۱۳۸۷-۰۲-۱۹
سوالاتی درباره لینک دادن در وبلاگ
* شما اگه از مطلبی خوشتون اومد ترجیح میدین چطوری بهش لینک بدین؟ فقط یک لینک به عنوان اصلی مطلب و یا عنوانی که از نظر شما برازنده اون مطلب هست میگذارید و بعدش به همون وبلاگ ارجاعش میدین و یا اینکه دلتون میخواد با ذکر منبع کل اون متن رو توی وبلاگتون کپی پیست کنین؟ یا اینکه به لینکدونی بسنده می کنین؟
سوال کلی تر اینه که راه حل درست چیه؟ یعنی اگه از مطلبی خیلی خوشمون اومد، توی متن نوشته هامون معرفیش کنیم؟ یا بذاریمش توی لینکدونی و یا اینکه کل متنشو بذاریم توی وبلاگ البته با ذکر منبع.
راستش من راه حل آخر رو بیشتر از همه می پسندم ولی ظاهرا خیلیا خوششون نمیاد. یعنی خیلیا دوست ندارن که کل متنشون رو کپی کنی و بذاری توی بدنه وبلاگت ولی من به نظرم این راه حل خوبیه و نشونه تاکید بیشتر روی جملات و متن مورد نظره. اگه از مطلبی خوشم میاد واسه این دلم میخواد همه اش رو بذارم که فکر میکنم اینطوری بیشتر توجه خواننده رو جلب میکنم و اون بهتر متن رو میخونه و تک تک جملاتش رو میبینه:-)
* یه سوال دیگه از اینهایی که سیم کارت ایرانسل دارن:
اینترنت ایرانسل چطوره؟ همه سایتها رو براحتی میبینین؟ مخصوصا سایتهای فارسی رو؟ سرعتش خوبه؟ هزینه اش چطور حساب میشه؟
آیا سرعت اینترنت ایرانسل ربطی به گوشی و یا امکاناتش داره؟ یعنی اگه گوشی جدیدتر و با امکانات بیشتری داره تاثیری توی سرعت داره یا خیلی مرتبط نیست؟ امتحان کردید؟
* این روزا خیلی محسن چاوشی گوش میدم. هم از صداش خوشم میاد و هم از اکثر ترانه هایی که خونده. امروز کنجکاو شدم که ببینم چه شکلیه این بابا که به این عکس زیر در گوگل رسیدم و کپ کردم. بلافاصله اس ام اسی بدین مضمون واسه داییم فرستادم:
-من: وااااییی دایی تو خواننده شدی؟ 
- داییم: نه دایی جوون. ولی اگه تو بخوای می شما 
خیالم راحت شد. بس که این عکس شبیه دایی من بود. سن و سالشم به داییم میخوره (حدود ۳۴-۳۵، فقط توی همین عکس شباهتشون بیشتره)

والا خوب حق داشتم دیگه. نیست که دوروبرمون خیلیا رفتن خواننده شدن. منم شک کردم. در نزدیکیمون یه سوپر خواننده جدید رو قبلا زیارت کردیم. داستان اینه که این پسرخاله های من یه دوستی داشتن از این پسرایی بود که موهاشو بلند میکرد و خیلی تو مد ساز و آواز و اینا بود. مام هیچوقت جدیش نمیگرفتیم. این پسره یکی از دوستای دختر خاله ام رو میخواست ولی خونواده دختره مخالف بودن اساسی. دختره هم همون موقع شوور کرد. تا اینکه یکی دو سال پیش یوهو دیدیم اسمی بس آشنا بر سر زبانها هست که توی هر آلبومش چند تا آهنگ نفرین گونه و فوحش و اینا وجود داره. اولش گفتیم نه بابا ممکن نیست اون باشه. به این سرعت به شهرت رسید؟ اونم تاا این حد؟ از دخترخاله ام جویا شدم دیدم بله بابا و خیلی بیشتر از این حرفاست. چون حتی صداش از تلفزیون هم پخش شد:-) نشون به اون نشون که اخیرا مماخشم عمل کرده:-)
* اینم تقدیم به همه خانومای وبلاگستان:-) وبلاگ هلو کیتی
راستش من عاشق این کیتی و رنگ صورتی و هر نوع تمی، وسیله و یا عروسکی که مرتبط با هلوکیتی باشه هستم. به نظرم خییییلییی ناز و خوشگله. تازه اگه به من بود دلم میخواست قالب وبلاگم مثل این باشه:-)
پ.ن: راستی اینم خیلی خیلی خیلی خیلی نااااااااززززززززه. مخصوصا اون کوچولوهه. آدم دلش میخواد مماخشو بکشه:دی
* - شهرت اولین رسوایی است.
– چرا!؟
- چون خدا می داند تو کی هستی!
* و در پایان اینکه من به یکی خییییلیییییییی مشکوکم. وبلاگ نویسه. خیلیم معروووفه. نمیدونم چرا اینقدر بهش مشکوکم. شاید به خاطر اینه که سیستم عجیبی داره :دی حالا حدس بزنین کی؟

