۱۳۸۷-۰۳-۲۱
و این مهندسان بیچاره…
* فایرفاکس علاوه بر سرچ با بعضی چیزای دیگه هم مشکل داره. یه نمونه اش همین ادیتور وردپرسه. اکثر مواقع ادیتور رو کامل لود نمیکنه! بگذریم، ما که دیگر جرات نمی کنیم راجع به فایرفاکس بد بگیم چون ظاهرا لابیش در داخل ایران هم قویه:) عجالتا دانلود کنید تا رکورد شکنی گینس انجام شود و این چیزا :دی
* امروز یه ماموریت کاری داشتیم برای ایرنا خبرگزاری دولتی ایران. بماند که من تا حالا فکر میکردم ایسنا خبرگزاری رسمی ایران هست:) تازه امروز فهمیدم که ایسنا دانشجویی هست و ایرنا رسمیشه. اینم یکی دیگر از از شاهکارهای خانم مهننس اچ بی هست:))
توی راه با راننده مرکز کلی راجع به امور مختلف صحبت کردیم. البته خوب خود راننده بیشتر صحبت میکرد و ما بیشتر گوش میکردیم. نرسیده به دوراهی یوسف آباد یک عدد Camry خفن دیدیم که راننده محترم عین آب خوردن فرمودن یه دونه از اینا رو بگیرین دیگه. وقتی با تعجب کثیرمان روبرو شدند فرموندن «شما مهندسا که خیلی خوش به حالتونه. خریدن کمری که واسه تون کاری نداره. تازه اونجام که کار می کنین وضعتون خیلی خوبه! من که در حد یک آبدارچی هسیتم پژو دارم!!!»
بعد در ادامه حرفاشونم بازم چیزهایی گفتند که کلا داغ دلمان تازه شد.
دیسکلیمیر:
نوشتن این مطلب به معنای این نیست که نویسنده همه این مشکلات رو یکجا داره و داره غر میزنه. بلکه این مجموعه ای از درددل هایی هست که جمع بندی شده. من واقعا از رشته ام راضیم و اگه یکبار دیگه هم دنیا بیام بازم همین رشته رو انتخاب میکنم:)
واقعیت اینه که ما مهندسا بدبختی مون در همین یک جمله است: توش خودمون رو کشته بیرونش مردم رو!!!
همه و یا اکثر مردم فقط این بخشیش رو میبینن که میگن مهندسی کلاس داره. مهندسا کلاس میذارن در حالیکه واقعیت و اون چیزی که در درون قضیه هست عین بیچارگی هست تا کلاس و افه!!! از کجا شروع کنم؟
* مهمترین دغدغه تفاوت فاحش بین سیستم آموزشی و مطالبات بازار کار هست! متاسفانه سیستم آموزشی ما فرسوده است و اصلا به روز نیست. یا حداقل اونقدر که باید به روز نیست. من سوال می پرسم از شما: کدامیک از ماها عین چیزهایی رو که در دانشگاه آموختیم، حالا توی محیطهای کاری بهش نیاز هست؟! آیا آموخته های ما با تخصص های رایج در محیطهای کاری بهم خیلی ربط دارند؟ آیا خیلی از ماها تخصصهای شغلی مون رو به صورت تجربی بدست نیاوردیم؟! چقدر زحمت کشیدیم تا با سیستمهای کاری درپیت خودمون رو وفق بدیم؟! متاسفانه سطح آموزشی دانشگاه های ما طوری هست که خیلی برتر از محیط های کاریه. اصلا وقتی وارد محیطهای کاری میشید و بروکراسی موجود رو میبینین تازه می فهمید باید عین آدمهای معمولی فکر کنید و مدرک مهندسی به دردی نمیخوره!!!
