یک عذرخواهی رسمی از شریفی ها

* آشتی با شریفیهای گوگولی مگولی:
حقیقتش واقعا نمیشد اینو ننویسم. من عمیقا و از ته قلبم از همه شریفیها عذرخواهی می کنم! یادمه از اولی که شروع به وبلاگ نویسی کردم مدام و بدون دلیل به این بندگان خوب خدا گیر دادم و خیلیاشون از دست من ناراحت شدن
باور کنید من اصلا دلم نمیخواد کسی قلبا از دستم ناراحت باشه و این موضوع همیشه منو ناراحت میکنه! باور کنید جدی میگم
خیلی از پستهایی که راجع به شریفیها مینویسم مخاطب خاص داره مثلا نرگس یا مینا و یا لاله و فاطمه! اینا همه به بحثایی بر میگرده که وقتی دور هم جمع میشیم به قول معروف کل کل می کنیم:-) مثلا نرگس یه چیزی میگه من جوابشو میدم و همین طور. اینجام که توی این وبلاگ تریبون دستمه و میدونم که دوستامم وبلاگمو میخونن. این کاملا مشخصه چون هر مطلبی که علیه اونها مینویسم شک نکنید که شبش یه بحث داغ توی مسنجر و یا اگه آنلاین نبودم توی اس ام اس راه خواهیم انداخت و بازم به جون هم خواهیم پرید و اگه حضوری همدیگه رو ببینیم بازهم موهای همدیگر رو خواهیم کشید:-) و بعدشم سریع آشتی می کنیم
مثلا در راستای همین پست مطمئن باشید یکی از اینهایی که اسم بردم به احتمال خیلی زیاد امشب اس ام اسی بدین مضمون خواهد فرستاد:
«هه هه!!! چی شده زهی؟!! میبینم که کم آوردی»
نوضیح: زهی اسمیه که دوستای صمیمیم با اون صدام میکنن. نمیدونم زهرا اسم به این قشنگی چشه که اینا یا به من میگن زهی و یا میگن ززر :-)
پ.ن: خلاصه اش اینه که باور بفرمائین ما کلا خلیم و در عوالم خل و چلیت و به قول خودم توی هپروت اسپیس چرخ می زنیم. شما زیاد پستهای ما رو جدی نگیرید:-)

* پست قبلی ظاهرا تداعی کننده بحث قدیمی دهه شصتی! دهه پنجولی بوده!!! باور کنید من همچین قصدی نداشتم و ابدا اعتقادی هم به اون بحث نداشتم.
تنها نکته شاید این باشه که نسلهای جدید نسبت به نسلهای قبلی اپن تر و بی خیالتر هستند! شایدم دنیا داره به سمت بی خیالی پیش میره و من عقب مونده هستم.
پ.ن: من ابدا از اینکه بهم بگید امل ناراحت نمیشم! جدی میگم!!! چون علیرغم تحصیل و کار بازم عمیقا قبول دارم که املی بیش نیستم! مسئله اینجاست که من هنوز مسائل زیادی رو تجربه نکردم و علاقه ای هم به تجربه اونها ندارم و واقعا از این نظر میشه گفت امل و عقب مونده هستم! شاید از لحاظ موقعیت ظاهری و اجتماعی خیلیا فکر کنن جلو مونده هستم ولی خودم ایمان دارم که از لحاظ زندگی و روابط بسیار عقب مونده فکر میکنم.

