حفظ حریم و حرمت در روابط

* کلی مطلب توی ذهنم بود که بنویسم اما دعوا بین زن و شوهر این واحد پایینی کل تمرکزم رو گرفت…
جالبه بدونین که اینها یه زوج جوان هم هستند… تحصیل کرده هم هستند! اما چنان با صدای بلند داد و بیداد میکردن و هر چه از دهنشون میرسید به هم میگفتن که نمیدونم چرا اینقدر ترسیدم و حتی اون لحظه که مرده داشت زنش رو کتک میزد من به طرز عجیبی می لرزیدم…
نمیخوام الان بگم کی مقصره و یا نیست… یعنی توی این مرحله ای که رسیدن میشه گفت هر دوتاشون به یک اندازه مقصر بودن…
واقعیت اینه که توی یک رابطه حالا از هر نوعی که میخواد باشه (زن و شوهری، دوستی، همکاری، تیمی و …) اولین چیزی که حرف اول رو میزنه نگهداشتن حرمت و احترام طرف مقابل هست…
متاسفانه اکثر ماها فکر میکنیم چون حالا با کسی صمیمی شدیم پس میتونیم چهار تا تیکه هم بهش بندازیم و یا بهش فحش بدیم و نظایر این… در حالیکه به نظر من کاملا برعکسه. یعنی شما هرچقدر از نظر عاطفی با فردی صمیمی میشین و یا بیشتر بهش نزدیک میشید به همون میزان باید بیشتر بهش احترام بذارین. باید بیشتر حواسمون باشه که شان انسانیش و حرمتش رو نگهداریم و علیرغم صمیمت بهش احترام بگذاریم… باور کنیم حرمت و حفظ حریم اولین حرف رو توی یک رابطه سالم میزنه…
کافیه یکبار بنا به هر دلیلی این حرمت شکسته بشه اونوقته که دیگه براحتی رومون برای همدیگه باز میشه و دیگه نمیشه کاریش کرد…
همین دیگه… کلا حادثه تلخی بود… خیلی تاثیر بدی روم داشت…

* این پائینی اصلا مناسب حال من نیست. ولی جز نوشته های درفت شده اینجا بود. گفتم بذارمش تا اگه حالتون بد شده کمی از این فضا در بیاین:

* یه جا خوندم که توان یک دختر ایرانی برابر یک زن ۴۰ ساله فرانسوی هست! راستش تعجبی نداره.
اکثر ما خانومهای ایرانی فکر میکنیم چون لاغر هستیم پس فعلن نیازی به ورزش کردن نیست. هروقت یک کیلو اینور اونور میشیم تازه یادمون میاد باید بریم ورزش کنیم. در حالیکه واقعا ربطی نداره. ورزش نه تنها نشاط به همراه داره بلکه برای سلامتی انسان خوبه. اینم یادمون نره که یه سری بیماریها مثل قند و چربی و کلسترول ربطی به چاقی و یا لاغری طرف ندارن و هر دو طیف رو تهدید میکنن.
حالا من رفتم روی منبر ولی خودمم تنبلم. یه زمانی مرتب میرفتم باشگاه اروبیک ولی الان تنبلیم میشه و به گاهی اوقات رفتن و چار تا پیاده روی روزانه بسنده کردم. هرچند اروبیک اگه با بدنسازی همراه نباشه، کلا رقص و اکشن و سوسول بازیه:) البته ما بدنسازی هم داشتیم ولی فکرشو بکنین وزنه های من نارنجی رنگ و نیم کیلویی بودن:دی داداشم هرروز کارش این بود که وزنه های منو با یکی از انگشتاش بلند کنه و مسخره ام کنه:دی تازه بعضی وقتام به زور دستمو مشت میکرد و به شوخی میگفت نه ای ول به معلمتون میبینم که اندازه هندوونه ماهیچه توی بازوت آوردی:)) آخرش مجبور شدم وزنه هامو ببرم توی کمدم توی محل کارم جاسازیشون کنم:))

* من بازم میخواستم راجع به یه چیز جدید بنویسم که دیدم بازم ممکنه باعث یه چیز دیگه بشه! بازم ترجیح دادم بی خیال اون چیز بشم! همین دیگه کلا خودمان خودمان را می سانسوروانیم.

