۱۳۸۷-۰۱-۲۷
توضیحی بر پست وبلاگستان بی دین و ایمون!
* اولش امیدوارم توی این هیر و ویر یکی به من جواب بده که چرا با اینکه من خوب غذا میخورم بازم قند خونم پایینه و مدام ضعف میکنم و احساس گرسنگی دارم؟
اینو هم بگم که من در طول روز حداقل ۶ یا ۷ تا خرما میخورم! و ناهار و صبحانه و شامم کامله کامله و پروتئین هم به اندازه کافی میخورم.
فعالیتهای ورزشیم هم شامل دویدن هر روزه به مدت ۲۰ دقیقه و پیاده روی روزانه به مدت نیم ساعته. هیچ مشکلی هم از لحاظ افزایش وزن ندارم که وزنم به نسبت قدم کم هم هست. اینو هم بگم که این مشکلو ۵-۶ ماهی هست که دارم. قبلن نداشتم. مرسی
و اما اصل مطلب! پست وبلاگستان بی دین و ایمون من عملا از دو بخش تشکیل شده بود:
۱- چرا به فمنیسم ربط دادم؟! چون بالای ۹۰ درصد نویسنده هایی که چنین مطالبی مینویسن و یا ازش دفاع می کنن و اسمش رو هم میذارن مبارزه با قوانین مرد سالارانه، جز فمنیستهای وبلاگستان و فعالان حقوق زن هستند! چه زنهای بدبختی هستیم ما که اینها قراره حقوق ما رو بهمون گوشزد کنند!
کسانی که از کل فمنیسم فقط اینو بلدن که بچسبن به مسائل سطحی و بی محتوا و پ/ورن اینطوری! البته خوب راحتترین کار ممکن رو هم انتخاب کردن! برای اینکه بگن ما نیز روشنفکریم!
اصلا چرا اکثر اینها چرا درباره بازداشت مثلا خدیجه مقدم ننوشتند منطقا باید اینگونه وبلاگها باید پر از بازتابهای این خبر باشند! چون اظهار نظر طبیعی همینه اگه واقعا جز هم تیمی هاتونه و میگین براتون زحمت کشیده!
دوما چرا از خودتون درباره اظهار نظرات خانوم داوودی مهاجر (رجوع میدم به وبلاگ س. طلا) مثلا دفاع نمی کنین که خودشو رو رهبر کمپین یک میلیون امضاتون میدونه و شونصد تا جایزه حقوق بشر تابه حال گرفته و همزمان داره از NED (National Endowment for Democracy) کمکهای مالی دریافت میکنه! چرا به فکر اصلاح و یا انکار مسائل به این مهمی نیستید و در عوض چسبیدید به خاطرات تختخوابی تون؟!
اصلا میدونین NED و یا حتی بنیاد اولاف پالمه چجور جاییه و تا به حال چه فعالیتهایی داشته و نوع افرادی که ازشون حمایت کرده کیها و یا چیها بودن؟!
واضحه که مطالعه عمیق و جستجو و پیگیری سختترین کار ممکنه! شما خیال خودتون رو راحت کردید و چسبیدید به دوست پسرها و چه میدونم پارتنرهاتون و خاطرات مشعشعانه تون رو درج می کنید، که چی؟! که چون مردها هم از این چیزا مینویسن پس مام بهتره بنویسیم که خدای نکرده یوهو عقب نمونیم! و از حقوق زنان دفاع کنیم؟!
مادامیکه شما دارید از مردا تقلید کورکورانه می کنین و منتطرید که اونها چی میکنن که شما جوابشون رو بدید همین یعنی اینکه یک گام عقبید و منتظرید از اونها سرمشق بگیرید! و متاسفانه با این مسائل سطحی خودتون رو به اثبات برسونید. اینطوری هیچگاه نمی تونین یه فعالیت سالم و بدور از مسائل سیاسی خطرناک داشته باشید که گاها ناخواسته در جهت اهداف مخالفین همین کشور گام برمیدارین!
وقتی از دستگیری دوستانتون ناراحتید بهتره علت دستگیری رو واقعی بنویسید! شما میتونین تظاهرات کنید و یا اعتراض ولی نمیتونین همزمان از سازمانها و گروههای متخاصم با کشوری که درس هستید کمک بگیرید در وهله اول باید به مواضع امنیتی همون کشور احترام بگذارید!
توجه کنین که من اصلا نمیخوام ادعا کنم چنین کمکهایی دریافت میشه یا نه؟! میگم وقتی یه کسی مثل خانوم فلانی که میگه رهبرتونه و شما میگین حتی عضو عادی نیست چرا به جای بازتاب این خبر و پیگیری اون و تلاش جهت رفع ادعاهاش چسبیدید به خاطرات جن/سی خودتون و به باقی اجازه میدید چنین کارهایی بکنن؟ یعنی مهم نیست واستون؟! اونهم در حالیکه آمریکا با همین ادعاهای پوچ اعلان جنگ علیه ایران کرده اونم با لفظی تند؟!
