زهرا اچ بی بالاخره چکاره است؟

* توی این خونه جدیدی که اومدیم سوئیت کناریمون یه واحده که مال دختر صابخونه است. دختره چندین ساله که ازدواج کرده ولی بچه دار نمیشن. روز اولی که اومده بودم اینجا در زد که برای آشنایی بیاد تو. اون موقع من یه تاپ و شلوارک نارنجی از این مدل عروسکی ها که جدیدا مد شده پوشیده بودم. موهامم به حالت خرگوشی (حالت مورد علاقمه) بسته بودم. بعدش خانومه بدون سلام و علیک ناخودآگاه برگشت گفت آخی تو چقدر معصومی چقدر خوبی و این حرفا و کلی منو بغل کرد و بوسید. حالا از اون روز به بعد کارش اینه که هر وقت از سر کار بیام چایی بذاره و شام منو دعوت کنه. روزای تعطیل هم همش واسم ناهار و صبحانه میاره… با اینکه شاید برای منی که از مامانم دورم این حرکات جای خالی اونو پر کنه ولی همیشه از این کارش معذبم و همیشه واسه رفت و آمدام می پامش که جلوی چشش نباشم… همش فکر میکنم طفلی ۴۶ سالشه (مامان منم ۴۶ ساله است) و هنوز بچه دار نشده… احتمالا پیش خودش داره منو با دختر نداشته اش مقایسه میکنه… خلاصه اینکه خیلی حس بدیه… خیلی زیاد…

* “به همین سادگی”؛ عکس/ مراسم ازدواج پسر احمدی‌نژاد و دختر مشایی:
جالبتر از عکسها و مطلب کامنتای ملت بودن. من که خیلی خوشم اومد. اما یه چیزی این پسر حمدی نژادو من از نزدیک دیدم. خیلی بچه سال بود. این کی زن گرفت؟!

* این قضیه وبلاگستان بی دین و ایمون هیچ خیری اگه واسم نداشت امروز که بیکار بودم و فرصت گشت زنی بالایی داشتم کلی باعث انبساط خاطرم شد و کلی خندیدم. حالا واستون میگم چرا. قضیه برمیگرده به اینکه برخی از این ملت با توجه به نوع نوشته خواستن من و یا شغلم رو حدس بزنن!!!

اول: خنگولانه ترینش یه آقایی بود که نوشته بود: ((این دختر خانم که بر اساس نوشته ای در وبلاگ خودش ” تو یه شرکته خفنه نظامی” برنامه نویس است!!))
جوابیه: ایشون اولا خودشناسی خوبی دارن. چون اسمشونو حماقت انتخاب کردند. ضمن اینکه احتمالا ایشون تهران رو با تلاویو اشتباه گرفتن! شرکت نظامی توی ایران؟!! توی ایران فقط صنایع دفاع داریم که مجموعه های تابعه اش هم مشخصن. اینجا مگه اسرائیله که تو هر خیابونش فله ای شرکت نظامی باشه؟! بعدشم حالا گیریم باشه، اون چه شرکت نظامیه که توش برنامه نویسی انجام میشه؟ آیا؟! اونم توسط یک خانوم؟! جدا خنده دار نیست؟ خوبه من توی این پست کلی قیف دادم که کارم تحقیقاتیه و عنوان شغلیم محقق هست ها! بازم ملت خنگ بازی در میارن!!!

* دومین حدس که خیلیم خنده دار انگیزناکه مربوط به یک خانوم بود که بعد از نوشتن سطوری بسی طولانی در مورد عقب ماندگی من چنین نوشته بودن:
((این دختره احمق بیخودی پز میده! من میدونم کجاست! اصلا من هر روز میبینمش. زهرا اچ بی تو بخش امنیت اطلاعات (!) در وزارت نفت کار میکنه. هر روز یه چادر مشکی بوگنده (شرمنده از همه چادریها دارم نقل قول میکنم) روی کله پوکش میذاره و با هیشکیم حرف نمیزنه. لابد میترسه گناه کنه))
جوابیه اول: من برای این خانوم کامنتی به این مضمون گذاشتم: «حرفای شما همه اش متین. ظاهرا بخش جدیدی در وزارت نفت ایجاد شده به اسم امنیت اطلاعات!!! چون تا حالا از وجودش بی خبر بودیم»
این خانوم محترم هم نامردی نکردن و ضمن حذف کامنت من چنین مرقوم کردن: «دختره ابله کامنتتو پاک کردم که کامنتدونیم از حیث اسم گندت پاک بشه! منظورم بخش امنیت قراردادها بود. اشتباه لپی داشتم»
جوابیه دوم: اشتباه لپی دیگه چه جورشه؟! احتمالا موقع تایپ آن سطور لپهای محترم این خانوم به کیبرد اصابت کردن و امنیت قراردادها رو نوشتن امنیت اطلاعات!!!
حالا فرض کنیم که بخشی در وزارت نفت به اسم امنیت قراردادها وجود داره که بنده با مدرک مهندسی نرم افزار (که هیچ ربطی به قراردادها نداره) هر روز صبح چادر سر میکنم و اونجا مشغول کارم و در مقام چنین پستی اصلن با هیشکیم حرف نمیزنم که خدای ناکرده به گناه نیوفتم!!! این میدونین یعنی چی؟ با وجود قراردادهایی که در وزارت نفت انجام میشه؟!! یعنی اینکه دقیقا خود خدا اومده وزارت نفت و پارتی من شده که هیچ، بدون شک رنک شغلی بنده بالای ۱۸ هست! یعنی احتمالا یه چیزی در حد سردار رادان و بلکه مقام معظم رهبری! (در حال حاضر بنده ۱۴ هستم). یعنی اینکه بدون شک هر روز صبح یک الگانس دولتی با چند تا اسکورت بنده رو تا زیر پل حافظ همراهی می کنند!!! بنابراین من کسب این مقام رو پیشاپیش به خودم و شما تبریک میگم. اگه من میدونستم فقط با نوشتن یک مطلب به چنین مقام والایی میرسیدم بدون شک بازم از این کارا میکردم که احتمالا رییس جمهوری، دبیر کل سازمان مللی چیزی بشم!!

