وبلاگستان بی دین و ایمون!

* تکمیل: من برای این پست یک پست تکمیلی نوشتم: توضیحی بر پست وبلاگستان بی دین و ایمون امیدوارم که سوء تفاهم ها رو رفع کنه. مرسی

* من چهره‌ای دیده‌ام که هزار رو داشت،
و چهره‌ای که یک رو بیشتر نداشت،
گویی در قالبی ریخته باشند.
من چهره‌ای دیده‌ام که از ورای تابشِ رویَش زشتیِ زیرش را شناخته‌ام،
و چهره‌ای که باید تابشِ رویَش را بر‌ می‌داشتم تا زیباییِ زیرش را دریابم.
من چهره پیری دیده‌ام پوشیده از خطِ هیچ،
و چهره صافی که همه چیز بر آن حک شده بود.
من چهره‌ها را می‌شناسم،
زیرا که از ورای پارچه‌ای که چشمان خودم می‌بافد، می‌بینم
و به حقیقتِ زیرین می‌رسم.
(جبران خلیل جبران)

* یعنی جدی جدی ها اینترنت و وبلاگستان به همین بی دین و ایمونی ای هست که نشون میده؟؟
خیلی دلم میخواد این مطلب رو گسترش بدم! اما از الان میتونم حدس بزنم چه کامنتا و فحشهای از طرف برخی آدمها و فمنیستها و به اصطلاح روشنفکرها دریافت خواهم کرد! لابد میخوای مظلوم نمایی کنی! میخوای بگی من نجیبم و هزار جور قضاوت بیمورد دیگه! اما به درک من واقعا نتونستم ساکت باشم!
یه چیزی این روزها توی این وبلاگستان مد شده و اونم اینکه تمامی فمنیستهای (!) وبلاگستان شروع کردن به تقلید از همدیگه در راستای نوشتن از روابط خصوصی شون با دوست پسر و یا پارتنر محترمشون و در این راه هر کدوم سعی دارن از بقیه عقب نیفتن و اگه خاطره ای حرفی حدیثی چیزی از مراسم قبل و حین و بعد از روابط جنثی شون در سالهای اخیر و سالهای آتی که یادشون اومد حتما قید کنن!
حالا اصلا بماند برای من اصلا مهم نیست! فقط حرصم از این میگیره که حالا به باقی ملت چه ربطی داره شما داری با دوست پسرت چه کار می کنی؟! این مسئله جزیی از حریم خصوصی شماست و باید خصوصی هم بمونه! حالا مثلا نوشتن ازش یعنی که چی؟! چیو میخواید ثابت کنید؟! میخواید بگین خیلی روشنفکرید؟! و یا خیلی فمنیستید؟! و یا خیلی زن سالارید؟! و یا اینطوری میخواین برابری خودتون رو با مردان ثابت کنید؟!
همین جا هم بگم که من با آقایونی که هم که راجع به این مزخرفات مینویسن هم مخالفم! اساسا به نظرم تولید چنین محتواهای مبتذلی واقعا نشان از بیکاری و حماقت و حتی در بیشتر موارد عقده های نویسنده داره!

* نکته مهمتر برای من واقعا تفاوت دیدگاهها و عملهاست! من میخوام به عنوان یک دختر مذهبی از دیدگاه مذهبی به این قضیه نگاه کنم و فقط تاسف بخورم! یعنی خداییش پیدا میشه یه دختر جوون و یا پسر جوون توی این وبلاگستان که فکر کنه این کار واقعا گناه کبیره است؟! یعنی جدی جدی از نظر همه شماها این کارا توجیه شده است؟! از نظر دینی و شرعی و حتی عرفی؟! منظورم از این کار یعنی رابطه جنصی با نامحرم؟! هیچ کدومتون از خوندن این نوشته ها متاثر نمی شید؟! نارحت نمی شید؟! حالتون بد نمیشه؟!
حالا فکر نکنین ما ۸۰ سالمونه و اینقدر متعجب شدیم! بابا اینا اکثر اینها سنن توی مایه های ۶۶ به اونور هستند! یعنی ماکزیمم اختلاف سنی بین ماها (متوسط خودمون و خوانندگان وبلاگ رو در نظر بگیریم) دیگه فوقش میشه ۴ و یا ۵ سال! یعنی این ۴-۵ سال اینقدر تاثیر گذار بوده؟!
اصلا بحث فراهم بودن موقعیت و این حرفا هم نیست! مسئله به کنترل فردی و ایمان و تربیت طرف بر میگرده!
اینا به چی فکر می کنن که اینقدر سرخوشن؟! فقط همین حال و لذتهای مادی حال؟! یعنی دیگه نه حساب کتابی داریم و نه آخرتی و نه لابد خدایی؟! یعنی پدر و مادراشونم مثل خودشونن؟! اصلا خونواده هاشون باخبرن؟! اینها چطوری بار اول شروع کردن و خودشون رو راضی کردن؟!! منظورشون از این روابط از هم گسیخته چیه؟! میخوان به کجا برسن که هر لحظه با یکین و سریع هم رابطشون به جاهای باریک ختم میشه و بعد بهم میخوره و یه متن غمگین میذارن توی وبلاگشون و دفعه بعد با نفر بعدی و به همین ترتیب؟!
چقدرم راحت میان جار میزنن! حتی از خصوصی ترین مراحلش! خیلی از اینا رو من می شناسم و حتی دیدمشون! جالب اینجاست که این مسئله اصلا بینشون موروثیه! یعنی بعضیهاشون قبلا با دوست پسر اون یکی بودن و حالا بهم زدن و شایدم خسته شدن رفتن سراغ یکی دیگه و …
واقعا مسخره است و تا حد زیادی به نظرم عجیب و غریب و تاسف بار میاد!
برای من عجیبه که چطور در یک جامعه اسلامی داره این اتفاقات می افته؟! کشور ما داره به چه سمتی پیش میره؟! که اینهمه فساد پنهان و آشکار توش هست!

* اصلا کسی هست که با من موافق باشه و دغدغه هاش اینطوری باشن؟!

* تکمیل: من برای این پست یک پست تکمیلی نوشتم: توضیحی بر پست وبلاگستان بی دین و ایمون امیدوارم که سوء تفاهم ها رو رفع کنه

۲۵۹ نظر

  1. حسین ب.ن ۱۳۸۷-۰۱-۲۴، ۱۰:۳۱ ب.ظ

    البته آدم‌های مختلف، انگیزه‌ها و پیش‌زمینه‌های مختلف دارن! شاید تعداد کمی باشن که به طور آگاهانه قصد تابوشکنی داشته باشن و به زعم خودشون سعی در اصلاح اخلاق جنسی جامعه… بخش عمده، بچه‌هایی هستن که تنها به لحاظ سنی بچه نیستن! دین‌دار بودن یا نبودن بچه هم یکسانه! اون فقط می‌خواد تجربه کنه و این‌ تجربه‌ها هم به لحاظ غریزی براش کشش داره. مرجعی برای آگاهی و بزرگ کردن (فکری) این بچه‌ها هم وجود نداره… اونوقت شما چه انتظاری دارید!؟ احتمالا در آخر اون “جامعه اسلامی” رو به عنوان شوخی مطرح کردید که اخم خودتون و بقیه باز بشه! نه!؟

  2. حسین ب.ن ۱۳۸۷-۰۱-۲۴، ۱۰:۳۲ ب.ظ

    اگه فقط یه دقیقه صبر می‌کردی،‌ می‌دیدی که من هم تقریبا باهات موافقم! تقریبا!

  3. حامد ۱۳۸۷-۰۱-۲۴، ۱۰:۳۸ ب.ظ

    این هم یک مدیه واسیه خودش.میگذره ولی من فکر کنم مد بعدی روایت همجنسبازی باشه. به نظر من فضای وبلاگستان (به نمایندگی از جامعه ما) در حال کنار اومدن با این مسأله است که به تمام دنیا و البته مسئولین نشون بده ما در ایران نه تنها همجنسگرا نداریم! بلکه از اون استقبال گسترده می‌کنیم! میگید نه منتظر بمونید حالا!

  4. علی ۱۳۸۷-۰۱-۲۴، ۱۰:۴۳ ب.ظ

    خواجه‌ی شیراز هم در همین مورد می‌فرمان: آن گل که هر دم در دست بادیست / گو شرم بادش از عندلیبان!

    نمی‌دونم اون نوشته چی بوده که انقدر روت اثر گذاشته باعث شده یهو بترکه ولی پست خیلی باحالی بود! احتمالا موجی از نظرها رو در وبلاگستان فارسی به راه می‌ندازه؛ و البته تو هم در آخر به شهادت خواهی رسید. اون تیکه‌ی “برای من عجیبه که چطور در یک جامعه اسلامی داره این اتفاقات می افته؟!!! کشور ما داره به چه سمتی پیش میره؟! که اینهمه فساد پنهان و آشکار توش هست!!!” خیلی باحال بود؛
    و البته الان فریاد “الا ای پیر فرزانه، مکن منعم ز پیمانه”ها بلند می‌شه.

    احتمالا اولین و آخرین نفریم که باهات موافقم، البته با این تصبره که آداب زیستن در وبلاگستان رو نباید با اون جامعه‌ی اسلامی‌ت خلط کرد! تو خیلی راحت می‌تونی به وبلاگ اون سر نزنی و اون مثال معروف کشتی دیگه تویه وبلاگستان صدق نمی‌کنه؛ شاید بحث کردن در مورد جنبه‌های روانی این نوشتن‌ها (منظور به طور کلی نوشتن است، بحثی در مورد ارزش این کار و درستی و نادرستی‌شون ندارم) و برداشت مخاطبین از اون‌ها و یک پژوهش جامعه شناسانه هم کار بسیار جالبی باشه؛

    ممنون؛

  5. کیوان ۱۳۸۷-۰۱-۲۴، ۱۱:۰۴ ب.ظ

    نوشته ات جالب و شجاعانه بود. چون خودت بهتر از من می دونی که اصلا این طرز فکر و حرف زدن از خدا و گناه و نامحرم و این حرفها تو وبلاگستان چقدر مهجوره و نویسنده چه جور برچسب هایی می خوره. البته که وبلاگستان یک مشت و نمونه ی خروار اصلی یعنی جامعه است که متاسفانه خیلی وقته حرکت خودش به سمت قهقرا و بی هویتی رو شروع کرده و داره با سرعت زیاد پیش می ره.
    این خانم های به اصطلاح فمینیست چند وقته که این نگرانی مهم و حیاتی بهشون سرایت کرده که نکنه روایت های موجود از صکص در جامعه، روایتی مردانه باقی بمانه و آنچه زنان از صکص تجربه می کنند مکتوم و مخفی بمونه.
    حالا اصل مزخرف بودن این موضوع به کنار (حالا مثلا روایت زنانه صکص چه دردی از این جامعه دوا می کنه!)، اینها دارند طوری روایت هاشون رو می نویسند که انگار تو مسابقه «کی تا حالا با مردای بیشتری خوابیده» شرکت کردن!
    البته خیلی هم ایرادی به اونها وارد نیست (منظورم سرکردگان و فمینیستهای معروفه) چون اونها با چند تا مفروض فکری و ذهنی این کار رو انجام می دهند:
    ۱- مسلمان نیستند.
    ۲- بر اساس حقوق بشر (همون تعریف غربی از حقوق بشر) هر انسانی حق کنترل بر بدن خودش (یعنی با هر کی خواست بخوابه، بتونه) رو داره.
    ۳- اونها معتقد به حقوق بشرند.
    ۴- در جامعه هیچ دین و هنجار برگرفته از دین نباید به کسی تحمیل بشه (یعنی جامعه حق نداره سکص خارج از ازدواج رو ممنوع کنه).

    ولی من دلم به حال بدبختایی می سوزه که هنوز ته دلشون و قلبشون ایمان دارند و مسلمون هستند، ولی به خاطر این که از قافله عقب نمونند و بهشون نگند امل، دارند با سر می رند تو این چاه.

    حرف زیاده که اینجا جای گفتنش نیست.
    خدا عاقبت ما و جامعه مون رو به خیر کنه.

    خواننده همیشگی نوشته هات
    کیوان

  6. معصومه ۱۳۸۷-۰۱-۲۴، ۱۱:۱۶ ب.ظ

    خوب یکم صبر میکردی موافقا دستاشونو ببرن بالا !!
    منم موافقم :)

  7. جواد ۱۳۸۷-۰۱-۲۴، ۱۱:۲۲ ب.ظ

    در مورد اینان دین و ایمان مطرح نیست ، چرا که در حرف، عقل را ملاک قرار می دهند و در عمل، احساس . اینها به زعم خود می خواهند زنانگی خود را ثابت کنند و خود برای خود تصمیم بگیرند ، گاه عزم صحبت وسیع از بکارت می کنند و آن را در حد یک تکه بافت عادی متنزل می کنند تا چیزی را که خود از کف داده اند بی ارزش جلوه دهند، و نقص خود را کمال، و اکنون نیز برتری خود را در این می بینند که عشق های ساعتی خود را مایه ی مباهات قرار دهند و در آن فخر جویند. خود نمی دانند که این زنانگی نیست و …
    خوشحال شدم که کسی پیدا شد و نسبت به این حماقت موضع گرفت ، اگر چه نه از طرف قربانیان اصلی، مردان، که آنان گرم لذت بردن از محتوای ضد عرفی و اخلاقی ای اند، که امکان شنیدن آن در جامعه ی واقعی کم است . ای کاش بفهمند که بازیچه قرار گرفته اند .

  8. محمد ۱۳۸۷-۰۱-۲۴، ۱۱:۳۲ ب.ظ

    من رو یاد اون قدیم ها انداختی که یخاطر آموخته های مدرسه و جامعه ی چشم و گوش بسته ای که درش بودم ، همین اعتقادات رو داشتم. یه جورایی اینجا بوی کیهان میاد!

  9. فرشاد ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۰۵ ق.ظ

    پس شما تو این جامعه چیکار می‌کنین؟ یعنی تازه متوجه شدین :) و به فساد آشکار در جامعه از طریق خوندن این وبلاگ‌ها – پی بردین؟
    خیلی عجیبه؟
    من امروز از طریق وبلاگ آق بهمن چندتایی‌ش رو دیدم به نظرم با داستانهای سک۳۰ خیلی فرق داشت و برای من جالب و قابل تامل بود و هیچ نکته غیر اخلاقی یا تهییج کننده نداشت.
    چه اشکالی دارد واقعاً؟
    بعد گفتید در جامعه اسلامی… ؟ که کلی خندیدم.

  10. فرشاد ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۰۸ ق.ظ

    جالبه کامنتهای اینجا رو هم من رو یاد ستون با خواانندگان روزنامه کیهان می‌ندازه :)

  11. ییلاق ذهن ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۰۹ ق.ظ

    من موافقم یعنی بدفرم موافقم راستش یه زمانی خیلی از این جو عذاب میکشیدم ولی یه جورایی دیدم اینا بازخورد فشارهای جامعه است دیگه از دست رفتن این مدل آدما بخصوص اونایی که علاوه بر این مسائلی که گفتی مینویسن خیلی محکم و قاطع میان میگن که خدا و پیغمبر وفلسفه خلقت و این حرفا دروغی بیش نبوده و ملت برین حالشو ببرین!

  12. ییلاق ذهن ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۱۲ ق.ظ

    حالا نکته جالبش این جاست که این تریپ وبلاگها و آدما میان میگن که ما داریم تابو شکنی میکنیم و تازه یاد بقیه هم میدن که سعی کنین اینجوری باشین که سعادت دنیا و آخرت رو خریدین!!! یارو اصلا فرق حریم خصوصی و عمومی رو نمیفهمه واسه ملت از روشنفکریش دم میزنه من که مدتهاست بیخیال شدم ببینییم به کجا میرسن این جماعت

  13. ییلاق ذهن ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۱۵ ق.ظ

    نگاه تو رو خدا تا میای بگی بابا خدایی هم هست بهت میچسبوننن که روزنامه کیهانی هستی !!! کلا این ملت ما حد وسط تو کارش نیست یا باید از این ور بوم بیفته یا از اون ور بوم اگه این وسط بخوای هوار بکشی بهت میچسبونن به یه طرف تمایل داری رو نمیکنی

  14. سید مصطفی ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۳۳ ق.ظ

    سلام،

    حالا شما خیلی خودتون رو ناراحت نکنید، من هم دستم رو می برم بالا!

  15. مجید ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۲:۵۲ ق.ظ

    من با نظر شما مخالفم. در مورد طعنه‌های شما به فمنیست‌ها کاری ندارم. اما در مورد این که چرا این قدر متعجب شده‌ای که سایر مردم پیرو دین شما نیستند باید بگویم که این دید شما خیلی دگم‌اندیشی است. شما انتخاب کرده‌اید که مذهبی باشید. خوش به حال‌تان. بقیه انتخاب کرده‌اند که مذهبی نباشند. خوش به حال‌شان. فقط شما نیستید که حق انتخاب داشتید که مذهبی بشوید. بقیه هم حق انتخاب داشتند که مذهبی نشوند. پیروی درست از امام‌تان کنید و هر چه را برای خودتان نمی‌پسندید برای دیگران هم مپسندید. مطمئنم که شما نمی‌پسندید که کسی برای شما تکلیف تعیین کند که چرا مذهبی شده‌اید. شما هم برای بقیه تعیین تکلیف نکنید که چرا مذهبی نیستند.

    در ضمن من نوعی که مذهبی نیستم، شاید با سال‌ها مطالعه به این نتیجه رسیده باشم. شاید مطالعه من از دین شما بیشتر خود شما باشد. فکر می‌کنید مذهبی نبودن فقط از روی غفلت است؟ ذره‌ای به مخیله‌تان خطور نمی‌کند که شاید مذهبی بودن شما از روی تقلید و بدون تعمق بوده باشد؟

    شما با معیارهای دینی خودتان رابطه جنسی آزاد را «فساد» می‌دانید. برچسب زدن به دیگران کار راحتی است. من هم می‌توانم به افراد مذهبی برچسب دنباله‌روی گوسفندوار بزنم که دین افیون‌شان است و منشأ «فساد». آن موقع شما می‌پسندید؟

    باز هم تکرار می‌کنم که اگر همان یک دستور مذهبی امام‌تان را رعایت می‌کردید دید خیلی بازتری می‌داشتید.

    الهه Reply:

    نه مجید بد گفته اما خیلی ام بی راه نمی گه حتما قصد تعیین تکلیف نداشته نظرشو بلند گفته

  16. ناشناس ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۲:۵۴ ق.ظ

    اولا من اگر خوبم اگر بد تو برو خود را باش…

    دوما عذر خواهی میکنم که همه شعور این رو ندارن که قد شما به معیارهای جامعه اسلامی وفادار باشن…عذر خواهی میکنم که همه سعادت این رو ندارن که مثل شما مذهبی باشن و یا عذر خواهی میکنم که همه مثل شما خوب و گل و ماه نیستن که عقده نداشته باشن و تو وبلاگاشون هم داد نزنن عقده هاشون رو…

    سوما هر کدوم این ادما که میبینین با شما فرق دارن مطمین باشین از بودن تو جامعه اسلامی شما و بودن کنار ادم های مذهبی مثل شما متنفرن و ناراضی ولی چه میشه کرد…

    و در اخر: زهرا خانم خدا و بهشت و دنیا و اخرت و همه خوبی ها و ثواب ها و… همه و همه مال شما…میشه شما و امثال شما دست از سر ما بردارید؟

  17. مریم ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۳:۴۶ ق.ظ

    هنوز خیلی مونده بفهمی فمینیست واقعی که فعالان حقیقی مملکتمون دنبالشن چیه. و خیلی هنوز بچه ای برای اینکه درک کنی نه کسایی که میان تو وبلاگ یا هر جای دیگه علنی از زندگی خصوصیشون مینویسند فمینیستند نه فمینیست واقعی با این ولنگ و وازی ها ارتباطی داره.بهتره قبل از اینکه بیای تو وبلاگت و مثل همیشت برای اینکه به یه وسیله ای نشون بدی با بقیه هم سالان خودت خیلی متفاوتی اینجور بی بند و باریها و اراجیف رو به اسم فمینیسم تقبیح کنی بری کمی مطالعه کنی و ببینی هدف جنبش فمینیست تو ایران چیه! اگر یک کمی از دنیای صورتی رنگ دخترونه ات با عروسک هات بیای بیرون میتونی ظلم ها و بی عدالتی هایی رو که تو همه عرصه ها به جنس زن میشه از خانواده تا محیط کار و تحصیل تا حقوق قانونی و حتی رادیو تلویزیون میتونی تحقیر و تو سری زدن ها رو به وضوح ببینی و اگه یه چرخی تو همین ۲یا ۳ سایت موجود بزنی بی غرض نگاه کنی میبینی که فعالیت فمینیست های واقعی که جون و زندگیشون هم تو این راه گذاشتن و میذارن چیزی نیست جز برابری حقوق زن و مرد و خارج کردن زن از زیر گرده هزاران ساله جنس دوم بودنه. وگرنه تا دلت بخواد آدم های جور و واجور هستند که با دسترسی به یک رسانه از وبلاگ گرفته تا … به خاطر منافعشون اسم فمینیست رو سعی میکنن با هر بی بند و باری و ولنگ و وازی و گندی گره بزنن تا اعتبارش رو زیر سوال ببرند و به این ترتیب به بی عدالتی و استحمار و استثمار زنان ادامه بدند. تا وقتی آدم های نادونی که چشم و گوششون رو میبندند و به هر جفنگی برچسب فمینیست میزنند وجود دارند وضع زنای مملکتمون از این هم که هست بدتر میشه!

    مسعود Reply:

    مریم خانم می خواستم باهاتون حرف بزنم
    اگه میشه منو به عنوان مزاحمی بپذیرین
    من منتظرتون هستم
    مسعود
    zarza_masood_iran
    منتظرم

  18. علی2 ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۴:۲۲ ق.ظ

    بنام حق
    آقا مجید دقیقا حرف ما به قول شما مذهبی ها (البته تا دید شما از مذهب چی باشه ) همینه، آقا چرا باید آدم از چیزی که خودش به تقلید از دیگران یاد گرفته (جار زدن روابط و مسائل حریم خصوصی ) دفاع کنه و اون رو در باز ترین و بی پرده ترین رسانه اشاعه بده آیا دید باز یعنی تمام مسائل دنیا رو به صکص ختم کردن،شاید شما با سالها مطالعه به این نتیجه رسیدید ولی آیا نوجوانی که با فشار چند کلید وارد این دنیا شده و با کنجکاویه زیاد به اقتضای سنی وارد این صفحات میشه خبر از مکاشفات علمی و عالمانه شما و امثال شما داره ، یا اینکه به قول شما (بی ادبی نباشه)در پی گوهر افشانی های امثال شما به صورت گوسفند وار به دنبال غریزه خودش میره (که البته گوسفندان غریزه خودشونو بیشتر ازبعضی از ما آدمهادر کنترل خودشون دارن ).
    ((و در اخر: زهرا خانم خدا و بهشت و دنیا و اخرت و همه خوبی ها و ثواب ها و… همه و همه مال شما…میشه شما و امثال شما دست از سر ما بردارید؟ )) :عزیزم از لطف و بخشندگی شما در مورد نویسنده محترم این وبلاگ متشکرم کاشکی یکی پیدا میشد منو هم اینطوری دعا میکرد(خوش به حالت زهرا خانم )البته این نشان از بخشندگی نویسنده این جملات داره و اینکه خوب هنوز اعتقاد به وجود این جور چیزا دارن . (:
    یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم/گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم/پر پروانه شکستن هنر انسان نیست/گر شکستیم زغفلت من و مایی نکنیم/یادمان باشد اگر شاخه گلی راچیدیم/وقت پرپر شدنش سازو نوایی نکنیم/ یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند /طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم/ یادمان باشد اگر حال خوشی دست بداد/جز برای فرج یار دعایی نکنیم××××××××××××××

  19. علی ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۶:۲۱ ق.ظ

    به نظر من اینکه آدم بخواد چه جوری زندگی کنه فقط به خودش مربوط میشه
    خوب شما دوست داری مذهبی باشی به خودت مربوطه شاید اینجوری زندگی برات قشنگتره ولی باید به بقیه هم حق بدی که اونجوری که دوست دارن زندگی کنن. آنها از زندگیشون راضین. اینکه چه مطلبی تو وبلاگشون می نویسن هم به خودشون مربوطه.حتی اگه از خصوصی ترین لحظه ها هم می نویسند باز آزادن. مهم اینه که از نظر خودشون کار اشتباهی انجام نمی دن. به نظر من همین دلیل کافیه برای اونها.

  20. آرش طباطبائی ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۶:۳۶ ق.ظ

    سلام
    البته کاشکی دوز مذهبی بودنت رو هم معلوم می کردی!
    البته من با این کارایی که میگی مد شده شدیدا مخالفم، هم به لحاظ مذهبی و هم به لحاظ اخلاقی (غیر مذهبی و منظورم اخلاق اجتماعی است)
    اما تا حالا ندیدم وبلاگی که توش از این چیزا نوشته باشه
    در مورد نسل ۶۶ به بعد هم موافقم که اساسا فرق می کنه داستان براشون! کلا تو یه مایه های دیگه هستن!
    نکته آخر: یک غلط املایی داری که ان شاءالله بعد از رفعش این جمله رو هم پاک می کنی از کامنت ام!
    یا حق!!!

  21. آرش طباطبائی ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۶:۳۷ ق.ظ

    هان … یه چیز دیگه : من آدم لامذهبی نیستم!

