زنده باد زن کچل :-)

* خیلی بی انگیزه و خسته شدم! هیچ دلیل واضحی برای این بی حوصلگیم پیدا نمی کنم! مواقعی مثل الان فکر میکنم چرا من اینقدر غیر طبیعی ام؟! درست همون لحظه که انواع و اقسام کارا ریخته سرم و باید اکتیو باشم از اونور بوم می افتم…

* ای کاش خدا آدمها رو شارژی می آفرید! درست مثل وسایل الکتریکی باتری دار! درست همون موقع که شارژت تموم میشد یعنی انرژیت تموم میشد و دپرس می شدی، براحتی خودت رو میزدی به یه منبعی و از نو شارژ می شدی. باور کنید بهتر از این حالت سردرگمی الان بود. با توجه به پیشرفت تکنولوژی می شد این شارژ احتمالا بی سیم باشه و نیازی به حمل وسایل اضافی نباشه. چی میشد منبع قدرت بیکران خداوند کمی بیشتر به اشتراک گذاشته می شد؟ مثلا همون لحظه که میگفتی خدایا بریده ام چند لحظه بعد شارژ می شدی؟ چرا خدا اینقدر دور از دسترسه؟ چرا راههای رسیدن به خدا اینقدر سخته؟ چرا نمیشه خدا رو بغل کرد؟ درست مثل مواقعی که از چیزی ناراحتی و می پری توی بغل مامانت و یه دل سیر گریه میکنی. اونجا مطمئنی که محبت مامانت تا بی نهایته و بدون هیچ توقعی… در تمام مدتی که داری گریه میکنی و اشک میریزی مامانتم مدام نوازشت میکنه و دلداریت میده و میگه نگران نشو عزیزم همه چی درست میشه. حالا چی میشد خدام اینطوری می بود. فکرشو بکنین چی میییییییشه اگه یه روزی خدا اینطوری آدمو دلداری بده و آرومش کنه. من قول میدم چیز دیگه ای نخوام اگه مطمئن شم که هوامو داره و منو به حال خودم نذاشته.
چی میشد حتی بنده گناهکاری مثل منم بهش دسترسی می داشت؟ بابا خیلی سخته من بشینم همه گناهانم رو پاک کنم و دوباره توبه نشکنم و بعدش امیدوار باشم خدا به خواسته های منم توجه میکنه. نمیشه همینجوری و همین روزا به دادم برسه؟ خوب من الان بهش احتیاج دارم خوب…

* با توجه به دو پاراگراف بالا حتمن میگین این دختره رسما خل شده:-) بعله تا حدود ۱۰۰۰ درصد حق دارید! تازه دارم میفهمم چرا خیلیاتون از وبلاگ من بدتون میاد. پریشب توی اتوبوس یه خانمه کنار من نشسته بود و مدام غر میزد که از این بدم میاد و از اون متنفرم و این اذیتم میکنه و از این حرفا. در تمام مدت من از روی خستگی فقط بهش لبخند میزدم و توی دلم میگفتم: خوب به من چه؟
حالا حدس میزنم خوانندگان این وبلاگ هم همین حالت رو دارن. مثلا وقتی غرغرهای منو میخونین طبیعیه که بگین خوب به ما چه و بعد صفحه رو ببندید. خواستم بگم درستشم همینه. درکتون میکنم:-)

* این شعرو از شل سیلوراستاین خوندم راجع به زنهای مختلف. حالا من زن مو سیاهم. شماها رو نمیدونم و از نظر عمو شل هیشکی نباید با من ازدواج کنه!!! با توجه به این شعر همه آقایون محترم باید برن زن کچل بگیرن. مسئله اینجاست که من اصلا فکر نمی کنم زن کچل وجود داشته باشه پس عجالتا اگه آقا هستید تا اطلاع ثانوی اصلا زن نگیرین بهتره:دی
هی ! زن مو زرد همه پولهاتو می زنه به جیب
چشماش ممکنه گرم باشه ولی قلبش حتما سرده
سنش که میره بالا ، وزنش هم میره بالا
از زن مو زرد خودتو دور نگهدار!

