۱۳۸۷-۰۳-۳
عشقهای فوتبالی + تعدد روابط عشقی
* من: علی این عینک دودی جدید بهم میاد؟! ![]()
- داداشم: ( در حالیکه دستاشو برده زیر چونه اش و تظاهر میکنه داره فکر میکنه) آره خیلی بهت میاد ولی صبر کن قیافت خیلی به نظرم آشنا میاد؟![]()
- من: (با ذوق و شوق تمام که الان با این عینک دودی فانتزی شبیه یه ستاره هالیوودی بالیوودی چیزی شدم) وااای جدی؟ شبیه کی شدم اینطوری؟
- داداشم: آهااا یافتم. تو همون یاروهه نیستی که یک ساعت پیش تو برنامه راز بقای شبکه ۴ یه نارگیل دستش بود و از این درخت به اون درخت می پرید؟![]()
- من:
–>
–>
–>![]()
* الان آخر هفته ای هستیم که از نظر فوتبالی برای من سنگ تموم گذاشته شده:) چون شروعش قهرمانی پرسپولیس بود و پایانشم قهرمانی منچستر. الان بهترین فرصته که راجع به ترتیب عشقهای فوتبالیم بنویسم:
۱- ملی: آرژانتین (جانشین ایتالیا)
۲- باشگاهی: منچستر (جانشین بارسا)
۳- داخلی: پرسپولیس (جانشین ملوان. بالاخره اصلیتم گیلانیم دیگه)
حال میرسیم به توصیف:
واضحه که اولین عشق من آرژانتین هست یعنی اگه آرژانتین با هر تیم دیگه ای در دنیا بازی داشته باشه من طرفدار آرژانتین هستم:) حتی اگه تیم حریف پرسپولیس یا منچستر باشه :دی همین طورم اگه آرژانتین و ایتالیا بازی داشته باشن، من طرفدار آرژانتینم.
در باقی موارد هم به همین ترتیب هست. مثلا بین منچستر و بارسا، منچستر باید برنده بشه. در مورد پرسپولیس هم به همین ترتیب.
حالا نمینویسیم از کدوم تیمها بدمون میاد که طرفدارانشون ناراحت نشن. ولی یقین بدونین که برزیل و فرانسه به ترتیب جز اولین تیمهایی هستند که من ازشون متنفرم :دی
* یه مطلبی خیلی وقته که ذهن منو مشغول کرده… اونم راجع به تعدد روابط عشقی بین بعضی از خانومهاست. با توجه به اینکه حجم وبلاگهای روزمره زیاده و بیشترین نوع وبلاگهایی که من میخونم وبلاگهای روزمره خانوماست بیشتر این مطلب به ذهنم میرسه…
واضحه که برای ما خانومها در یک رابطه، بعد عاطفی قضیه و استحکام رابطه از همه چی مهمتره. یعنی به صورت پیشفرض، اگه به یک خانم یک فرد کاملا جذاب رو معرفی کنین و بهش بگین فقط برای چند ماه در اختیار شماست و بعدش خداحافظ، هیچگاه وارد چنین رابطه ای نخواهد شد چون مطمئنه به عواقب و دردسرها و افسردگیهای بعدش نخواهد ارزید.