با وجود حساسیت امنیتی اوضاع کشور و اینکه ایران به طور کلی زیر سوال هست هنوزم متاسفانه برخی هاتون با سازمانهایی همکاری می کنین که شاید آگاهانه و یا ناآگاهانه از اهداف اصلی اونها، انقلابهایی که علیه برخی دولتها راه اندازی کردند مطلع نیستید و یا وقتی اعلام میشه اظهار تمسخر می کنید! انگار اوضاع سیاسی این مردم و این مملکت و حتی اعلان جنگ اهمیتی نداره!
وقتی اینقدر در خواب خرگوشی هستید که فکر می کنین صرفا با نوشتن در این مورد که ساده ترین کار ممکنه ادعای روشنفکری و آزادی اندیشه و فمنیست بودنتون رو به خوانندگان ثابت می کنین عملا دارید به بقیه اجازه میدید که ازتون سوء استفاده کنن!
وقتی در مورد جایی که درش فعالیت می کنین جاهایی که ازش کمک میگیرید تحقیق نمی کنین انتظار چه نتیجه منطقی دیگری رو دارید؟!!!
پ.ن: تاکید میکنم که من فمنیست و یا عضو هیچ گروه مرتبط با فمنیستها نیستم! اما حرف من صرفا اینه که تا زمانی که اینقدر مسائل مهم سیاسی بین گروهی وجود داره و اینقدر مسائل مهم شماها چسبیدید به چیتون اونوقت؟! خواهشا از این به بعد مستقیم از رختخوابهایتان به سیاست و فمنیسیم و سایر مکاتب دنیا متصل نشید!
۲- بخش دوم یک بخش کاملا شخصی و از دید یک دختری که سعی میکنه مذهبی باشه، بود! از دیدگاه مذهبی حتی تماس با یک نامحرم گناهه و رابطه جن/سی هم گناه کبیره است! حالا هر چقدر که بخواید منو قانع کنین که صیغه هست و چپ هست و راست هست بی فایده است!
هر چقدر که بخواین منو مسخره کنین و بگین تو املی به هر حال تفاوتی نخواهد داشت! هراندازه که شما فکر میکنین داشتن چنین روابطی یعنی روشنفکر بودن و مدرن بودن از نظر من یعنی غیر مذهبی بودن و در تناقض با مسائل دینی! حالا هی بازم بیاین آسمون و زیر زمین رو بهم متصل کنین!
حتی کشورها و یا ملتهایی که خیلی مذهبی نیستن باز هم به اصول ازدواج و داشتن رابطه جن/سی در طول ازدواج احترام میگذارن! مسئله اخلاقی هم مطرحه! از نظر اخلاقی حریم خصوصی باید خصوصی بمونه. شما میگی حریم خصوصی رو هر فرد برای خودش مشخص میکنه! ببخشید مگه این فرد توی جنگل زندگی میکنه که تنهاست و برای خودش قانون میذاره؟! پس اجتماع و هنجارهای اجتماعی چی میشن؟!
کلا بحث در این مورد اساسن بی فایده است و یک دور باطله! چون من قصد ندارم شما رو به راه راست هدایت کنم و یا اینکه شما منو به راه راست هدایت کنین! مسئله به اعتقادات درونی من برمیگرده و چیزهایی که برای من تبدیل به یک ارزش شده اند! و به عنوان یک نگرانی که همیشه با من هست مطرحش کردم. از اینکه چرا مسیر زندگی بعضیا در مسیری غیر از راه راست قرار میگیره!
۳- در مورد دوستانی هم که میگن تو با این نوشته دنبال شوهر میگردی! باید بگم بعععله میگردم! از نظر شما اگه دختری آب هم بخوره یعنی اینکه دنبال شوهر میگرده!
البته هر چقدر فکر میکنم کجای این مطلب به شوهر طلبی مربوط میشه چیزی دستگیرم نمیشه! اتفاقا برعکس فکر میکنم الان دوره و زمونه و دیدگاه پسرها طوریه که نوشتن چنین مطالبی بیشتر شبیه شوهر پرونی هست تا شوهر طلبی! لااله الی الله!
۴- در ضمن ممکنه بگین لحن نوشته ات احساسیه که گفتید! خوب بله من شاید خیلی نتونم با منطق و فلسفه استدلال کنم و یک نوشته جدی بنویسم اما فکر می کنم با کمی هوشمندی بتونین بفهمید منظور قلبی من چیه؟ ثانیا اینکه خوب بله در وهله دوم من یک دخترم و شایدم واقعا خیلی احساسی نوشنم. اما خیلی خودمو کنترل کردم باز.


ناشناس Reply:
فروردین ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۲:۲۳ ق.ظ
عقده ای
جواب به این نظر