توهمات پسرونه

* خوب میرسیم به بحث کارشناسی این هفته!!!
ما این مطلب توهمات دخترونه رو نوشتیم ولی در مورد آقایون چیزی ننوشتیم. کمی هم از اونها بگیم دلمون خنک شه. توجه: این داستانهایی که ما تعریف میکنم هر دو میلیون سال نوری یکبار اتفاق میفته ها! هر مطلب رو با مقدمه ای داستانی چیزی میگیم که جا بیوفته:دی
توهم اول: اگه من بهش محبت کنم خر میشه!!!
امروز صبح یه پژویی به مسیرمون خورد که سه تا مسافر هم عقب سوار کرده بود. منم رفتم جلو نشستم و طبق معمول اول کمربندم رو بستم. اتوبان همت رو هم که میشناسید؟همواره ترافیک منده. اونوقت این راننده هربار که ترمز میکرد سریع دستشو به علامت نگهداشتن من می آورد ۱۰ سانتی متری جلوم نگه میداشت!! توجه کنید که بنده کمربند بسته بودم و امکان پرتاب شدنم صفر بود!! یه چند بار که اینکارو کرد آخرش گفتم آقا من که کمربند بستم! با لبخندی به پهنای صورتش گفت: میدونم خانوم! ولی نمیدونم چرا نگران شمام! دلم میخواد از شما مراقبت کنم!!! میترسم اتفاقی براتون بیفته؟؟؟!!!!
اتفاق فوق در نتیجه توهم اوله! بعله درسته خانوما از محبت و حرفای محبت آمیز و اینها خوششون میاد ولی نه اینکه این عمل توسط هرکسی انجام بشه! شرایط، زمان، مکان و آدمش رو میخواد. اصلا همینجوری اگه از این اداها دربیارید طرف بیشتر ازتون منزجر میشه!! پس حواستون باشه لزوما محبت کردن به درو دیوار به معنای جلب توجه نیست! اول باید توجه طرف رو جلب کنید و بعدش اگه محبت کنید، خوبید!!!
فقط تصور کنید قیافه برج زهرمار مانند منو در اون لحظه:-) البته خوب فک کنم اون لحظه برج زهر تمساح و یا زهر کروکدیل شده بودم:-)))

توهم دوم: این دختره جواب سلام منو داد، پس منو میخواد!!!
از وقتی که این سرویسا رو برداشتن خاطرات تاکسی نوشت مام زیاد شده. نزدیکیای خونه ما یه ایستگاه تاکسیه که تاکسیاش تا اون مسیری که من میخوام نمیرم مجبورم اکثرا با شخصیا و اینا بیام. چند روز پیش به محض اینکه سوار شدم دیدم راننده همچین خندون و مندون و ایناست. یه کم که مسیر گذشت برگشت عقب گفت: میخوای من خیالتو راحت کنم؟! منو نمیگی دومیلیون شاخ روی کله ام سبز شد که چی؟! خیالم؟ راجع به چی؟! بعدش ادامه داد: من میدونم. اونجا تاکسیای زیادیه ولی الان چند روزه منتظر میشی فقط ماشین منو سوار شی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یعنی تا همین لحظه که دارم این سطور رو تایپ میکنم متعجبم که اون زهرای منطقی وجودم چطور بین اونهمه عصبانیت خودش رو نشون داد و کولی بازی در نیاوردم! چون فقط صدامو از حد معمول بلندتر کردم و گفتم آقا راتونو برید!!! یعنی من هر روز اونقدر دیر بیدار میشم که اولین ماشینی که گیرم میادو سوار میشم. ظاهرا باید از این به بعد دقت کنم دو روز پشت سرهم یکیو سوار نشم!!!
اتفاق فوق در نتیجه توهم دومه. باور کنید وقتی شما سلام کردید و یا کسی به شما سلام کرد همه چیز در همون حد سلامه مگه اینکه عملا، زبانا و کلاما و رفتارا به شما ابراز علاقه کرده باشه و بگه غضنفر دوست داریم:-))

* حیف که وقت ندارم وگرنه توهمات دیگه پسرونه و دخترونه هست که دلم میخواد بگم. به خصوص در مورد دخترا: توهم من خیلی زشتم و یا من خیلی خوشگلم و در مورد پسرا توهم من خیلی بادی بیلدینگم:) خیلی دلم میخواد این بحثو بسطش بدم:-)
چقدر مطالب کارشناسی توی ذهنم هست ولی نمیرسم بنویسم!!! دومش اینکه فکر کنم توی هر مطلب از همه بیشتر به خودم لینک میدم:-)