* سومین حدس بینظیر مجددا در کامنتای همین خانوم درج شده بود:
(( بابا اینقدر فسفر نسوزونید. من یک اطلاعاتی هستم. با توجه به اطلاعاتی که داره یعنی بورس تحصیلی فلانی در هلند و کمک مالی فلان سازمان (از درج اسامی واقعی معذورم- خودم) زهرا اچ بی در بخش رمزنگاری وزارت اطلاعات کار میکنه))
جوابیه: این بابا دیگه آخرشه! آخه کدوم اطلاعاتی هست که اینقدر ابله باشه که به جای اتخاذ یه اسم مستعار بیخود بگه من اطلاعاتی هستم و حساسیت ایجاد کنه! بعدشم رمزنگاری وزارت اطلاعات دیگه چه جور جائیه؟! آخه کسی که در چنین جایی کار می کنه به همین راحتی اطلاعات شغلیش بیرون درز میکنه؟! والا همین الانشم شغل ما خیلی حساس نیست ولی اگه بیرون درز کنه برامون بد میشه! چه برسه به چنین موقعیتی!
بعدشم حالا داشتن چنان اطلاعاتی که مفت روی اینترنت ریخته و یه بچه هم میتونه بهشون دسترسی داشته باشه چه ربطی به شغل آدم داره؟! حالا حتما باید ذهنتون بره روی یک شغل پیچیده من درآوردی؟! مثلا ساده تر نبود بگه: یه اطلاعاتیه؟!!!

به هر حال حیف شد که اون خانوم نظرخواهیشون رو تائیدی گذاشت وگرنه من کامنتی بدین مضمون واسش گذاشته بودم:
(( با این تفاسیری که حضرت عالی و جناب یک اطلاعاتی محترم فرمودید بنده احتمالا باید غلامحسین الهام باشم که اینقدر چند شغلیم! از طرفی در یک شرکت نظامی برنامه نویسم! و بعدش تشریف میبرم وزارت نفت در بخش امنیت قراردادها و بعد که کارم تموم شد تشریف میبرم وزارت اطلاعات در بخش رمزنگاری. ببینم بچه ها احتمالن شماها منو توی تلفیزیون ندیدین؟؟))

* من که خیلی خندیدم شما رو نمیدونم. امیدوارم خداوند هیچ وقت چنین وبلاگ نویسان باهوشی رو از ما نگیره. آمین یا رب العالمین!!!

۶۷ نظر

  1. علی زالی ۱۳۸۷-۰۱-۲۹، ۱۱:۲۴ ب.ظ

    شرمنده
    ولی واقعا این پست وبلاگت حرفی برای گفتن نداشت
    یعنی یه تلف کردن محض وقت بود
    هم خودت هم مال من
    به نظرت اینکه کسی با عقاید تو مخالفه باید این همه سرش بحث و جدل باشه؟

    در ضمن بلاگ رولینگت یونیکد نیست اینو چندین مرتبه بهت تذکر دادم

  2. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۹، ۱۱:۳۹ ب.ظ

    یعنی چی یونیکد نیست؟
    من درست می بینمش. با چه مرورگری می بینین؟

  3. xwe ۱۳۸۷-۰۱-۲۹، ۱۱:۵۳ ب.ظ

    یکی می گفت المپیادی و نخبه هستین درسته؟! به به!…به به!

  4. pat ۱۳۸۷-۰۱-۲۹، ۱۱:۵۴ ب.ظ

    خدایش عجب حدس هایی در موردت زدند کلی خندیدم :)))
    در ضمن من هم نمی توانم اکثر سطرهای رولیگت را ببینم (۲-۳ تاییش درسته)
    (بروزم هم firefox است)

  5. محمد.گ ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۱۲:۰۶ ق.ظ

    :دی
    این ملت فسفر مغزشون زیادی شده … مجبور شدن واسه سوزوندنش یه چیزی حدس بزنن واسه شغلت :دی
    .
    بلاگرولینگ هم با فایرفکس اینطوری :
    شادی شاعرانه
    نشون میده .

  6. پریسا ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۱۲:۱۱ ق.ظ

    اولا تو اصلا حق نداری بگی ” ملت خنگ بازی در میارن” حالا بگرد ببین کجا گفتی!
    ثانیا توی خیلی از جاها ور میداری هم لینک مطلب رو میدی هم خود مطلب رو ولی اینجا که باید برای اثبات حرفت لینک بدی از روی یک ترس حقارت آمیز (که حتی در دفاع از خودت هم هست) از دادن لینک خود داری می کنی!
    ثالثا راستی نگفتی اون زنه که هم سن مامانته چی پوشیده بود و اون یکی همسایتون آبگوشت بار گذاشته بود یا فضول پلو؟!

  7. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۱۲:۲۲ ق.ظ

    به پریسا تو هم حق نداری بگی:
    از روی یک ترس حقارت آمیز (که حتی در دفاع از خودت هم هست) از دادن لینک خود داری می کنی!
    !

    اگه من لینک نمیدم به علت تعدد استفاده از کلمات غیر اخلاقی و یا داستانهایی از این دسته. متوجهید که اکثر مخالفین اینگونه نظریات چه طیفی هستند!
    بهتر بود قضاوت نکنید و کاری که خودتون کردید رو از من منعش نکنین یعنی تعیین تکلیف!

  8. یه خواننده همیشگی اما بیصدا ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۱۲:۲۹ ق.ظ

    یه موقعی یکی از خواننده های مورد علاقه ام امید بود. اهل جانماز آب کشیدن نیستم اما یکی از دلایل علاقه ام کلیپهای سنگینش بود. گذشت تا بالاخره پارسال امید هم دید دوران این تریپها از نظر عوام گذشته و اومد تو آلبوم کلیپهای جدیدش از دی.جی. و دختر و رقاصای آپ تو دیت استفاده کرد تا همرنگ جماعت بشه و …..
    نمیدونم چرا قسمت تعریف از وضعیت لباس پوشیدنت منو یاد امید انداخت.
    پایدار باشی

  9. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۱۲:۳۵ ق.ظ

    به یک خواننده همیشگی ولی بیصدا
    این خانوم داخل منزل ما تشریف آورده بودن صرفا خواستم این حسو منتقل کنم که ایشون منو با یک بچه نداشته اشتباه گرفته بودن. با توجه به ابعاد ناچیز قد و وزنم.

    متوجه نشدم همرنگ جماعت شدن منظورتون چی بود؟ مگه من نوشتم توی خیابون همچین چیزی پوشیده بودم؟

  10. پویا ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۱۲:۳۹ ق.ظ

    بد نیست بری بلاگ س طلا رو ببینی !همون که لینکشو داده بودی!!بخونی که اون نظرش رو در مورد فمینیست و بدن نویسی در زنان چه جسورانه بیان کرد البته تو هم نظرت رو جسورانه بیان کردی!!حالا سوای همه ی این مسایل یه ایمیل به هودر بزن و بگو که لینک بلاگتو برداره،همون اول لینک تو رو داده بد نیست که بدونی برادران شریعت ،بلاک هودر به شدت هر روز زیر و رو میکنن.به صورت احمقانه ای پریدی وسط دعوا!!

