هر دو به یک اندازه مقصرند!

* ما نمونه رسوایی های اخلاقی رو در مورد سیاستمداران و یا افراد برجسته یک مجموعه دولتی کشورها زیاد می شنویم که معمولا بازتاب های گسترده ای هم دارن! اما من هیچ وقت به ذهنم نمیرسه که همه چیز در همون حدی هست که بازتاب داده میشه و پشتش چیزی وجود نداره! اگه کسی یک دید باز سیاسی داشته باشه، به همین راحتی شروع نمی کنه به محکوم کردن این و یا مظلوم کردن اون!
 
* همیشه حواستون به افراد ضعیف مجموعه تون باشه! اینگونه افراد بالاخره یک جای کار گند خواهند زد و کل مجموعه شما رو زیر سوال خواهند برد! به خصوص در سطوح بالاتر باید همیشه حواستون به کلیه کارمندان رده بالاتون باشه. اونها رو زیر نظر بگیرید! گاهی اوقات اهمال از حماقت های برخی از افراد، منجر به آبرو ریزی هایی خواهد شد که هیچ طوری نمیشه جمعش کرد! یکی از نمونه هاش همین ماجرای اخیر دانشگاه زنجان هست! من حقیقتش از لینک مستقیم به اون فیلم کذایی معذورم اما مطمئنم که دیگه همه تون تا حالا دیدینش. راستش من هنوزم دلم برای اون فرد یه کمی میسوزه! چون اون تنها یکی از هزاران نفری هست که در محیط کاریش آدم فاسدیه و لو رفته! تمام دیشب اون چهره مضطربش وقتی پسرا ریختن تو و بعد هی دنبالش کردن توی ذهنم بود! بدجوری نقطه ضعفش لو رفت و باعت آبروریزی خودش و از همه مهمتر خانواده اش شد.. تصور کنید حالت همسر و یا بچه های این فرد رو… یا مادر و یا پدرش رو… نمیشه گفت حالشون خوبه و یا خوشحالن.. هر چند مطمئنم این فرد باید به سزای اعمالش میرسید اما نه اینطوری! با این برنامه ریزی کثیف. چون مشخص نیست دقیقا دختره چه کاری کرده و اگه کسی دیگه ای جای این مرد بود، عکس العملش چطور بود؟! تازه حال و روز خونواده دختره هم بدتره!!! به خاطر این کار زشت دخترشون!

* باید احتمالات مختلف رو در نظر گرفت! تنها چیزی به طور حتم میشه در مورد این ماجرای دانشگاه زنجان گفت اینه که هیچ کدوم از این دو نفر اولین بارشون نبوده که از این کارا میکردن! اونم توی یه محیط آکادمیک! همون اندازه که مرده مقصره دختره هم مقصره! اولا که مرده اولین بارش نبوده و ظاهرا این داستان چندین بار تکرار شده که این دفعه با هماهنگی قبلی فیلم برداری شده!
دوم اینکه مطمئن باشید دختره هم یک دختر سالم نبوده. یعنی دختری نبوده که اولین بارش بوده! اصلا هر دختری قادر به همچین کاری نیست… چیزی که در فیلم مشخصه و اسمش رو خبرنامه امیرکبیر گذاشته فیلم تجاوز(از نظر من تلاش برای تجاوز هست و نه فیلم تجاوز!!!) عملا تجاوزی ظاهرا صورت نگرفته و مراحل آغازین کار اون پسرا سر رسیدن و فیلم گرفتند! حالا خوب حتما تا اینجای کار دختره اجازه هایی داده بوده! تازه اگه اون پسرا دیر رسیده بودند چی؟! پس نمیشه گفت دختره بی تقصیر بوده و چراغ سبزهایی نداده!!! تازه اینم در نظر بگیرید که دختره میدونسته که چنین چیزی قراره پخش بشه و بنابراین کنجکاوی هایی رو روی هویتش به دنبال داره! ظاهرا در این مورد اصلا آبروش براش مهم نبوده!!! پس نمیشه گفت یه مورد معمولیه که دختره مظلوم واقع شده!

کلا میخوام بگم صرفا با استناد به این فیلم نمیشه فقط مرده رو محکوم کرد! باید تاریخچه این فرد رو برسی کرد! ضمن اینکه توی این حالت دختره هم خیلی مقصر بوده! یه جورایی کار دختره چندش آوره از نظر من! همون فرار اولیه اش از دست دوربین و بی احترامی اون پسرا که هی بهش میگن تو برو کنار و حاج خانم دنبال مقنعه اش میگرده (خوب یعنی لابد اجازه داده بوده مرده مقنعش رو برداره! اصلا شاید خودش برداشته که …)
یعنی راستش من حتی معتقدم کسانی که از این ماجرا فیلمبرداری کردند و بعدش اونو در ملا عام پخش کردند هم مقصرن! میتونست این ماجرا به نحو دیگه ای خاتمه پیدا کنه و حساب هر دوی اینها کف دستشون گذاشته بشه!

* همه این حرفا رو زدم که بگم این هجو رسانه ای کاملا بیخوده! هرچند کاملا قابل پیش بینی هست که هرگونه اتفاق منفی در بین یکی از ارگانهای دولتی ایران، بدون شک بازتاب وحشتناکی در رسانه های خارجی خواهد داشت!!! مخصوصا اگر اخبار اونور آب رو دنبال کنید رسما دارند این مسئله رو ربطش میدن به سیاست و قانون اساسی و انتخابات و اسلام و نظام جمهوری اسلامی و اسرائیل و رابطه ایران با آمریکا و …!!!

* و در پایان اینکه کلا بدانیم سیاست چیز پیچیده ای است و در اغلب مواقع توام با بازی های کثیفی از این دست هم هست!!!

* مرتبط:
۱- بامدادی: آرام باشید; بگذارید ببینم چه خبر است؟
این را هم می‌دانم که خبرگزاری‌های خارج از ایران (مثل رادیو فردا و بی‌بی‌سی) در انعکاس این خبر ثانیه‌ای درنگ نکردند…
دیگر چه می‌دانم؟
این را هم می‌دانم که :
در کل و برای خبرهای این چنینی، توصیه می‌کنم اول یک قدم عقب بنشینید و به آن نگاه کنید تا اصل خبر مشخص شود. کسی که کار پروپاگاندا می کند، می‌خواهد خبر را توی صورت خواننده یا بیننده و یا شنونده بچپاند که طرف فرصت فکر کردن به آن را پیدا نکند و با شنیدن آن، تصمیم بگیرد که صد البته آن تصمیم عقلانی نخواهد بود. در مقایسه با اخبار تحریک برانگیز provocative باید فقط کمی به عقب رفت، کمی صبر کرد و همه جای آن را دید. حالا اگر با کمی آرامش این خبر را دنبال کنید، می بنید چه طیف‌هایی از آن سود می برند. تلویزیون‌ها و رسانه‌های خارجی خود را با آن خفه می‌کنند، ناراضیان سطحی نظام آن را در شیپور می کنند و بعد یک حرکت علیه چند نفر آغاز می شود و در کل، سودی برای یک عده خاص قرار است در پی داشته باشد.

۲- آهستان: تحکیم بهتر می داند!
راستش را بخواهید امشب خیلی با خودم کلنجار رفتم تا قید نوشتن را بزنم، اما هر کاری کردم نشد. وقتی فیلم کوتاه دستگیری معاون دانشگاه زنجان را دیدم موهای بدنم سیخ شد، نگاههای مضطرب استاد در حالیکه کلافه به نظر می‌رسید و طعنه‌های دانشجویان آگاه و بیداری که بخوبی وظیفه انسانی، اسلامی خویش را انجام داده بودند و آن دختر دانشجویی که با همت دوستانش از معرکه نجات یافته بود، همه و همه نشانه‌های تلخی این داستان بودند، اما… اما شاید ماجرایی تلخ‌تر از این هم در پس پرده وجود داشته باشد و این، نتیجه‌ی حدس و گمانهای بی‌شماری است که معمولا در چنین لحظاتی به سراغ آدم می‌آید. البته برای بوجود آمدن این حدسیات، نوشته‌ها، مواضع و بیانیه‌های مختلف بیشترین نقش ممکن را بازی می‌کنند.

۱۷۰ نظر

  1. شیخ الشیوخ ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۱:۲۵ ق.ظ

    همون اندازه که مرده مقصره دختره هم مقصره :!:
    .
    کاملا باتون مخالفم
    حالا که یه دختر باهوش پیدا شده و راه حل مبارزه با چنین مردی را پیدا کرده !! بهتر نیست چنین برچسب هایی را بش نچسبانیم :!:

  2. شیخ الشیوخ ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۱:۲۶ ق.ظ

    این که دختره اولین بارش بوده یا خیر ! اینقدر مساله ی مهمیه ؟؟
    .
    مساله ی مهم اینه که دختره اجازه ی تجاوز به خودش را به اون نداده :!:

  3. زهرا ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۱:۳۰ ق.ظ

    شیخ جان من معتقدم این بازی بازی کثیفیه! ممکنه یه روز کسی همین بازی رو با شما بکینه

    ضمن اینکه من اصلا از مرده هیچ دفاعی نکردم!!!

    میگم این روش رسوایی پسندیده نیست و بیچاره خانواده هر دوی اینها….

  4. شیخ الشیوخ ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۱:۳۳ ق.ظ

    زهرا جان
    اما من مطمئنم اگر چیزکی از سوی جناب مددی نبوده دانشجویان چیزهایی برای گفتن نداشتند :!:
    از سوی دیگر هم معتقدم امثال جناب مددی بسیارند بنابراین قربانی شدن یکی مثل او برای جامعه بسیار مفید است :!:

  5. فانی ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۱:۴۰ ق.ظ

    سلام
    بله یک بازی کثیف…

    دقت در اینکه اون ور آبی ها تخصصشون ربط دادن بی ربط به باربطه و دنبال سوژه هم نمی گردن قابل توجه…

    خوبه ساده انگار نباشیم و خبرنامه امیرکبیر را اصلا جدی نگیریم. اگر خیلی اصرار هست باید در حد رادیو اسرائیل و بی بی سی جدی گرفته بشه…

    خب حرف زیاده…

  6. ViVaVida ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۱:۴۲ ق.ظ

    اون فیلمه که به نظر من اصلا چیزی رو نشون نمی ده . فقط اون یارو خیلی توش مضطربه همین. ولی به نظر من اگه اون مردک می خواسته به دخترک تجاوز کنه ! خب توی اون اتاق که جاش نبوده ( اسمایل راهنمایی =)) ) خب احمق بوده که خواسته توی اتاق معاونت دانشگاه یه همچین کاری بکنه . بعدشم دختره هم خب چه عرض کنم ! اگه اجباری توی کارش بوده شاید یه سر و صدایی می کرده ! اصلا با عقل جور در نمیاد !!!!! میاد ؟ بعدشم هر کی مقنعشو برداشته باشه که آدم بدی نیست ! اصلا همه چی قروقاطیه ! من به همه مشکوکم …

  7. فؤاد ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۱:۴۷ ق.ظ

    با نظرت مخالفم، اولآ به دلیل اینکه به قول خودت دید باز سیاسی نداری چون به همین راحتی نشستی به محکوم کردن این و اون و نه مظلوم کردن!
    تو داری می‌گی مطمئن باشید دختره سالم نبوده. این نتیجه‌گیری زود و رک بگم بی‌منطق تو من رو از ادامه‌ی بحث بازمی‌داره. به نظرم باید سعی کنی در نوع نوشتن تجدید نظر کنی تا جای بحث باقی بمونه.
    معنی تجاوز رو هم که اشتباه متجه شدی.

