<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: چرا هیچ وقت عشق اول را فراموش نمیکنیم؟</title>
	<atom:link href="http://zahra-hb.com/1386/10/why-we-never-forget-the-first-love/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://zahra-hb.com/1386/10/why-we-never-forget-the-first-love/</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 12 Feb 2012 06:38:16 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>با: مرتضی</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/10/why-we-never-forget-the-first-love/comment-page-10/#comment-60577</link>
		<dc:creator>مرتضی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/12/24/why-we-never-forget-the-first-love/#comment-60577</guid>
		<description>سلام من ببخشید که این میگم ولی دختر ها دوتا ویژگی خیلی بد دارن یکی اینکه هیچ وقت اعتدال تو کاراشون ندارن یکی اینکه وقتی دور و برشون یه کم که شلوغ بشه با رضا شاهم فالوده نمیخورن ولی بعدش که خوب فکر میکنن متوجه اشتباهشون میشن و بر میگردن ولی دیگه دیر شده نمونه بارزش دخترایی که کلی خواستگار خوب رد میکنن بعدم که سنشون زیاد میشه میرن با یه ادم درب و داغون ازدواج میکنن</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام من ببخشید که این میگم ولی دختر ها دوتا ویژگی خیلی بد دارن یکی اینکه هیچ وقت اعتدال تو کاراشون ندارن یکی اینکه وقتی دور و برشون یه کم که شلوغ بشه با رضا شاهم فالوده نمیخورن ولی بعدش که خوب فکر میکنن متوجه اشتباهشون میشن و بر میگردن ولی دیگه دیر شده نمونه بارزش دخترایی که کلی خواستگار خوب رد میکنن بعدم که سنشون زیاد میشه میرن با یه ادم درب و داغون ازدواج میکنن</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سها</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/10/why-we-never-forget-the-first-love/comment-page-10/#comment-60418</link>
		<dc:creator>سها</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/12/24/why-we-never-forget-the-first-love/#comment-60418</guid>
		<description>سلام  با عشق اولم امروز خداحافظی کردم دوستش دارم ولی اون از شهرمون رفت</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام  با عشق اولم امروز خداحافظی کردم دوستش دارم ولی اون از شهرمون رفت</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سرافینا</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/10/why-we-never-forget-the-first-love/comment-page-10/#comment-60037</link>
		<dc:creator>سرافینا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/12/24/why-we-never-forget-the-first-love/#comment-60037</guid>
		<description>سلام بچه ها خوبید میدونم خیلی وقت بود نیمدم آخه گرفتاری خیلی داشتم امروز اومدم پی ام های بچه ها رو خوندم بازم مثل همیشه با شنیدنشون غصم میگیره دلم براتون تنگ شده بود بهار و آوای عزیزم ممنونم ازتون که سوالمو گرفتین کاش دوباره یه وقت میذاشتین بیاین وب من دوباره مثل اونموقعه ها با جو صمیمی اگه بچه های دیگه هم دوست دارین بیاین خوشحال میشیم من از صبح هستم تا بعداظهر منتظرتون هستم سایت مشاوره 
www.saraamiri.mihanblog.com خوشحال میشم بچه ها هم هستن</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام بچه ها خوبید میدونم خیلی وقت بود نیمدم آخه گرفتاری خیلی داشتم امروز اومدم پی ام های بچه ها رو خوندم بازم مثل همیشه با شنیدنشون غصم میگیره دلم براتون تنگ شده بود بهار و آوای عزیزم ممنونم ازتون که سوالمو گرفتین کاش دوباره یه وقت میذاشتین بیاین وب من دوباره مثل اونموقعه ها با جو صمیمی اگه بچه های دیگه هم دوست دارین بیاین خوشحال میشیم من از صبح هستم تا بعداظهر منتظرتون هستم سایت مشاوره<br />
<a href="http://www.saraamiri.mihanblog.com" rel="nofollow">http://www.saraamiri.mihanblog.com</a> خوشحال میشم بچه ها هم هستن</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/10/why-we-never-forget-the-first-love/comment-page-10/#comment-59590</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/12/24/why-we-never-forget-the-first-love/#comment-59590</guid>
