دخترها بهتر عمل می کنند

* شما حاضرید پاتونو توی رابطه ی عشقی ای بذارید که درصد زیادی احتمال میدین به نتیجه نمی رسه؟! به نظر شما اساسا چنین رابطه ای مفهومی و یا لذتی برای شما داره؟
راستش اخیرا توی یه وبلاگی راجع به عشق از راه دور و یا همچین چیزی (عین مطلب رو یادم نیست) نوشته شده بود و من توی کامنتاش نوشتم که چنین عشقی نتیجه ای نداره و حسرت خوردن براش هم بی معنیه. ولی توی کامنتای همون مطلب تعدادی که علیرغم تصور من بیشترشون خانوم هم بودن نوشته بودن که چرا باید اصلا به نتیجه اش فکر کرد! مهم نیست نیست که به نتیجه میرسه و این حرفا
تصور من همیشه بر اینه که ما خانومها توی هر رابطه ای در درجه اول به امنیت و تضمین رابطه فکر می کنیم! حتی اگر با خانوم دیگری دوست میشیم مهمتر از همه چیز اینه که بدونیم این دوستی درازمدت هست چون میخوایم بخشی از رازهامون رو با اون خانوم به اشتراک بذاریم. چه برسه به اینکه طرف دیگر رابطه یک آقا باشه! من فکر میکنم آدم یا نباید پاشو توی چنین روابطی بذاره یا اگه میذاره از نتیجه دار بودنش مطمئن باشه! تازه در صورت اطمینان از نتیجه که البته اطمینان ۱۰۰% هیچ وقت حصول نمیشه، بازم باید با احتیاط و رعایت چهارچوبها قدم بذاره که ضرر کمتری متوجه خودش بشه! یعنی من اشتباه می کنم؟! از اونجائی که من فکر میکنم دخترها حسابگرتر هستند و بهتر میتونن روابط رو مدیریت کنن، میگم بیان چنان جملاتی از خانومها واقعا بعیده!

* مرتبط: دخترها بهتر عمل می کنند
من فکر میکنم دخترها در زمینه روابط اجتماعی (شامل روابط خانوادگی، دوستی، فامیلی و حتی زناشویی) از پسرها بهتر و سنجیده تر عمل می کنند. صد البته به این نکته واقفم که بر هر اصل کلی همواره استثنائاتی مترتب است و من بالشخصه دختر هایی رو دیده ام که در این مورد خیلی ضعیف بوده اند و یا پسرهایی که خیلی خوب.  اما اینجا حرف من یک بحث کلی است و صرفنظر از استثناها اگر برآیند رفتاری پسرها و دخترها را در نظر بگیریم در مجموع مطابق معیارهای هوش احساسی (Emotional Intelligence) حداقل در سه زمینه دریافت احساسات (Perceiving Emotions) و فهم احساسات (Understanding Emotions) و استفاده از احساسات  (Using Emotions) دخترها بهتر از پسرها عمل می کنند . دریافت احساسات به معنای توانایی تشخیص (Detect) احساسات در صورت، کلام و یا رفتار خود و طرف مقابل است و در واقع سنگ بنای اولیه هوش احساسی است زیرا که  واکنش رفتاری فرد بسته به این است که چه چیزی به عنوان ورودی گرفته است. فهم احساسات هم توانایی درک و فهم زبان احساسات و روابط پیچیده بین آنهاست.  از آنجا که این سه توانایی نقش بسیار موثری در مدیریت روابط اجتماعی فرد با اطراف خود بازی میکند، به نظرمیرسد که دخترها در زمینه روابط اجتماعی تواناترند به گونه ای که گاه از حیث پختگی و باتجربه رفتار کردن عملکرد یک دختر بیست و چند ساله با یک مرد سی و چند ساله قابل قیاس است. این پدیده ربطی به باهوش و  زرنگ بودن فرد ندارد و بیشتر نشات گرفته از نوع رفتار جمعی دخترها با یکدیگرست. دخترها بر خلاف پسرها خیلی زیاد  با هم درد دل و تبادل نظر میکنند. در بسیاری موارد آنقدر به هم نزدیک میشوند که حتی در زمینه خصوصی ترین مسائل خود  با هم صحبت میکنند و از تجربه های همدیگر آگاه میشوند. یک دختر در مواقع بحران به راحتی میتواند در مقابل دوست دختر خود گریه کند و از او حمایت روحی و مهمتر از آن کمک فکری بگیرد. در حالیکه پسرها هیچگاه پیش هم گریه نمی کنند و در اغلب موارد می بایست خود به تنهایی و صرفا با تکیه بر آگاهی و تجربه خود تصمیم بگیرند، چرا که پسرها هرگز در زمینه مسائل جزئی خصوصی خود در آن حد و اندازه دخترها با هم حرف نمیزنند. در واقع عملکرد پسرها در حوزه روابط اجتماعی نتیجه خرد فردی است در جالیکه عملکرد دخترها نتیجه نوعی خرد جمعی است، جمعی از دوستان و آدمهای «نزدیکی» که دخترها به تناسب موقعیت و سن خود از همان اوان کودکی همواره گرد خود داشته اند و نقش موثری باز شدن دید و افق فکری و آگاه تر کردن آنها داشته است.  نوع و کیفیت صمیمیت روابط دو دختر نزدیک به هم به گونه ای است که هیچ چیز پوشیده نمی ماند و طرف «با تجربه» تمامی دانسته ها و تجربیات خود (و دوستان نزدیک به خود) را هلپی در اختیار طرف «بی تجربه» میگذارد.  کارول گیلیگان روانشناس، فمینیست و نویسنده آمریکایی می گوید:  « مردم همیشه عادت داشتند به بچه ها هنگام بازی سر بزنند و بگویند پسرها دارند فوتبال بازی میکنند و دخترها نشسته اند و هیچ کاری نمیکنند. اما اینطور نبود که دخترها کاری نمی کردند. آنها داشتند با هم حرف می زدند. آنها درباره دنیا با هم صحبت می کردند و بدین ترتیب آنها در مورد آن متبحر (متخصص) شدند به شکلی که پسرها نشدند. »

