجیدی هر دو نوشتیم. هر دو هم از یک منبع. اولا مطلب دکتر نیم ساعت بعد از مطلب من نوشته شد که طبیعی است دکتر حداقل دو ساعت روی آن وقت گذاشته. اولا ترجمه هر دو مون سعی شده بود بومی تر بشود تا برای کاربران ایرانی راحت تر برداشت بشود. دوما ترجمه هر دومون از یک خبر روی آی تی بود که وظیفه امون ایجاب می کند بنویسیم. سوما هر دو از یک منبعی نوشتیم که معمولا کاربر عام دنبالش نمی رود ولی مخاطب خاص هم توجه زیادی بهش ندارد.
    این شد یک مثال که بهتون نشون بدهم اگر دو مطلب همسان می بینید باز هم ممکن است به بدی که شما تصویر می کنید نباشد!

    در مورد جمله ای که گفتید: همواره اینطوری نیست. مسئله به وقت گذاشتن بر میگردد. روشی که انتخاب شده یعنی ترجمه روش آسانی است!!

    فکر می کنم خودتان هم نیازی نداشته باشید تا اشتباه بودن این حرفتون به بحث گذاشته بشود. برای اثبات به خودتون اگر دیدید نیاز است به بحثهای قبلی به کل وبلاگستان رجوع کنید. واقعا بعید بد بحث را به این حرف عجیب برسانید :)

    جواب به این نظر

  19. یک فتحی ۱۳۸۷-۰۳-۱۱، ۸:۳۰ ق.ظ

    راستی زهرا خانم. دوست ندارم این آخرین باری باشد که به وبلاگتون سر می زنم برای همین دفعه دیگر به دوست عزیز من آقای دکتر علیرضا مجیدی با لفظ آمپول زن اشاره کنید.

    هم خودت دوست عزیزم هستی و هم مطالبت رو دوست دارم اما نمی خواهم بکوبم بیام و توهین به دوستانم رو ببینم.

    قبول کن وقتی تو بر می گردی به دکتر مجیدی شغل شریف آمپول زنی رو منتصب میک نی خودت راه رو باز می کنی تا همه بهت فیدبک منفی ارائه بدهند.

    ماشالله یک دختر تحصیل کرده هستی. یک بار شوخی کردی دکتر به روی خودش نیاورد که ناراحت نشوی. دو بار شوخی کردی. سه بار شوخی کردی… مثل اینکه خوشت میاد به بقیه الفاظ نامناسب بدیا!

    اینا رو به عنوان یک دوست گفتم و گرنه اگر نمی خواهید و حرفم برایتون انقدر ارزش ندارد بفرمائید تا دیگر مزاحم شما و وبلاگتون نشوم.

    جواب به این نظر

  20. نسیم ۱۳۸۷-۰۳-۱۱، ۸:۴۴ ق.ظ

    بعضی ها مثل تیتان هستند حتی اکسید شون هم با ارزشه.

    بعضی ها هم مثل آهن هستند فقط به درد لای جرز دیوار میخورند.

    بعضی ها مثل آرگون بی خیال و بی اثرند ولی بعضی ها ی دیگه مثل سدیم خیلی فعال اند.

    بعضی ها مثل اکسیژن فقط تو فکر تخریب و اکسید کردن بقیه هستند یا مثل گوگرد باعث خوردگی میشن.

    البته هستند آدم هایی که مثل آلومینیوم سبک ولی در عین حال مقاومند .

    http://IT.Blogfa.com

    جواب به این نظر

  21. نسیم ۱۳۸۷-۰۳-۱۱، ۸:۴۷ ق.ظ

    آی ام ……. !!!!!!

    هیچ عشقی صادقانه‌تر از عشق به غذا نیست. «جرج برنارد شا»

    http://IT.Blogfa.com

    جواب به این نظر

  22. زهرا ۱۳۸۷-۰۳-۱۱، ۹:۱۰ ق.ظ

    به یک فتحی:
    بابا اون اصطلاح آمپول زن یک شوخیه. من نمیدونستم اینقدر ناراحت میشید اما بی منظور من این رو به کار میبرم. فکر نمیکنم خود دکتر هم ناراحت بشند
    ولی اگه اینطوره من از هر دوی شما عذر میخوام:-)

    جواب به این نظر

  23. یک فتحی ۱۳۸۷-۰۳-۱۱، ۹:۳۳ ق.ظ

    خواهش می کنم زهرا خانم. راستش من به شدت شما و دکتر مجیدی رو دوست دارم.
    دکتر مجیدی به علت اینکه با هم تقریبا توی همه زمینه ها افکارمون شبیه است و شما به خاطر اینکه اگر یک سری مطالب رو می نویسید فکر می کنم بهش اعتقاد دارید و مطالب رو برای یک منفعت خواص ( مثا هودر ) نمی نویسید.