		<description>سلام من 3 سال با یه پسری بودم قرار بود با هم ازدواج کنیم .خیلی همدیگه رو دوست داشتیم ولی خب نشد به هم برسیم باورتون میشه الان که یه کم ازین نوشته ها رو خوندم گریم گرفت نمیدونم شاید من دیوونم که بعد از یه سال و نیم هنوزم با شنیدن اسمش دوباره مثل اون موقعا عاشق میشم با اینکه حتی نمیدونم دیگه دوسم داره یا نه البته بعضی وقتام ازش متنفر میشم یه وقتام فکر میکنم اون هنوزم داره به من فکر میکنه شما چی فکر میکنین دوستام؟ من بهانه هستم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام من ۳ سال با یه پسری بودم قرار بود با هم ازدواج کنیم .خیلی همدیگه رو دوست داشتیم ولی خب نشد به هم برسیم باورتون میشه الان که یه کم ازین نوشته ها رو خوندم گریم گرفت نمیدونم شاید من دیوونم که بعد از یه سال و نیم هنوزم با شنیدن اسمش دوباره مثل اون موقعا عاشق میشم با اینکه حتی نمیدونم دیگه دوسم داره یا نه البته بعضی وقتام ازش متنفر میشم یه وقتام فکر میکنم اون هنوزم داره به من فکر میکنه شما چی فکر میکنین دوستام؟ من بهانه هستم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: تـنــــــــــــهـا</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/10/why-we-never-forget-the-first-love/comment-page-10/#comment-59531</link>
		<dc:creator>تـنــــــــــــهـا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/12/24/why-we-never-forget-the-first-love/#comment-59531</guid>
		<description>مرسی عزیز
خیلی امید وارم کردی
ولی خیلی  داغونم بعد از یه ماه هنوز ... .
نمی دونم چی کار کنم ولی به قول تو  الان که وقت امتحان هستش باید به درسام برسم.
بازم خیلی خیلی خوشحالم کردی 
در ضمن بهت تبریک میگم به خاطر این موفقیتت!
آره عزیز   ما   میتوانیم !

&quot;راستی ببخشید که زود صمیمی شدم و به جای ضمیر شما  از تو استفاده کردم&quot;

ولی باز هم میگم :

تنها…
تنها……
تنها………</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مرسی عزیز<br />
خیلی امید وارم کردی<br />
ولی خیلی  داغونم بعد از یه ماه هنوز &#8230; .<br />
نمی دونم چی کار کنم ولی به قول تو  الان که وقت امتحان هستش باید به درسام برسم.<br />
بازم خیلی خیلی خوشحالم کردی<br />
در ضمن بهت تبریک میگم به خاطر این موفقیتت!<br />
آره عزیز   ما   میتوانیم !</p>
<p>&#8220;راستی ببخشید که زود صمیمی شدم و به جای ضمیر شما  از تو استفاده کردم&#8221;</p>
<p>ولی باز هم میگم :</p>
<p>تنها…<br />
تنها……<br />
تنها………</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/10/why-we-never-forget-the-first-love/comment-page-10/#comment-59400</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/12/24/why-we-never-forget-the-first-love/#comment-59400</guid>
		<description>من از طریق چت خیلی اتفاقی عاشق یه دختر تبریزی شدم 6 ماه چیش فقط تلفنی باهم رابطه داشتیم بااینکه میدونستم قبل من دوست پسر داشته حتی شاید لب و بوسه و معاشقه اما بازهم عاشقش شدم ازم قول گرفت بیام تبریز اما ناچار شدم سفرمو برای دیدنش به تاخیر بندازم واقعا عاشق همدیگه بودیم اما اون رفت برای همیشه وقتی اومدم تبریز فقط گریه میکردم که چرا باهاش خوب رفتار نکردم اون رفته دیگه هم برنمیگرده اگع عشق بود یا هوس خوب یا بد من عاشق شدم داغون شدم و نمیتونم هیچکسی رو مثل اون دوست داشته باشم دوستت دارم نرگس دوستت ئارم دوستدارت رضا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من از طریق چت خیلی اتفاقی عاشق یه دختر تبریزی شدم ۶ ماه چیش فقط تلفنی باهم رابطه داشتیم بااینکه میدونستم قبل من دوست پسر داشته حتی شاید لب و بوسه و معاشقه اما بازهم عاشقش شدم ازم قول گرفت بیام تبریز اما ناچار شدم سفرمو برای دیدنش به تاخیر بندازم واقعا عاشق همدیگه بودیم اما اون رفت برای همیشه وقتی اومدم تبریز فقط گریه میکردم که چرا باهاش خوب رفتار نکردم اون رفته دیگه هم برنمیگرده اگع عشق بود یا هوس خوب یا بد من عاشق شدم داغون شدم و نمیتونم هیچکسی رو مثل اون دوست داشته باشم دوستت دارم نرگس دوستت ئارم دوستدارت رضا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: آوا</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/10/why-we-never-forget-the-first-love/comment-page-10/#comment-59399</link>
