<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: وبلاگستان بی دین و ایمون!!!!</title>
	<atom:link href="http://zahra-hb.com/1387/01/irreligious-weblogers/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://zahra-hb.com/1387/01/irreligious-weblogers/</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<pubDate>Sat, 22 Nov 2008 10:29:40 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=abc</generator>
		<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/01/irreligious-weblogers/#comment-30660</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2008/04/12/irreligious-weblogers/#comment-30660</guid>
		<description>خیلی الاغی کر  نکبت عوضی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی الاغی کر  نکبت عوضی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/01/irreligious-weblogers/#comment-30659</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2008/04/12/irreligious-weblogers/#comment-30659</guid>
		<description>گا و میمون الاغ</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>گا و میمون الاغ</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رضا</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/01/irreligious-weblogers/#comment-30575</link>
		<dc:creator>رضا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2008/04/12/irreligious-weblogers/#comment-30575</guid>
		<description>سلام واقعا آفرین به شما بالاخره یه نفر پیدا شد این چیزارو تو وبلاگش مطرح کنه من که با شما موافقم من خودم هم از این همه فساد که تو جامه داره بیداد می کنه واقعا بدم میاد اصلا من موندم که اینا چطور به خودشون اجازه می دن این کارارو انجام بدن بدون هیچ شرمو حیایی باز هم ممنونم  از این کارتون من شمارو لینک می کنم  امید وترم این مبحثو باز هم ادامه بدبن تا شاید به یه جایی برسه ............
با امید این که یه روزی این کشور اسلامی اسلامی بشه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام واقعا آفرین به شما بالاخره یه نفر پیدا شد این چیزارو تو وبلاگش مطرح کنه من که با شما موافقم من خودم هم از این همه فساد که تو جامه داره بیداد می کنه واقعا بدم میاد اصلا من موندم که اینا چطور به خودشون اجازه می دن این کارارو انجام بدن بدون هیچ شرمو حیایی باز هم ممنونم  از این کارتون من شمارو لینک می کنم  امید وترم این مبحثو باز هم ادامه بدبن تا شاید به یه جایی برسه &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;<br />
با امید این که یه روزی این کشور اسلامی اسلامی بشه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بابک</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/01/irreligious-weblogers/#comment-26900</link>
		<dc:creator>بابک</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2008/04/12/irreligious-weblogers/#comment-26900</guid>
		<description>با کل مطلب کمی موافق و کمی مخالفم. (شرح موافقت ها و مخالفت ها از حوصله من و شما خارجه...)

زهرا: «برای من عجیبه که چطور در یک جامعه اسلامی داره این اتفاقات می افته؟!!! کشور ما داره به چه سمتی پیش میره؟!....»

در این رابطه: اصلآ نباید براتون عجیب باشه چون همه چیز زیر سر همین «جامعه اسلامی» ما است.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با کل مطلب کمی موافق و کمی مخالفم. (شرح موافقت ها و مخالفت ها از حوصله من و شما خارجه&#8230;)</p>
<p>زهرا: «برای من عجیبه که چطور در یک جامعه اسلامی داره این اتفاقات می افته؟!!! کشور ما داره به چه سمتی پیش میره؟!&#8230;.»</p>
<p>در این رابطه: اصلآ نباید براتون عجیب باشه چون همه چیز زیر سر همین «جامعه اسلامی» ما است.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مسعود</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/01/irreligious-weblogers/#comment-25853</link>
		<dc:creator>مسعود</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2008/04/12/irreligious-weblogers/#comment-25853</guid>
		<description>با سلام

زهرا خانم آنطور که از اظهار نظر های شما در این پست پیداست باید سن خیلی کمی داشته باشید که اینگونه بی پرده به کوبیدن و تخطئه عقاید ، گفتار ها و کردار های افراد می پردازید و اینگونه ، اجازه می دهید تا نظرات مخالف و تند بر علیه خودتان با الحان مختلف مطرح شود و طرح عقاید و نظرات با هر لحنی قبح خود را از دست بدهد. اگر در آینده نیز به همین صراحت در مورد مسائل شخصی افراد تعیین تکلیف کنی ، با اینکار به دیگران اجازه خواهی داد که با همان صراحت به شما پاسخ گوینند که این مسئله پایان خوشی به دنبال نخواهد داشت و موجب می شود در آینده ای نه چندان دور در پاسخ به پست هایت فحش و نا سزا و امثالهم نیز دربافت کنی.