۲۳ نظر

  1. شاعره ۱۳۸۷-۰۲-۲۸، ۱۲:۳۹ ق.ظ

    من تو این تست (( نیمکره راست مغز شما فعالتر است یا نیمکره چپ؟ )) شرکت کردم . امتیازم شد ۳۵ . اینم جوابش :

    این‌ امتیاز نمایانگر آن‌ است‌ که‌ شما یک‌ شخص‌راست‌ مغز هستید. سمت‌ راست‌ مغز کنترل‌ کننده‌توانایی‌های‌ فضایی‌، درک‌ و احساس‌ هنرمندانه‌ و افکارخلاقانه‌ و مبتکرانه‌ است‌.
    نیمکره‌ راست‌ مغز است‌ که‌ مسایل‌ را به‌ طور کلی‌ وکل‌ نگرانه‌ مجسم‌ و ادراک‌ می‌کند. به‌ عبارت‌ دیگر،شما مایلید به‌ جای‌ مشاهده‌ جزییات‌ سازنده‌ وتشکیل‌ دهنده‌، تصویر اصلی‌ و بزرگ‌ را ببینید. به‌همین‌ شکل‌، نیمکره‌ راست‌ مغز است‌ که‌ یک‌ الگوی‌کلی‌ را از قطعات‌ جزیی‌ و فردی‌ بازسازی‌ می‌کند و نقطه‌نظرات‌ و نگرش‌های‌ جدید را به‌ وجود می‌آورد.
    یک‌ شخص‌ راست‌ مغز، از استعداد هنر و موسیقی‌برخوردار است‌ و به‌ کند و کاو در آداب‌، مناسک‌،تشریفات‌، آیین‌، شعائر، عرفان‌ و تصوف‌ علاقه‌ خاصی‌دارد. به‌ عنوان‌ یک‌ شخص‌ راست‌ مغز، عمدتا مایلیدبه‌ شیوه‌ای‌ خلاقانه‌ و ناخودآگاه‌ مسایل‌ جدید را یادبگیرید و همین‌ منتهی‌ به‌ یک‌ واکنش‌ احساسی‌،عاطفی‌ نسبت‌ به‌ شرایط و موقعیت‌های‌ تحلیل‌ گرایانه‌می‌شود. در بسیاری‌ از موارد، وقتی‌ پاسخ‌ صحیح‌ یک‌سؤال‌ یا مشکل‌ را دریافت‌ می‌کنید، بدون‌ آن‌ که‌بفهمید این‌ پاسخ‌ چگونه‌ حاصل‌ شده‌ است‌، به‌ شهودو الهام‌ (حس‌ ششم‌) خودتان‌ تکیه‌ می‌نمایید.
    نیمکره‌ چپ‌ مغز مسایل‌ را به‌ صورت‌ سلسله‌ وارتجزیه‌ و تحلیل‌ می‌کند، در حالی‌ که‌ نیمکره‌ راست‌ به‌ندرت‌ چنین‌ پردازشی‌ را ایفا می‌نماید. درنتیجه‌، به‌عنوان‌ یک‌ شخص‌ راست‌ مغز، بدون‌ آن‌ که‌ اولین‌ کار رابه‌ اتمام‌ برسانید، مایلید از این‌ شاخ‌ به‌ آن‌ شاخ‌ بپریدو به‌ سراغ‌ کار دیگری‌ بروید. این‌ یک‌ نقطه‌ ضعف‌محسوب‌ می‌شود، چرا که‌ گاهی‌ اوقات‌ خودتان‌ را باکارهای‌ متعدد ناتمامی‌ مواجه‌ می‌بینید. از این‌ رو،فهرست‌ سازی‌ و برنامه‌ ریزی‌ زمان‌ بندی‌ شده‌ را ازهمین‌ حالا آغاز کنید تا نظم‌ و ترتیب‌ یافته‌ و بدون‌فرار از کاری‌ و شروع‌ کار دیگری‌، به‌ نحو مؤثری‌ کارها رابه‌ پایان‌ برسانید.

    واکنش بنده بعد از خوندن جواب : تا پاراگراف سوم همه چیز خوب بود تا یهو رسیدم به پاراگراف چهارم دیدم نوشته (( تو از این شاخ به اون شاخ میپری ))!!! یعنی چی این حرف؟ زهرا تو اینو نوشتی دیگه آره خواستی حال منو بگیری کلک؟ جان من بگو آره دارم جلو بچه ها کلی ضایع میشم

    جوابیه زهرا : من بازم میخواستم راجع به یه چیز جدید ( منظورم جوابه تست خودشناسی هستش ) بنویسم که دیدم بازم ممکنه باعث یه چیز دیگه بشه ( باعث ناراحتی شاعره بشه )! بازم ترجیح دادم بی خیال اون چیز ( یعنی رو کردن حقه ی تست خود شناسی ) بشم! همین دیگه کلا خودمان خودمان را می سانسوروانیم تا چشمهای شاعره در بیاد!!!