    اما دکتر فکر می کنم ناراحت بشوند. هر چند شاید به روی خودشون نیاورند اما زیاد درست نیست بهشون این جوری بگوییم.

    در هر حال من معذرت می خواهم که انقدر جسورانه حرف زدم. شرمنده :)

    جواب به این نظر

  24. یک فتحی ۱۳۸۷-۰۳-۱۱، ۹:۳۳ ق.ظ

    خواهش می کنم زهرا خانم. راستش من به شدت شما و دکتر مجیدی رو دوست دارم.
    دکتر مجیدی به علت اینکه با هم تقریبا توی همه زمینه ها افکارمون شبیه است و شما به خاطر اینکه اگر یک سری مطالب رو می نویسید فکر می کنم بهش اعتقاد دارید و مطالب رو برای یک منفعت خواص ( مثا هودر ) نمی نویسید.

    اما دکتر فکر می کنم ناراحت بشوند. هر چند شاید به روی خودشون نیاورند اما زیاد درست نیست بهشون این جوری بگوییم.

    در هر حال من معذرت می خواهم که انقدر جسورانه حرف زدم. شرمنده :)

    اسمایلی بحث مختومه نیستا! به مافیای آی تی توهین می کنی. خونت حلاله :)

    جواب به این نظر

  25. صبا ۱۳۸۷-۰۳-۱۱، ۹:۳۸ ق.ظ

    سعی کن همیشه صاف و ساده بنویسی
    درست مثل حالا
    .
    .
    .
    در مورد اون دختر پسر هم بسیار متاسف شدم
    ولی تو این چند روزه خیلی ازاین موارد دیدم
    واقعا نمیدونم دلیلش چیه؟
    کاش لینکشو میذاشتی

    جواب به این نظر

  26. persianeyes ۱۳۸۷-۰۳-۱۱، ۹:۴۶ ق.ظ

    خب انگار تاریخ این بحث گذشته وگرنه در اون شرکت میکردم.
    فقط به طور خلاصه بگم که با نظرات دکتر مجیدی کاملا موافق هستم.

    جواب به این نظر

  27. م.ر.بهرامی ۱۳۸۷-۰۳-۱۱، ۱۰:۵۹ ق.ظ

    سلام و ادب؛
    سپاس از سر زدنهای گاه به گاه‌تان. برای هر آنکه می‌نویسد، هر خواننده‌ی فهیم، نعمت و موهبتی است.

    مگر می‌شود آی تی نوشت و مطلب ترجمه نباشد؟ ما که مصرف کننده ی این علم هستیم -و نه تولیدکننده- چگونه می‌توانیم از آنچه مال خودمان نیست، پیوسته محتوای مفید تولید کنیم؟

    جواب به این نظر

  28. مهرداد ۱۳۸۷-۰۳-۱۱، ۱۱:۰۷ ق.ظ

    الان میشه تو یه شاخه از آی تی پروفسور بود و در شاخه ای دیگه بیسواد. این بیسوادی کاملا نسبی ست. مثلا من با سالها تجربه برنامه نویسی سیستم ، خودم رو تو برنامه نویسی نت بیسواد میدونم و مثلا آقای مجیدی عزیز که هم در پزشکی سواد دارند و هم در مباحث وب شاید (میگم شاید چون نمیدونم) در زمینه های دیگه آی تی مثل رشته من ؛ سواد کمتری داشته باشند. ( به جناب مجیدی: باور کنید مثال زدم :) )

    اما با ترجمه خوب موافقم حتی اگه توسط چند نفر انجام بشه موافقترم چون اینطوری مطلب کاملتر میشه ولی نه با کپی پیست!

    جواب به این نظر

  29. ماتیلدا ۱۳۸۷-۰۳-۱۱، ۱۲:۲۱ ب.ظ

    سلام زهرا
    می خوام بگم می فهمم چی می گی. ولی همیشه از این لحن ساده و صریح و راحتت خوشم مومد و اگه بخوام صادق باشم می گم فقط واسه همینه که سالهاس نوشته هاتو می خونم. ولی منم مث تو حس می کنم فضای ایران ناخودآگاه آدمو می بره به سمت خودسانسوری. گرایشی تو فضای جامعه ی ما هست که دوس داره همه رو مث هم کنه و چیزای جدید و صادق و صریح رو بر نمی تابه. اینو حتا می شه تو ادیباتمونم به خوبی دید. این همه صنایع ادبی و کنایه و ایهام و استعاره و تلمیح و… یعنی حرفتو تو لفافه بپوشون و تا جایی که می تونی منظورتو بپیچون. ما ایرانا شخصیتای پیچیده ای داریم به قول یه شرق شناس مث نقش و نگار فرشامون پیچیده و درهم تنیده ایم. وقتی صریح و صادق حرف می زنیم بهمون حمله می شه چون ظرفیت شنیدن یه چیز صاف و پوست کنده رو نداریم. حتما باید حرفو پشت یه سری بازی های کلامی بپیچونیم تا مقبول شنیدن باشه! حتا اگه پشتش هیچ مفهومی هم نخوابیده باشه! به قول نیچه: اگه می خوای عمق برکه تو نفهمن گل آلودش کن!
    ولی تو راحت بنویس. حیفه. من میام می خونم.

