نگاه یک شخص ثالث به جشن پرشین بلاگ

* راستش من توی مراسم پرشین بلاگ شرکت نکردم. ولی خوب اکثر گزارشاتی که بلاگرها نوشتن (و توی بخش لینکهای مرتبط همین پائین اومده) رو این چند روزه خوندم. بیشتر میخوام نظرم رو به عنوان یک شخص ثالث بگم! ثالث به این خاطر که من نه شرکت کننده بودم و نه برگزار کننده.

معمولا توی هر جشنی، به خصوص وقتی قراره به یک عده جایزه بدن، جذابترین بخش اون جشن برای یک بیننده بخش اهدای جوایز هست و اینکه کسانی که جایزه میگیرند برن بالای سن، بقیه اونها رو ببینن و حتی اگه برن پشت میکروفن چند کلمه ای هم صحبت کنند که دیگه چه بهتر… ضمن اینکه عرف ایجاب میکنه قبلش یه فیلمی اسلایدی چیزی از اونچه که باعث شده فرد منتخب بشه و جایزه بگیره نشون داده بشه (در این مورد میتونست معرفی اجمالی و یک دقیقه ای وبلاگ فرد باشه)
معمولا توی همه جشنهای ما اونقدر برنامه سخنرانی و مطالب بی ربط گنجونده میشه که اصل کاری فراموش میشه. البته بگم که این اصل کاری بیشتر پسند شخصی منه و ممکنه شماها چیز دیگری رو بپسندید…

ظاهرا جشن پرشین بلاگ، همون طور که از اسمش معلومه جشن تولد پرشین بلاگ بوده و نه جشنی برای وبلاگ نویسان برتر و تقدیر از اونها! چرا که طبق گزارشات این بخش قضیه ظاهرا خیلی خیلی کمرنگ بوده!!! و متاسفانه میشه گفت پرشین بلاگ یه جورایی از این مسابقه استفاده ابزاری کرده برای اینکه ۶ سالگی خودش رو جشن بگیره!
نگاهی به برخی گزینه هایی که شرکت کننده ها نوشتن بکنین: انتخاب مطالبی بی ربط از وبلاگ، مشخص نبودن دقیق برنده ها در گزارشات مختلف، انتخاب وبلاگها و برندگانی که اصلا توی لیست نبودن ولی پرشین بلاگ به دلایلی اونها رو انتخاب کرده، مشخص نبودن جوایز، عدم معرفی صحیح برنده ها، عدم هماهنگی برای حضور برنده ها، عدم اطلاع از حضور برخی ها در سالن و… عدم انتخاب حداقل یک نماینده از وبلاگ نویسان که مسئول هماهنگی باشه، برگزاری صد در صد جشن توسط خود پرشین بلاگیها (طبیعتا همه چیز رو به نفع خودشون خاتمه داده). دیگه ببینین اونایی که از راههای دور اومده بودن چقدر بهشون سخت گذشته و یا اینکه کلا کسانی که شرکت کردند چقدر حرص خوردند! من فقط و فقط به عنوان نمونه عین ایمیلی رو که برای من ارسال کردن با حذف شماره خانوم پولاد زاده اینجا درج میکنم:

ایمیل اول خانم پولادزاده:

با سلام حضور شما. به اطلاع می رساند، وبلاگ زهرا در نظرسنجی پرشین وبلاگ حائز رتبه ممتاز گردید. خواهشمند است جهت هماهنگی برای دریافت جایزه و شرکت در مراسمی به همین مناسبت تا تاریخ ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ همه روزه از ساعت ۱۶ تا ۱۹ با شماره … تماس حاصل فرمایید. باتشکر. اقلیما پولادزاده

جواب من:

سلام خانم پولاد زاده، میتونم بپرسم من چندم شدم؟ و آیا لازمه که بیام یا نه؟

جواب خانم پولادزاده:

با سلام، شما یکی از سه رتبه برتر هستید، چنانچه تمایل دارید در مراسم شرکت کنید لطفا با تلفن من تماس بگیرید. با تشکر، اقلیما پولادزاده

