۱۳۸۷-۰۳-۱۶
خانواده هرکسی براش مقدسن
*خوب ما رسیدیم شمال جاتون خالی ناهار سبزی پلوئی داشتیم با ماهی. ولی به جان خودم کله ماهی رو دور انداخته بودیم. من نمی فهمم چرا میگن رشتی ها کله ماهی خور هستند! کلا نرسیده به کله ماهی تلخه چه برسه به کله اش:دی
* یه چیزی: اگه از روی اون پست گوشی فکر کردید من مایه دارم باید بگم سخت واساسی در اشتباهید. مطمئنا مفلس ترین فرد این وبلاگستان منم اصلا درش شک نکنید. این اعترافنامه رو نوشتم بلکه یه سری از فحش دادن دست بردارند و دیگه به من یا خونوادم فحش ندن. خیلی دلم میخواست این پاراگراف رو گسترش بدم اما از تنشهای احتمالیش میترسم. فقط یک خواهش دوستانه:
پدر، مادر، برادرها و خواهرها و به طور کلی، خانواده هر شخصی خیلی خیلی براش مقدس هستند و شما وقتی به همین راحتی به اونها فحش میدید گاهی اوقات فرد رو از وبلاگنویسی پشیمان می کنید. اگه شما مثلا با منه نوعی مشکل دارید لطفا فقط و فقط به خودم فحش بدید. مطمئنا وقتی به من فحش میدید من ناراحت میشم و دلم می شکنه ولی وقتی به همین راحتی چه میدونم به پدر و یا مادرم فحش میدید، باور کنید برای لحظاتی آدم از زنده بودنش هم پشیمون میشه… به خصوص برای منی که از خونوادم دورم خیلی سخته… تازه اونها گناهی ندارن ازاینکه من مطلبی نوشتم که به مذاق شما خوش نیومده. اونا بیخبرن به خدا گناه داره… خواهش میکنم اینو رعایت کنین لطفا خیلی مهمه…
* یه چیز دیگه ای هم که منو ناراحت میکنه برخی از کلمات سرچی هستند که طرف اونها رو سرچ میکنه و توش کلمه مادر ویا مامان هست…
ای کاش روم میشد اصطلاحاتی که اینطور هستند رو بذارم تایتل این مطلب تا وقتی کسی سرچ میکنه بیاد این مطلب رو بخونه و شاید پشیمون بشه…
خیلی دلم میخواد بدونم طرف کی ویا چی هست که یه کلمه جن.سی رو میذاره کنار کلمه مامان و در گوگل سرچ میکنه، یعنی همچین آدمی میخواد به چی برسه؟ یعنی چه نتیجه ای مد نظرش هست؟ و اصلا چرا همچین چیزیو سرچ میکنه؟ تو روخدا نکنید اینکارو. مادر و یا مامان خیلی خیلی مقدستر از این حرفا هستند که دنبال …… باشید. یعنی چقدر با مادرتون مشکل دارید که اینقدر بیرحمانه سرچ میکنین. کاش میتونستم واضحتر اینو بگم ولی واقعا نمیشه… فقط اینکه گاهی اوقات که داشبردم رو نگاه میکنم و اصطلاحات اینطوری رو میبینم خیلی خیلی متاسف میشم
* خوب از اونجائیکه این روزها هر وبلاگی میریم راجع به جشن ۲۳ خرداد در پرشین بلاگ نوشته گفتیم ما هم بنویسیم که از مد روز عقب نیفتیم!
همونطور که گمانه زنیها پیش بینی کرده بودند، اتفاق افتاد زیرا جناب یک فتحی در یک محفل غیر رسمی (در کامنتدونی وبلاگ گیلاس) نوشته اند که بهشون خبر داده شده اینا اول تا سومند:
یک پزشک (نفر اول)، یک فتحی (نفردوم) و ویولت (نفر سوم)
جایزه های شونم که ایناست
دوتای اول که معلوم الحال آی تیند و از روزهای آغازین مسابقه هم معلوم بود چند نفر اول صد در صد عضو آی تی نویسانند. نفر سوم چون خانومه و وبلاگشم دوست داریم انتخابش رو هم تائید میکنیم:دی هرچند ایشونم صداش در پادکست نوروزی دکتر مجیدی بود و ممکنه عضو مخفی باشند:دی مطمئن باشید از نفر ۴ تا حداقل ۹۹ هم باقی عضو مافیای آی تی هستند. ما که اصلا بخیل نیستیم به مولا. ولی این مافیا همه چیز رو داره وتو میکنه :دی
اینها اصل خبر بود و حالا میرسیم به حاشیه مراسم:
همونطور که میدونین از باقی ملت شهیدپرور و همیشه در صحنه وبلاگستان خواسته شده در مراسم به عنوان سیاهی لشکر مشوق حضور بهمرسانند. هرچند گفتن به صد نفر اول خبر دادن اما این تعدادی که من خبر دارم اقلا هزارنفری میشند:)
از اونجائیکه ویدا این روزها داره یارگیری میکنه برای رفتن به مراسم منم به سرم زده که با یک چهره گریم شده و تغییر داده شده پاشم برم مراسم یه گوشه ای عین بچه آدم بشینم و چیپس سرکه نمکیم رو بخورم و زاغ سیاه ملت روچوبکاری کنم:دی مطمئنا منو که صدا نمیکنن چون من قبلا پیکان جوانانمو کادو شده گرفتم.
از طرفی شنیدم امسال قراره برای برندگان رد کارپت پهن کنند و مشاهیر برنده از اونجا طی طریق کنند واین حرفا. از طرفی دیگر گزارشها حاکی از اینه که امسال عادل فردوسی پور مجری برنامه است وهمگان منتظرن که بگه “چه میکنه فلان وبلاگ”. دیگه وقتی کمانگیر در توئیتر اعلام میکنه به خاطر این مراسم میاد ایران، بنده وشما چرا نریم؟=)) همین دیگه کلا سعی کنید جف جفت بیاین که حال وهوای مراسم هم روحانی بشه!!!
* طبق معمول هر باری که میرم شمال و برمیگردم حتما باید راجع به نفر کناریم صوبت کنم تا ناکام از دنیا نرم.
این بار نفر کناری من یک خانوم پرستار جوان بود که اصلا آدم خوش سفری محسوب نمی شد ولی حرفهای جذذذابی برای گفتن داشت. خوش سفر نبود چون به چیپس و پفک و کرانچی خوردن من ایراد میگرفت و میگفت برای سلامتی ضرر دارند و مثل سم هستند و این حرفها. راستش من فکر میکنم آدم باید توی مسافرت فقط هله هوله بخوره که بهش بچسبه.
این خانومه از اول تا آخر سفر پشت سر دکترها حرف زد و بس و البته ما هم در برخی از جاها حرفشون رو تائید کردیم و (توی دلمون) اضافه کردیم که بعله! در وبلاگستان خودمون هم این اطبا هستند که آی تی نویسی میکنن و دارند مهندسان رو از نون خوردن میندازن=))
راستش در ادامه چیزهایی نوشته بودیم که به درد نمیخوردند وبنابراین سانسور کردیم:دی خلاصش این بود که این خانم زن دوم یک دکتر ۴۱ ساله ای بودند که تاکنون ۴ بار ازدواج کرده اند! و البته کماکان اشتهای روابط جدید دارند که دیدیم توضیح مفصل ماجرا ممکنه زشت باشه دیلیتش کردیم:دی

