طلاق به خاطر عبور از چراغ قرمز!!!

* من نفهمیدم چرا میگن توییتر اعتیاد میاره؟ من زیاد ازش خوشم نیومد. یعنی حقیقتش نمیفهمم فایده اینکه اینهمه آدم با هم آنلاین باشن و یکی بگه من دارم آب میخورم و اون یکی بگه من نون می آشامم و سومی هم بگه من بیل پارو میکنم چیه؟:دی
تنها شبکه اینطوری که تا به حال خیلی منو جذب کرده مرحومه مغفوره اورکات بود. فیس بوک رو که هر چند ماه یه بار یادم میاد که وجود داره! این توییترم بس که همه توی وبلاگاشون نوشتن اعتیاد آوره و اینها جوین شدم!! مثلا شاخ رو بخونین. بامزه نوشته. اما خوب جناب گناه کار راست میگه. توییتر بیشتر شبیه یه چت روم تحت وب هست!!
تا یادم نرفته بگم که یک فایده بزرگ داره که منو جذب میکنه! اونم قضیه لابیش هست. مثلا یه لینک به سایتشون توی بالاترین میدن و میگن همه رای مثبت بدن که بره تو لیست داغترین ها! واسه من که دیروز ظرف ۱ دقیقه ۱۵ تا رای مثبت گرفت!!! تا به حال اینقدر رای مثبت توی بالاترین نگرفته بودم :دی

* ظاهرا مسابقه تعیین بهترین وبلاگ فارسی در حال انجامه. اینجا میتونین برین و به وبلاگ مورد علاقه خودتون رای بدید. من به اینها رای دادم:
۱- خودم (بالاخره یکی باید زهرا اچ بی رو رجیستر میکرد دیگه)
۲- خیاط باشی.
۳- چهار ستاره مانده به صبح.
۴- یادداشتهای یک دختر ترشیده.
۵- از زندگی
پیش بینی من اینه که طبق معمول آمپول زنهای آی تی نویس وبلاگستان اول یا دوم و یا سوم میشن: یعنی اینطوری:
۱- یک آمپول زن (دکتر مجیدی).
۲- آمپول زن ثانی (دکتر مزیدی، چه بر وزن هم هست فامیلی هاشون)
۳- آمپول زن ثالث (آپدیت بلاگ – رضا مقدری)
۴- آمپول زن رابع (چه کسی هست آیا؟ از مادر زاده نشده)
پ.ن: قول میدم از فردا منم راجع به آنکولوژی و اتوپدی و این چیزا مطلب بنویسم تا ضمن بلند شدن روی دست اینان، وبلاگستان از حیث مطالب پزشکی غنی بشه:دی و نیز مشت محکمی به دهان یاوه گویان استکبار جهانی بزنم. البته من نمیدونم تخصص و یا فوق تخصص این آمپول زنان محترم چیه تا دقیقا گیر بدم به اون. مثلا دکتر مجیدی از روی برخی خاطراتش میشه حدس زد توی اورژانس کار میکنه. دکتر مزیدی که یه مطلب پزشکی هم تا به حال ننوشته:دی البته چرا یه بار راجع به حجامت نوشت که همان موقع لینکیدمشان. میمونه آپدیت بلاگ که مظلوم واقع شده. چون از روی الگوی رایج حدس زدم که باید آمپول زن باشه اونم :دی

* این خانوم همسایه مون که گفتم بچه دار نمیشن؟! دیروز تشریف بردن دبی! البته قبل از مشرف شدن به دبی به من گفت که ((عزیزم هرچی خواستی بگو از اونجا واست بیارم!! البته ما عید میخواستیم بریم دبی ولی خوب سفر ترکیه مون جور شد گفتیم اونو با دوستان بریم بیشتر خوش میگذره. این یکیو تنهایی با شوهرم میریم واسه خرید))
اون موقع که داشت این حرفا رو میزد هی توی دلم با خودم کلنجار میرفتم که بگم یا نه؟ میخواستم بگم اگه پول چیز میزایی رو که میاری ازم نگیری، قول میدم به لیست طویل بهت میدم، ولی اگه ازم پولشون رو میگیری لازم نکرده فقط یه آدامس بیار که ببینیم مزه های آدامس در ممالک دیگر دنیا چطوره؟ چون جدیدا حس میکنم همه آدامسهای ریلکس تقلبین!!!
ها یه چیز دیگه:دی من حرفمو پس میگیرم که دلم واسه این خانوم میسوزه. راستش من دلم واسه خودم میسوزه که هنوزم شیراز و اصفهان رو ندیدم چه برسه به استانبول و آنکارا و دبی :دی