حالا توجه شما رو به لیست برنده ها و مقام خودم جلب میکنم!! همونطوری که میبینین من نفر پنجم هستم! در حالیکه توی ایمیل گفته شده من یکی از سه نفر اول هستم!!! توجه کنین که عین این ایمیل اقلا برای صد تا وبلاگ نویس دیگه هم فرستاده شده! فکر نمی کنین این کار یه طورایی سوء استفاده ابزاری از حضور اون وبلاگ نویس محسوب میشه؟!!  بازم خدا رو شکر من به دلایل شخصی (قضیه عکس گرفتن و اینها) اصلا مراسم رو جدی نگرفتم و گرنه یکی از N نفری محسوب میشدم که بیام گزارش بنویسم و غر بزنم:)

* خداییش بازم صد رحمت به جشن ۴-۵ سال پیش که الان دقیق یادم نیست ماهنامه دنیای کامپیوتر و ارتباطات برگزارش کرده بود و یا جای دیگری. هر چند اونم کم و کاستی هایی داشت اما چون تقریبا اولین مسابقه وبلاگ نویسان برتر بود، من یادمه کلی از وبلاگنویسان قدیمی و معروف (حتی برخی سیاسی هاشون که الان ایران نیستند) توش شرکت کرده بودن و من اکثرشون رو دیدم و حتی برای گرفتن جایزه رفتن بالای سن. توی اون مسابقه حداقل اینکه چند تا دسته بندی وجود داشت و وبلاگا در هر دسته ای برتر محسوب میشدن. ضمن اینکه ویژگی دیگه ای که داشت این بود که یه سری رو هیات داوران به انتخاب خودشون منتخب کرده بودن تا حرف و حدیث دیگه ای نمونه…

* به نظر من اینجور جشنها رو باید خود وبلاگ نویسها برگزار کنن! متاسفانه هنوزم گروههای وبلاگی ما به اون صورت شکل نگرفتن و اکثرا با هم مخالفتهای لفظی داریم و به اون صورت اتحاد درست و حسابی توی وبلاگ نویسا نیست. نمیدونم نظر شخصی من اینه که تا زمانی که ارگانهای خاصی بخوان همچین مسابقه ای رو برگزار کنند طبیعیه که بخشیش رو برای خودشون تبلیغاتی کنن! (البته دیگه نه اینقدر که پرشین بلاگ شورشو در آورده!!!)

* و اما لینکها و گزارشات مرتبط (که من دیدم):
۱- جشن پرشین بلاگ
۲- گزارش ازجشن تولد ۶ سالگی پرشین بلاگ
۳- اندر جشن پرشین بلاگ
۴- گزارش مصور و لحظه به لحظه از جشن شش سالگی پرشین بلاگ
۵- گزارش جشن پرشین بلاگ ورژن ۵/۷
۶- مراسم معرفی پرشین بلاگ به صد وبلاگ نویس برتر!
۷- در جلسه ششمین سالگرد تولد پرشین بلاگ چه گذشت؟
۸- پراکنده هایی از جشن
۹- جشن تولد پرشین بلاگ
۱۰-گل سرسبد سوتی‌های مراسم
۱۱- جشن پرشین بلاگ، من بودم اما تقدیر نبود
۱۲- گزارش از جشن پرشین بلاگ
۱۳- تشکرستان وبلاگستان

* اگه دقت کنین می بینین که اکثریت قریب به اتفاق گزارشات معترض بودن به نحوه برگزاری. بازم صد رحمت به گزارشات خالی بندی اعضای توئیتر که کلی از برنده ها رو فرستادن روی سن و براشون کف و هورا زدن:)) اگه اون خالی بندی ها واقعیت داشت، خداییش مراسم خیلی باشکوه تر می شد:))

۲۸ نظر

  1. قارقارک ۱۳۸۷-۰۳-۲۶، ۳:۴۸ ب.ظ

    موافقیم :)

  2. یک فتحی ۱۳۸۷-۰۳-۲۶، ۳:۵۲ ب.ظ

    عجب سوتی جالبی از خانم پولادزاده در آوردی :)