    جواب به این نظر

  30. علی ۱۳۸۷-۰۳-۱۱، ۱۲:۲۸ ب.ظ

    سلام،

    یه مدتی هست که این وبلاگ خیلی یه جوری شده، دیگه مثل قدیما نیست، خصوصا از وقتی که شکل و شمایلش عوض شده! یه کم آدم احساس غریبی می کنه!

    جواب به این نظر

  31. هانی (مامان ۲کیا) ۱۳۸۷-۰۳-۱۱، ۲:۲۲ ب.ظ

    صادق بودن در گفتار و نوشتار بهترینه
    نوشته های رو راستت بهترینه

    جواب به این نظر

  32. یلی شریعتی میگویید ۱۳۸۷-۰۳-۱۱، ۲:۳۵ ب.ظ

    زندگی عقیده و جهاد است-خلاصه می خواستم بگم برای عقیده جهاد کنید حتی اگر کسی تحویل نگیرد.God bless you

    جواب به این نظر

  33. ©Mersoft® ۱۳۸۷-۰۳-۱۱، ۲:۳۵ ب.ظ

    خیلی جلوی خودمو گرفتم که تو این پست نظر ندم چون بعضی حرفارو نمیشه اینجا گفت خودمم وقت ندارم برم سایت تاسیس کنم……
    پایین بودن سطح دانش آی تی در وبلاگستان (و حتی در کل جامعه) ریشه به وجود اومدن همچین سایتهائیه.
    البته اسم مافیای آی تی واسه اینا زیادی بزرگه چون تنها کاری که بلدن اینه که یه مطلب درجه ۳ ترجمه/ کپی کنن یا یه نرم فزار با معرفی بذارن واسه دانلود به عنوان مثال یکی دو ماهی میشه که اعصاب همرو با فایرفاکس۳ له کردن.
    در نهایتم به ضرر آی تی ایران تموم میشه چون افرادی که واقعا تو این زمینه اطلاعات دارن انگیزه نوشتن و فضای گسترش مطلب نخواهند داشت.

    جواب به این نظر

  34. علی شریعتی میگویید ۱۳۸۷-۰۳-۱۱، ۲:۳۶ ب.ظ

    هاشمی بدون روتوش:اخیرا کتاب “هاشمی بدون روتوش”که گفتگوهای صادق زیبا کلام با هاشمی رفسنجانی است به چاپ رسیده است.من کتاب را خریدم و مطالعه کردم.من شخصا در گذشته هیچ نظر مثبتی به هاشمی نداشتم حتی شکست او در انتخابات ریاست جمهوری مرا خوشحال هم کرد.بالاخره امثال من در زمانی تدریجا با فضای سیاسی کشور اشنا شدند که انتقادات گسترده دوم خردادی ها نظیر اکبر گنجی صورت می گرفت و هاشمی( امیر کبیرسابق- سردار سازندگی) به “آقاسی”(درانتخابات مجلس ششم) تبدیل شد.این کتاب مجموعه مصاحبه در طی سال های ۷۹ تا ۸۳ است.جالب ترین نکته کتاب سوالات زیبا کلام است.او خیلی از مسایل خط قرمز را بیان کرده است مثلا ۱)خیلی از روحانیون قبل از انقلاب اساسا بدنبال تشکیل حکومت اسلامی نبودند(مثل بروجردی و خویی) ۲)امام خمینی یکدنده بوده(دقیقا با همین لفظ) و ژست ضد امریکایی برای او از منافع ملی مهم تر بوده ۳)ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر ۴)ارتباط با امریکا و به رسمیت شناختن اسراییل!! ۵)قتل های زنجیره ای ۶)مساله ولایت فقیه و شورای رهبری ۷)نهضت ازادی و …البته خیلی از سوالات به نظر پاسخ دقیق و کامل داده نمی شوند ولی به طور کلی این کتاب نظر ادم نسبت به هاشمی را تغییر می دهد و به نظرم هاشمی انقدر هم که برخی از دوم خردادیها می گفتند ادم بدی نیست در ضمن ادم ملایم و میانه روی به نظر می اید.در جایی از کتاب هاشمی می گوید با اینکه خانم ها کت شلوار یا کت دامن بپوشند موافق هستم در ضمن رنگ پوشش نیز ازاد باشد و در دبستانهای دخترانه حجاب برداشته شود چرا که انها به سن تکلیف نرسیده اند.به طور کلی به نظرم کتاب جالبی است.نشر روزنه ان را چاپ کرده است.