عزیزم ، نمی دانم تا چه حد با اسلام محمدی آشنایی ولی امیدوارم اسلامی که اینگونه از آن صحبت می کنی با اسلام خمینی و اسلام مصباح متفاوت باشد. البته لازم به توضیح می دانم که منظور از این حرف مخالفت با امام خمینی و یا توهین به ایشان و عقایدشان نیست. از نظر من حضرت امام مرد بزرگی بودند و دلیل آن هم اینست که بر چیزی که به آن معتقد بودند به آن عمل می کردند. همانطور که ما مسلمانها در کتاب آسمانیمان می خوانیم ، خداوند می فرماید : اعمال مردم بر اساس اعتقادشان سنجیده می شود و میزان سنجش عمل هر فرد ، اعتقاد آن فرد پیرامون آن عمل خواهد بود. همچنین در ادامه می فرماید : بهترین انسانها با تقواترین ایشان نسبت به عقاید آنها می باشد. حضرت امام (ره) نیز در زمره معدود انسانهایی بودند که صرف اعتقاد به یک موضوع ، به آن عمل می کردند. البته در این بحث ، مجال مقایسه و قضاوت پیرامون درستی و یا نا درستی عقاید و اعمال ایشان نیست و همچنین من خود را واجد صلاحیت برای اینکار نمی دانم چون تنها خداست که بر درون و برون بشر واقف است و اوست که تنها صالح بر این کار است.
از همه اینها که بگذریم ، اگر با اسلام آشنا باشی و در مورد آن مطالعه کرده باشی می دانی که خداوند همه انسانها یکسان آفریده و از روح خود در جسم آنها دمیده است. پس فارغ از جسم خاکی که نزد انسان امانت است ، همه انسانها با هم برابر می باشند و همه آنها در صورتیکه در را تکامل قدم بردارند به معبود خواهند رسید.
پس در برابر آفرینش و آفریدگار انسانها چه زن باشند و چه مرد ، با هم برابرند مگر آنکه اعمالشان نسبت به عقایدشان آنها را از یکدیگر متمایز سازد ، که البته تشخیص و تصمیم در این مورد صرفاً در صلاحیت خداست و اقدام به اینکار از جانب انسان ، برابر دانستن علم و قدرت بشری با علم و قدرت لایزال الهیست. پس دوستانه و برادرانه خواهشمندم از انجام این کار و پرداختن به این امور بپرهیزید.
علاوه بر همه اینها ، در سطح جامعه ای چون جامعه ما که به دلیل مقتضیات و شرایط زمان ، امکان بحث و گقتگو و آموزش به میزان کافی برای افراد وجود ندارد و رسانه ها نیز در پرداختن به این مسائل دچار محدودیتها و معذوریتها می باشند ، نوشتن و صحبت و طرح مسائل و رفتارهای جنسی ، موجب می شود تا با افزایش آگاهی در اقشار مختلف جامعه ، از بسیاری از آسیب های اجتماعی که در حال حاضر جامعه ایران به آنها مبتلاست ، کاسته شود که این خود خدمتی بسیار بزرگ به ملت ایران و فرهنگ ئ تمدن ایرانیست. پس از این حیث که می فرمائید این مسائل می بایست در رسانه هایی چون وبلاگ مطرح نشود با شما موافق نیستم. ولی موافق نبودن دلیل بر مخالف بودن نیست.
از آنجا که بنده معتقدم جنبه معنوی اعمال بیش از 80 درصد از عمل را شامل شده و جنبه مادی اعمال کمتر از 20 درصد عمل را شامل می شود ، احساس می کنم با طرح اینگونه مسائل به این روش و با این ادبیات نا متعارف ، شخص نویسنده نا خواسته مسئولیت بزرگی را بر خود تحمیل می کند و آن مسئولیت از بین رفتن قبح آن عمل و نوعی ترغیب را در افراد کم سن و سالی که بطور اتفاقی و از روی کنجکاوی مطلب را مطالعه می کند ، بدنبال خواهد داشت. این بدین معناست که به مرور زمان و با خواندن مطالبی از این قبیل ، خواننده بیش از 80 درصد مسیر را برای تن دادن به این تجربۀ نه چندان ارزان قیمت طی کرده است. و الباقی مسیر را در اولین موقعیت و با اولین پیشنهاد به یکباره طی خواهد کرد.