		<dc:creator>آوا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/12/24/why-we-never-forget-the-first-love/#comment-59399</guid>
		<description>Salaaaaaaaaaam. khob!d.bache ha dg veb sara nem!yayd?</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>Salaaaaaaaaaam. khob!d.bache ha dg veb sara nem!yayd?</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/10/why-we-never-forget-the-first-love/comment-page-10/#comment-59342</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/12/24/why-we-never-forget-the-first-love/#comment-59342</guid>
		<description>هشت سالی بود عاشقش بودمو به غیر او به هیچ پسری نگاهم نکردم چون که اون  همه چیز زندگیم بود همه چیزشو تحمل میکردم چند ماهی بود خودشو ازم دور میکرد چند روزه فهمیدم نامزد کرده خیلی داغونم نمی دونم چیکار کنم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>هشت سالی بود عاشقش بودمو به غیر او به هیچ پسری نگاهم نکردم چون که اون  همه چیز زندگیم بود همه چیزشو تحمل میکردم چند ماهی بود خودشو ازم دور میکرد چند روزه فهمیدم نامزد کرده خیلی داغونم نمی دونم چیکار کنم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد مهدی</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/10/why-we-never-forget-the-first-love/comment-page-10/#comment-59121</link>
		<dc:creator>محمد مهدی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/12/24/why-we-never-forget-the-first-love/#comment-59121</guid>
		<description>دخترای این دوره و زمونه فقط به فکر پولن. به قولی دخترا دنبال یه نفر میگردن که هزار تا خواسته شون رو برآورده کنه ولی نمیدونن که پسرا هم دنبال هزار تا دختر میگردن تا یه خواسته شون رو برآورده کنه! 
البته شوخی میکنم ولی اگر با دقت نظر بیشتری به این قضیه نگاه کنیم متوجه میشید که زیاد هم بی ربط نمیگم. ما که تو رابطه با جنس مخالف یه کلاه به این گشادی رفت سرمون. خداوکیلی هم از اول تریپ ازدواج بودیم ولی خانم توقع داشتن وقتی دکترامو گرفتم برم خواستگاریشون.( من دانشجوی سال آخر ارشدم اونم رزیدنت بود) من نمیدونم اون میخواست با مدرک من ازدواج کنه یا با خودم. القصه ما که عطای زن گرفتن رو به لقاش بخشیدیم، فعلا تا ببینیم چی میشه.
شاد و ثروتمند باشید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دخترای این دوره و زمونه فقط به فکر پولن. به قولی دخترا دنبال یه نفر میگردن که هزار تا خواسته شون رو برآورده کنه ولی نمیدونن که پسرا هم دنبال هزار تا دختر میگردن تا یه خواسته شون رو برآورده کنه!<br />
البته شوخی میکنم ولی اگر با دقت نظر بیشتری به این قضیه نگاه کنیم متوجه میشید که زیاد هم بی ربط نمیگم. ما که تو رابطه با جنس مخالف یه کلاه به این گشادی رفت سرمون. خداوکیلی هم از اول تریپ ازدواج بودیم ولی خانم توقع داشتن وقتی دکترامو گرفتم برم خواستگاریشون.( من دانشجوی سال آخر ارشدم اونم رزیدنت بود) من نمیدونم اون میخواست با مدرک من ازدواج کنه یا با خودم. القصه ما که عطای زن گرفتن رو به لقاش بخشیدیم، فعلا تا ببینیم چی میشه.<br />
شاد و ثروتمند باشید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد مهدی</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1386/10/why-we-never-forget-the-first-love/comment-page-10/#comment-59120</link>
		<dc:creator>محمد مهدی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.zahra-hb.com/2007/12/24/why-we-never-forget-the-first-love/#comment-59120</guid>
		<description>حرفی از مادر عروس</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حرفی از مادر عروس</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