* قابل توجه اونهایی که به علت لینک دادن به اون پست دختر ترشیده منو متهم به خاله زنک بازی کردن! دو تا پاراگراف آخر رو با دقت بخونید. دلم میخواد بدونم کی شهامتش رو داره که پاراگراف یکی مونده به آخر رو تکذیب کنه و دلایل خودش رو بگه.
از وبلاگ ققنوس ۵۶:
دیشب فیلم غرور و تعصب را دیدم که بر اساس همین رمان ساخته شده است و بعد از مدت ها دوباره چنان فضاهایی برایم زنده شد. اول فکر کردم که این چه زندگی قالبی و کلیشه ای است؛ ادا و اصول در روابط انسانی و خم و راست شدن های بی پایان و انگلیسی بازی الکی!
خانواده بنت، ۵ دختر دارند و چندان پولدار نیستند؛ حتا می شود گفت فقیرند. همه ی فکر و ذکر مادر خانواده این است که این دخترها را چطور شوهر بدهد و دخترها هم همه اش به این فکرند که کجا چندتا مرد پیدا می شود که زود بدوند و خودشان را به او برسانند و حالا با انداختن دستمال شده یا هر فلاکتی، نظرش را جلب کنند. مادر آن قدر بدبختی کشیده که دیگر هیچ اصول و ابایی ندارد! دخترها باید شوهر کنند و خودشان هم این را می دانند.
خب، می شود گفت این یعنی نهایت صداقت نویسنده و شخصیت هایش. هرکدام که به سلامتی عاقبت به خیر شوند، لبخند رضایت بر لبان همه می نشیند و پدر هم مستثنا نیست. یک جا شارلوت می گوید:وای نمی دونی اداره کردن خونه ی خودت چه کیفی داره! و دوشیزه الیزابت که بین همه استثنایی و متفاوت است هم ته نگاهش یک حسرتی هست برای لمس این خوشبختی و البته او غرورش را حفظ می کند و حرفش را می زند!
غرض از گفتن این حرف ها این که، این همه ی ماجراست. خوب که فکر کنی، می بینی نهایت آرمان و آرزوی آدم های دور و بر و معاصر ما هم همین است؛ دانشگاه و تحصیل و پول و همه چیز، برای رسیدن به همین هدف است: یک شوهر خوب! آقایان هم همین را می خواهند؛ یک زندگی خانوادگی با ابن تفاوت که آدم های روزگار ما هی به ناف هم میس و مستر نمی بندند و تعظیم نمی کنند. اما هر طرف که نگاه می کنی، فرآیند شکارچی گری در جریان است، یک دختر خوب خوشگل  خانه دار تحصیل کرده و یک پسر پولدار خوش تیپ مهربان و با مرام و…
این داستان غریزی میل و فیمیل ادامه دارد، با این تفاوت که مردمان رمان جین آستین، تکلیف‌شان با خودشان روشن است و دنبال جفت می گردند. عشق و این حرف ها هم بهانه است، انگار همین که مرد باشی یا زن، برای جفت گیری کافی است…!

۳۴ نظر

  1. خانمه ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۹:۵۴ ق.ظ

    تکذیب نیاز نیست . چون راه مطمئن برای رسیدن به آرامش داشتن یه زندگی زناشویی آروم است .

  2. مهدی ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۱۰:۱۰ ق.ظ

    همین که آدم خودش بدونه واعتراف کنه که خل و چله کلی جلوهه

  3. مهدی ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۱۰:۱۶ ق.ظ

    لطفا جمع نبند (…. همه را به کیش خود پندارد)
    ممکنه شما و اطرافیانت همه چیز رو در ….وازدواج ببینی که این نشان دهنده فرهنگ بالا یا پائینته
    اما خیلیها مسلماً اینطور فکر نمی کنن

  4. پیشول ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۱۰:۵۲ ق.ظ

    یکی از کتابهای مورد علاقه ماهک و فیلمهای مورد علاقه من!
    شاید یکم با دید باز بخواهیم بهش نگاه بندازیم همینی میشه که گفتی
    زندگی برای یه سری آدما دقیقا ختم می شه به همین موارد. انتخاب مناسب از جهت داشتن آرامش و آسایش مخصوصا مرفه بی درد بودن.
    خیلی به خودشون فشار بیارن یکم از علایق مادیشون کم کنن و به چیزای دیگه فک کنن والا همین است و بس!!!

  5. تقویم صبورا ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۱۱:۴۴ ق.ظ

    سلام زهرا جون ……….خوبی خانومی………خب معلومه که اسمت قشنگه!!!!