* چقققدر شانس مفتکی داره این استقلال! و چقققدر اعمال فشارش قویه! فکرشو بکنین جباری هفته پیش چه بلایی سر مدافع حریف آورد و چطوری ضرب و شتمش کرد! کمیته انظباطی ۳ جلسه محرومش کرده بود! بعد دقیقا چند دقیقه قبل از بازی آقا بخشیده شدن و انصافا خوب بازی کرد! شاید اگه نبود استقلال فلج میشد.
حکایت فوتبال ما واقعا جالبه! اصلا من چرا تعجب کردم! وقتی سرمربی تیم ملی!!! اصلا توی لیست نامزدها نبود و دقایق پایانی یوهو با خدا لابی کرد، دیگه جباری و عطاری و استقلال که کاره ای نیستند!!!
پ.ن: مرتبط: بررسی نوآورانه تیم استقلال تهران

* یعنی چی میشه برین خودتونو لاغر کنین؟! هم هیکلتون خوب میشه هم اینکه مزاحم مردم نمیشید. به خصوص توی مکانهای عمومی و اگه قصد استفاده از وسایل نقلیه عمومی رو دارید! با این اوضاع چپونده شدن افراد توی مترو و اتوبوسها بهترین راه اینه که همه مانکن بشن تا تعداد بیشتری بتونن جاشن! تازه توی تاکسی هم هست. جدای از مسائل اعتقادی، من کلا راحت نیستم گرما و بوی بدن کسی رو حس کنم! الانم که سرویس نداریم و مجبورم از تاکسی استفاده کنم واقعا سر این مسئله عذاب میکشم. واضحه که امروز صبح بلایی سرم اومده نه؟! آقاهه طوری توی تاکسی لمیده بود انگار نه انگار فقط ۳/۱ حقشه! هرچی خودمو جمع میکردم بی فایده بود! اصلا ها هرکی از دور منو میبینه پیش خودش فکر میکنه چون این دختره لاغره پس ۵ سانتی متر جا براش کااااافیه! به قدری من توی تاکسی ها به در می چبسبم و یا حتی با دست مخالفم دستگیره رو میگیرم که بدن کناری بهم نخوره که گاهی اوقات وقتی پیاده میشم تغییر وضعیت فیزیکی برام دشواره! فکر کنم بهترین راه اینه که برم یه الاغی، فرقونی، شتری چیزی بخرم :دی

* حالا دروغ و راستش با خودشون! این آقایی که بلد نبود توی تاکسی درست بشینه وسط ترافیک میگفت که من یه زمانی آلمان بودم و زن دوستم به خاطر عبور از چراغ قرمز رفت طلاق گرفت! میگفت یه دوست ایرانی داشته که با یک دختر آلمانی ازدواج کرده بود. ظاهرا چند بار حاج آقا از چراغ قرمز رد میشه و حاج خانومم ناراحت میشه میره طلاقش رو میگیره! آقاهه میگفت من رفتم پیش زنش که وساطت کنم و اینا رو آشتی بدم خانومه گفته: من اینقدر به قوانین کشور شما احترام میذارم. یعنی هر وقت میام ایران روسری سر میکنم و حجاب رعایت میکنم اونوقت ایشون به قوانین کشور ما احترام نمیذاره. یعنی رعایت کردن قوانین کشور ما اینقدر واسه این آقا سخته؟
پ.ن: این قوانین کشور “ما” منو مرده!!! فقط آلمان قانون عدم عبور از چراغ قرمز داره؟

* اینم خیلی خنده دار بود. حداقل من که حالت رو تجسم کردم و کلی توی راه خندیدم : دعوت به مهاجرت:
وردپرس منتظر ماست، بیا تا برویم….
[صدای گریه‌ی جمعیت]

