۱۳۸۶-۱۲-۶
زنده باد زن کچل :-)
* خیلی بی انگیزه و خسته شدم! هیچ دلیل واضحی برای این بی حوصلگیم پیدا نمی کنم! مواقعی مثل الان فکر میکنم چرا من اینقدر غیر طبیعی ام؟! درست همون لحظه که انواع و اقسام کارا ریخته سرم و باید اکتیو باشم از اونور بوم می افتم…
* ای کاش خدا آدمها رو شارژی می آفرید! درست مثل وسایل الکتریکی باتری دار! درست همون موقع که شارژت تموم میشد یعنی انرژیت تموم میشد و دپرس می شدی، براحتی خودت رو میزدی به یه منبعی و از نو شارژ می شدی. باور کنید بهتر از این حالت سردرگمی الان بود. با توجه به پیشرفت تکنولوژی می شد این شارژ احتمالا بی سیم باشه و نیازی به حمل وسایل اضافی نباشه. چی میشد منبع قدرت بیکران خداوند کمی بیشتر به اشتراک گذاشته می شد؟ مثلا همون لحظه که میگفتی خدایا بریده ام چند لحظه بعد شارژ می شدی؟ چرا خدا اینقدر دور از دسترسه؟ چرا راههای رسیدن به خدا اینقدر سخته؟ چرا نمیشه خدا رو بغل کرد؟ درست مثل مواقعی که از چیزی ناراحتی و می پری توی بغل مامانت و یه دل سیر گریه میکنی. اونجا مطمئنی که محبت مامانت تا بی نهایته و بدون هیچ توقعی… در تمام مدتی که داری گریه میکنی و اشک میریزی مامانتم مدام نوازشت میکنه و دلداریت میده و میگه نگران نشو عزیزم همه چی درست میشه. حالا چی میشد خدام اینطوری می بود. فکرشو بکنین چی میییییییشه اگه یه روزی خدا اینطوری آدمو دلداری بده و آرومش کنه. من قول میدم چیز دیگه ای نخوام اگه مطمئن شم که هوامو داره و منو به حال خودم نذاشته.
چی میشد حتی بنده گناهکاری مثل منم بهش دسترسی می داشت؟ بابا خیلی سخته من بشینم همه گناهانم رو پاک کنم و دوباره توبه نشکنم و بعدش امیدوار باشم خدا به خواسته های منم توجه میکنه. نمیشه همینجوری و همین روزا به دادم برسه؟ خوب من الان بهش احتیاج دارم خوب…
* با توجه به دو پاراگراف بالا حتمن میگین این دختره رسما خل شده:-) بعله تا حدود ۱۰۰۰ درصد حق دارید! تازه دارم میفهمم چرا خیلیاتون از وبلاگ من بدتون میاد. پریشب توی اتوبوس یه خانمه کنار من نشسته بود و مدام غر میزد که از این بدم میاد و از اون متنفرم و این اذیتم میکنه و از این حرفا. در تمام مدت من از روی خستگی فقط بهش لبخند میزدم و توی دلم میگفتم: خوب به من چه؟
حالا حدس میزنم خوانندگان این وبلاگ هم همین حالت رو دارن. مثلا وقتی غرغرهای منو میخونین طبیعیه که بگین خوب به ما چه و بعد صفحه رو ببندید. خواستم بگم درستشم همینه. درکتون میکنم:-)
* این شعرو از شل سیلوراستاین خوندم راجع به زنهای مختلف. حالا من زن مو سیاهم. شماها رو نمیدونم و از نظر عمو شل هیشکی نباید با من ازدواج کنه!!! با توجه به این شعر همه آقایون محترم باید برن زن کچل بگیرن. مسئله اینجاست که من اصلا فکر نمی کنم زن کچل وجود داشته باشه پس عجالتا اگه آقا هستید تا اطلاع ثانوی اصلا زن نگیرین بهتره:دی
هی ! زن مو زرد همه پولهاتو می زنه به جیب
چشماش ممکنه گرم باشه ولی قلبش حتما سرده
سنش که میره بالا ، وزنش هم میره بالا
از زن مو زرد خودتو دور نگهدار!
زن مو سیاه از اشتیاق می سوزه
اما همچین که ازدواج کردین
یهو ازت خسته میشه
از زن مو سیاه خودتو دور نگهدار !
زن مو سرخ جیغ می کشه
خونه رو مرتب نمی کنه
اتاقا رو جارو نمی کنه
و وقتی می خوابه خرخر می کنه
از زن مو سرخ خودتو دور نگهدار !
اما زن کچل !
اون تو رو همیشه دوست داره
می تونی با خیال راحت بزنیش، ولی اون پیشت می مونه
چون خودشم خوب می دونه که هیچ کس نمیاد بدزددش
زنده باد زن کچل !!