  6. تقویم صبورا ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۱۱:۴۷ ق.ظ

    ایسنکه متاسفانه بعضیا بدلیل از بین رفتن قبح مسائلی سعی میکنن خودشونو تبرئه کنن وبقیه را هم تشویق به انجام اون کار کنن تا خودشون احساس ارامش کنن واگر اتشباهی کردن وجدانشون راحت باشه که فقط من نیستم وبه بقیه انگ امل بودن بزنن یه چیز واضحه…وشما باید به خودتون به خاطر اینهمه خودداری وغرور واعتماد بنفس افتخار کنین خانومی………نه اینکه قبول کنین امل هستین………..

  7. اقای جرعت ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۱۱:۵۹ ق.ظ

    موقعی که می خواستی جواب امیر و بدی معلوم خیلی عصبانی بودی چون جوابی که دادی زیاد قانع کننده نیست(شاییدم همینطوری خواستی یه جوابی بدی) در ضمن انی خانم که ادعای نجابت میکنن یه عالم پسر از کجا می شناسن.

  8. زهرا ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۱۲:۲۶ ب.ظ

    به آقای جرعت ؟( جرات)
    هر کی پسر زیاد بشناسه نجیب نیست؟ اینهمه پسر الان دور و برمون توی دانشگاه و محل کار هست!
    پس از دم همه دخترا نانجیبن؟!!!!!!!!!

    این چه نوع تعریفی بود؟

  9. سپیده ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۱۲:۲۷ ب.ظ

    معلومه داری دل همه رو به دست میاری یه خبری شده….
    اما دل من چی؟

  10. ایلیا ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۱:۰۲ ب.ظ

    سلام
    اما بعد ؛ مگه شریفی ها چقدر مهمند که یه پست رو به اونا اختصاص دادی معلوم میشه خیلی ازشون حساب می بری اگه اینطوره خب از اول باید مواظب می بودی تا حالا کار به اینجا نکشه !! در ضمن از لحاظ منم نه شریفی ها و نه علم و صنعتی ها به هیچ وجه رقمی نیستن اما مخلص دانشگاه تهرانی ها هستیم .
    در مورد رضایت مندی نکته بسیار مهمی رو گفتی باید ادم با خودش صداقت داشته باشه و لذت بردن واقعی و راحتی درست و حسابی رو برای خودش معنی کنه و زیاد هم بفکر دورو برش نباشه چون هرکاری هم بکنه بالاخره یه جوری بهانه جهت حرف مردم دستشون می ده.. یادم نمی ره یه روز دیدم خواهر کوچیکم یه سوسکه رو از پاهاش گرفته و داره تابش میده تا بندازه بیرون منکه از تعجب شاخ درآورده بودم بهش گفتم تو که دیروز یه مهمونی رو بهم زدی بخاطر دیدن یه سوسک با اون جیغ کشیدنت !! خیلی راحت بهم نگاه کرد و گفت اونوقت تو مهمونی بود و اصولا رسمه که دخترا از سوسک باید بترسن منهم نخواستم جلو اونا کم بیارم حالا این موضوع رو هم که گفتم فقط به خاطر این بود بعضی وقتا ما خودمون و بقیه رو به زحمت می اندازیم بخاطر یه چیزی که اصلش درخواستمون چیز دیگه ای بوده ولی رویمان نمی شده راستش رو بگیم یا اگه میگفتیم بقیه مسخره مون میکردن.

    امل بودن هم خیلی بد نیست اگه ادم بعضی موقع ها از تمام تکنولوژی و مد روز استفاده نکنه ضرر نمی کنه چون معمولا درصد خیلی بالایی از جامعه تا حدود زیادی اهل صبر و مماشات کردن با به روز شدن هستن .