* من نمیدونم چرا اخیرا هر کس رو میبینم سنشو باور نمی کنم! تازه اخیرا هر دختر خانومی که من دیدم بهش میخورده بالای ۲۵ سال باشه ولی وقتی ازش پرسیدم میگه مثلا متولد ۶۹ یا ۱۷ سالشه یا ۱۹ ساله است! به نظر شما من چه نوع مرضی گرفتم؟!

۶۳ نظر

  1. زهرا ۱۳۸۶-۱۱-۹، ۱۲:۳۶ ب.ظ

    تا یادم نرفته بگم که منظورم از حسابگری نوع مادیش نیست منظورم حسابگری معنوی رابطه و حفظ حریمهاست

  2. روژ ۱۳۸۶-۱۱-۹، ۱:۰۲ ب.ظ

    زهرا جان من نظرت رو در مورد اول قبول ندارم. البته منظورم دوست داشتن از راه دور، در فضای مجازی و اینجور چیزا نیست. یه چیزی که به نظرم خیلی مهمه اینه که شناخت آدم ها قدم به قدم و در طول زمان بوجود می یاد. و چرا باید راجع به شخصی که هیچ شناختی ازش وجود نداره (و شناخت واقعی هم خیلی تدریجی و نه با فکر کردن یا مثلاً تحقیق و اینجور چیزا به دست می یاد) احساس امنیت یا انتظار قطعیت داشت اصلاً؟ به نظرم این درست نیست که قبل از شروع رابطه آخرش رو اینقدر شفاف ارزیابی کرد. به نظرم حالت بهینه اینه: از کسی خوشت می یاد، رابطه ای رو شروع می کنی (بدون تصمیم گیری خاص، نزدیک شدن به اون آدم رو مدیریت می کنی و همزمان اون آدم رو ارزیابی می کنی، با توجه به بازخوردهایی که می گیری ادامه می دی، درجه صمیمیت رو زیاد یا کم می کنی یا اینکه به کل قطع می کنی این رابطه رو. می دونم که گاهیی جاخوردن تو یه رابطه سخته، اما به نظر من سخت تر از تصمیم تقریباً قطعی در ابتدای ماجرا و بعد از اون باز شدن واقعیت ها سخت تره. البته این رو هم می دونم که برای خیلی آدم ها محدودیت های مذهبی و اعتقادی عملاً این روش رو تا حدودی محدود می کنه که خوب قابل احترامه.
    راجع به دومی هم برای من خیلی مشکله که راجع به مسائل خصوصی ام حتی با دوستان صمیمی زیاد صحبت کنم و این یکی از بدترین چیزاس فکر کنم! پس حرفت رو در کل تایید می کنم!

  3. زهرا ۱۳۸۶-۱۱-۹، ۱:۱۴ ب.ظ

    منظور منم دقیقا همین تصمیم قطعیه. برای همین نوشتم رعایت جوانب احتیاط لازمه
    حتی اگر تصور کنید که از فردی خیلی شناخت دارید نظر قطعی مثبت ابتدای ارتباط هم به ضرر خواهد بود. همین طور هم نظر صد در صد منفی در صورتی که شناخت اندکه

    منظور من در حالت کلیه. یعنی در حالتی که در همان ابتدا دلایل محکمی وجود دارند که مثلا به احتمالا بیش از ۸۰ درصد چنین رابطه ای نتیجه نداره. در اون صورت اقدام به ارتباط اونهم یک ارتباط عمیق و همه جانبه چه معنایی میتونه داشته باشه؟

  4. yaser ۱۳۸۶-۱۱-۹، ۱:۴۹ ب.ظ

    شنیدی میگن تنها کار بی چرای عالم عشقه؟البت من هم قبول ندارم بی مهابا عمل کردن رو اما:فرض کن یکی یکی رو دوست داره. خوب این بدبخت چی کار کنه. یعنی از کجا در مورد به نتیجه رسیدن یا نرسیدن ارتباط حسابگری کنه؟ من خودم به شخصه یکی از مشکلاتم همینه. آدم می مونه که طرف چند درصد ممکنه از تو خوشش بیاد یا اینکه بهت اعتماد کنه. خصوصاً این قضیه برا پسرا حاد تر ه چون برا اونا مثل یک قماره. کل هستیتو تقدیم می کنی با احتمال یک دوم.خوب راه حل چیه؟

  5. زهرا ۱۳۸۶-۱۱-۹، ۲:۳۱ ب.ظ

    به یاسر:
    من با عشق کورکورانه مخالفم
    ولی جواب شما در نوع خودش جالب بود. من همیشه فکر میکردم پسرا در اینجور روابط چیزهایی کمتری رو می بازند

    در مورد اینکه چطور به نتیجه برسه فقط خودش میتونه تصمیم بگیره. در درجه اول باید بخواد و از این حالت انفعال عشقی در بیاد! یعنی بخواد که تکلیف رابطه رو مشخص کنه و با خودش و رابطه اش صادق باشه. غیر از این چطور میتونه تصمیم بگیره؟

  6. saba ۱۳۸۶-۱۱-۹، ۲:۴۳ ب.ظ

    سلام
    به نظر من پسرها چیزی رو از دست نمیدن
    اونها انقدر خودخواهن که فقط منافع خودشونو میبینن
    فقط حرف میزنن و ادعا دارن
    ولی موقع عمل…..