  8. solmaz ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۱:۵۴ ق.ظ

    shoma in ra bekhoon daghigh hameh chiz ra neveshteh. Nemitooni ham bazesh koni begoo man barat matnesh ra befrestam http://www.meydaan.org/Showarticle.aspx?arid=570
    albateh momkeneh alan begid ke inha hame doroogh migan chon to site meydan oomadeh .
    zahra khanoom az chi defa mikonid? hamin adami ke alan gereftanesh midooni aberoo chand sad nafar adam ra bordeh. ziad az in joor aberoorizi ha didim az amsal mesl in adam. Oon adam haee ke amsal in kesafat aberooshoon ra mibareh faghat be khater inke ghodrat darand pas chi? Oon adam ha aberoo nadarand? Midooni momkeneh sarnevesht adam taghir koneh ba hamin aberoorizi ha in barchasb haee ke amsal in kesafat be adam mizananad?
    Man weblog shoma ra gahi oghat donbal mikonam ta hala ham peygham nagzashtam ama be onvan khanandeh neveshteh hat migam ke khaily vaght ha yek tarafeh be ghazi miri… har ki mitoone har joor ke doost dareh fekr kone va zendegi kone. Ama vaghean man fekr mikonam kasi ke weblog dareh va too daftar khaterat nemineviseh yek hadafesh mitooneh in basheh ke kami didesh ra vasi koneh nazar beshnaveh va dobareh fekr koneh. Man be onvan khanadeh shoma in ra hes nemikonam. Shoma hamisheh az yek zavieh be hameh chiz negah mikonid

  9. زهرا ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۱:۵۵ ق.ظ

    به ویدا من نگفتم هر کی مقنعه شو برداره آدم بدیه.
    میگم تا یه جایی شروع شده بوده =))

    ضمن اینکه در این مورد حق با توئه. اگه واقعا موردی نبوده یعنی دختره مایل نبوده یه سرو صدایی میکرده خوب:)

  10. solmaz ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۱:۵۶ ق.ظ

    حدود دو هفته پیش دکتر حسن مددی ، معاون دانشجویی و از اعضای اصلی کمیته انضباطی دانشگاه زنجان، طی نامه ای که به خوابگاه کوثر (از خوابگاه های داخل شهر دانشگاه زنجان) می فرستد ، بدون ذکر هیچ دلیلی از خانم “الف” درخواست می کند به وی مراجعه کند . مسوولین خوابگاه با توجه به غیر معمول بودن این درخواست به دانشجوی مذکور اظهار می دارند احتمالا جهت انتقال وی به خوابگاه داخل دانشگاه ، احضار شده است.

    فردای آن روز “الف” به دفتر معاونت دانشجویی مراجعه می کند . دکتر مددی ابتدا بحث را با مشکلات آموزشی این دانشجو آغاز می کند ولی در ادامه وارد مسایل اخلاقی و روابط خصوصی او می شود و برای این که موارد مورد ادعای خود را با خانواده “الف” در میان بگذارد ، شماره تلفن پدرش و خودش را درخواست می کند.

    از فردای آن روز دکتر مددی هر روز با تلفن های پیاپی ، آسایش را از این دختر سلب کرده و هر بار به بهانه ای از وی می خواهد به دفترش مراجعه کند و در این دیدارها روابط “الف” با دانشجویان پسر دانشگاه و مسایل اخلاقی دیگر را مطرح کرده و او را مورد مؤاخذه قرار می دهد.

    در روز چهاردهم خرداد ماه ، دکتر مددی به خوابگاه کوثر مراجعه کرده و پس از حدود نیم ساعت صحبت با مسوول خوابگاه در حالیکه اکثر اتاق های خوابگاه خالی بوده و دانشجویان به علت تعطیلات به شهرستان رفته بودند ، درخواست دیدار با “الف” را می کند.

    دکتر مددی در مدت دو ساعتی که در اتاق با “الف” تنها بوده به بهانه آموزش این دختر شیطان (!) شیوه برقراری رابطه جنسی را برای وی توضیح می دهد به طوریکه “الف” از شدت شرم و عصبانیت به گریه می افتد و از او می خواهد اتاق را ترک کند . در این هنگام دکتر مددی “الف” را تحت فشار قرار داده و از وی می خواهد تعهد دهد که دیگر اعمالش را تکرار نخواهد کرد . طبق اظهارات “الف” او تا به حال در دانشگاه هیچ گونه مشکل اخلاقی نداشته است و حتی نوع پوشش او طوری نبوده است که جلب توجه کند یا با تذکر روبرو شود (۲). اما با وجود اظهارات کذب دکتر مددی ، از آنجا که تهدید به اخراج و در جریان قرار گرفتن خانواده اش شده بود ، حاضر به امضای تعهد کتبی نسبت به عدم تکرار اعمال گذشته اش می شود. اما استاد این تعهد را کافی ندانسته و اظهار می دارد “الف” تا پایان تعصیلات فرصت دارد برای حل مشکلاتش ، پیشنهاد مشخص و راضی کننده ای را ارائه دهد .

    در هنگام خروج از اتاق آقای مددی دستش را به طرف دختر دراز می کند و از وی می خواهد با او دست بدهد و نیزدستش را پشت او قرار می دهد.

    روز شنبه ۲۵ خرداد ۸۷ ساعت ۲ بعد از ظهر در اتاقی که جلسه های کمیته انضباطی در آن برگزار می شد، “الف” با پیشنهاد برقراری رابطه جنسی روبرو شده و از وی خواسته می شود برای مشروعیت بخشیدن به این رابطه به صیغه محرمیت ۷ ماهه تن دهد. دکتر مددی با نشان دادن برگه هایی ادعا می کند در مرحله آخر صدور حکم کمیته انضباطی تنها امضای وی و دکتر نداف – ریاست دانشگاه - معتبر است و اگر “الف” به خواسته وی تن ندهد می تواند او را در کمیته انضباطی محکوم کند . در ادامه استاد مددی با ادعای این که منزل وی مکان مناسبی برای برقراری رابطه جنسی نیست، از “الف” می خواهد بعد از ساعت اداری به همان اتاق بیاید .

    “الف” پس از خروج از اتاق دوستانش را در جریان قرار داده و از آن ها می خواهد برای کمک به وی بعد از ساعت اداری در ساختمان حضور داشته باشند.

    در موعد مقرر آقای مددی پس از قفل کردن در و کشیدن پرده ها ، اقدام به در آوردن مقنعه و مانتوی “الف” می کند که در این هنگام دوستان “الف” با شکستن در وارد اتاق شده و ضمن برخورد با آقای مددی به فیلمبرداری می پردازند تا مدارکی برای محکوم کردن وی در دست داشته باشند. ضمن این که پیش از این نیز زمزمه هایی تایید نشده مبنی بر فساد اخلاقی این عضو عالیرتبه کمیته انضباطی به گوش می رسید. فرشی که در اتاق پهن بود، ظن دانشجویان را مبنی بر انجام چند باره این قبیل اقدامات به یقین تبدیل کرد. در حالی که خود این فرد سال گذشته و امسال تعداد زیادی از دختران را به کمیته انضباطی یا دفتر خود احضار و آنها را به دلیل رعایت نکردن موازین شرعی مؤاخذه کرده بود.
    site meydam

  11. محمد ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۱:۵۷ ق.ظ

    شما تا اونجایی که میتونی ازینا دفاع کن و سنگشون رو به سینه بزن ببینم به کجا میرسی ! به هیج جا .

  12. زهرا ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۱:۵۷ ق.ظ

    من نمیدونم چرا دوستان فکر کردن من از این مرده دفاع کردم!
    من میگم این آدم اصلا ارزش دفاع کردن نداره! اما این روش رسوایی پسندیده نیست
    و صرفا با این فیلم نمیشه به چیزی استناد کرد! چون در این فیلم دخنره بی تقصیر نبوده!

    وگرنه من نوشتم که این مرده مشخصه بار اولش نبوده. این عین جمله من هست:
    هر چند مطمئنم این فرد باید به سزای اعمالش میرسید اما نه اینطوری! با این برنامه ریزی کثیف

    سلماز جان اون لینک هم قیلطره…

  13. علیرضا ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۱:۵۹ ق.ظ

    منم می خوام نظر خودمو بگم :
    ۱- ببینین این کار در محیط دانشگاه زشت هست . پدر و مادر هایی که بچه هاشونو با هزار امید فرستادن دانشگاه وقتی می بینی که توی دانشگاه نه از جانب الوئاط بلکه از جانب مدیر ها چنین اتفاق هایی رخ می ده چه حالی بهشون دس می ده ؟
    ۲- ممکنه بیشتر اون متحصنین خودشون مرتکب هزاران گناه بد تر این شده باشن ولی چیزی که مهمه اینه که این اتفاق نباید از طرف یک مدیر رخ بده
    نکته ای که هست وقتی یکی مثل من (‌فقط به عنوان مثال می گم ) شلوارک پاش می کنه به هیچ وجه زشت نیست ولی وقتی این کار از طرف رئیس جمهور انجام بشه خیلی زشت و مسخره هست ولو اینکه رئیس جمهور دوست داشته باشه این کار رو انجام بده . ….
    امید وارم که منظورم رو درست رسونده باشم

  14. زهرا ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۲:۰۰ ب.ظ

    بامدادی راست میگه! میگه هر وقت از این چیزا حرف میزنی یکی فکر میکنه داری سنگ برخی ها رو داری به سینه میزنی!
    در هر حالیکه تو داری نظر شخصی خودت رو میگی!
    از همین حالا جبهه گیری کامنتها شروع شد.
    تبریک میگم دوستان که اینقدر با دقت خوندید

  15. علیرضا ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۲:۰۱ ب.ظ

    یگرم که اون دختره اصلا ۱۰۰ درصد مقصر بوده اون مدیر وقتی مدیر می شه خیلی از کار ها رو نباید انجام بده با این حرفتون کاملا مخالف ام

  16. یک علیرضا ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۲:۰۱ ب.ظ

    بابا موضوع کاملا رووووشنه. انجمن اسلامی دانشگاه زنجان پر ! دختر دانشجو از قبل بله ! آقای مددی بله ! انجمن اسلامی دانشگاه بله ! دستگیری بله ! و در نهایت بیانیه دفتر تحکیم وحدت (مجموعه های انجمن اسلامی) هم بله !

    در ضمن من هیچ موضع گیری نمی کنم چون احتمال داره مناقشات داخلی و بین المملی ببخشید بین المللی ایجاد بشه. اسماعیلی شرمنده اسمایلی آدمای از خود راضی !!

  17. زهرا ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۲:۰۲ ب.ظ

    من توصیه میکنم یکبار بخش پروپاگاندای این پست بامدادی رو با دقت بخونید:

    http://bamdadi.com/2008/06/15/stay-calm-lets-see-whats-going-on/

  18. زهرا ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۲:۰۴ ب.ظ

    به علیرضا من مخالفتی با نظر آخری شما ندارم! دقیقا پاراگراف اول من مبین همین مسئله است! اما در ادامه گفتم که شخصا معتقدم کار دختره هم کار خوبی نبوده!

    من این شیوه رسوایی رو نمی پسندم.. برای یک محیط آکادمیک حداقل…

  19. ehsan ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۲:۰۶ ب.ظ

    سولماز اطلا عات دیگری از این مسنله راذکر کرده:
    خوب> اگر شما جای این خانم بودید چه کار می کردید؟

    با احترام.

  20. صبا ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۲:۱۰ ب.ظ

    زهرا جان چرا لقمه رو در سرت میپیچونی؟
    چرا هی میخوای دختره رو مقصر جلوه بدی؟
    تو که تو شرایط اون قرار نگرفتی؟
    چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است؟
    اگه این آقای مددی یک درصد هم حق داشت نمیذاشت بهمین راحتی دانشجوها انقدر بهش بی احترامی کنن
    اون دختره هر کاره ای بوده (؟) این آقای به اصطلاح معاون فرهنگی چطوری به خودش اجازه داده تو محل کارش باهاش قرار بذاره؟
    چه اعتماد بنفس بالایی داشته این آقا!!!!