ما در نگارش وبلاگ ها و مطالبی از این قبیل باید خیلی مسائل مانند عدم امکان گزینش خواننده ها ، عدم عبور از خط قرمز های اجتماع ، توجه به ادبیات و شیوه نگارش مطالب به نسبت موضوع و مخاطب و ... را رعایت کرده و اجازه دهیم کودکان و نوجوانان این مملکت ، در هر سنی آگاهی های مناسب و مربوط به همان شرایط سنی را کسب کرده و همه مسائل را با رعایت ترتیب و توالی آنها تجربه کنند اعتقاد بر این دارم که اگر نویسنده مطلب کمی به این مسائل توجه می کرد این مسائل پیش نمی آمد.

حال خارج از این مباحث چند سوال از شما دارم.
از آنجا که از سن شما اطلاع ندارم ممکن است پرسش ها خیلی برایتان خوشایند نباشد ، از این بابت پوزش می طلبم.
1- تصور کنید در سن بیست سالگی به اجبار پدر و یا کل خانواده تان به اکراه تن به ازدواج با یک مرد 55 ساله شده اید. این مرد که شوهر شوماست از همسر اولش دو پسر دارد که یکی 17 ساله است و دیگری 25 ساله.
مجبورید شبها را در کنار مردی به صبح برسانید که خود را متعلق به او و او را متعلق به خود نمی دانید و علاوه بر آن ، ممکن است این مرد توان برآورده کردن نیاز های جسمی شما را نیز نداشته باشد.
روزها نیز برای در امان ماندن کنجکاوی های جنسی و جسمی پسر خواندۀ 17 ساله و نیز برای در امان ماندن از تعرض و شهوت پسر خواندۀ 25 سالۀ خود مداماً در استرس و تکاپو هستید. در این شرایط چه می کنید؟ آیا قوانین فعلی مملکت برای نجات شما از این وضعیت راه حلی پیش بینی کرده است؟ آیا مراجع قضائی از شما حمایت می کنند؟

2- تصور کنید که شما با مردی ازدواج کرده اید و پس از گذشت مدتی به این نتیجه رسیدید که نمی توانید با وی زندگی خود را ادامه دهید ولی ایشان حاضر به طلاق شما نشد. به این ترتیب مدتی وقت لازم است تا شما بتوانید شوهرتان را و یا حاکم شرع را متقاعد برای این جدایی کنید. آیا حاضرید در این مدت شب ها را در کنار مردی بگذرانید که از او متنفرید و حاضر نیستسد او را ببینید؟ آیا حاضرید در صورت درخواست وی ، بدنتان را در اختیار او قرار دهید تا به عنوان بک ابزار از جسم شما استفاده کند؟ آیا در این شرایط حاکمان شرع به کمک و نجات شما می شتابند و یا شما را با اهرم های مختلف به اینکار مجبور می کنند؟ آیا قانون فعلی کشور راه حلی برای فرار از این مسئله اندیشیده است؟

3- اگر پس از گذشت جندین سال از زندگی شما و همسرتان و فرزندتان ، یک روز متوجه شوید همسرتان به هر دلیلی (مثلاً به دلیل برداشتن پول از جیب شوهرتان) تک فرزندتان را به قتل رسانده است ، آیا می توانید به خونخواهی فرزند خود ، از حاکم شرع طلب قصاص نفس برای همسرتان بکنید؟ آیا قانون این اجازه را به شما می دهد که اینکار را بکنید؟

4- اگر یک روز برای دریافت نتیجه آزمون سراسری دانشگاه ها به محل اعلام نتایج مراجعه کردید و در آنجا متوجه شدید که به دلیل سهمیه بندی جنسیتی ، پسری با نمره تراز کمتر از شما ، در رشته و دانشگاه مورد علاقه شما پذیرفته شده ولی شما پذیرفته نشده اید ، آیا امکان شکایت و دادخواهی برای شما وجود دارد؟ آیا قانون فعلی از شما حمایت می کند؟

نمی دانم پاسخ شما به این پرسش ها چیست؟ امیدوارم که پاسخ خود را برایم ارسال کنید ولی حال می خواهم بپرسم آیا شما نام روناک صفارزاده و هانا عبدی را شنیده اید؟ آیا با ایشان آشنایی دارید؟
آیا نام پروین اردلان و شیرین عبادی را شنیده اید و می دانید که تلاش اینها در چه راستائیست؟
آیا نام مرحومه روشنک داریوش را شنیده ای و نوشته های وی را مطالعه کرده ای و یا با فعالیت ها وی آشنائی داری؟
آیا می دانی در سال گذشته (1386) بیش از 200 فعال زن بودند که حداقل یک شب را در زندان مانده اند؟

به شما قول می دهم که هیچکدام از اینها در مورد روابط خصوصیشان نه تنها چیزی نمی نویسند ، بلکه ممکن است خیلی از این افراد نتوانند به خاطر شغل و هدفی که انتخاب کرده اند حتی هر چند ماه یکبار همسرشان را در آغوش بگیرند چه برسد به همبستر شدن با او و فکر کردن و نوشتن در مورد آن.