    به نظر آنهایی که شرکت کرده بودن و روی سن رفتند رتبه هایشان یک خورده بالاتر رفته است و طبیعتا رتبه وبلاگ من که به روی سن نرفتم از رتبه دوم به رتبه سوم رسید. روده درازی نکنم اما حتما شما هم عین من بعد از برگزاری نظر سنجی تقلب کردید و در یک عملیات حرفه ای تقلبتون رو شده! به من که گفتن بعد از جشن تقلب کردم :)

  3. مریم - صندوقک ۱۳۸۷-۰۳-۲۶، ۴:۰۷ ب.ظ

    متاسفانه کار بسیار بدی در این زمینه انجام گرفت شاید اگر متولی این امر پرشین بلاگ یکی از قدیمیترین هاست ها وبلاگ فارسی نبود موجه تر بود . راستی ممنونم که که مطالبم از نظر ارزش خوندن داره.

  4. مداد ۱۳۸۷-۰۳-۲۶، ۴:۰۸ ب.ظ

    من سوالم اینه چرا بلاگفا جشن تولد نمی گیره …؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  5. پدرام ۱۳۸۷-۰۳-۲۶، ۴:۲۱ ب.ظ

    جدیداً ( البته نه همچین جدید جدید ) انتخاب برندگان از روی نرخ مکالمات موبایل الگو برداری می شود , «هرچی بیشتر حرف بزنی گرونتر میشه ! هرچی دیرتر تماس بگیری آخرتر میشی !»
    امسال که گذشت, اما سال آینده بدون که معیار فوق که به معیار « همه با هم برابرند ولی بعضی برابر ترند» به ثبت رسیده , ملاک عمله و هر وقت یکی گفت : از فلان ساعت تا فلان ساعت تماس بگیر تا سوم شی تو پشت بندش زنگ بزنی .
    فقط این موضوع را به کسی نگو . این یه راز بود بین من و علی دایی و یکی که نمی تونم اسمش را بت بگم . ولی من به تو گفتم که نگی :نامرد!

  6. سپیده ۱۳۸۷-۰۳-۲۶، ۴:۳۹ ب.ظ

    چی بگم…

  7. پدرام ۱۳۸۷-۰۳-۲۶، ۴:۴۳ ب.ظ

    بگو : کشتم شپش شپش کشه شش پا را

  8. پدرام ۱۳۸۷-۰۳-۲۶، ۴:۴۴ ب.ظ

    سپیده خانم ششمی بودی .

  9. تقریرات ۱۳۸۷-۰۳-۲۶، ۴:۴۷ ب.ظ

    موفق باشید.

  10. صبورا ۱۳۸۷-۰۳-۲۶، ۵:۰۷ ب.ظ

    عجب

  11. mohsen ۱۳۸۷-۰۳-۲۶، ۶:۳۹ ب.ظ

    سلام
    راجع به ازدواج موقت اگه میخواید بدونید اینجا بیاید
    منتظرتونم
    یه جوون سی ساله

  12. حسین تجویدی ۱۳۸۷-۰۳-۲۶، ۶:۴۲ ب.ظ

    عدم بیان آنچه باید بیان شود بزدلی است !

    خطاب به این گوساله با نام تاشار :