  7. هفت تیر ۱۳۸۶-۱۱-۹، ۲:۴۹ ب.ظ

    خودت چند سالته .
    عکست هم بزار تا ببینم به خودت چند سال میاد شاید هم مرض در اومدیم

  8. AliReza ۱۳۸۶-۱۱-۹، ۴:۲۹ ب.ظ

    مرض خوش باوری!
    البته شاید همه خانم ها نتونن یا نخوان یه رابطه طولانی با کسی داشته باشن اونوقت بنظر شما باید همینطوری بشینن و به گذر عمرشون توجه کنن ؟
    اگه خانمی نیاز داره و امکان پیدا کردن فردی برای دائم رو نداره چه مشکلی برای داشتن رابطه موقت هست ؟ بهتر از نداشتنش نیست ؟
    حداقل برا همه این نیست که شما میگین. بقول معروف : جاتون نرمه و صداتون از جای گرمی درمیاد.

  9. عطاالله ۱۳۸۶-۱۱-۹، ۵:۴۱ ب.ظ

    مهم اینه که فرق بین عشق و هوس رو بدونیم. هر رابطه ای که با عشق واقعی شروع بشه ادامه پیدا می کنه چه از راه دور یا رو در رو. اما خیلی موارد هست که هوس با عشق اشتباه می شه و بعد از یه مدت و عادی شدن دو طرف برای هم دیگر مشکلات پدید می آید و امنیت رابطه به خطر می افتد.

  10. مهدی ۱۳۸۶-۱۱-۹، ۶:۳۸ ب.ظ

    به نظر من بهتره emotion هیجان معنی بشه تا احساسات
    هوش هیجانی نه هوش احساسی

  11. Mo.. ۱۳۸۶-۱۱-۹، ۷:۰۱ ب.ظ

    سلام. همیشه وبلاگت رو می خونم ولی کامنت نمیدم.. چندبار دادم دیدم چون ناآشنا بودم احساس کردم بی اعتنایی می کنی، خوب حالا مهم نیست اینا. دیگه انقدر از از اخلاقت خوشم اومد که دلم نیومد کامنت ندم. همه معیارایی که واسم مهمه برای یه پارتنر ثابت رو تو داری. همیشه فکر می کردم همچین دختری پیدا نمیشه! تنها چیزی که یه کم مشکل دارم باش مذهبی بودن تو هست، یعنی دوست دارم فرد مورد نظرم مذهبی باشه تا حدودی ولی توی تنهاییش یعنی همون spiritual but not religious.. نمی دونم دیگه چطوری توضیح بدم.
    دوست دخترم مذهبیه و ۴-۵ سال هم ازم بزرگتره! کاملا اتفاقی عاشق هم شدیم از یه رابطه معمولی شروع شد وگرنه از اولش هم مشخص بود نتیجه ای نداره دوستیمون! تازه الانم من دانشجو توی یه کشور دیگه هستم اونم ایران ولی هنوز رابطه داریم و کلی مشکل دوری!
    همه این مشکلات به کنار سن من که ۱۸ سال بیشتر ندارم و این که اعتقادات هم رو زیاد قبول نداریم هم هست ولی نمی تونیم جدا شیم! خیلی سخته… اگه اخلاقش عین تو بود دیگه دیوونه می شدم واقعا!!!
    بیان احساسان سخته..

  12. آرمین گیله‌مرد ۱۳۸۶-۱۱-۹، ۸:۵۴ ب.ظ

    سلام…
    * دست به کاری نزدن فقط بخاطر اینکه احتمال به نتیجه نرسیدن نیست!؟؟ کلان این طرز فکر به نظر من اشتباه هست …
    *این از تاثیرات میلیون سالی سیر تکامل بشر هست ….
    *تو مرضی نگرفتی، نثل به نثل چثه و ظاهر بزرگتر میشوند و بنظر میایند اما سواد و عقل عقبگرد میکند (البته منظور من اروپا هست که دوازده ساله‌ها چثه و تیپ ۱۸ سالگی من را دارند اما سواد و شعور ۶ سالگی منرا هم بزور دارا هستند ….

  13. باران ۱۳۸۶-۱۱-۹، ۹:۱۳ ب.ظ

    …من هم اصلاً با نظرت نسبت به رفتاراجتماعی خانم ها موافق نیستم ؛ همین احساسات خانم ها بشتر به روابطشون ضربه زده تا تو اجتماع کمک شون کنه!!
    …اون هوش هیجانی هم کاملاً بین خانم ها آقایون برابره ؛ فکر می کنم شما زیاد تحت تاثیر جمله گیلیگان قرار گرفتید و حس ناسیونالیستی تون غلیان کرده!!

  14. منصوره ۱۳۸۶-۱۱-۹، ۹:۲۷ ب.ظ

    سلام
    فروغ که می گه:
    آری آغاز راه دوست داشتن است… گرچه پایان راه ناپیداست… من به پایان دگر نیندیشم… که همین دوست داشتن زیباست.
    زهرا جان! حقیقتش پیش از اینها، من هم نظر تو رو را داشتم ولی الان معتقدم که کاملا اشتباه است. عشق یا دوست داشتن یه فرمول نیست که حتما باید به یک نتیجه ثابت ختم بشه. می شه عشق پاک کسی را تا همیشه در دل داشت، بدون این که این علاقه و عشق سالم (تاکید می کنم پاک) به ازدواج ختم بشه. جلوی عشق رو نمی شه گرفت ولی البته می شه کنترلش کرد…. این اتفاق کاملا طبیعی است چون ما انسانیم…. کاش می شد واضح تر و دقیق تر برات شرح بدم ولی مجالش نیست. شاید هم به تجربه به حرف من رسیدی. امیدوارم همیشه موفق باشی.

