۱۳۸۷-۰۱-۲۳
خصلت عادت کردن + موارد سوال برانگیز!
* سلام! آقا سال شکوفایی همتون مبارک! تا اینجا مرغ شکوفه کرده شده کیلویی ۳۰۰۰ تومن! شیر هم جوونه زده شده ۷۵۰ تومن! اوخ گوجه رو ندیدین، کاملا نوآوری شده! شده کیلویی ۱۵۰۰ تومن! شایعاتی هم هست مبنی بر شکوفا شدن قیمت بنزین و به طور کلی آزاد سازی اون! به عبارتی دیگر قراره تا ساعاتی دیگر کرایه تاکسی ها هم اساسی شکوفا و نوآوری بشن! فعلن تا همین جا رو داشته باشید!!!
خدا به دادمون برسه اگه بخواد بقیه قیمتا هم همین جوری شکوفا بشه!!!
* یکی از خصلتهای خوبی که خداوند به انسان داده خصلت عادت کردن هست… اینکه میگن گذشت زمان باعث میشه خاطره منفی ای رو فراموش کنی و یا مشکلی حل بشه اساسا به نظر من جمله غلطیه. چون عملا گذشت زمان نیست که اوضاع رو برای شما عادی میکنه و باعث میشه فراموش کنی. صرفا عادت کردن به یه مشکل هست که باعث میشه باهاش بسازی و زندگی کنی وگرنه من بعید میدونم کسی از بین ماها باشه که به همین راحتی خاطرات منفیش رو فراموش کنه؟! اگه فکر میکنین فراموش کردید کافیه یه تلنگری از گذشته به خاطرتون بیاد. اونوقت سیل اشکها و فشاری که همین لحظه تحمل می کنید و سرزنشی که الان به خاطر اشتباهات گذشته خودتون رو می کنید و … همه اینها دال بر اینه که شما چیزی رو فراموش نکردید. زمان زیادی هم گذشته… اما با خودتون که خلوت کنید می بینید، حال فعلی شما به بدی همان موقع هست. شما فقط به این حال و روز عادت کردید… خودتون رو باهاش وفق دادید. چون چاره دیگه ای برای شما باقی نمونده… همین دیگه… خواستم بگم به نظر من یه گوشه هایی توی ذهن ما وجود دارن که خیلی تلخن ولی هیچ وقت نمیشه اونها رو به طور کلی پاک کرد… هر چند که از یادآوری شون بعضی مواقع شرمسار می شید، بعضی مواقع خشم سراسر وجودتون رو میگیره، بعضی مواقع به شدت تمام افسرده می شید و بضی مواقع هیچ حسی جز انتقام و یا نفرین و تنفر سراغ شما نمیاد. هیچ کدوم از این حسها خوب نیستند ولی نمیتونید واقعا به طور کلی پاک و یا حلشون کنید.
* در راستی این پست قبلی من درباره تبلیغ حسین رضازاده برای املاک رابینسون، این پست مازیار ناظمی را با عنوان از ابوالفضل تا رابینسون! را هم بخوانید. به نظرم خیلی زیبا نوشتند…
* یکی از مواردی که خیلی برای من سوال برانگیزه بعضی از این دختر خانومهایی هستند که زیر ابروشون رو برمیدارن ولی وسط ابروهاشون رو باقی میذارن؟!! کلا من متوجه نمیشم این کار در راستای چه هدفی انجام میشه؟! دیدید بعضیها ابروهاشونم چقدر پیوسته است و این کار (یعنی زیر ابرو تمیز کردن و دست نزدن به وسط ابرو) چقدر صورت رو ضایع می کنه؟! یکی از حرف و حدیثهایی که از قدیم الایام باب بوده اینه که داشتن ابرو یعنی اینکه شما دخترید و شوهر نکردید. احتمالا این کار در راستای همین حرفه؟ شاید؟ آیا؟!
* یه مورد سوال برانگیز دیگه برای من بعضی از خانومهایی هستند که چادری هستند ولی آرایشی بس غلیظ روی صورت مبارکشون دارن و موهاشونم مش کردن و انداختن بیرون! کلا این کار رو هم من نمی فهمم در چه راستاییه؟! بالاخره اگه این آدم مذهبیه و خودش رو مقید میدونه که چادر سرش کنه دیگه اون وضع صورت و موهاش چیه؟! انتظار معمول از چادریها اینه که موقرتر و سنگین تر از دیگران بگردند. ولی اگه هم نه مذهبی نیست و خیلی آرایش و بیرون انداختن مو واسش مهم نیست خوب دیگه چرا عذابش رو بیشتر کرده و چادر سرش کرده آیا؟!!! چرا با خودش رو دربایستی داره اونوقت؟!!
* مورد بعدی سوال برانگیز بعضی از دخترها و مادرها هست. دیدین گاهی اوقات توی خیابون یک مادر چادری که حتی صورتش اصلاح هم نداره و تمام صورتش رو به غیر از چشمهاش پوشونده و دستکش و ساق هم به دستاش بسته؟ ولی عوضش در همون لحظه دخترش با یه مانتوی کوتاه و تنگ و یه آرایش خیلی غلیظ با یه نوار روی سرش که از دو طرف سیل انبوه موهاش ریخته بیرون، داره کنار همون مامان توی خیابون راه میره؟!! همیشه برای من عجیبه که خدا میدونه چه بحثایی بین این مامان و دختر صورت میگیره و سرآخر تنها نتیجه ای که میگیرم اینه که احتمالا دختره مامانش رو حریفه! چون هر چی باشه ها همچین مامانی بالاخره جلوی دوستاش و همکارانش و آشناهاش از این وضع گشتن دخترش خجالت می کشه!
* اینو از رادیو جوان شنیدم به نظرم خیلی عمیق و زیبا بود:
میگن هر وقت دلی رو شکستی یک میخ روی دیوار بکوب. و هر وقت که دلی رو بدست آوردی یه دونه میخ رو از روی دیوار بکن. خوب همه میخها رو کندی؟! آفرین به تو خیلی همت کردی… ولی چه فایده که جای میخها هنوز روی دیواره…
پ.ن: یکی از واقعی ترین و مسلم ترین حقایق در مورد روابط ما با دیگرانه. یه وقتی شما با دوستت و یا همکارت یه کدورت موقت پیدا کنی و طرف خودش رو ملزم بدونه هر چی دلش خواست بهت بگه… ممکنه چند روز دیگه اون آدم بزرگتر بشه و به اشتباه کارش پی ببره و بیاد ازت عذرخواهی کنه… تو هم می بخشیش ولی دیگه رابطه تون مثل گذشته نیست و مثل گذشته باهاش ارتباط و بهش اعتماد نداری. هر چقدر که سعی کنه جبران کنه و بیشتر خودش رو مهربان نشون بده بازم توی یه تیکه از قلبت این خاطره هست که همین آدم چند وقت پیش چه حرفایی راجع به تو زده بود و چطور به ناحق جلوی جمع تو رو با بدترین الفاظ کوبونده بود!
* البته کپی لفت این موضوع ماله ییلاق ذهن عزیزمه:-)
ولی ظاهرا شیوا جان یادشان رفته من از اون بیشتر آموزش تنظیم خانواده میدم. خوب اولش موضوع مورد سرچ رو ببینین:
اگر زنم دوست داره بچه دار بشه ولی من نمیخوام باید چی کار کنم
اگه دقت کنین توی نتایج گوگل من بالاتر از شیوا قرار دارم. هه هه
پس شیوا جان یادت باشه احتمالا تو باید دانشجوی ناخلف من باشی :دی