  22. فائزه ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۷:۲۶ ق.ظ

    من کاملا باهات موافقم.
    کاملا
    و از این اوضاع متنفرم

  23. مریم ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۷:۴۴ ق.ظ

    متاسفانه با خیلی از قسمت های این پستت مخالف بودم.به نظر من اگر اون افراد کار بدی می کنن(که به نظر من این کار یعنی نوشتن از هر گونه رابطه ای بد نیست) ما کار بد تری می کنیم که برای بقیه تعیین تکلیف می کنیم.به نظر من یه راه حل خیلی ساده وجود داره و اون اینه که هر کسی از هر نوشته وبلاگی خوشش نیومد دیگه اون وبلاگ رو نخونه.مطمئنن ما رو مجبور نکردن که بشینیم و یه سری نوشته ها رو بخونیم و ناراحت بشیم.و البته من هم که زیاد شدن این نوشته ها رو میبینم فقط به یه نتیجه می رسم و اون اینه که اونقدر طرف براش گفتن از این چیزا تابو بوده که میاد تو یه فضای مثلن باز تری شروع می کنه به نوشتن.

  24. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۷:۴۵ ق.ظ

    من نمی فهمم چرا همه دوستان گیر دادن به مذهبی بودن مسئله! اخلاقی هم که فکر کنین بازم این قضیه مردوده و مرتبط با حریم خصوصی میشه!!!
    بعدش تابو شکنی زنانه دیگه چه جورشه؟!!! هدفش چیه؟!!
    اینکه به فمنیست ربط دادم فقط برای اینکه تمامی این مدل وبلاگها خودشون رو جزء فمنیستها و فعالان حقوق زن می کنن
    ولی در عمل توی وبلاگاشون پره از خاطرات تختخواب هاشون!!!

    ببخشید اون دوستی که گفته بود جونشون رو سر این راه میذارن جون کی تا به حال از دست رفته؟!!!

    میشه مثال بزنین ما هم شیرفهم بشیم؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    ناشناس Reply:

    نه دادا همه حذب الله هی ها امل نیستن…امسال شما ها فکر می کنن که اونا املن…اگه خواستی بیا در ست بده…بدونی بزی حذب اللهی ها هم پیدا میشن حرفایی برای امثال شما ندید بدیدا بزنن…
    تازه اینم بدون خدا راه تحقیق رو از هوس بازی جدا کرده برا امثال شما…
    من یه آدم حذب اللهی ام اما انقدر حرفهای علمی برات دارم که مخت بگوزه…
    آره قربونش…

  25. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۷:۴۸ ق.ظ

    به مجید:
    شما از کجا میگین مذهبی بودن من بدون تعمقه؟!!! و صرفا از روی تقلیده؟!

    مگه من بچه ام و یا بیسوادم؟ من دقیقا از روی مطالعه و آگاهی این روش و انتخاب کردم!!!
    ممکنه شما به تقلید از مد و روز کاری رو انجام بدید ولی من اینطور فکر نمی کنم! بهتر بخود با دقت بیشتری بخونید!

  26. روژ ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۷:۵۰ ق.ظ

    فقط کافیه نگاه و عینک مذهب رو اینجا برای چند لحظه برداری. رفیق می گی این کار (رابطه چنسی خارج از چارچوب ازدواج) بده و تنها دلیلی که براش می یاری مذهبه. اما چرا فکر می کنی همه باید از دریچه مذهب بهش نگاه کنند و در همین چارچوب عمل کنند؟ از نظر من غیر مذهبی هم چند همسری و مجاز بودن اون در مذهب و حقوق کاملاً نابرابر طرفین، چیزهایی مثل صیغه و… بده! (که تازه به نظر خودم دلایلم خیلی محکم تره و در همه اینهایی که نوشتم داره حقوق بقیه اجتماع هم پایمال می شه و خیلی چیزای دیگه، اما تو ورژن غیر مذهبی ها فقط دو طرفی که به خودشون مربوطه روابط خصوصیشون درگیرن که می شه کلی راجع بهش بحث کرد.)
    به نظر من که باید به روابط و انتخاب های آدم ها در زندگی خصوصیشون احترام گذاشت و برای زندگی خصوصی دیگران از خط کش های شخصی (مثلاً مذهبی که من بهش معتقد باشم و دیگری نباشه) استفاده نکرد.
    و بعد هم راجع به نوشتن از زندگی شخصی… ببین دوست داری فردا کسی به تو بگه چرا از افکار شخصیت می نویسی یا چرا روزمره می نویسی یا…؟ مسلماً نه. حداکثرش اینه که بهش می گی خوب اگر دوست نداری نیا اینجا و نخون این صفحه رو. به نظر من حتی اگر مطالب تولیدی کل وبلاگستان برخلاف سلیقه ما باشه حق نداریم به بقیه ایراد بگیریم. خوب شاید این سلیقه ماست که خیلی خاصه (حتی شاید خیلی برتر از کل وبلاگستان یا نه پایین تر)، اما این مشکل وبلاگستان نیست. ببین من و تو می تونیم هزاران صفحه انتقادی بنویسیم که مثلاً این نوشته ها به این دلایل جذاب نیست و.. . اما نوشته شما انتقادی نیست. نوشته شما می گه “چون با اعتقادات من مخالفه”، “چون با خط کش من نمی خونه”، “چون سلیقه من نیست” و… ننویس.
    زهرا جان خودت می دونی که من از این چیزها نمی نویسم. کلاً از زندگی شخصیم خیلی کم می نویسم. اما این که مثلاً من دوست ندارم از این مطالب بنویسم هیچ دلیل و توجیه ای نیست که فکر کنم بقیه هم نباید بنویسن.
    و اما زیر سوال بردن کاری و بعد نسبت دادن مطلقش به فمنیسم… راستش به نظرم این یکی از بدترین قسمت های نوشته ات بود. ممکنه هزاران نوع فمنیسم با سلیقه های خیلی خیلی متفاوت راجع به زندگی خصوصی و دیدگاه های متفاوت در این مورد وجود داشته باشه. مثلاً در مورد همین رابطه چنسی خارج از چارچوب مذهب یک سری همین دوستانی که تو نوشتی، یک سری مخالف و.. . به نظرم برچسب گذاری خوبی نکردی. این دست مطالب نه زنانه است و نه مردانه. و نه متعلق به فمنیست هاست صرفاً، نه هیچ گروه خاص دیگه. فمنیست ها هم همه اشون دغدغه اشون این نیست و اونهایی هم که این یکی از دغدغه هاشونه، این موضوع تنها دغدغه اشون نیست. بعد هم راستش انصافاً فمنیست هایی که راجع به این روابط خصوصی می نویسن خیلی کمتر نوشته مبتذل (از این نظر که نوشته هیچ هدفی رو دنبال نمی کنه و صرفاً خیلی وقت ها فقط فانتزی های خنده دار نویسنده است) تحویل می دن و خیلی وقت ها کاملاً هدفمند می نویسند.

  27. مریم ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۷:۵۵ ق.ظ

    ببخشید اگر لحنم تند بود

  28. روژ ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۸:۰۲ ق.ظ

    زهرا جان توضیحی که راجع به اخلاق نوشتی رو الان خوندم. به نظرت این اخلاقی که می گی هم همون مذهب نیست؟ از نظر من که هست. این اخلاقی که می گی رو هم مذهب تعریف کرده و طبیعیه که اونی که به این مذهب اعتقاد نداره اخلاق براش طور دیگه ای تعریف شده باشه. حتی همه غیر مذهبی ها هم مثل هم فکر نمی کنن (که مطمئنم این رو می دونی)، همونطوری که همه مذهبی ها هم. به خصوص پیروان اسلام که اینقدر طیفشون وسیع شده که دیگه اونور طیف با اینور طیف دشمن خونی شدند و سعی می کنن همدیگه رو بکشند! مثلاً شیعه رو با وهابیت مقایسه کنن و میزان دشمنی ای که اینها نسبت به هم احساس می کنند رو با میزان دشمنی ای که هرکدوم مثلاً نسبت به یک کافر احساس می کنند!!! بعد ببین اخلاق برای اینها یک طور تعریف شده؟! از نظر وهابیت مثلاً رابطه چنسی در چارچوب صیغه عین زنا تعریف شده (که در اسلام احتمالاً از بالاترین حدود بی اخلاقیه) و…! بعد چطور انتظار داری چارچوب های اخلاقی برای تو، من، نویسنده وبلاگ هایی که می گی و… و… یکسان باشه؟!

  29. آذرشب ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۸:۰۲ ق.ظ

    زهرا جان
    استدلالی ضعیف را نشان دادی
    حتی به نظرم اندیشه ذهنی ات به نوعی مغالطه بود
    اول اینکه توسل به عواطف مسبب صحت یک گفتار نمیشه ، حتی اگر خیلی باتو موافق و یا مخالف باشند ، حتی توسل به اکثریت نیز دلیلی بر درستی نیست کما اینکه هیچ لزومی ندارد که در انتخابات سیاسی فرد مناسبی انتخاب شود
    دوم اینکه منطق زوری که در اصول دیانت هست در جامعه ای مثل وبلاگستان ابداً کارساز نیست حتی توسل به مرجعیت نیز بدینگونه از قدرت خود می افتد
    تو در مطلبت به نوعی مصادره به مطلوبیت خود کردی ، به عبارت دیگر چون فردی مذهبی هستی و مطلوبیت تو در آن خلاصه میشود ، مابقی را به نفع خود مصادره و ضبط کردی و در نهایت با شقی کاذب که بیان مسائل جنسی را برابر فمنیسم قرار دادی بر جای حق نشستی

    این اولین بار است که بیان روابط خصوصی را برابر فمنیسم قرار داده اند ، اینکه فمنیستها بی پروا تر هستند معنی آن چیزی که گفتی نیست

    دیگر اینکه “جامعه اسلامی” ؟!؟!
    من حتی در قم هم جامعه اسلامی نمیبینم چه برسد به وبلاگستان
    غیر از آنکه التزام به دیانت و اسلام شرطی برای وبلاگ نوشتن نیست

    به هرحال زهرا جان روی چیزهایی دست گذاشتی که مولتی پست نوشتن را برنمی تابد ، گرچه اینبار مولتی نبود
    ولی باید جز به جز استدلال کنی
    هر واژه ات که بصورت کلیدی در این پست بوده باید مجزا معنا شود ، اینطور فله ای منطقی نیست که یک معادله بسازی
    بیان روابط جنسی = فمنیسم

    به نظر من اگر فمنیسم ایران فقط بتواند این معادله مسخره که ارث و شهادت مرد معادل دو برابر زن است را بردارد در نوع خودش کارستان کرده است و حتماً میدانی که این معادله نابرابر بر همان جامعه اسلامی مطلوب تو استوار شده است ، ستونی که حتی نزدیک شدن به آن حکم اعدام را دارد

    خلاصه فقط یک نظر طولانی دادم که بگم هرجور که باشی خیلی دوستت دارم

  30. صبا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۹:۱۴ ق.ظ

    منم باهات موافقم
    ولی مطمئنی جامعه ما اسلامیه؟
    اینهمه نابرابری و تبعیض تو هیچکجا پیدا نمیشه

  31. رهگذر بی نشان ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۹:۲۱ ق.ظ

    دمت گرم زهرا جان!
    خیلی شجاعانه نوشتی!

  32. جلال ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۹:۲۶ ق.ظ

    سلام زهرا خانم، بنده از مبنای مذهبی به قضایا نگاه نمی کنم و حتی فکر می کنم که مشکل جامعه ی ما این باشد که یا می خواهد با مبنای دینی یک چیز را ثابت کند(مثل همون گناه کبیره ای که می گویی)و یا به اسم دور انداختن مبانی دینی و امل بازی سعی می کند بی بندو باری را تجربه کند…..پس این وسط رعایت اصول اخلاقی چی می شه؟چرا باید اصول مسلم اخلاقی را در چهارچوب دین معنا کنیم ..درست است که دین بر رعایت تمام این اصول حکم می کند اما گاه با تبصره ها و بندهایش راه دور زدن و کلاه شرعی هم باقی می گذارد…. اما اگر به راستی پایبند اصول اخلاقی باشیم و دریابیم که با نقض این اصول، انسانیت خود را دور می ریزیم.. تکلیفمان با خودمان مشخص خواهد بود

  33. Admin ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۹:۵۰ ق.ظ

    سلام
    راستش یه مساله ای که مطرحه چون در دنیای مجازی شخصیت خیلی از افراد پنهانه و شاید به دلیل این پنهان بودن شخصیت هست که ترجیح میدن خیلی از زوایای پنهان شخصیت خودشون رو بروز بدن
    شاید هم میخوان یک سری تابوهای جامعه رو بشکنن و به اصطلاح خودشون جاده صاف کن باشن واسه نسل بعد
    به هر حال دوست دارم بدونم کل این مطلبی که نوشتی در مورد این مطلب آیا نکته مثبتی هم در اینگونه نوشتنها میبینی یا نه؟ منظورم آزادانه صحبت کردن درمورد بسیاری از تابوهای جامعه است.

  34. رز ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۰:۰۳ ق.ظ

    سلام
    من با جسارت می گم به تمام مسائل اسلام اعتقاد دارم اگه کوتاهی می کنم از بی لیاقتیمه البته سعی می کنم نکنم.
    ولی خانوم عزیز با این حرف ها کار درست نمیشه. مشکلما ریشه ای هست. راحت بهت بگم کسی دیگه برای این حرف ها ارزش قائل نیست. مشکل جامعه ما هم فقط ار تباط با نا محرم نیست. دروغ ریا دزدی اینها هم هست و بازم بر می گرده به همون دین گریزی و باید رفت یقه کسایی رو چسبید که به اسم دین خواستند همه کار بکنند.

  35. آوات ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۰:۰۶ ق.ظ

    با خود قضیه نوشتن اینگونه روابط مشکل داری یا با بودن اینگونه روابط کلاً؟ بعد حالا اگه طرف بنویسه که آره البته قبلش صیغه خوندیم و محرم شدیم از نظر دیدگاه مذهبیت اشکالی نداره؟

  36. amir ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۰:۲۱ ق.ظ

    یک دفعه من در بحث با یکی از این مدعان روشنفکری جمله ای از حضرت علی نقل کردم ؛ به مفهوم عمیق اون جمله هیچ توجهی نشد اما هزاران حرف و برچسب امل و.. خوردم ، البته برای شان نوشتم علی مانند گوته مانند سارتر یا هر متفکر دیگه ، مهم اون حرف هست نه شخصیتش و … ؛ دیگه این یکی از بدبختی های جوامع در حال گذار سنت به مدرنیسمه

  37. تارا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۰:۵۸ ق.ظ

    با بی بند و باری موافق نیستم…خیلی از این مسایل رو هم قبول ندارم…اما نوشته های تو اکثرا دور طرز فکر خاصی چرخ می زنه… بهتره یه کم یاد بگیریم آزادانه زندگی کنیم…. به آزادیها و طرز فکر بقیه هم احترام بگذاریم…ضمن اینکه لزوما اونچه که در این جامعه ی مثلا اسلامی از دین و ایمون به خوردمون می دن درست نیست!
    فکر کنم یکی از مهمترین الطاف خدا به بندگانش دادن عقل به اونه…که بسنجه..ببینه و تصمیم بگیره…عقلش رو به کار بندازه…و توجیهات عقلانی برای کارهاش و چیزهایی که می بینه و یا به زور در ذهنش فرو می کنن پیدا کنه…
    …پذیرفتن همه یا برخی قوانینی کهنه که با جامعه امروز سازگار نیست…نشانه ی دینداری و خوب بودن و پاک بودن نیست …آدمی باید روز به روز تکامل بیشتری پیدا کنه…نسل به نسل تغییر کنه تا بهتر و بهتر بشه…نه اینکه یه چهارچوب فکری واسه خودش بسازه و یا براش بسازن و بگن همین بهترینه و غیر از این همه غلط خواهد بود..
    متاسفانه تو خیلی تنگ بینی زهرا جان…متاسفم همشهری!

  38. علی ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۱:۰۱ ق.ظ

    من فقط میدونم مسلمون واقعی دلش پر از عشق بنده های خداست. تمام خلقت رو زیبا میبیند و قضاوت رو به عهده خود خدا میگذاره

  39. مهران ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۱:۱۲ ق.ظ

    سلام

    فکر کنم یه سوتفاهم نسبت به نوشته ی زمرا پیش اومده.منظورش ثوهین یا تقبیح یا ایراد دینی دینی گرفتن به نویسنده های این وبلاگ ها نیست . اون نگران پایین اومدن سطح فکریه جامعه تا این حده که نگرانی درستیه..نوشتن در مورد جزیی ترین مسائل خصوصی که ربطی هم به دیگران نداره نشاندهنده ی چیه پس؟
    ولی کلیت مسئله گناه نیست.کسی می تونه یه آیه یا حدیث در مورد گناه بودن روابط دختر یا پسر بگه؟قبلن هم گفتم که خیلی از مسائلی که ما می گیم گناهه اختراع خود ماست نه گفته ی خدا.در این مورد حرف زیاده که اینجا جاش نیست.

    زهرای عزیز. منهم نگرانم که چرا جامعه یه جوری شده که هر کس فقط به فکر خودشه .که چرا سطح فکری جوانها تا این حد پایین اومده .که چرا فساد(دروغ و ریا و …) اینقدر زیاد شده . گه چرا …(می شه ساعتها نوشت)اما زندگی به من یاد داده که دیگران را باید به حال خودشون گذاشت و اینکه انسان اول باید به درون خودش رجوع کنه و اول خودشو بسازه. و اینکه از دیگران ایراد نگیرم چون همون بلا حتمن سر خودم میاد.

    و یه جمله از دکتر سروش : “در جامعه ی مدنی حرف همه را میشه گوش کرد به غیر از حرف اونایی که می گن حرف دیگران را نباید گوش کرد.”

  40. محمد جواد شکری ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۱:۲۷ ق.ظ

    باز سر و صدا به پا کردی؟؟؟ من فکر می کنم که باید به همه اجازه داد که هر چی رو که فکر می کنن نوشتنش مشکلی نداره؛ بنویسن! من فکر نمی کنم آدم های که وبلاگ می نویسن نیازی به داشتن چوپان داشته باشن تا چاه رو از راه بهشون نشون بده! یکی می خواد از مسائلی که دیشب تو رختخوابش پیش اومده بنویسه و یکی دیگه از نماز شبی که دیشب خونده! بنظرم تکثر لازمه یه جامعه پویاست! چرا ما می خوایم بقیه همرنگ ما بشن؟

  41. بیداد ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۱:۳۳ ق.ظ

    بستگی داره برداشتت از مذهب و دین و خدا چی باشه. هر یکی یه برداشتی داره از ایمان. اگر مبنای حرفات حرف های کسانی مثل علامه مجلسی هاست که … نمیدنم ، فقط این رو می دونم ما اطلاعات کمی داریم ولی فکر می کنیم همه چیز رو می دونیم. اگر یک کم ، فقط یک کم تاریخ اسلام رو فقط از نظر تاریخی بخونی و بی طرفانه روش فکر کنی ، متوجه منظورم می شی.

  42. تقویم صبورا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۱:۳۸ ق.ظ

    زهرا جون سلام
    متنتو خوندم و باهات موافقم
    فقط میخوام این نکته را اضافه کنم،ایا رده های مختلفی که نسلها را پرورش میدن (منظورم از خانواده فرد بگیر تا رده های اجتماعی در ارتباط با افراد) تمام وکمال دستورهای دینی واسلامی را پیاده کردن و این نسل جدید متهم هست که برخلاف تماماموزشهای مثبت و اگاهیهیا افسار گسیخته،قبلا همچین چیزهایی نبوده،نمیگم نوشتن یا حرف زدن درمورد این مسائل درسته ،فقط میخوام بگم این نسل که بدون درنظر گرفتن چند سال تفاوت سنی ناچیز ،خودمون هم جزئی از اون هستیم ،تقصیری نداره ،بنظر من اگر از بچگی اگاهی درستی به بچه ها در زمینه این روابط داده بشه و…….حتی تو مدارس،دیگه این روابط اونقدر کشش وجذابیت پیدا نیمکنه که برای کسب افتخار یکی از دیگری جلو بزنه،بنظر من این یه میل غریزی هست مثل امیال دیگه ،اگر تاکیدی تو دین براین مساله شده در درجه اول برای حفظ حرمت افراد (بخصوص خانمها) واسایش اوناست (سوره احزاب ایه ۵۹) ودردرجه دوم برای استحکام خانواده است….وگرنه میل جنثی چیزی نیست که بد باشه وقرار باشه سرکوب بشه ،همین میل ،مهمترین عامل باقی بشر بوده،ومثل غذا خوردن اهمییت داره،اما مقصر ما هستیم که اموزش در زمینه این غریزه را برای دانشگاه نگه داشتیم اونم نه اموزش صحیح فقط درحد واحد “کنترل جمعیتی ِ تنظیم خانواده”……چرا باید فکر کنیم که اشنایی با این مسائل بعد از دوره داشنگاه به درد ما میخوره،تازه اگه کسی بره دانشگاه،یعنی قبلش بچه ها از همدیگه از جمع دوستانشون چیزی یاد نمیگرن……
    این مسئله باید اموزش داده بشه تا یه نوجون موقع روبرو شدن با اولین تلنگر نیاز جنسی اش ….خودشو نبازه…بتونه خودشو کنترل کنه یا برخورد معقولی با این مساله داشته باشه….نه اینکه وقتی کار از کار گذشت ….خودش از ترس طرد شدن از جمع خانواده -اجتماع به دوستانی پناه بیاره که اگه هم سن وسال خودش باشن تنها کاری که میتونن براش بکنن دلداریه و کم کم این مسئله شیوع پیدا کنه……جوامع هرچقدر بسته تر باشن ومشغله ها هرچقدر کمتر باشه پرداختن به مسائل جنسی بیشتره…مثلا تو روستا ….دردصد (معذرت میخوام)تجاوز به دخترها وپسرها اونقدر زیاده که به نسبت جامعه کوچیکی مثل اونجا فاجعه است ولی مطرح نمیشه……

  43. یک رهگذر ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۱:۳۸ ق.ظ

    دوست خوبم، اگرچه من هم با آدمهایی که راحت و ارزون شخصیت و اصالتشون رو از دست می دن مشکل دارم و هیچ علاقه ای هم به خوندن حماقتهای آدمهای سر گشته جامعه-ام ندارم ولی باید بگم که مدتهاست ارزشهای جوانان از اون چیزی که ۱۲ سال تو مدرسه ها تو مخمون فرو کردن فاصله داره(اینو من نوعی می گم که تو یک خانواده کاملا مدهبی بزرگ شدم)، به نظر من اگه با یک آدمی احساس نزدیکی کامل کنی و همه جوانب رو هم بررسی کنی هیچ گناهی به عشق و ایمانت وارد نیست. مگر یه کاغذ یا چند کلمه چه چیزی رو از گناه نجات می ده؟ یا حتی چه وجه مثبتی برات به همراه داره جز اینکه اگه دختر باشی مسئولیت و اجازه تو دربست (طبق همون قوانین به اصطلاح اسلامی)می ده دست یه آدم دیگه؟ یعنی به نظرت اینجوری ارزش بیشتری برات به ارمغان می یاد؟ من که فکر نمی کنم

  44. مسافر ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۱:۵۵ ق.ظ

    من کاملا مخالف اینجور روابطم.
    اما دیکته ننوشته هم غلط نداره. در این راه بهتره آدما اصلا دیکته ننویسن(منظورم اینه که اینجور روابط رو تجربه نکن). هیچکی نمیتونه تا دیکته ننوشته از خودش مطمئن باشه. فقط باید گفت پناه بر خدا.

  45. جلیلی ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۱:۵۷ ق.ظ

    نابودی اخلاق، بحران دنیای متجدد است و جای تأسف باقیست که در جامعه ما که داعیه اسلامی بودن دارد نیز این مسأله به چشم می خورد. البته این به بحث همان روشنفکری و درک ناصحیح از این مقوله بر می گردد که متأسفانه عده ای بر این گمانند که روشنفکری مخالفت با مؤلفه های دینی است. البته روشنفکر واقعی خود را به نوعی اخلاق معتقد است و اینها که داعیه روشنفکری دارند، مشتی بی سواد کج فهم هستند که بی هویت و بدون نگرش عالمانه اند و حتی خیلی از این ها در آن چه به آن عمل می کنند نیز از خود ایده ای ندارند و شاید حتی در خلوت خود با خود کلنجار می روند اما چه کنند که تقلید کارند و از خود شخصیتی برای بروز ندارند.

  46. هدی ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۱۶ ب.ظ

    هرچند که من هنوز در ایجاد ارتباط بین مطالب وبلاگ شما و مهندسی آی تی مشکل دارم! ولی باید بگم مگه فکر میکنی ما از کجا اومدیم که با تو موافق نباشیم!!
    به نظر من تنها عامل عقده ای بودن اطرافه(جمع جدید طرف:اطراف!)

  47. نونوش ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۲۰ ب.ظ

    کلی خندیدم ..عزیزم تو استعداد بالایی داری که معلم پرورشی بشی یا دینی ……یا یکی از همین خواهران حجاب که جلوی ملت را میگیرند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند …حتما دنبال استعدادت برو موفق میشی

  48. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۳۱ ب.ظ

    به نونوش:
    !!!!!!!!

    به دلایل شخصی جوابم رو ساسنور کردم!

    ***

  49. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۳۴ ب.ظ

    من نمی فهمم چرا اکثر دوستا گیر دادن به این اصطلاح جامعه اسلامی؟

    منظور من از کاربرد این اصطلاح این نبوده که جامعه ما الان صد در اسلامی هست! نه من هم قبول دارم ۵۰ درصد اسلام هم رعایت نمیشه!!!!!!!!!!
    اما مسئله من با خودمونه! به هر حال همه ما از کودکی و یا شایدم نوجوانی و جوانی آموزه های دینی – اسلامی داشتیم و در خانواده های مسلمونی بزرگ شدیم!
    منظور من دقیقا همین چند تا جمله بالاست! به هر حال اینها هم توی همین ایران و همین طور خانواده ها بزرگ شدن که وسط لاس وگاس و منهتن که بزرگ نشدن؟!!