    اون از رییس پلیس تهران (جناب آقای زارعی)… و حراست دانشگاه سهند
    … اینم از قضیه این آقای معاونت فرهنگی (؟)

  21. زهرا ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۲:۱۵ ب.ظ

    به احسان و صبا:
    من مطالب سایت میدان رو تحت هیچ شرایطی قبول ندارم! بهتره به هیستوری این سایت و مخالفت هاش و دید های یکطرفه ای که داره رجوع کنید!

    ضمن اینکه نویسنده های فمنیست این سایت زیادن و در اکثر مواقع حتی اگر زنی یک آدم رو کشته باشه ازش طرفداری می کنن.
    نمیخوام بیشتر از این وارد موضوعات این سایت بشم فقط اینکه ساده لوحانه به این قضیه نگاه نکنید!
    هیچ کدام از حوادثی که سایت میدان نوشته در سایر سایتها تائید نشده! اینم مزید بر علت!

  22. آیدا ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۲:۱۹ ب.ظ

    با این حرف موافقم که سیاست پدر و مادر نمیشناسه
    خیلی زندگی ها با همین سیاست لجن گرفته از هم پاشیده و این یک مورد هم روش !
    با این حرفهم مخالفم که ما شخص سوم هستیم و فقط از پشت مانیتور نشستیم و به این اوضاع نگاه میکنیم.
    بعد از مدتی هم یادمون میره که چه خبر بوده ، وقتی دوباره تنور داغ شد ، داد و بیداد میکنیم.
    در دانشگاهها ،(متاسفانه ) دخترایی هستن که اقدام به تن فروشی میکنم.
    نمیتونین منکر هم بشید چون همه میدونن هستند از این دست آدمها.
    منهم دخترم ولی وقتی یک سری رفتار دخترا رو میبینم متاسف میشم از این که بگم جز دخترهای این جامعه هستم.
    همه ی ما دانشجو بودیم (و هستیم) و میدونیم که کسی رو تا مورد شدید اخلاقی داشته باشه اخراج نمیکنن..این خانوم قرار بوده اخراج بشه ، پس عمل قبلی هم مشکل داشته.
    اصلا هم از استاد حمایت نمیکنم ، چون اون هم عمل کثیفی رو انجام داده..
    در جامعه انسانی حال حاظر از این دست اتفاقها زیاد می افته
    چرا نمیایم به جای داد و فریاد ، ریشه اصلی انحراف اخلاقی جامعه رو پیدا کنیم(هر چند که اگه هم پیدا کنیم ، باز هم کاری از پیش نمیبریم)

    باز هم من و شما و بقیه نشتیم پشت مانیتور و یک کیبورد بی زبون پیدا کردیم و هرچی خواستیم نوشتیم..
    به قول معلم تاریخمون: بعد از ۱۰۰ سال میشه ذره ای از واقعیت یک اتفاق رو فهمید.
    حالا بیاید سرگرم بشیم که ایها الناس بشتابید که فلانی میخواست فلانی رو بکشه ولی بهمانی متوجه شد..
    از آن نترس که های و هوی دارد ، از آن بترس که سر به زیر دارد
    یا حق

  23. فؤاد ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۲:۲۰ ب.ظ

    من پست بامدادی رو قبلآ خوندم و باهاش موافقم، در ضمن چرا فکر می‌کنی مطلبت با دقت خونده نشده؟ تو داری نظر شخصی خودت رو می‌گی و ما هم با دلیل داریم باهاش مخالفت می‌کنیم، مگه غیر از این رو می خواستی؟
    تو یه چیزی توی مطلب به مخاطب القا کردی که کاملآ مشخصه و اون اینکه دختره رو فاسد جلوه دادی چیزی که نیاز به بررسی داره، همونطوری که کار معاون آموزشی نیاز به بررسی داره.
    تو توی عنوان مطلبت هر دو نفر رو مقصر دونستی و به نظرت برای نتیجه‌گیری زود نیست؟
    در ضمن من فکر می کنم تو خبر امیرکبیر رو به دقت نخوندی و دلیل میارم، چون منتظری دختره سر و صدا کنه اما دختره سر و صدا نمی‌کنه چون بچه‌ها شنود گذاشتن و نیازی به سر و صدا نیست.

  24. آیدا ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۲:۲۱ ب.ظ

    سطر دوم باید تایپ میشد موافقم !

  25. شوجی ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۲:۳۹ ب.ظ

    با فواد کاملا موافق هستم این یک مخالفت از سر لج بازی نیست شما اگر خبر نامه ی امیر کبیر رو قبول داشته باشی متوجه میشی که دختره از قصد رفته اونجا که به وسیله ی بچه های انجمن بتونن خر طرف رو بچسبن

  26. چهار ستاره مانده به صبح ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۲:۴۶ ب.ظ

    در محل کار سابق دوستم، ملیحه، که از قضا یک دانشگاه غیرانتفاعی است در مشهد مقدّس! آقایی به عنوان مسئول حراست دانشگاه، نزدیک به یک‌سال برای دوست ما مزاحمت ایجاد می‌کرد با حرف و نگاه و ادا و فلان و بهمان! آقای حراست موردنظر مردی است با همسری و فرزندانی که در توجیه فعل و عمل خویش، با ربط دادن هوس و شهوت‌اش به داستان حاج‌ آقا یونس فتوحی و طرح ازدواج موقّت، ادّعای عشق و عاشقی می‌کرد. چنان که ما مبهوت مانده بودیم عینهو چی!!! اوایل، به دلیل اینکه چنین حرف و حدیثی در محل کار اتّفاق افتاده بود و قصد ما بر این بود تا با کمترین آبروریزی ماجرا را فیصله دهیم، پیشنهاد کردیم به ملیحه تا با بحث و توضیح و درگیری و دعوا، آقا را متقاعد کند از خر شیطان پیاده شود! منتها، اصرار وقیحانه‌ی آقای مسئول حراست، بی‌طاقتی بیشتر ما را به دنبال داشت. از این رو، ملیحه موضوع را با حاج‌آقای روحانی نماینده‌ی نهاد رهبری در دانشگاه مطرح کرد تا ایشان از باب ارشاد آقای مسئول حراست وارد شوند بلکه راه نجاتی گشوده شود از این فشار روانی مستمر! منتها، در کمال تعجّب ایشان فرمودند که آقای مسئول حراست مرتکب خلافی نشده است! پیشنهاد داده برای ازدواج موقّت و بر این اشکالی وارد نیست! ما را می‌گویی؟! تنوره‌ی آتش!!! این داستان ادامه پیدا می‌کند تا اینکه در نهایت، ملیحه مجبور می‌شود موضوع را در هیأت مدیره منعکس کند. پس از این، انگاری در پی تذکّر آقایان، آقای مسئول حراست کمی خودش را جمع و جور می‌کند! و کمتر به پروپای ملیحه می‌پیچد! داستان آقای مسئول حراست و ملیحه در اینجا تمام می‌شود. برای اینکه، دوست من فعلن در اداره‌ی دیگری مشغول به کار شده است. امّا، نکته‌ی جالب این است که یکی، دو روز قبل، دختری که جایگزین ملیحه شده است در آن دانشگاه، تلفن می‌زند به دوست ما و ماجرای کثافت‌کاری تازه‌ی آقای مسئول حراست فاش‌مان می‌شود با این دخترک! دختر گریه می‌کرده و می‌گفته که آقای مسئول حراست فلان و بهمان! بعد هم، به دلیل اینکه دارد دوره‌ی آزمایشی استخدام‌اش را می‌گذراند نتوانسته به کسی در دانشگاه اطلاع بدهد! ترسیده که فکر کنند خودش کرم داشته و فهکذا، که خودتان می‌دانید عکس‌العمل‌های مسئولانِ عالی رتبه چیست در برابر چنین مسائلی.

    کاری ندارم به مسائل پشت‌پرده‌‌ای که می‌تواند درباره‌ی التهاب دانشجویان دانشگاه زنجان وجود داشته باشد! ولی، با زهرا جان به شدّت مخالفم!!! وقتی می‌نویسد؛ “باید احتمالات مختلف رو در نظر گرفت! تنها چیزی به طور حتم میشه در مورد این ماجرای دانشگاه زنجان گفت اینه که هیچ کدوم از این دو نفر اولین بارشون نبوده که از این کارا می‌کردن! اونم توی یه محیط آکادمیک! همون اندازه که مرده مقصره دختره هم مقصره! اولاً که مرده اولین بارش نبوده و ظاهرا این داستان چندین بار تکرار شده که این دفعه با هماهنگی قبلی فیلم برداری شده!
    دوم اینکه مطمئن باشید دختره هم یک دختر سالم نبوده. یعنی دختری نبوده که اولین بارش بوده! اصلا هر دختری قادر به همچین کاری نیست… چیزی که در فیلم مشخصه و اسمش رو خبرنامه امیرکبیر گذاشته فیلم تجاوز(از نظر من تلاش برای تجاوز هست و نه فیلم تجاوز!!!) عملاً تجاوزی ظاهراً صورت نگرفته و مراحل آغازین کار اون پسرا سر رسیدن و فیلم گرفتند! حالا خوب حتما تا اینجای کار دختره اجازه هایی داده بوده! تازه اگه اون پسرا دیر رسیده بودند چی؟! پس نمیشه گفت دختره بی‌تقصیر بوده و چراغ سبزهایی نداده!!! تازه اینم در نظر بگیرید که دختره میدونسته که چنین چیزی قراره پخش بشه و بنابراین کنجکاوی‌هایی رو روی هویتش به دنبال داره! ظاهرا در این مورد اصلاً آبروش براش مهم نبوده!!! پس نمی‌شه گفت یه مورد معمولیه که دختره مظلوم واقع شده!”

    زهرای عزیز! شما وقتی می‌نویسی احتمال! پس دیگر نباید از عبارت‌هایی نظیر “به طور حتم” و “مطمئن باشید” و “اصلاً” استفاده کنی! ما در جایی نیستیم که درباره‌ی دو نفر انسانِ ناشناس قضاوت کنیم که هیچ اطلاعات خاصی درباره‌ی آنها نداریم!

    بعد، شما می‌گویی همون اندازه که مرده مقصره دختره هم مقصره! نمی‌دانم از روی کدام شواهد و قرائن این ادعا را می‌کنی؟ و بعد، می‌نویسی که اصلاً هر دختری قادر به همچین کاری نیست… بهتر است اینقدر کلّی حکم صادر نکنی. درست است که فیلم نامبرده، تلاشی است برای تجاوز! ولی، آیا تصوّر نمی‌کنید بیشتر فشارهای روانی و اضطراب‌هایی که ما، دخترها، تحمّل می‌کنیم در شرایط فعلی جامعه‌مان، چیزی کم ندارد از فعل تجاوز! شما را نمی‌دانم. ولی، می‌توانی مطمئن باشی، من هم اگر در شرایطی مشابه با این دختر قرار بگیرم، کمتر به آن آبروریزی فکر می‌کنم!

  27. ساتین ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۲:۵۲ ب.ظ

    با فواد موافقم.
    نحوه برداشت شما از این موضوع فقط آدم رو متاسف می کنه.
    این دستمالی شده ترین و مشمئز کننده ترین نوع اظهار نظره که در این مورد شنیده میشه:
    “….دوم اینکه مطمئن باشید دختره هم یک دختر سالم نبوده. یعنی دختری نبوده که اولین بارش بوده….”