  11. یه خواننده همیشگی اما بیصدا ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۱۲:۴۰ ق.ظ

    اصلا قصد بی احترامی نبود. اما قبول کن که خواننده وقتی می خونه قوه تخیل و تجسمش هم بکار می افته تا خوب تو متن جریان قرار بگیره.
    anyway
    موفق باشید

  12. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۱۲:۴۱ ق.ظ

    یعنی شمام احساس مادری بهتون دست داد؟ شما خانمید؟

  13. آذرشب ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۱:۰۶ ق.ظ

    زهرا جان
    حرف بچه ها در مورد مشکل فونت لینکدونی ات با فایر فاکس برای من هم وجود داره
    اگر تونستی یک بررسی دقیق بکن

  14. نادر ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۷:۳۰ ق.ظ

    زهرا جان من یه روزی باید کشف کنم که تو کجا داری تحقیقات می کنی! البته بعید هم نیست که خود غلامحسین الهام باشی. اگه الهام باشی که باید آدرس وبلاگت رو به غلام اچ بی تغییر بدی!
    در مورد همسایه هم خوش به حالت. توی آپارتمانی که من توش زندگی می کنم نه کسی احساس مادرانه داره نه پدرانه! یه آپارتمانه که همسایه ها صبح تا شب می پرن به همدیگه. شب هم توی خونه با همدیگه جنگ و جدل دارن. شاید به زودی توی وبلاگم از اتفاقات ساختمونمون هم نوشتم یه چیزایی!

  15. حمید ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۹:۰۷ ق.ظ

    مزدور جمهوری اسلامی بودن که مساوی با خیانت به کشور و ملت هست که نیاز به منصب و شغل خاصی نداره . که خالا بخواد حتما اطلاعاتی باشی . مهم اون افکار هست که در راستای منافع جمهوری اسلامی باش یعنی مزدور غیر مستقیم جمهوری اسلامی .

  16. حمید ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۹:۱۷ ق.ظ

    این شعارهای و حرفهای هزار منبری که میزنی سالهای سال هست که داره توسط جمهوری اسلامی شبانه روز در گوش و چشم مردم چه از راه سازمان همیشه در خدمتش یعنی صدا سیما چه توی کتابهای درسی که همشون شدند کتاب دینی و چه روی در و دیوار خیابون و…. داره تکرار میشه. ولی خوشبختانه هیچ اثری که نداشته هیچ ، تاثیر معکوس هم داشته . ولی خب تو اینها رو کم دونستی و در صدد کمک به اربابانت بر آمده ای در وبلاگت. به خاطر انجام تکلیف شرعیت در خدمتگزاری به حکومت.

  17. حمید ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۹:۲۵ ق.ظ

    دقیقا حرفهای اربابات رو تکرار میکنی در مورد آمریکا و اسراییل .من از اسراییل خوشم نمیاد ولی حرف من چیز دیگه ای هست حرفم اینه که چون قدرت اندیشیدن نداری . هر چه را برات تکرار کردند بد هست میگی بده و بر عکس . اگر یه شاخ بز رو به عنوان خدا برات معرفی کنن و چند مدتی روش تبلیغ کنن میری و اون رو میپرستی . لعنت بر اسراییل و لعنت بر جمهوری اسلامی.

  18. حمید ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۹:۳۵ ق.ظ

    آفرین به اون وبلاگ نویسه که اون حرف رو زد بهت چون براستی مایه تاسف جامعه وبلاگ نویسها هستی . و به راستی نامت که نه بلکه افکار و عقاید و مرامت باعث کسر شان هر مکانی هست که داخلش میری

  19. حسین تجویدی ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۹:۳۵ ق.ظ

    در جواب ادعاهای خیرخواهانه و البته مذهبی دوستان ( که البته بی جواب است) فقط می شه ۲ بیت شعر آورد :

    گویند بهشت و حور عین خواهد بود آنجا می و شیر و انگبین خواهد بود
    گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک چون عاقبت کار چنین خواهد بود

    یا

    خیام اگر به باده مستی خوش باش با ماهرخی اگر نشستی خوش باش
    چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش

    با تشکر

  20. shazde ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۹:۵۴ ق.ظ

    hi , khoobi ? dokhi ghadim nadima to ye eshkali too karet bood ke baadha fek kardam azash dars gereftio dige tekraresh nemikoni , oon ghadima adat dashti hei vaghti bar alahet javab midadan ta ham alayheshoon javabiye midadi o karam akharash be fosho fosh kari mikeshid gis keshio az in kara , ke baadha asan be kol majboor shodi comentingeto behazfoni , khoshgel , ghashnag , aziz , baz ke shoroo kardi , dokhi to in blogo vase delet minvisi ya vase jaro bahs ba har adame kam aghlo bi farhangi ke az roo kambood har chi too dahaneshe behet bege , daiye khoda biyamorzam hamishe migoft age kesi behet bad kard to bahash hamoon karo nakon o be zakhmesh atish nazan ke age in karo bekoni beine to o oon che farghi mitoone bashe ???? pas say nakon be roozaye gozashte bargardio inja ro koni mahale khosoomataye shakhsi ke gahan baziya vase inke nemitoonan bebinanet o kam avordan pishet intori mikonan , khob hala base dige , man az menbar beza biyam pain dige , khosh bashio hamishe labet khandoon

  21. nooshin ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۱۰:۳۴ ق.ظ

    سلام زهراجون
    ببخش که بی ربط مینویسم ولی ۱۲۰۰ کارگر همینجا تو تهرون در استانه بیکارین با این تورم وحشتناک. دارن کارخونشونو خراب میکنن برج بسازن.
    بیاین از هر راهی که بلدیم حمایتشون کنیم
    شاد باشی

  22. ye khanande ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۱۰:۵۵ ق.ظ

    هرچی میبینم و میخونم بین ادبیات شما و حسین درخشان شباهت های بیشتری پیدا میکنم…. مطمئنین که خود درخشان نیستین؟ یا مثلا رفیقش؟……