۴۰ نظر

  1. فائزه ۱۳۸۷-۰۲-۴، ۱۱:۴۲ ق.ظ

    اول :دی
    آمپول زن را خوب اومدی :دی

    راستی این لینک من کو؟!!! :پی

  2. Hamid ۱۳۸۷-۰۲-۴، ۱۲:۲۶ ب.ظ

    باید میگفته به اجبارهای مملکت شما و تضییع حقهای مملکت شما عمل میکنم.چون آزادی پوشش اولین و عادی ترین حق هر فردی است. ولی در مملکت ایران به دلیل ضعف ذاتی حکومت و به این دلیل که هر نسیم آزادی ای رو طوفانی بر پیکره متزلزل خودش میبینه با این حق طبیعی مردم مخالفت میکنه و این حقشون رو تضییع میکنه.در مملکت ایران انرژی هسته ای رو رژیم به زور و با بهایی بسیار سنگین “حق مسلم”!! ملت مینمایاند.ولی اونوقت توی همین مملکت فرد نمیتونه حتی هر کفشی رو که میخواد راحت بپوشه بدون اینکه گرگها و ماده گرگهای گشتهای سرکوب اجتماعی پاچش رو نگیرند.

  3. چهار ستاره مانده به صبح ۱۳۸۷-۰۲-۴، ۱۲:۵۱ ب.ظ

    سلام. لینک خودمونو که دیدم روده‌بر شدم از خنده. حرکت جالب بود. ما کلّی خوش‌مان آمد. ما اصولن به شهرت‌اینا علاقه‌مندیم. ما الان کلّی تشکر. کلّی ممنونم. کلّی ماچ.

  4. ساتین ۱۳۸۷-۰۲-۴، ۱:۱۳ ب.ظ

    هر کی الان تو ایران رانندگی کنه می تونه شک کنه که قانون عدم عبور از چراغ قرمز اینجا وجود داره یا نه چون می بینه در کمال وقاحت روز روشن از چراغ قرمز عبور می کنند. فکر کنم حق داشته بگه قانون ما چون اگه آلمان باشید می بینید چطور همه به مقررات احترام میذارن.
    اینجا تنها قانونی که چماق به دست بالا سرش ایستادند و نیرو های ویژه و غیر ویژه داره و هر سال هم براش طرح ضربتی اجرا میشه همون مقولات مربوط به حجابه

  5. زهرا ۱۳۸۷-۰۲-۴، ۱:۲۹ ب.ظ

    به حمید:
    اگه یکبار دیگه راجع به مضوع مطرح شده (!) نظر ندید باور کنید به عنوان اسپم معرفی می کنم و مطمئن باشید دیگه قادر نخواهید بود کامنت بدید!!

    کاملا جدی گفتم

  6. papati ۱۳۸۷-۰۲-۴، ۱:۳۷ ب.ظ

    سلام…منم بعد از اورکات خدابیامرز از هیچ کدوم اینایی که اومد خوشم نیومد…راه آهن پنالتی زن نداشت و همه خراب کردن و گرنه طالبلو زیاد کاری نکرد…توی تاکسی کنار من بشین پس کلی جا اضاف میاریم :دی…یا حق…

  7. مریم ۱۳۸۷-۰۲-۴، ۱:۵۷ ب.ظ

    دکتر مزیدی که مطلب پزشکی خیلی نوشته(قدیما).اون پست های ترک اعتیادش معروفه.

  8. خانمه ۱۳۸۷-۰۲-۴، ۲:۱۹ ب.ظ

    این روایت از تنبیه مرد متخلف ایرانی توسط همسر آلمانیش دیگه داره به حد تواتر میرسه . من نمیفهمم واقعیته یا ریشه در افسانه های کهن ما داره از بس شنیدمش .
    انگار زنهای آلمانی بسیج شدن مذکران ایرانی رو ادب کنن :)

  9. زهرا ۱۳۸۷-۰۲-۴، ۲:۲۷ ب.ظ

    به مریم جدی؟ من قدیما خوانندش نبودم

    به خانمه:
    پس داستانش اساطیریه:-)
    این یارو که اصلا میگفت دوستش بوده. پس آدم معروفی کنارم نشسته بوده ها؟!