    متاسفم فقط همین

  28. کوثر ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۲:۵۵ ب.ظ

    سلام.
    من کاملا در موارد زیر با شما هم عقیده‌ام:
    - دوم اینکه مطمئن باشید دختره هم یک دختر سالم نبوده. یعنی دختری نبوده که اولین بارش بوده!… حالا خوب حتما تا اینجای کار دختره اجازه هایی داده بوده! تازه اگه اون پسرا دیر رسیده بودند چی؟! پس نمیشه گفت دختره بی تقصیر بوده و چراغ سبزهایی نداده!!! تازه اینم در نظر بگیرید که دختره میدونسته که چنین چیزی قراره پخش بشه… پس نمیشه گفت یه مورد معمولیه که دختره مظلوم واقع شده!

    - کسانی که از این ماجرا فیلمبرداری کردند و بعدش اونو در ملا عام پخش کردند هم مقصرن!

  29. Amir ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱:۱۸ ب.ظ

    ba nazaret kamelan mokhalefam

  30. سیستم امنیت ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱:۲۰ ب.ظ

    آقای داود . آی پی شما در سیستم امنیت ثبت شده است. لطفا از درج پیامهای نابجا خودداری فرماید. وگرنه با شما برخورد مستقیم خواهد شد

  31. علی ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱:۲۳ ب.ظ

    سلام،

    به نظر من:

    ۱-این ماجرا می تونه کاملا واقعی باشه، برای هر آدمی هم می تونه پیش بیاد، فساد یه آدم هم هیچ ربطی به فساد یه سیستم ندارده (البته اگه فراگیر نشده باشه)

    ۲- پیگیری ماجرا از طرف شورای صنفی دانشگاه (نه هیچ نهاد سیاسی دیگه ای توی دانشگاه) کاملا قابل تقدیر و البته از وظایف اونهاست.

    ۳- مساله دیگه اینکه، مجازات باید بعد از اثبات جرم و به اندازه جرم باشه، در حقیقت دانشجویانی که فیلم رو گرفتند، می تونستند قبل از پخش آون تو اینترنت، ازش به عنوان اهرمی برای فشار بر مسولین دانشگاه و قضایی برای پیگیری قضیه و به عنوان مدرک استفاده کنند، پخش اون بعد از نتیجه ندادن پیگیریهاشون می تونست توجیه داشته باشه.

    ۴- احتمال اینکه این قضیه پاپوش هم باشه هست، چون تو ایران دو راه بسیار عالی برای کنار زدن رقیب وجود داره، مسایل مالی و جنسی.

    ۵- بنظر می رسه که پوارو بازی در آوردن بر اساس اوون یه تیکه فیلم هم کاری بس بیهوده خواهد بود.
    ۶-تو شرایط ایران از دانشجویان انتظار رفتار عقلایی داشتن بسیار زیاده خواهانست. هر چند تو قیضه دانشگاه تربیت معلم نشون دادن که می تونن اینگونه رفتار کنن.

    ۶- بن

  32. چهار ستاره مانده به صبح ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱:۳۰ ب.ظ

    زهرا جان! به نظر من بهتر است کامنت‌های ناجور را حذف کنی یا کامنت‌دونی را تاییددار کنی.

  33. مداد ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱:۳۳ ب.ظ

    زهرا خانم ..مطلبی در این باره نوشتم ..خواستم نظر شما رو جوبا شوم

  34. shiva ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱:۳۴ ب.ظ

    فقط میتونم بگم خیلیییی بی شعوری، شاید اگه شوهر کرده بودی الان انقدر عقده نداشتی و سنگ هرجور مردی رو به سینه نمیزدی

  35. سیروس ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۳:۵۷ ب.ظ

    خانم زهرا وبلاگ شما یک وبلاگ عمومی ه بهتر می بینم کامنت های نامناسب رو تائید نکنید

  36. زهرا ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۳:۵۸ ب.ظ

    یا حسین!!!
    من دو سه ساعت نبودما!
    ببین اینجا چه خبر شده!!!!!!!!!!!!!!!!

  37. عماد ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۴:۰۱ ب.ظ

    زهرا.. از تو کنترل پنلت.. آی پی رنج این عوضی داود رو بلاک کن.
    یا واسه سیستم کامنت هات مدیریت بزار..

  38. یکی ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۴:۰۲ ب.ظ

    سرور down شده بود من دوباره راهش انداختم. تشکر نمیخواد قابلی نداشت. (اسمایلی خالی بندی خفن)

    اخلاقت وبلاگیت جالبه. میخوای در مورد یک موضوع که زیاد براش سروصدا شده پست بنویسی، اونقدر فکر میکنی که چی بنویسی که کلی مخالف داشته باشه. نه مگه :)

  39. یکی! ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۴:۰۵ ب.ظ

    نه زهرا !اصلن تو داری از این مرده دفاع می کنی.تو خودتم نمی فهمی داری چی میگی ما ها میفهمیم ولی!توجه داشته باش که همین تو باعث شدی زن ها به حق و حقوقه خودشون نرسیدن.اصلنم مهم نیست حرفه من ربطی به پست تو داشته باشه یا نه.فقط گوش کن!می خوام ببینم این مرده بهت پول داده داری اینقده ازش دفاع می کنی؟نه اصلا تو طرفدار مردایی.زهرا تو خودتم بکشی تو اشتباهی هستی. حق نداری حرف بزنی چون کسی بهت این اجازه رو نداده.اون پستت بود در مورد رنگ صورتی و یا اون پستی که در مورد چای نوشته بودی.تو اونا همش منظورت به این بود که زن ها هیچ حقی ندارن.آدم زن هایی مثل تو رو میبینه فقط باید تاسف بخوره.از اون فونتی که انتخاب کردی میشه فهمید که چه افکار پوسیده ای داری و تو چه خانواده سنتی و املی بزرگ شدی.خودتم به من نچسبون من خیلی روشن فکر و باحالم.اصلنم سادیسم ندارم هی میام وبلاگتو می خونم حرص می خورم..زهرای …. …. ….

  40. یکی ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۴:۰۸ ب.ظ

    به داود:

    چرا اینقدر جوش آوردی ؟ واقعا دلت برای اون دختره میسوزه یا اینکه علتی واسه فحش دادن به زهرا پیدا کردی ؟ چه طرز اظهار نظر کردنه. چرا اینقدر فحش میدی؟ بابا بیخیال، آروم باش.

  41. یکی ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۴:۰۹ ب.ظ

    اون “یکی!” من نبودما.

  42. زبل خان ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۴:۱۰ ب.ظ

    مشکل اینجاست که جایگاه دانشجو با معاون دانشجویی خیلی فاصله داره. یعنی گناه معاون دانشجویی ضریب ۴ داره مثلا!

  43. زهرا ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۴:۱۷ ب.ظ

    من نظراتی که حاوی فحش بود پاک کردم به خصوص نظر آقای داود رو!!!

    یه توصیه هم با ایشون دارم! خوب نیست آدم یه بار بیاد با اسم و آدرس وبلاگ خودش نظر بده اونم محترمانه بعدش با یه اسم دیگه بیاد فقط فحش بده!!

    اینو گفتم که بفهمه من حواسم هست! فهمیدم! کاری نکنه لو بره! اصلا برای خودش و وجهه خودش و وبلاگش خوبیت نداره!!

    همین دیگه! مرسی

  44. یکی ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۴:۲۱ ب.ظ

    به چهار ستاره مانده به صبح:
    من نمیدونم چرا همیشه اینقدر نظرات شما همون چیزیه من فکر میکنم !؟
    به نظرم خیلی منطقی صحبت میکنی. آفرین. من بطور خفنی طرفدار حرفای شما هستم.

  45. صندوقک ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۴:۲۱ ب.ظ

    راستش با نظر قاطع شما در مورد دختر مخالفم اصلا هم بخاطر اینکه همجنسمه اینو نمی گم خودمو گذاشتم جای دختری که شاید بخاطر مشکل دانگاهی به معاون مرجعه میکنه و چنین چیزی می شنوه خب برای کمک به سراغ دیگران میره و با پیشنهاد این کار مواجه میشه . حالا می مونه بین تصمیم بر رسوایی یک مقام و احتمال رفتن آبرو . من اگه بودم بشخصه شاید آبرو رو انتخاب می کردم اما نمی تونم باقاطعیت بگم که بهرسوایی اونهم فکر نمی کردم. پس شاید آن دختر هم مظلوم بوده و فقط خواسته گامی در جهت تنبیه معاون برداره

  46. یکی ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۴:۲۵ ب.ظ

    چه گیری هم به کلمه سگ داده. ول کن هم نیست. بیخیال شو رفیق.

  47. لعیا ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۴:۳۰ ب.ظ

    چند سال پیش که داشتم در تیمی روی پروژه ای کار می کردم که مربوط به آینده نگاری بود، تو بخش مشکلات و موانع کار، بارها به این مسئله برخورد می کردیم که فضای کشور ما بسیار سیاست زده است و جو فرهنگی غالب نیست.

    کسانی که با مشاهده خطای بسیار زشت یک فرد، عجولانه و با هوچی گری اون رو به همه چیز ربط می دهند و همه رو محکوم می کنند که خود فرد خاطی رو فراموش می کنند، یک سوال از این افراد دارم، کسانی که قضیه را به سرعت سیاسی می کنند و به جای مجازات فرد خاطی و فکر درمورد تعریف سیستمی که جلوی فعالیت این انسان های فاسد را بگیرد، سریع از آب گل آلود ماهی می گیرند. یا همین دفتر تحکیم و خبرگزاری امیرکبیر:

    وقتی آقای مهاجرانی وزیر ارشاد مملکت در دوران گذشته، با یکی از کارمندان وزارت خونه رابطه پیدا می کنه و بعد ازدواج و همچون مهریه افسانه ای و باقی ماجرا که از زبان یکی از کارمندان علی رتبه وزارت جزئیات ماجرا را شنیدم. همین افراد که الان دارند خودشان را خفه می کنند، آن موقع چه موضعی گرفتند. آیا خواستار استعفای رئیس جمهور شدند یا نه؟

    یا همین افراد در ماجرای رسوایی اخلاقی کلینتون چه کار کردند و چه موضعی گرفتند، بارها شنیدم که می گفتند، به مردم آمریکا و افکار عمومی چه مربوط، طرف کشورش رو که داره درست اداره می کنه . همین افراد که این موضوع را سیاسی می کنند، در ماجرای رسوایی های گروه یا حزب مربوط به خود، دچار خفقان می شوند و یا حداکثر می گویند به حریم خصوصی دیگران چه کار دارید (حریم خصوصی وقتی تو در منصبی هستی مثل وزیر یا رئیس جمهور فرق دارد با یک فرد عادی مثل مثلا وابستگان تو) طرف دارد کارش که اداره مملکت است را درست انجام می دهد. و یا مثال آوردن از روزولت و بقیه سیاستمداران فاسد که فساد آن ها به شما چه مربوط.