    جواب به این نظر

  35. مهزیار NAP Team ۱۳۸۷-۰۳-۱۱، ۲:۵۶ ب.ظ

    سلام زهرا خانم

    نظر لطفتونه ممنون سایت شما هم پر از مطالب مفید است.

    جواب به این نظر

  36. ©Mersoft® ۱۳۸۷-۰۳-۱۱، ۳:۰۷ ب.ظ

    از مقایسه تعداد نظرات پست robots.txt با سایر مطالب این صفحه که موضوشون آی تی نیست میشه نتیجه گرفت که “مطالب تالیفی و تخصصی حوزه ی آی تی چندان طرفدار ندارن” حالا اگه به جای توضیح عملکرد فایل robots.txt یه نرم افزار معرفی میکردی میدونی این پست چندتا نظر داشت؟؟؟
    اینطوری میشه که به قول زهرا خانوم آمپول زن آی تی نویس به وجود میاد.

    جواب به این نظر

  37. صادق ۱۳۸۷-۰۳-۱۱، ۳:۲۳ ب.ظ

    بدون شک در پشت پرده این قضایا هم مافیای وبلاگستان دست داره.

    جواب به این نظر

  38. ©Mersoft® ۱۳۸۷-۰۳-۱۱، ۳:۵۳ ب.ظ

    الان رفتم نون بگیرم؛ دلم نیومد شما از مکالمه ی بین من و نانوای محلمون بی نصیب باشین.

    من: سلام صمد آقا خسته نباشید لطف میکنید چنتا نون بهم بدید
    صمد آقا: علیک سلام آقا محمد خواهش میکنم بفرمائید
    ( در حین اینکه نون هارو از داخل تنور پرت میکرد روی پیشخون بهم گفت: )
    صمد آقا: ببخشیدا آقا مهندس فرق وب۲ و وب۱ چیه؟
    ( منم چنتا از تفاوتهای این دوتارو واسش توضیح دادم بعدش گفتم: )
    من: حالا اینو واسه چی پرسیدین؟
    صمد آقا: از شما چه پنهون میخوام یه سایت بزنم بچها میگن خیلی زود معروف میشه و میترکونه
    من: اونوقت راجع به چی میخواین بنویسین اصلا وقتشو دارین؟
    صمد آقا: ای بابا کجای کاری وقت نمیخواد که ؛ شبا که میرم خونه مطالبی رو که ملت دوست دارن و کلا طرفدار داره از سایتهای دیگه کپی میکنم تو سایت خودم اگرم اینگیلیش باشه میدم دخترم واسم ترجمه میکنه؛ گاهی هم یه نرم افزاری چیزی معرفی میکنم خدا بزرگه
    ( نونارو برداشتمو پولشو دادم وقتی داشتم خداحافظی میکردم ازش پرسیدم: )
    من: حالا اسم سایتتونو چی میخواید بذارید؟
    صمد آقا: “یک نانوا”

    جواب به این نظر

  39. صبا ۱۳۸۷-۰۳-۱۲، ۸:۴۴ ق.ظ

  40. توقیف ۱۳۸۷-۰۹-۱۸، ۲:۳۳ ب.ظ

    دوست عزیزم سلام؛ وبلاگ جالبی داری… از تو دعوت می کنم از وبلاگ من که به صورت آزمایشی راه اندازی شده دیدن کنی و نظرت را در مورد آن بگویی.
    http://www.toghif.mihanblog.com

    جواب به این نظر

  41. محمد ۱۳۸۸-۰۱-۷، ۶:۳۵ ب.ظ

    سلام عیدت مبارک وبلاگت عالیه اگه عشقت کشید به وبلاگ ما هم سر بزن

    راستی میدونستی اسم دختری که عاشقشم زهراست هم اسم تو ولی خیلی نامرد تازگی ها با یکی دیگه نامزد کرده هر چقدر هم می خوام فراموشش کنم نمی شه تو قلبم ریشه زده , می خوام در موردش وبلاگ بنویسم ولی هنوز تصمیم قطعی نگرفتم یه نظر تو وبلاگم بنویس و بگو چکار کنم

    نظرتو خصوصی بنویس برام

    ممنون

    جواب به این نظر

نظر شما