فعالین حقوق زن که در حال حاضر در مبارزه برای برابری خواهی هستند برای شما و هم سن و سال های شما می جنگند. این اشخاص که جان و مال و زندگی و خانواده و جوانی و هزاران چیز دیگر را که داشتند و از دست دادند و یا به خطر انداختند ، برای برابری و مساوات من و شما می جنگند ، برای جایگزین کردن اسلام محمدی بجای اسلام مصباح یزدی میجنگند. و در این شرایط درست نیست اگر باری از دوش اینان بر نمی داریم با تهمت و بد گوئی به تشویش ایشان دامن زده و به تخطئه ایشان بپردازیم.

در انتها لازم می دانم بگویم ، خواندن مطالبی مانند آنچه که شما را برآشفته بود ، وارد شدن به حریم خصوصی نویسنده مجسوب می شود ، حتی اگر با اطلاع و اجازه ایشان باشد. پس بهتر است بجای ورود به حریم شخصی افراد و سپس بد گوئی و بی حرمت کردن آن حریم شخصی ، می توانیم اصلاً به این حریم وارد نشویم تا مسائل غیر متعارف که موجب دلگیریمان می شود ، پیش نیاید.

با تشکر
مسعود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام</p>
<p>زهرا خانم آنطور که از اظهار نظر های شما در این پست پیداست باید سن خیلی کمی داشته باشید که اینگونه بی پرده به کوبیدن و تخطئه عقاید ، گفتار ها و کردار های افراد می پردازید و اینگونه ، اجازه می دهید تا نظرات مخالف و تند بر علیه خودتان با الحان مختلف مطرح شود و طرح عقاید و نظرات با هر لحنی قبح خود را از دست بدهد. اگر در آینده نیز به همین صراحت در مورد مسائل شخصی افراد تعیین تکلیف کنی ، با اینکار به دیگران اجازه خواهی داد که با همان صراحت به شما پاسخ گوینند که این مسئله پایان خوشی به دنبال نخواهد داشت و موجب می شود در آینده ای نه چندان دور در پاسخ به پست هایت فحش و نا سزا و امثالهم نیز دربافت کنی.<br />
عزیزم ، نمی دانم تا چه حد با اسلام محمدی آشنایی ولی امیدوارم اسلامی که اینگونه از آن صحبت می کنی با اسلام خمینی و اسلام مصباح متفاوت باشد. البته لازم به توضیح می دانم که منظور از این حرف مخالفت با امام خمینی و یا توهین به ایشان و عقایدشان نیست. از نظر من حضرت امام مرد بزرگی بودند و دلیل آن هم اینست که بر چیزی که به آن معتقد بودند به آن عمل می کردند. همانطور که ما مسلمانها در کتاب آسمانیمان می خوانیم ، خداوند می فرماید : اعمال مردم بر اساس اعتقادشان سنجیده می شود و میزان سنجش عمل هر فرد ، اعتقاد آن فرد پیرامون آن عمل خواهد بود. همچنین در ادامه می فرماید : بهترین انسانها با تقواترین ایشان نسبت به عقاید آنها می باشد. حضرت امام (ره) نیز در زمره معدود انسانهایی بودند که صرف اعتقاد به یک موضوع ، به آن عمل می کردند. البته در این بحث ، مجال مقایسه و قضاوت پیرامون درستی و یا نا درستی عقاید و اعمال ایشان نیست و همچنین من خود را واجد صلاحیت برای اینکار نمی دانم چون تنها خداست که بر درون و برون بشر واقف است و اوست که تنها صالح بر این کار است.<br />
از همه اینها که بگذریم ، اگر با اسلام آشنا باشی و در مورد آن مطالعه کرده باشی می دانی که خداوند همه انسانها یکسان آفریده و از روح خود در جسم آنها دمیده است. پس فارغ از جسم خاکی که نزد انسان امانت است ، همه انسانها با هم برابر می باشند و همه آنها در صورتیکه در را تکامل قدم بردارند به معبود خواهند رسید.<br />
پس در برابر آفرینش و آفریدگار انسانها چه زن باشند و چه مرد ، با هم برابرند مگر آنکه اعمالشان نسبت به عقایدشان آنها را از یکدیگر متمایز سازد ، که البته تشخیص و تصمیم در این مورد صرفاً در صلاحیت خداست و اقدام به اینکار از جانب انسان ، برابر دانستن علم و قدرت بشری با علم و قدرت لایزال الهیست. پس دوستانه و برادرانه خواهشمندم از انجام این کار و پرداختن به این امور بپرهیزید.<br />
