شیوه ارائه مطالب علمی و فنی

* اگه رشته تون مهندسی نرم افزاره حتما درس شیوه ارائه مطالب علمی و فنی رو کاملا جدی بگیرید. هرچند من این درس رو با خانم دکتر تقی یاره داشتم ولی به طرز عجیبی در نوشتن، گزارش، مقاله، اسلاید، پایان نامه و یا هر نوع مستند جدی ای می لنگم. چون البته سیستم درس خوندن من دودریت بود:-) باور کنید مهم نیست به چه نتایجی در پروژه ها و یا تحقیقاتتون می رسید بلکه این مهمه که اونها رو چطور ارائه میدید؟ این فنی و حرفه ای بودنش خیلی مهمه و باعث میشه دیگران روی شما حساب کنن. به خصوص زمانی که لازم میشه گزارشتون به یک مقام درست و حسابی ارسال بشه و یا مبنای پول و پاداش گرفتنون اون گزارشه باشه. ببینین کی من اینو بهتون گفتم.
پ.ن: یه کتاب در همین مورد پیدا کردم که نوشته استاد محبوبم دکتر روحانی رانکوهیه. اینم یه اسلاید از این کتاب
پ.ن۲: الان نگاه کردم دیدم قبلا هم در این مورد غر زدم. ظاهرا من فقد بلدم غربزنم. هیچوقت به فکر اصلاح خودم نیستم. هنوزم همون مشکلاتو دارم (۱- زیادی وارد دیتیل میشم ۲- از نظر محتوا مشکلی ندارم ولی متاسفانه ساختار گزارشاتم صحیح نیست و از نظر نگارش چیز فاجعه ای هست)

* لینکهای مرتبط: ۱- چگونه یک گزارش فنی بنویسیم - خیلی مفید بود.
۲- ساختار یک گزارش فنی - خلاصه تر از بالایی هست
۳- توصیه هایی در باب نوشتن یک گزارش فنی

* در حالت کلی به نظرم خیلی خوبه که روی این موضوع کار کنیم که خودمون، دانش و توانائی هامون رو چطور به دیگران ارائه بدیم که موجه باشن؟ من اصلا توی این یه مورد موفق نیستم. چون اعتماد به نفسم خیلی پائینه اما اگر base تون درسته یعنی اعتماد به نفس خوبی دارید حتما روی شیوه ارائه شخصیت و دانش و آگاهی خودتون به دیگران کار کنید. میدونین چرا میگم؟ ممکنه اعتماد به نفس یکی خوب باشه ولی چنان کارها و حرفا و نوشته های عجیب و زننده ای بکنه که به نظر دیگران احمق و یا جلف بیاد. از اون طرف هست، بارها دیدم که یارو یه مطلب پیش پا افتاده و واضح رو چنان با آب و تاب توضیح میده که انگار ادیسون برق رو کشف کرده باشه و مورد تحسین همه هم واقع میشن. چرا؟ چون بلده چطور ارائه کنه. به هر حال موجه و معتبر بودن صفت و کانتکست خیلی خوبیه. من ندارمش ولی توصیه میکنم روش کار کنیم:-)

*شما رو نمیدونم. ولی خودم دیگه از این حالت قاطی پاتی نوشتن خسته شدم. از این به بعد میخوام توی هر پست فقط راجع به یه چیز بنویسم. ببینم میشه یا نه. مثلا همین مطلب رو میشد دو تا پست کرد. اصلا ابعاد این دو پست یکی نیستند. ولی اونطوری هم خیلی سخته. هر روز بخوام فقط راجع به یه چیزی بنویسم. موندم بقیه وبلاگها جطوری مینویسند. من تا چند تا چیز همزمان نیاد توی ذهنم، فکر آپدیت به سرم نمیزنه:دی

* پی نوشت: خوب دو تاش کردم. یعنی اون بخش توهمات پسرونه رو بردم متن پائینی. ببینم از این به بعد چی میشه. فکر کنم سخته هر روز دو یا سه تا پست بدم! یه دونه باشه ملت نظراتو یکجا بنویسن بهتر نیست؟ تا اینکه جدا جدا بخوان کامنت بدن؟ نمیدونم. من ترجیح میدم همه مطالب روز یک نفر رو یکجا بخونم.

۱۹ نظر

  1. خانم کپی ۱۳۸۷-۰۲-۲۱، ۵:۱۸ ب.ظ

    از کی تا حالا شما پسر شدی ؟! اون توهمات دخترونه ات هم واقعی نبود چه برسه به پسرونه !