  23. سروناز ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۱۱:۲۹ ق.ظ

    آخه عزیزم تو خودت هم اومدی و از لباسی که تو خونه می پوشی و مدل موهاتو و…نوشتی اگر بخوای به قول خودت اون فمنیست های بی حیا رو مورد انتقاد قرار بدی که چرا از هم بستر شدن با فلان آدم نوشتن خوب پس خودت چرا اینجوری نوشتی شاید بگی این با اون قابل مقایسه نیست .اتفاقا قابل مقایست حتما این مطلب تو از نظر خودت عادی باشه ،،،خب حتما مطلب اونام از نظر خودشون عادی بوده و از نظر تو غیر عادی و بی شرمانه…

  24. بی نام ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۱۲:۵۱ ب.ظ

    سلام. نگفتم هیچ تفاوتی ندارند؟ حتی بعضیها ظاهرشون هم شبیهشونه!!!
    اولئک کالانعام بل هم اضل!
    بفرما ! شاهد از غیب رسید: ÷اسخهای منطقی و مستدل حمید و تجویدی رو ببینید؟ دیدی زدم تو خال؟

  25. پنجره چوبی ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۱:۳۹ ب.ظ

    من اون پست رو نخوندم ولی شما زیرمجموعه وزارت علوم هستید(چشم بسته غیب گفتم)

  26. خاطره ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۱:۵۲ ب.ظ

    احساسی که نسبت به اون خانم داری قابل درکه
    اما من فکر میکنم اگه حس میکنه مادرته خوب تو هم دخترش باش
    تا حس خوبی داشته باشه

    کلی منم خندیدم از این ملت بیکار! خوب شغلت رو بگو مردند از شدت کنجکاوی!

  27. yooknowwho ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۳:۲۸ ب.ظ

    زهرا خانم … . من البته غیر از نام فامیل ات ، نام شرکتی که برایش “تحقیق” میکنی را هم میدانم و موضوع و ماموریت کاریش را . همانطور که تو گفتی خوب است اهالی وبلاگ در مورد فلان خانم و جائی که به او پول میدهد و غیره تحقیق کنند ، به نظرت چطور است که مشخصات و محل کارت را روی وبلاگی بگذارم تا همه بخوانند ؟ علت اینکه در ان وبلاگ فقط به تو اشاره ای شد آن هم بدون توهین ، تذکری به تو بود . حالا اگر واقعا فکر میکنی ان تذکر را فردی احمق به تو داده ، به این هم فکر کن که اگر در واقع او احمق باشد و کاری که گفتم را بکند چه اتفاقات جالبی برایت می‌افتد . یکیش این است که کنار همین وبلاگها عکست را میگذاریم و میگویم زهرا را آزاد کنید . گرفتی که چه گفتم ؟ این را وقتی که خواندی حذف کن که سایرین ضرورتی ندارد ببینند . عصر خوش

  28. نوید ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۴:۴۱ ب.ظ

    این چیزا چیه توی یک جای عمومی می نویسین؟
    با تاپ و شلوارک و اینا بودنتون چه ربطی به ما داره؟
    اگرم قصدی نبوده ولی برای پسرهایی امثال من محرکه.
    حالا این ها درجه بندی داره.یکی از زیر لباسش می نویسه, یکی هم مثل شما از روی لباس.ولی همشون یک چیز رو می رسونه.
    گناه داره این حرفها.ننویسین لطفا

  29. صفورا ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۴:۴۳ ب.ظ

    با آقا نوید موافقم
    آنچه را که برای دیگران نمی پسندی برای خود هم مپسند

  30. مصطفی ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۴:۴۸ ب.ظ

    چند وقتی میشه که از تو گوگل ریدر می خونمت … جالب اون پست جنجالیت اصلاً منو تحریک نکرده بود که براش کامنت بذارم ::::::::>

  31. rokhy ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۴:۵۷ ب.ظ

    پینکفلویدیش

    آره اینجوری دیده می شه.

    راستییییییییی اینا چرا مارو دعوت نکردن؟؟؟؟؟
    خیلی وقته دلم یک عروسی توپ می خواست!!!!!!!!!!

  32. سرباز معلم جنوبی ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۵:۰۵ ب.ظ

    ممنون
    من هم از آشنایی با اینجا خوشحالم … لینکتان می کنم تا همیشه از اینجا باخبر باشم … معروف خودتون هستید …

  33. شهروز ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۵:۱۶ ب.ظ

    گاهی خوندن وبلاگ دخترکی که سعی می کنه ادای پخته ها و آدم های فکور و قوی رو در بیاره خالی از لطف نیست.
    نگران نباش تو هم یکروزی بزرگ می شی.اما هنوز خیلی مونده دختر جان.

  34. حمید ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۵:۱۹ ب.ظ

    خانوم مهندس خوبین انشالله؟

  35. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۵:۳۴ ب.ظ

    به yooknowwho :
    دونستن فامیلی من که اصلا کار مشکلی نیست قبلا در همین وبلاگ بود و کلیه حاجیه خانومهای فمنیست هم ازش باخبرن!!! تازه تو اون جلسه که خانومهای وبلاگ نویس بودن همه خودشون رو معرفی کردن! ساده است از یکیشون بپرسید چیه!!!!!
    ولی کاری که میگی رو حتما بکن
    یعنی پست زدن برای آزاد کردن من!!! خودم مشتقام بدونم چه پستی خواهد شد و شما از این طریق و این افشاگری به کجا خواهید رسید و چه چیزی دستگیرتان خواهد شد.
    ***

    کاش قبل از تهدید بچگانت نوشته اوشون رو هم میخوندید البته اگه خود اون آقا نیستید! بعدشم حاج آقا بنده اسمی از کسی نبردم به هر حال راحت باشید و بنویسید که بنده در چه “شرکتی” کار میکنم! تا زمانی که فکر می کنین بنده در یک “شرکتی؟!” کار میکنم واضحه که میدونین محل کار من کجاست!!!!