  10. خیاط ۱۳۸۷-۰۲-۴، ۲:۴۰ ب.ظ

    ما هرگونه ارتباط اینترنتی و غیر اینترنتی با زهرا اچ بی را تکذیب می‌کنیم!!
    خانم زهرا پارتیزان لینک می‌دهید به ما حداقل هماهنگ کنید موقع بیرون رفتن از خانه جلیقه ضد گلوله بپوشیم٬ این جماعتی که تو پستهای قبل به پایشان پیچیدید که دستشان به شما نمی‌رسد٬ فکر می‌کنند ما از قماش شماییم می‌زنند ناکارمان می‌کنند.
    رحم کنید به ما! ما فقط یک خیاطیم که با همه مخالفان و موافقان شما موافقیم;)

  11. علی زالی ۱۳۸۷-۰۲-۴، ۴:۱۶ ب.ظ

    تویتر رو خوب اومدی
    احتمالا جنس تویتر من وش ما خوب نیست که معتادمون نکرده

    در ضمن تو کار خدا فضولی نکن
    به یکی قدرت زایش میده و به یکی قدرت خرید از دبی

  12. آرمین گیله مرد ۱۳۸۷-۰۲-۴، ۵:۱۲ ب.ظ

    سلام … بعد از مدتی غیبت برگشتم و دیدم که بلاگرولینگ با فایرفوکس کار نمیکند و اسامی را خرچنگ غورباقه نشان میدهد اما در وبلاگ تو بعضی خوب نشان میدهند: کلاشنیکف، پاسداران ، سارا، در تگزاس، رییس جمهور شلخته، سیب سبز و دفتر خاطرات!! اینها را تازگی (مابین چند هفته اخیر) به لیست دادی ؟؟؟ قبلا هیچ مشکلی نبود و من همیشه با فایرفوکس کار میکردم و اسامی کاملا واضح بودند اما الان در همه وبلاگها که بلاگرولینگ دارند فقط خرچنگ غورباقه میبینم …

  13. Hamid ۱۳۸۷-۰۲-۴، ۵:۳۵ ب.ظ

    تا حالا که تمام نظراتم مرتبط با پستهات بوده. این هم به همچنین. نظرم رو در باره قسمتی از پستت بود.تو گویا از چیزی که خودت مینویسی هم خبری نداری.
    خب از اینکه کامنتدونی تو لیاقت کامنتهای من را ندارد که شکی درش نیست.
    در ضمن از حقایقی که میگویم ناراحت نشو چون پیشتر هم گفتم آرامش خودت رو حفظ کن چون سکته میکنی و میمیری و دیگه کسی نیست مضحکه جامعه وبلاگ نویسها بشه.

  14. رضا ۱۳۸۷-۰۲-۴، ۶:۱۴ ب.ظ

    کل آرشیو من یکی رو بگردی یه مطلب پزشکی پیدا نمیشه، با وجود اینکه نصف خانواده و فامیلم پزشکن خودم اسم پزشکی میاد کهیر میزنم، حالا چی شده که به این نتیجه رسیدی منم تو این حرفه هستم خدا داند!!

  15. றarziyeh ۱۳۸۷-۰۲-۴، ۸:۱۹ ب.ظ

    پای صحبت های حبیب کاشانی مدیر عامل پرسپولیس

    نمی تونیم بگیم تقصیر ایکس بوده، یا ایگرگ یا وای! (فرق ایگرگ و وای رو هم می فرمودید!)

    ما هم به هوش مردم حتما تبریک می گوییم! (الان تبریک می گید یا بعدا؟!

    ما سعی می کنیم شرایط روحی روانی، مادی و مالی بچه ها رو تامین کنیم! (بدون شرح!)

    شاید بارقه ای از امید بیاد و بازیکن ما رو ناامید کنه! (یه زمانی بارقه امید آدم ها رو امیدوار می کرد. حالا زمانه عوض شده!)

    من سعی می کنم «حدی الامکان» مصاحبه نکنم! («حد»ش تا کجا هست؟!)

    سازمان تربیت بدنی که عابر بانک نیست! (کی همچین حرفی زد؟!)

    این نامه ای که ایشون اومده، ۲۹/۳/۸۶ بوده! (نامه اومده یا ایشون؟!)

    اجازه بدید جوابی رو که ۴ روز بعد تنظیم کردیم برای آقای علی آبادی بفرستیم! (نیازی به اجازه نیست، شما صاحب اختیارید!)

    اینا واقعا اعدادی نیست که بشه انجام داد! (از کی تا حالا اعداد رو انجام هم می دن؟!)

    و این هم شاهکار شیث رضایی:

    پیرهنمو فدای جونم می کنم! (خیلی زحمت می کشید قربان!)

    http://16th-ave.persianblog.ir/post/133

    خداییش پرسپولیس شانس میاره یا استقلال ؟
    استقلال از همه لحاظ سرتره !!!!!