    بذار پسرا خودشون در مورد توهماتشون بنویسن

  2. زهرا ۱۳۸۷-۰۲-۲۱، ۵:۲۱ ب.ظ

    به خانم کپی:
    مگه من جلوشونو گرفتم. چرا اینقدر عصبانی؟

  3. آیدا ۱۳۸۷-۰۲-۲۱، ۵:۳۰ ب.ظ

    به نظر من جدا بنویسی خیلی بهتره ، چون خواننده یک راست میره سراغ موضوعی که دوست داره. این رو در گزارش هات هم میتونی دقت کنی.
    من وقتی گزارش می نویسم به چند سر تیتر تقسیم میکنم و راجع به اونها مفصلا توضیح میدم.اولش هم در یک مقدمه به خواننده چکیده مطالب رو میگم و ذهنش رو آماده میکنم.
    البته بیشتر گزارش هام بیشتر به داستانهای حماسی شبیه و موقع دفاع کردن همچین با شوق حرف میزنم که حاظرین محترم از شوق من سر کیف میان !!
    خب اینم یه مدلشه دیگه !!

  4. یه آدمه فضول ۱۳۸۷-۰۲-۲۱، ۶:۰۴ ب.ظ

    ببین من confuse شدم، تا حالا فکر میکردم احتمالا از قحطی زدگان پلی تکنیک باشی،
    D:
    ولی احتمالا نیستی، تو که شهید بهشتی نبودی؟؟ اگه بودی من تا حالا فهمیده بودم کی هستی!
    نتیجه: شاید تهران بوده باشی!
    من دیوونه شدم کمک ۰ ۰ ۰

    ———–
    گزارش فنی نوشتن واقعا وقت و حوصله بالایی میخواد و البته به نظر من هم خیلی خیلی مهمه
    راستی هر جوری بنویسی خوبه مهم اینه که خودت حال کنی اینجا مال شماست
    D;

  5. شاعره ۱۳۸۷-۰۲-۲۱، ۷:۰۰ ب.ظ

    تقدیم به دختره ۹ ساله ی شیرازی که از من خواسته بود شعری بگم به پیشوازه رهبرم :

    سایه ی دزد تو خونه مون
    ترسیده باز همسایه مون
    پژمرده باز گلهایه مون
    گرفته باز دل هایه مون
    غروب کرده آفتابمون
    سایه ی سرد و شومشون
    سفرهایه استانیشون
    موعظه هایه چرتشون
    توهین به تخت جمشیدمون کرده بازم رهبرمون
    تخریبه آثار باستانیمون بازم شده مسئله شون
    سایه ی دزد تو خونه مون
    زیره چتره رهبرمون
    گربه نره رو بوممون
    خراب شد اسباب بازیمون عروسکایه بازیمون
    اون موهایه طلایی مون لپ هایه سرخ و آبی مون
    رقص ها و شادمانی مون
    بازیه کودکانه مون
    عالمه بچگانه مون
    صداقت و سادگی مون
    شیرین زبونی واسه هم تو کوچه و مدرسه مون
    سایه ی دزد رو خونه مون
    دلش گرفت حافظ مون سعدیه سخن ورمون
    لعنت به زهرا اچ بی مون
    چوب حراج به قلبامون
    زد این دین و مذهبشون
    سایه ی دزد تو خونه مون
    بابا نداره باز بده پوله تویه جیبی یمون
    مامان عزا گرفته باز واسه شامه امشبمون
    پول هایه نفت تو جیبشون تو بانکهایه سوئیس شون تو شکمه گشادشون واسه اقا زاده ها شون
    فلسطین و عراقشون تروریسته سنگ دلشون
    دیگه چی میخواد از جونمون!!!؟
    ملته خر تو کفشون رفتن به استقبالشون
    فقر جهان شمولشون
    شکوفایی نوآوری شون
    افکاره عالمگیرشون
    مدیریته جهانی شون
    عدالته مسخرشون
    سخنرانی امروزشون
    محمود رئیس جمهورتون خیلی درسته کارشون
    هر کی که ناسزا بگه به احمدی نژادمون
    دستش تویه یه کاسه هست با اسرائیل امریکاشون
    نگین گرون شد جنسامون
    خراب شد اقتصادمون
    تورمه امروزتون
    مربوط به سالها پیشتون
    دولت هایه پیشینتون
    تحریمه صهیونیستاتون کرده فلج کشورمون
    صرفه جویی کن باباجون تا بزنیم نیروگامون نیروگاه هسته ای مون بترکونیم دنیامون
    از این اراجیفاتشون
    کرده بازم تو گوشمون
    سایه ی دزد تو خونه مون
    به بهانه ی اماکن مقدسمون دروازه ی قرآنمون شهیده دستغیبمون بازم اومد به شهرمون
    خشکسالی و قحطی شده از قدم هایه نحسشون
    این جغده پیر و شومشون
    روباهه دندون تیزشون
    آرواره هایه کوسه شون
    نایبه مهدی فراری شون
    درس خوندیه فیضیه شون باغ وحشه علمیه شون
    شغال و گرگه پیرشون
    کج شده چشم و ابروشون
    سفید شده ریش پشمشون رهبره خون آشامشون
    چفیه رو گردنشون نشانه ی عرب بودنشون
    هیکل نی قلیونشون
    عصایه چوبی دستشون
    گوساله ی سامری شون دجاله حیله گرشون مصنوعیه یه دستشون عینه حرفایه مفتشون
    زهرایه حرف گوش کنشون
    چاپلوس و کاسه لیسشون
    سایه ی دزد رو سرمون
    رو دیوارایه خونه مون
    رسید به شیراز شهرمون
    عربده هایه سگی شون سوغات میاره واسمون از تهرونه پر دودشون از بیت رهبری یشون
    از لونه ی کفتارشون سید علی یه دستشون
    آی شاعرایه خل مشنگ
    به جایه گفتنه جفنگ
    باشین به فکره دله تنگ
    دخترایه ناز و قشنگ نو گلهایه رنگ و وارنگ
    رنگین کمونه رنگارنگ دخترایه زبر و زرنگ
    نقاشی شون با آب و رنگ
    نوشته شد با یه سرنگ
    لعنت به اسلام دینه جنگ