  50. Vahid ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۴۰ ب.ظ

    kheili jaleb bood man ham ba shoma movafegh hastam. shoma shojaa hastid harf e inha ra …. faramoosh konid

  51. خانمه ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۴۵ ب.ظ

    زهرا جان یه مقداریش رو بذار به حساب ژست . همه اش هم از این خبرها نیست . تخیل و رویاهاشون براشون بزرگ میشه و مینویسن .
    البته خیلی وضعیت فرق کرده . خانواده ها سیاست سکوت رو پیش گرفتن و خودشون رو میزن به اون راه وقتی مثلا دختری دارن که افسردگی حاد گرفته بخاطر سقط بچه ای بی پدر و اشک میریزه که چرا بچه اش رو نگه نداشته . اگه اینو از نزدیک ندیده بودم باور نمیکردم که همه فامیل از این مساله خبر دارن و هیچکس هم به روی خودش نمیاره که مبادا این خانم آسیب بیشتری ببینه .
    شده مثل وضعیت معتادین که قبح عملشون کاملن از بین رفته و شدن یه عضو فعال جامعه که اکثر خانواده ها یه نمونه جوان رو ازش دارن .
    دنیا عجیب شده و جامعه اسلامی ایران بدجوری سقوط کرده .

  52. مریم ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۲:۵۹ ب.ظ

    اونوقت شما صیغه و ۴ تا زن عقدی رو تجویز می فرمایین ؟!
    آخه کاملا با اصول اسلامی تطابق داره !!!!

  53. علی قاضی زاده ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱:۱۱ ب.ظ

    جوابت پیش خودته. اگه کمی به این فکر می کردی که چرا باید در کشوری لغت “روابط جنسی” سانسور شده باشه که تو مجبور بشی برای فیلتر نشدن سایتت از “جنصی” و “جنثی” بنویسی، اونوقت شاید بفهمی که این افراط، جواب کوته فکری کسانی هست که می خوان ملت رو با چماق به بهشت ببرن. اگه تونستی یک جای دنیا رو به من نشون بده که فاشیسم حاکمان به آنارشیسم مردمان تبدیل نشده باشه.

  54. علی قاضی زاده ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱:۱۴ ب.ظ

    اگه قبل از نوشتن مطلب بالا، جوابت رو به نونوش خونده بودم، هرگز وقتم رو برای نظر دادن به این مطلب هدر نمی دادم

  55. حسین ب.ن ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱:۱۸ ب.ظ

    زهرا خانم عزیز! رعایت ۵۰ درصد اسلام،‌ اصولا معنا نداره! اغلب دوگانگی‌هایی که وجود داره، دقیقا ناشی از همین اسلام نیم‌بندیه که ما داریم! اسلام در ذهن جامعه‌ی ما، نماینده‌ی سنت شده و فرهنگ غربی نماینده‌ی مدرنیته و عقل‌محوری. یعنی نتونستیم اسلاممون رو پابه‌پای دنیای جدید، مدرن کنیم. قبول کنی یا نه… در دنیای مدرن امروز، حتی یک فرد دین‌دار ملاک‌هاش برای انجام دادن یا ندادن یک عمل، “گناه کبیره” بودن نیست. در واقع در دنیای مدرن، دین به شکل مستقیم، به فرد امر و نهی نمی‌کنه، بلکه باید به شکلی دین در ذهن فرد ریشه کرده باشه و عقلش رو بر مبنای نگاه دینی رشد داده باشه که به حکم عقل، عملی رو انجام بده یا نه… اگر بعضی از دوستان برخورد تندی داشتن، برای شکل استدلالیه که مطرح کردید، در صورتیکه ممکنه با اصل صحبت‌های شما موافق باشن. در دنیای مجازی که نسبت به دنیای واقعی -لااقل- سطح سواد بالاتره، حتی به فرض دین‌دار بودن مخاطبان،‌ از “گناه گبیره” به عنوان استدلال نام بردن، قدری ناآشنا میاد و در واقع بحث رو به یک بن‌بست استدلالی می‌کشونه چون طرف مقابل تنها دفاعی که می‌تونه داشته باشه، حمله کردن به اعتقادیه که مفهوم “گناه کبیره” رو برای شما تعریف کرده. در واقع اگر برای دین پشتوانه‌ی عقلی قائل باشیم، چه بهتر که در مقام استدلال از دلائل عقلی نام ببریم…

  56. احمد ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱:۱۹ ب.ظ

    “یعنی خداییش پیدا میشه یه دختر جوون و یا پسر جوون توی این وبلاگستان که فکر کنه این کار واقعا گناه کبیره است؟”
    نه! تو اول بگو اصلاً چرا چیزی به اسم گناه کبیره وجود داره. بعد به من بگو دروغ و ریا کاری که تو اسلام رایج و مورد تبلیغه بدتره یا همخوابه شدن کسی با عشقش.

  57. pesar ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱:۲۲ ب.ظ

    شما ۲۷-۲۸ ساله تون شده و هنوز یک رابطه جنسی نداشته اید!؟اشکال کار کجاست؟ فقط توهمات شما باعث شده از نعمات الهی بهره مند نشید و عمرتان بیهوده هدر میرود.

  58. ladan ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱:۳۰ ب.ظ

    از نظر من بیشتر عرف و فرهنگ جامعه است تا دینی، چرا که خیلی از آنها راه حل دینی دارند! اخلاقیات همواره وجود داشته، در جوامع سنتی مثل ایران بسیاری مسائل و ارتباطات که حتی شرعی هم مشکل نداره، ممنوع شمرده می شن.
    درسته همین ۴- ۵ سال کلی جوانها تغییر کردن و ارزشهاشون از نظر ما بی ارزش شده اما باید به اونها هم حق داد! یادم اون وقتها که ما دبیرستان می رفتیم تمام فکر و ذکرمون درس بود و اینکه از پس کنکور بر بیایم فکر می کردیم دیگه تمام مسائل زندگیمون حل می شن! اما الان بچه ها علاوه بر اینکه می دونن اصلا چنین چیزی نیست چون ماها رو می بینین، کلی ارتباطاتشون با دنیای خارج از ایران از طریق ماهواره و اینترنت بیشتر شده، پدر و مادرها و سیستم آموزشی هم تحلیلی عمیقی به اونها ارائه نمیده پس خودشون تصمیم می گیرن و فرهنگشون را خودشون انتخاب میکنن!
    خیلی سخت که توجامعه ای که همیشه برامون تعریف شده این خوب و اون بده و تمام! بدون ارائه دلیل و نشان دادن مزیتها و نکات منفی هر عمل، دیگرانی را که خلاف ما فکر می کنن را بپذیریم و به عقاید هم احترام بذاریم به نظر من هر وقت این مسئله حل بشه تمام مشکلات ما هم حل میشه!

  59. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱:۴۸ ب.ظ

    به علی قاضی زاده:
    شما جواب همون خانوم رو بخونید! به چنین جوابی بهترین از این نمیشه جواب داد!
    ماها عادت داریم از دو طرف بوم بیفتیم!!!

    در ثانی جواب شما به من ربط خاصی به چیزی که نوشتم نداشت! من نمفهمم فیلترینگ که من صد در صد باهاش مخالفم اساسا چه ربطی به این بحث داشت و من کجا تائیدش کردم که شما معترض شدید؟!!

    به persar:
    اولا در مورد سن من اشتباه می کنید! ثانیا توهمات؟!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  60. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱:۵۲ ب.ظ

    به حسین ب.ن:
    من اول همون پاراگراف نوشتم که میخوام از دیدگاه مذهبی به قضیه نگاه کنم.
    حقیقتش اینی که نوشتید در دنیای مجازی و یا مدرن باید استدلال به شیوه ای دیگه باشه رو متوجه نشدم. نظر شما چیه؟ یعنی چطوری باید باشه؟

    اگه شما جای من بودید چطور عنوانش می کردید؟

    راستی رعایت ۵۰ درصد از اسلام رو به این خاطر نوشتم که به نظرم میاد اسلام حقیقی داره اجرا نمیشه و یا به صورت کامل اجرا نمیشه

    به هرحال من قبول دارم که در بعضی جاها نمیتونم درست استدلال کنم و چیزی که توی ذهنم هست رو بیان کنم.

  61. امین ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۲:۰۹ ب.ظ

    سلام دوست گرامی
    قبل از هر چیز می خواستم بگم کاملا با عقاید شما موافقم و من هم دغدغه های شما رو درک میکنم اما می خواستم بگم شما که اینقدر ناراحت میشی اصلا سراغ این وبسایتها نرو که با با دیدن نوشته ها بهم بریزی

  62. حسین ب.ن ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۲:۳۱ ب.ظ

    چگونگی استدلال در دنیای مدرن تنها بر پایه‌ی یه اصل ساده‌اس! اینکه اعتقادات و استدلال‌هامون رو به یه زبان مشترک ترجمه کنیم. در دنیای مدرن، این زبان مشترک، چیزی جز عقل نیست. منظورم از شیوه‌ی استدلال در چنین محیط‌هایی، این بود. البته منظورم این نیست که استدلال شما بهره‌ای از استدلال‌ منطقی نداشت، بلکه در نگاه کلی کفه‌ی ترازو بیشتر به سمت استفاده از زبان دینی بود که البته می‌فرمائید خواست خودتون بوده که از دیدگاه مذهبی به قضیه نگاه کنید. صحبت من، در اثربخش‌تر بودن شیوه‌ی نخستین بود که عرض کردم.

    زهرا خانم! خیلی چیزها هستن که پتانسیل بالایی برای فاسد شدن دارن! مثلا شیر که سرشار از مواد غذائیه، به راحتی و به بدترین شکل می‌تونه فاسد بشه. رعایت دین به صورت نیم‌بند، باعث می‌شه دین به راحتی و به سرعت به چیزی ضد خودش بدل می‌شه… در حقیقت آفت جامعه‌ای که دین به طور نیم‌بند و انتخابی و البته انتخاب از روی منفعت در اون اجرا می‌شه خیلی بیشتر از جامعه‌ایه که اصولا بویی از دین نبرده! اگر دوستان بر عنوان “جامعه اسلامی” حرف داشتن، به علت این بود که اصولا در ایران “جامعه‌ای تقریبا اسلامی” نداریم، بلکه “جامعه‌ای ضداسلامی” داریم. بنابراین استفاده از استدلال‌های دینی برای متنبه کردن افراد این جامعه،‌ به نظر قصه‌ی آب در هاون کوبیدنه!

    البته می‌دونم که موضوع بحث شما چیز دیگری بود. پس به همین مقدار بسنده می‌کنم. موفق باشید.

  63. مهرنوش ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۲:۳۵ ب.ظ

    دوست عزیز ! زهرا جان
    مطلبت را خواندم ولی فرصت خواندن نظرات دیگران را نداشتم اما می خواستم بگم که نفهمیدم که چرا چند بار از کلمه فمینیست برای آدمهایی استفاده کردی که مخالف تو هستند ؟ اصلا معنی واقعی فمینیسم این نیست که در ذهن تو است ! این کلمه از نظر علمی تعریف دارد و معنی اش هر چیزی می شود بجز کسانی که مد نظر تو بودند ! به نظرم اگر از کلمه اومانیستها و یا ضد اخلاقان استفاده می کردی بهتر بود
    امیدوارم ناراحت نشده باشی و گاهی به ذهن خاکستری هم سر بزنی !

  64. وحید ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۲:۳۸ ب.ظ

    چون زهرا خانم از دین و مذهب و تحقیقی بودن اعتقادت در نوشته هات صحبت کردی، میخوام بپرسم از شما فرق ازدواج موقت که در شیعه بر آن تاکید شده! و دوست پسر دوست دختر داشتن چیه؟ در اسلام داشتن زن های صیغه ای متعدد در یک زمان (نامحدود، حد اخلاقی یا اجتماع تعیین نشده) یا بطور متوالی هیچ اشکال ندارد که ثواب هم دارد! شما با پسر یا دختری که چندین زن یا شوهر صیغه ای دارد یا داشته است هم مشکل داری؟ اگر مشکل داری که باید بگم با دینت مشکل داری و اگر هم مشکل نداری، چرا با تعدد دوست پسر دوست دختر مشکل داری؟ تنها تفاوت بین دوست پسر و دوست دختری و صیغه، خواندن صیغه عقد است که من شخصا خواندن آنرا ربطی به خدا و دین نمی دانم و ساخته دست آخوندها برای دخالت در تمام رابطه انسانها میدانم. شما با توجه به اینکه اعتقادت تحقیقی است برای من ثابت کن که خواندن این جمله عربی برای اخلاقی بودن و الهی بودن … رابطه لازم است!
    در ضمن در مورد اخلاق چند نکته هست:
    ۱) اخلاق در مورد رابطه بین انسانهاست نه در مورد یک انسان. مثلا استمنا کردن یا نکردن جنبه اخلاقی ندارد چون مربوط به یک نفر است و بحث اخلاقی ندارد. ولی ازدواج و دوستی که بین ۲ نفر یا بیشتر است جنبه اخلاقی دارد. و اما خوب بودن یا بد بودن و زشتی و بدی در اخلاق یک تعریف است که مورد قبول یا رد جامعه است. اخلاق مطلق نیست بلکه نسبی است. یعنی اینکه مثلا در جوامع اسلامی عمری است گفته شده که ازدواج و چند همسری خوب است و زشت نیست و برعکس معشوقه داشتن و دوست پسر دوست دختری زشت است و بد. بنابراین مردمی که در این جوامع زندگی میکنند چندهمسری را اخلاقی و معشوقه داشتن را غیراخلاقی میدانند. برعکس در جوامعی مثل غرب چندهمسری غیراخلاقی و زشت و معشوقه داشتن را طبیعی و امری خوب می دانند. پس اخلاق بستگی به تعریف ما دارد. تعریف را عوض کنیم خوب زشت میشود و زشت خوب!

  65. unknown buddy ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۲:۵۰ ب.ظ

    این که می گی اینا با ما فرق نمی کنن قبول ندارم … اختلاف بین ما ها و متولدین سال ۶۶ به بعد خیلی زیاده … ورودی های جدید دانشگاه ما همشون تو همون سن و سالها هستن و من کاملا می بینم که تفاوت خیلی زیادی با ما دارن… به نظر من هم سن و سال های ما (یعنی من) بیشتر به یه سری مسایل پایبندن … و نسل به نسل این پایبندی کمتر می شه … خودمون رو مقایسه کنید با نسل قبلیمون … ضمنا من به ازادی محیط وبلاگ و اینترنت معتقدم و باید طوری باشه که واقعا هر کس هر چیزی که دلش می خواد بنویسه … بدون محدودیت…

  66. محسن ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۲:۵۴ ب.ظ

    خب. راستش در کل موافقم با حرفهات. اما یه چیزی رو نباید نادیده بگیری. ما نمیتونیم بگیم (همه) از خوندن چنین محتوایی لذت میبرند و موافقن چون سکوت میکنن. اقتضای دنیای مجازی همینه. هر کسی هر چیزی دوست داشت میگه. اینم خیلی مهمه که لزومن هر چیزی که گفته میشه عمل نمیشه و نشده! به قول شما بیشترشون عقده اس. من فکر نمیکنم فاعلین این کار اینقدر بیکار باشند یا حوصله داشته باشند که بیان و وبلاگ بنویسن. شما اگه اتفاقی گذرت به سایتهای مفصل اینچنینی و تالارهای گفتگوش بیافته میبینی مثلا طرف خاطره تعریف میکنه. چندتاش رو بخونی تابلو هست که همه از هم کپی شده و اصلن این کارها صورت نگرفته در واقعیت و ساخته تخیل هست. خب دلایلش هم که معلوم.
    من اینطور مسائل رو توی دنیای مجازی ندید میگیرم. اصلن نمیبینم. شما هر وقت دیدی تو دنیای واقعی مردم اومدن و از حریمهای خصوصی شون صحبت کردند اونوقت بدون که همه بی حیا شدن یا این مسائل براشون عادی شده و … ولی الان اینرتنت یه ابزار هست در دست افراد محدود. شما مثلا دوست وبلاگی چندتا داری؟ شاید صد تا نشه. وبلاگستان یه جمع محدوده مجازی هست که ممکنه توش هر حرفی زده بشه. بی اعتبار و با اعتبار. پس نباید خودت رو راجع به مسائلی که ارزشی نداره و مربوط به هوا و هوس و تخیل! اذیت کنی.
    از عرق مذهبی و حس نهی از منکرت خیلـــی ممنونم! :)

  67. سمیرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۳:۰۹ ب.ظ

    من اصل ِ پست هنوز علامت سواله برام. خوب من بعضی از این وبلاگ ها رو می خونم ولی من هیچ گاه ندیدم حتی در اون پست ها کسی رو تشویق یا منع به رابطه با جنس ِ مخالف(اصطلاح ِ شما نامحرم هست) بکنند. خوب بعد من مختارم که اون پست ها رو بخونم یا نخونم، تحت ِ تاثیر قرار بگیرم یا نگیرم؛ مگر این که این قدر به بلوغ ِ فکری نرسیده باشم که با خوندن ِ چند نوشته بنیان ِ فکریم عوض بشه. این انتقاد ِ شما کاملاً نا به جاست. عقاید ِ هر کس برای ِ خودش محترم هست. هر کسی حرفش رو می زنه؛ حالا این حرف رو هر کسی یه جور تعبیر می کنه، یکی به نوشته های ِ اروتیک، یکی تجربیات ِ جنسی،….چرا فکر می کنید همه باید به همون چیزی عقیده داشته باشند که شما دارید؟

  68. بهروز ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۳:۱۱ ب.ظ

    منم کاملا با شما موافقم و واقعا متاسفم از این وضع .

  69. فؤاد ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۳:۲۵ ب.ظ

    زندگی خصوصی، زندگی خصوصی، زندگی خصوصی! وبلاگ یک رسانه‌ی خصوصی برای یاداشت‌های شخصی. یک سرمشق برای کسی که سال‌هاست وبلاگ می‌نویسد و تا به حال بارها زندگی خصوصی خود و دیگران را اینجا نوشته است به خدا مسافرت به شمال و زندگی توی خوابگاه و اخلاق دختر همسایه هم زندگی خصوصیه…
    یاد بگیریم ایران یک کشور با یک دین و اعتقاد همگانی نیست همانطور که هیچ کشور و هیچ بشری پیدا نمی‌شود که با همه‌ی عقاید دیگران موافق باشد. پس راه حل اینکه بهتر است برای وضع عمومی مردم دل سوزانده نشود و نه برای اعتقاداتشان که حتی اگر شیطان هم باشند محترمند تا زمانی که به کسی زیان مالی، جسمی و روحی نرسانند. اگر بخواهم مفصل شرح دهم تکرار مکررات است و نرود میخ آهنی در سنگ.
    همانطور که من نمی‌توانم به اعتقادات دینی و مذهبی شما حتی از روی تقلید هم که شده خرده بگیرم هیچکس حق ندارد به اعتقادات دیگران حتی غلط‌ترین آن‌ها خرده بگیرد چه برسد به توهین کردن که اعتقاد یک مسئله‌ی شخصی‌ست و وبلاگ هم یک رسانه‌ی شخصی.
    من اگر نوشته‌های شما را نمی‌پسندم بهتر است محترمانه به شما بگویم و شما را از لیست وبلاگ‌هایی که می‌خوانم حذف کنم مثل کسی چون حسین درخشان. دیگر نه اعصاب خودم خرد می‌شود و نه هیچ چیز دیگر. امیدوارم روزی برسد که ما یعنی همه‌ی ایرانی‌هایی که اول ایرانی هستیم و بعد مسلمان و مسیحی و یهودی و زرتشتی و کافر به اعتقادات هم احترام بگذاریم و در رسانه‌ی شخصی خودمان اعتقاد دیگران را سرکوب نکنیم.

  70. فؤاد ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۳:۳۲ ب.ظ

    دو غلط نگارشی داشتم: یادداشت و اینکه بهتر است برای وضع عمومی مردم دل سوزانده شود، ممنون می‌شم دومی رو اصلاح کنی چون معنی جمله عوض شده

  71. Darya ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۳:۳۳ ب.ظ

    ba che angize ee ino gofti Zahra?aval fekr kardam manzooret feministhaee hast ke 2 rooz zendan raftaneshoono 2 boogh mizanand baad az lab gereftan ba marde holandi minevisand!jameyeh islami yani chi?man motasefam nehzateh feministayejh ma dasteh kiiya oftadeh?!!ma ke zanim nakhiym eena modafeh va sedayeh zananeyeh ma 2 donya bashand !bayad ki ro bebinim?!shad bashi

  72. dj ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۳:۴۵ ب.ظ

    ای بی ادبٍ پر رویٍ، فاشیستٍ…(سانسور شد)
    چیکار به کامنت من داشتی؟
    با این عقاید …..(سانسور شد) بهتره بری……(سانسور شد)
    الهی…..(سانسور شد)
    از شما ملت غیور رشت و حومه داشتن اینجور عقاید اصلاً دور از ذهن نیست

  73. dj ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۳:۵۰ ب.ظ

    راستی یادم رفت بگم
    اگه ۳۵ سالت شد و هنوز ازدواج نکرده بودی و نرفتی سراغ روابط از این نوع، اون موقع انتقاد کن.
    من حتی اگه انتقاد از بیان این روابط رو قبول کنم هم، اصلاً زیر بار انتقاد از خود این روابط نمیرم
    وبلاگت رو هم تعطیل کن سفراه خانه سنتی بزن

  74. نورا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۴:۰۹ ب.ظ

    تا زمانی که معضلات جنسی این جامعه حل نشود (چه از طریق تعالیم دینی ویا سایر راهکارها) وضع همین است .شاید بیان این بعد از زندگی خصوصی باعث باز شدن عقده ها شود وشاید هم باعث گرسنه تر شدن فرد بشه .من نمیدونم.

  75. مجید ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۴:۱۶ ب.ظ

    اگر می‌خواستم با خواندن همین یک صفحه در مورد شما قضاوت کنم می‌گفتم که سندروم مطلق‌گرایی دارید (اولین و شاید آخرین باری است که وبلاگ شما را می‌خوانم). من می‌گویم که آیا به مخیله‌تان خطور می‌کند که «شاید» شما تقلید می‌کنید. طوری رفتار می‌کنی که انگار من گفته‌ام که که بدون تعمق دین‌دار هستی. اتفاقا برعکس. من می‌گویم که این شمایی که بقیه را بطور مطلق به غفلت و لاابالی‌گری متهم می‌کنی. و وقتی که این حرف را می‌زنم حواسم هست که خودم شما را بطور مطلق متهم نکنم.

    این که می‌گویی حتی اگر مذهبی هم نگاه نکنیم از نظر اخلاقی غلط است همان سندروم مطلق‌گرایی است. هنوز نمی‌دانی که اخلاق نسبی است و نه مطلق؟ در اخلاق نظام حاکم جامعه شما چندهمسری کاملا شرعی و مجاز و در نتیجه اخلاقی است. در کشورهای دیگر چندهمسری یکی از زشت‌ترین کارهاست و کاملا غیراخلاقی. شما منظورتان کدام اخلاق است؟ اخلاقی که برای هر کس ممکن است متفاوت باشد؟ برای شما گناه کبیره نکردن اخلاقی است. برای من رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی معیار سنجش اخلاق است. امیدوارم با این مثال‌ها متوجه فرقش شده باشید.

    امیدوارم که تعمق و مطالعه شما در مورد انتخاب دین به همان اندازه ساده‌اندیشی‌تان در مورد مطلق بودن اخلاق نباشد.

  76. مرد تنها ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۵:۲۶ ب.ظ

    سلام.عجب امروز مشتری ها زیاد بودن :) به نظر من هر کس نتیجه عملش رو می بینه و اگه کسی تا حالا نتیجه کارای بدشو ندیده و این کار تو انجام کثافت کاری جری تر کردتش بهتره عجله نکنه چون تو همین دنیا هم نتیجش رو می بینه.در مورد اسلام تا جایی که من مطالعه کردم بسیار متفاوت از اون چیزی هست که الان تو جامعه می بینیم.در مورد اینکه چرا وقتی اسم اسلام میاد یه عده دچار عناد ورزی می شن ما با این عزیزان هم بحثی نداریم و عقیدشون به خو دشون مر بوطه.و نهایتا اگر یکی دید ۵۰۰ میلیون نفر به اسم اسلام یا ادیان اسمانیه دیگه هزار جور کثافت کاری می کنن و بعد اون فرد نتیجه بگیره پس اسلام یا اون دین عقب مونده یا بیخوده باید عرض کنم که اون فرد هنوز به بینش صحیحی از دنیای پیرامون و نحوه صحیح تعقل نرسیده

  77. مرد تنها ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۵:۳۲ ب.ظ

    در مورد این مسایل بین زن و مرد هم به نظر من از اونجاییکه دو صد گفته چون نیم کردار نیست اصلا صحبت بی فایده هست چون اساسا اشکال از جای دیگه هست و دختر پسرایی که تواین جور کارا می رن مقصر ثانویه هستند و با این حال عذرشون نا موجه. به هر حال از اونجاییکه ماه چو پنهان شود شب پره بازیگر میدان شود ایو وضعیتی که توشیم قایل پیش بینی بود.به نظر من بد تر هم می شه چون عامل باز دارنده درونی به علت درک نا صحیح رایج بسیار ضعیف شده.

  78. مرد تنها ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۵:۳۵ ب.ظ

    موفق باشید :)

  79. مهدی ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۵:۴۱ ب.ظ

    خوشحالم از این جهت که می بینم افرادی که بهت اعتراض کردن از لحاظ فکری بن مایه ضعیفی دارند
    طرف هنوز نمی دونه که اون آزادی اندیشه هست که محترمه نه آزادی عقیده

  80. مرد تنها ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۵:۵۰ ب.ظ

    راستی یه چیز یادم رفت بگم.شما هم بیکاریدا :) عجب حوصله ای دارید می شینید با این واون کل کل می کنید :) بزارید هر کس تو ایدئولوژی خودش باشه خوب .اگه خوب بود که با نفع خو دشه اگه نبود هم که دودش تو چشم خودش می ره.اگه منظور دعوت دیگران به نیکی و نهی از زشتیهاست خوب باید بگم من شخصا بعید می دونم اینجا بشه این کارو کرد چون عملا حرف زدن تاثیر منفی داره معمولا چون زود در مقابلش جبهه می گیرن.واسه همین من می گم برید یه لیوان چایی تازه دم بریزید و از طعم و عطرش لذت ببرید و کل کل رو رها کنید و با عمل دعوت به خوبی و نهی از زشتی کنیم :)

  81. مرد تنها ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۵:۵۶ ب.ظ

    من به شخصه یه چیزو کاملا فهمیدم.حتی اگه تو قوم لوط هم زندگی کنید یعنی همه مزخرف و منحط هم که باشند می شه پاک موند و نکته دیگه اینکه توهین به هیچ نوع تفکری صحیح نیست و از اونجاییکه تنها چیزی که عقول سالم در موردش تفاهم دارند اصول عقلانی و محبت هستش بحثی هم اگر زمانی بود باید با رعایت این دو اصل انجام بشه.