  16. றarziyeh ۱۳۸۷-۰۲-۴، ۸:۲۳ ب.ظ

    ولی من بهت رای دادم.به شما و وبلاگ یک فتحی!
    پست های قبلیتو باهاش موافقم شدید!
    یه وبلاگی هست به اسم زندگی نـ….
    تمام وبلاگش فقط درباره رابطه خودش و دوست پسرهاشه!
    متاسفانه بیشتر خواننده هاشم خانم های متاهل هستن که اونو گاهی وقت ها به ادامه رابطه … میکنن. فضای وبلاگ های فارسی خیلی مسموم شده.

  17. றarziyeh ۱۳۸۷-۰۲-۴، ۸:۳۲ ب.ظ

    :mrgreen:

  18. Hamid ۱۳۸۷-۰۲-۴، ۸:۴۴ ب.ظ

    وای چه شود

  19. آزاد مرد ۱۳۸۷-۰۲-۴، ۹:۱۶ ب.ظ

    یک اشکال تو کارت هست. سعی کن بفهمی چیه.
    استعداد خوبی داری. ولی خوب ازش استفاده نمی کنی. خیلی از نوشته هات رو خوندم. سعی کردم تا حالا چیزی نگم. اما تو داری خودت رو اذیت می کنی زهرا جان.
    :)

  20. یک فتحی ۱۳۸۷-۰۲-۴، ۱۱:۳۰ ب.ظ

    زهرا خانم. اولا که یک بار گفتم این دکتر مجیدی دوست من است. گیر بدی چون می تونی به من هم گیر بدی چیزی جرئت ندارم بگویم :)

    اما راستش این رضا مقدری عزیز دل فتحی عمرا اهل پزشکی نیست. من رو می گفتی پزشک بیشتر بهم می خورد تا این.

    در ضمن. تو که گفتی به من رای دادی دروغگو. خدا رو شکر ۵ ستاره که حداکثر بود رو گرفتم و الان بالای جدولم و به رای تو نیاز نداشتم اما دلم رو شکستی { اسمایلی زانوی غم بغل گرفته کسی که بهش رای ندادن و ناراحت است و چرت و پرت می گوید }

    این پستت بهانه ای شد برای کامنت گذاشتن من تو این وبلاگ. امیدوارم مافیای وبلاگنویسی همون طوری که گفتی ۳ نفر اول باشند. مخصوصا رضامقدری که بر خلاف تضور من هنوز ۵ ستاره نشده

  21. سعید ۱۳۸۷-۰۲-۴، ۱۱:۳۴ ب.ظ

    سلام ببخشید من که فکر نمی کنم کسی به شما بعد از این چند پست اخیرتان راٌی بده ببخشید که صریح میگم ولی نمی دانم چرا جواب کامنت من در پست قبلیتان را ندادید من منتظر جوابم مرسی

  22. زهرا ۱۳۸۷-۰۲-۴، ۱۱:۵۲ ب.ظ

    به یک فتحی:
    عمرا اگه من به شما رای بدم
    من غیر از فمنیستای گوگولی مگولی که توسط تن نویسی میخوان دیه زن رو برابر مرد کنن و ارثا رو مساوی تقسیم کنن و طلاقا رو از بین ببرن و خلاصه عشاق رو به هم برسونن، عمرا به کس دیگه ای رای نمیدم که:)

  23. مانا ۱۳۸۷-۰۲-۵، ۸:۱۱ ق.ظ

    ببینم زهرا تو تازه از توییتر خوشت نیومده از صبح تا شب اونجایی؟؟؟
    اصلا ببینم تو معنی معتاد رو می دونی؟؟؟

  24. اسب آسیاب ۱۳۸۷-۰۲-۵، ۸:۲۰ ق.ظ

    پس من چی؟
    من رو توی لیست ندادی؟

  25. امید ۱۳۸۷-۰۲-۵، ۱۰:۰۷ ق.ظ

    دی به سلامتی پرسپولیس هم که امروز ۵ هیچ میبازه و ما یه حال اساسی میکنیم

  26. تقویم صبورا ۱۳۸۷-۰۲-۵، ۱۰:۵۱ ق.ظ

    سلام زهرا جون
    امیدوارم وبلاگت جزو وبلاگهای رده اول بشه
    http://www.persianweblog.ir/topblogs/Default.aspx