  36. تازه وارد ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۶:۲۰ ب.ظ

    سلام
    من تازه اولین بار دیشب وبلاگتو به همراه قسمتی از آرشیو خوندم. از اینکه گفتی با دکتر تقی یاره درس داشتی فهمیدم هم دانشکده ای هستیم. من فوق لیسانس برق رو دانشگاه تهران تموم کردم. ۶۲ ای هم هستم که فکر می کنم دقیقا هم سن باشیم ولی چون لیسانس اونجا نبودم احتمالا نشناسمت. ضمن اینکه منم عنوان شغلیم محققه و خلاصه شباهت های زیادی داریم با هم. خوشحال شدم از آشناییت. حالا چند نکته. اولیش در مورد اون پست وبلاگستان بی دین و ایمون. ببین من خودم هم اهل هین برنامه ها نیستم و با اشاعه فحشا موافق نیستم، ولییییی…
    تو این جامعه خیلیا به خصوص ما دخترا هیچ جایی برای بیان حرفاشون ندارن و اگه این وبلاگ ها هم نباشه باور کن خیلی حقایق نا گفته می مونه. دخترها هم می خوان بگن که اونا هم لذت می برن از این روابط و می خوان این باور غلط که انگار همه چیز برای لذت بردن مردا ساخته شده رو از بین ببرند. می خوان که بقیه بدونن که این فقط آقایون نیستن که خانوما رو صرفا به خاطر بعضی لذت های خودشون می خوان. بلکه خیلی خانم ها هم اینجوری هستن و عاشق چشم و ابروی آقایون محترم نیستن. نمی خوام تایید یا تقبیح کنم نظراتشونو فقط می گم که اونا هم حق دارن و باید اون چیزی که فکر می کنن درسته رو بگن. مردا باید بفهمند که فقط خانوما نیستن که برای لذت بردن اونا ساخته شدن. متاسفانه تو جوامع اسلامی مثل ما به دلیل حجب و حیای زنها اینجور برداشت ها وجود داره که باید اصلاح بشه. باور کن اگه نشه دودش بیشتر از همه تو چشم خود ما میره و البته تا حالا خیلی رفته. بهتر از این نمی تونستم منظورمو توضیح بدم!
    نکته بعدی اینکه اگه می خوای فوق قبول شی باید مدتی دور وبلاگ نویسی رو خیط بکشی!
    بدرود

  37. ناشناس ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۷:۱۲ ب.ظ

    chghdr in khanome parisa ziba be shoma javab dad

  38. مانا ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۱۰:۱۹ ب.ظ

    زهرا تویی که خودت اذعان داری بعضی از همکارات اینجا رو می خونن و احتمالا بین این همکارا، همکار مرد هم پیدا میشه، تویی که توی دو سه تا پست از رفتارهای دیگران انتقاد می کنی، اون وقت انقدر راحت از لباس زیرت حرف می زنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  39. سیدعلی ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۱۰:۲۴ ب.ظ

    نظرهای مختلفی بود!
    واقعا چه طیف شغلی ای شما می تونی داشته باشی!

    اما یکی هم من بگم، از اونجا که اسم اچ بی، خیلی شبیه اسم شرکه اچ پی است، من یک مدت اشتباها اسم شما رو زهرا اچ پی توی ذهنم تصور می کردم، چشم بالاخره می بینه ولی اشتباه به مغز منتقل می کنه یا اشتباهی ذخیره می شه.
    فکر می کردم شما یک خوره محصولات اچ پی هستی!
    می خواستم ازت مشاوره بگیرم کدوم مدل لپ تاپ اچ پی خوبه!!!!
    بعد یک بار وقت گذاشتم چند تا از پست ها رو خوندم، وسط خوندن متوجه شدم که اچ - بی هست!

    خلاصه ما رو عفو بفرمایید، شما رو عاشق محصولات شرکت بی دین و ایمون و استکباری!! اچ پی دونستیم!!! :)

  40. من ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۱۰:۵۴ ب.ظ

    خنگ خودتی وعمه جونت نه ملت اگه میتونی جواب سوالای ملت و بده نه توصیف زن همسایه وتاپ شلوارکت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  41. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۱۱:۰۶ ب.ظ

    به مانا:
    کاملا تصادفی آی پی شما و این “من” بالایی یکی شده؟!
    حالا اشکالی نداره! به هر حال من جوابت رو میدم هر چند تکراری!

    اولا تاپ و شلوارک لباس زیر نیست عزیزم! لباس خونه است. شما توی خونه که مسلما با مانتو و شلوار نمی گردید؟
    دوما من حتی توی باشگاه اروبیک هم با تاپ و شلوارک میرم! از نظر من به نوعی لباس ورزشی بانوان هم هست و لباس زیر محسوب نمیشه!!!

    Anyway
    اگه قانع نشدی باز جواب من به یه خواننده همیشگی اما بیصدا رو بخون. بلکه فرجی بشه!
    مرسی که اینقدر دقیقی و البته کنجکاو و پیگیر!

  42. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۱۱:۱۱ ب.ظ

    به حمید:
    من اگه جای شما بودم و اینقدر از وبلاگی و نویسنده اش متنفر بودم و تا این حد زجر می کشیدم و عصبی می شدم مطمئنا دیگه نمیخوندمش!!!

    ثانیا اگه اسرائیل اینقدر به نظر تو کول و خوبه بهتره یه نیگاه به شرکتها و محصولات موشکی و ضد راداریش بندازی و توی این محصولات توجه شما رو به مشخصه برد محصول جلب میکنم!
    بدون شک متوجه میشی که ۱۰۰ درصد محصولات این چنینی در مشخصه شون قید شده که برد محصول تا خاک ایران و لیبی هست!

    حالا با همه این تفاسیر اگه بازم به اسراییل ارادت داری با خودته ولی بابام جان اکه این محصول خدای نکرده سمت کشورت شلیک بشه ها مهم نیست سر کی فرود میاد! از اون دور و از اون بالا مشخص نیست داره توی روشنفکر رو هدف میگیره یا منه امل!

    بهتره قبل از حرف زدن کمی فکر کنی!

  43. پویا ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۱۱:۵۴ ب.ظ

    سلام
    برای اولین بار است که از طریق بالاترین با این وبلاگ آشنا می شوم و برایم جالب است که این روحیه خود بزرگ بینی و عقده حقارت را فقط احمدی نژاد نیست که بهش دچار شده!!

    به تمامی بانوان جوان ایرانی توصیه می شود که ازدواج کنند تا تحت تاثیر فشارهای روانی وارده دچار این نوع مشکلات نباشند!

    شما هم حتما همین کار را انجام بده البته اگر به اندازه کافی زیبا و جذاب هستی البته

  44. s ۱۳۸۷-۰۱-۳۱، ۷:۵۹ ق.ظ

    سلام.
    برایم جالب است بدانم منبع‌تان در موردِ تعددِ شرکت‌های نظامی در اسرائیل چه بوده است.

  45. haddad ۱۳۸۷-۰۱-۳۱، ۸:۰۵ ق.ظ

    salam khoshhalam dobareh mitonam matalebetono bekhonam.