  82. اسماعیل ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۶:۱۷ ب.ظ

    من کاملا موافقم و این جور سایتا و کامنتهایی که در بالا خوندم نشان از روشنفکری مقلدانه ما از منحرفین خارج از ایرانه (که خیلی هم زیاد نیستند ) . متاسفانه ما فقط از پیشرفت و مدرن شدن روابط جنسی و دریدگی رو به ارث بردیم. خدا میدونه من هم زمانی در تفکرات منحرفانه دوستانی مثل این افراد بودم و باز خدا میدونه مذهب من رو به آرامش رسوند. ماهااز حقیت مطلق بی خبریم . هیچ کس نمیدونه که چی درسته چی غلط اما به نظر من اون چیزی در مورد من درسته که منو به آرامش برسونه و در مورد من این چیز نمازه و عمل به اعتقادات مذهبی! افرادی که توی وبلاگشون این گونه مینویسند شاید دنبال آرامشند. اما این مرحله زود گذره !
    محض شوخی این رو هم بگم که حالا یک سری حرفشو میزنند ، اما یک سری کافر بی دین عکساشونم میذارند باور کنید

  83. احمد ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۶:۲۱ ب.ظ

    زهرا خانوم عزیز!
    باید بگویم که به خاطر نوشتن این مطلب تحسینت می کنم، و باید بگویم که کسانی مثل نویسنده ی وبلاگ امشاسپندان را هم به خاطر نوشته هاشان تحسین می کنم. “صبر کن… عجله نداشته باش”
    این نوشته ی تو و مطالب اخیر فرناز یک خصوصیت مشترک دارند. شما بدون ترس از فحش های ممکن، عقاید خودتان را بیان کرده اید. در شرایطی که بسیاری از ما به طرز حادی گرفتار دورویی هستیم جسارت هر دوی شما قابل تحسین است.
    کاری با این ندارم که مطلب تو دقیقن در راستای ترویج دورویی نوشته شده! در این راستا که در زندگی ی خصوصیت هر چه هستی باش، این جا که می آیی ادب داشته باش. در راستای لطفن عفت عمومی را یک کاریش بکنید! در راستای خواهرم حجابت را! “و این تذکرات آدم را دورو می کنند” مهم این است که تویی که این گونه رفتاری را می پسندی بی ترس حرفت را می زنی و پای فحش خوردنش هم ایستاده ای. شاید بگویی مهم حفظ عفت عمومی است حتی به قیمت دورویی. من با این شاید احتمالی مخالفم و شاید درباره اش نوشتم.

  84. احمد ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۷:۲۲ ب.ظ

    زهرای عزیز من به شخصه قادر نیستم همان قدر که در حریم خصوص ام راحتم در اجتماع هم راحت باشم اما وبلاگ نویسی تا حدود زیادی با قدم زدن در خیابان توفیر دارد. اساسن تو این موضوع را قبول داری؟ یعنی قبول داری مثلن وقتی که خود تو درباره ی کارهای روزمره ات می نویسی من را در بخشی هایی از زندگی ی خصوصی ات شریک می کنی، یعنی درباره ی حریم خصوص ات با من حرف می زنی و البته قبول داری که این عمل تو متفاوت است با مثلن مقاله نویسی در یک روزنامه؟
    اگر قبول نداری که باید بگویم من چیزی نمی توانم بگویم. چون من حس می کنم کسانی که از زندگی ی روزمره شان می نویسند با این قصد می نویسند و تو این جور فکر نمی کنی و تمام!
    اما فرض کنیم که قبول کردی! در این صورت من عمیقن معتقدم اگر کسی سعی کند زندگی ی خصوصی اش را جور دیگری جلوه دهد . دورویی کرده یا با وارونه جلوه دادن آن چه که هست و یا با خودسانسوری.
    حال اگر کسی می خواهد به خود سانسوری تن بدهد مختار است. اما این که بگوییم فلان مسئله “جزیی از حریم خصوصی شماست و باید خصوصی هم بمونه!” ترویج همان چیزی است که گفتم چون که خود سانسوری جلوه ای از دورویی است. مجبورم دوباره جمله ی آخر کامنت اولم را تکرار کنم: شاید بگویی مهم حفظ عفت عمومی است حتی به قیمت دورویی.

  85. امیر ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۷:۳۵ ب.ظ

    یک سوال؟؟؟؟؟؟؟؟
    س .ک .س با یک پسر یا مرد داشتن چه ربطی به فمنیست بودن افراد دارد؟
    شاید لازم باشد تعریف فمنیست رو دوباره بررسی کنید! فمنیست بودن لزوما به معنی زن بودن نیست!!!!

  86. soozan ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۸:۳۳ ب.ظ

    Jenabe Zahra Khanoon,
    Why you are mixing up the issues. if some one is active in wemon movement and they also want to talk about their personal life in their own weblog, These are 2 different issues. why you are upset then. You are not allowed to expect what ever you believe they would write about in thier blog, as much as they don’t belief in you and don’t care what ever you say about your believes in your blog. As a religous person, I don’t want to couch any one in their belief. your act is more look like the governors in iran. you need to think about this more.

  87. تقویم صبورا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۹:۰۱ ب.ظ

    بحث هنوزم ادامه داره!!!

  88. دوست ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۹:۱۳ ب.ظ

    alo
    in emtehane nemidoonam chera nazar sabt nemisheh?!!

  89. دوست ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۹:۱۳ ب.ظ

    ahhan fekr konam toolanie tooye 2 ta comment minevisamesh

  90. دوست ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۹:۱۵ ب.ظ

    سلام زهرا جان
    درسته که وبلاگ یک حریم خصوصیه ولی دیگران هم می توانند آن را بخوانند کسی که وبلاگ می نویسه می خواد که دیگران هم نظرشو بدونن . در غیر این صورت می تونست بره تو دفتر خاطراتش بنویسه که فقط خودش بدونه و خودش اگر این طور نبود قسمت کامنت براش نمی ذاشتن . این خاصیت انترنته که سراسری باشه . در غیر این صورت نویسندش می تونست براش یه پسورد بذاره که کسی نخوندش و اگر کسی وبلاگی رو بخونه و افکارش منحرف بشه نویسنده وبلاگ مسئوله. من با نظر بعضی از دوستان که میگن چهاردیواری اختیاریه مخالفم . نوشتن در مورد این مسائل از کمبود وعقده ای بزرگ منشا میگیره…وقتی دخترهای بزرگ الان بچه بودند رسم بر این بود که هی در گوششون شوهرشوهر کنن وهی بگن اگه فلان کار و فلان کارو بکنی شوهر برات پیدا نمی شه . بزرگترین فتوحات یک دختر و دلیل آفرینشش شوهر کردن بود . هر چی شوهر بختر دک و پز دختره و فخر فروشیش هم بیشتر . اگر دختری شوهر نمی کرد هزار و یک جور عیب روش می ذاشتن ویا میگفتن دست و پا چلفتی و بی عرضه است و همه به اون به چشم بدبخت ترین موجود عالم هستی نگاه می کردند …تمام آرزو و آمال دختر این بود که خود را در لباس سفید عروسی در کنار شاهزاده ای از آسمانها ببیند … زمان گذشت ایران شد جزو کشورهای در حال توسعه… عصر تکنولوژی شروع شد پدرها و مادرهای پر تمتراق دیگر فقط شوهر کردن دحتر حود را دلیل فخر فروشی قومی و قبیله ای نمی دانستند … چرا دختر فلانی پزشک شه دختر من نشه یک گزینه دیگر اضافه شد درس بخوااان دکتر شو تا خواستگار بهتری برایت پیدا شود دخترک آهی کشید راه رسیدن به کوه آرزویی که برایش ساخته بودند چه سخت شده بود حالا دخترک قصه ما کتاب در دست و خیال شاهزاده آسمانی را در سر داشت . حواسش را به سختی متمرکز می کرد ولی خوب هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد دخترک پزشکی قبول شد حتماً خالا پسر فلانی که او هم چند سالی است پزشکی می خواند به خواستگاریش می آید … ولییییییییییی : صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت … دخترک دلش شکست شاید اگر زیباتر باشم شاهزاده عاشقم شود … دخترک دماغش را عمل کرد….رفت کلاس بدن سازی چربیهای اضافه را آب کرد … خالهای صورتش را برداشت…دندانهایش رااورتودنسی کرد … رفت دکتر پوست تا جوشهای صورتش خوب شود … رژیم گرفت … صورتش را بند انداخت….ابروهایش را برداشت..دزدکی از جلوی شاهزاده رد شد تا عکس العملش را ببیند…آخر او تنها شاهزاده خیال او بود…ناز کم کن که بسی چون تو شکفت….شاید اگر پوستم سفیدتر لبهاو لپهایم قرمزتر مژه هایم درازتر پرپشت تر و مشکی تر باشند شاهزاده مرا ببیند … دخترک دست به صورت برد و آرایش کرد کرم پودری به ریگ آرد به صورتش مالید…ماتیک و سرخاب زد… ریمل زد…خطی پشت چشمش کشید و چندین سایه رنگی زد….ناز کم کن که بسی چون تو شکفت…دخترک به اتاقش در خوابگاه رفت ساعتها زیر پتویش گریست…ریملهایش پخش شد روی صورتش و روبالشی…شاهزاده داشت با پرنسس X حرف می زد حتما او رابیشتر دوست دارد حتما او را می خواهد…نکند با او ازدواج کند و سوز دل را برای من بگذارد نه امکان نداره شاهزاده عاشق منه چند روز پیش سرمو که بلند کردم دیدم داره منو نگاه می کنه…. پرنسس X خودشو به اون چسبونده…ازش متنفرم…دخترک رژیمشو سخت تر می کنه… آرایششو تند تر می کنه مانتوش نهایتاً در حد شرم آوری تنگ و کوتاه می شه… می دونه که شاهزاده با همه هست و خیلی شاهزاده های دیگر هم با خیلی های دیگر هم می داند که پرنسس X و افراد مشابه او هم با خیلی ها هستند دخترک هم سعی می کند چندین نفر را برای شوهر کردن کاندید داشته باشد از بس که دلش را شکسته اند دیگر دلی برای او باقی نمانده …. فقط می خواهد یکی را پیدا کند…یاذ آنچه از کودکی در گوشش خوانده بودند می افتد ایشاللا عوسیت …. ایشالاااا شوهر کنی …. خوشبختی یک دختر شوهر و لباس عروسیه … موها را رنگ و مش می کند و پریشان و افشان گونه می کارد لب را برجسته می کند سفید شدن که فایده نداشت می رود استخر خودش را زیر آفتاب جزغاااااله می کند قر می دهد و راه می رود … عششششششششوه می آید شل حرق میزند چشمها را مانند کسی که با ماهیتابه توی سرش کوبیده اند دهانش را مانند ابله ها باز تگه می دارد تا برجشته تر به نظر بیاید با مد روز پیش می رود…تمام پ.لهایش خرج شده در خوردن غذا صرفه جویی می کند تا بیشتر پول برایش بماند و بیشتر تیپ بزند روابطش را توسعه می دهد دیگر شاهزاده جایی ذر ذهن او ندارد دخترک از این بابت به خود می بالد می رود به کوههرچه پسر بیشتر بهتر… برایشان می رقصد …آواز می خواند … گیتار می زند … کلفتی می کند…تمام حرفهایش اینست که تمام فامیلش به خواستگاریش آمده اند تمام پسرهای همکلاسی به او نظر دارند و بیش از نیمی از آنها به خواستگاریش آمده اند هر کدام از دئستان شوهر کرده شوهرش قبلا از او خواستگاری کرده و آن شوهر را خواهرانه به راه راست هدایت کرده … خلاصه حسابی برای خود بازارگرمی می کنند…وقتی بهشان ایرلد میگیری تو را بد خواااه امل و حسود اعلام میکند خودشان ادعای روشن فکری می کنندومیگویند این نیمه جمعیت دنیا که به خواستگاریشان آمده ونیمی از جمعیت در حال مرگ دنیا که علت مرگشان حودکشی به خاطر او بوده آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآنی نبوده که او می خواسته و هر حرکتی از جانب هر دخنر دیگری را فعالیت جهت پیدا کردن شوهر اعلام میکنند کرکسها و لاشخورها در او طمع می کنند به اصطلاح الان حسابی پخته است خرگوش با پای خودش آمده در دام پرنسس X در مورد خود اراجیف می نویسد و لاشخوهای گرسنه را که دخترک قضه ما شاهزاده می پندارد به دور خود جمع می کند دخترک باز هم برای اینکه از قافله عقب نماند و در این وسط بالاخره جیزی عایدش شود بدتر از آن را می نویسد و بدتر از آن را انجام می دهد..

  91. دوست ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۹:۲۷ ب.ظ

    alo
    bazam emtehaneh
    nemidunam chera sabt nemishe
    !!!!!!!!!!!!!!!!

  92. دوست ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۹:۲۸ ب.ظ

    عزیزان به دخترانتان یاد بدهید که آنها اول یک انسان هستند بعداً یک دختر شوهر را آمال و آرزوی او نکنید بگذارید راه زندگی کردن را پیدا کند مهم نیست اگر تمام مردان دنیا آنان را تایید نکنند…انها می توانند در حالی که چهره و ادا اطوارشان شبیه ملکه زیبایی نیست قلبی سرشار از عشق و محبت داشته باشند روزی که آنها با کمال متانت و وقار و غرور و اعتماد به نفس در خالی که تبسم زیبایشان را بر لب دارند و قلبشان مالامال از نور و عشق است از پله های انسانیت و موفقیت بالا می روند شاهزاده ای که لیاقتشان را دارد آنها را می بیند و پیشانیش را پیش پای او بر خاک می گذارد او با مهربانی دست شاهزاده را می گیرد و او را با خود به سمت نور می برد که خداوند بر زنان رئوف تر از مردان است درد دختران و پسران امروز اینست که عشق را نمی شناسند

  93. دوست ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۹:۳۰ ب.ظ

    alooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooo

  94. دوست ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۹:۳۳ ب.ظ

    na kheir sabt nemisheh!!!!!!!!

  95. دوست ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۹:۳۹ ب.ظ

    eyyyyyyyyyyyyy khodaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa chera sabt nemisheeeeeeeeeeeeeeeeeee

  96. پژوهنده ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۰:۴۳ ب.ظ

    در جامعه ای که معیشت دغدغه بشه اعتقادی باقی نمیمونه “نزدیک است که فقر، کفر شود”
    سختی ازدواج (دائم/موقت) و هزار مشکل دست و پاگیر سر راهش هم عامل دیگه ای که عقده جنسی ایجاد میکنه و هنجارها رو میشکنه.

  97. سارا ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۱:۲۵ ب.ظ

    با این سن و سال اگه تا حالا روابط جنسی نداشتی مریضی! بروخودتو دکتر نشون بده.

  98. نوید ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۱:۳۱ ب.ظ

    بله من هم به عنوان یک مسلمون متاثر می شوم از بی خبری اینها. ولی خیلی ها مثل وبلاگ بلوطک از روابط با همسرشون می نویسند. اما من فکر می کنم اگر قضیه عقد موقت جاافتاده بود خیلی از این روابط می توانستند مشروع بشوند. نمی تونستند؟ و من فکر می کنم نوشت های این بی خبران و اعمالشون به خودشون ربط داره. فردای قیامت که نمی آیند بیایند یقیه مارو بچسبند. با یک پست شما هم که کسی امر به معروف نمی شه. خداوند همه رو به راه راست هدایت کند.

  99. کیوان ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۱:۳۷ ب.ظ

    با توجه به پیشرفت علم، من مطمئن هستم که دیر یا زود درمان فمینیسم هم پیدا می شه و انسانیت از شر این بیماری مهلک رها می شه.

  100. محمد ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۱:۵۱ ب.ظ

    به نظر من تو حق داری این عقیده رو داشته باشی ولی حق سرزنش عقیده کسایی رو که گفتی رو نداری. زهرا جان تو یکی از دخترهای خوب وبلاگستان بودی و هستی، بعدشو نمیدونم. خود اسلام و خدا پیغمبرش زیر سواله چه بماند به این سوسول بازیها که شاید از جنبه اخلاقی قابل بحث باشن.

    (این کامنت هم برای پرگلک که کامنت پست مربوطه رو بسته بود اینجا میزارمش اگه صلاح بود:
    من فید پرگلک رو تو گوگل ریدر دارم و وبلاگش رو میخونم ولی وبلاگ زهرا رو خیلی وقته نمی خونم اما پرگلک بدونه که وقتی زهرا ستون وبلاگستان بود ، ایشون سوراخ وبلاگستان هم نبود.
    این در ازای حرف بیربطتش!)

  101. فرانسوا ولتر ۱۳۸۷-۰۱-۲۵، ۱۱:۵۹ ب.ظ

    «من دشمن تو و عقاید تو هستم اما آماده‌ام در راه آزادی عقیده‌ات جان خود را فدا کنم.»
    «هرگونه نوشته‌ای خوب است جز آنچه ملال‌آور باشد.»

    آن‌که انتظار دارد هر چهار فصل سال بهار باشد، نه خود را می‌شناسد، نه طبیعت را و نه زندگی را .

  102. هدایت ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱۲:۰۳ ق.ظ

    شادزی روزافزون … پیروزباشی و بهروز!

  103. EloQueNt ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱۲:۰۷ ق.ظ

    هر کس راه خودش رو انتخاب میکنه و اتفاقا چیز جالبیه که شما بتونی حرف خودت رو بزنی بنویسی یا …
    بعد این موضوع چون شاید تو شرع ما نیست برامون عجیب باشه من کاری به خوب یا بد بودنش ندارم چون مساله برامون جا نیفتاده برامون شاید حال بهم زن هم باشه ! در کل عیسی به دین خود موسی به دین خود !
    موفق باشی !

  104. Marjan ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱۲:۲۸ ق.ظ

    YoU ARE mentally ill zari khanoom
    !

  105. SomeOne ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱۲:۲۸ ق.ظ

    بی معرفت،
    نامرد،
    :دی

    پس چرا لینک هاشون رو نذاشتی؟؟؟
    ای کاش به نوشته هایی که خوندی، لینک می دادی…
    فقط جهت ذکر مرجع…
    ای کاش…

    لطفاً لینک ها رو بزار!!!

    Just Joking…

    :دی

  106. هادی77 ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱۲:۳۲ ق.ظ

    من هم اساسا موافقممممممممممممممممممممممممممم

  107. هدیه ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱۲:۴۰ ق.ظ

    نه عزیزم، ما وبلاگ‌نویس‌هایی که از مسائل جنسی و خصوصی‌مون می‌نویسیم، یک ذره دین و ایمون نداریم، ولی لااقل انگشت اتهام به طرف کسی نشونه نمی‌ریم. وبلاگ خودتو بخون، پر از توهین به کسانیه که طرز فکر و طرز رفتار و طرز پوششون با تو متفاوته؛ و دقیقاً بعد از هر عبارت «قصد توهین ندارم». قرآن ِ خودتون گفته بقیه رو مسخره نکنید؛ نگفته؟
    به علاوه، خیلی ساده، از چیزی خوشت نمیاد، نخون. مجبور نیستی. می‌تونی مطالب رو طبق سلیقه‌ات انتخاب کنی. یه عمر نوشتی و همه به‌به و چه‌چه کردن، دلیل نمی‌شه که تو فکر کنی نظر خودت درسته و نظر بقیه، اشتباه.

  108. لیلی ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱۲:۴۴ ق.ظ

    زهرا جون به دادم برس!
    ببین وبلاگ من که اومدی؟ من چطوز میتونم رنگ اون بالا (نوار پهن زیر اسم: دوباره نگاه- اون مستطیل قرمزه نه خود اسم) رو عوض کنم؟ رفتم اسم رنگ قبلی رو تو فایل سورس پیدا کردم اما اسم جدید رو که جاش میذارم هیچ اتفاقی نمیفته. گمونم کد رنگ رو باید بذارم نه اسمش. آره؟ چطور کد رنگ رو دربیارم؟
    مرسی عزیزم

  109. حمید ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۴:۵۸ ق.ظ

    وای! تو این همه ساله وبلاگ می‌نویسی و هنوز تا مغز استخونت این همه امل موندی؟ یعنی توی این همه سال که از دهاتت اومدی تو شهر و درس خوندی و وبلاگ نوشتی و کار کردی و زندگی کردی قدر یه سر سوزن دید و درک و فهم و شعورت باز نشده و هنوز نمی‌تونی دنیا رو بدون این همه حجاب و پیله‌ای که دورت بستی ببینی؟ هنوز فکر می‌کنی طول و عرض دنیا فوق فوقش از این سر تا اون سرت پیلته؟
    تو شریف بودی نه؟ این واقعاً نشون می‌ده که درک و فهم عقل و شعور مطلقاً ارتباطی با تحصیلات نداره. تو نمونه بارز یه آدم تحصیلکرده‌ای که به شدت بی‌شعور و نفهم و امله. یعنی به خدا اگه بخوام توهین بهت بکنم. این عین عین واقعیته که تو تمام عمرم آدمی به املی و خنگی تو ندیدم.
    خدا تو حق بعضیا واقعن ظلم کرده. طفلکی. وقتی تا این سن هنوز نتونستی از جهل مرکب دربیای دیگه واقعاً بهت امیدی نیست. خوش باش جونم.

  110. Darya ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۵:۵۹ ق.ظ

    جناب اقایون و خانومهای که اینجا دعوا راه انداختید و یاد گرفتید مرتب این جمله رو تکرار کنید که وبلاگ یعنی حریم خصوصی و ازادی بیان و… عزیزان هیچ وقت پرده خونتون رو بالا میزنید تا بعدش صکص کنید؟ چرا کسانیکه اینارو مینویسند از یه طرف به ازادی بیان اعتقاد دارند و از یه طرف یا کامنتدونیشون رو میبندند یا تایدی یا با فحش جواب میدند به نظردهندگان؟ چرا از وبلاگ استفاده میکند که بگند مثلا هی دوست پسر سابقم حالا که اومدم هلند موفق شدم که اوهههههههه از یه مرد هلندی لب بگیرم! برید ببینید وبلاگ نویسای معروف کشورهای متمدن دنبال چی میگردند؟ حالا مرتب برای مطرح شدن فمینیست باشیم و نماد زن فمینیست ایران و این همه ندید بدید بازی که حرفی برای زدن داشته باشیم؟!برید بیشتر مطالعه کنید عزیزان تا بتونید نماد فمینیست باشید!نه اینکه یا بخواید بگید فمینیسم یعنی کم نیاوردن از مردان در شرح ماجراهای صکص!و بعد از مطالعتون فقط تعریف کنید در ضمن خانم پرگلک کسی با شما بود؟!خانم امشاسبندان و فمینیستهی تابو شکن عزیز ما نخواهیم شما از حقوق ما دفاع کنید که را بینیم؟!!

  111. Som ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۶:۵۳ ق.ظ

    Rabeteye azadane ke 2 taraf toosh razi hastan 100 bar sharaf dare be forookhtane dokhtar haye 9 saleh be mard haye 60 saleh be esme eslam tavasote pedaraneshoon. be tajavoz haye mardane mote’ahel be zananeshoon ke chon zaneshoon hastan nabayad hagh dashte bashan ke emshab nemikhan. be hamin tedad agar na bishtar rabete haye azadaneye mardane mote’ahel ba 1000 ta zane sigheyee ke faghat farghesh eene ke yek jomleye arabi khoondan. dar zemn chon mazhabi boodan barat moheme, manam hame joore mazhabi hesab misham va daram een ha ro minevisam.

  112. بهاره ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۷:۲۷ ق.ظ

    زهرا جان در جواب سوالت که آیا کسی باهات موفقه باید بگم که من باهات اصلا موافق نیستم. در عوضش کاملا با عطیه موافقم.
    محکوم نکردن دیدگاه و بینش دیگران و قبول کردن اینکه انسانها متفاوتاُ خیلی مهمه. خوب مطلق و اخلاقیات مطلق معنی نداره.

    در ضمن با انار هم شدیدا موافقاُ. متنی که در این مورد نوشته رو بخوان.

  113. مهناز ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۷:۲۹ ق.ظ

    نوع زندگی هر کس به خودش مربوطه. بهتره مثل همه‌ی آدمهای کشور‌های دیگه دست از فضولی توی زندگی دیگران برداریم. اینکه شما خوشت نمی یاد به خودت مربوطه، و اگه هم دیگری خوشش می‌یاد بازهم به خودش مربوطه.جامعه‌ی احمق پرور ایران افرادی مثل تو را پرورش میده دیگه! آدم هایی که خودشون مطلق میدونند و آخر اعتماد به نفس هستند!! دست از این حماقت ها بردارید لطفاً. کم احمق تو جامعه می‌بینیم که باید اینجا هم تحملتون کنیم.