زن مو سیاه از اشتیاق می سوزه
اما همچین که ازدواج کردین
یهو ازت خسته میشه
از زن مو سیاه خودتو دور نگهدار !

زن مو سرخ جیغ می کشه
خونه رو مرتب نمی کنه
اتاقا رو جارو نمی کنه
و وقتی می خوابه خرخر می کنه
از زن مو سرخ خودتو دور نگهدار !

اما زن کچل !
اون تو رو همیشه دوست داره
می تونی با خیال راحت بزنیش، ولی اون پیشت می مونه
چون خودشم خوب می دونه که هیچ کس نمیاد بدزددش
زنده باد زن کچل !!

۳۱ نظر

  1. شکیبا ۱۳۸۶-۱۲-۶، ۳:۵۶ ب.ظ

    زهرا جونم خسته نباشی. من دارم میرم خونه فردا میام می خونمش دیدم که خسته ای گفتم یه خسته نباشید بگم بعد برم.
    قربانت

  2. گوش دل ۱۳۸۶-۱۲-۶، ۴:۳۳ ب.ظ

    به نام ایزد منان

    با تبریک به شما زهرا خانم
    نمی خواستم دیگر وب شما را نگاه کنم ولی نمی دانم چرا یک چیزی گفت باید ببینی

    خیلی خوشحال شدم پاراگراف اول معرکه بود
    گناه و معصیت اسم و نام است
    خوشحالم که در موردت اشتباه نکردم
    حالا شدی زهرا خانم و برازنده نامت
    ان شاالله خداوند توفیقی دهد هدایتش شامل حال ما هم بشود
    هرچه سعی می کنم جور دیگر حرف بزنم نمی توانم
    حالا وقتش است باید تصمیم بگیری آیا می شود روی زانوان خدا خوابید
    چرا نمی شود همانگونه که از پدرو مادر به ما نزدیکتر است
    من هم گیتار خود را شکستم تا دیدم می شود بخاطر عشق به او همه چیز را از دست داد
    حالا می فهمی (به ابی و انت امی ) زیارت عاشورا یعنی چه
    پس از این روحیت پاسبانی کن که موفق می شوی
    وقتی فکر کردی رسیدی بدان نرسیدی
    حالا نفس راحتی می کشم و می سپارمت به خدایی که می فرماید
    این منم که هدایت می کنم و اگر هدایت کنم دیگر گمراهش نمی کنم
    یا حق

  3. نورا ۱۳۸۶-۱۲-۶، ۴:۴۴ ب.ظ

    سلام عزیزم دشارژ شدن معمولا هر یه مدت یکبار برای همه پیش میاد امیدوارم زودتر حال هواتون عوض شه گلم.

  4. سارا ۱۳۸۶-۱۲-۶، ۵:۴۲ ب.ظ

    خیلی از قسمت اول نوشته ات خوشم اومد. خیلی خالصانه و پاک بود.

  5. رضوانه ۱۳۸۶-۱۲-۶، ۵:۴۴ ب.ظ

    سلام
    یه ماهی هست که هر روز یه سر بهتون می زنم ولی هیچ وقت نخواستم و نشد که کامنت بذارم ولی الان اومدم بگم که من از ساده نویسی شما خوشم میاد
    براتون سلامتی و روزهای خوش آرزو می کنم

  6. حمید ۱۳۸۶-۱۲-۶، ۵:۴۵ ب.ظ

    سلام.
    معمولا همه ما همینطوریم. علی الخصوص تو سن و سالی که شما هستید این اتفاق بیشتر رخ میده. از طرف دیگه باید دنبال یک گره بگردید. گرهی که احتمالن گره کوریه ولی توجهی بهش نکردید. علاوه بر اون احتمالن این چند وقته درگیر چالش فکری جدی نبودید؟

    “در ضمن من که نوشته بودم: کلیه راههای رسیدن به خدا تا اطلاع ثانوی بسته است.”

    سلامت و پایدار باشید.