با همه این تفاسیر خیلی از مواقع با خوندن وبلاگای بعضی از دخترا متعجب میشم که اینا چطور پای در رابطه ای میذارن که تقریبا از همون اول، آخرش معلومه… و نکته جالبتر اینکه بعد از بهم خوردن هر کدوم از روابط دوستیشون چندین پست غم انگیز مینویسن (طوریکه آدم واقعا دلش میسوزه، چون اعتراف به شکست در یک رابطه عشقی برای یک خانم خیلی کار سختیه و میشه درک کرد که فرد الان تحت چه فشار روحیه شدیدی هست که این رو به عنوان درددل مطرح کرده و سختتر از اون برای ما خانومها اینه که احساس کنیم خواستنی نیستیم یعنی توسط کسی طرد شدیم. خواستم روراست باشم اینو نوشتم و سوم اینکه ما خانمها خوب بلدیم همدیگه رو جای هم بذاریم و دردهامون رو درک کنیم) و بعد از یه مدت دوباره شروع میکنن به تعریف از فرد جدیدی که توی زندگیشون پیدا شده و دوباره عاشقش میشن و از این یکی جور دیگه ای تعریف میکنن و دوباره بعد از یه مدت…
به نظر من با کمی شناخت روی فرد و بررسی تاریخچه زندگیش، هدف از آشناییش، نوع آشناییس، سوابق روابطش میشه فهمید آیا این فرد در یک رابطه فرد مسئولیت پذیری هست یا نه؟ و آیا میشه برای یک زندگی بهش اعتماد کرد یا نه؟
من همیشه فکر میکنم به صورت دیفالت برای ما خانومها وفاداری خیلی مهمه. همین طور پشتگرمی در یک رابطه. منظورم اینه که تا مطمئن نشیم این فرد از جهات زیادی قابل اعتماد و اتکا هست و کسی نیست که چند ماه یا سال دیگه ما رو به امون خدا ول کنه و به عبارتی مسئولیت پذیر نیست، اصلا مایل به ایجاد رابطه نیستیم. فکر میکنم کاملا بر خلاف آقایون ما خانومها خیلی سخت و دیر دل میبندیم و برای همین دوام برامون خیلی مهمه… آقایون در این زمینه تنوع طلب تر هستند. ولی به صورت پیشفرض یک خانومی هیچوقت چنین تنوع طلبی ای براش جذابیتی نداره.
به نظر من، این صفت به معنای ضعیف بودن شخصیت زن و وابسته بودنش نیست. فقط این رو بیشتر میرسونه که زنها وفادارتر و پایبندتر هستند و اگه واقعا به کسی دل ببندند و کسی پیدا بشه که شرایط معنوی ذهنی اونها رو داشته باشه، کمتر اهل خیانت هستند و واقعا دلشون نمیخواد این رابطه بهم بخوره. منظورم از شرایط معنوی ذهنی بیشتر صفات مربوط به شخصیت فرد مقابل هست و اینکه جذابیتهای ظاهری همیشه اولویت های پائین تر و کم اهمیت تر هستند.
* پی نوشت ها - مهم:)
پ.ن ۱: توجه کنین که هیچکدام از پاراگرافهای بالا به این معنی نیست که همه بیکار بشینن و منتظر شاهزاده ای سوار بر اسب سفید ها!!! نه من میگم آدم باید فرصت شناس باشه و موقعیت های مناسب برای ازدواج رو بسنجه و حتما روشون بررسی کافی انجام بده اما این به معنی افتادن توی دام روابط عشقی متعدد و برقراری رابطه فیزیکی و روحی شدید و وابستگی های اینطوری نیست…
پ.ن۲: منظور من از دیفالت و یا پیشفرض واکنش اولیه و طبیعی یک خانم هست. ضمن اینکه هیچ اصراری ندارم این یه حکم کلیه. از نظر احساسی بیشتر نظر شخصی خودمو گفتم…
پ.ن۳: به خدا قسم این مطلب و لینکی که از خانم شین آوردم، ادامه بحثهای تن نویسی و این حرفها نیست. صرفا اون متن و پاراگرافش مستقل از هر دلیلی که اون موقع داشتن، توجه من رو جلب کرد.
* یه مطلبی هم الان از آرشیو خانم شین دیدم که مرتبط با پاراگراف بالایی اومد:
آمیزش جن.سی انسان همواره بیش از مسائل جن.سی صرف است. تا آن جا که این عمل به عنوان بیان فیزیکی چیزی ماورای مسائل جن.سی است، بیان فیزیکی عشق.
تصاحب شخصیت انحصاری یک فرد مورد علاقه به طور قابل درکی موجب رابطه جن.سی فقط با یک شخص می شود. در این صورت همبستر به هیچ عنوان قابل معاوضه و مبادله نیست. برعکس کسی که نمی تواند عشق بورزد به هرج و مرج جن.سی کشیده خواهد شد. چون تنها رابطه جن.سی که نهفته در عشق است می تواند ارزشمند و ارضا کننده باشد. کیفیت زندگی جن.سی شخصی که در هرج و مرج جن.سی غرق شده ضعیف خواهد بود. جای تعجب نیست که او سعی کند فقدان کیفیت را با کمیت جبران کند. این امر نیز به نوبه خود نیازمند تحریک بیشتر و شدیدتری است…
* آخی چه بامزه:) من تازه برچسب گذاشتن روی مطالب رو فرا گرفتم ![]()