* دومین نکته اینه که همیشه و در واقع همیشه یک مهندس هست که مقصره! اکثر مدیران در محیط های کاری وقتی مشکلی پیش میاد، از اونجائیکه فکر میکنن طبیعتا مهندسی باید مسئولیت رو به عهده بگیره مشکل رو میندازن گردن مهندس مظلوم! یعنی این جمله رو خاطرتون باشه: همیشه یک مهندس هست که مقصره!!!
* سومین نکته مبحث درآمدهاست. قبول کنید که ریاضی فیزیک سخت ترین رشته در دبیرستان هست. همین طور رشته های مهندسی دارای دروسی هستند که واقعا سخته. حجم آزمایشگاهها و دروس عملی و پروژه ای رشته های مهندسی خیلی بیشتره. به عبارتی دیگر خیلی از دروس ماها مملو از پروژه هاست و بچه های مهندسی در اکثر روزهای دانشجویی شون دارن با انواع و اقسام پروژه ها سر و کله میزنن. شما اینهمه زحمت می کشید ولی وقتی وارد بازار کار می شید با چی روبرو می شید؟!
* نکته چهارم محیطهای شغلی یا فضاهای کاری است. متاسفانه خیلی از فضاهای کاری موجود اصلا برای یک مهندس مناسب نیستند اما به دلایل شغلی خیلی از مواقع ناگزیر میشید اونها رو بپذیرید. از طرفی ایجاد شرکت و شغل هم دردسرهای فراوان خاص خودش رو داره. خیلی از رشته های مهندسی، دارای شماره نظام مهندسی نیستند حتی!!!
* قوانین شغلی: مهندسان بیشتر دید کاربرد گرایی دارند تا دست و پا بسته. اگه یک پروژه ای را به مهندسی بدید اون بیشتر به جنبه عملیاتی و کاربردی قضیه فکر میکنه تا جنبه های تئوری و سر و کار داشتن با قوانین عجیب و غریب محیط های کاری که خیلی از مواقع سر و کله زدن با اونها فرد رو خسته میکنه.
* دید آکادمیک. خواهش میکنم این بخش رو به حساب کلاس و اینها نگذارید. واقعیت اینه که رشته های مهندسی کمی دید فرد رو متمایز می کنند… نمیتونم تعریف دقیقی از این تمایز ارائه بدم. کلا محیط دانشکده های مهندسی، آزمایشگاهها، پروژه ها و اینها باعث میشه فرد ناخودآگاه تغییر کنه و اشل فکریش متفاوت بشه. متاسفانه خیلی ها اینو به پای کلاس گذاشتن میدونن در حالیکه تبدیل به یک خصیصه ذاتی شده و اصلا من معتقدم یک مهندس واقعی هیچ وقت کلاس نمیذاره بلکه اون چیزی که هست رو ارائه میده.
* همه فن حریف! همه انتظار دارند مهندس ها همه کاری بلد باشن. از عیب یابی و رفع اشکال گرفته تا راه حل دادن و در موردش گزارش نوشتن و ارائه کردن و سخنرانی دادن و نوشتن مقاله و درست کردن پیچ و مهره و …
در حالیکه خوب مهندسام یه آدمایی مثل بقیه هستند و مطمئنا همه کاریو بلد نیتسند. اگه گزارش رو درست ننویسی میگن چه مهندسی هستی تو. اگه بلد نباشی تلویزیون رو تعمیر کنی میگن کجا مهندسیتو گرفتی و …
* ورود دیگران به امورات مهندسی. این بخش را به دلایلی نظیر ترس از قتلهای زنجیره ای و اینا همین جوری الکی سانسور می کنیم. eee همین الان یه مریض اومد. صبر کنید برم آمپولش رو بزنم بعدا میام ادامه میدم:دی
* و در پایان اینکه همه انتظار دارند این مهندسان بدبخت تویوتا Camery سوار شوند! بدانید و آگاه باشید که این مهندسان بیچاره حتی قادر نیستند فولکس واگن و یا پیکان بخرند. تویوتا و ماکزیما پیش کشتان!!!