  7. حمیدرضا ۱۳۸۶-۱۲-۶، ۶:۱۰ ب.ظ

    سلام
    وبلاگ با حالی داری، امیدوارم موفق باشی
    وبلاک من فیزیکیه…
    یه سری بهم بزن و اگه مایلی اونو با نبم صدرا فیزیک لینک کن…
    ممنون…
    http://www.sadraa.blogfa.com

  8. مهران ۱۳۸۶-۱۲-۶، ۶:۳۷ ب.ظ

    سلام
    لطفا چند شماره زیرو چند بار بخونید

    ۱/وقتی خدا انسان را آفرید به خودش آفرین گفت.گفت عجب چیزی آفریدم.دیگه بهتر از این نمی شد

    ۲/وقتی انسان را آفرید به همه چیز-همه چیز حتی آسمان و زمین .حتی به فرشته هاش که هزاران سال عبادتش می کردند - گفت که به این سجده کنید.

    ۳/خدا گفت من از روح خودم در آدم دمیدم.یعنی روح خودش را به من و شما داده.پس هر صفتی که خدا داره من هم دارم.

    میبینید که خدا با اون همه عظمتش وقتی تک تک ماها.من و شما را می آفرینه به خودش تبریک می گه.و اونقدر مقام ما بالاست که به همه چیز تو دنیا می گه شماها را برای این (آدم) آفریدم.وقتی انسان واقعا تصمیم می گیره کاری کنه تمام دنیا بهش کمک می کنند.چاره دیگه ای ندارند.البته اگه واقعا بخواد و قیمتش را هم بده.

    یه ماجرا از رجبعلی خیاط خوندم.میگن فکر آدمها را می خوند.یکی از دوستاش اومده بود پیشش .یه گناهی کرده بود.شیخ خیاط می فهمه و دوستش خجالت می کشه.همانموقع می گه یا ستارالعیوب و دیگه شیخ با همه عظمتش چیزی نمیبینه.می بینید.اینکه میگه از رگ گردن به شما نزریکترم همینه.

    همه مطالب بالا را بگذارید کنار هم میبینید که ما چه قدرتی داریم.چقدر عظیم هستیم.تک تک ماها.احتیاجی به هیچی نداریم-به غیر از خدا-چون همه چی ما هستیم

    این شعر از کی بود؟
    آنان که طلبکار خدایید.خدایید
    بیرون زشما نیسیت شمایید.شمایید

  9. maryam ۱۳۸۶-۱۲-۶، ۷:۱۱ ب.ظ

    احتمالا زنی با موهای های لایت سرخ آبی با ته زمینه یشمی منظورش بوده!…بعضی وقتا فکر می کنم خدا باهام قهر کرده :(

  10. لیندا مراد ۱۳۸۶-۱۲-۶، ۷:۲۰ ب.ظ

    وای خیلی با مزه بود قربونت برم. من عاشق شل سیلورستانم.
    https://balatarin.com/permlink/2008/2/25/1236911

  11. شکوفه سیب ۱۳۸۶-۱۲-۶، ۷:۲۳ ب.ظ

    اون بالا دوستی با نام مهران چه زیبا نوشته !

    شنیدن حرف غریبه که تعلق خاطری بهش نداری وقتی خودت انبوهی از همون غصه ها با ورژن دیگه باشی واکنش جز ” به من چه نداره ” با یه استثنا که بماند (:
    اما در مورد دوست ولو نادیده اگه ما پای حرف هم نشینیم کی بشینه؟! اگه ما تجربه هامون رو قسمت نکنیم کی بکنه ؟!

  12. مهدی ۱۳۸۶-۱۲-۶، ۷:۲۶ ب.ظ

  13. ماهی‌ها هم وبلاگ دارند ۱۳۸۶-۱۲-۶، ۸:۰۷ ب.ظ

    زنده باد زندگی مجردی
    اما چه میشه کرد که همیشگی نیست
    چون همیشه پای یک زن در میان است
    با هر رنگ و طعمی
    همیشه پای یک زن در میان است

  14. طاها بذری ۱۳۸۶-۱۲-۶، ۸:۲۰ ب.ظ

    راست میگی واقعا. خوب به من چه!

    منم زن کچل باس بگیرم

  15. مهسا و سحر ۱۳۸۶-۱۲-۶، ۸:۲۸ ب.ظ

    سلام.خیلی جالب بود.به ما هم سر بزن .منتظر نظراتت هستیم.