۴۳ نظر

  1. مهدی ۱۳۸۷-۰۲-۲۱، ۴:۵۵ ب.ظ

    خود این پست یک توهمه

    جواب به این نظر

  2. زهرا ۱۳۸۷-۰۲-۲۱، ۴:۵۷ ب.ظ

    راست میگین. حتما همین طوره. یه نوعش هم همینه. بالاخره منم دخترم دیگه از این قواعد مستثنی نیستم:-)

    جواب به این نظر

  3. خانم کپی ۱۳۸۷-۰۲-۲۱، ۵:۲۲ ب.ظ

    من موندم اگه زهرا سوار تاکسی نمی شد ، چی می خواست تو وبلاگش بنویسه ؟!

    جواب به این نظر

  4. پنجره چوبی ۱۳۸۷-۰۲-۲۱، ۵:۴۵ ب.ظ

    آخه کم نیستن خانوم هایی که به این توهمات جامه عمل پوشاندن.
    و همونطوری که خودت از خودت گفتی تو جزو دسته مثبتشون هستی.
    خودت که اون بعضی از خانمها رو بهتر می شناسی اچ بی خانوم!

    جواب به این نظر

  5. زهرا ۱۳۸۷-۰۲-۲۱، ۸:۳۷ ب.ظ

    به حمید: اگه بدی ممنون میشم راستش فکر میکنم کم استفادش کردم:-)

    جواب به این نظر

  6. خانمه ۱۳۸۷-۰۲-۲۲، ۶:۴۴ ق.ظ

    یه سوال بیربط : چرا همیشه باید از من بخواهد که مثلا جمع ۴+۲ رو بنویسم ؟ این سیستم تنوع سرش نمیشه یا که اینم توهم زده :)

    جواب به این نظر

  7. مسافر ۱۳۸۷-۰۲-۲۲، ۱۱:۰۳ ق.ظ

    مگه تمساح و کرکودیل زهر دارن ؟ :)

    خداییش مهدی باحال گفت :D . اینجور توهمات واسه مجردا زیاد پیش میاد.

    توهم بر جوانان عیب نیست (ورژن جدید).

    مثلا در مورد توهم اول که گفتین، من متوهم شدم نکنه دارین یه گوشه کنایه ای به کسی(؟) میزنین.

    جواب به این نظر

  8. neo ۱۳۸۷-۰۲-۲۲، ۵:۰۳ ب.ظ

    این لیست توهمات رو ادامه ندادی چرا؟!
    ما منتظر افاضات عالمانه شما در این باب هستیم.

    جواب به این نظر

  9. Ali ۱۳۸۷-۰۲-۲۲، ۸:۴۸ ب.ظ

    این پسرا با این کاراشون آبروی هر چی پسر مثبت (مثل من :دی) رو هم بردن.

    جواب به این نظر

  10. ستاره دنباله دار ۱۳۸۷-۰۲-۲۲، ۹:۳۴ ب.ظ

    اولین بار میام اینجا با حرفات کاملا موافقم همه پسرا بی ظرفیتن!!!!!!!!!

    جواب به این نظر

    مانی play boy Reply:

    دوست عزیز هر پنج تا انگشت آدم که عین هم نیست خیلی از دختر ها هم بی ظرفیت هستن

    جواب به این نظر

  11. سیروس ۱۳۸۷-۰۲-۲۲، ۱۰:۰۸ ب.ظ

    زهرا جان فحش میدی ها
    اخه این اقا پسر خنگول بلد نبوده شما رو تور بزنه به ما چه
    در مورد اون قسمت سلام کردنم واقعا مخالفم
    واقعا دخترا بی جنبه تر هستن
    :)

    جواب به این نظر

  12. مریم ۱۳۸۷-۰۲-۲۲، ۱۰:۱۹ ب.ظ

    توهمات پسرا خیلی بیشتر از این حرفاس.ادامه بده لطفا!

    جواب به این نظر

  13. خبرنگارافتخاری نیویورک تایمز ۱۳۸۷-۰۲-۲۳، ۷:۴۰ ق.ظ

    ۱- خیلی باحال بود. وای اون تاکسی دومیه که دیگه شاهکار بود!! :))
    ۲- با نظر “مریم” موافقم!D:

    جواب به این نظر

  14. داستان ۱۳۸۷-۰۲-۲۳، ۹:۳۵ ق.ظ

    رویای شیرین زهرا

    جواب به این نظر

  15. setareh_in_the_moonlight ۱۳۸۷-۰۲-۲۳، ۴:۰۳ ب.ظ

    سلام

    نوشته قشنگی بود. باز هم از این توهمات جن/سیتی بنویسید. پیشنهاد می کنم در این راستا جهت بهبود و مستند شدن مطالب از یک کارشناس پسر و البته مجرد استفاده کنید. این جوری قول می دم که خیلی توهمات پسرانه دیگه که حتی فکرشو هم نمی تونید بکنید کشف می شه.