  27. هدی ۱۳۸۷-۰۲-۵، ۱۰:۵۴ ق.ظ

    گفتم که شما خیلی تند آپ می کنید.در مورد پست های بی دین و ایمون:
    هر از چندی وبلاگستان روی ویبره می رود و بحثی مطرح می شود و عده ای پست بخصوصی را پرچم می کنند و در گودر هایشان آن پست را شیر می کنند و در پست های بعدیشان به حمایت و تشویق می پردازند . بعد عده ای دیگر اگر خیلی محترم و با کلاس باشند از کسی نام نمی برند و با هوشمندی حیرت برانگیزی ، مقدار متنابهی ناسـزا به همان فرد یا پست مورد نظر حواله می کنند . سبک دیگری هم وجود دارد که وبلاگنویس با زبان دریده و بی پروای خود ، حجم عظیمی از اصطلاحات چاله میدانی و لمپنی را در پست خود به کار می برد و ادعا می کند که من از هیچ کس و هیچ چیز نمی ترسم و چه کسی به من گفته بالای چشمم ابروست و من آدم خیلی جالبی هستم و آینه می گیرم جلوی هر کسی که ناسزایم گفت و بد و بیراه به سویم پرتاب کرد . و در حالت حاد ، وبلاگنویس به صورت خیلی جالب تری می گوید که اگر بدم گفتید ، من بدترش را می گویم و من خیلی بلدم و من از شما خیلی بی ادب تر و بد دهان تر هستم و الخ .

    من ، خودم را در هیچ کدام از مواردی که تاکنون به بحث و شورش ختم شده است صاحب نظر نمی دانم و ادعایی هم در این باره ندارم . اصل صحبتم این است که وبلاگ ها و اصولاً جامعه ی مجازی یک هاله ای اطراف ما می سازد که باعث می شود ، خیلی ادعایمان بشود و حرکت های نمادینی هم در جهت همان ادعاها انجام دهیم . اما نه در واقعیت … هرگز نه در واقعیت . که در همان جامعه ی مجازی و یا همان وبلاگستان خودمان . خلاصه بگویم ، فارغ از موضوع بحث و گفتمان هایی که به راه می افتد که البته شخصاً ترجیح می دهم از آنها با عنوان “بـازی های سرگرم کننده برای اوقات فراغت” یاد کنم ، حرفی را بزنیم یا ادعایی را بنویسیم که در عالم واقع و ملموس هم معتقد به آن باشیم و یا دست کم در زندگی شخصیمان به آن روش عمل کنیم . بعد فکر می کنم هر کسی از فردا بلندگو دست نگیرد و این حرف ها را توی بوق بگذارد و یک عده هم برایش کف بزنند .

    نکته ای هم من باب موضوعات مطرح شده بگویم که ، علیرغم طرح بسیاری مسائل تابو و یا مسائلی که روی آنها نظر همگانی و یا تعصب خاص وجود دارد ، اما نظریه پردازی در این خصوص نه در قدمت ِ نداشته ی این قبیل بحث ها در کشورمان می گنجد و نه با بسیاری از شئون عرفی و شرعی ما تطابق دارد . یا به عبارتی صریح تر ، با بسیاری از این شئون در تعارض است . و همان فرهنگ و جامعه و عرفی که می گوییم چرا این مسائل در بعد عملی برایش جا نیفتاده ، طرح این مسائل و سپس پرداختن به آن توسط عده ای که کارشناسی لازم را ندارند هـم در ظرفیتش نمی گنجد و یا به بی احترامی و بی حرمتی ختم می شود و خلط بحث پیش می آید و روند آن هم از مسیر علمی خود خارج می شود .

    توضیح اینکه ، اگر بنده اشتباه می کنم و اصلاً بحث ها جنبه ی علمی ندارند که من همین جا از اینکه با پابلیش این کامنت خودم را کمی درگیر روال بـازی تان کردم عذر می خواهم و همین جا از دوست بعدی مان می خواهم که تاس بیندازند و بازی را از سر بگیرند . اگر هم که قـرار بر این است که بحث به شکل گفتمانی و با حفظ شئون فردی و اخلاقی باشد ، به صراحت می گویم ، این لحن و ادبیات و به خصوص فضا ، اصلاً مناسب اینچنین موضوعاتی نیست . و فکر هم نمی کنم که هیچ یک از کارشناسان و صاحب نظران و پژوهشگران این حوزه از تجربه های فردی و شخصی خود بگویند و از این روش خوانندگان خود را آگاه و راهنمایی کنند .