  114. دوست ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۷:۵۸ ق.ظ

    alo

  115. nilo0far ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۸:۰۷ ق.ظ

    e man chera inja nemitunam farsi beneVsam… khob zahra jun nesfy az harfato ghabul daram nesfisho na… inke bazi adama kheili chiza yadeshun rafte 2rost… inke bazia az adama vase inke began kheili roshanfekran hamechio mizaran zire pashun 2rost… vali ina rabty be bidini nadare… adamy ke vojudesh vase khodesh arzesh dashte bashe hich vaght hazer nemishe ba kheilia rabete dashte bashe… khodaish ma adama hamamun iman nadarim… age ghiamaty bashe khoda hamamuno bayad befreste jahanam, vali fekr nemikonam khoda ke eshghe motlaghe hazer beshe bandehasho befreste jahanam!!!begzarim…beghole filme marmoolak : be adad adamaye 2nya rah hast baraye residane be khoda… ina ham hatman yeruzy yejayi mifahman ke eshtebah mikonan azizam inchizaro 2ye weblog nanevisi behtare…chon ma adama aslan enteghad pazir nistim to yek nazary dary yeki dge ye nazary… begzar az in harfa azizam…

  116. leili ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۸:۴۴ ق.ظ

    عزیزم تو بهتر به جای این اراجیف یه کم مطالعه داشته باشی تا بتونی فهم و درکت رو از فمنیست واقعی بالا ببری بعد بتونی درباراش بنویسی.
    اخ که ما چقدر بدبخت شدیم که فقط مونده تو به ما درس اخلاق و دینداری بدی.

  117. t ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۹:۰۳ ق.ظ

    dar jame eyi k dolatesh har ruz tartib e melate mohtarame ro mide, dige inke afrad tartibe hamo bdan tabiyiye

  118. سال‌های ابری ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱۰:۲۳ ق.ظ

    منم موافقم، البته اگه به دردت بخوره. فعلا که تیریپ بی‌اخلاق بودن مده! شرح روابط عمده و متعدد هم روش

  119. مهدی صدری ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱۰:۵۹ ق.ظ

    من دیگه خیلی خیلی موافقم !

  120. rokhy ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱۱:۵۱ ق.ظ

    خیلی ها هدفشون به هم انداختن مردم به همدیگه بوده تا در این گیرو دار به منافع خودشون برسن.جون هر کی دوست دارین لااقل توی محیط مجازی به هم نپریم و همدیگرو هر جور که هستیم دوست داشته باشیم.بدون قضاوت.

  121. پژ ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱۲:۰۱ ب.ظ

    کاش کمی تحملمان بیشتر شود! کسی ما را مجبور به خواندن مطالبی که دوست نداریم نمیکند! غیر از این است دوست عزیز؟

  122. دوست ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱۲:۳۱ ب.ظ

    خوب…کسانی که ادعای روشن فکری می کنید… میگویید وبلاگ ۴ دیواری اختیاری است حالا که انقدر روشن فکرید پس تحمل دارید زنان خود را محارم ونوامیستان را در آغوش دوستان صمیمیتان ببینید … در حالی که فرزند آنها را در شکم دارند و باکمال افتخاااااار در وبلاگ خود از فتوحات و رشادتهای خود می نویسند چه می دانم شاید به آنها افتخار میکنید حتما تشویقشان هم میکنید شاید برایشان تبلیغ هم میکنیداگر تا این حددددد روشنفکرید و تحملش را دارید خوب این گووووی و این هم میدان …. و خانمهایی هم که طرفداری می کنند بعد از این که همسرانشان اینگونه اراجیف را خواندند و مشتری ثابت وبلاگ و نویسنده اش شدند …. ناراحت نشوند و کاسه چکنم به دست نگیرند … خوب حتما توجیهشان این است که بد کاره ها هم دل دارند…شما هم اگر می توانید این گوی و این هم میدان…
    خوشا به حال آنان که نجابت و حیای خود را حفظ کردند تا خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز کند

  123. مهتاب مفخم ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱۲:۴۵ ب.ظ

    مشکل از اینجا شروع شد که تو اصلاً موضعت رو مشخص نکردی که با ۱-نوشتن این مطالب تو وبلاگ مخالفی یا ۲- با اصل قضیه مشکل داری.اگه اولیه که ای بابا ! بعد این همه لقلقه دموکراسی، یه وبلاگ نویس بیاد این حرف رو بزنه خیلی زشته دختر جان.اگه دومیه که جانم! روندیست که هست و چه بخواهی و چه نخواهی واقعیت پنهان جامعه است و اصل مخالفت تو از پنهان بودن آن ناشی می شود.فقط آنچه بوده رو شده همین .

  124. محمد رضا ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱:۱۸ ب.ظ

    به نام خدا

    اقا حمید شما دنیا رو چقدر میبینی شما که از پیلت در اومدی شدی
    پروانه شما که ادعای روشنفکری میکنی به نظر شما دنیا همین چند سالی که عمر میکنیم اینکه یه نفر هنوز حجاب خودشو حفظ کرد و به اعتقادش پای بنده این نشونی امل بازی شمایی که فقط با فحش می خوای نظرت به دیگران تحمیل کنی ،اگه شما درک و فهم و شعور داری و شریفیا ندارن پس چرا از سرتاسر جهان برا شریفیا دغوت نامه می یاد؟
    عطیه خانوم شما که حتی لای قران و باز نکردی ننویس که پیامبر….

    اصحاب شوم:
    انسان هایی که قران از انها تعبیر به اصحاب شمال و اصحاب شوم نموده است.انسانهایی که در جستجوی حق نیستند و به خواسته های خود پیش از هر چیز ارج مینهند به همین دلیل از هدایت قران بهره ور نمی گردند،زیرا زمینه مستعد در انها وجود ندارد.
    این گروه در ابتدا حس تشخیص داشتند؛یعنی بر قلب انها مهر نخورده و بر چشم و گوش انها پرده ای افکنده نشده بود ولی در اثر اعمال نا پسند و بندگی هوی و هوس حس تشخیص از انها گرفته شده است “ایا ندیدی کسی را که هواهای نفسانی را خدای خویش قرار داده و خدا نیز او را گمراه کرد و بر گوش و دل وی مهرزد و بر چشم او پرده افکند.” سوره جاثیه ایه ۲۳
    زهرا خانوم شما هم با هر کس بقدر عقلش سخن بگو؛
    “در این امور یاداوری هست برای کسی که عقل داشته باشد.” سوره ق ایه ۳۷
    هر کسی را جام او بر جان او همسان کنید
    هر کسی را نقل او با عقل او هم بر نهید

  125. rouzbeh ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱:۳۶ ب.ظ

    اون روزی که یا اون چادر سیاه رفتی بالای سن تا جایزه وبلاگ نویس برتر ور بگیری یکی از بچه ها بهم گفت باید ر ی د تو این وبلاگستان و من باهاش مخالفت کردم و گفتم آزادی باید برای همه باشه ولی می بینم خودت هم تمحول وجود تو یه جای آزاد رو نداری در ضمن وبلاگ باید جایی باشه به گستره ذهن همون قدر بی پروا و رها کسی که تحمل نداره و خو به زندگی تو سانسور گرفته جتما اذیت میشه دختر خوب

  126. عطیه ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱:۳۷ ب.ظ

    زهرا جان ببخشید که باز هم کامنت میگذارم
    من شخصا به عنوان یک انسان تا زمانیکه همبستری چند مرد با یک زن یا یک مرد با چند که براساس “خواست خودشان” بوده، حقی اجتماعی را از من ضایع نکند و مانع آزادی من نشود و به حریم شخصی من آسیب نزند، نه ناراحت میشوم و نه احساس نگرانی میکنم و نه فکر میکنم که جامعه در حال زوال است و … زهرا جان این خانم هایی هم که بهشون اعتراض میکنی از روابطشون با همسر قانونی اشون و یا با پارتنر و دوست پسرشون نوشتند و اگر دقت کنی میبینی که در یک زمان واحد فقط با یک نفر هستند (بر خلاف اسلام که مردها می توانند در ان واحد با چند زن باشند) شاید فرقشون این باشه با دیدگاه شما که صیغه عقد را جاری نکردند (شاید هم کردند ما که نمیدانیم که). عزیزجان! هیچ کجا هم پلاکارد دستشون نگرفتند و بروند تو کوچه داد بزنند و بگویند که: آی خانم ها بروید با چند مرد همزمان همبستر بشوید و آی اقایون بروید با چند زن همزمان همبستر شوید (گرچه اینو در اسلام داریم) ! و یا نیروی انتظامی و مامور تو خیابون اجیر نکردند که هر کس مثل آنها فکر نکرد دستگیر کنند و ببرند اداره امر به معروف و نهی از منکر (همون منکرات خودمون) و توجیه اش کنند که مثل ما فکر کن و رفتار کن. اندازه مانتو و روسری و میزان امیزش خانمها و مردها رو هم اندازه گیری نکردند که اگر برخلاف نظرشون بود مجازاتشون کنند. اگر دقت کنی حتی خواسته هاشون مبارزه با قانون چند همسری و حضانت و دیه و… است یعنی اگر منصف باشیم حتی با خود اسلام هم مبارزه ندارند (چون دیکه از توانشون خارجه شاید) بلکه با قوانینش در حال مبارزه هستند بلکه شرایط برای من و شما بهتر شود. با صنعت پورن مخالف هستند نه به این دلیل که صیغه عقد جاری نشده بلکه چون حرمت انسانیت یک انسان دیگر که طرف دوم رابطه هست و زن هست از بین میرود

    زهرا جان کاش یاد بگیریم که تحمل شنیدن حرف مخالف را داشته باشیم و. لزوما انسانی که مخالف ما فکر میکنه قرار نیست نسخه پیچی برای زندگی ما بکنند. دشمن ما نیست و قرار نیست با تانک هم از روی ما رد شود چون مثل او فکر نمیکنیم. اگر کمی فکر کنی میبینی که ما چون در ایران بزرگ شدیم و دین رسمی امون اسلام هست فکر میکنیم هر کسی حرفی زد قرار است که مثل پیامبر نسخه زندگی همه را بپیچه

    آقا/خانم دوست
    می فرمایید ۴ دیواری و اختیاری! پس حتما تحمل چیزهایی را که گفتید دارند، برای نوامیس و محارم شما هم که نسخه پیچی نکردند، اگر نگران این هستید که ممکن است نوامیس و محارم شما اینها را بخوانند و به این مسایل گرایش پیا کنند، کمی فکر کنید چرا حرف شما در آنها اثر نمیکند اما حرف این خانم ها اثر میکند؟ به جای متهم کردن دیگران و لقب بدکاره دادن بهشون و اینکه جای بقیه قضاوت کنید که ممکن است در جواب حرف شما چی بگویند؟ کمی با خودتان خلوت کنید که چرا نوامیس و محارم دیگران را بدکاره مینامید در حالی که ممکن است خودتان از اینکه کسی نوامیس و محارمتان را بدکاره بنامد خوشتان نیاید؟ کمی فکر کنید چرا حرف شما نفوذ ندارد ولی حرف مخالف شما نفوذ دارد؟ اگر هم که نوامیس و محارم شما با خواندن این مطالب گمراه نمیشوند (البته از دید شما نه من) دیگر شما چرا به محارم و نوامیس دیگران کار دارید؟

  127. عطیه ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱:۴۲ ب.ظ

    راستی خانم یا آقای دوست
    شما تحمل دارید شوهر نوامیس و محارم شما چند زن داشته باشد و با دوست صمیمی خانمشان همبستر شود (البته بعد از برقراری صیغه عقد) و آن زنها افتخار کنند به داشتن فرزند “شوهر نوامیس و محارم شما” در شکم؟

  128. عطیه ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱:۴۸ ب.ظ

    راستی زهرا جان
    من هم با کامنت هایی که به شما به خاطر عقیده اتون توهین میکنند و از الفاظ نا مناسب استفاده میکنند چون از اسلام حرف زدید و یا مثلا به خاطر اینکه میخواهی س کس را در قالب ازدواج تجربه کنی و میگویند که برایت متاسف هستند و … هم ناراحت میشوم و احساس خوبی ندارم. هیچ فرقی بین دیدگاه تو که فکر میکنی باید همه مسلمان باشند با کسانی که اینطور حرف میزنند نیست، آنها فکر میکنند که دختر نباید قبل از ازدواج باکره باشه و می آیند برای تو احساس تاسف میکنند و تو هم فکر میکنی که چون بقیه مسلمان نیستند باید افسوس خورد. اما وبلاگ داریه و هزار جور مشکل دیگه
    امیدوارم ما ایرانی ها یاد بگیریم بدون توهین نظر مخالفمون را به کسی بگوییم

  129. عطیه ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱:۵۲ ب.ظ

    آقای محمد رضا! شما مطمئنی من قران نخواندم. من یاد گرفتم با کسی که به این صورت و سریع قضاوت میکنه هرگز بحث نکنم. فقط خواهشا پیش خودتان تصمیم نگیرید که من قرآن را خواندم یا نه؟ ممنون میشوم اگر شما که مسلمان واقعی هستید با خواندن چند خط در مورد اینکه من قرآن خواندم یا نه،‌ قضاوت نکنید!

  130. افرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۲:۰۱ ب.ظ

    عزیزم ؛

    وبلاگستان یه جامعه مینیاتوریه . یه جامعه مجازی . یه مدل کوچک از جامعه حقیقی ما . این چیزها تنها در وبلاگستان جود نداره ، بلکه در جهان خارج هم هست . بنابراین جبهه گرفتن و تلاش برای نهی و نفی اش بیهوده است . آدم ها قالبی نیستن . همه جور طرز تفکری در میانشون پیدا می شه . پس باید این تکثر گرایی مجازی رو پذیرفت . من با بی اخلاقی موافق نیستم ، ولی مگه وجود نداره در عالم حقیقی ؟
    آدم ها ایده های متفاوت دارن . در ابراز باور هاشون هم آزادن . همون طور که خود شما در نوشتن این نوشتارتون آزاد بودید .
    در ضمن فکر می کنم ، مبنای استدلالی شما پایه و اساس چندان محکمی نداشته باشه .
    یعنی شما از مباحث و دلایلی برای توضیح تمایلات افراد استفاده کرده این که ارتباط مستحکمی با استدلالتون نداره . به عبارت دیگه مبنای استدلال با خود استدلال سنخیت نداره .
    شما اگر از این به گفته خودتون از این بی اخلاقی ها رنج می برین ، باید کوشش کنید که دلایل واقعی شون رو دریابید به جای این گونه نوشتن . نهی و نفی دیگران ، اون هم بدون استناد به استدلال های محکم و متقن تنها موجب ایجاد شبهه غرض ورزی می شه . اشتباه نکنید ، منظور من این نست که شما غرض ورزید ، بلکه منظورم اینه که بپرداختن به موضوع هایی چنین ، مستلزم پژوهش و اندیشه فراوان هست و نه صرفا موعظه و یاد آوری منعیات مذهبی و …
    امیدوارم که این دیدگاه رو غرض ورزانه تلقی نکنید .

    پیروز باشید .

  131. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۲:۰۴ ب.ظ

    به روزبه: شما که نخونده و ندونسته کامنت میذاری ساکت شی بهتر نیست؟؟؟؟!!!!!!

    اولا من اصلا چادری نیستم!!!
    ثانیا اون روز هم حتی چادر سرم نبوده!!!!!!!!!!!

    خوبه اون روز اقلا دو هزار نفر منو دیدن! نمونه اش خورشید خانوم و زن نوشت و اینها که توی اون جلسه هم بودن!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تازه عکساشم هست و میتونین توی اینترنت ببینین!!!!

    ببخشید شما با کی اشتباه گرفتید؟!!!

    بعدشم حالا فرض کنیم من چادریم! شما که دیدگاهت اینقدر سفت و سخته که داری صرفا به خاطر پوشش کسی رو میکوبی ترجیحا ساکت شی و حرف نزنی خیلی سنگین تره داداش

    حالا مجبورید دروغ بگید؟! یا دروغکی کامنت بگذارین؟!!  که اینقدر خودتون رو ضایع کنین! خوبه دوستانم و همکارانم اینجا رو میخونن و از پوشش منم باخبرن!!!! اون روزم میتونین از شاهدان عینی و عکسهای اون روز ببینین! مجبوری دروغ بگی؟!!!!!!!!!!!! صرفا یه حدسی زدی و شروع کردی به چرت و پرت گفتن؟!!!!!!!!!!!!!

  132. Hoder Linkdooni ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۲:۰۸ ب.ظ

    با زهرا مخالفم، ولی حرفش را می‌فهمم و به موافقان و مخالفانش پیشنهاد می‌کنم سعی کنند حرف طرف مقابلشان را بفهمند…

    http://www.zahra-hb.com/2008/04/12/irreligious-weblogers/...

  133. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۲:۲۷ ب.ظ

    نعنت بر شیطون!!! حالا هی میخوام خونسرد باشم نمیشه ها!!!

    یارو ندیده و نشنیده از روی حرفای من یه حدسی زده و میخواد یه واقعیتی رو تغییر بده!
    کم کم دارم به این نتیجه میرسم که چه اشتباهی کردم کلا این مطلبو نوشتم :(

  134. فانی ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۲:۴۰ ب.ظ

    یاعلی
    چقدر کامنت
    خوب من هم موافقم
    البته باید صفت بیشعور هم به این ملت اضافه بشه
    ….
    ….
    ….

  135. بهنام ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۳:۱۴ ب.ظ

    سلام زهرا.

    دو نکته رو میخواستم بگم با اجازه.

    موافقت یا مخالفت شخص با نظرتون بر میگرده به عقاید مذهبی یا باورهای فرهنگی هر شخص. من فکر نکنم خوب یا بد نبودن چنین روابطی رو بشه اثبات یا ابطال کرد. هر فرد فقط میتونه بگه اونا رو قبول داره یا نه (چون مثلا احکام فقهی رو قبول نمیکنه یا نمیکنه) ولی نمیتونه صحت نظرش رو به سادگی اثبات کنه برای کسی که با نظرش درباره احکام فقهی موافق نیست.

    نکته دوم اینکه اگر در جامعه چنین بحران عقیدتی و تزلزل فرهنگی بوجود آمده علتش بالا رفتن سن ازدواچ و در عین حال وجود شیوه های جلوگیری از بارداری هست. سن ازدواج که بالا رفت دیگر سخت است که انتظار داشت که همه تا قبل از ازدواج رابطه ای نداشته باشند. شاید بعضی ها بتونن ولی خیلی ها هم نمیتونن و این یک بحران عقیدتی رو میتونه ایجاد کنه. یعنی زنا در زمانی گناه کبیره اعلام شده که معمولا خیلی زود بعد از بلوغ نو جوانان ازدواج میکردند. شاید راه حلش ترویج متعه (ازدواچ موقت) باشه.

  136. ugdaa ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۳:۱۹ ب.ظ

    قبول کن که وقتی ما هم اینجا رو میخونیم تعجب میکنیم که وای خدایا! یکی به نظرش سک/س گناه کبیره است و آدم برای لذت بردن باید شرمسار باشه. و اتفاقا همه ماها(یعنی آنهایی که سک/س آزاد دارند، نه آنها که برای بقیه تعریف میکنن) ۶۶ به بالا نیستیم. اگر کمی دایره وسیعتری از آدمها را نگاه کنی از ۵۸ به بالا هم خیلی زیاد اینطوری میبینی.

    ما حرف شما رو نمی فهمیم و شما حرف ما رو. بهترین کار اینه که کاری به کار هم نداشته باشیم. از کنار هم آروم رد بشیم.

    در ثانی همون قدر که به نظر تو روابط جن/سی به حوزه خصوصی مربوطه، از نظر خیلی ها هم اظهار نظر کردن در مورد خدا و آخرت به حوزه خصوصی مربوطه. همون آرام از کنار هم رد شدن بهتره.

  137. مهم نیست ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۳:۳۹ ب.ظ

    از تمامی عزیزان (موافق و مخالف ) خواهش میکنم یه سری به معنای آیه ۲۶ سوره نور بزنند ضرر نداره
    همین

  138. مهنام ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۳:۴۰ ب.ظ

    تو و امثال تو تا نوک دماغ خودتون رو بیشتر نمی بینید . همه باید به اسلام اجباری جناب عالی ایمان بیارن ؟!

  139. gdk وهم سبز ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۵:۰۲ ب.ظ

    پستت به کلی خالی از استدلال منطقی بود. فقط یک مشت اظهار نظر‌های شخصی و سطحی. بله سک/س برای آدم‌ها به طور جدا جدا یک امر خصوصی است. ولی اگر با دید باز بهش نگاه کنی می‌فهمی که در عین حال خیلی هم اجتماعی است. از مسئله‌ی تولید مثل بشر بگیر تا عقده‌های روانی که از سرخوردگی جن/سی ناشی می‌شوند و به جرائم اجتماعی کشیده می‌شوند، تا بحران‌های اجتماعی مثل تجاوز جن/سی، تا مسئله‌ی فحشا، تا ایدز، بیماری‌های مقاربتی، میبینی؟ همه مسائل اجتماعی هستند. پس حتما باید در مورد سک/س صحبت شود. اما شرع و عرف و این حرف‌ها… چی بگم؟ آخه چرا باید کسی به عرفی که غیر انسانی است پابند باشد؟ یا کسی که اصلا به مذهب اعتقاد ندارد چرا باید مذهبی برخورد کند؟ تازه این مذهب که خودش صیغه و عشق و حال را آزاد گذاشته برای همه. پس لطفا به جای حرف‌های غیر منطقی به فکر یک استدلال درست و حسابی باش.
    ضمنا علامت تعجب بیچاره را به .. دادی. توی این هم احساسی برخورد کردی.

  140. فصل سبز ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۵:۱۹ ب.ظ

    خانم محترم…. این پست رو به دقت خوندم. متاسفانه شما به ذکر همزمان چند مطلب و یا شاید معضل پرداختی در حالیکه به نظر من هرکدوم جای خودش باید بررسی بشه. ذکر مسائلی نظیر س/ک/س توی وبلاگها گناه نیست. به عنوان یک خانم مذهبی (به زعم خودتون) حتما میدونی گناه یعنی چه و چه چیزهایی در مذهبی که ادعا می کنی پیرو اون هستی گناه محسوب میشه. آموزش صحیح روابط ج/نسی اینجا تابو محسوب میشه در حالی که باید بدونی چطور و از کدام راه هدایت درست این حس که خداوند در نهاد همه ما گذاشته رو بعهده بگیری. شاید وبلاگهایی که شما مطالعه کردید در سطحی مبتذل به این موضوع پرداخته باشند ولی هستند وبلاگهایی که سعی می کنند بصورت کاملا علمی این موضوع را به چالش بکشند. جبهه گیری شما پشت سپر مذهب و عقوبت الهی از ذکر روابط خصوصی در وبلاگها دلیل آموخته های غلطی هست که متاسفانه به اسم مذهب سالیان سال به خورد ما دادند…. توصیه می کنم آمار دقیق رفتارهای پرخطر ج/نسی در ایران رو بررسی کنی، تعداد کودکان سر راهی، دختران فراری، انتقال اعتیاد و ….. اگر همین تعصبات مذهبی نبود شاید با آموزشهای صحیح این معضلات گریبانگیر این جامعه اسلامی نبود! معضلاتی که شما ازشون یاد کردی گاها نتیجه تعصبات بی جایی هستن که نتیجه خانمان براندازی برای این جامعه داشته و خواهد داشت.

  141. amoohooman ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۵:۲۰ ب.ظ

    مشکل فقط ایران نیست . کل دنیا داره به این سمت پیش میره و مردم ما هم میخوان جلو برن که عقب نیافتند.

  142. وهم سبز ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۵:۲۷ ب.ظ

    و یک چیز دیگه! ما که توی این مملکت آموزش جنسی درست و درمانی برای مردم ـحتی کسانی که می‌خواهند ازدواج کنندـ نداریم. حداقل خدا خیر بدهد به کسانی که در وبلاگشان مطالب کاربردی را می‌نویسند تا مردم حداقل در برطرف کردن این نیاز مهم در نمانند. کاری به وبلاگ‌های بی‌محتوا و مسخره که فقط می‌خواهند ۴ تا کلمه‌ی جنسی بنویسند که ویزیتورشان زیاد شود ندارم. ولی این جور بحث‌ها نه تنها جنبه‌ی هنجارشکنی و باز کردن ذهن دیگران را دارد، اطلاعات خواننده را هم بالا می‌برد.

  143. pesar ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۵:۳۱ ب.ظ

    khob 25-26 salehi?

  144. Neda ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۵:۳۲ ب.ظ

    زهرا، من خوشم نمیاد از اینجور چیزا نوشتن، به نظرم خیلی کار جوادیه. اما یه سوال از تو دارم. تو با میل جنسی ات چیکار می کنی؟ خیلی عادی دارم ازت می پرسم. هیچ دشمنی ای در کار نیست.
    تو که عقیده داری سکص با نامحرم گناه کبیره است، از زمان نوجوانی تا الان چه کار کردی با میل جنسی خودت؟ سرکوبش کردی؟ انکارش کردی؟ شاید اصلاً به خودت اجازه ندادی بهش فکر کنی، هوم؟

    تو فکر می کنی کسانی که به “بشین تو خونه سنگین بختت بیاد رنگین” معتقد نیستن به قصد به هم زدن و دنبال کس دیگه رفتن با کسی ارتباط برقرار می کنن، و این فکر احمقانه ایه، و اشکالی هم نداره. اما اگه کی از اون سه تا کار بالا رو با خودت می کنی، کار خطرناکی می کنی.

  145. نقاد ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۵:۴۶ ب.ظ

    راستی روزبه خان احمق شما در کامنت قبلی از روی چادر فهمیدی ایشان عقب مانده است

    در کامنت بعدی وقتی زهرا خانم حسابی حالت رو جا آورد و ک.ون گنده ات اساسی سوخت نوشتی چادرو بی خیال شیم و از روی تفکراتت؟

    بالاخره عقده ای شکم گنده خیکی از رو چی باید نتیجه بگیریم؟

  146. pesar ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۵:۵۰ ب.ظ

    توهمات :>>
    نکته مهمتر برای من واقعا تفاوت دیدگاهها و عملهاست!!! من میخوام به عنوان یک دختر مذهبی از دیدگاه مذهبی به این قضیه نگاه کنم و فقط تاسف بخورم! یعنی خداییش پیدا میشه یه دختر جوون و یا پسر جوون توی این وبلاگستان که فکر کنه این کار واقعا گناه کبیره است؟!!! یعنی جدی جدی از نظر همه شماها این کارا توجیه شده است؟!!! از نظر دینی و شرعی و حتی عرفی؟!! منظورم از این کار یعنی رابطه جنصی با نامحرم؟!!! هیچ کدومتون از خوندن این نوشته ها متاثر نمی شید؟! نارحت نمی شید؟! حالتون بد نمیشه؟!!