  15. علی ۱۳۸۶-۱۱-۹، ۱۰:۲۰ ب.ظ

    موقتو عشق است!

    وبلاگ بنده حاوی خاطراتم با همسر موقتمه که البته شاید برا شما خوب نباشه!

    http://man-mote.tumblr.com

  16. مریم ۱۳۸۶-۱۱-۹، ۱۰:۳۷ ب.ظ

    من فقط می دونم پسرها اصلا یه چیزایی براشون مهم نیست که بخوان به هم بگن.و البته بالعکسش هم هست.مطلب دومت خیلی جالب بود…..

  17. مریم ۱۳۸۶-۱۱-۹، ۱۰:۴۱ ب.ظ

    منم تازگیا این جور افرادی که سنشون به قیافشون نمی خوره خیلی میبینم!!!احتمالا منم یه چیزیم شده.شایدم باید معیار تناسب سن و قیافه رو تغییر بدیم

  18. ییلاق ذهن ۱۳۸۶-۱۱-۱۰، ۱۲:۳۷ ق.ظ

    یه جورایی دربست موافقم بدجور ;) بخصوص با اینکه وقتی قراره یه رابطه ای به وجود بیاد معلوم باشه آخرش چه خبره نه اینکه یه مدت رو با کسی بگذرونی که معلوم نیست ته اش چه بلایی قراره سرت بیاد

  19. ییلاق ذهن ۱۳۸۶-۱۱-۱۰، ۱۲:۴۱ ق.ظ

    اوه این سه خط آخر کولاک بود! جدی میگم این مرض نیست گرفتی زهرا جون این مرض رو همه هم سن و سالای ما دارن این رنج سنی متولدین ۶۶ تا ۶۸ واقعا شورشو درآوردن تو درصد بالاشون این قضیه هست مثلا طرف رو میبینی ۱۹ سالشه ولی اینقدر به صورتش ور رفته در حد یه خانوم سن بالا (از لحاظ تتو ابرو گرفته تا نوع آرایش) که ۶ ،۷ سال از سنش بیشتر نشون میده من برادرم متولد ۶۴ هست داشت میگفت من تصمیم گرفتم با یه دختر از رنج سنی تو (یعنی ۶۰،۶۱) ازدواج کنم چون این دخترا هم از لحاظ اخلاقی سالمترن هم سنشون اقلا ۲،۳ سال کمتر نشون میده این جور دخترا واقعا به درد زندگی نمیخورن

  20. فرشاد ۱۳۸۶-۱۱-۱۰، ۷:۴۹ ق.ظ

    البته همیشه روابط اینجوری نیست که شما میگین ولی کلا به نظر من دخترها به همین دلایل از ضعف شخصیتی و روحی در جامع رنج میبرند. به علاوه اینکه من فکر میکنم خیلی از اینگونه رفتارها ذاتی نیست و فقط به خاطر اپیدمی شدن تفکرات جامعه نسبت به موجودیت زن هستش ..

  21. زهرا ۱۳۸۶-۱۱-۱۰، ۸:۰۷ ق.ظ

    به علیرضا:
    اگه طرف از اول با خودش روراست باشه و بدونه که چیکار میکنه و منظورش هوی و هوس هست و زودگذر اون دیگه تکلیفش مشخصه! هرچند که دلم میخواد اینجور خانومام نظرشون رو بگن

    من منظورم طیف معمول خانومهاست. طیف معمول خانومها نمی پسند که توی یک رابطه که منظورش هوسه قرار بگیرن و دلشون میخواد رابطه واقعا سرانجامی داشته باشه وگرنه ریسک نمی کنن واردش بشن

  22. زهرا ۱۳۸۶-۱۱-۱۰، ۸:۰۹ ق.ظ

    به منصوره:
    در این صورت اگه به نتیجه نرسید
    اگه پایان وخیمی داشت اگه هیچ وقت نتونستید فراموش کنید و افسردگی بگیرید
    پذیرش عواقبش باز هم به همین راحتیه؟

  23. maryam ۱۳۸۶-۱۱-۱۰، ۸:۲۶ ق.ظ

    تو پای در ره بنه و هیچ مپرس/خود راه گویدت که چون باید رفت

  24. تقویم ۱۳۸۶-۱۱-۱۰، ۱:۴۹ ب.ظ

    سلام…..بنظر من هرکسی که میخواد عاشق بشه اول موقعیت طرف مقابلش را میسنجه اگه احتمال بده اصلا باهم جور نیستن هیچوقت پا تو این را ه نمیذاره…شاید بگی خیلی ها را دیدم که اصلا با هم جور نبودن ….ولی بنظر ما اینطوری مییاد واونا تو نگاه اول بین خودشون نقاط تفاهمی دیده اند…

  25. تقویم ۱۳۸۶-۱۱-۱۰، ۱:۵۰ ب.ظ

    افرین…درمورد اینکه خانمها توی شروع یه رابطه به تضمین وامنیت فکر می کنن باهات موافقم….