    ابله در فضای انقلاب آخوندی کس مذهب نزن … شاشیدم به هر چی مینیمالیست از خودگذشته و مثلا طرفدار اصلاحاته…
    گوسفند بفهم که آزادی پوشش بسیار متفاوت با مانتوی تنگ تن کردن و شال روی سر انداختنه …
    مردم همچنان ابله تر از آنند که تصور می کردم ! دیگران را به گه خوری دعوت نکن …تو خودت بخور …به دیگران تعارف کردن پیش کش …. زنک یا مردک طوری زر می زند گویا قبل از او کسی زری بر این مبنا نزده : که بروید تحقیق کنین و کشف کنید چقدر زیباست این حجاب !
    یاوه ی مذهبی زدن به همان اندازه متحجرانه است که کس روشن فکری زدن و مینیمالیست بودن ریدمان تر از این هر دو !
    توی گوساله که لذتش را کشف کردی و بوی گند معنویتت مشام ما را آزار داده کافی است از ما دعوت نکن سر در این دیگ کثافت معنویت فرو بریم …
    ترکیه هم گهی خورده تا خود را هر چه بیشتر به اروپا شبیه کند درحالی که هنوز متصدیان هتل هایشان دو کلمه انگلیسی نمی دانند و مردمانش هنوز به همان به فرهنگی ۱۵۰ سال پیششان هستند و سر یکدیگر را بابت ۱۰ لیر می برند.
    این یک تقلید کورکورانه و مضحک است .جدی نگیردش … این تصمیم گرفته شده از روی کاردانی و تعمق در مسایل پیرامون نیست
    و اما در مورد فرانسه ی کبیر داستان بسیار متفاوت است و مسئله ممنوعیت حجاب مسلمین در مکان های آموزشی به حق تبیین شده زیرا سال هاست که مسلمانان الجزایر و دهاتیهای آفریقایی سعی در تخریب فرهنگ عظیم فرانسه ی عزیز دارند و اخیرا هر ابلهی بار و بندیل را از زیمبابوه و اتیوپی جمع کرده و به پاریس و استراسبورگ عظیمت کرده …
    و این قانون هم تنها در مکان های آموزشی صحت دارد نه در مکان های آزاد عمومی !
    و این به دلیل اعتراضات شدید مردم کشور فرانسه هست و والدینی که نگران بد آموزی های مسلمین در مکان های آموزشی شان هستند هست
    و حق دارند زیرا تصور کنید یک مسلمان الجزایری بی فرهنگ همراه با حجاب وارد یک مکان آموزشی شود و به عنوان یک الگو به بچه هایی که آینده ی کشور عزیز فرانسه و اروپای بالغ هستند تدریس کند … و همه ی ما می دانیم که هر والدینی دوست دارند بچه شان را به شیوه خودشان پرورش دهند و این الگوهای ختنه شده ی بی وجدان عظمت فرهنگی را زیر سوال می برد که رنسانس زیبا را از سر گذرانده …
    تاریخ هنر و معماری جهان را از سر گذرانده … نوید انقلاب صنعتی جهان را از سر گذرانده …

  13. پسری با کفشهای کتانی ۱۳۸۷-۰۳-۲۶، ۷:۵۷ ب.ظ

    بنده هم با حرف شما کاملا موافقم…

  14. پدرام ۱۳۸۷-۰۳-۲۶، ۸:۲۹ ب.ظ

    تاشار
    اشار باشار پاشار تاشار ثاشار جاشار چاشار حاشار خاشار داشار ذاشار راشار زاشار ژاشار ساشار شاشار صاشار ضاشار طاشار ظاشار عاشار غاشار فاشار قاشار کاشار گاشار لاشار ماشار ناشار واشار هاشار یاشار.
    فهمیدی یا نه ؟ اگه نفهمیدی بگو !!!!!!!!!!!

  15. همشهری جواد ۱۳۸۷-۰۳-۲۶، ۸:۳۳ ب.ظ

    این متنیه که برای من اومد…دقیقا هم همین شد…جوسازی ممنوع
    با سلام حضور شما .
    به اطلاع می رساند ، وبلاگ همشهری جواد در نظرسنجی پرشین بلاگ حائز رتبه اول گردید . خواهشمند است جهت هماهنگی برای دریافت جایزه و شرکت در مراسمی به همین مناسبت تا تاریخ ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ همه روزه از ساعت ۱۶ تا ۱۹ با شماره ********** تماس حاصل فرمایید . باتشکر . اقلیما پولادزاده
    نویسنده:
    روابط عمومی پرشین بلاگ

  16. همشهری جواد ۱۳۸۷-۰۳-۲۶، ۸:۳۴ ب.ظ

    به صورت کامنت خصوصی بود ایمیل نبود…

  17. سرباز معلم جنوبی ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۲:۱۳ ق.ظ

    سلام
    من هم در مورد جشن مطلب نوشتم البته با دید یک برنده !