  147. سارا ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۵:۵۴ ب.ظ

    من کاملا فهمیدم منظورت چیه بقیه رو ول کن
    بعضیها خوب چیزی برای نوشتن ندارند خوب شب و روزشون همینه چیز دیگه ای به فکرشون نمیرسهتا تو وبلاگشون بنویسن

  148. داله . میم ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۶:۱۱ ب.ظ

    همه صد و بیست و چهار هزار پیامبر اومدن که به مردم بگن اینکه هر جوری دلتون خواست زندگی کنید ممکنه ولی درست نیست ! پیامبر های خدا حتما اعلامیه حقوق بشر نمی فهمیدند که به کار آدمها دخالت می کردند ….

  149. rouzbeh ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۶:۲۷ ب.ظ

    نقاد جان تو بهتره اسمت رو بزاری نفاق که کاملا بهت میاد در ضمن ایمیل من اینجا هست می تونی میل بزنی تا راحت تر بحث کنیم ..بعدشم نکبت ! تو که تو ارکات من رو اد کرده بودی که عمرا من هیچ آشغالی رو سر خود اد نمی کردم مطمئنم از همون آشغال دخترایی بودی که تو نت دنبال دوست پسر می گردن و حتما جواب رد از من شنیدی که اینجوری آتیش گرفتی والا دلیلی برای این همه توهین نمی بینم قضیه چادر رو هم اگه گفتم بیخیال صرف این بود که سرش بحث نشه دیکه هم اینجا ادامه نده بحثی چیزی داری می تونی ایمیل بزنی

  150. asiyeh ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۶:۵۳ ب.ظ

    man ke nafahmidam jeddi gofte bodi ina ro sholkhi ama kheili bahal bod kheili khandidam.

  151. محسن ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۷:۲۶ ب.ظ

    سلام
    دغدغه های شما واقعا قابل تقدیر است. باید گفت که امثال شما در محیط ابنترنت کم نیستند اما صدای طرف مقابل به دلیل ساختارشکن بودن و ماهیت آن بیشتر شنیده می شود.
    نکته دیگر اینکه محیط وبلاگستان فارسی به هیچ وجه منعکس کننده شرایط واقعی جامعه نیست. در این محیط افرادی محدود از طبقات خاص اجتماعی فعال هستند که به هیچ وجه نمونه متعادلی از جامعه ایران به دست نمی دهد.
    به امید موفقیت شما

  152. دوست ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۷:۲۸ ب.ظ

    به عطیه…
    یکی از راههای جلو گیری از گناه ایمان است….
    ایمان در همه یکسان نیست…در برخی شدید و در برخی قوی است
    آنکس که ایمانش قویست در برابر گناه مقاومت می کند…
    آنکس که ضعیف است گناه می کند اگر می خواهید جلوی گنهش رل بگیرید باید تا حدی کنترلش کنید با توجه به شرایط زندگی و تربیت آتش شهوت در برخی تند تر از دیگریست این آتش ممکن است هم در زنان باشد و هم در مردان …
    سر کار علیه عطیه خانم اگر زحمت بکشید و نظر من را درست بخوانید متوجه می شوید که برداشتتان کاملا درست نبوده :
    در کامنت اول من طی داستانی شرح حالی از وضعیت زندگی و خانواده های اکثرا مرد سالار ایران دادم و طی آن اشاره کردم که تفکر غلط در دختران از سنین طفولیت بوجود می آید و شامل آنچه خواهد شد که ضمیر ناخودآگاه نامیده میشود دختر بچه آنچه را که در گوشش خوانده شده به طور نا خواسته ملکه ذهن می کند … و در بزگسالی به طور ناخود آکاه نیمه خود آگاه و خود آگاه در جهت آن گام بر می دارد و هر گونه مانع و توقف در این راه اورا دچار تشویش و پریشانی می کند …بله علت تاثیر نکردن حرف در او تربیت غلطی است که از ابتدا درست می پنداشته ایم…تقلید کورکورانه برای هر چه بهتر مونث بودن به دنبال آن خواهد بود … آنچه اشاره کرده بودم این بود که به دخترکان بیاموزید که ابتدا یک انسان باشند و بعد یک دختر … آرایش کردن لباس زیبا پوشیدن رقصیدن و آواز خواندن اندام زیبا داشتن همه از صفات بسیار خوب و پسندیده یک دختر است ولی در حریم خانواده البته در حالی که روابط اجتماعی خوبی هم می تواند داشته باشد…
    من گفتم که بعضی می گویند وبلاگ ۴ دیواری اختیاری است … درست است…ولی غریزه جنسی بسیار سرکش است و برای پاک بودن البته اگر کسی بخواهد پاک باشد…نیاز به کنترل دارد مثلا عکس فیلم نوشته مویسقی کتاب روزنامه یا وبلاگ مستهجن خیلی ها را تحت تاثبر قرار می دهد … مساله محدود به اینجا نمی شود غریزه بعد از روشن شدن سرکش می شود …هم در مرد و هم در زن… آنگاه است که برای فرو نشاندن غریزه در خیابان راه می افتند و مزاحم زنان و شوهران مردم می شوند و هر روز این خواسته در آنها بیشتر و بیشتر می گردد … منظور من این بود که کسانی که این مساله یعنی بی شرم نویسی و روابط آزاد و بی حد و حصر را فاقد مشکل و نشانه آزادی میدانند خوب بدانند صلاح مملکت خویش خسروان دانند ولی وقتی مادر خواهر دختر و همسرانشان خدای نکرده خواسته یا نا خواسته در دام چنین مردان پر هوس و پر عطشی افتادند یا شوهرانشان اسیر چنین زنان افسار گسیخته ای شدند خوب نباید ناراحت شوند …که صد البته ناراحت خواهند شد من شما و هر کس دیگری…ضمنا عطیه خانم آنکس که شرم و حیا دارد شاید کلامی بسیااار نافذ و دلنشین و تاثیر گذاری هم داشته باشد که بتواند حتی مار را از سوراخ بیرون بیاورد ولی از این توانایی خود در اره درست استفاده می کند نه در راه گمرااه کردن سایر انسانها و آنکس که حیا ندارد از این توانایی خود برای گمراهی دیگران استفاده می کند …مهم این است که کسی نخواهد حرف نا درست را به منظور اینکه این حرف در شخصی نفوذ کند جهت گمراه کردن او به زبان بیاورد….بیماری جنسی چیزی نیست که در یک جا بماند و به سرعت خود را پخش می کند و افراد ضعیف تر را زودتر از بین می برد …ناراحتی تو از حرف من مانند این است که من بگویم اگر طاعون به شهرت بیاید عزیزان تو خم مانند عزیزان دیگران خواهند مرد و یقه مرا بگیری که ببینم اگر کسی به تو بگوید عزیزانت بر اثر طاعون خواهند مرد تحمل داری… مسلم است که ندارم همان طور که تو تحمل نداری همان طور که هیچ کسی تحمل ندارد…
    خوب عطیه خانم حتی شنیدنش تو را ناراحت کرد ولی خوب شنیدن کی بود مانند دیدن ….
    باز هم می گویم هرکسی طاعون می خواهد … این گوی و این هم میدان…

  153. بهاره ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۷:۴۰ ب.ظ

    روابط عاطفی افراد مال خودشونه، دلشون بخواد در موردش حرف می‌زنند دلشون نخواد حرف نمی‌زنند. تو این ها رو گناه کبیره می‌دونی خیلی‌های دیگه هم حوصله عقاید تو رو ندارند و فکر می‌کنند خیلی هم خوبه خیلی هم کیف داره. دیگه اختیار آلت تناسلی و مو و سینه آدم که دست خودش هست. شما هرجور دوست داری زندگی کن، وبلاگهای اونطوری رو هم نخون. مگه کسی مجبورت کرده؟ مگه کسی به تو گیر داده که بیا این کار رو بکن. همین که اینها رو خوندی به اندازه کافی گناه کردی، مواظب سرب و سیخ داغ در اون دنیا باش.

  154. علیرضا شیرازی ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۷:۴۲ ب.ظ

    زهرا خانم! نظرتان را به چند جمله خودتان جلب میکنم.

    “این مسئله جزیی از حریم خصوصی شماست و باید خصوصی هم بمونه!”

    جواب من: حریم خصوصی تعریف نسبی و براساس نظر افراد است. شما حق تعیین حریم خصوصی دیگران را ندارید.در ضمن در کدام قانون نانوشته ای اشاره شده که شما نبایستی از حریم خصوصی بنویسید! این همه کتاب رمان و… و این همه وبلاگ که صد البته شخصی تر هم هست.

    جمله دیگر شما :
    ” به نظرم تولید چنین محتواهای مبتذلی واقعا نشان از بیکاری و حماقت و حتی در بیشتر موارد عقده های نویسنده داره!”

    جواب من : ببخشید شما کی مقام کارشناسی تشخیص محتوای مبتذل را گرفته اید و در مقامی هستید که دیگران را احمق میدانید چون مثلا درباره روابط و خاطرات عاطفی و حسی خود می نویسند؟

    و البته عجیب است برای من که ناگهان شما آنهم فقط در این مورد ناگهان یاد اسلام افتادید. زهرا خانم یک وبلاگی بد است و محتوایش زرد است خوب کسی برای شما دعوت نامه ارسال نکرده است که آنرا بخوانید.

    البته من نیز به شخصا شاید خیلی موافق موارد مثل استفاده از جذابیتهای جنسی در مطالب وبلاگها نباشم اما ذات وبلاگ نویسی در وهله اول نظرات شخصی وبلاگ نویس است و البته هر کسی آزاد است که یک وبلاگ را بخواند یا نه.

  155. .... ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۸:۱۱ ب.ظ

    دومین و آخرین بارمه که به این وبلاگ سر می زنم.بای

  156. سیاوش ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۸:۳۰ ب.ظ

    این حرفهایی که شما زدید فقط از یک دختر جهان سومی زده میشه.
    متاسفم که دیگران چه دغدغه های ذهنی دارن و ما …

  157. مهدی بوترابی ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۹:۱۲ ب.ظ

    ,وبلاگستان گسترده و عمیق شده و بخشی از آن هم به این موضوعات اختصاص دارد. خیلی عجیب نیست. موفق باشید.

  158. یوسف ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۹:۲۰ ب.ظ

    تو حالت خوبه ؟ مطمئنی یه لیوان آب سرد نمیخوای؟ برم بزنمشون؟

  159. parizad ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱۰:۰۱ ب.ظ

    من باهات موافقم عزیزم.
    یاحق.

  160. ناشناس ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱۰:۴۱ ب.ظ

    این حرف ها فقط از یه دختربچه احساساتی برمیاد .
    آخه به شما چه ربطی داره که مردم تا چه حد حریم خصوصیشونو جلوی دید بقیه میذارن؟
    ضمنا چی باعث شده که فکر کنی از نظر اخلاقی برتر از همون آدم ها هستی؟
    جنابعالی تا حالا تو ذهنت هم به فکر سکص نبودی؟

  161. کوروش ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱۰:۴۲ ب.ظ

    به نظر من به این مسئله باید با دیدروانشناسی و جامعه شناسی نگاه کرد.برطبق آمار گوگل و یاهو کشور ایران مقام نخست در بین کشورها در خصوص جستجوی سایتهای سک سی دارد.مورد دوم:دخترانی که به اتهام بدحجابی دستگیر کرده اند سنین بین ۱۵و۲۸ سال دارندیعنی کسانی هستند که در دوران انقلاب به دنیا امده و رشد و پرورش یافته اند پس چرا چنین شده معلوم است وقتی مسئله ج نسی به این مهمی نادیده و نفی میشود وقتی جوانان نتوانند بخاطر مسایل مادی ازدواج کنند وقتی جایی رسمی و شرعی نباشد که خودشان را تخلیه کنند(ازنظرجنس ی)نتیجه این میشود که میبینیم بالاخره هر خانه ای به توالت نیاز دارد این هم یک نیاز طبیعی است اما چه کردند…؟هیچ.قصدندارم توجیه ویا تایید کنم اما باید وافع نگر بود و همه را تقصیر آنان نینداخت-زهرا خانم هنوز روزهای خوشمان است!کوروش

  162. diis_ignotis ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱۱:۱۰ ب.ظ

    من البته وقت نکردم خانوم عزیر تمام کامنتای شما رو بخونم ولی فک می کنم که تا حدودی حق با شماست این که یک دختر یا پسر خیلی راحت بیاد و خصوصی ترین مسائلشو بزاره تو وبلاگش زیاد نمی تونه خوشایند باشه در بعضی جاها حتی مشمئز کننده هم هست (دیدگاه شخصی)اما می شه از این دید نگاه کرد که هر کسی مختار هر چی دوست داره تو وبلاگش بزاره حتما نباید فکر کرد که پشت این قضیه استکبار جهانی نشسته
    خلاصه که خوبی این وبلاگستان اینه که بر خلاف فضای خفقان زده ی بیرون هر کسی هر چی می خواد می زاره و هر کسی ام هر جور بخواد اعتراض می کنه با هر دیدگاهی که نسبت به قضیه داره ؛ به هر حال منم امیدوارم که این یه موج کوتاه مدت باشه نه صرفا به خاطر بعد شرعی قضیه بیشتر به خاطر حفظ حرمت و انسانیت

  163. نیلوفر ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱۱:۴۳ ب.ظ

    یعنی روزی می رسه که دین و ایمون و همه ی این مزخرفیاتی که ذهن جوونای عقب افتاده ی کشورهای اسلامی و خاورمیانه رو پر کرده و این هارو به این روز انداخته، پاک باشه انگار یه جور ریستارت مغزی نیازه تا آدم ها ورای مذهب و خرافات بفهمن جامعه، اخلاقیات، درستکاری و تعهد چیه؟؟!! چرا همه چیو با هم قاطی می کنیم..

  164. مازیار ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱۱:۵۰ ب.ظ

    سلام دوستان
    ای کاش این بحثا تو کانال ۵ انجام می شد تا منه حقیر سراپا تقصیر اظهار فضله !!!نمیکردم.
    حتی خدا گفته:من گنجی پنمان بودم می خواستم شناخته شوم انسان را آفریدم.
    پس بزاریم همه خودرو مطرح کنن.
    ۲۵۰۰سال بهم گفتیم:خاک تو سرت.بمیری.نجس.الاغ.برچسب زدیم.این شد.بیایید صدسال باهم مهربون باشیم.
    به شیرین زبانی و لطف و خوشی.توانی که فیلی(فمینیست قلابیی)بمویی کشی
    mazyarhope@yahoo.com

  165. تارا ۱۳۸۷-۰۱-۲۶، ۱۱:۵۳ ب.ظ

    خیلی عالی بود.
    خوشحال میشم نظرتو در مورد پست جدیدم بشنوم دوست من.

  166. مازیار ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۱۲:۱۷ ق.ظ

    ۱-طاهره غره العین جونش را هم داد.پس فمینیست واقعی هست.
    ۲-فشار جن سی.سعدی فرمودن:فقر به کفر انجامد.
    ۳- من خود شخصا زمان خدمت سربازی برای فرمانده پادگان فا ح شه میبردم(با شرمندگی)وای بحال ما عوام.
    ۴-همه که بد نیستن.ترکا که خر نیستن.بنی البشر بودیم.همه یکی بودیم.میشم باز ما دوباره.انسانهای یگانه.(الان سرودم)
    تقدیم
    mazyarhope@yahoo.com

  167. عطیه ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۱:۰۰ ق.ظ

    خانم/ آقای دوست
    متاسفانه نگاه من به دنیا و اطراف با نگاه شما متفاوت است. من از همان جمله اولی که فرمودید: “یکی از راههای جلو گیری از گناه ایمان است….” با شما موافق نیستم (یعنی مشکل دارم) و بنابراین خیلی مودبانه و محترمانه میگویم که: حرف های شما را قبول ندارم و البته کمی هم شاکی هستم که پیش فرضتون را اینطور گذاشتید که من مثل شما فکر میکنم و … به هر حال فقط میگویم که با شما موافق نیستم و ترجیح میدهم که وارد بحث نشوم. بنابراین اگر بعد از این شما چیزی بنویسید یا کامنتی در خطاب به من بنویسید به این معنی نیست که من جوابی ندارم بدهم به این معنی است که از اساس با حرف های شما مخالفم

  168. پویا ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۱:۱۴ ق.ظ

    همون قدر که آزادی این افراد برای شما زنندست ممکنه خویشتنداری بیمار گونه ی شما هم برای اونها زننده باشه؛ به هر جهت وبلاگ محلیه برای انعکاس عقاید و احتمالا شما هم کسی رو برای انعکاس عقایدش محکوم نمیکنید و نسخه ی دنیا و آخرت براش نمیپیچید؛
    وبلاگستان شبکه ی اول سیما نیست که همیشه هر چی یه عده ی معدود بخوان رو نمایش بده؛
    من کاملا با این افرادی که حال شما رو به هم زدن موافقم؛ شما هم به مراتب ممکنه حال تعداد افراد بیشتری رو به هم بزنید؛
    با آروزی موفقیت برای شما

  169. soozi ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۱:۲۵ ق.ظ

    see anar post please, she has a nice discussion about this: , http://persian.anarkhanoom.com, apparently you got your lessons from this huge commentary about your post, You should live out of Iran for a while to undestand what is the meaning of freedom…

  170. علی ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۲:۲۲ ق.ظ

    خیلی خوب بود.دغدغه های تو کاملا موجه هستند. این روزها روشنفکرای سکولار هستند که زور می گن و سانسور می کنن و تکفیر می کنند. حالا منتظر توهین ها و برچسبهای مدافعان روشنفکر حقوق زنان باش :)

  171. Leila ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۲:۳۳ ق.ظ

    شما با کدوم قسمت این نوشته های وبلاگهای افراد «فیمینیست غیر اسلامی بی تربیت ! » مشکل داری ؟ این که با یکی رابطه دارن ؟ اگر براشون صیغه ی محرمیت می خوندن و بعد رابطه داشتن درست بود از نظرت ؟ اون موقع اخلاق و ایمان و اینهاشون نمی رفت زیر سوال؟ واقعن فرقی داره توی اصل قصیه ؟ تازه دو نفر که با هم دوست هستند و هم رو میشناسند با هم رابطه داشته باشند که خیلی بهتره و عاشقانه تر و به نظر من حتی اخلاقی تر تا اینکه صرفن به خاطر رابطه ی جنسی صیغه بشن و با هم رابطه داشته باشن.
    اگر هم اشکالت به نوشتن درباره ی روابطشون توی وبلاگه که شما رو صننم ! خوشت نمی آد نخون !
    اگر دین بخواد فکذ آدم رو محدود کنه و آدم رو متعصب بهتره بندازی اش دور و خودت خدا رو تو قلبت جستجو کنی ! باور کن زهرا که رابطه جنسی با پارتنری که دوستش داری خیلی وجدانی تر اخلاقی تر و قشنگتر و صادقانه تره از اینکه یک عمر توی باورهای متعصبانه ی خودت در مورد تمام اینها سکوت کنی و فکر کنی که خیلی پاک و مومنی !

  172. ن ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۶:۵۵ ق.ظ

    از انبوه کامنت های مخالف یه وقت احساس ناراحتی نکنید به هرحال نسبت بهشتیان به جهنمیان از این هم کمتره. باید با پست های خوب و استدلال بازیشان را به هم بریزیم. به قولی ایمان داشتن در این روزگار مثل نگاه داشتن آهن در حال ذوب در دسته. شاید که آینده از آن ما.

  173. ladan ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۷:۳۲ ق.ظ

    به نظر من بزرگترین گناه کبیره اینه که دیگران را جهنمی بدونی! چه بسا خداوند مهربون فقط به خاطر اینکه کسی را شاد کردی تو رو به بهشت ببره و به خاطر دلی که شکستی با وجود سالها عبادت به جهنم!
    از نظر من همه دینها فقط برای آرامش و زندگی بهتر بشر چه در همین دنیا چه در ابدیت، و اگه الان پیامبری نمی آد بخاطر اینکه انسانها آنقدر فهم و درایت شون بالا رفته که نیاز به امر و نهی ندارن و می تونن اگه بخوان دنبال حقیقت و روشنی برن.
    بعضی قوانین اسلام یا دینهای دیگه واقعا در زمان خودشون لازم بودن ولی الان با همین عقلی که خدا بهمون داده می فهمیم که باید تغییراتی بکنن البته متاسفانه اینو افراد بی غرض که منافعشون از دین نباشه انجام نمی دن!
    یه چیز دیگه هم هست متاسفانه تو ایران از بس که تمام ظلمی که ما شده از بعد از انقلاب به اسم دین شده و همه مخالفین رو با اسم خدا سرکوب کردن، بیشتر افراد جامعه نسبت به دین جبهه گرفتن درست برعکس زمان قبلش که روز به روز علاقه جوانها به رعایت قوانین دینی بیشتر می شد!

  174. دوست ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۷:۴۴ ق.ظ

    به عطیه…
    صد البته که می توانید جواب من رابدهید…
    مسلم است که انسانهای مختلف نظرات و تفکرات مختلف دارند…همین اختلاف است که آنها را به پیش میبرد… اگر دو جبهه هوای متضاد وجود نداشته باشد هرگز باد به وجود نمی آیند حالا مساله این است که باد توربینهای بادی را بچرخاند یا زنگی انسانها را در هم بکوبد…
    ببینید اشتباه شما این است که وقتی می گوییم کسی ایمان دارد یک آدم خشکه مقدس با تفکرات بسیار بسته را تصور می کنید به عبارتی یک حزب الهی را تصور می کنید در حالی که ایمان یک مساله قلبیست… مسیحی کاتولیک ، پروتستان ، اورتودکس ، یک کلیمی یک مسلمان زرتشتی یا هر فرقه یا بی فرقه دیگری می تواند ایمان داشته باشد….ایمان نوری در دل است اعتقاد به نیرویی برتر است ایمان حرکت در جاده انسانیت و هر چه متفاوتتر بودن با حیوانیت است . بله اکثر ما مسلمانیم ولی ایمان نداریم حتی ذره ای …. شاید یک مسیحی یا یک زرتشتی یا کسی که دین مشخصی ندارد ایمانش از ما بیشتر باشد… ما مجبور شده ایم برای اینکه دین خود را به مسخره بکشیم از جاده انسانیت خارج شویم … به قولی اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید…
    ضمناً من با شما مخالفتی ندارم ولی خوب همان طور که شما با من مخافید … افراد زیادی هم با شما مخالفند … حد اقل آمادگی این را داشته باش شایددر جایی که در مخمصه بیفتی نتوانی با نظرات و تفکرات خود دیگران را قانع کنی همان طور که من نمی توانم تو را قانع کنم که البته اصراری بر این موضوع ندارم … شاید ضرر کنی شاید زیان کنی چون فکر می کردی که دیگران باید مانند تو فکر کنند و وقتی به مرحله عمل رسید دیدی که چنین نیست … اگر چنین شد و باز هم بر عقیده خود استوار ماندی و مانند من از شرایط نا به هنجار احتمالی ناراحت نشدی … آنگاه مرحبا بر تو…. که در آن صورت از من بسی بهتری و من شاید به آیین تو در آیم!!!!!
    باز هم می گویم این گوی و این هم میدان….

  175. رضا ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۸:۰۵ ق.ظ

    سلام
    وقتی چیزی به قلب نرسه اثری نداره دینی که به قلب نرسه فایده نداره ادم ظاهرش مسلمونه ولی ایمانش محکم نیست وناپایداره کسی مهریا به قول امرووزیا عاشق میشه هالا عاشق هرچی که بشن یعنی مهرومحبت اونو توقلبشون جا میدن حالا اگه اون معشوق خدا باشه میشن مومن وهمینتور رشد میکنند تا جای که غیراز خدا هیچی نمیبینند حالا اگه معشوق غیراز خدا وچهارده معصوم باشه میشه اینیکه شما ازش ازرده شدین کسی که شهوت و؟!!!!! بره توقلبش خروجی اعمالش همونه که گفتین ازکوزه همون برون تراود که دراوست

  176. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۸:۲۸ ق.ظ

    به لادن:
    من هیچ وقت قضاوت نکردم که کی میره بهشت و یا کی میره جهنم
    چون در این مورد تصمیم گیرنده بنده نیستم

    هیچ جای این متن هم ننوشتم که این افراد مستقیما شوت میشن توی جهنم و یا بهشت!

    بهشت یا جهنم کلی حسابرسی میخواد که نه در سطح اطلاعات بنده است و نه اگه من به جمع بندی خاصی برسم تاثیری خواهد داشت.
    متوجهید که؟

  177. رضا ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۸:۴۶ ق.ظ

    به نظر من چند تا چیز خوب و احتمالا درست را ذکر کردی و آخرش نتیجه گیری بدو اشتباه کردی , ساده تر بگم هیچ استدلالی در کارت نیست و تنها بر اساس عواطف و هیجانات مذهبی سخن گفتی
    پر واضح است چنین استدلالی ره به جایی نمی برد , چون پای مذهب را پیش کشیدی دیگه پای استدلالت می لنگد و البته استدلالی در کار نیست
    اینکه دختری دائم با کسی باشد و بعد او نیز با کس دیگری و … که برای هر شخص سالمی قابل قبول نیست و احتمالا برداشت شما از روابط انسانها چنین است و فقط صکص را در این گونه روابط می بینی و چه بسا ملاک برقراری این روابط از نظرت چنین باشد
    فکر کنم اکثر آدمها با این قضیه مشکلی ندارند و چنین روابطی را مردود بشمارند و جایی برای صحبت نیست
    اما بخش دوم قضیه اینست که اساس چه رابطه ای را درست بدانیم و یا احتمالا برای انسان مفیدتر و شایسته تر است ( انسان آزاد عاقل و منطقی ) حتما بهتر از من میدانی که امروزه حتی در بین روانشناسان بزرگ نیز جایی از تردید باقی نمانده که این روابط را در جای خودشان صحیح و درست می دانند
    نتیجه : بهتر است بر مبنای عقل آزادی و عشق زندگی کرد تا با دستورات احتمالا ۱۴۰۰ سال پیش که درست بودن خیلی از آداب آن روزگار امروزه حتی مردود و نادرست است و این را می دانیم
    جمله جامعه اسلامی را هم میشه بعنوان یک شوخی ازش گذشت , بهتره سری به روابط پنهان ( البته خیلی هاش آشکار شده ) خیلی از سردمداران این جامعه بزنید اونوقت به این جوانان نمره ۲۰ که نه با یک درجه ارفاق من ۱۹/۷۵ می دادم
    واقع بین باشید و خودمان را گول نزنیم , بپذیریم آنچه را که باید

  178. راه من ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۹:۰۶ ق.ظ

    یادم باشد…

    یادم باشد اینجا یک رسانه‌ی شخصی است. اینجا را دارم تا بنویسم، تا برای دل خودم بنویسم. یادم باشد اینجا اگر خواننده‌ای دارد که همیشه محترم اس…

  179. یار آشنا ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۹:۱۵ ق.ظ

    موافقم ۱۰۰%

  180. ladan ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۱۰:۲۱ ق.ظ

    جمله اول خطاب به ن بود!