    حالا برای من خیلی جالب است که این افراد به نظر من دورو و منافق حالا چی شده که اینقدر به فکر جلوگیری از فساد افتاده اند؟ جز این نیست که این فساد به نفع آن هاست و اولین باری که خبر را شنیدند به سرعت به فکر بهره برداری سیاسی از آن برآمدند؟

    بعد هم، دوستان من، مگر چه کسانی استاد دانشگاه می شوند، واقعاً فکر می کنید خیلی ربط زیادی به دولت و سیاست دارند؟ من که سال ها تو آموزش عالی بودم و دانشگاه های زیادی رو تست کردم، همه جور استاد تو همه دوران های سیاسی کشور دیدم. از استادی که ۷ سال پیش تو دانشکده معماری با دختران زیادی رابطه داشت تا موارد دیگه .. همون استاد رو همین انجمنی که الان خودش رو کشته با عنوان متفکر و حامی نگه داشته بود و جلوی اعتراض ها و جو منفی علیه استاد رو می گرفت.
    بهتره هممون با قلبمون کنار بیاییم. گاهی نفاق خیلی ظریف می شه

  48. فرزاد ف ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۴:۳۲ ب.ظ

    به زهرا: اهمیت نده به بعضی کامنت ها. پاکشون نکردی هم خود خواننده می تونه شخصیت نویسنده رو درک کنه. کاملا واضحه که تحت هیجان شدید و تب و تاب حاکم نوشته شدن.
    کل قضیه حماقت هاییه که داره تکرار میشه. اون مدرس دانشگاه (نمی گم استاد چون کلمه استاد مقدسه) از خودش با سپردن خودش به شهوت یه حیوون درست کرده. دانشجوها هم با این کار و فیلم برداری و پخش فیلم آبروی دختر دانشجو رو بردن. کاری که حالا با ادعای اینکه دختر بیچاره دست به فداکاری زده دارن سعی میکنن کار خودشون رو توجیه کنند. اصلا احتیاجی به فیلم یا پخش اون نبود. با توجه به تکرار مکرر کار اون نامرد میشد با یه برنامه ریزی درست تر دستش رو رو کنند. ولی بدجوری احساسی و با عجله کار کردند و به اونیکه نباید هم ضربه زدن.

    به داود: خونسرد باش و یه کم فکر کن ببین چرا فیلم دختر بیچاره رو گرفتین و پخش کردین؟

  49. rezar ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۴:۳۷ ب.ظ

    زهرا جان من بار دوم وبلاگ شما رو میخوانم هیچ جبهه گیری هم نمی کنم به نظرم شما باید در طرز فکرت تجدید نظر بکنی یک دانشجوی جوان رو متهم کردی به ناسالم بودن و برای یک مسئول عالی رتبه دانشگاهی که دم از مذهب و اسلام میزند میگویی باید شرایط رو در نظر گرفت ؟
    چطور سر داستان دکتر زرین کوب که یک بیشتر درگیری لفظی بوده کسی شرایط رو نباید در نظر گرفت ؟
    اینجوری شبیه حکایت سردار زارعی و حجاب خانمهای خیابون می شود که جرم سردار تخفیف داده می شود ولی بدحجاب ها به دادگاه می روند.

  50. فرزاد ف ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۴:۳۸ ب.ظ

    به لعیا: مهم اینه که این آقا جزء مدعیان امر به معروف و مدرس دروس معارف و اگه اشتباه نکنم یه کاره کمیته انظباطی بوده. این یعنی اینکه هیچی دیگه

  51. سعید شریف ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۴:۴۲ ب.ظ

    زهرا جان اشکال اینجاست که خیلی با قضیه دخترانه برخورد میکنی و سریع خودت رو میذاری جای دختره .
    مثلا این که میگی یه دادی باید می زده …. وقتی همه جا گفتن که دختره و اون دانشجوهای پسر از قبل برنامه ریزی کرده بودن دیگه سر و صدا کردن و یا ممانعت از درآوردن مقنعه دیگه معنا نداره .
    بعدشم همون جوری که حرصت در می یاد دکتر مزیدی اینا آی تی می نویسن . منم حرصم درمی یاد می بینم مهندس اچ بی سیاسی می نویسه .
    اونم خیلی بی منطق
    در هر صورت این عقیده شخصی خودته . خیلی از عقاید شخصی من هم برای خیلی ها بی منطقه ولی نمی تونم کاریش بکنم . موفق باشی

  52. ژوپی ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۴:۴۲ ب.ظ

    آخ چی میشد اگه یه همچین اتفاقی تو دانشگاه ما هم پیش میومد؟کنسل شدن ۲ تا امتحان هم برای خودش خییییییلی بود.اگه میشد مطمئن بودم درسای کمتری رو میفتادم.:دی……… اما از حق نگذریم تقصیر کار جناب مددی هستند.هر چی باشه چند تا پیراهن بیشتر از اون دختره از تنش در آورده تجربه اش هم باید بیشتر باشه.خیییییییلی کارش زایه بوده.می دونید تقصیر کار اصلی کیه؟زن آقای مددی.لابد از یه جا کم گذاشته که ایشون مجبور به این حرکت زشت و نا به جا شده اند دیگه.البته لازم به ذکر است که چون دختره صیغه بوده کارش خلاف شرع نبوده.جا نبوده به اطاق رفتن.اشکالش چیه؟:دی با اجازه سییییییییییییییییییییی یوووووووووووووووووووووووووووو.راستی زهرا جان وبلاگ قشنگی داری به وبلاگ من هم سر بزن بازم سیییییییییییییییییییی یووووووووووووووووو

  53. سعید شریف ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۴:۴۴ ب.ظ

    در ضمن این کار شما هم خیلی زشته که کامنت های این اقا داود رو پاک کردی . این یه جور توهینه عزیز دلم به شعور من مخاطب . تو هم یه دیکتاتور کوچک تو خودت داری

  54. سعید شریف ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۴:۵۲ ب.ظ

    بعدشم دروغ چرا ……تو خودت هم یه جوری تحت تاثیر حرف های بامدادی قرار گرفتی ……بعدشم ماها خودمون نمونه تا حدودی مشابه این رو خیلی دیدیم و همیشه دلمون می خواسته که دست این افراد به نوعی رو بشه و آبروشون ریخته بشه ……بعد حالا که یه چنین شرایطی پیش اومده ، یه عده می یان میگن که نه احساسی نشین ..صداتون رو بلند نکنین .. شاید از صدای بلند شما سوء استفاده شه … بی خیال بابا …. من مدت هاست که منتظرم اینا سوتی بدن و حالا دادن و میخوام چنان آبرویی ازش بره که بقیه شون جرات چنین کارایی نکنن

    یکی برای همه و همه برای یکی

  55. سارا ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۴:۵۳ ب.ظ

    تو مجبوری برای نگه داشتن مشتریهای سا یتت هی حرفهای عجیب عریب بزنی اینا چیه مینویسی. مشخصه که اون آقا اشتباه کرده هر بلایی سرش بیاد حقشه حالا چه با دانشجو چه با کس دیگه

  56. ehsan ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۵:۰۸ ب.ظ

    ۱- با نظر قاطع شما در مورد دختر مخالفم (ساتین:نحوه برداشت شما از این موضوع فقط آدم رو متاسف می کنه) همانطور که با نظر قاطع بعضی ها در مورد خود موضوع و استاد.
    ۲- گیریم مطالب سایت میدان غلط. اگر مافوقی از شما چنین تقاضایی بکند چه کار خواهید کرد؟

  57. نوید ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۵:۱۵ ب.ظ

    نتونستم نوشته ات رو تا آخر بخونم… خودت می دونی داشتی چی کار می کردی دیگه؟ “زدن این اتهام” به یک فرد پاک جزء بدترین گناهان کبیره است.. و تو کاملا از ظن در این مورد پیروی کردی… جای تو بودم توبه می کردم و به این راحتی به دختران مردم چنین اتهاماتی نمی زدم…

  58. یکی ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۵:۱۶ ب.ظ

    من همین تازه موفق به دیدن این فیلم شدم. اینکه دختره با هماهنگی پسرا دست به چنین کاری زده خیلی به نظرم بعیده، اگه اینطوری بوده، پسرا با چنین لحن تندی بهش نمی گفتن که بره بیرون.

    ولی اگه دختره مجبور بوده یا اینکه یکبار یه اشتباهی کرده اون بحث دیگه ای هست(که در این حالات پخش اون فیلم خیلی بده). در این حالت برای حفظ آبروش شاید بد نباشه بگن از قبل برنامه ریزی شده بوده.

  59. زهرا ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۵:۲۰ ب.ظ

    من متوجه نظر دوستان مخالف نمی شم:
    یعنی شما میگین به هر وسیله ای باید یک فرد خاطی رو رسوا کرد؟! به هر وسیله ای؟!!!

    پس فرق ما با اونها چیه؟! خوبه همه ما قاضی ای وکیلی چیزی نشدیم!!!

  60. یکی ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۵:۲۲ ب.ظ

    من نمیگم دختره اینکاره بوده یا نبوده. اون رو خدا میدونه. جرأت نمیکنم بگم اون قبلا از این کارا کرده.
    الله اعلم.

  61. چه و چه و چه نو ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۵:۲۳ ب.ظ

    و … چه و چه و چه نو

  62. یکی ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۵:۲۴ ب.ظ

    کسی که همیشه از این کارها میکرده ، به نظرم باید رسوا بشه. البته نه اینکه هر کسی بخواد رسواش کنه، از طریق قانون.

    مگه توی اسلام نداریم که میگن حکم رو در ملا عام اجرا کنن تا درس عبرتی واسه خودش و دیگران بشه؟

  63. منصوره ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۵:۵۹ ب.ظ

    سلام
    زهرا جان! فکر نمی‌کنی این لحن حرف زدنت که می‌گویی دختره هم حتما بی‌تقصیر نبوده… یک کم مثل خاله خانوم‌باجی‌هایی است که تو کوچه و خیابان و تاکسی و اتوبوس با آنها برخورد می‌کنیم… همان‌هایی که باعث می‌شوند با این که دختران پاک ما در مکان‌های عمومی مورد اذیت و آزار قرار گرفته‌اند ولی از ترس برچسب خوردن‌هایی نظیر همین حرف‌هایی که تو زدی، سکوت کنند… چون به محض این که بخواهند حرفی بزنند، افرادی از جنس خودشان جلوی همه با صدای بلند می‌گویند: “اول تو اون رژلبتو پاک کن…یا… اول اون روسریتو بکش جلو… خب تقصیر خودته!”… برای این طرز فکرت واقعا متاسفم… من که این اجازه را به خودم نمی‌دهم در مورد اون دخترخانوم به راحتی تو قضاوت کنم… (اگرچه شخصا او را دختری سالم می‌دانم)، ولی حتی اگر فرض را بگیریم که بدتر از همانی باشد که تو فکرش را می‌کنی بازهم آن آقای معاون دانشگاه، هزاران بار، هزاران بار از آن دخترخانوم مقصرتر است… چون اولا ظاهرسازی و ادعایش تا عرش رسیده و ثانیا در یک محیط دانشگاهی که خودش معاونت فرهنگی! آن را برعهده داشته دست به این کار زده!
    اگرچه من هم مثل شما با افشاگری‌هایی که از این دست صورت می‌گیرد و این‌گونه منتشر می‌شود مخالفم…

  64. Amir ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۶:۱۶ ب.ظ

    زهرا خانم یادتون هست سر اون دختر دانشجوی هنر که استادش به روسریش دست زده بود اونم به شوخی چه مرثیه ای راه انداخته بودید؟ چه طور اونجا نگفتید تقصیره دختره ی پر رو هم بود؟ فکر نمی کنید قضاوتتون از یک طرفه بودن هم حتی گذشته؟!

  65. شاهین ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۶:۲۶ ب.ظ

    فقط اینو میدونم که اگر این اتفاق در یه کشور دیگه ای بود.. اصلا اون قدر اهمیت پیدا نمیکرد..مسئله این نیست که چرا معاون دانشگاه این کار رو کرده..که چرا نداره..مگه معاون دانشگاه دل نداره؟:))..؟..مسئله از نظر من اینه که کسانی که داعیه اسلام و انقلاب رو دارن و پشت میزهای دولتی مینشینن و پست های تعریف شده ای دارن..نقابی روی صورت خودشون دارن که یه دختری مثل این دختر دانشجو میتونه به راحتی اون نقاب رو برداره..وگرنه هم من و هم شما میدونیم که کل مسئله اصلا اون قدر ها هم مهم نیست..دو نفر با هم سکص داشتن..ولی اینکه اون دونفر در چه جایگاهی بودن مهمه..و کلا شاید این ماجرا یه تسویه حساب شخصی بوده.