  18. نگار ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱:۰۶ ق.ظ

    سلام
    احتراماً “گزارش ها” صحیح است و نه “گزارشات”.

  19. ع.ش.ق ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱:۰۷ ق.ظ

    در دو سال اولی (سال ۸۲ و ۸۳) که در مسابقات برترین وبلاگ رتبه ادبی آوردم، یادمه که از شرکت در اینگونه جشن ها سرخورده شدم و دقیقا همین ماجرا بود و یادم نمیاد که به روی سن رفته باشم یا حتی اسمی در اون جشن خونده بشه. بلکه معرفی اسپانسر ها و بیان خاطرات مجری و … وقت برنامه رو پر می کرد و اینطوری که معلومه در سالهای غیبت من این روند همچنان ادامه داره. البته خود شما هم اون سالها برنده بودین و حتما جزئیاتی از مراسم یادتون هست.

    من از اون روزهای پر انرژی برای وبلاگ نویسی فاصله گرفتم و وبلاگم هم دیگه ادبی نیست. اما دوتا نکته رو میخوام اشاره کنم. یکی اینکه به نظر من وبلاگ نویس ها دیگر یک گروه خاص اجتماعی نیستند و لزومی نداره که صنف وبلاگ نویسان یا گروه هایی با مضمون احتماعات وبلاگ نویسان تشکیل بشه. وقتی وبلاگ نویسی تبدیل به یک پدیده فراگیر اجتماعی میشه صاحبان وبلاگ ها همون افراد معمولی جامعه هستند که فقط زندگی اونها کمی الکترونیکی تر شده و میتونند خواسته ها و نیازهای اجتماعی خود رو در گروه های دیگری که الکترونیکی یا غیر الکترونیکی هستند پیگیری کنند. به بیان دیگر خود وبلاگ نویسی وقتی از حالت محدود سالهای اول خارج شد و از یک پدیده نوپا تبدیل به یک پدیده فراگیر شد، وبلاگ، دیگر وجه تمایز افراد وبلاگ نویس از سایر مردم نیست و بنابراین نمیشه دنبال اتحاد وبلاگ نویسان یا برقراری همچین جشن هایی به صورت خودجوش بود.

    نکته دوم هم باز با همین توضیح که وبلاگ نویسی از حالت نوزادی خارج شده و در تعدد محتواها از پست مدرنیسم هم جلو زده (!) به نظر من برگزاری مسابقات برترین وبلاگ واقعا یک مسابقه بدون معیار هست و اگر بخواد به طور دقیق برگزار بشه نیازمند بی نهایت دسته بندی و همچنین بی نهایت خواننده ای هست که به تمام وبلاگ های یک زمینه تشرف اطلاعاتی داشته باشند (تا نتیجه به طور حدی به نتیجه واقعی نزدیک بشه) که چنین چیزی در این فضای پست مدرن غیر ممکن هست. بنابراین برای جمع شدن وبلاگ نویس ها (که باز هم به نظر من لزومی ندارد) بهانه های جدیدی لازم هست و شاید بهتر باشه که این بهانه به سمت معرفی ایده های نو در زمینه وب تغییر جهت بدهد و در اون صورت مخاطبان چنین اجتماعاتی عموم مردم الکترونیک هستند و نه وبلاگ نویسان.

  20. نسیم ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۶:۴۲ ق.ظ

    زهرا جون من نمیدونم اینا رتبه بندی رو بر چه اساس میدونن ولی فکر میکنم خیلی مراسم بیخودیه چون تحت حمایت هیچ سازمان دولتی نیست . تا اونجا که من میدونم .

  21. یک علیرضا ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۷:۴۳ ق.ظ

    نگران نباشید بچه ها سال دیگه خودم جشن می گیرم. همه تون رو هم دعوت می کنم . ورودیه هم نداره

  22. صبا ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۷:۴۳ ق.ظ

    زیاد سخت نگیرید
    جایزه نوبل که نبوده!