  16. غزاله ۱۳۸۶-۱۲-۶، ۸:۵۱ ب.ظ

    خدا می دونست ما به یه اغوش گرم و نوازشگر نیاز داریم که مادر رو افرید.
    اگه قرار بود خدا رو در آغوش بگیریم و سرمون رو ،رو شونه هاش بذاریم و گریه کنیم که دیگه اسمش خدا نبود….
    اون که هستی مطلقه،ولی ما نمی تونیم درکش کنیم…

  17. ناشناس ۱۳۸۶-۱۲-۶، ۹:۳۸ ب.ظ

  18. SA ۱۳۸۶-۱۲-۶، ۱۰:۰۱ ب.ظ

    Salam,man fekr mikonam in halatha baraye hame pish miad faghat bayad beisti, ye nafas tazeh koni javanebet ro besanji tasmimeto begiri va ya ali. ta istgahe baadi ke bayad vaisti va dobare hamin kara.In be nazare man kamelan tabieie
    Movaffagh bashid,

  19. سعید ۱۳۸۶-۱۲-۷، ۴:۰۸ ق.ظ

    سلام
    هر گلی یک بوئی داردهر وبلاگ هم نمکی
    چرا اینقدر خودتان را دست کم میگیرید همین قدر که همت می کنید و همیشه می نویسید خودش هم هنر است وهم دنیای حوصله وانرژی من که باورم نمیش شمائی که این همه الان نوشته اید انرژیتان تمام شده باشه!! (ماشاالله خانمها هم که انرژی خورشیدی دارند همیشه !!!) شوخی کردم به دل نگیرید شاید باورتان نشود ولی من هر وقت که احساسی که شما ازش حرف زدید را لمس می کنم وقت نمازآنچنان دل به خود بزرگوارش میدم که بعدش هیچ احساس پوچی نمی کنم وازش می خواهم که کمکم کنه توکل داروی معجزه آسائی که هیچ داروخانه ای نداره وتو هیچ مسجد ، چاه جدید و امامزاده !!و…….پیدا نمیشه همانطور که خود بزرگوارش گفته به من توکل کنید چرا که به آنها که توسل می کنید اگر می توانستند کاری برای شما انجام بدهند اول برای خودشان انجام می دادند و واز خاک بر میخواستن (سخن صریح خداوند در قرآن )شاد وسر بلند باشید.

  20. ایلیا ۱۳۸۶-۱۲-۷، ۸:۰۰ ق.ظ

    سلام
    خیلی برای شما به خاطر این دیدگاه عجیب و غریبتان نگران شدم .مگر خدا غول چراغ جادو ست که تورا بغل کند و یا بگویی این کار را بکن او فورا بکند و بگویی آن جا مواظب من باش او هم سریع بدود و قبل از تو چاله چوله را برایت راست و ریس کند ؟؟!!! این تفکر با داشتن اراده و قدرت تشخیص که ذات لایزال احدیت به ما داده در تضاد است (خیلی فلسفی شد؟؟) فکر می کنم اگر همیشه منتظر باشی که یکی تو را بغل کند اونوقت اوضاع خیلی خنده دار میشود پس بهتر است یه فکر دیگه ای بکنی
    راستی این شاعر دوست داشتنی در مورد اقایون چیزی نسروده ؟ شاید اون بیشتر بدردت میخورد!

  21. خانمه ۱۳۸۶-۱۲-۷، ۸:۴۶ ق.ظ

    این حس شما بارها و بارها برای همه پیش میاد . من دیگه ایمان آوردم خودش به موقع سفیر نجاتش رو جهت امداد میفرسته . یه دوست ، یه غریبه، یه کتاب ، یه شعر …. هر کدوم میتونن سیم رابط باشن به منبع انرژی .
    به موقع دستت رو میگیره . ولی گاهی این سرگردونی طول میکشه و معمولا آرامش بعدش شیرین تر است.