علاوه بر همه اینها ، در سطح جامعه ای چون جامعه ما که به دلیل مقتضیات و شرایط زمان ، امکان بحث و گقتگو و آموزش به میزان کافی برای افراد وجود ندارد و رسانه ها نیز در پرداختن به این مسائل دچار محدودیتها و معذوریتها می باشند ، نوشتن و صحبت و طرح مسائل و رفتارهای جنسی ، موجب می شود تا با افزایش آگاهی در اقشار مختلف جامعه ، از بسیاری از آسیب های اجتماعی که در حال حاضر جامعه ایران به آنها مبتلاست ، کاسته شود که این خود خدمتی بسیار بزرگ به ملت ایران و فرهنگ ئ تمدن ایرانیست. پس از این حیث که می فرمائید این مسائل می بایست در رسانه هایی چون وبلاگ مطرح نشود با شما موافق نیستم. ولی موافق نبودن دلیل بر مخالف بودن نیست.<br />
از آنجا که بنده معتقدم جنبه معنوی اعمال بیش از ۸۰ درصد از عمل را شامل شده و جنبه مادی اعمال کمتر از ۲۰ درصد عمل را شامل می شود ، احساس می کنم با طرح اینگونه مسائل به این روش و با این ادبیات نا متعارف ، شخص نویسنده نا خواسته مسئولیت بزرگی را بر خود تحمیل می کند و آن مسئولیت از بین رفتن قبح آن عمل و نوعی ترغیب را در افراد کم سن و سالی که بطور اتفاقی و از روی کنجکاوی مطلب را مطالعه می کند ، بدنبال خواهد داشت. این بدین معناست که به مرور زمان و با خواندن مطالبی از این قبیل ، خواننده بیش از ۸۰ درصد مسیر را برای تن دادن به این تجربۀ نه چندان ارزان قیمت طی کرده است. و الباقی مسیر را در اولین موقعیت و با اولین پیشنهاد به یکباره طی خواهد کرد.<br />
ما در نگارش وبلاگ ها و مطالبی از این قبیل باید خیلی مسائل مانند عدم امکان گزینش خواننده ها ، عدم عبور از خط قرمز های اجتماع ، توجه به ادبیات و شیوه نگارش مطالب به نسبت موضوع و مخاطب و &#8230; را رعایت کرده و اجازه دهیم کودکان و نوجوانان این مملکت ، در هر سنی آگاهی های مناسب و مربوط به همان شرایط سنی را کسب کرده و همه مسائل را با رعایت ترتیب و توالی آنها تجربه کنند اعتقاد بر این دارم که اگر نویسنده مطلب کمی به این مسائل توجه می کرد این مسائل پیش نمی آمد.</p>
<p>حال خارج از این مباحث چند سوال از شما دارم.<br />
از آنجا که از سن شما اطلاع ندارم ممکن است پرسش ها خیلی برایتان خوشایند نباشد ، از این بابت پوزش می طلبم.<br />
۱- تصور کنید در سن بیست سالگی به اجبار پدر و یا کل خانواده تان به اکراه تن به ازدواج با یک مرد ۵۵ ساله شده اید. این مرد که شوهر شوماست از همسر اولش دو پسر دارد که یکی ۱۷ ساله است و دیگری ۲۵ ساله.<br />
مجبورید شبها را در کنار مردی به صبح برسانید که خود را متعلق به او و او را متعلق به خود نمی دانید و علاوه بر آن ، ممکن است این مرد توان برآورده کردن نیاز های جسمی شما را نیز نداشته باشد.<br />
روزها نیز برای در امان ماندن کنجکاوی های جنسی و جسمی پسر خواندۀ ۱۷ ساله و نیز برای در امان ماندن از تعرض و شهوت پسر خواندۀ ۲۵ سالۀ خود مداماً در استرس و تکاپو هستید. در این شرایط چه می کنید؟ آیا قوانین فعلی مملکت برای نجات شما از این وضعیت راه حلی پیش بینی کرده است؟ آیا مراجع قضائی از شما حمایت می کنند؟</p>
<p>۲- تصور کنید که شما با مردی ازدواج کرده اید و پس از گذشت مدتی به این نتیجه رسیدید که نمی توانید با وی زندگی خود را ادامه دهید ولی ایشان حاضر به طلاق شما نشد. به این ترتیب مدتی وقت لازم است تا شما بتوانید شوهرتان را و یا حاکم شرع را متقاعد برای این جدایی کنید. آیا حاضرید در این مدت شب ها را در کنار مردی بگذرانید که از او متنفرید و حاضر نیستسد او را ببینید؟ آیا حاضرید در صورت درخواست وی ، بدنتان را در اختیار او قرار دهید تا به عنوان بک ابزار از جسم شما استفاده کند؟ آیا در این شرایط حاکمان شرع به کمک و نجات شما می شتابند و یا شما را با اهرم های مختلف به اینکار مجبور می کنند؟ آیا قانون فعلی کشور راه حلی برای فرار از این مسئله اندیشیده است؟</p>