  46. مکابیز ۱۳۸۷-۰۱-۳۱، ۸:۳۸ ق.ظ

    به نظر من هم شما محقق هستید.چون هر چه فکر می کنم می بینم برای هرکار دیگری احتیاج به کمی هوش هست ولی تحقیق به این چیزهای سوسول موسولی احتیاج ندارد.ناراحت نباشید از اینکه کمی خنگ به نظر می رسید و اصلا اعتماد به نفس تان را از دست ندهید.مدتی پیش رفته بودم پیش یکی از همین محقق های حرفه ای در دانشگاه فوق اسلامی امام صادق(ع) …قرار بود برایشان کاری انجام بدهم که ظاهرا تخصص اش را باید از بنده ی بی دین و ایمون طلب می کردند. طرف که مدیر ارشد پروژه های تحقیقاتی شان بود و یک عنوان آبروبر دکتر هم روی کارتش نوشته شده بود خواست عنوان پایان نامه ی من را یادداشت کند.دو سه بار برایش تکرار کردم و آخر هم نتوانست بنویسد و خط و نقطه کشید بجایش و از بخت بدش من دیدم . در حالیکه هر دو فیلسوفی که نام شان در عنوان آمده بود به شدت معروف بودند و تخصص طرف هم فلسفه بود(البته از نوع اسلامی اش)…خلاصه من باور می کنم. شما محقق هستید و کشور عزیز ما برای شما جای بسیار مناسبی است.به تحقیقاتتان برسید. تا صدسال اینده نفت موجود است.

  47. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۳۱، ۸:۴۴ ق.ظ

    به مکابیز:
    وقتی شمایی که فاقد هر نوع هوشی هستی میشی متخصص که بقیه باید از شما تخصصشون رو بپرسن نتیجه طبیعی اینه که بنده هم با کمی هوش محقق بشم. فکر کنم منصفانه باشه!

    در ضمن شما به تخصصتان ادامه بدهید. چیزی که ایران زیاد هستید دانشگاه های در پیت درقوز آبادی است با تخصص وراجی و حرف مفت زنی

  48. مکابیز ۱۳۸۷-۰۱-۳۱، ۸:۴۸ ق.ظ

    ضمنا تهدید yooknowwhoبه افشاگری واقعا وقیحانه است. اینجا محلی برای گفتگو است و موافق و مخالف نظراتشان را برای هم می گویند. اینگونه تهدید کردن ها فارغ از عکس العمل تهدید شونده و اینکه آن را جدی بگیرد یا نه نشانه ی وحشی گری تهدید کننده است و مثل این است که کسی برای پیروزی در شطرنج شاه حریف را از پنجره پرت کند بیرون یا تهدید کند که این کار را انجام میدهد. این موجب پیروزی کسی نمی شود فقط نشان می دهد که او تا چه اندازه با متمدن شدن فاصله دارد.

  49. مکابیز ۱۳۸۷-۰۱-۳۱، ۹:۲۱ ق.ظ

    وقتی من شما را خنگ می نامم فحش نمی دهم. چون نوشته های تان را خوانده ام و از سطحی بودن و خطی بودن اندیشه هایش پی برده ام که آدم پشت آن آدم کم هوشی است. یعنی آدمی است که پیچیدگی های دنیا را نمی فهمد و مثلا فکر می کند همه ی راههای فمینیسم به خانم مهاجر ختم می شود.ممکن است اشتباه کرده باشم.ممکن است اصلا دروغ گفته باشم ولی عملا امکان قضاوت داشته ام. اما وقتی شما سی ثانیه بعد از ارسال کامنت، من را خنگ خطاب می کنید معلوم است که فقط خواسته اید مقابله به مثل کنید و ناسزا بدهید. اگر آدم باهوشی بودید می گذاشتید نیم ساعت بگذرد تا بتوانید مدعی شوید نوشته های من را خوانده اید(حتی اگر در حد فهم و حوصله تان نباشد) و دریافته اید که من خنگم:)
    در ضمن منظورتان از تخصص وراجی و حرف مفت زنی فلسفه است؟مثلا این حرف را درباره ی روح الله خمینی یا جناب علامه پروفسور آیت الله طباطبایی و مطهری و سرلشگر مصباح یزدی هم می گویید؟ آنها هم تخصص در پرت و پلاگویی دارند؟

  50. ساتین ۱۳۸۷-۰۱-۳۱، ۹:۳۹ ق.ظ

    تعجب کردم به اون دو تا وبلاگ لینگ ندادید!
    چون یک وبلاگ خون حرفه ای هستم سعی کردم با سرچ کردن عباراتی که ازشون نوشته بودید پیداشون کنم اما متاسفانه یا خوشبختانه بجز وبلاگ خودتون چیزی یافت نشد

  51. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۳۱، ۹:۴۰ ق.ظ

    یکی از علائم بیهوشی و یا کم هوشی شما همینه که میگین بنده ۳۰ ثانیه بعد از کامنت شما چنین لقبی داده ام! لقب که چه عرض کنم! ویژگی لغت بهتریه!
    اولا یک دقیقه بود (نکته انحرافی)

    دوما بنده قبلا وبلاگ شما را خوانده ام! از چند وقت پیش نه به صورت دالم و همیشگی و از تحلیل های آبکی شما مطلع بودم اینو نوشتم!

    در ضمن حرف خنده دار بعدیتونم جالب بود:
    مثل اینه که من بگم آیا فروید و وویرجینیا وولف و بیل کلینتون هم تخصص در کم هوشی دارن؟!!!

  52. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۳۱، ۹:۴۴ ق.ظ

    در ضمن اگه شما آدم باهوشی بودید اقلا متن من رو با دقت میخوندید. بنده عرض کردم که خانوم مهاجر داوودی که با ند ارتباط دارند خودشون رو رهبر کمپین یک میلیون امضا میدونن در حالیکه س. طلا نوشته که نیستند!
    عرض بنده اصلا چیز دیگری بود! نوشتم با وجود چنین اتفاقاتی که کل این کمپین و فعالان زن ایرانی زیر سوالن اینا چسبیدن به مطالب تختخوابی!

    کاش قبل از کامنت گذاری و لقب دهی اقلا متن رو میخوندید نه اینکه بر اساسا قضاوتهای جانبدارانه فمنیستهای محترم با قضاوتی از قبل کامنت می گذاشتید!

  53. یاسر ۱۳۸۷-۰۱-۳۱، ۱۰:۰۱ ق.ظ

    سلام
    چرا جواب ایمیل بقیه رو میدی مال من رو ندادی ؟!!!