  26. تقویم ۱۳۸۶-۱۱-۱۰، ۲:۰۱ ب.ظ

    ببخشید من پاراگراف به پاراگراف مطلبتو میخونم ونظرمو می نویسم….درمورد پاراگراف سوم ….مطلب جالبی بود…..درمورد پارگراف اخر هم باید بگم….ماها روز به روز سنم اضافه تر میشه ولی هیچوقت باور نمیکنیم که پیری قراره یه روز به سراغ ما هم بیاد به خاطر همینه که هرکی را میبینیم هم سن وسال چند سال پیشمون (:D)خیال میکنیم الان همسن ماست…شوخی کردم…احتمالا به خاطر مصرف لوازم ارایش غلیظ یا رنگ مو سنشون زیاد بنظر رسیده نه؟

  27. روژ ۱۳۸۶-۱۱-۱۰، ۳:۰۵ ب.ظ

    راجع به آخری یک کمی بنویسم؟
    ببین زمانی که من نوجوان بودم (مثلاً ۱۲-۱۴ سال پیش) یکی از جملات خاله زنکی که خیلی می شنیدی این بود که “دیگه تو این دوره زمونه معلوم نیست کی ازدواج کرده و کی نکرده؟” که اشاره ای بود به مثلاً ابرو برداشتن دخترها و… . خوب تو این ۱۲-۱۴ سال اینقدر این موضوع عادی شد که الان فقط ممکنه از مامان بزرگ های مامانامون همچین چیزی رو بشنویم! الان هم یه سری چیزها (مثلاً های لایت، تتو و…) برای ما اینطور تعریف شده که یک آدم بالای ۲۵سال این کارارو می کنه. برای همین وقتی متولدین ۶۹ و.. رو می بینی که مثلاً تتو، های لایت و… دارند ناخودآگاه و به صورت پیش فرض سنشون رو بالای ۲۵ سال می نویسی و وقتی سن واقعیشون رو می فهمی فکر می کنی چقدر این آدم بزرگتر از سنش به نظر می رسه! اما احتمالاً چند سال دیگه اینطور نخواهد بود و کم کم اون پیش فرض پاک می شه.

  28. k1-35 ۱۳۸۶-۱۱-۱۰، ۳:۰۸ ب.ظ

    ها بله… یه وبلاگی!‌
    :)

    زهرا جان با این‌همه حسابگری فقط باید منتظر خواستگار نشست،‌ البته این کار هم قابل احترام است،‌ اما در کل با عاشق پیشگی منافات دارد (از نگاه من).
    همیشه ریسک‌های بزرگ داداه‌های بزرگتر در پی دارد، مدلی از زندگی که شامل حال اقلیت می‌شود و گاهی سرشان را هم بر باد می دهد، اما آن هم قابل احترام است.

  29. منیژه ۱۳۸۶-۱۱-۱۰، ۴:۴۷ ب.ظ

    سلام ، بحث های خیلی خوبی مطرح می کنید. من چند تا نظر دارم . فکر می کنم پسرها حسابگرتر هستند و بعد از دودوتا چارتا کردن عاشق می شن و اگه بصرفشون باشه جلوتر میرن . خیلی از دختر ها رو دیدم که یلخی عاشق شدن و بعد پشیمون شدن . در مورد رفتار پخته تر دخترها از پسر ها هم تحقیقات زیادی نشون داده دخترها ۷ سال از نظر اجتماعی از پسرها بزرگترن ( به همین دلیل بهتره که در ازدواج پسر بزرگتر باشه تا کمتر کلاشون تو هم بره ) مسئله ی دیگه روند جامعه پذیری دخترها و پسرهاست که از بچگی دختر رو آماده پذیرش نقش مادر و همسر و پسر رو هم یک نقش فعال و مقتدر می ده . این مسئله از نوع اسباب بازیهای بچه ها کاملا مشهوده . در فرایند جامعه پذیری باید تغییراتی داد . یه تحقیق خوندم که نشون می داد در صورتی که دختر ها هم از اسباب بازیهای پسرونه از همون اوایل کودکی استفاده کنند و بازی کنند ( به قول پیاژه با اسباب بازیها زندگی کنند) درک هندسی و تجسم فضائیشون کاملا شبیه پسرها میشه ( چون در این رابطه ضعف دارن مثلا به خوبی نمی تونن پارک کنن) و پسرها هم می تونن به همین شکل توانمندیهای دخترها رو کسب کنن.موفق و شاد باشی .

  30. منیژه ۱۳۸۶-۱۱-۱۰، ۵:۰۵ ب.ظ

    من منظورت از حساب گری رو بعد از کامنتم دیدم . ولی خدائیش معنویشم در نظر بگیری باز پسرا حساب گرترن و متاسفانه دخترها زود وابسته میشن . در ارتباط هم نباید به آخرش توجه کرد حال رو باید در نظر گرفت و از لحظه باید استفاده کرد همه ی دوستیها هم الزامی نداره توش عشق باشه . عشق خیلی جاها عذاب دهنده است در حالی که دوستی این طور نیست .