<p>۳- اگر پس از گذشت جندین سال از زندگی شما و همسرتان و فرزندتان ، یک روز متوجه شوید همسرتان به هر دلیلی (مثلاً به دلیل برداشتن پول از جیب شوهرتان) تک فرزندتان را به قتل رسانده است ، آیا می توانید به خونخواهی فرزند خود ، از حاکم شرع طلب قصاص نفس برای همسرتان بکنید؟ آیا قانون این اجازه را به شما می دهد که اینکار را بکنید؟</p>
<p>۴- اگر یک روز برای دریافت نتیجه آزمون سراسری دانشگاه ها به محل اعلام نتایج مراجعه کردید و در آنجا متوجه شدید که به دلیل سهمیه بندی جنسیتی ، پسری با نمره تراز کمتر از شما ، در رشته و دانشگاه مورد علاقه شما پذیرفته شده ولی شما پذیرفته نشده اید ، آیا امکان شکایت و دادخواهی برای شما وجود دارد؟ آیا قانون فعلی از شما حمایت می کند؟</p>
<p>نمی دانم پاسخ شما به این پرسش ها چیست؟ امیدوارم که پاسخ خود را برایم ارسال کنید ولی حال می خواهم بپرسم آیا شما نام روناک صفارزاده و هانا عبدی را شنیده اید؟ آیا با ایشان آشنایی دارید؟<br />
آیا نام پروین اردلان و شیرین عبادی را شنیده اید و می دانید که تلاش اینها در چه راستائیست؟<br />
آیا نام مرحومه روشنک داریوش را شنیده ای و نوشته های وی را مطالعه کرده ای و یا با فعالیت ها وی آشنائی داری؟<br />
آیا می دانی در سال گذشته (۱۳۸۶) بیش از ۲۰۰ فعال زن بودند که حداقل یک شب را در زندان مانده اند؟</p>
<p>به شما قول می دهم که هیچکدام از اینها در مورد روابط خصوصیشان نه تنها چیزی نمی نویسند ، بلکه ممکن است خیلی از این افراد نتوانند به خاطر شغل و هدفی که انتخاب کرده اند حتی هر چند ماه یکبار همسرشان را در آغوش بگیرند چه برسد به همبستر شدن با او و فکر کردن و نوشتن در مورد آن.<br />
فعالین حقوق زن که در حال حاضر در مبارزه برای برابری خواهی هستند برای شما و هم سن و سال های شما می جنگند. این اشخاص که جان و مال و زندگی و خانواده و جوانی و هزاران چیز دیگر را که داشتند و از دست دادند و یا به خطر انداختند ، برای برابری و مساوات من و شما می جنگند ، برای جایگزین کردن اسلام محمدی بجای اسلام مصباح یزدی میجنگند. و در این شرایط درست نیست اگر باری از دوش اینان بر نمی داریم با تهمت و بد گوئی به تشویش ایشان دامن زده و به تخطئه ایشان بپردازیم.</p>
<p>در انتها لازم می دانم بگویم ، خواندن مطالبی مانند آنچه که شما را برآشفته بود ، وارد شدن به حریم خصوصی نویسنده مجسوب می شود ، حتی اگر با اطلاع و اجازه ایشان باشد. پس بهتر است بجای ورود به حریم شخصی افراد و سپس بد گوئی و بی حرمت کردن آن حریم شخصی ، می توانیم اصلاً به این حریم وارد نشویم تا مسائل غیر متعارف که موجب دلگیریمان می شود ، پیش نیاید.</p>
<p>با تشکر<br />
مسعود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سولماز</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/01/irreligious-weblogers/#comment-25494</link>
		<dc:creator>سولماز</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2008/04/12/irreligious-weblogers/#comment-25494</guid>