  11. کیهان ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۱:۴۵ ب.ظ

    سلام
    راستش…چه جوری بگم!؟خوب در کل بله!برای جفت گیری زن و مرد بودن کافیه!مطمینم حور دیگری هم وحود نداره.مگر نظر شما بر خلاف این است؟
    و دیگر اینکه….تا همین سالهای اخیر شاید ۸۰% ازدواجها بدون عشق صورت می گرفت و از قضای روزگار عمدتن هم ازدواجهای موفقی بودن و من و شما و نسل ما ثمره همین گونه ازدواجها هستند.
    اما امروزه که عشقولانه بازی و لی لی و مجنون بازی و دوست دختر و پسر بازی و باز ی … و بازی….در واقع ازدواج را تبدیل به یک بازیچه کرده است. می گی نه؟می توانی آمار طلاق را در طول سالهای اخیر از مرکز آمار ایران بگیری و رشد روز افزون آن را ببینی!
    زندگی خوب و سر شار از عشق را برایت آرزو می کنم.آمین

  12. شکوفه سیب ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۱:۵۳ ب.ظ

    تا علم برپاست لعنت بر یزید !!!!!!!

  13. مهران ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۳:۴۶ ب.ظ

    سلام

    اینی که نوشتید و در تمام طول تاریخ هم بوده .در مورد اکثریت صدق می کنه .ولی نه همه.
    من خودم کسانی را دیدم که اینجوری نبودن.

    اگه کسی دنبال این چیز ها برای رسیدن به آرامش باشه البته که بهش نمی رسه و هیچوقت هم سیر نمیشه( منبع آرامش درون
    آدمه و فقط با تفکر می شه بهش رسید.)
    ولی اگه برای داشتن یه زندگی مناسب دنبال این چیزا باشه واقعا چه اشکالی داره؟
    .دیگران را سرزنش نکنید. فقط اگه شما به این نتیجه رسیدید که اینکار درست نیست.مثل اینکارو نکنید.( و از خودتون راضی باشید که اینو فهمیدید.)

    یه متن قدیمی چینی میخوندم که نوشته بود ” نیاز راهنمای خوبی نیست” یعنی اگه به خواطر نیاز دنبال چیزی برید وقتی نیازتون رفع شد آنوقت چی؟ اونوقت اون چیز زائد میشه.
    وقتی ازدواج کنید که نیازی به اینکار ندارید.اینجوری انتخوابتون قابل اعتمادتره.

    نظر شما در مورد عشق و غریزه افراطیه. بله در ازدواج غریزه هست ولی انسان عاقل که عقلش بر غریزش برتری داره این غریزه را در مورد کسی اعمال می کنه که نسبت بهش مهر و محبت داره.

    یه چیزی هست که مدتهاست توی وبلاگ می بینم و دلیلشو نمیفهمم.توی پستهای قبلی و کامنتها من خیلی دیدم که به زهرا می گفتید توی اینترنت دنبال شوهر می گرده و ایشون (و چند تای دیگه از وبلاگ نویسهای دختر)این مسئله را یه جوری تکذیب می کردند انگار که چه عمل شنیع و غیر انسانی و مستحق اشد مجازاته.کاری به زهرا خانم و بقیه وبلاگ نویسهای دختر ندارم
    به طور کلی میپرسم.اینکه آدم توی وب یا خیابان یه هر جای دیگه ای(هر جایی) دنبال ایجاد آشنایی برای ازدواج (یا دوستی یا……..)باشه واقعا چه اشکالی داره؟ من هر چی فکر می کنم نمیفهمم.شماها بگید.
    البته هیچ آدم عاقلی از پشت کامپیوتر یا از تو خیابون نمی پره سر سفره عقد .بلکه اینم یه راه آشناییه.
    بهتر نیست به جای اینکه فکرمونو آکبند نگه داریم(که یه وقت خدای نکرده تموم نشه)-و هر چیزیرو که دیگران میگن خوب نیست ما هم بگیم خوب نیست و برای خودمون تابوش کنیم -یه کم فکر کنیم ببینیم بدیش چیه؟