  181. بیژن ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۱۱:۰۲ ق.ظ

    ضمت تایید و موافقت با زهرا خانم
    من دوست دارم نظر کامنت گذارها را در مورد آینده خودشان و خانواده ای که تشکیل خواهند داد بدانم.
    جایگاه صکص آزاد در خانواده کجاست؟

  182. Bahram ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۱:۳۰ ب.ظ

    Are you from the past? wake up, the world has changed, se xual revolution already happened a few decades ago. If you are really so offended do us all a favor and just don’t read the things you don’t like. Internet is a “free” environment for everyone to write about whatever they like, but i understand that you and people with your ideology inherently have problems with “freedom”, because you think only you and what you think is “right” and anyone who doesn’t conform to that is “wrong”.
    Try to think more about freedom, religion and right and wrong, things are not as absolute and as black/white as you think. Viva freedom..

  183. m ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۱:۴۲ ب.ظ

    Ajibe zahra khanum shoma motmaenid ke chadori nisteed? man hodoode 4 sal dar daneshgah shomaro ba chador mididam. haala een ghazie aslan be man rabti nadare, vali dar morede matlabet kafie faghat be site haie een maraje e taghlide aziz rojoo koneee va be ke por az ahkam va nazarateshon dar een zamine hast, az doaie dokhool ta hade dokhool ta zamanesh va makanesh va negahesh!!!!!! hala una labod az nazare shoma irad nis ke eenghadr detaile.

  184. آتش ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۱:۵۶ ب.ظ

    راستش خوندن اینجا لحظه ای من رو به دنیای دیگه ای برد – دنیایی که شاید هم خیلی گرم و نرم باشه. دنیایی که بر اساس “یقین” استوار شده. حسرت می خورم که می تونی زندگی این طور گرم و نرمی داشته باشی.

    یقین تو بهت می گه که خدا و پیغمبری هست که اخلاقیات رو بنا کرده. ولی دلیلی نداره که عقاید یک آدم یا یک جامعه همیشه درست باشه. وجود داره!؟ یه کم بخون – از چیزهایی که از ذهنیات ات دور هستند. یه کم بگرد – فرهنگ ها و زندگی های متفاوت رو ببین. اون وقت شاید ببینی که “یقین” ی که داری چه آسون متزلزل می شه. خواهی دید که همه ی ما با عقایدی زندگی می کنیم که خوب و بد رو بسته به فرهنگ و جامعه مون تعیین می کنه. به راستی خوب و بد مطلقی پیدا نمی کنی.

    مثلا شاید خوردن شراب اون جا که تو هستی مایه ی سرافکندگی محسوب می شه ولی این بخش مهمی از فرهنگ و هویت یک شخص غربی به حساب می یاد. و این برای یک شخص بریتانیایی همون قدر عجیبه که تو به نوشیدن الکل به دید تعجب نگاه می کنی. همچنین برای بعضی اشخاص مساله ی تعدد روابط جنسی چیزی کاملا معمول و ملموس ه. بخشی از ذهنیت شون و راه و رسم زندگی به حساب می یاد. همون طور که ازدواج و تشکیل خانواده برای تو راه درست زندگی محسوب می شه.

    شاید این ها که نوشتم چیزهایی باشه که خودت هم بدونی. ولی سوالم اینه که آیا می تونی به خودت این اجازه رو بدی یقین ات رو آزادتر بزاری؟ چه به چیزهای جدیدی در زندگی دست پیدا کنی. البته این ممکنه گرمای زندگی ات رو قدری کاهش بده. خیلی از آدم ها این جربزه رو ندارن.

  185. زهرا ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۲:۱۰ ب.ظ

    من برای این پست یک پست تکمیلی نوشتم امیدوارم که سوء تفاهم ها رو رفع کنه:
    http://www.zahra-hb.com/2008/04/15/a-description-for-irreligious-weblogers-post/

    مرسی

  186. مارال ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۲:۴۱ ب.ظ

    دوست گرامی من یکی از همون فمینیستها و فعالان حقوق زنان هستم که همش منتظری سیل فحش ها و بد بیراهاشون نثارت بشه اما عزیزم فحش دادن محکوم کردن و ادمها برذچسب زدن بهشون تو مرام من یکی که نیست و باقی فمینیستها تا جایی که می دونم هم همین طور .بعدش هم تو چقدر از فمینیسم می دونی؟ منظورم غیر از اون تعریف هایی که از دیگران شنیدی خودت چقدر راجع بهش خوندی منظورم حتی اطلاعات دقیق نیست. بعید می دونم چیز زیادی بدونی اینو از روی کلی گوییت راجع به فمینیست و فعالان حقوق زنان میگم . این مطالبی رو هم که میگی من خوندم اشکالی هم نوشون ندیدم اگر هم مدعی فمینیست بودن باشند چه اشکالی فمینیسم هم مثل هر مکتب دیگه ای بسیار متکثره و ارا و نظرات مختلفی رو در بر می گیره من حتی دوستانی دارم که خودشون رو فمینیست مسلمان می دونن و چادر سر می کنن؟ایاا من حق دارم بهشون توهین کنم؟
    سعی کن تا راجع به چیزی اطلاعات زیادی نداری راجع به بهش با این قاطعیت اظهار نظر نکنی

  187. سورئالیست ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۵:۲۳ ب.ظ

    فکر کنم بعد از ۶ سال از! همون وقت ها توی بلاگ اسپات که تازه دانشگاه قبول شدی تا همین الان یک ذره هم تغییر نکردی خانم زهرا ( فاملیتو هم نمیگم) منو که شناختی؟ دوست سال‌های قدیم؟

  188. دوست ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۶:۱۸ ب.ظ

    به سورئالیست…
    شایسته است که آدمی آغوش خود رابه سوی دگدگونی باز کند ولی بر ارزشهای آدمیزادی خود استوار بماند…

  189. م ۱۳۸۷-۰۱-۲۷، ۶:۲۷ ب.ظ

    زهرا خانوم. من خودم مذهبی هستم و بنابراین می تونم درک کنم چی می گی. اون محدودیت های مذهبی رو خودم هم رعایت می کنم. اما چیزی که هست اینه که باید قبول کنی که اگه مذهب رو بذاری کنار, از نظر اخلاقی داشتن رابطی جنسی قبل از ازدواج مشکلی نداره. پس نباید توقع داشته باشی یه آدم غیرمذهبی الکی برای خودش محدودیت ایجاد کنه. اگه کسی می خواد در مورد روابطش تو وبلاگش توضیح بده, فکر می کنم به خودش مربوطه. اگه کسی دوست نداره, مجبور نیست بره و اون ولاگو بخونه.

  190. عطیه ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۲:۱۸ ق.ظ

    خانم یا آقای یک دوست
    بله دقیقا صحیح می فرمایید من میتوانم جواب شما را بدهم به همون روشی که به نوشته زهرا اعتراض کردم و راستش را بخواهید برایم جالب است که بین این همه کامنت گذار تنها کسی بودم که هنوز جوابی نگرفتم. البته از پست بعدی ایشان معلوم شد که غیر از حرف های یک طرفه به قاضی رفتن چیزی نصیبم نخواهد شد

    اما اینکه نمیخواهم جواب بدهم دلیل بر این نیست که شما فاتح میدان گفتگو با من هستید و من بازنده! دلیلش خیلی ساده است: دوست ندارم شما نظرات من را بدانید! اگر هم میخواهی بدانید تا وقتیکه به این سوال من را جواب ندهید که چه فرقی بین حرف های شما در زمینه گناه و انحراف و … هست و قانون چند همسری در ایران که بر طبق اسلام هست؟ من هم جواب شما را نخواهم داد و راستش اصلا هم برایم مهم نیست که شما چه قضاوتی در مورد جواب ندادن من میکنید؟ هر چه دوست دارید بگویید، اما این را فقط برای بقیه خواننده های دیگر می گویم که بدانند چرا من جواب شما را نمی دهم. شما هم هر جور که دوست دارید حرف بزنید و نتیجه گیری کنید (نتیجه گیریتان مثل این است که به فردی که خدا را قبول ندارد بگویید: خدا را که قبول داری؟ خدا گفته که : ….)
    بابا آقا یا خانم دوست به مقدسات عالم قسم، من به زندگی و گناه و … مثل شما نگاه نمی کنم و فکر هم نمیکنم نگاه من به زندگی و اطرافم باعث گناه کردن نوامیس و محارم شما میشود، شرحی هم که از همبستری ام با کسی برای شما و نوامیستان نداده ام که! پس بی خیال

  191. عطیه ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۲:۵۲ ق.ظ

    در ضمن من همین الان میلیون ها و میلیاردها انسان را میشناسم که با من هم عقیده نیستند، و به خدا هیچوقت هم در زندگی ام نخواستم کسی را قانع کنم الا اینکه حق ندارد به “حقوق من تجاوز” کند (لطفا دیگه جای من فکر نکنید که حقوق من چی هست و چی نیست؟) و این موضوع من را ناراحت نمیکند! آنچه من را ناراحت میکند این است که دیگران بخواهند به زور طرح امنیت اجتماعی و به اسم اسلام و … حتی با وبلاگ نویسی و …. من را هم عقیده خود کنند.
    و اینکه شما چرا پیش فرضتون اینه که از من بهترید و بعدا اگه قانع شدید من از شما بهترم؟؟ من عقیده خودم را دارم و شما هم عقیده خودتان را و من هم مصلح اجتماعی و پیامبر نیستم که بخواهم کسی به مسلک من درآید، من یک انسان هستم مثل میلیاردها انسان دیگر که مثل شما فکر نمیکنم
    چرا فکر کردید که من با شنیدن کلمه ایمان یاد انسان خشکه مذهب می افتم؟ من با خواندن این جمله: ” آرایش کردن لباس زیبا پوشیدن رقصیدن و آواز خواندن اندام زیبا داشتن همه از صفات بسیار خوب و پسندیده یک دختر است ولی در حریم خانواده البته در حالی که روابط اجتماعی خوبی هم می تواند داشته باشد…” و یا با شنیدن دستوراتی در مورد رعایت آداب لباس پوشیدن زنان و بیماری جنسی و … یاد یک انسان خشکه مذهب می افتم (البته من اهل قضاوت کردن نیستم با مثال خودتان وارد بحث شدم، در مثل مناقشه نیست)

    و شنیدن این یکی: “خوب عطیه خانم حتی شنیدنش تو را ناراحت کرد ولی خوب شنیدن کی بود مانند دیدن ….” من را به خنده واداشت که شما حتی جای من هم احساس ناراحتی کردید و بیانش هم میکنید، به خداوندی خدا نظر شما کلی مایه تفریح من بود
    در ضمن دیگر به هیچ عنوان پاسخی به شما نمیدهم. حالا هر چه قدر دلتان میخواهد خطاب به من کامنت بگذارید، مهم نیست

  192. زینب ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۱۲:۲۴ ب.ظ

    من نمی دونم کی گفته صحبت کردن درباره روابط جنسی ربطی به فمنیست بودن داره. اینها بیشتر دوست دارن دردل کنن. در ضمن بله این چند سال میتونه اینقدر تاثیر بگذاره. خودتو ناراحت و درگیر نکن. اینا که بهتر از ماهان که هی گیر میدیم به اوضاع سیاسی.

  193. یوسف ۱۳۸۷-۰۱-۲۸، ۲:۱۲ ب.ظ

    سلام
    شجاعتی که داری قابل ستایش است.و حرفهایت نشان از اصالت خانوادگی و مذهبی بودنت دارد که جای خوشحالی است که توانستی با حرف های حق ولوله ای در بین این جماعت استحاله شده و بی اصل و نسب بیندازی. با یقین به حرف زدنت در وبلاگت ادامه بده.
    موفق باشی

  194. امین ۱۳۸۷-۰۱-۲۹، ۱:۲۲ ق.ظ

    جامعه اسلامی رو خوب اومدی حاج خانم!
    می شه نشون بدی با این گندی که جمهوری اسلامی زده؟

  195. دوست ۱۳۸۷-۰۱-۲۹، ۹:۰۳ ق.ظ

    به …

    من دیگه خسته شدم بس که چشام بارونیه….پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه؟

    من دیگه بسه برام تحمل این همه غم….بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و کم

    وقتی فایده ای نداره غصه خوردن واسه چی؟…واسه عشقای تو خالی ساده مردن واسه چی؟

    نمیخوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم…نمیخوام گناه بی عشقی بیفته گردنم!!

    نمی خوام در به در پیچو خم این جاده شم واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم

    یا یه موجود کم و خالیه پر افاده شم وایسا دنیا…. وایسا دنیا من می خوام پیاده شم!

    …………….

    همه حرف خوب می زنن ……. اما کی خوبه این وسط؟

    بدو خوبش به شما ما که رسیدیم ته خط……قربونت برم خدا چقدر غریبی رو زمین

    آره دنیا ما نخواستیم دلو با خودت نبین!!

    ………………

    این همه چرخیدیو چرخوندی آخرش چی شد؟

    اون بیلیت شانس دوره بگو قسمت کی شد؟

    همه درویش همه عارف …جای عاشق پس کجاست؟

    این همه طلسم و ورد .جای خوش دعا کجاست؟؟؟؟
    *
    *
    *

    نرود میخ آهنین بر سنگ ….

    *
    این گوی و این هم میدان …

  196. Armaghan ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۱۲:۴۴ ق.ظ

    همه اینه به کنار
    و بماند که من کاملن از همون دسته آدم هام که متعجبت می کنن …
    ولی تا حالا فکر کردی که ممکنه عقاید ِ شمما ها هم همین قدر برای ِ ما عجیب باشه ؟؟!!!
    و باز این که با این پست کلی خواننده پیدا کردی …

  197. مرجان ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۶:۴۸ ق.ظ

    تو مذهبی هستی و مذهبت بهت می گه که چی خوبه و چی بده … اما من که با این مذهب متولد شدم و حالا دلیلی نمی بینم که چیزی که بهم تحمیل شده رو به زور و به هر قیمتی نگه دارم اخلاقی که از مذهب می آد چیز بی معنی یه و به نظرم نمی شه بدون تجربه به جنگ آدم های با تجربه رفت ( .من ندیدم تو هیچ کدوم از این نوشته ها کسی راجع به دنیای شما چیزی بگه .کسی مسخره تون کنه که این تجربه رو نداشتین و خودتون رو پاک !نگه داشتین حالا چی شده که به شما برخورده خودش جای بحث داره .اما اصرار شما واسه ثابت کردن این که راهی که شما پیش گرفتین درسته .تلاش واسه اثبات کردن خودتون اونم وقتی که کسی تهمتی بهتون نزده خیلی جالبه و این همون کرمیه ( ببخشید ) که مذهب به جون آدم می اندازه …وگرنه لحن کسی که به خودش و به رهش و روشی که برا زندگی پیش گرفته معتقده این نیست .بعدشم این نوشته ها که اینجور شما رو برافروخته کرده اصلا دنیای شما نیست چرا سرک می کشین توش ؟

  198. e ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۷:۴۴ ب.ظ

    Duste aziz

    man ta hadde ziadi ba harfaye mokhalefane postet movafegham, chera? vase inke chera mikhay cheshmato bebandi va jamei ro ke tush zendegi mikoni nabini????, hatta age anche shoma neveshti sahih ham bashe vagheiyate jame ast shoma ham nakhah eyne masouline nezam sarpush bezari saresh va fekr koni nagoftan yani nabudan. baedesh ham age shoma kahili donbale mikhay rishe yabi koni, yade jame mozakhrafet bioft ke sare adama ro zire ab mikonan mesle ab khordan sedasham dar nemiad. fekr nemikonam to dine shoma jorme zana bishtar az ghatl bashe pas lotfan nagu jame eslami adam khandash migire.

    mahze ettelaet begam manam adame mazhabi hastam dar hadde orf vali yad gereftam nazarate man male mane nazarte baghieh male baghieh. dust nadari nazarate baghieh ro naro weblogeshuno bekhun.kare sakhti nist ke

  199. آیت ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۸:۵۲ ب.ظ

    زهرا خانوم اول علیک سلام
    دوم من یه جورهایی با شما موافقم (ریش ندارمم جانماز هم آب نمیکشم یه ۲۰ تا ۳۰ تایی هم دوست دختر داشتم اما یه بچه مسلمانم) نمی گم داشتن یه رابطه جنسی اشتباه اما میدونم اشاعه اون مثل تکرر در گناه صغیره یه گناه کبیره است در ضمن به شما کاملا حق میدم که نباید از خصوصی ترین لحظات زندگی به هیچ کس جز محرم ترین کس چیزی گفت شاید بشه گفت که من با فلانی رفیقم اما نباید گفت که با هم چه کردیم و چه خواهیم کرد

  200. سارا ۱۳۸۷-۰۱-۳۰، ۹:۴۳ ب.ظ

    به همون میزانی که شما مطمئنی حساب کتابی هست و آخرتی..منم مطمئن اونطوری که ذهنمون رو پر کردن نیست.. همین باید و نبایدها بوده که صکس شده یه تابو برای همه جوانها..

  201. مهندس شیعه ۱۳۸۷-۰۱-۳۱، ۱:۱۴ ق.ظ

    In god
    با سلام
    از دو چیز در عالم متنفرم یکی فیلم هندی دومی فمینیزم..!!!
    به نظر من فمینیزم در واقع کثافت ترین جنبش بشریه….
    یعنی استعاد با لقوه ی فوق العاده ای در انحطاط داشت…!!
    همشون یک مشت روانی هستن که اگر دستشون رو رو زمین بذارن با چهارپا اشتباهی می شن!!!!
    lol

  202. javad ۱۳۸۷-۰۱-۳۱، ۱:۳۷ ق.ظ

    سلام. ماشالله چقدر بحث داغه
    من اول حمایت خودم رو از مواضع شما اعلام می کنم.
    و بعد
    همین آقایون (!) و خانمهای فمنیست با ازدواج مخالفن اما با رابطه آزاد و بی قید و بند موافق! چرا؟ فقط به خاطر اینکه اسلام گفته ازدواج کنید.
    اینها از جای دیگه ای میسوزن و اینطور دارن خودشون رو خالی می کنن. شاید پز روشنفکریه شاید شجاعت (!) شاید عقب نماندن از قافله تمدن! به هر حال برای هر کارشون یه توجیهی دارن.
    البته من در مقابل این کارها دوست ندارم که پای مذهب به وسط بکشه چون اونها همه چیز رو به گند می کشن. بهتره با منطق خودشون جواب داد. ادعا می کنن که متمدن هستن. البته اگر س.ک.س و رابطه آزاد جنسی تمدن باشه حیوانات از همه متمدن تر هستند.

  203. javad ۱۳۸۷-۰۱-۳۱، ۱:۳۷ ق.ظ

    با این محمدرضا (مهندس شیعه) هم که من همیشه موافقم. خوب گفته

  204. theyoungman ۱۳۸۷-۰۱-۳۱، ۱۱:۱۸ ق.ظ

    باتمام حرفات موافقم ، همین .

  205. ابوذر منتظرالقائم - وبلاگ پاسداران ۱۳۸۷-۰۱-۳۱، ۲:۰۳ ب.ظ

    بسم الله . یعنی توی فصای وبلاگ فارسی توی عمرت یک وبلاگ مذهبی ندیدی ؟ ! دیدگاه بچه مذهبی ها روشن نیست؟ یعنی این همه وبلاگ بچه مذهبی – که توی تحقیق دانشگاه هاروارد تعدادشون هم اصلا کم ارزیابی نشده – با این مطالب تو موافق نیستند؟ کلمه کلمه مطالبی که نوشتی مورد تایید فضای بچه مذهبیاست و البته که نظر بچه مذهبی ها از نظر تو کمی گسترش بیشتری هم داره و به اونچه که نوشتی محدود نمیشه . یا حق.

  206. محمدمسیح ۱۳۸۷-۰۱-۳۱، ۵:۰۰ ب.ظ

    بسم الله؛
    زهرا خانم، جدا دل گرم کننده بود، جدا دل گرم کننده بود که بالاخره یک نفر بین این جماعت مثلا روشنفکر های وبلاگستان جنم پیدا کنه و این حرف رو بزنه و نگران اینکه جماعت خارج از دایره ی روشنفکری( یا مثلا تجدد ) فکرش کنند، نباشد.

    ولی یادتان باشد، بچه مذهبی توی نت زیاد ولی حضرات مثل شما و دوستانتان وبلاگشهر را تبدیل به دوتا جزیره ی کاملا جدا از هم کرده اید که هیچ ارتباط مشخصی به هم ندارند، مثل دیوار برلین.

    هر کی از آن ور نگاه کند، یحتمل توی خیالش اینجا را هم طایفه ای فرض می کند که یک قوم اینان و یک قوم هم اونا که هیچ کدوم هیچ رقمه اون یکیا رو داخل آدم حساب نمی کنند؛ انگار نه انگار که مثلا منه بچه مذهبی نصف خاله عموهام و فک و فامیلم از تیپ دیگه اند ولی باز هم این نظام خانوادگی را به هم نمی زند که کنار هم بشینیم و بخندیم. کشور هم همینطوره مگر این جماعت تو دانشگاه و دبیرستانشون کنار همکلاسی های مذهبی اشان نمی نشستند!

    یعنی واقعا انقدر بین این دو جمع گسست بوجود آمده؟ این ره آخرش به ترکستانه، به چیزی شبیه جنگ داخلی، دارو دسته ی نیویورکی ها و الخ …

    والسلام

  207. محمدمسیح ۱۳۸۷-۰۱-۳۱، ۵:۲۲ ب.ظ

    به جواد:

    بسم الله؛
    جواد جان تازه نمی دونستی که شیرای نر هر وقت به گله ی دیگه ای حمله می کنند و نر هاش رو بیرون می ریزن همشون با همه ی ماده ها از مادر و دختر و خواهر می خوابن تا وقتی بچه هاشون بدنیا اومد معلوم نباشه باباش کیه تا یک شیر نر دیگه اون رو بکشه و همه بچه ها بچه های همه باشن.
    ضمنا اون شیرای نر اخراجی هم احتمالا می رن برای تجدید قوا تا بعدا ترتیب یک گله ی بدبخت دیگه را بدن!

    ولی اصولا راست می گی حیات وحش از همه متمدن ترند با حساب حضرات!

  208. امیر ۱۳۸۷-۰۲-۲، ۱۰:۲۳ ق.ظ

    سلام زهرا جان . نوشته بودی ” ای من عجیبه که چطور در یک جامعه اسلامی داره این اتفاقات می افته؟!!! کشور ما داره به چه سمتی پیش میره؟! که اینهمه فساد پنهان و آشکار توش هست!!! ”

    کشور ما ظاهر اسلامی داره ، اما واقعا اسلامیه ؟ – حکم قطع دست دزد (قرآن: سوره مائده، آیه ۳۸) اجرا نمی شود. حکم قطع معکوس دست و پای محارب (مائده، ۳۳) اجرا نمی شود. حکم قصاص چشم در برابر چشم، بینی در برابر بینی، گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان (مائده ۴۵) اجرا نمی شود. حکم رجم اجرا نمی شود. حکم مرتد اجرا نمی شود.حکم جهاد ابتدایی اجرا نمی شود. حکم جزیه (توبه، ۲۹) اجرا نمی شود. حکم تازیانه زدن در حضور گروهی از مومنان (نور،۲) اجرا نمی شود. حکم ربا اجرا نمیشه (بقره، ۲۷۹)
    اگه حجاب رو هم از سر زنان کشورمون برداریم ، دیگه چه چیز اسلامی این کشور داره که ما بهش میتونیم اشاره کنیم ؟ ؟؟؟

    اما در مورد نوشته هات . بنظر من اگه به چیزی مثل حریم خصوصی اعتقاد داری ، می تونی به وبلاگهایی که اذیتت می کنن سر نزنی . نه بخاطر اینکه جواب بدی ، برای اینکه روحت رو اذیت نکنی !!!
    من ادم معتقدی هستم ، اما مطلبی که می خونم رو خودم انتخاب میکنم و
    اما علم روانشناسی میگه که زنای ذهنی در خانمها ۷ برابر آقایونه !!!
    بهتره که خودمون رو با صداقت بر رحمانه مورد کنکاش قرار بدیم .
    دانستن بهتر از ندانستنه ، اما ما می تونیم انتخاب کنیم که از کجا و به چه مقدار اطلاعات دریافت کنیم .

  209. علی ۱۳۸۷-۰۲-۳، ۴:۰۶ ب.ظ

    باور کن بسیاری از بچه‌ مذهبی های وبلاگنویس با شما هم عقیده‌اند … و اتفاقا دختران مذهبی وبلاگ نویس زیادی هم هستند که اگر با شما آشنا بشوند، نظراتشان را خواهی دید …

  210. Elham ۱۳۸۷-۰۲-۳، ۵:۰۵ ب.ظ

    مطلب طنز قشنگی بود. صبح را با قهقهه شروع کردم … دستت درد نکنه!