  23. یک علیرضا ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۷:۴۶ ق.ظ

    در ضمن آقای همشهری جواد یادتون نره که شما خودتون پرشین بلاگی هستید.

  24. ViVaVida ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۸:۱۶ ق.ظ

    فرمایش شما متین … حرف حساب که دیگه جواب نداره. اما من خودم به این جشن رفتم که دوستامو ببینم . اصلا هم اگه بهم می گفتن اول شدی و صدام نمی کردن برم روی سن ناراحت نمی شدم چون به نظر من ماهایی که انقد پرشین بلاگ رو دست پایین می دونیم و می گیم خزه و این حرفا نباید توقع داشته باشیم که بهمون جایزه بدن و یا اینکه چشم براه این باشیم که توسطشون دعوت بشیم که بریم سخنرانی کنیم.
    بعدشم من نظر شخصیمو می گم . اسم جشن ، جشن ۶ سالگی پرشین بلاگ بود ، قطعا اول از همه خودشون مد نظر بودن بعد وبلاگنویسا این که دیگه تابلوئه. عین این می مونه که تو یه عده رو برای تولد خودت دعوت کنی بعد به جای اینکه تولد خودتو جشن بگیری مثلا فارغ التحصیلی دختر همسایه رو جشن بگیری … من قصدم طرفداری کردن یا نکردن از کسی نیست . من خودم به نظرم بی اهمیت ترین قسمت جشن معرفی وبلاگنویساش شد ( یعنی قرار نبود باشه اما شد ) چونکه انقدر این جشن طول کشید و حوصله ی همه رو سر برد که وقتی به معرفی وبلاگنویساش رسید اصلا نصفی از ملت رفته بودن خونه هاشون. من خودم شخصا منتظر نبودم که با وبلاگنویسی از طریق رتبه آوردنش آشنا بشم. حالا چه اون طرف می رفت بالای سن چه نمی رفت.
    من که جشن پارسال رو هم رفته بودم می گم امسال خیلی بهتر برگزار شده بود دیگه ببین پارسالش چی بوده ….

  25. مجتبی ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۰:۴۶ ق.ظ

    سلام
    خوبید؟
    من یه تصویری تو تلویزیون دیدم که یاد یکی از پستای شما افتادم
    تلویزیون نشون داد که علی دایی با پیرهن سیاهش هق هق داره گریه می کنه و پشت ضریح حضرت معصومه است و مشغول زار زدن
    خیلی باحال بود
    ادم می مونه که چی رو باید باور کنه گریه و زاری دایی رو یا ….
    راستی وبلاگ بامزه شما را لینکیدم اگه خوشتون اومد وبلاگ ما را بلینکید
    همین

  26. داستانک ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۰:۵۷ ق.ظ

    این اتفاق برای من هم افتاد
    البته زیاد هم بعید نبود
    چرا که دفعه ی اول نیست که این اتفاقات می افته!
    جای تاسف داره
    فقط همین!

  27. عمو پورنگ در ششمین جشن تولد پرشین بلاگ ۱۳۸۷-۰۳-۲۸، ۲:۲۱ ق.ظ

    عمو پورنگ در ششمین جشن تولد پرشین بلاگ

  28. بابک ۱۳۸۷-۰۳-۲۹، ۵:۰۷ ب.ظ

    من که می‌دونستم این بساط ها پیش میاد و به کامنت روابط عمومی بی حیای پرشین بلاگ هم اهمیت ندادم.
    من اصلآ انتظار نداشتم وبلاگ نویسان خوبی مثل فتحی و جادی عزیز و… هم بروند.
    ببینید تا وقتی ما خودمون می‌ریم اونجا سالن رو پر می‌کنیم این بساط باقی می‌مونه الان هم عوامل پرشین بلاگ این پست ها را می‌خوانند و فقط به ما می‌خندند.
    پرشین بلاگ می‌خواد کل وبلاگ های فارسی رو به نام خودش بزنه ولی ما نباید بذاریم.

نظر شما