    می خواستم بیشتر بنویسم. خسته شدم. شانس آوردید

  14. مهدی ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۴:۴۱ ب.ظ

    با تشکر متن زیبای آقا مهران
    باید دید طرف مقابل شما در وب یا خیابان که دنبال ایجاد آشنائی هستند هم مثل شما فکر می کنند یا نه؟
    به نظر من در نود درصد موارد چنین طرز تفکری ندارند

  15. زهرا ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۵:۰۵ ب.ظ

    به مهران
    آشنایی خود به خود اشکالی نداره
    نوع رابطه کیفیت رابطه و آدمهای دخیل در اون رابطه چارچوب رابطه و هدف رابطه اینها خیلی مهمتر از اونیه که نوشتید

  16. Junior_engineer ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۶:۰۶ ب.ظ

    I actually don’t agree with you about your last paragraph. Biologically speaking, male and female get together like other species to have offspring. A better one (genetically speaking) than themselves because that is how we all are wired. (i.e. Evolution theory). But to push yourself further than where you are to be a better person through education and etc. should not be for finding a mate but should be to enlighten yourself as a person. It should have nothing to do with another person or finding another person (i.e. a husband). The way you described in your last paragraph, it seems that everyone is living for someone else or to meet someone else (i.e. potential husband). That is why I don’t agree with your last paragraph. In Jane Austin’s Pride and Prejudice, the mom is pushing for her daughters marriage but the dad ’s approach and philosophy is different than what the mom was doing. The husband and the eldest daughter actually were embarrassed by the mother’s attitude and this actually shows that not everyone’s life is about finding a husband.

  17. مهران ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۶:۴۱ ب.ظ

    سلام

    مرسی از جوابتون( مهدی و زهرا)

    همه ی اینچیزی که نوشتید درسته.ولی حرف شما فقط احتماله.آیا احتمال این مسئله در رابطه ای(یعنی آشنایی) که به طرق دیگه بوجود بیاد نیست؟
    شما به من آمار میدید.ولی زندگی که ریاضی نیست.گاهی اوقات اتفاقاتی می افته که با هیچ منطقی جور در نمیاد.تازه کی این آمارو داده؟من در بین دوستام کساییرو دارم که همسرشونو خانوادشون انتخاب کرده و خیلی از هم ناراضین.کساییروهم دارم که با همین روش راضین.و یه دوست دارم که با همسرش تو یه سایت دوست یابی آشنا شده و خیلی خوشبخته.
    حرف من فقط اینه که اینو هم یه روش در کنار سایر روشها بدونیم.و به جای اینکه تفبیحش کنیم روشهای استفاده ی درست و صحیحش را بحث کنیم و
    مطمئن باشید اگه شخصیت. قدرت فکری و تواناییای روحی خودمون را توسعه بدیم به راحتی فریب نمی خوریم .
    آیا واقعا این توانایی را نداریم که ” نوع رابطه و کیفیتش و …” را خودمون تعیین کنیم؟

  18. تقویم صبورا ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۹:۰۱ ب.ظ

    عجب

  19. eni ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۹:۰۷ ب.ظ

    سلام.خوبه خوبه خوبه چی ؟
    من احساس خوب ندارم متاسفانه نسبت به این سبک نوشته ها

  20. eni ۱۳۸۶-۱۲-۱۱، ۹:۱۴ ب.ظ

    اما چون به طور تقریبا یکنواخت پست می کنید و با وردپرس کار می کنید
    ظاهرا رنک شما ۴ این خوبه ورودی گوگل شما هم حدس می زنم خوب باشه
    ___________________________________________

  21. بیسکویت ۱۳۸۶-۱۲-۱۲، ۲:۲۶ ق.ظ

    با یک قسمتی از پاراگراف یکی مونده به آخر موافق نیستم

    “اما هر طرف که نگاه می کنی، فرآیند شکارچی گری در جریان است، یک دختر خوب خوشگل خانه دار تحصیل کرده و یک پسر پولدار خوش تیپ مهربان و با مرام و…”

    شاید خیلی ها به دنبال تشکیل زندگی و داشتن یک خانواده باشند اما همه به این روش دنبالش نمی روند
    هرکس معیارهای خودش را دارد. همه پسرها فقط به دنبال دختر خوشگل خانه دار تحصیل کرده نیستند. خیلی معیارهای مهمتری وجود دارد. همین طور برای دختر ها. همه فقط منتظر یک پسر خوش تیپ پولدار مهربان نیستند. شاید عده ای فقط همین معیارشان باشد اما همه نه. خیلی ها اینطور نیستند و واقعا به شخصیت شریک زندگی شان اهمیت بیشتری می دهند.