  31. علی زالی ۱۳۸۶-۱۱-۱۰، ۷:۳۸ ب.ظ

    دخترها بهتر عمل نمیکنند
    فقط به خاطر شرایط ایران و شرایط اجتماعی و غیره مجبورند محتاط تر عمل کنند.
    و اما سوال آخر
    سنتون زیاد شده
    همه رو به سن خودتون میسنجین :)

  32. ایلیا ۱۳۸۶-۱۱-۱۱، ۸:۲۳ ق.ظ

    سلام
    میخواستم بگم اینکه عشق آخرش رسیدن باشه و تازه همون اولم معلوم باشه که عشق نیست(حالا شما اسمش روبذاررابطه عاطفی ) پس نتیجه اینکه حتما یه عشق باعث بوجود آمدن یه رابطه بشه هم بی مزه است هم غیر ممکن اما اما!! ازاون طرف بعضی رابطه ها به عشق تبدیل میشن راستش از این عشق های از راه دور من یکی رو میشناسم که تجربه کرده بعد بخاطرش پا شده رفته شهر طرف و فعلا هم ای بد نیستن (این خبر مال یکی دو ماه پیشه ها بدنبودن رو میگم )
    از لحاظ احساس من تسلیمم شما خانوم ها به مراتب حساس تر از آقایون هستین ولی اینم بگم خیلی هم خشن ترین یعنی اگه یه جایی گیر بدین و بخواین حال طرف رو بگیرین آقایون رو ناجور ناک دان میکنین
    ولیاز اون طرف اقایون به احمقانه ترین ابراز علاقه هایی بلانسبت شما خانومها خر میشن و بزرگترین اشتباهات خانومها رو میبخشن ژنوم دیگه کاریش نمیشه کرد !! ژن مردا با ژن خانومها فرق میکنه (همه این حرفه راجع به احساسات بود )
    اما بجز احساس در سایر مسائل زناشویی بی اغراق آقایون به مراتب با کلاس تر و با مرام تر هستن .و شما خانومها به گرد پاشونم نمی رسین(خب شاید یه ذره تند رفتم نه !!)
    در مورد سن دختر خانوم ها هم چی بگم خودتون که مستحضرین !!
    اون قدیمها که ما میرفتیم دانشگاه اگه یه پسری با دختری در حال حتی جزوه گرفتن هم که بودن صدتا حرف پشت سرشون میزدن اون بنده های خدا هم سرخ و سفید میشدن اما حالا تو دبیرستان دخترا دوست پسراشونو به هم معرفی میکنن !! اخر و عاقبت چی بشه معلوم نیست

  33. مرتضی ۱۳۸۶-۱۱-۱۱، ۲:۳۴ ب.ظ

    سلام
    به نظرم تضمین و امنیت رابطه اگه پای عشق در میون باشه قابل پیش بینی و محاسبه نیست عقل و منطق پای خودش رو بیرون میکشه .
    لزوما این موجب نمیشه عشق رو نامناسب بدونم ولی عشق بودن عشق وابسته به کوری و دیوانگی و شیدایی میشه و وقتی از اون فضا به سوی عقلانیت میل میکنه خیلی قضیه فرق خواهد کرد.
    یادمه جایی شنیدم خوبه که خانها از مقام معشوقی خودشون پایین نیان. که البطه به نظر منطقی و فطری میاد. ولی اگه در برابر ابراز علاقه کسی واقع شدن منطقی بررسی کنند. چه بسا علاقه به کسی با رسیدن به اون منافات داشته باشه. اگه کسی رو دوست داشته باشی و ابراز علاقت موجب بشه اون طرف تو درد سر بیفته چکار باید بکنی باید به خودت و احساست فکر کنی یا به طرف مقابلت.؟!
    راجع به هوش عاطفی یا احساسی مطلب جالبی نوشته شده بود. من با کلیت اون موافقم. به نظر میرسه انرژی زیست در جنس مونث خیلی با مذکر متفاوته. حسس ششم خانها هم خیلی بهتر از آقایون کار میکنه و به قولی از تو چشم دیگران خیلی چیزا زو میخونن.
    راجع مطلب بعدی هم باید بگم شاید شما مرضی نداشته باشی بلکه اونایی که راجع بهشون قضاوت میکنی مرض داشته باشن (کلمه مرض رو به هرچیز مناسبی تغییر بدین).
    با آرزوی سلامت

  34. رضا عظیمی ۱۳۸۶-۱۱-۱۱، ۷:۵۸ ب.ظ

    من هیچی از عشق نمی دونم.

  35. رضا عظیمی ۱۳۸۶-۱۱-۱۱، ۸:۰۰ ب.ظ

    فکر نمی کنی مقایسه توانایی های دو حنس مذکر و مونث یکم دیگه نخ نما شده؟

  36. shandabilat ۱۳۸۶-۱۱-۱۲، ۴:۵۱ ق.ظ

    kos nago momen..
    dokhtara ke migi jamaati fekr mikonan behtare bgi jamaati gheybat mikonan..
    khalezanak bazishon alamo adam khabar daran..

  37. هم ۱۳۸۶-۱۱-۱۲، ۱۱:۰۳ ق.ظ

    به نظر من علتش اینه که دختران جوان آرایشی میکنن که مامانهای میگن برای ما زوده. آرایش آنچنانی اونم برای دخترهای جوون سن را بالا میبره.

  38. تارا ۱۳۸۶-۱۱-۱۳، ۱:۱۹ ق.ظ

    سلام.
    چه بحث های جالبی راجع به عشق تو وبلاگت میکنی. خیلیشون مشغله های فکری منم هست.
    پیش مام بیا. خوشحال میشم.

  39. سمیرا ۱۳۸۶-۱۱-۱۳، ۶:۳۳ ب.ظ

    من خودم به شخصه از این که بخواهم برای رابطه ای نتیجه ای متصور بشم خوشم نمی آد . الان هم اجازه نمی دهم به هیچ کدوم از دوستان پسرم که به خواستگاریم بیایند . اصلا این کار رو خراب مب کنه . دوستی حساب و کتابش با ازدواج فرق می کنه . اول ها مثل تو فکر می کردم ولی حالا با به دست آوردن تجربیات بسیار به این نتیجه رسیدم که قدم گذاشتن تو رابطه های عشقی بدون در نظر گرفتن ته کار خیلی هم لذت بخشه !