  54. مکابیز ۱۳۸۷-۰۱-۳۱، ۱۰:۰۶ ق.ظ

    حالا اگر شما بتوانید به من بگویید کدام تحلیل من ابکی بوده و چرا، حرفم را پس می گیرم و معذرت می خواهم.اگر هم نه که آن را فحش دیگری حساب می کنم که باعث خوشحالی ام می شود. چون نشان می دهد که چه ساده با یکی دو کامنت از کوره در رفته اید.
    ضمنا شما متوجه نشده اید. می گویم همه ی راه های فمینیسم با عملکرد خانم مهاجر(بعنوان یک فعال سیاسی باگرایش حقوقی) ختم نمی شود که هر فمینیستی(یا بطور کلی هر زنی)خودش را موظف بداند که بر له یا علیه او اظهار نظر کند.آدم می تواند فمینیست باشد و اصلا گرایش حقوقی(مثل فعالین کمپین)نداشته باشد. می تواند هم از تن بگوید و اصلا فمینیست نباشد.این مسائل گستره تر و پیچیده تر از آن است که شما بتوانید بفهمید و بهتر است به همان تحقیقتتان زیر عنوان محقق بپردازید!
    درباره ی کلینتون و ویرجینیا ولف و فروید هم واقعا خودتان فهمیدید چه گفتید؟ واقعا لازم است هرچیزی را جواب بدهید وقتی که اصلا حتی نمی فهمید سئوال چه بوده ؟من عرض کردم منظورتان از تخصص در وراجی و حرف مفت زنی تخصص در چیست؟یعنی کدام رشته هست در دانشگاه های دارقوز آباد که وراجی و حرف مفت زنی محسوب می شود؟

  55. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۳۱، ۱۰:۲۸ ق.ظ

    ببین آقای محترم
    من قبل از اینکه بخوام جواب شما رو بدم و یا از خودم دفاع کنم (که حرف شما به قدری نابخردانه بود که ارزش جواب دادن نداشت) صرفا قصدم این بود که حرف زدن و استدلال کردن به شیوه خودتان چقدر میتونه بچه گانه باشه و همین طور اینکه استدلالی قابل شکست!

    شما گفتید ۳۰ ثانیه پس از خوندن! منم براحتی گفتم نه بارها خوندم و شمام نمیتونین به همین سادگی خلاف این رو ثابت کنید! الانم که میگی دلیل بیار میتونم تیتر چند تا از مطالبت رو بدون اینکه حتی نیازی به خوندن باشه اینجا بذارم

    میبینی این شیوه استدلال چقدر شکست پذیره؟! به جای پریدن وسط ماجرایی که نمیدونی اصلش چیه و از کجا شروع میشه و فقط عین شمسی خانومها از پسر منیژه خانوم ایراد بگیری بهتر بود قبلش بدون پیش قضاوت متن رو میخوندی و بعد شروع میکردی به لقب دادن

    درباره فمنیست هم حرف مضحکی زدید که اگه اینو برای چند تا فمنیست هم بفرستید بهتان میخندن. موضع بحث کلا چیزی نیست که شما میگین و بهتره بیشتر از این سعی نکنید گودرز رو به شقایق ربط بدید.
    من هنوزم میگم شما هنوز نگرفتید اصلا موضوع بحث چیه و بیخودی پریدید وسط دعوا و دارید کاسه داغتر از آش می شید.

  56. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۳۱، ۱۰:۳۰ ق.ظ

    خنده دارترین قسمت بخش اینه که میخواین با مرتبط کردن رشته خودتان با افرادی که درش تحصیل یا مطالعه کردن از خودتون دفاع کنین! مسخره است!
    میدونین چه کسانی در دنیا مهندسی کامپیوتر و یا مهندسی نرم افزار خوندن که من میتونم بهشون استناد کنم؟

    سعی کنید قائم به ذات باشید و از همین چیزی که هستید دفاع کنید نه با چسبیدن به دیگران!

  57. علی ۱۳۸۷-۰۱-۳۱، ۱۰:۵۲ ق.ظ

    می خواستم صیغه ات کنم ولی خیلی بچه ای حوصله بچه بازی ندارم؛ حیف شد میخواستم تو هم یه ثوابی ببری

  58. مکابیز ۱۳۸۷-۰۱-۳۱، ۱۱:۰۶ ق.ظ

    ۱)شما قرار شد یکی از تحلیل های آبکی من را معرفی کنید و بعد بگویید چرا آبکی است. از زیرش در نروید لطفا.اگر این کار را بکنید و بتوانید در دو سه جمله که غلط فاحشی نداشته باشد ابکی بودن تحلیل من را تبیین کنید بنده همینجا حرفم را پس می گیرم و معذرت می خواهم و معلوم می شود شما دروغ نگفته اید و واقعا وبلاگ من را خوانده اید .شما البته می توانید تیتر چند تا مطلب را بیاورید ولی برای اینکه بتوانیداز آن ایراد بگیرید(که مسلما دارد)باید خیلی باشعورتر از اینکه هستید باشید و من گمان نمی کنم بتوانید. ثابت کنید که اشتباه می کنم.واقعا به غرورتان بر نمی خورد ؟خوب تلاش خودتان را بکنید..می خواهم بضاعت تان را به دیگر خوانندگان نشان بدهید.اگرنه دیوارحاشای شما که بلند است ومن هم معلم شما نیستم که بفرستمان دوازده کلاس پایین تر تا از پایه شروع کنید.

    ۲)من خودم را با آنها مقایسه نکردم و اگر بخواهم به کسی بچسبم مطمئن باشیم آن کس مرتضی مطهری و سرلشگر مصباح یزدی نخواهد بود. مسئله خیلی ساده تر از این حرف ها است.سئوال را می فهمید اصلا؟ می خواهم بدانم کدام رشته ی تحصیلی است که وراجی محسوب می شود. اخر شما گفتید در دانشگاه های دارقوزآباد تا دلمان بخواهد چنین تخصصی وجود دارد. اسم این رشته را که در آن این تخصص ارائه می شود بگویید و خودتان را خلاص کنید.شما که درباره ی من حرف نمیزدید. درباره ی تخصصی حرف میزدید که تا دلمان بخواهد در دانشگاه های دارقوزآباد عرضه می شود و رسمش وراجی است. شما فقط باید اسمش را بگویید و امتیاز این بخش را بگیرید.