    در ضمن اگر کامنتینگ شما بخش خصوصی داشت،این به بخش نظرات خصوصی شوت می شدند.

  28. زهرا ۱۳۸۷-۰۲-۵، ۲:۲۴ ب.ظ

    به مانا:
    از صبح تا شب؟!!!!!!!!!!!
    اصلا من از صبح تا شب به اینترنت دسترسی دارم که بخوام اینقدر اونچا باشم آخ؟!!!

  29. مژگان ۱۳۸۷-۰۲-۵، ۵:۵۱ ب.ظ

    سلام لطفا یک راهنمائی می خواهم میشه بگوئید چطوری می توانم موزیکهام را از ریل پلیر روی مدیا پلیر ببرم من هر دو برنامه را روی کامپیوترم دارم ولی می خواهم موزیکهای راکه روی ریل پلیردارم روی مدیا پلیر برای همیشه ضبط کنم مرسی از کمکتان

  30. از زندگی ۱۳۸۷-۰۲-۵، ۵:۵۳ ب.ظ

    سلام!
    غافلگیر شدم :) از لطفی که دارید تشکر میکنم. با آرزوهای خوب و سپاس!

  31. میرزا ۱۳۸۷-۰۲-۵، ۷:۱۷ ب.ظ

    خداییش نداری راحتی! نه؟؟

  32. من ۱۳۸۷-۰۲-۵، ۷:۲۷ ب.ظ

    ای بابا بد و بیراه گفتن به همه جا تموم شد رسیدی به استقلال؟ کدوم شانس مفتکی؟ و کدوم ضرب و شتم؟ شما اصلا میدونی جباری چه کرد که اینجوری میگی؟ در واقع هیچکی ندیده..فقط ۲ تا عکس ازش تو ۹۰ نشون داد.
    خواهشا دور استقلال رو خط بکش

  33. مریم ۱۳۸۷-۰۲-۵، ۷:۴۴ ب.ظ

    آخ آخ … !
    از تاکسی ها چیزی نگو که منم دلم خونه !

  34. داوود ۱۳۸۷-۰۲-۵، ۹:۰۲ ب.ظ

    چرا خودتو توی همه چی صاحب نظر می دونی؟؟؟!!!!
    و خیلی وقتا از بالا به بقیه نگاه می کنی
    بشکن بت خودتو

  35. Farinaz ۱۳۸۷-۰۲-۵، ۹:۰۵ ب.ظ

    Zahra joonam, fekr nemikonam adam dar Germany bere vaseye rad kardane cherghe ghermez talagh begire, ehtemalan moshkel jaye digeyi boode, badesh dooste khoobam age vaghean doost dari biyay kheshvaraye dige ro ham bebini begoo man mitoonam barat visa begiram ke hadde aghal France ro bebini, boos bye

  36. زن زمینی ۱۳۸۷-۰۲-۶، ۱۲:۰۲ ق.ظ

    زهرا جان به نظر میاد تمام مسابقات بهترین وبلاگ در وبلاگستان باندبازی و رفیق بازی باشه.

  37. ali ۱۳۸۷-۰۲-۶، ۳:۴۹ ق.ظ

    man pishnahad mikonam hatman be ye ravanpezeshk morajee konin be nazare man shoma moshkele ravani darid va dochare az khod bozorgbini shodin ye kam vaghebinane ngah konid shoma arezoo darin ezdevaj konin va az neveshtehatoon maloome va ta in sen mojarad moondin ke tooye iran baraye bazi khanevadeha gheyreghabele hazme ama ba chand jalase moshavere mitoonin etemad be nafsetoono be dast biarin

  38. jesika ۱۳۸۷-۰۲-۶، ۲:۲۷ ب.ظ

    salam zahra jan mikhastam bedonam chera darkhaste dosti mano to cloob rad kardi?

  39. parizad ۱۳۸۷-۰۲-۹، ۱۰:۰۴ ب.ظ

    سلام.من به تو وانی دالتون و ویولت رای دادم.موفق باشی.

  40. ارغوانی ۱۳۸۷-۰۸-۲۷، ۸:۴۵ ب.ظ

    چون جدیدا حس میکنم همه آدامسهای ریلکس تقلبین!!!
    این که واضحه! الان ۴ ساله تقلبین! فقط اربیت!