  2. ©Mersoft® ۱۳۸۷-۰۲-۲۸، ۱۲:۴۵ ق.ظ

    وقت بخیر
    چون دیدم هیچکی نظر ندهده دلم سوخت گفتم یه چیزی بنویسم.
    شوخی میکنما مثل همیشه خوب نوشتی و یکمیم هول هولکی.
    بازم سر میزنم یا حق.

  3. زهرا ۱۳۸۷-۰۲-۲۸، ۱۲:۴۹ ق.ظ

    ای ول به شاعره:
    من از اول میدونستم که تو خیلی باهوشی دختر:-)))
    خوشم میاد گرفتی پاراگراف آخر رو :-))))))))))))))

    راستی ۴+۳ چند میشه؟ نیست که من خنگم این پائین ازم میپرسه صب کن بزنم ۲۰ ببینم کامنتم پابلیش میشه؟: دی

  4. آرام ۱۳۸۷-۰۲-۲۸، ۷:۱۷ ق.ظ

    vaaaaaaay cheghadr chiiiiiz!

  5. ناشناس ۱۳۸۷-۰۲-۲۸، ۸:۱۳ ق.ظ

    به یک چیز معتقدم و اونم اینه که درس خوندن شاید علم آدم رو زیاد کنه کمی اجتماعی کنه اما شعور نمیاره.داقت نمیاره.از خود گذشتگی نمیاره.اصلا اینا رو نمیشه با کتاب آموخت. به همین خاطره که نگیم با اینکه تحصیل کرده اند دعوا میکردند چرا که هیچ ربطی به هم نداره و دیدگاه اشتباه جانعه است که چون دانشگاه رفته اند پس خوبند!! امیدوارم اون زوج خیلی زودتر از اینکه دیر بشه روابطشون خوب بشه …

  6. فائزه ۱۳۸۷-۰۲-۲۸، ۸:۱۷ ق.ظ

    سلام زهرا جون.
    انگار مجبور به خودسانسوری داری میشی.
    بعضی وقت ها برای دوری از جنگ و اعصاب مجبور میشیم این کارا بکنیم.
    شاد باشی:)

  7. یادداشتهای یک زن سی ساله ۱۳۸۷-۰۲-۲۸، ۸:۵۳ ق.ظ

    خانمی خوشگل ،خوشگل می نویسی .خیلی وقته میام نوشته هاتو میخونم .موفق باشی

  8. سرباز معلم جنوبی ۱۳۸۷-۰۲-۲۸، ۹:۳۸ ق.ظ

    حفظ حریم و حرمت ها !
    نمی دانم در جریان فلج شدن علی دانش آموز ابتدایی جنوبی هستید یا نه ؟

  9. مهتاب روی تپه های جن زده ۱۳۸۷-۰۲-۲۸، ۱۰:۴۰ ق.ظ

    شاید همسایه تون داشته فیلم (( خانوادگی عشقی طلاقی )) میدیده صدای تلویزیون رو برده بالا تو خیال کردی صدای ایناست . اگه فردا داشتن فیلم جنایی نگاه میکردن زنگ نزنی ۱۱۰ بگی اینجا تو واحد پایینی آپارتمانمون دو نفر دارن همدیگه رو میکشن

  10. محمد ۱۳۸۷-۰۲-۲۸، ۱۰:۴۱ ق.ظ

    این فقط مشکل شما نیست بلکه کلا ما ایرانی ها دچار یک خودسانسوری شدید هستیم.اگه واقعا بشنیم رک و راست همه چیزو بگیم و اینکه دیگران چی میگن اینقدر برامون مهم نباشه خیلی از مشکلات و سو تفاهم ها در زندگیمون از بین میره ، ما فقط به دنبال اینیم که دیگرانو راضی نگهداریم و خودمون هم زیر سوال نریم .

  11. یه حاج آقا که از پنج تا زنش هیچ خیری ندیده ۱۳۸۷-۰۲-۲۸، ۱۱:۱۴ ق.ظ

    زهرا : اکثر ما خانومهای ایرانی فکر میکنیم چون لاغر هستیم پس فعلن نیازی به ورزش کردن نیست.