		<description>زهرا جون دلم میخواد به حال اون هایی که حرف های قشنگ وبا ارزشت رو نمی فهمن زار زار گریه کنم راستی زهرا جون مگه چندسالته که این همه بهت گیرمیدن خوب سنتو بنویس تا خیال ادم های فوزول رو راحت کنی.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>زهرا جون دلم میخواد به حال اون هایی که حرف های قشنگ وبا ارزشت رو نمی فهمن زار زار گریه کنم راستی زهرا جون مگه چندسالته که این همه بهت گیرمیدن خوب سنتو بنویس تا خیال ادم های فوزول رو راحت کنی.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/01/irreligious-weblogers/#comment-25206</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2008/04/12/irreligious-weblogers/#comment-25206</guid>
		<description>خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر نماید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر نماید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: synthroid zebeta interaction</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/01/irreligious-weblogers/#comment-25093</link>
		<dc:creator>synthroid zebeta interaction</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2008/04/12/irreligious-weblogers/#comment-25093</guid>
		<description>&lt;strong&gt;zebeta...&lt;/strong&gt;

side effects zebeta...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><strong>zebeta&#8230;</strong></p>
<p>side effects zebeta&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: آذرخش</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/01/irreligious-weblogers/#comment-24810</link>
		<dc:creator>آذرخش</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2008/04/12/irreligious-weblogers/#comment-24810</guid>
		<description>عزیزم 
شما انگار با این جریانی که سنگشو به سرت میزنی آشنایی نداری یه رساله ÷یدا کن بخون ببین  چه مسائلی داخلش مطرح شده از اینکه به کجا نگاه کنی موقع سکس چند شنبه انجامش بدی و...... تا روشهای تجاوز به دختر بچه ها .
بعد اینکه این همه آدم خوبی هستین تو این دنیا هم که میرین سکس جایزه میگیرین حوری دائما باکره و قلمان.
حالا شما که این همه تفکرتون سکسیه چرا ناراحت میشی ؟ آخرش به ازای همین وبلاگ نگاریاتون هم که حوری و قلمان (سکس ) جایزه میگیری پس جوش نزن.
راستی آزادی درست کردن حرمسرا برای آقایان و صیغه و متعه و ... یادم رفت 
چرا فکر می کنی همه خرند.خر زیاده و لی نه دیگه همه........................</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عزیزم<br />
شما انگار با این جریانی که سنگشو به سرت میزنی آشنایی نداری یه رساله ÷یدا کن بخون ببین  چه مسائلی داخلش مطرح شده از اینکه به کجا نگاه کنی موقع سکس چند شنبه انجامش بدی و&#8230;&#8230; تا روشهای تجاوز به دختر بچه ها .<br />
بعد اینکه این همه آدم خوبی هستین تو این دنیا هم که میرین سکس جایزه میگیرین حوری دائما باکره و قلمان.<br />
حالا شما که این همه تفکرتون سکسیه چرا ناراحت میشی ؟ آخرش به ازای همین وبلاگ نگاریاتون هم که حوری و قلمان (سکس ) جایزه میگیری پس جوش نزن.<br />
راستی آزادی درست کردن حرمسرا برای آقایان و صیغه و متعه و &#8230; یادم رفت<br />
چرا فکر می کنی همه خرند.خر زیاده و لی نه دیگه همه&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: sina</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/01/irreligious-weblogers/#comment-23221</link>
		<dc:creator>sina</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2008/04/12/irreligious-weblogers/#comment-23221</guid>
		<description>bekhab moamele !</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>bekhab moamele !</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