  40. داود ۱۳۸۶-۱۱-۱۳، ۱۰:۴۸ ب.ظ

    بالاخره آدمی به امید زندس شاید الکی سرخودشون کلاه می زارن که رابطه پایدار می مونه

  41. سپیده ۱۳۸۶-۱۱-۱۳، ۱۱:۲۷ ب.ظ

    درسته اما نمیدونم چرا مردها اینو قبول ندارند
    در مورد اون دختر ها تو مرضی نداری لوازم آرایش زیادی صورتشونو پیر کرده…

  42. حمید ۱۳۸۶-۱۱-۱۳، ۱۱:۴۰ ب.ظ

    سلام
    خوبه ادامه بدین

  43. Soheil ۱۳۸۶-۱۱-۱۴، ۵:۵۵ ق.ظ

    Hi, I think you are wright but just as an Iranian girl who is surrounded by old fasion Iranian costums.

  44. زهرا ۱۳۸۶-۱۱-۱۴، ۸:۲۹ ق.ظ

    لینک ندادن عمدی بود. مینویسم که چرا ولی مطمئنا از روی عناد و این حرفا نبوده

    دوما:
    از شما بعیده که چنین طرز تفکر (معذرت میخواما) عقب مونده ای داشته باشید!
    منتظر خواستگار بشینی یعنی چی؟!!!!
    مگه من گفتم کلا رابطه رو قطع کنید؟!!! گفتم احتیاط کنید و همه چیزتون رو پای رابطه ای نذارید که به نتیجه نرسه! این کجاش این معنی رو میده که بیکار خونه باباتون بشینین که یکی بیاد شما رو بگیره؟!

    استغفرالله اول صبحی ببین چطوری آدمو مجبور می کنین تند جواب بده :دی

  45. زهرا ۱۳۸۶-۱۱-۱۴، ۸:۳۳ ق.ظ

    کامنت بالا خطاب به k1-35 بود

    به علی زالی در مورد سن من اشتباه می کنید! سن من بالا نیست :دی

    به روژ: من اصلا مشکلی با این مسئله ندارم. منظور من از نظر آرایش و اینها نبود درصد بیشتریش به خاطر ساختمان چهره واندام بود.

  46. فرزاد ۱۳۸۶-۱۱-۲۰، ۱۱:۱۳ ق.ظ

    سلام …. با عرض خسته نباشیسلام ….. با عرض سلام و خسته نباشی به شما تبریک می گم ……..هر کس در انترنت مشکل داره به جان خودم مشکل را حل می کنم …اگر کسی چت کردن را بلد نیست من به شما یاد میدم ..هر کس باشی چه پسر ،چه دختر، چه کوچک چه جوان شماره من این است زنگ بزن وتنوی انترنت باش تا مشکل شما را حل کنم به امید خدا مشکل شما حل میشود ؟؟؟؟؟؟؟؟شماره من موبایل …۰۹۱۵۵۴۷۴۰۷۴داداش شما در خدمت شما است ممنون بای باین واسه شما شعر را می گم ok رنج گل رابلبل کشید بوی آن را باد برد

    رنج دختر را مادر کشید
    لذ تش را داماد برد

    سلامتی میکنم با جان هستی

    جواب را بده هر جا که هستی

    اگر لبخند زدی بر خط زشتم

    به خدا قسم تند ،تند،نوشتم

    درس خواندن برای جوان مشکل است

    مشکل هر جوان یک دختره خو شگل است

    Love you

  47. فرزاد ۱۳۸۶-۱۱-۲۰، ۱۱:۱۹ ق.ظ

    زنبور تنها پزشکی است که بدون معانیه بیمار را آمپول میزند؟؟

    اگر از گلی خوشت نیومد،تو راخدا شاخه ها شو نشکن؟؟

    نامه ای نوشتم ازساقه سیب،دست خداست چاره نصیب؟؟

    اگر حلقه عشق از طلاست،پس حلقه دوستی از وفاست؟؟

    تقدیم به یاری که یاورش منم،تقدیم به شمع که سوزنده اش منم؟؟

    بی نام :جان همیشه توی دستام بودی ولی هیچ وقت دستامو باز نکردم تا تو باشی هیچ وقت دستامو نبستی تا ازدواج آرزوهام نیفتیم؟؟

    اگر یادت کنم دیوانه می شوم،فراموشت کنم بیگانه میشوم؟؟

  48. مرتضی ۱۳۸۶-۱۱-۲۷، ۹:۲۹ ق.ظ

    خراب نبود یکی بیاد با منم دوست بشه
    مرتضی
    ۰۹۳۶۵۶۱۳۴۵۹

  49. :: My View :: ۱۳۸۶-۱۱-۲۹، ۴:۰۱ ق.ظ

    شما مرض نداری اونا مرض دارن !