    در بخش دختران هم که تا وقتی خودتون هستید کولاکه!!

    جواب به این نظر

  16. _________ ۱۳۸۷-۰۲-۲۳، ۴:۵۵ ب.ظ

    همه که مثل شما نیستن آقا سیروس ؟

    جواب به این نظر

  17. غزال ۱۳۸۷-۰۲-۲۳، ۵:۴۵ ب.ظ

    فوق العاده ای زهرا جون. با حرفا کاملا موافقم. من این مورد رو تو دانشگاهزیاد می بینم. خدا نکنه بری پیش یه استاد جوون و مثلا به خاطر تحقیقاتش یا سوادش یا نوع درس دادنش ازش یه خورده تعریف کنی. گرچه این کار رو در راستای پاچه خواری انجام دادی و در باطن نمی خوای سر به تنش باشه ولی بنده خدا بدجوری مبتلا به توهم میشه!

    از وقتی اون مطلب توهم دخترونه رو خوندم و این رفتارهای بی نظیر اساتید محترم رو دیدم همش می خواستم بهت بگم در مورد توهم آقایون هم بنویس که الان می بینم نوشتی. خوشمان آمد!

    جواب به این نظر

  18. محبوبه ۱۳۸۷-۰۲-۲۳، ۹:۳۵ ب.ظ

    خیلی باحال این توهمات رو تفسیر کردی :D

    جواب به این نظر

  19. Ehsan ۱۳۸۷-۰۲-۲۴، ۷:۰۲ ق.ظ

  20. Ehsan ۱۳۸۷-۰۲-۲۴، ۷:۰۵ ق.ظ

    Doshet daram movafegham

    جواب به این نظر

  21. saba ۱۳۸۷-۰۲-۲۴، ۹:۲۹ ق.ظ

    واقعا باهات موافقم
    پسرها خیلی بی جنبه ان….

    جواب به این نظر

  22. _________ ۱۳۸۷-۰۲-۲۴، ۱:۳۸ ب.ظ

    پسرها خیلی خیلی ………………………….بی جنبه اند اینو خودشون هم میدونند

    جواب به این نظر

    M&G Reply:

    خوب جواب این سوال بر میگرده به اون ضربالمثل که میگه:دیگ به دیگ میگه روت سیاه

    جواب به این نظر

  23. Leo ۱۳۸۷-۰۲-۲۸، ۴:۰۸ ب.ظ

    پاره آجر

    روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت.

    ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد.پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد .

    مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت تا او را به سختی تنبیه کند.

    پسرک گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند.

    پسرک گفت:”اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند. هر چه منتظر ایستادم و از رانندگان کمک خواستم کسی توجه نکرد. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم.

    “برای اینکه شما را متوقف کتم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم “.

    مرد متاثر شد و به فکر فرو رفت… برادر پسرک را روی صندلی اش نشاند، سوار ماشینش شد و به راه افتاد ….

    در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند!

    خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند.

    اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبور می شود پاره آجری به سمت ما پرتاب کند.

    این انتخاب خودمان است که گوش کنیم یا نه!

    جواب به این نظر

  24. الهام ۱۳۸۷-۰۴-۱، ۱۱:۳۲ ب.ظ

    سلام زهرا خانم.برخلاف چرت وپرت هایی که درموردعمو فرزاد(حسنى)نوشتى
    بااین توهماتت حال کردم.از قدیم گفتن انسان قابل پیشرفت است.آفرین همینجورى ادامه بده یک چیزى مى شى.

    جواب به این نظر

  25. ارمینه ۱۳۸۷-۰۴-۱۳، ۱۱:۲۸ ق.ظ

    جون هرکی دوسش داری هرچی می نویسی مخالف پسرا باشه

    جواب به این نظر

  26. عرفان ۱۳۸۷-۰۴-۲۳، ۳:۴۶ ب.ظ

    توهم پسرانه : این دختره من رو نگاه میکنه، پس من چقدر خوشتیپم!
    توهم دخترانه : این پسره من رو نگاه میکنه، پس چقدر هیزه!

    راستی دوتا نکته فنی : سال نوری واحد طول است نه زمان.
    کروکودیل زهر داره؟!