  6. مرد تنها ۱۳۸۷-۰۲-۲۱، ۷:۳۳ ب.ظ

    سلام.بله متاسفانه تو مملکت کا و خیلی جاهای دیگه که عقلشون به چشمشونه بیشتر ظاهر کار اهمیت داره نه باطنش.مثلا الان این قضیه پیپر دادن تو ایران حالت کیلویی داره .طرف می شینه می گه من مثلا ۱۰ تا مقاله ای اس ای دار چاپ کردم.عوام هم فکر می کنن چه کرده و کلی تحویل می گیرن.بعد متخصصش که میاد می فهمه اون ۱۰ تا مقاله به اندازه یه مقاله هم نمی ارزیده.

  7. زهرا ۱۳۸۷-۰۲-۲۱، ۸:۱۸ ب.ظ

    به یه آدم فضول:
    آخه تقی یاره کجا شهید بهشتی بوده یه چیزی میگی ها!
    شاید به خاطر روحانی رانکوهی میگی؟:))))
    بابا روحانی شریف و تهران و پلی تکنیک درس میده شهید بهشتی رو نشنیده بودم

  8. زهرا ۱۳۸۷-۰۲-۲۱، ۸:۱۹ ب.ظ

    به مرد تنها:
    آره ای اس ای که دیگه شده هوووووللووو بس که همه اونجا مقاله دارن:-) به نظرم باید یه مرجع معتبر تر برای اعتبار مقاله ها انتخاب کرد.

  9. یه آدمه فضول ۱۳۸۷-۰۲-۲۱، ۹:۲۹ ب.ظ

    زهرا جون دکتر روحانی(که منم خیلی دوسش دارم) تهران و شهید بهشتی درس میداد(هیئت علمی بهشتیه) (البته فک کنم تهران جنوب هم درس میده) ولی از چند سال پیش تهران رو دیگه نرفت الان نمیدونم دوباره میره یا نه! پلی تکنیک هم تو این ۳ سال اخیر مطمئینم یکی دیگه data base رو میگه هیچوقت یادم نیس اونجا رفته باشه! تازشم من هنوز فضولی دارم. . . فک کنم بیراه نرفتم

  10. زهرا ۱۳۸۷-۰۲-۲۱، ۹:۴۶ ب.ظ

    ای فوضولک:-))

    ما ترم ۷ دیتابیس رو با ایشون گذروندیم:))
    در ضمن آمارت قدیمی است. درسته که هیئت علمی شهید بهشتیه ولی همون طور که گفتم طی ترومهایی (ترمهایی) :D در اون ۴ تا دانشگاهی که گفتم تدریسیده

    هه میخوای بهت بگم کجا پروفسور شدم؟:) عمرااا:_))

  11. نازی ۱۳۸۷-۰۲-۲۱، ۱۰:۰۳ ب.ظ

    اگه می فهمیدم تقصیر کدوم یکی از اون لینکهای بالاییه که تا من بازش میکنم کل اینترنت اکسپلوررو فاتحه میخونه……..خدمتش میرسیدم!