  50. قلی ۱۳۸۶-۱۲-۲، ۴:۴۸ ب.ظ

    خیلی مسخره است

  51. arash ۱۳۸۶-۱۲-۲۷، ۹:۲۳ ب.ظ

    واقعآ مسخرس یکی میاد برات لاس می زنه بعد میاد پشت سرت حرف در می آره

  52. arash ۱۳۸۶-۱۲-۲۷، ۹:۲۶ ب.ظ

    راستی به این وب سر بزنین

    http://www.rap6-sport .blogfa.com

  53. زضا بیگدلی ۱۳۸۷-۰۲-۱، ۲:۲۵ ب.ظ

    به نظر من سکوت دخترها در مقابل جواب پسر ها مثبت است

  54. فائزه اصانلو ۱۳۸۷-۰۲-۱، ۲:۲۹ ب.ظ

    من با نظر آقای بیگدلی کاملا موافقم

  55. امیر حسین ۱۳۸۷-۰۲-۲، ۵:۴۵ ب.ظ

    سلام از نضر من خودت دوست داری دختر بازی کنی

  56. بهزاد ۱۳۸۷-۰۲-۲، ۵:۵۰ ب.ظ

    یکی مییاد باهات لاس میزنه و بعد اشقت میشه و بهعد ازدواج

  57. بهزاد ۱۳۸۷-۰۲-۲، ۵:۵۱ ب.ظ

    یکی مییاد باهات لاس میزنه و بعد اشقت میشه و بعد ازدواج

  58. هادی ۱۳۸۷-۰۲-۱۵، ۱:۳۴ ب.ظ

    سلام من هادی ۲۵ ساله از بندر عباس اینجا یه خانم واسه رابطه سالم و پاک هست،شاغل هستم،می خوام درد دل کنم. ۰۹۱۷۹۷۵۷۱۹۸یا ۰۹۳۶۸۹۶۴۸۸ ممنونم.

  59. حسن ۱۳۸۷-۰۴-۱۲، ۷:۱۸ ب.ظ

    با سلام خدمت شما به خاطر مطالب خوبتون .

    شما درجایی اشاره کرده بودید که عشق باید هدف داشته باشه و ۱۰۰ تضمین شده باشه . وقتی شما باکسی رفاقت می کنید یعنی رفاقت و هیچ ربطی به عشق نداره و کاملا اشتباه هستش ولی وقتی شما حرف از عشق به میان میارید یعنی تقسیم زندگی بین دونفر و این خودش هدف هستش و با رفاقت و روابط بین دختر - پسرها خیلی فرق داره . اخر عشق به زندگی و ازدواج ختم میشه ولی اخر رفاقت چیز تلخی رو در قلب و روح ادمها به جا میزاره . البته متاسفانه بعضی پسر ها و حتی دخترها اون قدر اخر این امر براشون عادی شده که روحشون از پاکی دراومده و دل به عشق نمیدن و فقط به دنبال هوس بازی هستند .

    ————————————————————————————————————–

    راجع به اون مطلبی که گفته بودید دخترها از پسرها حسابگر ترن .

    باید بگم شخصیت هر فرد بستگی به خودش و هیچ فردی مثل یک فرد دیگر نیست . مثلا من خودم در رابطه با وجوه مشترک بین مردها با مردها و زنها با زنها تحقیق کردم . و به جز دو یا سه مرد بسیار جزئی هیچ وجه اشتراکی بین اونها پیدا نکردم .

    —————————————————————————————————–

    به هر حال به خاطرمطلبتون ممنون . خدانگهدار .

  60. یسنا ۱۳۸۷-۰۵-۱۲، ۱۰:۵۹ ق.ظ

    سلام از حرفهایی که زده بودی خیلی منو منقلب کرد آخه میدونی من چند ماه پیش توی چتروم با یه پسر آشنا شدم محل زندگیمون خیلی با هم فاصله دارد .رابطه ما اول به صورت چت کردن بود کم کم بیشتر شد و زمان بیشتری از روز با اون چت میکردم به طوری که به هیچی دیگه فکر نمی کردم بعد از دو ماه رابطه تلفنی هم داشتیم ولی این رابطه به حدی بود که من دلبسته او شدم .
    ولی از اینکه این موضوع رو بهش بگم می ترسیدم الان حدود۸ ماه با همدیگر رابطه داریم اگه یک روز زنگ یا باهاش چت نکنم دیوانه میشم .حالا از عواقب اینکار می ترسم ، می ترسم اگه از دستش بدم چه بلایی به سرم میاد . نمی دونم این عشق راه دور که هنوز ندیدمش به کجا میرسه من با عشق کورکورانه مخالفم ولی نمی دونم این چه عشقی است که در دلم لانه کرده .
    از شما میخواهم که مرا راهنمایی کنید و از سردرگمی نجاتم دهید .
    با تشکر

  61. مارال ۱۳۸۷-۰۵-۱۲، ۳:۴۷ ب.ظ

    به نظر من پسر ها خیلی از خو د راضی و پرو هستن

  62. حسن ۱۳۸۷-۰۵-۲۱، ۱۰:۳۶ ب.ظ

    با سلام خدمت دوستان . در جواب مارالخانوم بگم که اینگونه که فکر می کنید نیست .

    در جواب یسنا خانوم هم بگم که : خوب اینی که شما بهش میگید عشق و برای شما مطمئنا عشق هستش . مطمئن هستید برای اون اقا پسر عشق هست یا …… .

    در ضمن بستگی به سن شما داره . اگر تو سن ازدواج هستید ، ارتباط شما مشکلی نداره . به شرط اینکه اون اقا هم واقعا شمارو دوست داشته باشه . و اینو میتونید با یک قرار ملاقات از رفتارهای اون متوجه بشید .

    اما اگر تو سن ازدواج نیستید . پیشنهاد می کنم ندیده عاشق کسی نشید !

    ——————————————————————————————————————

    امیدوارم تونسته باشم کمکتون کنم .

  63. محمد رضا ۱۳۸۷-۰۸-۱۱، ۲:۳۴ ب.ظ

    من خیلی خوشلم که به وب شما سرزدم ومن خوشحال می شم که به وب من سر بزنید ممنونم

نظر شما