  66. Ali ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۶:۳۴ ب.ظ

    زهرا خانمو شما کلا عادت دارید پستهای قابل دعوا بنویسید؟ :دی
    البته نظر شما هم محترمه.

  67. سعید شریف ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۷:۰۲ ب.ظ

    داوود جان اول منظور زهرا از فیلم کذایی , فیلم دروغی نیست و این کذایی به معنای دروغین نیست . از همین جا می شه فهمید که اهل مطالعه نیستی .
    بعدش از لحنت هم می شه فهمید که اهل درست بحث کردن هم نیستی
    بعدش هم زهرا جان بنده به شما حق می دم که کامنت های این فرد معلوم الحال رو پاک کنی . هر چند اگه نکنی نشون می ده که چقدر روح بزرگی داری

  68. رها ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۷:۱۹ ب.ظ

    فکر نمیکردم توی این جریان کسی هم از معاون اموزشی و استاد دانشگاهی که توی محیط کار پیراهنش رو به قصد انجام چنان کاری درمیاره دفاع کنه ، کلا میگم ، اصلا بحث تجاوز نیست ، حتی اگه این کار با میل دختر بوده باشه یا نه اصلا قضیه رو برعکس درنظر بگیریم دختره در صدد اغفال آقای معاون هم که بوده باشه !!! اینکار توی محیط آموزشی از طرف عمال کسانی که خودشون داعیه رهبری و پیغمبری و بری از خطا و اشتباه بودن و … دارند ننگین و شرم آوره …
    اما زهرا جان ، شما که دختره رو هم مقصر میدونی ، لطفا بگو انتظار داشتی دختره چیکار بکنه ،اصلا فکر کن دختره یه دختر بد و هرجایی ، اگه به خواسته های اون مرد تن میداد کار درستی کرده بود ؟ به نظر تو یه دختر هرجایی براش فرقی هم میکنه که با کی بخوابه ؟ فکر نمی کنی اگه اون همچین دختری بود از این موقعیت برای سرپوش گذاشتن روی بقیه کاراش استفاده میکرد ؟ این اولین و اخرین اتفاق این مدلی توی دانشگاه و ادارات ما نیست . من خودم خیلی دیدم و شنیدم و دیگران هم . جدا اگه خدای ناکرده شما جای اون دختر بودی چکار میکردی ؟ مطمئن باش اگه بدون سند و مدرک ادعایی میکردی نه تنها انگ میخوردی بلکه سرت رو هم زیر آب میکردند چون تو در موضع قدرت نبودی . یا باید باج میدادی یا سکوت می کردی !!
    من به شخصه شهامت دختره رو تحسین میکنم . آرزو میکنم کاش همه مردان و زنان ایرانی این شهامت رو می داشتند که زیر بار ظلم و حرف زور نرن … دریغ …

  69. مهدی ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۸:۵۵ ب.ظ

    اگه توی این پست به مملکت و نظام فحش میدادید کلی نظر موافق پیدا می کردینا!
    نمی دونم چرا آدمای دنیای مجازی یا دنیای حقیقی خیلی فرق دارن.درحالی که دنیای مجازی جزئی از دنیای حقیقیه!
    اصلا این جا همه دوس دارن اعتراض بکنن.
    با نظرات شما موافقم.کلهم اجمعین!!

  70. علی ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۹:۲۳ ب.ظ

    سلام،

    من وقتی نظر بالایی خودم رو در ۶ بند دادم، با تعدادی از دوستام در حین دیدن فوتبال استقلال (که سروری خودش رو بر پرسپولیس در یک بازی زیبا نشان داد!!) در این مورد بحث کردیم و موارد دیگری به ذهنم رسید.


    ۷- در یک جامعه مبتنی بر قانون این نوع حرکت دانشجویان در بر خورد با قضیه اشتباه هست، اما با توجه به موارد مشابهی که قبلا اتفاق افتاده و پیگیری نشده (مثل دانشگاه سهند یا زهرا بنی یعقوب در همدان)، اینبار هم ممکن بود به همون سرنوشت دچار بشه، در عین حال این آقا هم بیش از جرمش تنبیه می شه که چاره ای نبوده. در واقع هیچ تضمینی برای پیگیری قضیه در غیر این حالت نبود(؟)

    ۸- خودم فکر می کردم که شاید بهتر بود قبل از پخش در اینترنت به عنوان فشار برای پیگیری ازش استفاده می شد، که خوب دوستان گفتند که در این صورت اطلاعات یا حراست حرکت رو در نطفه خفه می کردند…

  71. محمد ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۹:۳۰ ب.ظ

    به دوست عزیزمون مهدی :
    - اینجا بحث سر این نیست که به چه کسی و چه نظامی فحش بدی و یا جانب داری اون رو بکنی . بحث بر سر اینه که خانوم زهرا گاهی اوقات ذهنیاتشون با ۹۸ % مردم فرق میکنه . اگر کسی مخالفت خودش رو عنوان نکنه انگار وجود خارجی نداره .

  72. سرباز معلم جنوبی ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۹:۳۷ ب.ظ

    نقدتان منصفانه بود برخلاف آن ها که فقط به دنبال هیاوهای سیاسی هستند ! این همه از جشن گفتید بعدا خودتون نبودید!؟

  73. سمیه ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۰:۰۷ ب.ظ

    زهرا خانوم سلام
    شاید اگر بعضی از جملات و استدلال ها را نمی آوردید لب کلام شما بیشتر مشخص می شد. مثلا استناد به رادیوها و رسانه های خارجی اینجا اصلا لازم نبود. یا اینکه فکر نکنم بشود اینجور بی محابا درباره شخصیت آن دختر قضاوت کرد.
    بسیاری از پیش فرض های شما برای من هم آشناست. اما به واقع این مسئله قبل از آنکه یک مشکل اخلاقی باشد تبدلی به یک مسئله اجتماعی شده. مسئله ای که متاسفانه نه در این دانشگاه که در جاهای دیگری هم ریشه دوانده. نحوه مواجهه ما با یک معضل اجتماعی با یک بد اخلاقی فردی بسیار متفاوت است.
    بعد هم مثلا خود شما. بسیار دیده ام وقتی عصبانی می شوید - و خیلی وقتها هم حق دارید- از تمام فکت ها و اتفاقات استفاده می کنید برای تحلیلتان. پس این از نظر روانشناسی قابل تحلیل است اگر امروز خیلی مسایل دیگری بغیر از این واقعه مطرح شود. مسایلی که در حاشیه این متن بوده و شما چندان از مطرح شدنشان راضی نستید.
    در هر صورت امیدوارم موفق باشید.

  74. شیما ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۰:۱۷ ب.ظ

    تیتر زدی هر دو به یک اندازه مقصرند ولی تمام متنت یه دفاعیه از مرده و سرزنشه دختره س!!!!

  75. ساتین ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۰:۱۷ ب.ظ

    رها و منصوره هم حرفهای جالبی مطرح کردند.
    موضوع اینه:
    “هیچ کس حق ندارد با سوء استفاده از مقام خود و توسل به تهدید و غیره آنهم در محیط کار با دختر یا زنی را به رابطه جنسی با خودش مجبور کند. چه آن دختر یا زن دفعه اولش باشد رابطه ج*نسی را تجربه می کند چه دفعه صدمش! چه از نظر خانم زهرا اچ بی از سلامت برخوردار باشد چه کمی تا قسمتی سالم نباشد!

    کی می خواییم اینو بفهمیم؟

  76. م ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۰:۲۱ ب.ظ

    فرص کنیم که دختر مشکل اخلاقی داشته‌است. اصلآ فرض کن که دختر رسمآ روسپی بوده‌است. وقتی به زور به رابطه‌داشتن با فردی مجبور شود٬ حق دارد از هر وسیله‌ای برای نجات خودش استفاده کند.
    بنابراین آن قسمت حرفت که گفته‌ای «این دخترک بار اولش نبوده که از این کارها می‌کرده» کاملآ بی‌منطق است. و از این جهت کارش کثیف نبوده.
    فرض کن رییس شما در اداره به شما پیشنهاد بی‌شرمانه بدهد. بعد هم بگوید اگر موافقت نکنی آبرویت را پیش خانواده و در میان کارمندان می‌ریزم. تو چه‌طور از خودت دفاع می‌کنی؟ البته با این فرض که رییست همه‌ی راه‌ها را هم بر تو بسته و به دستگاه قضایی و انتظامی هم امیدی نداری چون مدرکی برای اثبات بی‌شرمی رییس نداری؟

  77. ناشناس ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۰:۴۴ ب.ظ

    خودت میدونی داری چی میگی. فرضا دختره خراب باشه دلیل میشه که استاد دانشگاه آن کار را بکنه؟

  78. Mo ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۱:۰۵ ب.ظ

    زهرا جان من از شما امل تر و عقب افتاده تر توی این وبلاگستان ندیدم.تبریک میگم اول شدی

  79. پدرام ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۱:۰۵ ب.ظ

    نه خوشبین , نه بدبین , بلکه واقع بین باید بود .
    خوشبینی : یعنی ساده دلی کودکانه و عدم بلوغ سیاسی
    بدبینی : یعنی همه ی اخبارها و گزارشهای مستند را رد کردن و مشمول توطئه ی سکوت کردن .
    واقع بینی : یعنی عدم قیاس به نفس و داوری های عجولانه و محکوم کننده ونقد کردن اخبار

    سعی می کنم واقع بین باشم و نظرم را اینگونه بیان کنم :
    نکند دانا مستی , نخورد عاقل می ,
    ننهد مرد خردمند , سوی پستی پی
    چون خوری چیزی , کز خوردن آن چیز تو را ,
    « نی» چون «سرو» نماید به نظر« سرو» چو « نی» ؟
    گر کشی « عربده » , گویند که « وی » کرد , نه « می »,
    ور کنی « بخشش » , گویند که « می » کرد , نه « وی » .

  80. کلاغ ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۱:۱۴ ب.ظ

    سالهاست وبلاگ شما رو میخونم ولی تا بحال نظر نداده بودم. در طی این مدت در اکثر پستهاتون با مطالبتون موافق بودم ولی با این یکی کاملا مخالفم. شما گفتید معلوم نیست دختره چطور رفتار کرده، این هم شد دلیل. یعنی اگه یک زن رفتارش تحریک کننده بود مردها آزادن هر کاری بکنن؟
    در ضمن ایا قبول نداری که در هر دانشگاهی نمونه استادهایی هستند که به دختربازی معروفن؟
    البته قبول دارم که فساد فرد ربطی به سیستم نداره، ولی باید قبول کرد در جامعه ما بخاطر موضع گیریهای دولت و گزینش، افراد ریاکارشدن و همین به نظر من بیشترین ضربه رو به دین زده، کسی که به اسلام اعتقادی نداره وقتی می بینه همچنین آدمی حدیث درس میداده چه نتیجه ای می گیره؟
    کار دانشجوها هم اگر سیستم پیگیری در کشور ما شفاف بود و با حمایتهای پنهان از خاطیان عدالت قربانی نمی شد غلط است.

  81. دل‌زده ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۱:۲۲ ب.ظ

    درگوشی: درست حدس زدی، حساب کتابای دیگه‌ای توکاره

  82. نسی ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۱:۵۷ ب.ظ

    شاید یه پاپوشه انقدر زود همه رو محاکمه نکن.