  22. خسروبیگی ۱۳۸۶-۱۲-۷، ۸:۴۷ ق.ظ

    الا بذکر الله تطمئن القلوب
    همانا با یاد خدا قلبها اطمینان می یابند

  23. مریم ۱۳۸۶-۱۲-۷، ۹:۳۴ ق.ظ

    زهرا خانم زیادی خودتو لوس کردی تو که نه شوهر داری نه بچه نه دردسراشو نه مرض لا علاج داری خانواده خوب هم که داری هر وقت بخوای هم میبینیشون دیگه یه سر کار میری و میای فقط باید بتونی با ۴ نفر آدم درست ارتباط برقرار کنی دیگه باید به روز من بیفتی ۸۰۰۰ کیلومتر دور از خانواده با یه عالم کار خونه و بیرون و بچه و شوهر و درس و دردسرای هر کدوم و دلتنگی و بیماری بچه و …اونوقت میفهمی که الان روز خوشته یاد اون بیچاره هایی باش که برای یه لقمه نون باید چه بدبختی هایی بکشن البته هر انسانی یه مشکلاتی داره ولی مشکلات تو الان در حداقل مشکلی که کسی میتونه داشته باشه
    با اینحال به خدا توکل کن همه چی حل میشه

  24. gizmo ۱۳۸۶-۱۲-۷، ۹:۵۷ ق.ظ

    دوره ی خستگی واسه همه آدمها پیش میاد. گذراست و می گذره. نگران نباش.
    گفتی زن کچل یاد این عکس رضا عطاران و خاطره حاتمی افتادم :
    http://www.7tir.com/news/index.php/462/
    به قول اون شخصیت توی پارک تو سریال چارخونه : درست میشه…. درست میشه…. درست میشه… درست میشه…

  25. آرش ۱۳۸۶-۱۲-۷، ۱۱:۰۲ ق.ظ

    با سلام

    من اینطور فکر میکنم که خوب خدا انسان رو کامل آفریده و در واقع عکر همه چیز رو از قبل کرده باوده پس میتونیم بگیم همه ما دارای همچپین شارژری هسیم و همیشه از طرف خدا در حال شارژ هست ولی خوب بعضیها این انرژی یا شارژ رو پس میزنن یا بگیم درست استفاده نمیکنند یا شایدم اصلا اطلاعی ازش ندارن و بعضیها هم کمال استفاده رو میبرن
    و همیشه عقیده داشتم و دارم که خدا بی وقفه در حال کمک به ما انسانها هست و این ماییم که برای خود مشکل تراشی و بدبختی ایجاد میکنیم و کمکش رو رد میکنیم

    مطلب آخر هم جالب بود اصلا زن نخواستیم ;)

    شاد باشید

  26. saba ۱۳۸۶-۱۲-۷، ۱۱:۴۵ ق.ظ

    سلام زهرا خانوم
    تو که روحیه ات خیلی خوب بود
    همیشه شاد بودی
    چی شده؟
    خدا گفته بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را
    واقعا از ته دلت خواستیش؟؟؟

  27. تقویم صبورا ۱۳۸۶-۱۲-۷، ۲:۴۲ ب.ظ

    سلام زهرا جون…با نظرت راجع شارژ موافقم…ایکاش……این حرفا چیه راجع به غرغر و اینکه خواننده ها بگن ….میزنی……هوم….معمولا این روزمره گیا پیش مییاد استاد …برای همه پیش میمیاد..راستی…
    من یه مطلب جدید نوشتم[چشمک]…….نترس!نترس[نیشخند]
    …به اندازه اون یکی طولانی نیست..
    .بیا خودت میبینی [شیطان]…این یکی اموزشیه البته شما که خودتون استادین…فقط زیرشو برای تایید امضا کنین

  28. amir ۱۳۸۶-۱۲-۹، ۸:۵۶ ق.ظ

    بالاخره وقت شد و ….

    کسی میدونه زهرای ما چرا شوور نمیکنه؟؟!

  29. رها ۱۳۸۶-۱۲-۱۳، ۱۲:۳۴ ب.ظ

    بد نبود

  30. ناشناس ۱۳۸۶-۱۲-۱۴، ۳:۰۱ ب.ظ

    eftezast boro bemer

  31. ج ۱۳۸۷-۰۱-۱۰، ۶:۳۲ ق.ظ

    دست مریزاد به منم سر بزن

نظر شما