۱۳۸۶-۱۲-۷
مقدمه ای بر مهندسی اجتماعی
* گاهی اوقات درگیر پروژه هایی میشم که به نظر میاد من عمله* نرم افزار هم نیستم چه برسه به مهندس نرم افزار!
وقتی کاری دستم میاد بیشتر از اونچه باید کار کنم چند روز وقتم صرف تحقیق میشه تا اصطلاحات جدید و ارتباطات اونها رو یاد بگیرم!!! دارم فکر می کنم چقدر فاصله بین چیزی که میخونیم و باز کار در ایران زیاده! حالا اینو در نظر بگیرید که من توی همچین دانشگاهی درس خوندم و اینقدر گله دارم! باقی رو که دیگه خدا میدونه!!!
* این کلمه عمله رو از دکتر یاوری نقل کردم. یادش به خیر من این سریال رقص پرواز رو بیشتر به خاطر متلک های اون نگاه میکردم.
* چند روز پیش یه ماموریتی رفته بودیم به یه مرکز انفورماتیکی متعلق به ناجا. باورتون میشه فاصله بین ما و جاپی که مرکز اصلی صدور کارت سوخت بود فقط در حد چند متر بود؟ از وقتی که به داداشم گفتم هی هر شب میگه تو چقدر بی عرضه ای :دی باید میرفتی با یکیشون دوست می شدی چند تا کارت سوخت ازش می گرفتی!!!!!
* جدای از شوخی به روش بالا میگن مهندسی اجتماعی (Social Engineering)! حتما میدونین که یکی از ساده ترین و پرکاربردترین متدهای سرقت اطلاعات در حال حاضر دنیا مهندسی اجتماعی است؟ روش ارزانی هم هست. مثلا به جای اینکه انرژی و ابزارهای زیادی صرف کنید تا اطلاعات یک سرور و یا شخصی رو سرقت کنید (اطلاعات ارزشمند منظورم هست مثلا اطلاعات هویتی فرد، اطلاعات کارت اعتباری اطلاعات حساس مراکز نظامی و اطلاعاتی و …) براحتی میتونید باهاش دوست شید و یا اینکه مدتی اون فرد رو زیر نظر بگیرید و با دوستانش ارتباط برقرار کنید و از نقطه ضعفاش سوء استفاده کنید.
همین الان هم در سایت Ebay بیشتر هکرها با نگاه کردن به صفحات شخصی افراد و اطلاعات مربوط به تاریخ تولد و ازدواج و نام فرزندان و همسران اونها براحتی اکثر رمزهای عبور رو در میارن. می بینین که خیلی مسئله پیچیده ایه هم نیست. نیاز زیادی هم به تکنولوژی ندارید:-)
الان در دنیا بیشتر از اونچه که روشهای جمع آوری اطلاعات رو به جاسوسان یاد بدن بهشون مهندسی اجتماعی یاد میدن که خودشون شیوه های جمع آوری اطلاعات رو از طرق مختلف و با توجه به شخصیتهای اطلاعاتی در بیارن:-) برای مثال شما فرض کنید شما یک هکر چینی هستید و میخواهید وارد شبکه اطلاعاتی وزارت دفاع آمریکا بشید! مسلما شما هیچ وقت قادر نخواهید بود به راحتی با وزیر دفاع آمریکا روبرو شید اما با نزدیکانش چرا. با مامور حراست و نگهبانی اونجا چرا. (این اتفاق اخیرا در چین رخ داده ها) به هر حال در هر مجموعه ای عده از افراد ضعیف وجود دارند که بتونید با استفاده از اونها اهداف بلند مدت خودتون رو پیش ببرید.
در مورد افراد طراز بالا هم همین طور. شما نمی تونید فردی رو پیدا کنید که در عین حالی که حسابدار شعبه مرکزی فلان بانک هست، آخر امنیت هم باشه! ممکنه حسابداریش خوب باشه ولی ممکنه روانشناسیش خوب نباشه یا اصلا ندونه به چی میگن رمزنگاری و چطور ممکنه اطلاعاتش از طریق یک ایمیل و یا یک صفحه و یا یک ضعف امنیتی در کامپیوتر خانگیش لو بره. در ضمن اصلا ممکنه شما رو به عنوان یک دوست صمیمی بپذیره و حتی متوجه نباشه که سابقه شما چیه و چه نیتی از دوستی باهاش دارید؟
حالا این مسئله رو تعمیم بدید به مراکز حساس کشوری و جهانی. به هر حال کارمندای اینجاهام ممکنه افراد خیلی هوشمندی باشن ولی باهوشترین آدمها هم نفوذپذیرند.
اگه مهندسی اجتماعی تون خوب باشه توی روابطتون با شریک/نامزد و یا همسرتون هم موفقتر خواهید بود. جدی میگم.
پ.ن: حالا اصلا حسش نیست وگرنه مهندسی اجتماعی یکی از مباحث مورد علاقه منه. شاید بعدا سر فرصت بیشتر درباره اش نوشتم. فعلا برای شروع این مقاله سکیوریتی فوکوس رو بخونید. به خصوص آغاز مقاله رو که یک داستان واقعی از هک به شیوه مهندسی اجتماعی رو نوشته به نظرم خیلی جالبه.