  83. بولوت ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۱۲:۴۰ ق.ظ

    تاییدیه ؟

  84. بولوت ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۱۲:۴۳ ق.ظ

    (تاییدش نکن برا خوندن خودت می نویسم)

    می دونی تجاوز یعنی چی ؟
    حتی یه متلک گفتن هم تجاوز محسوب می شه
    این تیپ ادما حتمن نباید کاری کرده باشن همین که به دخترا نظر داشته باشن کافیه

    تو تاکید رو مذهبی بودنت داری
    خوب این بد نیست من خوشحال میشم که یه نفر واقعن از ته دل ادم معتقدی باشه

    ولی رفتارت اینو نشون نمی ده
    تو که نمی دونی اون جا چی شده و چه اتفاقی افتاده چرا نشستی به قضاوت ؟
    دختره سالم نبوده !
    من نمیدونم سالم از نظر تو یعنی چی ولی این رو می دونم هیچ کسی حق نداره بدون تحقیق و به اثبات رسیدن فکرش به هر دلیلی دیگران رو زیر سوال ببره

    اگه اون فیلم از نظر تو اون قدر زشته که لینکش رو نمی ذاری خودت به چه حقی اون فیلم رو دیدی ؟ ادمی که معتقد باشه هرگز چنین چیزایی رو نگاه نمی کنه
    تو که نگران ابروی دختر هستی به عنوان یه فرد می تونستی این فیلم رو نبینی

    یه بار به عنوان یه خواننده متنی که نوشتی بخونی می بینی پر از تهمته
    تو یه فیلم دیدی و یه خبر خوندی و تحلیلش می کنی و متهم می کنی
    از کجا می دونی چی به چیه ؟

    ببین من هیچ مشکلی با تو ندارم نه قصد توهین دارم نه تحقیر
    ولی فکر می کنم حق دارم نظرم رو بگم
    از نظر من محدوده ی دیدت کوچیکه
    تو این چند تا بحثی که زمینه های مذهبی دارن کاملن معلومه
    فقط اون چیز رو که دوست داری می بینی و تاکید به درست بودنش داری

    من تا حالا (از ته دل دوست دارم برداشتم اشتباه بوده باشه) این جوری برداشت کردم که هر کسی که کمی با معیارهای تو ناهماهنگ باشه
    ناسالم و فاسد و فاسق … خیلی چیزای دیگه س

    تو بحث چند وقت پیش راجب س..س
    صحبت از گناه کبیره کردی
    ولی همین گناه کبیره اگه یه صیغه خونده بشه می شه حلال
    پس بی دین و ایمونی نیست

    در مورد بزرگ کردن این مسئله و این که کیا به چه چیزی ربطش می دن حرفت منو یاد فتوای مراجعی می ندازه که می گن قمه نزنید چون خارجیا ازش استفاده یابزاری می کنن
    به همون اندازه حرفت بی منطقه
    فرض بگیر چنین چیزی شده و به قول خودت طرف قصد تجاوز داشته
    چون بعضیا ازش در جهت منافعشون استفاده می کنن باید ماست مالیش کرد ؟

    سکوتمون باعث شده وقتی می ری دانشگاه هیچ تضمینی نباشه که بهت نظر نداشته باشن
    این که ترس آبرو داشته باشی و متهم به ناسالم بودن و صداش رو درنیاری که چه پیشنهادی بهت شده باعث ادامه ی این چیزا میشه
    تو به عنوان یه دختر مذهبی از این عدم امنیت باید بیشتر از هر کسی ناراحت بشی
    اگه دختر از ترس حرفی نزنه و کارو به جنجال نکشه معلوم نیست چند نفر دیگه قربانی بشن

    مشکل از جامعه ی بیمار ماست که وقتی به یه دختر تجاوز می کنن دختره کرم داشته وقتی تو خیابون بهش متلک می ندازن باید از ترس ابرو و این که متهم به چراغ دادن نشه سکوت کنه

    واقعن اگه اون چیزیه که میگن درسته
    دختره یه قهرمانه که تو این جامعه ی بیمار حاضر شده به قول تو ابروش بره ولی اخرین کسی باشه که تو یه محیط فرهنگی چنین حیوونی بهش پیشنهاد کثیف می ده

    تا کی از ترس ابرو سکوت کنیم تا کی از ترس متهم شدن خفقون بگیریم
    درسته وقتی یه نفر قید همه چیز رو می زنه و می خواد کثافت بودن یه نفر رو فاش کنه حتی کسی که ادعای مذهبی بودن داره و باید با توجه به دستورات مذهبش تو این موارد محتاط برخورد کنه بهش تهمت می زنه
    ولی یه بار دوبار اگه برخورد سخت بشه دفعه ی سوم دیگه کسی جرات چنین کاری رو نخواهد داشت

    کاری ندارم کی مقصره ( اون مرد میتونه کاملن بی گناه باشه و اینا همش یه نقشه باشه برای خراب کردنش و می تونه عکس این باشه و اون مرد یه فرد فاسد باشه )ولی تو که بدون این که از تمام جوانب مطلع باشی قضاوت می کنی و متهم از همه مقصر تری

  85. مهدی ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۱۲:۵۶ ق.ظ

    من فیلم رو چندبار مرور کردم و به نظرم کاملاً برنامه ریزی شده بوده.واقعاً اضصراب اون مرده و کلافگیش و اون لحضه که پرده‌ها رو کنار کشید خیلی غصه داشت و اون پسرا کمال نامردی رو در حق این انسان برای رسیدن به اهداف خودشون کردن.
    *کاملاً با شما موافقم*

  86. ناشناس ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۱۲:۵۶ ق.ظ

    dorost mozo ro nemidony neshatid to tehran nazar midid
    dokhtare tahdid be ekhraj mishe magar inke tan be inkar bede onam be doostash mige va barname rizy mikonan ke hata dokhtare walkman mibare ta sedaro zabt kone va ghabl az kar ba mobile dokhtare zang mizane ta ona ghofle daro beshkanan biyan to

    hala har vaght be to bezoor khastan tajavoz konan migim khode dokhtare moshkel dare
    mesle inke pesary to khyeboon behet tike bendaze ma begim hatman kerm az dokhtare bode
    man omidvaram aghaye madady be ashad mojazat berese , negarane khanevadasham nabash mige hatman sighash boode va sighe dar eslam savabam dare

    valy motmeynam na barkenar mishe na mojazaty mishe
    va dokhtare ham tahte feshar mizaran ke shekayaty nadashte bashe be hamin rahaty tabraye mishe

  87. آلوچه! ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۱:۰۱ ق.ظ


    هردم از این باغ بری میرسد .:. تازه تر از تازه تری میرسد
    به به!
    همین یکی رو کم داشتیم که دانشگاهامون به این وضع بیفتن.
    دیگه جنسمون جوره!
    من اصلا به مرده و دختره کاری ندارم. هر کاری کردن پای خودشون.
    ولی پخش شدن این فیلم اصلا و ابدا کار درستی نبوده. فکر کنم جرمش از اون دو نفر بیشتر باشه. چون امنیت و اعتماد رو از بقیه سلب کرده. الان دیگه همه به دانشگاه ( چه خوبش چه بدش ) بدبین شدن.
    من دلم برای اون پدر و مادری میسوزه که یه عمر بره یه بچه زحمت کشیدن تا بره دانشگاه و به یه جایی بره بعد اونوقت این خبر رو میشنون.
    واقعا که اسفباره…

  88. ehsan ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۲:۵۶ ق.ظ

    khanome zahra man pishnehad mikonam az emshab har shab doa kon dokhtare onkare bashe ke gofty tohmate bozorgy ro be kasy zady ke agar majzloom bashe ghodrate defa az khodesho nadare va dar akherat bayad javabgoo bashy fekr mikonam kary ke to kardy az kare dokhatare marde badtar bood shayadam dorost begy valy omidvaram akherat majboor nashy javab pas bedy

  89. Silence ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۳:۰۱ ق.ظ

    بهترین روش رسوایی بوده…
    روشی غیر از این نمی تونست این همه صدا به پا کنه…
    تازه همه این ها به فرض این هست که این چیزی که شما می گید روش صادق باشه…یعنی نقشه ای از پیش تعیین شده باشه…

  90. نگاه ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۴:۱۷ ق.ظ

    خیلی وقتها خواستم اینجا بگم جانا سخن از زبان ما میگویی اما نمیدونم چرا همیشه سکوت کردم ! این بار ولی میگم !…من هم از دیشب تا حالا همش دارم به بچه های اون مرده فکر میکنم …به همسرش …حتی به خودش ! نمیدونم داریم به گجا میریم اما واقعا آدمهایی که این جوری آبروی یکی را (به بدترین وجه ممکن) میبرند عذاب وجدان ندارند؟! در مورد دختره هم خدا میدونه اما من شخصا حتی اگر مطمئن بودم که کسانی هستند که بیان نجاتم بدهند و با ضبط و همه ی تجهیزات هستم باز هم حاضر نمیشدم اونجا برم … البته الله اعلم!

  91. هومن ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۴:۳۸ ق.ظ

    ( دوم اینکه مطمئن باشید دختره هم یک دختر سالم نبوده. یعنی دختری نبوده که اولین بارش بوده!)

    با همه وجود دارم سعی می کنم خودم رو کنترل کنم تا هیچ حرف زشتی از دهنم خارج نشه.
    زهرا خانم اینجور که شما می تونی به نیت آدمها پی ببری، حضرت محمد هم قادر نبوده، آتش خدا بسیار سوزنده خواهد بود.
    والسلام

  92. هومن ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۴:۴۴ ق.ظ

    زهرا خانم برات آرزو نمی کنم که در چنین موقعیتی قرار بگیری، اما فرض کن در چنین موقعیتی قرار گرفتی و از طرفی به خاطر مشکلی که داری (حالا لزومن نه اینکه مشکل اخلافی داشتی، مثلن مشکل مالی یا هزار و یک دلیل دیگه) در چنین موقعیتی قرار گرفتی که مجبوری به حرف رییست گوش بدی و اون تو رو مجبور کنه به سکس، بگو تو این حالت چیکار می کنی؟ (اگه بری شکایت کنی، رییست خودش رو می زنه به کوچه علی چپ و از تو به خاطر تهمت زدن بهش شکایت می کنه، اگه به خواسته اش تن ندی، از کارت اخراجت می کنه، در این حالت چیکار می کنی؟ آیا کاری غیر از این دختر انجام میدی؟ سعی نمی کنی اون فرد رو سر بزنگاه دستگیرش کنی که هم حرفت ثابت بشه، هم اینکه تن به فحشا ندی؟)

  93. فرهاد ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۵:۰۴ ق.ظ

    همشیره گرامی
    به یه نفر میگن تا حالا تو یه موقعیتی گیر کردی که نه راه پس داشته باشی و نه راه پیش؟
    گفت آره ، یه بار اره تو ماتحتم رفته بود و …
    خانم عزیز
    شما جای آن دختر بودید چه می کردید ؟ لابد درس را رها می کردید و دنبال خانه داری می رفتید و اجازه می دادید تا این خبیث دختر دیگری را طعمه خود کند !
    خیر ، بهترین کار همانی بود که او کرد ، رسوا کردن استاد حدیث و ادبیات دانشگاه !