    با تعجب بسیار : خوبه بالاخره یکی پیدا شد بگه زنهای ایرانی لاغرن . من موندم اینی که به زنهای بشکه و خیکی و باسن گنده و چاقالوی ایرانی میگه لاغر پس به زنهای اروپایی و امریکایی که بدنشون یه ذره چربی نداره چی میگه

  12. زهرا ۱۳۸۷-۰۲-۲۸، ۱۱:۲۵ ق.ظ

    به یه حاج آقا که از پنج تا زنش هیچ خیری ندیده:

    ا وا خاک عالم. کوجا خانومای ایرانی چاقن؟ همه شون ماشالا مانکن و خوش تیپ

    تا کور شود هر آنکه نتواند دید:دی
    شوما برو همون زنای غربی رو بیگیر ایش

  13. مهران ۱۳۸۷-۰۲-۲۸، ۱۲:۰۵ ب.ظ

    در روابط طرفین وجود ا ختلاف خواهد بود چون طرفین عین هم که نیستند اما وجود کمی گذشت حلال تمامی مشکلات می باشد و این تجربه شخصی من اس

  14. خانومه همسایه پایینی زهرا ۱۳۸۷-۰۲-۲۸، ۱۲:۱۴ ب.ظ

    شوهرمه اختیارم رو داره دلش میخواد کتکم بزنه بهم فحش بده چه میدونم هر بلایی سرم بیاره اصلا” از ساختمون پرتم کنه پایین تو چه کار داری تو زندگی خصوصی ما دخالت میکنی؟ نبینم دیگه تکرار بشه وگرنه کار به گیس و گیس کشی میکشه اصلا” شوهرم رو میندازم به جونت

  15. تقویم صبورا ۱۳۸۷-۰۲-۲۸، ۱:۰۳ ب.ظ

    سلام زهرا جون
    حالتون خوبه؟
    از نوشته هات کلی عقب افتادم
    …..
    با این قسمت موافقم که “هرچقدر از نظر عاطفی با فردی صمیمی میشین و یا بیشتر بهش نزدیک میشید به همون میزان باید بیشتر بهش احترام بذارین.” ولی متاسفانه ما به هرکسی که نزدیکتر هستیم بیشتر اذیتش میکنیم

  16. دسی ۱۳۸۷-۰۲-۲۸، ۱:۱۸ ب.ظ

    اسمایلی احترام گذاشتن برای ماها فعلا یه چیز فانتزی.اگه بی ادب نباشی به نظر میاد یه چیزی کم داریD:

  17. تیزبین ۱۳۸۷-۰۲-۲۸، ۱:۳۲ ب.ظ

    یک حدیث قدسی میفرماید که : زن و شوهر دعوا کنند ابلهان باور کنند

  18. آلوچه! ۱۳۸۷-۰۲-۲۸، ۱:۵۸ ب.ظ

    شهروندان عزیز ورزشگاه آزادی مملو از جمعیت شده خواهشمندیم از مراجعه به ورزشگاه خودداری نمایید!
    (خواستم یه چیز گفته باشم!)
    خیلی قشنگ بود با بخش اولش خیلی موافقم (حالا بخش اول کدوم میشه ؟!) با بخش دومش چون خودم زیاد ورجش نمیکنم موافقم!!!
    همیشه خوب باشی…
    یاحق…
    آهای آهای… نرو وایسا… منم بروز کردم!… خب برو…
    راستی ۱+۵ چند میشه؟ (مثل اینکه مد شده همه این تیکه رو مینویسن! دیگه لوث شده! بسه دیگه)

  19. رضا ۱۳۸۷-۰۲-۲۸، ۲:۱۱ ب.ظ

    زهرا اینهمه کس شعر ننویس

  20. یک علیرضا ۱۳۸۷-۰۲-۲۸، ۲:۲۶ ب.ظ

    اولا زهرا خانم سعی کن کامننتها رو اول بخونی تایید کنی قبل از اینکه همه بتونن مزخرفاتی مثل اینکه قبل از من نظر داده رو بخونن
    دوما قلم خیلی خوبی داری ولی فکر نمی کنی در بعضی موارد خیلی پراکنده می نویسی و به نظرم خودخواسته انسجام متنت رو از بین می بری ؟

  21. من و متعه ام ۱۳۸۷-۰۲-۲۸، ۳:۳۷ ب.ظ

    صحیح !

  22. خانوم میم ۱۳۸۷-۰۲-۲۸، ۴:۴۴ ب.ظ

    اول از همه به نظر من کسی که دست رو کس دیگه ایی بلند می کنه حیوونی بیش نیست.
    من شنیدم پیاده روی خیلی روی سلامتی تاثیر داره … خودمم هر روز یه نیم ساعت ۴۵ دقیقه ایی پیاده روی می کنم.

  23. علیرضا ۱۳۸۷-۰۲-۲۸، ۷:۲۳ ب.ظ

    به رضا: خوبه این پست زهرا خانم در مورد حفظ حرمته!!

    در ادامه ی بحث دومی که تو این پست مطرح شد (همون یک دختر ایرانی توانش با زن ۴۰ ساله ی فرانسوی برابر هست) این رو باید اضافه کنم که دخترهای ایرانی خوردن شیر رو هم دست کم گرفتن… البته الان یکم بهتر شده…
    موفق باشی …