  12. من و متعه ام ۱۳۸۷-۰۲-۲۲، ۳:۱۴ ق.ظ

    متشکر از مطلب مفیدتان.

  13. زهرا ۱۳۸۷-۰۲-۲۲، ۸:۰۸ ق.ظ

    نازی جان دقیقا چه پیغامی میده؟

  14. یه آدمه فضول ۱۳۸۷-۰۲-۲۲، ۱۰:۰۲ ق.ظ

    اولا که آمارم قدیمی نیس چون سنی قد خودتم، تازشم آمار مربوط به امیرکبیر هم کاملا ثانیه ای دارم :D
    پروفسور اینا بهونه بود برا اینکه میخواستم باهات دوس شم ولی مثه اینکه تو دوس نداری، شاید یه روز بدردت میخوردم ها! حیف شد

  15. مهرداد ۱۳۸۷-۰۲-۲۲، ۱۱:۵۱ ق.ظ

    به به! جناب روحانی رانکوهی. تو دوران تحصیل من ؛ فقط یک ترم این درس رو به عنوان استاد مهمان برامون ارائه کرد و منم همون ترم گرفتم و پاسوندم. من از طرز پیپ کشیدنش خیلی حال میکردم (بعد از اتمام کلاس) D:

  16. ahmad ۱۳۸۷-۰۲-۲۳، ۶:۳۸ ق.ظ

    زهرای عزیز :

    آقای روحانی رانکوهی عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی هستند . ایشون رو به دلیل روابط خارج از بحث درس و دانشگاه میشناسم ، و با پدرم دوستی قدیمی دارند .

    احتمالا باید بدونید که ایشون شمالی هستند . یعنی حداقل هم زبون شما و همشهری من!!

    با شما موافقم که ارایه و پرزنت یک دستاورد علمی و کاری اگه ضعیف انجام بشه ،‌ همه چیز زیر سوال می ره و حق مطلب درست ادا نمی شه .

    همکاری داشتم که به دلیل گرید بالاتر در سازمان ، فقط زحمات دیگران رو برای مدیران ارشد و … پرزنت می کرد و همه چیز منجمله پاداش ، تشویق ، ترفیع و … شامل حال اون میشد .

  17. iraj ۱۳۸۷-۰۲-۲۴، ۱۲:۰۱ ق.ظ

    میخواستم یه خواهشی کنم از همه ی اونهایی که ایران رو با مردمش دوستدارن .
    دوستان می خوام خواهش کنم همون جوری که واسه یه اسم خلیج فارس اینهمه سروصدا کردین واسه زندگی هموطنانتون هم یه تلاشی بکنید . میخوام یه تلاشی بکنید واسه کنترل سرعت وانت های نیسان که در روز به تعداد زیادی در سراسر ایران خلق حادثه میکنن و جونه هزاران نفر رو به خاطر سرعت بالا و بی دقتی میگیرن و خانواده های زیادی رو داغدار میکنند . در مازندرانی که ما زندگی می کنیم خانواده ای پیدا نمیشه که این معضل گریبان گیرش نشده باشه . این حرف من نیست حرف هزاران خانوادست که جلوی تولید این خودرو گرفته بشه . خواهش می کنم شما که ایران و ایرانی رو دوست دارید این حرکت رو ادمه بدین . اگر هم کمکی خواستین من در خدمتم . اینم شمارم :۰۹۳۵۳۳۴۹۹۶۴ خواهش میکنم اینرو جددی بگیرید تا این گره کور تر نشده و قربانی بیشتری نگرفته به اون خاتمه بدیم . با تشکر
    ایرج

  18. کاوه ۱۳۸۷-۰۳-۲۷، ۱۰:۳۴ ب.ظ

    ببین عوضی… (ناراحت نشین! از اصطلاحات روحانی است!!) یعنی اینکه بعله! ما هم بهشتی بودیم!! دوستان لطفا کلاس نزارن!

  19. سایه ۱۳۸۷-۰۴-۵، ۹:۱۹ ق.ظ

    سلام به وب من هم یه سری بزن.

نظر شما