  94. علی ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۵:۱۰ ق.ظ

    خدا آبروز هیچ بنده ای رو نمیریزه مگر اینکه بر گناه اصرار شود. معلم و استاد امانتدار جامعه هستند اگر نتوانند ای ن بار را تحمل کنند باید کار دیگری پیشه کنند چون امانتداری علم درون میخواهد نه علم نوشته شده ماانسانها.
    مطمئن هستم فردی که امروز آبرویش رفت دیگر خداوند نیز نخواست بیشتر از این کارهایش ادامه یابد.
    متاسفم که امروز میبینم حقی ضایع میشود بخاطر سیاست بازی های غلط. من هم چند سال در سیستم اموزش عالی بودم و هستم. دیدم همکارانی که رسم امانتداری را ندانستند. خدایا ما را چه میشود. حق را پشت سیاستهای زشت خود پنهان میکنیم تا که نانی درآوریم در حالی که نان دهنده واقعی خودت هستی
    متاسفم خانم محترم که اینگونه نوشتید. ذهنیت سابقم نسبت به این وبلاگ کاملا تغییر کرد

  95. بی ناموس ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۵:۲۹ ق.ظ

    ملت ایران بی غیرت بی ناموس است دختر بچه هایشان را میفروشن وکسانی را اجازه می دهند حکومت کن که به بچه هایشان تخاوز کند یا انها را بگش تا این عمر ننگین را سپری شود

  96. نادر ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۶:۰۲ ق.ظ

    من فقط آرزو می کنم که روزی برسدکه:
    ۱) آنقدر شهامت داشته باشیم که قبول کنیم اشتباه کرده ایم ولو به قیمت آبرو و …. (عاقل آنست که اندیشه کند آخر کار)
    ۲) اصلاح و تربیت را ابتدا از خود شروع کنیم
    ۳) آنقدر آزاده باشیم که از پست و مقام خود سوء استفاده نکنیم
    ۴) برای رسیدن به هدف وسیله را توجیه نکنیم
    ۵) انسان باشیم و به شخصیت دیگران و خود احترام بگذاریم
    اگر دقت کنید اینهایی که گفتم خیلی هم سخت نیست کافیست فقط آزاده باشیم و برای چند ساعت اضافه کاری بیشتر یا نمره قبولی دانشگاه یا گرفتن وام و یا …… خود را خوارو ذلیل نکنیم حرمت امامزاده به متولیش هست (دختر و پسر/ رئیس و مرئوس / استاد و دانشجوفرقی ندارد…)

    اینهم برای ختم کلام:
    در خبرها خوندم که یک قاضی ایتالیایی در حکمی گفته که ارتباط جنسی با زور و تهدید با خانمی که شلوار جین تنگ پوشیده باشد “تجاوز” به حساب نمی آید چون شلوارهای تنگ امروزی را بدون رضایت طرف نمی توان از پاش درآورد!!!!

  97. امیر ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۶:۱۳ ق.ظ

    فکر کنم خیلی بی‌انصافی داری می‌کنی. این طور که تو توضیح ماجرا نوشته بودن، اول جناب آقای دکتر مددی به اون خانم پیشنهاد داده و بعد با دختره قرار می‌زاره برای ساعت هفت شب که دانشگاه خالی باشه. دختره هم با دوستاش صحبت می‌کنه و با موبایل روشن و (یه جا خوندم واکمن) می‌ره تو اتاق یارو.
    این طوری که من خوندم این کاملا یه نقشه بوده که اون جناب دکتر در حین (لحظاتی قبل) ارتکاب جرم داشته باشن که بتونن ثابت کنن که یارو این کارست.

    من واقعا به شجاعت اون دختر آفرین می‌گم که حاضر شده با وجود آدم‌هایی مثل تو (برای همین هم هست که یکی از شرایط بچه‌های زنجان این‌ه که اسم دختره مخفی بمونه) این کار را انجام بده.

    من فکر کنم این داستان همین‌طور که من گفتم تو خبرنامه‌ی امیرکبیر هم نوشته شده. حالا تو چطور حاظر شدی این توهین (که اولین بارش نبوده) را به اون دختر بکنی (با این که خودت یه دختری) خیلی برام عجیب و غیر قابل هضم‌ه.

  98. صبا ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۶:۲۶ ق.ظ

    زهرای عزیز
    من کاری به سایت میدان ندارم
    و اصلا مطالبشو نخوندم
    چیزی که واضحه اینه که این آقا قصد ت ج ا و ز به این دختر خانمو داشته که باید به مجازات عملش (حداقل حبس و شلاق) برسه .
    من واقعا تاسف میخورم وقتی یه دختر بیچاره اینطوری مورد هتک حرمت قرار میگیره ، اونوقت همجنسای مسلمونش میان اینطور برعلیهش حرف میزنن و آبروشو میبرن

    خدایی بگو اگه خودت بودی ، اگ خودت جای اون دختر بودی چیکار میکردی؟ با کساییکه اینطور آبروتو میبردن چیکار میکردی؟
    اینکه ما تو دستگاههای دولتی مفاسد اخلاقی زیاد داریم ،دلیل نمیشه که باهاشون برخورد قاطع نشه
    اون آقای نامحترم اگه آبرو داشت با آبروی این دختر بیچاره بازی نمیکرد!

  99. علی ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۶:۴۷ ق.ظ

    سلام
    کاملا با نظر شما موافقم.فیلم رو که دیدم خیلی ناراحت شدم.هم به خاطر کارهای اون مرد و نیت بدش هم به خاطر کارهای دانشجو ها. اونا شاید حق داشتند اونو به پلیس لو بدند اما به هیچوجه حق اینو که فیلمش رو پخش کنند و تو کل ایران آبروش رو ببند نداشتند و اگه در این مورد قصدی داشتند باید بهش رسیدگی بشه.درسته کار اون مرد هم زشت بود و نمیشه ازش گذشت اما آیا واعا باید به این طریق آبروش رو برد…..در هر کاری راه درست رو باید انتخاب کرد

  100. هومن ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۷:۲۱ ق.ظ

    زهرا خانم بهت توصیه می کنم اندکی نهج البلاغه بخونی و نگاه کنی به رفتار حضرت علی با مسولین، در مواردی که مسولین از قدرت سو استفاده می کنند به شدت توصیه شده که هر چه تمامتر رسوا بشند، گناه مسولین با گناه مردم عادی فرق داره، در مورد مردم عادی باید ستار بود، ولی در مورد مسولین اصلن ذره ای نباید کوتاه اومد. متاسفانه توی ایران برعکسه. (توصیه می کنم قبل از اونکه راجع به دینی تبلیغ کنید اول راجع به اون دین مطالعه کنید، نهج البلاغه بخونید بانو).

  101. ساتین ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۷:۴۵ ق.ظ

    کلاغ:اگر سیستم پیگیری در کشور ما شفاف بود و با حمایتهای پنهان از خاطیان عدالت قربانی نمی شد…
    دقیقا همینه.
    اونهائی که میگن نباید فیلم پخش می شد و زهرائی که میگه: میتونست این ماجرا به نحو دیگه ای خاتمه پیدا کنه و حساب هر دوی اینها کف دستشون گذاشته بشه!
    خبر ندارید تو بیدادگاه هامون چی میگذره.
    اگه خاطی ها مجازات می شدند و اگه حق نا حق نمی شد به این کارها نیاز نبود.
    خانم زهرا چقدر آدم باید از اوضاع جامعه اش بی خبر باشه که اینو بنویسه!
    میدونی یه دختر بدون این اقدامات رسوا کننده بره و شکایت کنه که یکی از مسئولین بهش نظر سوء داره و مزاحمش میشه نتیجه شکایتش چی خواهدشد؟
    اگه همین فیلم منتشر نمی شد قضیه رو به نحو دیگه ای به سمع و نظر ما بینندگان محترم ! می رسوندند.

  102. مَتَتی ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۸:۰۴ ق.ظ

    با نظرات مطرح شده در این پستت کاملاً مخالفم. توضیح:
    http://mattati.blogspot.com/2008/06/zanjan.html

  103. ناشناس ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۱۰:۰۴ ق.ظ

  104. نازلی ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۱۰:۱۹ ق.ظ

    امید وارم توی چنین موقعیتی قرار بگیری .شاید اونوقت انقدر راحت پشت کامپیوتر ات نشینی و تایپ کنی(دوم اینکه مطمئن باشید دختره هم یک دختر سالم نبوده. یعنی دختری نبوده که اولین بارش بوده! اصلا هر دختری قادر به همچین کاری نیست…)
    ولی واسه هر دختری قادره که یه حرومزاده ای مثل مددی بهش تجاوز کنه.

  105. سبزه خانوم ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۱۰:۳۲ ق.ظ

    اینکه یک دختری واقعا برای رو شدن دست یک مسوول دانشگاهی جاضر به انجام همچین کاری شده …به نظر من تا حد زیادی شجاعت و البته تا حدی هم حماقت است….ولی شجاعتش ستودنیست…لااقل با وجود این فیلم جایی برای دفاع از جانب آقای مسوول دانشجویی باقی نمی ماند…و همکارانش و مسوولان به راحتی نمی توانند این قضیه رو مثل خیلی قضایای دیگه ماست مالی ! کنند…ضمن اینکه آن آقای معاون دانشجویی کذایی! که انقدر احمق بوده که در دفتر کارش! قصد انجام همچین برنامه ای رو داشته یک جورهایی حقش است که اینطور رسوا شود…واقعا شرم آور است که همچین کسانی مسوول اداره دانشگاه ها باشند..آن هم در مملکتی که در آن اینهمه ادعای پای بندی به اخلاقیات ! وجود دارد…فساد اخلاقی در دانشگاه ها خیلی بیشتر از این هاست..و در هرجای این کشور عزیز …تازه این یکی از نمونه ها ی لو رفته اش است….
    اصلا آمدیم و آن دختر فاسد بود…آن دختر این کاره بود…اصلا آمدیم و همان دختر این آقا را تشویق به انجام این کار کرده بود…یعنی یک مسوول دانشگاهی با این پست و وجه ی اجتماعی نباید انقدر شعور ! داشته باشد که بفهمد در شانش نیست این جور مسایل در محیط دانشگاه .. آن هم در دفتر کارش !!!

  106. amir ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۱۱:۲۹ ق.ظ

    اگه طرف به خودت تجاوز کرده بود هم همینو میگفتی؟

  107. کلاغ ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۱۱:۳۱ ق.ظ

    یه سوالی داشتم از همه کسانی که میگن نباید آبروی این فرد ریخته میشد؟
    اولا مگه شما نهج البلاغه رو نخوندید؟ حضرت علی پوست کله کارگزار خطاکارش رو کند. یعنی عقل حضرت علی به این نمی رسید که خانواده اش چه گناهی کردن؟ مساله این فرد به نظر من از خانواده اش جداست و این جامعه مزخرف ماست که تا یه بابایی یه غلطی می کنه همه به خانوادش ربطش میدن.
    خود دانشجویانی که این بابا رو رسوا کردن گفتن که ما برنامه ریزی کرده بودیم.
    در ثانی این فرد یه مسئول بوده که بچه های مردم زیر دستش بودن و وقتی همچین خطایی می کنه باید اینطور باهاش برخورد بشه. حتی اگه فرض کنیم این بابا اهل این حرفها نبوده و دختره و دوستاش روی دلایل سیاسی براش نقشه کشیدن، اشکال از خودش بوده که در برابر دختره نتونسته مقاومت کنه

  108. بی تا ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۱۲:۰۶ ب.ظ

    فقط کاش می شد حرف نزنی یعنی می شه؟

    حضرت علی تون مثلا چشماش می بست که بگه ندیدم اون وقت تو بچه مسلمون نزدیک که نبودی ببینی فقط دهنرو باز کردی که مثل آب خوردن به یکی مثل خودت راحت تهمت بزنی

    برات از ته قلبم آرزم می کنم دقیقا تو همیچنین موقعیتی قرار بگیری تا این طور راحت بالای منبر نری

  109. شاهرخ ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۱۲:۱۰ ب.ظ

    هرچی فکر می کنم نمی فهمم تو چه جوری تونستی به دختری که حتی نمی شناسی تهمت بزنی که دفعه اولش نبوده!! به خدا از تویی که اینهمه دم از اعتقاد و این حرفا می زنی بعیده! هنوز