    همان طور که برعکسش هم هست… خیلی ها حتی همین معیارها را هم ندارند و فقط کافیست طرف جنس مخالف باشد!

  22. آرش طباطبائی ۱۳۸۶-۱۲-۱۲، ۶:۵۶ ق.ظ

    سلام
    یکی اینکه کلکل های شما، من را یاد کلکل های خودم و هم دبیرستانیهایم با یکدیگر انداخت. (ما در دبیرستان مفید درس خواندیم) به نظر می رسد شما هم در مکان مشابهی درس خوانده باشید!!!

    پ.ن: از شما با این اسم بعید است که معنای سقیفه را ندانید

    یا حق!

  23. saba ۱۳۸۶-۱۲-۱۲، ۹:۴۸ ق.ظ

    سلام زهرا جان
    اومدم بگم هم اسمت قشنگه. هم نوشته هات خیلی به دل میشینه. و هم اینکه اصلا امل نیستی.
    میخواستم بگم درست زدی به هدف خانومی.
    این آرزوی هر دختر و پسر مجردی هست که بتونه سالهای عمرش رو با یه همزبون با مرام بگذرونه. ولی بعضیها این نیاز رو تو خودشون میکشن و خیلیا بروز میدن. این برمیگرده به یک یا چند رنگی بودن آدمها.

  24. مهم نیست ۱۳۸۶-۱۲-۱۲، ۱۱:۰۱ ق.ظ

    سالهاست سایتتو میخونم بدون گذاشتن نظر.
    نظرتو خیلی پسندیدم. همه زندگی همینه.

  25. زهرا ۱۳۸۶-۱۲-۱۲، ۱۱:۵۱ ق.ظ

    من نگفتم که روش همه یکسان هست (بیسکویت)
    گفتم به نظر من مهمتر از روش چارچوب رابطه و هدف اون و کیفیتش هستن که مهمن.
    من روش خاصی رو نگفتم و یا تقبیح نکردم (مهران)
    به نظر من یک رابطه میتونه هر طوری شروع بشه هر چند من روش معقولش رو بیشتر می پسندم منظورم بدور از جلف بازی و هدفهای زودگذر هست

    اگه در یک رابطه هدف برآورده شدن نیازهای زودگذر باشه به محض مرتفع شدن دلیلی برای ادامه رابطه وجود نداره

  26. مهدی ۱۳۸۶-۱۲-۱۲، ۱۲:۴۴ ب.ظ

  27. مریم ۱۳۸۶-۱۲-۱۲، ۱۲:۵۹ ب.ظ

    وای زهرا بعضی کامنتا خیلی داغونن :(

  28. مهدی ۱۳۸۶-۱۲-۱۲، ۱:۴۳ ب.ظ

    مریم خانوم شما لااقل سانسور کن

  29. زهرا ۱۳۸۶-۱۲-۱۲، ۱:۵۹ ب.ظ

    مریم الان دیدمش :(

  30. مهران ۱۳۸۶-۱۲-۱۲، ۲:۴۴ ب.ظ

    سلام.این مطلب از آدرس : http://iran-uk.com/article.php?id=3986
    شاید ربط زیادی به موضوع نداشته باشه و خونده باشید اما جالبه