    ناشناس Reply:

    خنده اینه که خفتت کنن ببرنت یه جایی که هرچی جیغ بزنی فقت گشاد تر شه…بعدم ولت کنن یه گوشه…بیچاره فکر کن.

  211. neda ۱۳۸۷-۰۲-۳، ۸:۱۷ ب.ظ

    chetor too in jame’ye eslami in hame dozdi hast shoma barafrookhte nemishi?

  212. rahimi ۱۳۸۷-۰۲-۳، ۹:۲۸ ب.ظ

    سلام
    دوستانی که می گوئید زهرا خانم یا هیچ کس دیگه حق نداره به عقاید دیگران خرده بگیره و اعتراض کنه که
    چرا مثلا فلانی خاطرات رختخواب خودش رو در وبلاگش نوشته
    و دلیلتون هم اینکه که هر کسی حق داره نظر و عقیده خودش رو ابراز کنه
    شما با دلایل خودتون محکومین

    من یه فرد نسبتا مذهبی هستم و هیچ مشکلی هم با وبلاگ های پ و ر ن و ندارم
    خوب وقتی خوشم نمیاد نمیخونم اونا دوست دارند اونطور بنویسند
    اما زهرا خانم هم حق داره نظرات خودش رو در وبلاگ شخصی خودش بنویسه
    دوستانی که مودبانه این نوشته ها رو نقد کردند حرفشون متینه
    اما دوستانی که با پرخاشگری و ناسزا گفتن اعتراض خودشون رو نشون دادند سخت در اشتباه اند
    چرا که مثلا من هیچ موقع نمیرم در سایت فلانی و بهش ناسزا بگم که چرا اینطور مینویسی
    شما خودتون در سایت یه نفر اونو محکوم میکنین و انتظار دارین اون در سایت خودش
    نظراتش رو ننویسه؟؟

    خوب در اصل شما دارین تحجر نشون میدین و میخواین فضای وبلاگستان مطابق میل و سلیقه شما باشه
    و هر کسی که مطابق با معیارهای شما نباشه حتما امل و عقب مانده است.

    خانم عطیه

    همانطور که فرمودین شخصی مذهبی نیستین اطلاعات شما نیز در مورد اسلام کامل نیست
    ضمن اینکه در حرفاتون عرف رو هم در نظر نگرفتین
    میفرمایین طرف با همسرش همخوابه بوده و اشکال شرعی نداره داستانش رو بنویسه
    انسان ها خیلی کارها میکنن که مشکل شرعی نداره اما نباید در حضور دیگران باشه
    مثلا در یکی از کشورهای اروپایی طرف دوست نداره وقت غذا خوردن کسی رو ملاقات کنه
    یا که تمام مردم به قضای حاجت (w.c) احتیاج دارند اما این بی ادبانه است که عملشون رو
    در حضور افراد دیگه انجام بدن چه مذهبی باشن چه غیر مذهبی

    در مورد رساله هم برداشت اشتباه دارین
    اگرزنی را بدون اطلاع خودش به عقد مردی درآورند و بعد خودش بگه راضی ام
    عقد صحیحه و اگه قبول نکنه عقد باطله و در مورد تجاوز این قضیه مردوده

    از نظر اسلام ما حق نداریم مردمی که در کشور اسلامی زندگی میکنند و مالیات میدهند
    کافر باشند یا یهودی و… بکشیم و مالشان را به غنیمت ببریم.در صورت وقوع چنین عملی
    عامل آن مطابق قانون مجازات میشه.

    در مورد صیغه هم بگم اسلام میگوید اگر جوانی امکان ازدواج رو نداشت اگه مایل بود
    میتونه صیغه کنه و اگه هم میتونه خودش رو کنترل کنه اجباری برا اینکار وجود نداره
    پس حالا ما اگه صیغه نکنیم هم عیبی بر ما نیست.

    توصیه میکنم یکم بیشتر در مورد اسلام تحقیق کنید.

    دوستان این مورد را هم بگم

    ما مذهبی ها امل و عقب مانده ،قبول اما تا وقتی که مریضی نباشه کسی
    قدر سلامت رو نمیدونه و تا جنگ و ویرانی نباشه کسی قدر صلح و امنیت را نمیدونه
    پس وجود ما عقب مانده ها هم برای درخشیدن شما لازمه مو بنابراین بهتره کمی با هم مدارا کنیم.

    حافظ وظیفه تو دعا گفتن است و بس
    در بند آن مباش که نشنید یا شنید

  213. خاطره ۱۳۸۷-۰۲-۳، ۱۰:۴۶ ب.ظ

    lبا چیزی که نوشتی یه جورایی موافقم… مخصوصا با اینکه این موضوع نه از دیدگاه مذهب که از نگاه اخلاقی هم مردوده…
    اونقدر کامنت ها جذاب بود که تقریبا همه شونو خوندم و دیدم که همه حرفهایی که باید گفته بشه گفته شده…
    متاسفانه مخالفین اونقدر تند روی کردن که نتیجه کاملا معکوس داده…
    موفق باشی دوست گلم…

  214. Pat.Riot | MohammadAli's Persian Weblog ۱۳۸۷-۰۲-۴، ۶:۱۱ ق.ظ

    ردلایتز استریت؛ آمستردام!…

    اگر بپذیریم که نا‌عدالتی و تبعیض علیه زنان، اولین بار در اروپا منجر به پدید آمدن جنبشهای زنان برای پایان‌دادن به ظلم و ستم مردانه شده‌است…

  215. مجتبی ۱۳۸۷-۰۲-۵، ۲:۵۳ ب.ظ

    خیلی جالب بود خیلی

  216. هانی ۱۳۸۷-۰۲-۶، ۱۱:۳۷ ق.ظ

    آفرین بر دختر خوب ودیندار.انشاء الله شوهر خوبی گیرت بیاد همانطوری که میخوای.اما چند نکته قابل بیان است.
    تا دنیا دنیاست حماقت از بین نمی رود.
    تا زن هست فساد هم هست
    فساد اگر با آن مبارزه شود مخفی میشود ولی از بین نمی رود
    فساد چون لذت بخش هست جاذبه دارد.
    لکن فساد ریشه ندارد زیرا مث حباب روی آب است که ریشه ندارد.وآنچه ریشه دارد ایمان وصداقت است.
    راه مبارزه با فساد ایمان به خداست.وخدا ترسی.والا اگر هزاران مامور وپلیس
    گذاشته شود .نمی توان با آن مبارزه کرد.
    ازدواج شکل دیگری از مبارزه است.
    در حال حاضر روش های فساد انگیزی وقیح تر شده است

  217. مهدی ۱۳۸۷-۰۲-۷، ۱۰:۳۹ ب.ظ

    من بهت بگم زهرا خانم من هم توبالاترین یه بار نظراتو خوندم . ببین توبالاترین هم افراد خوب زیادند . بهت بگم افتخار کن که مومنی .انتم الاعلون ان کنتم مومنین . اگر مومن باشی بالاتر از غیر مومنان هستی .به ایمانت بناز وافتخار کن ومطمئن باش خوشبختی با امثال توست .من شدیدا پیرو نظرات اسلام هستم .ماهرچه خوبی داریم از اسلاممان است .روحیه داشته باش . تو خوبی .بی دینان در روزی که باز گشتی ندارد نتیجه ظلمشان را خواهند دید .خوش به حالت که مومنی .من هم مومنم .راستی من کاربرmehdi313 دربالاترین هستم

  218. مریم ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۱:۱۲ ب.ظ

    برو بابا! به تو چه؟

  219. رها ۱۳۸۷-۰۲-۸، ۱:۱۶ ب.ظ

    عوضی ، ما هم مسلمونیم، ولی مسلمون انسان، می دونی انسانیت یعنی چی؟ من که شک دارم، انسانیت هم به پایین تنه ربطی نداره ! …

  220. fozoul ۱۳۸۷-۰۲-۹، ۵:۴۵ ب.ظ

    Zahra khanom
    midoni chera inghadr fesad hast ? chon jameh iran mazhabieh. eshkal kar to mazhabeh na dar sex.

  221. foz ۱۳۸۷-۰۲-۹، ۵:۴۷ ب.ظ

    eshkal kar az mazhabeh, in hmahwe moshkel dar iran beh khatere mazhabeh, baes hameh inha mazhab hast.

  222. سمانه ۱۳۸۷-۰۲-۱۰، ۱۰:۵۹ ق.ظ

    سلام زهرا خانم من با شما موافقم و گناه کبیرش رو هم قبول دارم ولی کار از ریشه خرابه توی این وبلاگستان اگه بخوای از خدا بنویسی میشی امل ولی اگه بخوای توهین کنی میشی روشنفکر فقط باید طبق میلشون نوشت سکص که چیزی نیست یه سر به وبلاگ پلنگ صورتی بزن توی مطلب تضاد اسلام و….. ببین چطوری به امامهای ما توهین شده و بقیه هم تشویق کردن انوقت خدا خدا میکنی تا در رابطه با این مسائل بنویسن و هر بلایی که خواستن سر خودشون بیارن من از اینجا از همه خواه میکنمبه این وب برید و نظر مخالف خودتون رو اگر دارید بنویسیدتا تشویق به نوشتن در این مسایل نشه ممنون

  223. زهرا با صدای بلند فکر می کند | زهرا ۱۳۸۷-۰۲-۱۹، ۲:۳۷ ق.ظ

    [...] که غریبه ها رفتن بگم که این مطلب وبلاگستان بی دین و ایمون وهمین طور توضیحی که واسش نوشتم همه حواشی ای که بعد از [...]

  224. زهرا اچ بی بالاخره چکاره است؟ | زهرا ۱۳۸۷-۰۲-۱۹، ۲:۳۸ ق.ظ

    [...] این قضیه وبلاگستان بی دین و ایمون هیچ خیری اگه واسم نداشت امروز که بیکار بودم و فرصت گشت [...]

  225. یک صفاتی دیگه رخت بر بسته!! | زهرا ۱۳۸۷-۰۲-۱۹، ۲:۴۵ ق.ظ

    [...] بحث در مورد پست قبلی بی فایده است. هر کس دلایل خودش رو داره و فکر می کنم تعداد اندکی [...]

  226. توضیحی بر پست وبلاگستان بی دین و ایمون!!! | زهرا ۱۳۸۷-۰۲-۱۹، ۲:۴۶ ق.ظ

    [...] اما اصل مطلب! پست وبلاگستان بی دین و ایمون!!! من عملا از دو بخش تشکیل شده [...]

  227. Edi ۱۳۸۷-۰۲-۲۱، ۷:۱۷ ق.ظ

    Salam.man donbale ye matlabe takhasosi to internet search mikardam ke yeho sar az to in site dar ovordam.ke hich ertebati ba matlabe morede nazare man nadasht.vali ensafan az in hame nazari ke mellat dadan taajob kardam.
    omran age har matlabe dige ee ro be bahs bezarid enghad nazar bedan.
    labod inam az siasataye jadide hamintor khalaghiyateton dar neveshtane S_E_X_malome ke in mellat badjor to kafe ….hastan

  228. چالش زنانه در وبلاگستان ۱۳۸۷-۰۲-۲۲، ۴:۲۶ ب.ظ

    [...] بینی بود اکثر فمینیست ها به دفاع از تن نوشتن پرداختند. زهرا با ربط دادن این نوشته ها به بی دینی فمینیست ها، موضوع [...]

  229. parisa ۱۳۸۷-۰۲-۲۳، ۹:۲۴ ق.ظ

    man be shedat moafegham

  230. ف.ف ۱۳۸۷-۰۲-۲۳، ۱۱:۵۰ ق.ظ

    با سلام
    خانم زهرا. من سابقه زیادی از این بحث ندارم. امروز یه مقدار از مباحثات مربوطه رو خوندم و دوست دارم نظرم رو بگم.
    به نظر من از نظر آموزش ص.ک.ص در حد صفر هستیم. این آموزش لازمه. در مرحله اول هم وظیفه پدر مادراست که اینکارو انجام بدن. من اینو به عنوان مرد ۳۰ ساله ای میگم که متاهل هم هست. جوانهای چشم و گوش بسته وقتی زیر یه سقف میرن تازه می فهمن که هیچی نمی دونن! هیچی بلد نیستن. اصلا نمی دونن طرف مقابل چی می خواد!؟ حالا یا باید به روش آزمون و خطا متوسل بشن، که معمولا هم خجالتی هستن و آخرش واقعا نمی فهمند که آیا تونستن این حلال خدا را به نحوی انجام بدن که همسرشون این کارو به عنوان یک وظیفه اجباری زجر آور نبینه؟
    واقعا خیلی از زندگی ها به خاطر نداشتن کمترین اطلاعات در این زمینه از هم پاشیده شده. خیلی قتل ها و جنایت ها رخ داده ب خاطر نا آگاهی.
    پدر و مادر که هیچی، چه راهی می مونه؟ کتاب آموزشی؟ هست تو بازار؟؟؟؟
    فیلم؟ استغفرا…! مقاله اینترنتی؟ فیلتر شده!!!
    من باشم از کوچکترین ذره اطلاعات از هر منبعی استقبال می کنم. به نظر من این کار یعنی در اختیار گذاشتن اطلاعات ارزشمنده. حالا دلیل نداره من برم اینکارو برای حرام استفاده کنم.

  231. حمیده ۱۳۸۷-۰۲-۲۸، ۱:۱۲ ب.ظ

    باسمه تعالی
    بیا تا واقع نگر باشیم
    در هر زمان و مکان و هر دورانی که بوده همیشه چنین بوده. جالب اینجاست که اگر ما ۱۰۰ نفر جمعیت داشته باشیم و ۹۵ نفر آنها خوب مطلق باشند و تنها ۵ نفر آنها بد باشند آن ۵ نفر چنان هیاهویی دارند که گویی از این جمعیت ۱۰۰ نفره ۹۵ نفر آنها بد کردار و بدرفتار بوده و تنها ۵ نفر آنها خوب می باشد.

  232. sina ۱۳۸۷-۰۳-۱۴، ۴:۰۹ ق.ظ

    bekhab moamele !

  233. ناشناس ۱۳۸۷-۰۴-۱۴، ۱۱:۴۴ ب.ظ

    خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر نماید

  234. سولماز ۱۳۸۷-۰۴-۱۹، ۳:۵۴ ب.ظ

    زهرا جون دلم میخواد به حال اون هایی که حرف های قشنگ وبا ارزشت رو نمی فهمن زار زار گریه کنم راستی زهرا جون مگه چندسالته که این همه بهت گیرمیدن خوب سنتو بنویس تا خیال ادم های فوزول رو راحت کنی.

  235. بابک ۱۳۸۷-۰۵-۱۲، ۲:۱۵ ق.ظ

    با کل مطلب کمی موافق و کمی مخالفم. (شرح موافقت ها و مخالفت ها از حوصله من و شما خارجه…)

    زهرا: «برای من عجیبه که چطور در یک جامعه اسلامی داره این اتفاقات می افته؟!!! کشور ما داره به چه سمتی پیش میره؟!….»

    در این رابطه: اصلآ نباید براتون عجیب باشه چون همه چیز زیر سر همین «جامعه اسلامی» ما است.

  236. رضا ۱۳۸۷-۰۸-۲۲، ۱۲:۱۶ ق.ظ

    سلام واقعا آفرین به شما بالاخره یه نفر پیدا شد این چیزارو تو وبلاگش مطرح کنه من که با شما موافقم من خودم هم از این همه فساد که تو جامه داره بیداد می کنه واقعا بدم میاد اصلا من موندم که اینا چطور به خودشون اجازه می دن این کارارو انجام بدن بدون هیچ شرمو حیایی باز هم ممنونم از این کارتون من شمارو لینک می کنم امید وترم این مبحثو باز هم ادامه بدبن تا شاید به یه جایی برسه …………
    با امید این که یه روزی این کشور اسلامی اسلامی بشه.

  237. ناشناس ۱۳۸۷-۰۸-۲۴، ۲:۲۷ ب.ظ

    گا و میمون الاغ

  238. ناشناس ۱۳۸۷-۰۸-۲۴، ۲:۳۰ ب.ظ

    خیلی الاغی کر نکبت عوضی

  239. ناشناس ۱۳۸۷-۱۲-۱۲، ۵:۱۹ ب.ظ

    دختر جان بیکاری مگر نشنیده ای که نرود میخ آهنین بر سنگ. این افراد را رها کن چون: صدها چراغ دارد و بیراهه می رود بگذار تا خود رود و بیند سزای خویش

  240. ارمان ۱۳۸۸-۰۱-۷، ۳:۰۵ ب.ظ

    بدنبود.ماباید اینها رو نجات بدیم.مطلبی در این باره در لینک خود دارم

  241. الهام ۱۳۸۸-۰۴-۱۳، ۸:۵۹ ق.ظ

    azizam man bahat ham nazaram adama bayad ye chizai ro raayat konan

  242. الهام ۱۳۸۸-۰۴-۱۳، ۹:۲۴ ق.ظ

    من واسه بضیا متاسفم که فکر میکنن این خانوم سنش پایین یا داره فضولی میکنه هر کسی برای خودش نظری داره و نظرشم محترمه بازم معزرت میخوام مهمترین چیزی که داره از دست مامیره فرهنگمونه دیگه شبیه ادمیزاد نیستیم یا خیانت میکنیم یا خیلی راحت دل کسیرو میشکونیم یا همه ی کارامون شده کثیف کاری ما چقدر بد شدیم که اسم دین اسلام رو خودمون گذاشتیم و هر کاری دوست داشته باشیم انجام میدیم به نظرتون این کار درسته حیوونا رو هم دارن مثل ما تربیت میکنن ما چه فرقی داریم با اونا پس.منظورم با همه نبود .

  243. ناشناس ۱۳۸۸-۰۵-۸، ۲:۱۷ ب.ظ

    ولی من یه چیزو می گم یه عده گند زذن به تمام اعتقادات مردم واسه همینم هست که کسی حرف حق و نمی شنوه
    منم دستم بالاست
    پرچمت بالا

  244. ناشناس ۱۳۸۸-۰۵-۲۶، ۷:۴۲ ب.ظ

    به نظر من کسی که رگ و ریشه داشته باشه این کارها را نمیکنه
    به خاطر به خطر افتادن آبروشون چون دارن می ترسن
    تا جایی که من دیدم یا بیشتر کسایی که من دیدم ما اون مکان نیستند یعنی کسی نمیدونه پدرش کیه مادرش کیه یا دایش کیه عموش کیه نوه کیه یعنی یه جورایی مهاجره
    هر کاری دلش میخواد میکنه چون کسی نیست بهش بگه چرا

  245. ana ۱۳۸۸-۰۹-۱۸، ۴:۲۹ ب.ظ

    etemad be nafse kazeb dari

  246. fashist ۱۳۸۸-۰۹-۳۰، ۳:۱۹ ب.ظ

    سلام واقعا آفرین به شما بآخر یه نفر پیدا شد این چیزارو تو وبلاگش مطرح کنه

  247. خودم ۱۳۸۸-۱۰-۶، ۱:۳۸ ب.ظ

    ببین عزیز من اول به من بگو دین چیه؟ از دین چی می دونی جز حرفایی که تو کتب دبیتان راهنمایی و دبیرستان و دانشگاه به خردوت دادن و حرفهای اخوندها پای مبنر و حرفهای اطرافیانت؟ دوما اخلاق را با دین قاطی نکن. سوما هرکس حق داره راجع به خودش خودش تصمیم بگیره توخیلی مهربونی دلت واسه خودت بسوزه
    چهارما روابط جنثی که از نظر من یک سیقه شما بچه مسلمون ها حلالش می کنه در صورتی که احساس عمیقی درونش نباشه و سطحی باشه موجبات انحطاط روحی و روانی نه به خاطر دین شما بلکه به خاطر اصول اخلاقی و روانی.
    خیلی دلم واسه همه شما بچه دیندارای بی سواد می سوزه . خودم هم یکروز مثل شما بودم البته

  248. روی ماه ۱۳۸۸-۱۰-۲۳، ۱۲:۵۶ ق.ظ

    سلام. جالب بود. اما خداییش فکر نمی کردم کسی با این دغدغه ها، حوصله حضور در فضای مجازی و انتشار چنین افکاری رو داشته باشه. به هر حال اولا ممنون و دوما بهتره یه جای نوشته تون رو اصلاح کنید. اینهایی که شما ازشون صحبت کردید اگر خانواده داشتن که به این مراحل نمی رسیدن! شایدم این عادت های بدی که دیگه تقریبا تبدیل به فرهنگ که چه عرض کنم بی فرهنگی شده ناشی از کم کاری های امثال ماست. به هر حال امیدوارم بیشتر از اینها پست هایی از این قبیل به چشمم بخوره. موفق باشید.

    نیما Reply:

    زهرا خانم…ای ول….
    آره خواهرم…هستن هنوز کسایی که این دری وری بازی یارو گناه کبیره بدونن و طرفش نرن…
    بله عزیز …فقط درد اینه که یمشت آدم عقده ای که هیچ محیطی برای ابراز وجود ندارن و هیچ برامدگی مثبت شخصیتی هم توشون پیدا نمیشه تنها سرمایه ای رو که دارن خرج می کننو انقدر قبیح می شن که حاضرن ابراز کنن تا همه بدونن چه کثافتایی هستن…
    وقتی به محارم خودشون رحم نمی کنن خوب از حیون پست تر میشن دیگه…بعدم با این کار می خوان یه لشکر بی قید و اراده مجازی درست کنن که بگن ما اکثریتیم…
    پدر و مادری که لغمه شبحه ناک به بچش بئه یا وقت بستن نطفه حروم خورده باشه و یا زنای فکری یا ذهنی کنه چیزی که پس میندازه همین بی دین و ایمونایی هستن که می بینی…
    خدا جای حق نشسته و گفته زن مومن برای مرد مومن و مرد مومن برای زن مومن…
    هرکسی رو تنگ یکی مثل خودش میندازه دیگه…

  249. روی ماه ۱۳۸۸-۱۰-۲۳، ۱:۱۲ ق.ظ

    با سلام. فکر می کنم کسی در اصل غیر اسلامی بودن موارد ناهنجاری که گفته شد شک نداشته باشه. البته همه ما می دونیم که اسلام یعنی تسلیم. تسلیم در برابر امر خدا. اما اینکه بعضی ها فقط دوست دارن مخالف جریان آب شنا کنند… این یک کمی جای فکر داره. به هرحال چیزی که مسلمه اینکه باید برای رهایی از این وضعیت باید یک کاری کرد. شاید… شاید ما تاحالا در معرفی حقیقت مظلومی به نام «اسلام» خیلی کم کاری کردیم…

  250. ارمین مشعل ۱۳۸۸-۱۱-۷، ۵:۳۷ ب.ظ

    به نظرم خیلی چیز گندی بود

  251. سامان ۱۳۸۸-۱۱-۲۱، ۱۰:۱۶ ق.ظ

    آدم میتونه هر کاری دوست داره بکنه
    آدم باید آزاد باشه
    اینترنت محیط آزاده شما میتونی چیزایی که دوست داریو بخونی
    این ببو بازیارو بذارید کنار
    عیسی به دین خود موسی به دین خود

  252. اصغر دوستی ۱۳۸۹-۰۱-۲۳، ۱۱:۴۱ ب.ظ

    من خودم یکی از مخالفان شدید اینجور چیزا هستم ولی شما از نظر دین و مذهب و تعصبی که دارید به این قضیه نگاه کردید. درسته؟
    خب این یعنی این که نمیتونید حقایق رو ببینید چون تعصب چشمتون رو بسته.
    این که اینا اشتباه میکنن درست ولی این دلایل شما نشون میده که شما آدم کوته فکری هستید(البته ببخشیدا!)
    اگر بخواهید نظرتون رو ارائه کنید باید با دید منطق به این قضیه نگاه کنید نه قوانین و بایدها و نبایدهای مذهبی و دینی
    درضمن عنوان تاپیک هم بسیار نامناسب هست. شما خوب یا بد رو مطلق میدونید(دقیقا چیزی که خودتون فکر میکنید) درحالی که اینطور نیست.

  253. حمید ۱۳۸۹-۰۳-۱۵، ۵:۴۶ ق.ظ

    یک سوال دارم.لطفا راهنمایم باشید.
    یک دختر توسط دوستی عزیز به من معرفی شده.
    با تحقیقاتی که انجام دادم از یک خانواده ی فرهنگی و از لحاظ مالی متوسطه.که البته تقریبا کمی از من از نظر مالی پایین تره.ولی بسیار دختر درس خون و پاک و مذهبی هستش که این برای من یک ارزش بسیار مهم بوده و هست.بدون اینکه خودش متوجه بشه دیدمش و از حجابش بسیار لذت بردم(دانشجوست و حتی آرایش خفیف هم نمیکنه و بسیار درس خون هستش-بدون اینکه کوچکترین بویی ببری کل آمارشو در آوردم)
    تنها مشکا اینجاست که زیاد چهره اش به دلم نشسته-البته از چهره اش بدم هم نمییاد.
    سوال من اینه که به نظر شما برم برای پیشنهاد یا نه؟در ضمن اون متولد۷۷هستش و میگن دخترها بعد از ازدواج اکثرا تا حد نسبتا زیادی زیبا تر میشن.نظر تجربی شما دختران و پسران جیه.آیا زیبایی پس از ازدواج چقدر در استحکام پیوند زناشویی موثره وآیا تا چند درصد امکان زیبا تر شدن ایشان پس از ازدواج وجود داره؟
    در اسرع وقت منتظره مشاوره ونظر شما عزیزان هستم.(ممنونم)

  254. حمید ۱۳۸۹-۰۳-۱۷، ۳:۲۲ ق.ظ

    بابا یک مغز متفکر و سرد و گرم کشیده ای نیست که جواب حاجیتونو بده؟؟؟
    (راهنمایی برای انتخاب همسر آیندم)