    ۳)حالا قبل از آنکه چند تا فمینیست بیایند و به من بخندند شما بگویید چرا حرفم درباره ی فمینیسم مضحک بود. اینکه فمینیسم فقط حقوقی نیست مضحک است؟یعنی واقعا تاحالا چیزی به اسم فمینیسم رادیکال به گوشتان هم نخورده؟یعنی از ابتدا و تا انتهای تاریخ همه فمینیست ها برای برابری حقوقی زن و مرد تلاش کرده اند و عضو کمپین یک ملیون امضا بوده اند؟ان وقت در اروپا که همه ی خواسته های این کمپین(زیر نظارت های داهیانه ی خانم مهاجر!)عملی شده فمینیست ها چکار می کنند؟من تعجب می کنم که شما با این حد بضاعت از آگاهی و شعور اینهمه جسارت را از کجا آورده اید؟البته تعجب نباید بکنم. گاهی جسارت و شعور نسبت عکس دارند.
    ———–
    پ.ن: این بحث هیچ سودی برای من ندارد و مطمئنا کم کردن روی کسی مثل شما هیچ جنبه ی افتخار آمیزی برایم نخواهد داشت. فقط چند ساعتی هیچ کاری نداشتم انجام بدهم گفتم بیایم چند تا پس گردنی به شما بزنم بروم.محض تفریح.خوش بگذره.بازم میام:)

  59. ناشناس ۱۳۸۷-۰۱-۳۱، ۱۱:۳۱ ق.ظ

    مکابیز جان
    واقعا نیاز نیست تا این حد خودت را جر بدی برادر من. به جای خاله زنک بازیهای بی اساس کمی تامل کن
    وراجی همانطوری که نویسنده نوشته است بحث اعظمش برمیگرده به عدم شعور که ثابت کردید حایز این شرایطی

    ضمن اینکه داداش من اینجا بحث بر سر مسائل جن/سی و بیان و یا عدم بیان در وبلاگهاست
    شما به عنوان یک مهمان در بحث شرکت کرده ای. انتظار داری زهرا بیاد و وبلاگ در پیت تو رو بخونه و بگه کدوم بخشش بده؟ و اینطوری بضاعتش رو به شمای یه لاقبا که به قول خودش عین شمسی خانم و اقدس خانم حرف میزنی نشون بده. اصلا شما خر کی هستی؟

    زهرا جان من اگه جای تو بودم می گفتم از اول تا آخرش مفت و آبکی هست و خلاص

    ظاهرا جناب مکابیز عقده شهرت دارند و اینطور میخوان چند ویزیتور به سوی خودش جالب کنن. راهش این نیست بابام

  60. محمد زاهدی پناه ۱۳۸۷-۰۱-۳۱، ۸:۲۳ ب.ظ

    سلام خیلی ادم بیخودی

  61. mazi ۱۳۸۷-۰۲-۱، ۱۲:۱۲ ق.ظ

    salam khoobi shoma?
    fek konam hamshahri man bashi harki aziatet kard bego khodam halesho ,igiram albate manzoram in nist ke khodet nemitoni begiria ,na , vali man hastamro man hesab kon bache mahalli goftan belakhare khob khosh bashi

  62. papati ۱۳۸۷-۰۲-۱، ۴:۵۹ ب.ظ

    سلام…چقدر بعضی ملت بی کارند که اینجوری بحث می کنن…زهرا بی خیل اینا…اینا همونایی هستن که به آزادی بیان عقیده دارن؟…بیشتر از اینی که به حدس هایی که درباره ت زدن، به کامنت ها خندیدم! یه عده کلن حالشون خوب نیس…یا حق…

  63. اشرف الکتاب ۱۳۸۷-۰۲-۱، ۶:۱۲ ب.ظ

    با سلامخدمت زهرا بانو -حضور انورتان عرض بنمایم که بعد ازسیرو سلوک دروبلاگ حضرت علیه(عل..لی…یه).سؤالی برمن عارض شدکه همچون خرچنگ ذهن مرامیخراشدوآن اینست که من از چه روی بایدوبلاگ شما رادرزندگی خودبتاثیرانم واصولاهدف شماازکتابت اینجور مطالب کذایی چیست؟
    با تشکرازتخلیه های روحیتان…

  64. مازیار ۱۳۸۷-۰۲-۳، ۱:۴۲ ق.ظ

    واقعا خوش بحالتون.می خوریم مفت و می زنیم جفت.اماممون اینو واسه نفت گفت.خواهر ! آدم تو اداره شرفشو با ۷۰۰هزار حقوق معامله نمی کنه.میگن گیلانی های عزیز منعطفن ولی حدی حدودی

  65. رانی ۱۳۸۷-۰۲-۴، ۱:۳۳ ب.ظ

    انتظار داری عروسی پسر یه چوپون چه جوری باشه.با همین عوام فریبی ها یه عده گوسفندش شدن و حسابی کرد تو پاچه ملت.اگه یه عروسی شاهانه میگرفت برا پسرش ولی دست از سر اقتصاد این مملکت بر میداشت بهتر نبود؟میدونم حذفش میکنی اما تو که تحصیل کرده ای تورو خدا یه کم فکر کن.این اداها به درد مملکت نمیخوره.مملکت داری یه مدیر موفق و با تدبیر میخواد و یه سیاست مدار قهار که از پس خونخوارایی مثل امریکا و اسراییل بر بیاد.نه یه ادمی که هنوز تو قید و بند اینه که کاپشن بپوشه که بیشتر خودشو مطرح کنه.یا کسی که فکر میکنه مردم گوسفندن و اونم چوپونشون

  66. مهدی شوهانی ۱۳۸۷-۰۲-۶، ۲:۴۶ ب.ظ

    سلام :
    بهتون تبریک می گم شما جامعه شناس و همچنین نویسنده خوبی هستید چون واقعیات جامعه امروز مار رو و حتی بعضی از کارهای جامعه ما که میشه آنها را زیرسوال برد، به خوبی نوشته اید و با زبان جذاب و دوستداشتنی و محتاطتان آنها را با طنز به انتقاد گرفته اید .
    اگر دوست داشتید به وبلاگ من که خیلی خلاصه و کلی است نگاهی بندازید. و درصورت تمایل نظرات شیرنتان را برایم بفرستید . تشکر%

  67. طلاق به خاطر عبور از چراغ قرمز!!! | زهرا ۱۳۸۷-۰۳-۵، ۳:۱۶ ب.ظ

    [...] این خانوم همسایه مون که گفتم بچه دار نمیشن؟! دیروز تشریف بردن دبی! البته قبل از مشرف شدن به دبی به [...]

نظر شما