    طبق تحقیقاتی که اخیرا انجام شده است، زنان تنها با نگریستن به مردان می توانند به طور ناخودآگاه وجود یا عدم وجود خصوصیات مورد نظرشان را در مردان تشخیص دهند.
    در گزارشی که اخیرآ در این رابطه تهیه شده است، آمده : “زنان می توانند نشانه های علاقه یا عدم علاقه به کودکان را در صورت مردان بخوانند و تشخیص دقیقی از چگونگی تفکر آنها نسبت به جنس مخالف نیز داشته باشند.”
    تحقیقات آماری نشاده داده است، آن دسته از مردان که به کودکان علاقمند هستند، برای روابط دراز مدت مناسب ترند و مردان متعصب با طرز تفکر مرد سالار برای روابط گذرا و کوتاه مدت مناسبند.
    مطالعات انجام شده توسط محققین دانشگاه شیکاگو و دانشگاه کالیفرنیا - سانتا باربارا - نشان داده است:
    “زنان به طرز شگفت آوری در تشخیص توانایی مردان در تشکیل زندگی و میزان علاقه آنها به داشتن فرزند - تنها با نگاه کردن به چهره آنان - مهارت دارند. نتیجه گیری زنان در این مورد باعث می شود که راجع به نوع رابطه و مدت زمان آن، در همان ابتدای امر تصمیماتی اتخاذ کنند.”
    نتایج تحقیقات اخیر بیانگر این نکته است که در چهره هر شخص، خیلی بیش از آنچه تصور می رود اطلاعات کاملی در مورد پتانسیل شخصیتی در مقام شریک آینده زندگی وجود دارد.
    آنچه مسلم است زنان در این زمینه از یک حس ثانویه برخوردار نیستند، اما مرور زمان و تجربیات مختلف به آنان می آموزد که تمام جزئیات را در مورد تصمیم گیری برای زندگی مشترک آینده و ایجاد روابط خود در نظر بگیرند.
    بد نیست به یکی از آزمایشهای انجام شده در این تحقیقات اشاره ای داشته باشیم :
    - عکس هایی از چهره های مردان مختلف داوطلب در اختیار ۲۹ نفر از دانشجویان دختر در مقطع لیسانس قرار گرفت.
    - از آنها خواسته شد که صاحبان عکس ها را به ترتیب بر طبق میزان علاقه آنها به کودکان، جذابیت ظاهری و مهربان بودن، دسته بندی نمایند.
    - به علاوه از آنها خواسته شد نظر خود را راجع به احساساتی بودن یا نبودن هر یک نیز بیان کنند.
    نتیجه کار باور نکردنی بود … حدس این دانشجویان دختر کاملا به واقعیت نزدیک بود!
    به عنوان نتیجه اصلی این تحقیق می توان به این نکته اشاره کرد که “زنان آن دسته از مردانی را که به کودکان علاقه مند هستند، قابل اعتماد تر می پندارند و آنها را برای ایجاد یک رابطه دراز مدت انتخاب مناسب تری می دانند. اکثر زنان این مسئله را با نگاه کردن به چهره مردان تشخیص می دهند.”

    می بینید که همه چیز دست خود دخترهاست.می تونن به احساسشون اعتماد کنند .بیچاره پسرها

  31. دوکله بوک بامگ وکدخدا ۱۳۸۶-۱۲-۲۱، ۲:۱۹ ب.ظ

    اگه حرفای ما را بشنوی حتما بشیمان میشی

  32. بامگ وبیوک ۱۳۸۶-۱۲-۲۱، ۲:۳۰ ب.ظ

    زهرا خیلی درستی باما تماس بگیر خوشت میاد قول میدم تاحالا نان قند خوردی یانان رب همراه شکر ناراحت نشی حرفات این معنا را داره به جان مادر بزرگم جیران درسلامتی کامل به سر میبری با تقدیم احترام محسن بهمن

  33. حمید رضا ۱۳۸۶-۱۲-۲۲، ۱۲:۰۷ ب.ظ

    بنام خدا
    خیلی خوبه . از زحمات شما تشکر میکنم .

  34. مهدی ۱۳۸۶-۱۲-۲۳، ۱:۴۰ ب.ظ

نظر شما