    جواب به این نظر

  27. romp ۱۳۸۸-۰۲-۱۰، ۱۱:۱۸ ق.ظ

    حرفاتون رو خوندم به نظر من زندگی ما جوونا با همین توهماتش که قشنگه وگر نه زندگی بدون وجود دخترا یا پسرا واقعا بی معناست
    مطمئن هستم هر کی میگه زندگی یه بعدی جالبه این رو از ته دل نمیگه شاید خودش یه جای زندگی رو اشتباه کرده
    وگرنه زندگی با این تفاوت هاست که قشنگ میشه

    جوووووووونای ایرانی همه تون رو دوست دارم فرق نمی کنه دختر یا پسر

    منم یه دختر ۲۰ساله ام ۲۶اردیبهشت ۲۱ ساله میشم
    به تموم شما که تولدتون توی این ماهه تبریک میگم فرق نمیکنه دختر یا پسر

    جواب به این نظر

  28. مس مس ۱۳۸۸-۰۳-۲۹، ۱۱:۴۸ ب.ظ

    خلایق هر چه لایق !!!!!

    جواب به این نظر

  29. مهسا ۱۳۸۸-۰۵-۱۳، ۱۰:۱۳ ق.ظ

    فقط دختر

    جواب به این نظر

  30. ارسام ۱۳۸۸-۰۵-۱۳، ۴:۴۲ ب.ظ

    منم یه پسرم اما طرفدار دختر خوانومام.ونظراتشون برام مهمه.من دوست دخترای زیادی دارم وهمشونو به نحوهای دوست دارم.رویای زهرا یه رویای جالبه که به پسرها البته بعضیاشون توذهنی میزنه حالا دختر خوانومایی که بامن موافقند.نظرشونو اعلام کنند.لطفا بالای متن بنویسید ارسام

    جواب به این نظر

  31. علی ۱۳۸۸-۰۵-۱۴، ۱۲:۵۹ ب.ظ

    خیلی مزخرف بود زهرا مایع ننگ جامعه است

    جواب به این نظر

  32. یلدا ۱۳۸۸-۰۶-۵، ۱۰:۴۷ ب.ظ

    زهرااا؟؟؟؟ این چرتو پرتا چیه میگی تو؟؟؟ آبروی همه ی دخترارو بردی

    جواب به این نظر

  33. فرید ۱۳۸۸-۰۸-۳، ۲:۵۷ ق.ظ

    خوشم میاد که حرف حق میرنی

    جواب به این نظر

  34. بایرام ۱۳۸۸-۰۹-۱۵، ۳:۲۱ ق.ظ

    نظر خاصی ندارم ولی تو زندگی چیزای مهمتری وجود داره که وقتمونو براش بگذاریم مفید واقع شدیم وگرنه از حرفها زیاد میشه گفت البته ببخشیدا

    جواب به این نظر

  35. بایرام ۱۳۸۸-۰۹-۱۵، ۳:۲۲ ق.ظ

    پرپروانه شکستن هنرانسان نیست گرشکستیم زغفلت من ومایی نکنیم

    جواب به این نظر

  36. بایرام ۱۳۸۸-۰۹-۱۵، ۳:۲۶ ق.ظ

    کاش واژه حقیقت آنقدر با زبان ما صمیمی بود ، که برای بیان کردن “دوستت دارم” نیاز به قسم خوردن نبود

    جواب به این نظر

  37. بایرام ۱۳۸۸-۰۹-۱۵، ۳:۲۷ ق.ظ

    آنجا که چشمان مشتاقی برای انسانی اشک می ریزد، زندگی به رنج کشیدنش می ارزد.

    جواب به این نظر

  38. بایرام ۱۳۸۸-۰۹-۱۵، ۳:۲۸ ق.ظ

    می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم

    جواب به این نظر

  39. بایرام ۱۳۸۸-۰۹-۱۵، ۳:۳۰ ق.ظ

    ترجیح میدهم طوری زندگی کنم که گویی خدا هست و وقتی مُردم بفهمم نیست، تا اینکه طوری زندگی کنم که انگار خدا نیست و وقتی مُردم بفهمم که هست

    جواب به این نظر

  40. بایرام ۱۳۸۸-۰۹-۱۵، ۳:۳۰ ق.ظ

  41. بایرام ۱۳۸۸-۰۹-۱۵، ۳:۳۶ ق.ظ

    یکی در آرزوی دیدن توست ، یکی در حسرت بوسیدن توست …. ولی من ساده و بی ادعایم ، تمام هستی ام خندیدن توست

    با آرزوی موفقیت روزای خوب برای همگی و بهترین شادیها را در قلبتان خواهانم.بای

    بایرام .

    deldareh_del

    جواب به این نظر

نظر شما